با همکاری انجمن علمی منظر ایران
نوع مقاله: مقالات پژوهشی

بررسی اثر تاریخ کاشت بر دو اکوتیپ رازیانه (Foeniculum vulgar L. ) در شرایط آب و هوائی مشهد

دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-10

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48434

الهام عزیزی، آسیه سیاهمرگویی، احمد نظامی، علی اصغر محمدآبادی، رضا سهیلی

چکیده به‌منظور ارزیابی کشت پاییزه رازیانه در شرایط آب و هوایی مشهد، آزمایشی در سال‌های زراعی 83-1382 و 1384 – 1383 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، بصورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل دو اکوتیپ بومی رازیانه (کرمان و خراسان) و سه تاریخ کاشت (مهر، آذر و اسفند) بود. بذر گیاهان رازیانه تنها در سال زراعی 1383 – 1382 کاشته شدند و در سال زراعی بعد، گیاهان از بخش‌های باقیمانده ساقه در مجاورت سطح زمین مجدداً رشد کردند. نتایج نشان داد که در پایان سال زراعی اول، تعداد بوته باقی مانده در تاریخ کاشت اسفند تقریباً 3 برابر کاشت اول بود. در سال زراعی دوم، تعداد بوته باقی مانده در کاشت اسفند 5/6 برابر کاشت مهر و 7/2 برابر کاشت آذر بود. در هر دو سال زراعی بین دو اکوتیپ کرمان و خراسان از نظر تعداد بوته باقیمانده در انتهای فصل رشد تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. در سال دوم علی‌رغم معنی‌دار نبودن اثر تاریخ کاشت و رقم بر وزن خشک و تعداد شاخه‌های اولیه و ثانویه در گیاهان کاشت مهر، از نظر این صفات دارای برتری نسبت به گیاهان کاشت آذر و اسفند بودند. تعداد چترهای بدون دانه در کاشت مهرماه 4/3 برابر گیاهان کاشت آذرماه و 8/8 برابر گیاهان کاشت اسفندماه بود. اثر تاریخ کاشت بر وزن دانه در بوته معنی‌دار نبود، با این وجود وزن دانه در گیاه در کاشت مهر بیشتر از کاشت آذر و اسفند بود. در سال اول آزمایش بیشترین عملکرد در تاریخ کاشت مهر (7/68 گرم در مترمربع) و کمترین آن در تاریخ کاشت اسفند (5/20 گرم در مترمربع) بدست آمد، در صورتی‌که در سال زراعی دوم بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب در تاریخ کاشت اسفند و مهر با 3/45 و 2/14 گرم در متر مربع حاصل شد.

ارزیابی درجه حرارت‌های کاردینال جوانه‌زنی بذر گیاه دارویی و بومی ایران، پونه‌سای‌انبوه (Nepeta glomerulosa Boiss.)

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-11

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.45673

هدی مرادی، مجید عزیزی، وحید روشن، حسین آرویی

چکیده گیاه دارویی پونه‌سای‌انبوه (Nepeta glomerulosa Boiss.) گیاهی است معطر و بومی ایران که متعلق به خانواده نعناعیان می‌باشد. یکی از مشکلات عمده در گیاهان دارویی این است که جوانه‌زنی بذر گیاهان در شرایط محیطی طبیعی مطلوب بوده، ولی تحت شرایط آزمایشگاهی یا زراعی، مناسب نیست. این پژوهش به منظور اطلاع از نحوه جوانه‌زنی بذر جهت استقرار موفق و مطلوب این گیاه، با بررسی خصوصیات مختلف جوانه زنی و تعیین درجه حرارت‌های کاردینال بذور، در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 93-92 انجام شد. تیمارها شامل تیمار سرمایی در 4 سطح (1، 2، 3 و 4 هفته سرمادهی در دمای 5 درجه سانتیگراد) و تیمار نیترات پتاسیم در 4 سطح (صفر، 1/0، 2/0 و 3/0 درصد) بودند، که به منظور ارزیابی خصوصیات جوانه‌زنی بذور این گیاه مورد استفاده قرارگرفت. همچنین اثر 8 تیمار درجه‌حرارت ثابت شامل درجه‌حرارت‌های 5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه‌سانتیگراد و 3 درجه‌حرارت متغیر شب و روز شامل درجه‌حرارت‌های 15/5، 20/10 و 30/20 درجه‌سانتیگراد بر درصد، سرعت و میانگین زمان جوانه‌زنی بذور، مورد مطالعه قرارگرفت. نتایج حاصل از تجزیه‌ی واریانس و مقایسه‌ی میانگین نشان داد که اثر تیمار سرما بر بیشتر صفات اندازه گیری شده، معنی‌دار بود. در بین تیمارهای مورد استفاده، 3 هفته سرمادهی و نیترات‌پتاسیم 1/0 درصد، بیشترین اثر مثبت را بر خصوصیات جوانه‌زنی بذر داشت، اگر چه بر درصد جوانه‌زنی تاثیر معنی‌داری نشان نداد. همچنین نتایج بدست آمده از تاثیر درجه‌حرارت‌های مختلف بر جوانه‌زنی بذور، نشان داد که، بیشترین درصد، سرعت و میانگین زمان جوانه‌زنی بذور این گونه در دامنه حرارتی 20 تا 25 درجه‌سانتیگراد بود. بیشترین درصد و سرعت جوانه‌زنی بذور در درجه‌حرارت متغیر روز و شب 30/20 و 20/10 درجه‌سانتیگراد بدست آمد. نتایج حاصل از تجزیه رگرسیون بین سرعت جوانه‌زنی و دما نشان داد که درجه‌حرارت‌های 15، 22 و 46 درجه‌سانتیگراد، به ترتیب به عنوان درجه‌حرارت‌های پایه، بهینه و بیشینه جوانه‌زنی برای گیاه پونه‌سای انبوه می‌باشند.

تاثیرکم آبیاری، سطوح نیتروژن و اندازه سوخ بر عملکرد بذر و ویژگی‌های زایشی پیاز رقم قولی قصه

دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-11

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i1.22310

سحر ملکانی، احمد گلچین، سعید شفیعی

چکیده  به منظور بررسی اثرات زمان­های قطع آبیاری، سطوح مختلف نیتروژن و اندازه سوخ مادری بر عملکرد بذر پیاز رقم قولی قصه (Allium cepa var. Ghooli gheseh) آزمایشی به صورت کرت­های نواری خرد شده در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1393 در دانشگاه زنجان اجرا گردید. در این مطالعه چهار زمان قطع آبیاری شامل قطع آبیاری در زمان شروع گلدهی، قطع آبیاری در زمان پایان گلدهی، قطع آبیاری در زمان شیری شدن بذر و آبیاری کامل در کرت­های افقی، چهار سطح مصرف نیتروژن شامل صفر، 75، 150 و 300 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره در کرت­های عمودی و دو سطح اندازه سوخ مادری پیاز شامل 7-5 و 9-7 سانتی­متر در کرت­های فرعی قرار داده شدند و در پایان فصل برداشت  عملکرد بذر، درصد زودرسی، میانگین قطر گل، تعداد گلآذین در سوخ و روز تا شروع گلدهی اندازه­گیری گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد اثر تیمار زمان­های قطع آبیاری بر صفات زودرسی و عملکرد بذر در سطح احتمال یک و پنج درصد تفاوت معنی­دار داشتند. قطع آبیاری در زمان شیری شدن، پایان گلدهی و شروع گلدهی عملکرد بذر را به ترتیب 5/10، 12 و 5/39 درصد نسبت به آبیاری کامل (شاهد) کاهش داد. بیشترین میزان عملکرد بذر از تیمار آبیاری کامل به مقدار 4/659 کیلوگرم در هکتار به دست آمد. مصرف نیتروژن تا سطح 150 کیلوگرم در هکتار صفات قطر گل­آذین و عملکرد بذر را نسبت به شاهد افزایش و درصد زودرسی بذر کاهش یافت. اثر اندازه سوخ مادری بر صفات روز تا شروع گلدهی، میانگین تعداد گل آذین در سوخ و عملکرد بذر در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود و سوخ مادری درشت با قطر 7-9 سانتی متر نسبت به سوخ­های با قطر کمتر برتری داشت. بنابراین در بذر گیری پیاز استفاده از  آبیاری کامل، سوخ مادری درشت با قطر 7-9 سانتی متر و مصرف 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار برای شرایط آب و هوایی مشابه با استان زنجان توصیه می­شود.

تأثیر سطوح آبیاری بر بهبود تحمل به تنش یخ‌زدگی در گیاه بنفشه در شرایط کنترل شده

دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i1.64594

عطیه اورعی، علی تهرانی فر، احمد نظامی، محمود شور

چکیده به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر تحمل به یخ‌زدگی گیاهان بنفشه، آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملأ تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1394 انجام شد. عوامل آزمایش شامل سه سطوح آبیاری (80، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و 10 سطح دمایی (20، صفر، 3-، 6-، 9-، 12-، 15-، 18-، 21- و 24- درجه سانتی‌گراد) بود. گیاهان پس از گذراندن دوره خوسرمایی در معرض تیمارهای آبیاری قرار گرفتند و سپس برای تنش یخ‌زدگی به فریزر ترموگرادیان انتقال یافتند. نتایج نشان داد که هر چند با کاهش دما درصد نشت الکترولیت‌ها در گیاهان هر سه تیمار آبیاری افزایش یافت، اما میزان آن در تیمار 80 درصد ظرفیت زراعی نسبت به دو تیمار دیگر به ترتیب 32 و 10 درصد بیشتر بود. گیاهان تحت تیمار (به جز 80 درصد ظرفیت زراعی) توانستند کاهش دما تا 21- درجه سانتی‌گراد را تحمل کنند. تیمارهای80 و 40 درصد ظرفیت زراعی در دمای 18- درجه سانتی‌گراد بیشترین و کمترین (به ترتیب 74 و 42 درصد) کاهش سطح برگ را نسبت به تیمار شاهد داشتند. اجزاء زایشی به طور معنی‌داری تحت تأثیر تیمارهای دمایی و آبیاری قرار گرفتند. گیاهان تحت تیمار 60 درصد ظرفیت زراعی در دمای صفر درجه سانتی‌گراد بیشترین افزایش (به ترتیب 55، 62 و 64 درصد) وزن خشک اجزاء رویشی، زایشی و کل را نسبت به شاهد به خود اختصاص دادند. وجود همبستگی منفی و معنی‌داری بین درصد بقاء و دمای کشنده 50 درصد گیاهان بر‌اساس درصد بقاء (LT50su) مشاهده شد (**95/0=- r). نتایج همچنین نشان داد که در گیاهان، با کاهش درصد نشت الکترولیت‌ها، دمای کشنده 50 درصد نمونه‌ها بر اساس نشت الکترولیت‌ها (LT50el) و دمای کاهنده 50 درصد وزن خشک گیاه (RDMT50) به طور معنی‌داری کاهش یافته است. با توجه به نتایج، به نظر می‌رسد که با اعمال تیمار آبیاری 60 درصد ظرفیت زراعی مقاومت گیاهان بنفشه در برابر تنش یخ‌زدگی افزایش می‌یابد.

تأثیر اوره بر برخی پاسخ‌های رشد و عناصر غذایی اسفناج (Spinacia oleracea L.) در سطوح مختلف شوری خاک

دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60687.0

صلاح الدین مرادی، لیلا جهانبان، لیلا غیرتی آرانی، جمال شیخی، عبدالمجید رونقی

چکیده به منظور بررسی پاسخ گیاه اسفناج رقم ’ویروفلی‘ به شوری در کاربرد با اوره در یک خاک دارای کمبود نیتروژن، آزمایشی در شرایط گلخانه­ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح شوری (بدون اعمال شوری، 1، 2 و 3 گرم کلرید سدیم بر کیلوگرم خاک، به ترتیب معادل قابلیت هدایت الکتریکی 7/0، 5/4، 8 و 5/11 دسی‌زیمنس بر متر در عصاره اشباع خاک) و پنج سطح نیتروژن (بدون کاربرد نیتروژن، 75، 150، 225، و 300 میلی‌گرم بر کیلوگرم خاک) از منبع اوره بود. اعمال شوری 5/4 و 8 دسی­زیمنس بر متر اثر معنی­داری (05/0≥p) بر عملکرد نسبی و سطح برگ اسفناج نداشت ولی شوری 5/11 دسی­زیمنس بر متر نسبت به سطح بدون اعمال شوری و شوری 5/4 و 8 دسی­زیمنس بر متر عملکرد نسبی و سطح برگ را به طور معنی­داری (05/0≥p) کاهش داد. کاربرد نیتروژن اثر سوء شوری را بر عملکرد نسبی و سطح برگ کاهش داد. بیشترین و کمترین تغییرات محتوای آب اندام هوایی در شرایط شوری به ترتیب در سطح بدون کاربرد نیتروژن و در سطح 150 میلی­گرم در کیلوگرم مشاهده شد. رگرسیون خطی نشان داد که در شوری 5/4 تا 5/11 دسی­زیمنس بر متر بین عملکرد با نسبت کلر به نیتروژن اندام هوایی اسفناج یک رابطه منفی وجود دارد. کاربرد شوری و نیتروژن هم به صورت تنها و هم به صورت توأم، نسبت K/Na، Ca/Na و Mg/Na را کاهش داد. به طور کلی، کاربرد نیتروژن تا سطح متوسط می­تواند اثرات منفی ناشی از شوری را در اسفناج بهبود دهد ولی استفاده بیش از حد معمول از کود نیتروژن نه تنها اثر مثبت نداشته بلکه ممکن است اثر منفی بر عملکرد گیاه داشته باشد.

گیاهان دارویی

ارزیابی تنوع خصوصیات ریخت‌شناسی، زراعی و میزان اسانس ژنوتیپ‌های مختلف پونه‌وحشی (Mentha longifolia L.) ایران

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v37i4.72174

علیرضا مشرفی عراقی، سید حسین نعمتی، محمود شور، مجید عزیزی، نسرین مشتاقی

چکیده گیاه پونه وحشی با نام علمی L. longifolia Mentha یکی از گونه‌­های جنس نعناع است که در کشور ایران رویش طبیعی دارد. در این پژوهش پس از تهیه 20 ژنوتیپ مختلف از سراسر ایران، کشت آن‌­ها جهت ارزیابی صفات ریخت­­شناسی، زراعی و استخراج اسانس انجام شد. مشخصات جغرافیایی و اقلیمی مربوط به هر رویشگاه تعیین گردید و آمار هواشناسی و خاکشناسی جهت ارزیابی فراهم گردید. خصوصیات رویشی و زایشی هر ژنوتیپ به­‌علاوه میزان و عملکرد اسانس گونه مورد مطالعه در هر ژنوتیپ مورد بررسی قرار گرفت. بررسی کلی نتایج نشان داد که در بین ژنوتیپ­‌ها تنوع معنی‌­داری (01/0≥P) از لحاظ صفات ریخت­‌شناسی، زراعی و میزان اسانس وجود دارد. نتایج بدست آمده از همبستگی بین صفات ارزیابی شده و میزان اسانس نشان داد که اندام‌­های رویشی گیاه در راندمان اسانس تأثیر بیشتری نسبت به اندام زایشی داشته­‌اند. تجزیه خوشه‌­ای صفات مورد بررسی، ژنوتیپ‌­های مورد مطالعه را در دو گروه مجزا قرار داد. تفاوت این دو گروه در جدا شدن از هم را می‌­توان به صفات مرتبط با عملکرد و شرایط اقلیمی مختلف در رویشگاه بومی این ژنوتیپ‌­ها و عوامل ژنتیکی نسبت داد. در نهایت ژنوتیپ استان‌­های هرمزگان، خوزستان، کرمان، آذربایجان غربی و قزوین به‌­دلیل داشتن خصوصیات رویشی و زراعی بهتر و بازده بالای تولید اسانس نسبت به ژنوتیپ­‌های دیگر می‌­توانند در برنامه­‌های به­‌نژادی و اهلی­‌سازی یا جهت کشت و تولید مورد توجه قرار گیرند.

سبزیکاری

بررسی انبارمانی توده‌های پیاز ‌خوراکی (Allium cepa L.) بومی افغانستان در دو شرایط دمایی

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-14

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60204.0

سید علی یعقوبی، سید حسین نعمتی، مجید عزیزی، محمود شور

چکیده پیاز خوراکی از نظر قابلیت انبارمانی دارای تنوع ژنتیکی زیادی است که شرایط محیطی از جمله دما نیز بر روی آن اثر می­گذارد. در این تحقیق قابلیت انبارمانی هشت توده پیاز خوراکی بومی افغانستان شامل «حنایی هرات»، «زرد‌هرات»، «قرمز‌هرات»، «مزارشریف»، «کابل»، «سرپل»، «قندوز» و «بلخاب»، به همراه رقم ایرانی «قرمز‌آذرشهر» و رقم تجاری «سویت‌گرانو» در دو دمای 5 درجه سانتی­گراد و دمای انبار معمولی در طی 120 روز (6 دوره 20 روزه) بررسی شد. این آزمایش از نیمه آبان تا نیمه اسفند سال 1390 در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل خرد شده بر پایه طرح کاملاً تصادفی طرح‌ریزی و اجرا گردید. نتایج نشان داد بین ارقام از نظر صفات انبارمانی (درصد کاهش وزن، درصد سبزشدن، طول جوانه سبز شده و وزن جوانه سبز شده به وزن سوخ)، تفاوت معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. طی 120 روز انبارداری در انبار معمولی، بیشتر توده‌ها با سرعت زیادی شروع به سبزشدن کردند، به صورتی که در توده‌های حنایی هرات، قرمز کابل، سرپل، بلخاب و قرمز‌آذر‌شهر، 50 روز و در توده‌های بومی زرد‌هرات، مزارشریف و رقم سویت‌گرانو، حدود 75 روز پس از شروع انبارداری حدود 50 درصد از سوخ‌ها سبزشدند، اما توده بومی قندوز و قرمز‌‌هرات به ترتیب بیشترین و کمترین ماندگاری (50 درصد سبزشدن پس از 105 و 35 روز در دمای انبار معمولی) را داشتند. کمترین کاهش وزن مربوط به توده قندوز (3/14 درصد در انبار معمولی و 7/12 درصد در 5 درجه سانتی‌گراد) و بیشترین کاهش وزن مربوط به توده بلخاب (6/20 درصد در انبار معمولی و 6/14 درصد در 5 درجه سانتی‌گراد) بود. همچنین بین دو شرایط دمایی از نظر صفات اندازه‌گیری شده در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی‌دار وجود داشت. اثر متقابل زمان و رقم در مورد صفات کاهش وزن و سبزشدن، در سطح احتمال پنج درصد معنی‌دار شد، بنابراین الگوی کاهش وزن و سبزشدن ارقام طی دوره انباری با هم متفاوت بود. اثر متقابل زمان × شرایط دمایی در صفات کاهش وزن و سبزشدن در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شد. کاهش وزن در دمای 5 درجه سانتی‌گراد روند خطی کاهشی و سبزشدن روند خطی افزایشی با شیب کم داشت، در حالی که در مورد دمای انبار معمولی یک الگوی منحنی شکل وجود داشته به‌طوری‌که در اواسط دوره، کاهش وزن کمتر و سبز‌شدن بیشتر بوده است. اثر متقابل دما×رقم، فقط در مورد کاهش وزن در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار شد. کاهش وزن سوخ‌ها، در دمای انبار معمولی در ابتدا و انتهای دوره انبارداری بیشتر بود، اما در دمای 5 درجه سانتی‌گراد، کاهش وزن طبق یک مدل خطی در طول زمان انبارمانی کاهش یافت. درصد سبزشدن سوخ‌ها، در دمای انبار معمولی در فواصل ابتدایی دوره انبارداری با سرعت زیاد افزایش یافت و در فواصل انتهایی انبارمانی ثابت شد، اما در دمای 5 درجه سانتی‌گراد، درصد سبزشدن طبق یک مدل خطی با شیب بسیار کمی در طول زمان افزایش داشت. در مجموع از بین ارقام و توده‌های بومی مختلف پیاز مورد بررسی در این پژوهش، توده بومی قندوز انبارمانی بیشتری داشت. تنوع زیادی در انبارمانی توده‌های پیاز بومی افغانستان وجود دارد که می‌تواند در برنامه‌های اصلاحی مورد استفاده قرار گیرد.

میوه کاری

تاثیر کاربرد غلظت‌های مختلف اسید سالیسیلیک بر برخی از خصوصیات فیزیکوشیمیایی انگور رقم ’شاهرودی‘

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-12

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.59037.0

محمود حسن آبادی، مجید عزیزی، غلامحسین داوری نژاد، حجت اله بداقی، حسین حکم آبادی

چکیده  در این مطالعه، تاثیر غلظت‌های مختلف اسیدسالیسیلیک بر برخی از خصوصیات فیزیکی و بیوشیمیایی انگور رقم ’شاهرودی‘ طی سال 1393 مورد مطالعه قرار گرفته است. آزمایش بر روی بوته­های 13 ساله در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. بوته­ها و خوشه‌ها دو هفته پس از تشکیل میوه با محلول اسیدسالیسیلیک با غلظت­های صفر، 1، 2 و 3 میلی­مولار به صورت یکنواخت محلول­پاشی شدند. ارزیابی صفات کمی و کیفی پس از برداشت میوه‌ها صورت گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که کاربرد اسید سالیسیلیک بر کلیه صفات اندازه­گیری شده در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بود. اثر بلوک به جزء در مورد صفت فنل کل و فلاونوئید در سایر صفات اندازه­گیری شده معنی­دار نبود. مقایسه میانگین داده­ها نشان داد که در مورد صفات کلرفیلa، b، کل و کارتنوئیدها تیمار 2 میلی­مولار اسید سالیسیلیک بهترین تیمار بود. در مورد صفات pH، نسبت قند به اسید و TSS تیمار شاهد بیشتر از سایر تیمارها بود. بیشترین میزان عملکرد به میزان 3/31 کیلوگرم به ازای هر بوته در تیمار 2 میلی­مولار اسید سالیسیلیک و کمترین مقدار در تیمار شاهد به میزان 21 کیلوگرم به ازای هر بوته مشاهده شد. در مورد مقدار ترکیبات فنلی بیشترین میزان در تیمار 2 میلی­مولار بر لیتر اسید سالیسیلیک (20/137 میلی‌گرم گالیک اسید در 100 گرم نمونه تازه) و کمترین مقدار در تیمار شاهد مشاهده شد. بیشترین مقدار مواد جامد محلول در تیمار شاهد (34/18 درصد بریکس) و کمترین آن در تیمار 2 میلی­مولار در لیتر اسید سالیسیلیک (95/16درصد بریکس) مشاهده شد. بر این اساس کاربرد غلظت 2 میلی­مولار اسید سالیسیلیک بهترین غلظت بوده و شاهد کمترین تاثیر را در بهبود صفات ثبت شده داشت. بنابراین کاربرد اسید سالیسیلیک دو هفته پس از تشکیل میوه با غلظت 2 میلی­مولار می‌تواند بعنوان تیمار مناسبی جهت افزایش خصوصیات کمی و کیفی انگور رقم ’شاهرودی‘ بکار برده شود.

میوه کاری

تعیین مناسب‌ترین زمان برداشت میوه زیتون (Olea europea L.) ارقام 'زرد' و 'آربکین' براساس ویژگی‌های فیزیولوژیک

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 11-1

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.75205.1138

سعیده کیوانفر، داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی

چکیده میوه زیتون (Olea europea L.) از خانواده Oleaceae، دارای اسیدهای چرب غیراشباع است و نقش آنتی‌اکسیدانی دارد. ویژگی تجزیه و تحلیلی مراحل بلوغ، یک پیش‌نیاز برای زمان برداشت میوه در هر رقم و کیفیت محصولات زیتون است. ایجاد وقفه بین برداشت و استحصال روغن زیتون، باعث ایجاد شرایط نامطلوب در این میوه می‌شود. بنابراین، تعیین بهترین زمان برداشت میوه حائز اهمیت است. برای تعیین زمان مناسب برداشت و اثر آن روی کیفیت روغن، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل با دو فاکتور شامل رقم در دو سطح (̓زرد̒ و ̓آربکین̒) و زمان برداشت در شش سطح (3، 10، 17 و 24 آبان و 1 و 8 آذر) بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی انجام شد. شاخص‌های فیزیولوژیک از جمله درصد روغن، میزان ترکیبات فنولیک، درجه پراکسیداسیون، مقدار اسید اولئیک، اسیدیته و نیروی جداسازی میوه از دم ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که بالاترین درصد روغن میوه (54 و 52 درصد)، به‌ترتیب در رقم ̓آربکین̒ برداشت‌‌شده در دو زمان هشتم و اول آذر به‌دست آمد. پایین‌ترین درصد روغن میوه (45 درصد) نیز در میوه رقم ̓زرد̒ برداشت‌شده در تاریخ سوم آبان به‌دست آمد. همچنین بالاترین غلظت پلی‌فنل (90/815 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و اسید اولئیک (89/77 درصد)، به‌ترتیب در رقم ̓زرد̒ برداشت‌‌شده در سوم آبان و اول آذر به‌دست آمد. علاوه‌براین بیشترین (30/6 نیوتن) و کمترین (20/3 نیوتن) نیروی لازم برای جدا کردن دم از فرابر، به‌ترتیب در میوه‌های رقم ̓زرد̒  و ̓آربکین̒  برداشت‌شده در تاریخ سوم آبان و هشتم آذر به‌کار گرفته شد. در مجموع، نتایج نشان داد که مناسب‌ترین زمان برای برداشت رقم ̓زرد̒ ، 17 آبان و برای رقم ̓آربکین̒، 24 آبان است.

میوه کاری

عملکرد و کیفیت پرتقال ’ناولینا‘ (Citrus sinensis cv. Navelina) روی پایه‌های مختلف

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 18-1

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90972.1396

نگین اخلاقی امیری، علی اسدی کنگرشاهی

چکیده استان مازندران، 70 درصد کل پرتقال کشور را تولید می­کند. برای تداوم تولید پایدار، استفاده از ارقام و پایه‌های متنوع و بررسی آن‌ها در شرایط منطقه ضروری است. ازاین­رو، تأثیر سه پایه سه‌برگچه‌ای مرکبات بر رشد رویشی و عملکرد کمّی و کیفی پرتقال رقم ’ناولینا‘ (Citrus sinensis cv. ’Navelina‘) طی هفت سال از زمان کاشت (1392) بررسی شد. در سال هفتم، پایه ’کاریزو سیترنج‘ (’Carrizo citrange‘)، بیشترین (765/0) و پایه ’سوینگل سیتروملو‘ (’Swingle citrumelo‘) کمترین (655/0) سازگاری ریخت‌شناختی را با رقم ’ناولینا‘ نشان دادند. حجم متوسط درختان در سال هفتم از حداقل 48/4 مترمکعب روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘ تا حداکثر 24/5 مترمکعب روی پایه ’سیترنج C-35‘ (’C-35 citrange‘) متغیر بود. سه اصله از درختان روی پایه ’سیترنج C-35‘در سال‌های پنجم و ششم، علائم کلروز شدید و ریزش برگ نشان دادند که دو اصله با مدیریت تغذیه و آبیاری دوباره به حالت طبیعی برگشتند، ولی یک اصله به‌طور کامل زوال یافت. با اندازه‌گیری برخی از ویژگی‌های میوه در نیمه آبان سال‌های چهارم تا هفتم، متوسط اندازه میوه 282 گرم، متوسط ضخامت پوست 4/4 میلی‌متر، نسبت طول به عرض میوه 011/1، مقدار پوست به وزن میوه 4/46 درصد، مقدار آب میوه به وزن میوه 2/41 درصد و شاخص برداشت از حداقل 84/8 روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘ تا حداکثر 74/10 روی پایه ’کاریزو سیترنج‘ متغیر بود. بالاترین متوسط عملکرد چهار سال (61/16 تن در هکتار) و بالاترین کارآیی عملکرد متوسط و سال پایانی (به‌ترتیب 07/6 و 77/7 کیلوگرم بر مترمکعب) روی پایه ’کاریزو سیترنج‘ ثبت شد. با توجه به نتایج، شروع برداشت پرتقال ’ناولینا‘ روی پایه‌های ’کاریزو سیترنج‘ و ’سیترنج C-35‘ از ابتدای آبان ماه (دو هفته زودتر از پرتقال ’تامسون ناول‘، رقم غالب منطقه) و روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘، 20-15 آبان (هم‌زمان با پرتقال ’تامسون ناول‘) می‌باشد.

تأثیر ضایعات مختلف کشاورزی بر برخی از عوامل رشد، عملکرد و میزان پلی‌ساکارید خام میوه‌ قارچ دارویی ریشی (Ganoderma lucidum)

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 88-92

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.35335

مسعود عظیمی، مجید عزیزی، محمد فارسی، سید حسین نعمتی

چکیده این پژوهش به منظور بررسی تاثیر ضایعات مختلف کشاورزی همراه با تراشه چوب بر برخی ویژگی‌های فیزیولوژیکی و پلی‌ساکارید میوه قارچ دارویی ریشی انجام شد. ضایعات کشاورزی شامل تفاله‌ سیاه دانه، تفاله چای، تفاله فندق، تفاله نارگیل، تفاله بادام و تفاله کنجد بودند و با دو نوع سبوس (گندم و برنج) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار مقایسه شد. نتیجه‌های تجزیه واریانس نشان داد که نوع ضایعات کشاورزی استفاده شده بر سرعت رشد میسلیوم، وزن تر، وزن خشک و عملکرد زیستی قارچ ریشی در سطح 1 درصد معنی‌دار است. بیشترین سرعت رشد میسلیوم بدون اختلاف معنی‌دار مربوط به تفاله‌های چای، فندق، نارگیل و بادام (به ترتیب 33/15، 67/16، 33/15 و 33/14 روز تا پر شدن بستر از میسلیوم) و کمترین سرعت رشد میسلیوم در تیمار تفاله سیاه‌دانه (33/30 روز تا پر شدن بستر از میسلیوم) بود. تیمار تفاله بادام بیشترین وزن تر (31 گرم) و تیمار تفاله نارگیل کمترین وزن تر (74/15 گرم) را داشت. بالاترین وزن خشک در تفاله‌ بادام (51/6 گرم) و کمترین وزن خشک در تیمار تفاله‌ نارگیل (75/3 گرم) دیده شد. تیمار تفاله بادام بیشترین عملکرد زیستی(75/7 درصد) و تیمار تفاله‌های سیاه‌دانه، چای، فندق و نارگیل بدون اختلاف معنی‌دار کمترین عملکرد زیستی را داشتند.

تجزیه ارتباط رگرسیونی صفات مرتبط با عملکرد با نشانگرهای مولکولی RAPD در پسته (P. vera L)

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 90-98

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.43835

سعید میرزایی، مهدی رحیمی، علی تاج آبادی پور، مسعود بهار، بهرام شریف نبی

چکیده با بکارگیری نشانگرهای مولکولی، اصلاح گیاهان با سرعت و سهولت بیشتری انجام می‌گیرد و انتخاب والدین برای تلاقی های بعدی در برنامه‌های اصلاحی با اطمینان بیشتری انجام می‌گیرد. در دسترس بودن تعداد بسیار زیادی از نشانگرها و صفات مورفولوژیکی می‌تواند به مطالعه تجزیه رگرسیونی بین این نشانگرها و صفات مورفولوژیکی کمک نماید. در این تحقیق، ارتباط صفات مرتبط با عملکرد در 20 ژنوتیپ پسته با استفاده از 15 آغازگر RAPD مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت 11 آغازگر چندشکلی نشان دادند و مجموعاً 56 قطعه (لوکوس) را تکثیر کردند که از این بین 36 قطعه (29/64 درصد) چند‌شکلی را با میانگین 09/5 الل به ازای هر پرایمر نشان دادند و میزان این چندشکلی از حداقل 25 درصد برای آغازگر AJ05 تا حداکثر 5/87 درصد برای آغازگر OPAD02 متغیر بود. میانگین محتوای اطلاعاتی حاصل از چند شکلی برای جایگاه‎ها 23/0 و از 095/0 (AJ05 و OPAD14) تا 39/0 (OPC05) متغیر بود. برای شناسایی نشانگرهای مثبت مرتبط با صفات اجزای عملکرد، تجزیه رگرسیون گام به گام بین داده‎های مولکولی به عنوان متغیرهای مستقل و صفات مورد مطالعه به عنوان متغیرهای وابسته انجام گرفت. نوزده قطعه RAPD با شش صفت مرتبط با عملکرد ارتباط داشتند. بعضی از نشانگرهای RAPD با بیشتر از یک صفت در تجزیه رگرسیون چندگانه ارتباط داشت که می‎تواند به خاطر اثر پلیوتروپیک مکان‎های صفات کمی بر روی صفات مختلف یا پیوستگی ژن‌های مختلف باشد. برای درک این موضوع تهیه نسل‌های در حال تفرق و نقشه‌های پیوستگی ضروری می‌باشد. همچنین این نتایج می‎تواند در برنامه‎های اصلاحی انتخاب به کمک نشانگر هنگامی که هیچ اطلاعات ژنتیکی در دسترس نیست، مفید باشد.

تاثیر محلول‌پاشی نیتروژن و روی بر صفات کمی چای ترش (Hibiscus Sabdariffa) در منطقه جیرفت

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 93-101

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.37910

عبدالرضا رئیسی سربیژن، ناصر برومند، طاهره ظاهرآرا

چکیده به منظور بررسی اثر محلول پاشی نیتروژن و روی بر صفات کمی چای ترش آزمایشی بصورت اسپیلت پلات در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در 3 تکرار انجام شد. تیمار ها شامل (NZn، N و Zn) در 8 سطح که کرت اصلی شامل 4 سطح N (0-1-2-3درصد) و سطوح فرعی شامل 2 سطح Zn (0-1درصد) در مزرعه پژوهشی دانشگاه آزاد جیرفت در سال 1389 به اجرا در آمد. در انتها، صفاتی همچون: قطر ساقه، وزن تر برگ، وزن خشک برگ، وزن تر بوته، وزن خشک بوته، ارتفاع بوته، وزن خشک برگ، وزن تر برگ، وزن هزار دانه و عملکرد موسیلاژ اندازه‌گیری گردید. نتایج حاصل از تجزیه واریانس نشان داد کود نیتروژن با سطح بالاتر بیشترین اثر را بر عملکرد و صفات کمی چای ترش داشته است، بیشترین تاثیر کود نیتروژن، کود روی و مخلوط کود نیتروژن و روی بر وزن تر کاسبرگ به ترتیب به میزان 481/215، 935/209 و 893/216 گرم می‌باشد. با توجه به نتایج این پژوهش و به‌منظور افزایش عملکرد و کیفیت گیاه چای ترش محلول‌پاشی گیاه با کودهای نیتروژن و روی توصیه می‌شود.

اثر تراکم بذر و فواصل کاشت بر عملکرد و برخی اجزای رشد گیاه ترب (Rhaphanus sativus cv. Longipinatus) در کشت دوم در شالیزار

دوره 27، شماره 2، تابستان 1392، صفحه 95-102

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.24803

معظم حسن پور اصیل، مهدی دهستانی اردکانی، محمد ربیعی

چکیده به منظور بررسی اثر تراکم بذر و فواصل ردیف‌های کشت بر عملکرد و صفات رویشی گیاه ترب، آزمایشی در موسسه تحقیقات برنج کشور در شهرستان رشت در سال 1387 به صورت کشت دوم پس از برنج و با استفاده از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام گرفت. تیمارهای اعمال شده شامل فاصله ردیف‌های کاشت در دو سطح (20 و 30 سانتی‌متر) و تراکم بذر در سه سطح ( 5، 10 و 15 کیلوگرم در هکتار) بود. صفات اندازه‌گیری شده شامل میزان عملکرد کل در هکتار، وزن تک بوته، وزن غده و صفات مورفولوژیکی شامل: وزن شاخه و برگ، ارتفاع بوته، تعداد برگ، طول برگ، طول و قطر غده بود. نتایج نهایی نشان داد که مصرف 5 کیلوگرم در هکتار بذر در فاصله کاشت 20 سانتی‌متر با عملکرد 38/45 تن در هکتار بیشترین میزان محصول را تولید کرده و برای منطقه توصیه می‌شود.

بررسی سرعت رشد میسلیوم و عملکرد جدایه های مختلف قارچ خوراکی دکمه ای سفید (Agaricus bisporus) در ایران

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 99-109

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.44274

محمدجواد احمدی لاهیجانی، محمد فارسی

چکیده در بین قارچ‌های خوراکی، قارچ خوراکی تکمه‌ای سفید، رایج‌ترین قارچی است که در سراسر جهان کشت می‌شود. به منظور بررسی سرعت رشد میسیلیوم و عملکرد جدایه‌های قارچ خوراکی دکمه‌ای سفید در محیط کشت جامد، اسپاون و کمپوست، پژوهشی در پژوهشکده قارچ دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سال 1393 انجام شد. هجده جدایه قارچ خوراکی دکمه‌ای سفید از لحاظ سرعت رشد میسیلیوم روی محیط-های کشت پوتیتو دکستروز آگار (PDA)، عصاره کمپوست (CYM) و کمپوست، کلاس رشدی و تیپ رشدی میسلیوم و عملکرد مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت بسیار معنی‌داری بین جدایه‌های قارچ خوراکی دکمه‌ای از نظر سرعت رشد میسیلیوم در محیط‌های کشت و میزان عملکرد وجود دارد. در محیط کشت PDA، بیشترین سرعت رشد به میزان 9/1 میلی‌متر در روز و قطر نهایی پرگنه 1/8 سانتی‌متر، متعلق به جدایه 2200 بود. همچنین، این جدایه از لحاظ سرعت رشد میسیلیوم در محیط CYM و پوشاندن سطح اسپاون و کمپوست نیز جزء جدایه‌های سریع بود و به همراه جدایه A15a از لحاظ عملکرد نیز از جمله‌ جدایه‌های با عملکرد زیاد بودند (A15a و 2200 به ترتیب 1/22 و 4/19 کیلوگرم در متر مربع). همچنین، بر اساس نتایج به دست آمده، سرعت رشد میسیلیوم با عملکرد همبستگی مثبت و معنی‌داری داشت و جدایه‌های با سرعت رشد میسیلیوم بیشتر عملکرد بیشتری تولید کردند. طبق نتایج به دست آمده، همبستگی مثبت و معنی‌داری بین سرعت رشد میسیلیوم در محیط کشت CYM و سرعت پوشاندن سطح کمپوست توسط میسیلیوم مشاهده شد، که می‌تواند به عنوان محیط کشت مناسب برای مقایسه سرعت رشد میسیلیوم در محیط آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.

اثر هیدروپرایمینگ و اسموپرایمینگ با GA3 و KNO3 بر جوانه‌زنی بذر ناترک (Dodonaea viscosa) تحت شرایط شوری

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 102-111

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.37975

صفدر پورممبینی، نوراله معلمی

چکیده ناترک (Dodonaea viscosa) درختچه‌ای زینتی، همیشه سبز دایمی و دارای گسترش وسیعی در سرتاسر مناطق گرم دنیا می‌باشد. به منظور بهبود جوانه‌زنی بذر ناترک، اثرات آماده‌سازی (پرایمینگ) و سطوح مختلف شوری بر شاخص‌های جوانه‌زنی بذر این گیاه مورد مطالعه قرار گرفت. در این بررسی دو آزمایش متوالی بصورت طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. در آزمایش اول تیمارها شامل هیدروپرایمینگ (تیمار با آب مقطر به عنوان شاهد) و اسموپرایمینگ شامل (نیترات پتاسیم 5/0 و 1 درصد و اسید جیبرلیک 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر) و در آزمایش دوم بر اساس بهترین نتایج آزمایش اول (تیمار اسید جیبرلیک 50 میلی گرم در لیتر) تیمار شوری با کلرید سدیم (0، 3، 6، 9 و 12 دسی‌زیمنس بر متر) مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج آزمایش اول نشان داد تیمار اسموپرایمینگ اثر معنی‌داری روی درصد جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه و ساقه‌چه و وزن تر ریشه‌چه داشت. اسید جیبرلیک50 میلی‌گرم در لیتر نسبت به بقیه تیمارها موثرتر بود. حداکثر درصد جوانه زنی (68 درصد)، طول ریشه‌چه (25/41 میلی‌متر) و ساقه‌چه (50/71 میلیمتر) و وزن تر ریشه‌چه (12/0 گرم) تحت تاثیر جیبرلیک اسید 50 میلی‌گرم در لیتر بدست آمد. نیترات پتاسیم 1 درصد کمترین تاثیر را بر درصد جوانه‌زنی (50 درصد)، طول ریشه‌چه (75/21 میلی‌متر) و وزن تر ریشه‌چه (06/0) گرم داشت. در آزمایش دوم اسید جیبرلیک 50 میلی‌گرم در لیتر در سطح احتمال 1 درصد بر تمام شاخص‌های جوانه‌زنی اثر معنی‌دار مثبت داشت و در سطح شوری 3 و 12 دسی‌زیمنس بر متر به ترتیب بیشترین و کمترین تاثیر را داشت. بطور کلی اسید جیبرلیک 50 میلی‌گرم در لیتر در سطح شوری 3 دسی‌زیمنس بر متر برای تکثیر ناترک با بذر نتایج بهتری را نشان داد.

اثرات مصرف اسید جیبرلیک بر بی‌دانه کردن و برخی صفات کمی و کیفی میوه سه رقم انگور دانه دار ایرانی

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 110-121

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.44918

حامد دولتی بانه، حکمت جعفری، رسول جلیلی مرندی، رحیم عبدالهی

چکیده به منظور مطالعه اثرات اسید جیبرلیک در دو زمان 7 و 14 روز قبل از شروع گلدهی بر القاء بی‌دانگی و بعضی صفات کمی و کیفی خوشه و حبه سه رقم انگور دانه‌دار ایرانی شامل قزل اوزوم، ریش بابا قرمز و خلیلی قرمز، پژوهشی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در پنج تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد بوته‌های تیمار شده با جیبرلین در مقایسه با شاهد از لحاظ درصد جوانه‌زنی دانه گرده، درصد تشکیل میوه، طول و وزن تر چوب خوشه، تعداد شات بری و حبه‌های بی‌دانه در خوشه، وزن حبه‌های بی‌دانه، طول دم حبه و TSS اختلاف معنی دار نشان دادند. جیبرلین باعث کاهش جوانه‌زنی دانه گرده ارقام مورد بررسی شد. تیمار جیبرلین درصد تشکیل میوه را افزایش داد اما واکنش ارقام متفاوت بود. اسید جیبرلیک موجب افزایش طول محور خوشه انگور شد و این افزایش در رقم ریش بابا و قزل اوزوم بیشتر از خلیلی بود. نتایج نشان داد که هورمون جیبرلین باعث ایجاد بی‌دانگی در حبه‌ها شد و اثر آن روی رقم ریش بابا قرمز بیشتر از قزل اوزوم و خلیلی قرمز بود. در انگور قزل اوزوم تیمار شده با جیبرلین در مرحله 7 روز قبل از گلدهی وزین‌ترین حبه‌های بی‌دانه بدست آمد، گرچه تعداد حبه‌های بی‌دانه این رقم کمتر از ارقام دیگر بود. جیبرلین موجب افزایش طول دم حبه‌ها شد. بیشترین طول دم حبه مربوط به رقم قزل اوزوم بود که در 14 روز قبل از گلدهی با جیبرلین تیمار شده بود. درصد مواد جامد محلول (TSS) در تیمارهای غوطه ورسازی شده با جیبرلین بیشتر از تیمارهای شاهد بود. مصرف قبل از شروع گلدهی هورمون جیبرلین با غلظت 100 میلی‌گرم در لیتر در هر سه رقم مورد بررسی باعث تولید حبه‌های بیدانه ریز شد که در صورت تکرار مصرف هورمون جیبرلین با غلظت 20 تا 40 پی‌پی‌ام در مرحله بعد از تشکیل میوه می‌توان حبه‌های بی‌دانه با اندازه قابل قبول تولید نمود.

بررسی تأثیر باکتری Pseudomonas putida و قارچ Glomus intraradices بر برخی صفات مورفولوژی و بیوشیمیایی گیاه شنبلیله L). Trigonella foenum-graecum)

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 112-121

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.38413

سیمین ایران خواه، علی گنجعلی، مهرداد لاهوتی، منصور مشرقی

چکیده شنبیله L).Trigonella foenum-graecum ) یک گیاه دارویی قدیمی متعلق به خانواده لگوم ها (Fabaceae) است. باکتری های محرک رشد، رشد گیاه را از طریق مکانیزم هایی مثل بهبود جذب عناصر معدنی و تولید فیتوهورمون ها افزایش می دهند. بعلاوه اثر مفید بعضی از این باکتری ها می‌تواند به علت برهم کنش با قارچ های ویزیکولار آرباسکولار میکوریز باشد. آزمایش با چهار تیمار (فاکتور اول) شامل تلقیح بذر با باکتری Pseudomonas putida، تلقیح با قارچ آرباسکولار میکوریز Glomus intraradices، تلقیح مضاعف باکتری و قارچ میکوریز و شاهد در دو سطح تنش خشکی (فاکتور دوم) 40 درصد ظرفیت زراعی و بدون تنش (80 در صد ظرفیت زراعی) بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در اتاقک رشد آزمایشگاه فیزیولوژی گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. صفاتی مانند بیوماس گیاه، مقدار پروتئین های محلول، محتوای ماده‌ی دارویی دیوزژنین و مقدار فسفر گیاه اندازه گیری و مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه واریانس داده ها نشان داد که تیمار گیاه شنبلیله با باکتری و قارچ آرباسکولار میکوریز، باعث افزایش صفات مورد بررسی در شرایط تنش خشکی می شود. باکتری Pseudomonas putida و قارچ آرباسکولار میکوریز Glomus intraradices از طریق افزایش میزان جذب عناصر غذایی، حفظ و نگهداری آب باعث افزایش بیوماس، مقدار پروتئین محلول و مقدار ماده دارویی دیوزژنین می شود. از آنجایی که دیوزژنین یک ترکیب دارویی بسیار مهم است می توان از طریق برقراری رابطه همزیستی گیاه شنبلیله با باکتری و قارچ آرباسکولار میکوریز مذکور تولید دیوزژنین را در گیاه افزایش داد.

تأثیر ترکیبات مختلف بستر کشت بر رشد فیکوس بنجامین ابلق Ficus benjamina var. Starlight

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 122-132

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.40914

فاطمه بیدرنامنی، حسین زارعی، کامبیز مشایخی، مهدی شعبانی پور

چکیده انتخاب بستر کشت مناسب گیاهان زینتی یکی از مشکلات اکثر گلخانه داران می‌باشد. به منظور مقایسه تأثیر نوع بستر کشت بر رشد گیاه فیکوس‌بنجامین ابلق آزمایشی بر پایه طرح اسپیلت پلات در زمان با 9 بستر کشت از 8 نوع ماده افزودنی آلی و معدنی، در 8 زمان اندازه گیری در طول سال و 6 تکرار مورد بررسی قرار گرفت. آنالیز داده ها با نرم افزار SPSS در سطح احتمال 05/0 نشان داد تأثیر زمان بر قطر ساقه، ارتفاع، تعداد برگ و طول کل برگ‌های جدید معنی دار بود. هم چنین کاربرد بسترهای مختلف نشان داد تأثیر بستر بر قطر ساقه و ارتفاع گیاه معنی دار نبود، در حالی‌که بر فاکتورهای تعداد برگ جدید، تعداد شاخه فرعی و طول کل برگ های جدید (مجموع طول همه برگ‌ها در هر تیمار) معنی دار بود. اثر متقابل بستر و زمان نیز بر قطر ساقه، ارتفاع گیاه، تعداد برگ جدید و طول کل برگ‎های جدید معنی دار بود، ولی بر میزان افزایش قطر ساقه معنی دار نبود. بستر کشت حاوی ترکیب 1 ( 1:3؛ پرلیت : ماسه): 1 (1:1:1؛ خاکبرگ : پوسته برنج : کوکوپیت): 1 (1:1:2؛ کمپوست قارچ : کمپوست تنه درختان جنگلی: کود دامی پوسیده) با توجه به تولید بیشترین تعداد برگ، شاخه فرعی و طول کل برگ های جدید و با توجه به ارتفاع مناسب بهترین بستر کشت است، همچنین در ماه‌های مختلف اندازه‌گیری، با افزایش دمای هوا در فصول بهار بر رشد گیاه افزوده شد، تا جایی که بیشترین افزایش ارتفاع و تعداد برگ جدید در تیر ماه مشاهده شد. بنابراین از لحاظ اقتصادی بهتر است رشد این گیاه به فصول گرم موکول شود.

بررسی تاثیر تنش خشکی بر فتوسنتز، درصد اسانس و عملکرد اسانس بابونه آلمانی (Matricaria recutita L.) رقم پرسو و کاسنی (Cichorium intybus L) توده محلی خوزستان در شرایط آب و هوایی شمال خوزستان

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 122-130

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.46691

روزبه فرهودی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی واکنش فتوسنتز و عملکرد اسانس گیاهان دارویی کاسنی توده محلی خوزستان و بابونه آلمانی رقم پرسو به تنش خشکی در شهرستان شوشتر (دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر) در سال زراعی 90-89 به صورت دو آزمایش جداگانه انجام شد. آزمایش‏ها در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا شد و تیمارهای تنش خشکی عبارت بودند از شاهد (حدود 90 درصد ظرفیت زراعی خاک)، تنش ملایم (حدود 75 درصد ظرفیت زراعی خاک) و تنش شدید (حدود 55 درصد ظرفیت زراعی خاک). صفات مورد بررسی در این تحقیق عبارت بود از ارتفاع بوته، وزن خشک برگ (کاسنی)، وزن خشک گل (بابونه)، غلظت کلروفیل a و b، فتوسنتز، درصد اسانس، عملکرد اسانس و اجزای تشکیل دهنده اسانس. نتایج آزمایش نشان داد تنش خشکی سبب کاهش فتوسنتز، غلظت کلروفیل a، وزن خشک و ارتفاع بوته بابونه و کاسنی شد اما درصد اسانس این گیاهان افزایش یافت. کمترین وزن خشک گل بابونه و وزن خشک اندام هوایی کاسنی تحت تاثیر تنش خشکی شدید به میزان 47 و 195 گرم بر متر مربع دیده شد در حالیکه بیشترین میزان عملکرد اسانس بابونه آلمانی (6/56 گرم در متر مربع) و کاسنی (9/225 گرم در مترمربع) تحت تاثیر تیمار تنش خشکی ملایم به دست آمد. در شرایط تنش خشکی ملایم بیشترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس بابونه کامازولن، آلفا پنین، آلفا بیسابول و بتا پنین بود در حالیکه بیشترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس کاسنی در شرایط تنش ملایم خشکی کامفور، آلفا پنین، بتا پنین و سابینین بود. به طور کلی نتایج نشان داد تنش خشکی ملایم به دلیل افزایش عملکرد اسانس علی رغم کاهش معنی‌دار وزن خشک اندام اقتصادی سبب افزایش عملکرد اسانس گیاهان مورد بررسی شد.

بررسی ترکیب‌پذیری عمومی، خصوصی و هتروزیس صفات رویشی تعدادی از لاین های خیار

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 131-139

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.47343

فاطمه مرادی پور، جمالعلی الفتی، یوسف حمیداوغلی، عاطفه صبوری، بهمن زاهدی

چکیده ارزیابی ترکیب‌پذیری عمومی و خصوصی، هتروزیس و نحوه عمل ژن‌ها برای صفات طول بوته، تعداد شاخه فرعی و طول بوته تا اولین میوه در قالب آزمایش دی‌آلل ناقص 7×7 با استفاده از روش دوم و چهارم در مدل ثابت گریفینگ برای تعدادی از لاین‌های خیار در سال 1393 صورت گرفت. میانگین مربعات ترکیب‌پذیری عمومی فقط برای صفت طول بوته تا اولین میوه معنی‌دار بود ولی میانگین مربعات ترکیب‌پذیری خصوصی برای تمامی صفات معنی‌دار شد که مبین اهمیت بیشتر اثرات غالبیت ژن‌ها در توارث این صفات در جمعیت مورد مطالعه می‌باشد. به نظر می‌رسد صفت طول بوته تا اولین میوه با توجه به ترکیب پذیری عمومی بالا توسط عمل افزایشی ژن‌ها کنترل می‌شود.

اثر تنش خشکی ناشی از پلی اتیلن گلایکول بر جوانه‌زنی و برخی صفات بذور توده‌های گیاه دارویی شنبلیله (Ttigonella foenum- graecum L.)

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 169-180

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.47670

حسن فرهادی، مجید عزیزی، سید حسین نعمتی

چکیده تنش­های محیطی به ویژه خشکی، از مهمترین عوامل کاهش رشد در مراحل رشد و نمو گیاه مخصوصاً مرحله جوانه­زنی گیاه می­باشد. بدین منظور در این آزمایش عکس العمل هشت توده بومی شنبلیله از اصفهان، تبریز، همدان، ساری، چالوس، آمل، مشهد و یاسوج به تنش خشکی در طی مراحل جوانه­زنی در سطوح خشکی صفر، 3-، 6- و 9- بار که با استفاده محلول پلی اتیلن گلایکول 6000 (PEG 6000) اعمال شده بود، در آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کنترل شده در آزمایشگاه تحصیلات تکمیلی گروه علوم باغبانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1393 بررسی شد. صفات مورد بررسی شامل: درصد جوانه­زنی، سرعت جوانه­زنی، طول ریشه­چه، طول ساقه­چه، وزن خشک ریشه­چه، وزن خشک ساقه­چه، وزن خشک گیاهچه و نسبت طول ریشه­چه به ساقه­چه بودند. بین کلیه توده­ها و سطوح مختلف تنش برای کلیه صفات تفاوت معنی­دار (01/0p≤) مشاهده گردید و اثر متقابل برای تمامی صفات به جز طول ریشه­چه و طول ساقه­چه معنی­دار بود. توده­های مختلف پاسخ­های متفاوتی به خشکی نشان دادند به طوری­­که متحمل­ترین آن‌ها توده­های اصفهان، مشهد و چالوس بودند که در اکثر صفات اندازه گیری شده برتر بودند و توده­های آمل و ساری در رده­های بعد و توده­های تبریز، همدان و یاسوج نسبت به شش توده دیگر حساسیت بیشتری به تنش خشکی نشان دادند. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می­رسد بتوان از این سه توده برای اصلاح توده­هایی با پتانسیل عملکرد زیاد در مناطق خشک استفاده کرد.

مطالعه وجود SNPها در ژن‌های SUNو OVATEدخیل در شکل میوه گوجه‌فرنگی

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 169-182

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61531.0

ساناز خضرلو، بابک عبدالهی مندولکانی

چکیده شکل میوه از صفات بسیار مهم و موثر در کیفیت گوجه­فرنگی (Solanum lycopersicum L.) بوده و ژن­های SUNو OVATE از ژن­های کلیدی کنترل کننده طول میوه می­باشند. به منظور شناسایی SNPها (Single nucleotide polymorphism) در این ژن­ها، قطعاتی از نواحی کد کننده آنها در 96 ژنوتیپ گوجه­فرنگی تکثیر و با آنزیم­های محدود کننده TruI وPstI  هضم شد. هضم قطعات تکثیری این دو ژن در ژنوتیپ­ها چندشکلی تولید نکرد بنابراین چهار ژنوتیپ از جمعیت­های مختلف انتخاب و قطعه تکثیری ژن­ها در این ژنوتیپ­ها توالی­یابی شد. همردیفی توالی­ها برای شناسایی SNPها با استفاده از نرم افزار Clustal Omega انجام گرفت. توالی­یابی قطعه تکثیری ژن SUN منجر به شناسایی یک ناحیه اینترونی به طول 369 جفت باز شد. بر اساس نتایج، در ژن SUN ده SNP شناسایی شد. از کل SNPهای شناسایی شده در این ژن، 80 درصد آنها از نوع همجنس و 20 درصد آنها از نوع غیرهمجنس بود. در ژن OVATE پنج SNP شناسایی شد که 80 درصد آنها از نوع همجنس و 20 درصد آنها از نوع غیرهمجنس بود. میانگین تعداد SNPها به ازای هر 100 جفت باز در نواحی اگزونی و اینترونی ژن SUN به ترتیب 9/0 و 62/1 بود. در ژن OVATE به ازای هر 100 جفت باز نیمSNP  در ناحیه اگزونی شناسایی شد. با توجه به نقش مهم کیفیت میوه بخصوص شکل آن در بازارپسندی گوجه­فرنگی، SNPهای شناسایی شده در این تحقیق می­تواند در برنامه­های اصلاحی گوجه فرنگی برای مطالعه تنوع ژنتیکی، تهیه نقشه­های ژنتیکی و شناسایی نشانگرهای عملکردی مرتبط با شکل میوه مورد استفاده قرار گیرد.

مطالعه تأثیر کارواکرول، تیمول، بنزیل آدنین و نفتالین استیک اسید بر ریزازدیایی گل لاله واژگون

دوره 32، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 185-197

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i2.31740

اسماعیل چمنی، زهرا افتخاری، علیرضا قنبری، حمیدرضا حیدری، موسی ارشد

چکیده تکثیر لاله واژگون از طریق کشت بافت یکی از روش‌های مناسب و سریع جهت جلوگیری از انقراض این گل به دلیل محدودیت در روش‌های مرسوم تکثیر محسوب می‌شود. این پژوهش به منظور مطالعه تأثیر غلظت‌های مختلف اسانس های گیاهی و تنظیم کننده‌های رشد بر باززایی و رشد گل لاله واژگون در قالب دو آزمایش جدا گانه در قالب طرح کاملأ تصادفی در 5 تکرار انجام شد. در آزمایش اول، تیمارهای آزمایشی شامل غلظت‌های مختلف تیمول (50، 100، 150 و 300 پی پی ام)، کارواکرول (10، 100، 500 و 1000 پی پی ام) و در آزمایش دوم تیمار های آزمایشی شامل غلظت‌های مختلف بنزیل آدنین (1، 2، 4 میلی‌گرم در لیتر) و نفتالین استیک اسید (1، 2، 4 میلی‌گرم در لیتر) بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که تأثیر تیمول و کارواکرول بر قطر پیازچه، تعداد و طول ریشه، تعداد و طول برگ و تعداد و قطر کالوس در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار بود. مقایسه میانگین داده‌ها نیز نشان داد که غلظت 50 پی پی ام تیمول سبب افزایش تعداد پیازچه، ریشه و برگ شد. غلظت‌های 10 و 100 پی پی ام کارواکرول نیز بیشترین تأثیر را روی شاخص‌های اندازه‌گیری شده داشت. غلظت 2 میلی‌گرم در لیتر NAA بیشترین تعداد و بالاترین قطر پیازچه را به خود اختصاص داد. همچنین بیشترین تعداد و طول ریشه از غلظت 1 میلی‌گرم در لیتر NAA و بیشترین تعداد و طول برگ نیز مربوط به تیمار 2 میلی‌گرم در لیتر بنزیل آدنین بود. این نتایج گویای تأثیر مثبت اسانس های گیاهی و تنظیم کننده‌های رشد بر باززایی و رشد گل لاله واژگون می‌باشد.

میوه کاری

تأثیر کاربرد برگی نفتالین استیک اسید بر خصوصیات کمّی و کیفی میوه سیب (Malus damestica L.) رقم ̓رد دلیشز̒ در شرایط آب‌و‌هوایی زنجان

دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 186-173

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85956.1312

فاطمه نکونام، افسانه صالحی

چکیده این پژوهش به­منظور مطالعه تأثیر سطوح مختلف نفتالین استیک اسید بر میزان ریزش میوه و شاخص­های کمّی و کیفی میوه سیب (Malus damestica L.) رقم ̓رد دلیشز̒ در شرایط آب‌و هوایی زنجان، در سال 1402 انجام شد. درختان مورد آزمایش 10 ساله و پیوندی روی پایه­های رویشی ‘M9’ بودند. آزمایش به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف نفتالین استیک اسید (صفر، 15، 30، 50 و 75 میلی­گرم در لیتر) و سه زمان محلول­پاشی (10، 25 و40 روز بعد از شکوفایی کامل گل­ها) بودند. بررسی دو الگوی رشد میوه براساس داده­های وزن و قطر میوه نشان داد که وزن میوه، شاخص مناسب­تری برای رسم الگوی رشد میوه است و طبق آن میوه­ها در مرحله بلوغ فیزیولوژیکی برداشت شدند. نتایج نشان داد که سطوح­ نفتالین استیک اسید تأثیر معنی­داری بر درصد ریزش میوه و کارآیی عملکرد نداشتند، امّا زمان محلول­پاشی اثرات معنی­دار متفاوتی را نشان داد. بیشترین درصد ریزش میوه (به‌ترتیب 7/95 و 9/85 درصد) با محلول­پاشی برگی نفتالین استیک اسید، به­ترتیب در 10 و 25 روز بعد از شکوفایی کامل گل­ها مشاهده شد، ولی کاربرد آن در 40 روز بعد از شکوفایی کامل گل­ها باعث کاهش 9/46 درصد ریزش میوه نسبت به درختان شاهد گردید و متناسب با آن، عملکرد میوه نیز به‌طور میانگین 22 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت. کمترین تعداد و وزن میوه در واحد سطح مقطع شاخه با کاربرد غلظت­های مختلف نفتالین استیک اسید در 10 روز بعد از شکوفایی کامل گل‌ها مشاهده شد. بیشترین طول (3/72 میلی­متر)، قطر (8/75 میلی­متر)، وزن (180 گرم) و حجم میوه (240 سانتی­متر­مکعب) در درختان محلول­پاشی‌شده با 75 میلی­گرم بر لیتر نفتالین­استیک­اسید در 10 روز بعد از شکوفایی کامل گل­ها حاصل شد. کاربرد نفتالین استیک اسید در زمان 10 روز بعد از شکوفایی کامل گل­ها باعث افزایش معنی­دار چگالی میوه، سفتی بافت و محتوای مواد جامد محلول میوه شد، امّا کاربرد آن‌ها در زمان­های 25 و 40 روز بعد از شکوفایی کامل گل­ها تأثیر معنی­داری بر چگالی و سفتی بافت میوه نداشتند و باعث کاهش 9/23 درصد محتوای مواد جامد محلول میوه نسبت به شاهد شد. برخلاف مواد جامد محلول، میزان اسیدیته قابل تیتراسیون میوه در هر سه زمان محلول­پاشی نفتالین استیک اسید، افزایش معنی­داری نسبت به شاهد نشان داد و در نتیجه شاخص طعم میوه کاهش یافت. در کل می­توان نتیجه گرفت که اثرات مثبت نفتالین استیک اسید در کنترل ریزش میوه و بهبود عملکرد و کیفیت میوه بسته به زمان مصرف و شرایط آب‌و‌هوایی منطقه مورد مطالعه متفاوت خواهد بود.