تأثیر کاربرد نانو پلیمر سوپر جاذب، کودهای کامل گرومور، آهن و روی بر عملکرد کمّی و کیفی گیاه آگاو (Agave americana cv. Marginata) تحت تنش خشکی
دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 203-183
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.90365.1384
مهراب یادگاری
چکیده با توجه به ارزشمندی گیاه آگاو آمریکانا رقم ’مارجیناتا‘ (Agave americana cv. Marginata) از خانواده آگاواسه در صنایع مختلف غذایی و دارویی، پژوهش حاضر بهصورت طرح کرتهای دوبار خردشده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد در سالهای 140۳-140۲ انجام شد. در این تحقیق، سطوح تنش خشکی (میزان تبخیر از تشت تبخیر کلاس A در سه سطح ظرفیت مزرعه (D1)، 50 درصد (D2) و 75 درصد تخلیه رطوبتی (D3))بهعنوان کرتهای اصلی، سطوح پلیمر سوپر جاذب (استفاده (S1) و عدم استفاده (S2)) در کرتهای فرعی و 15 ترکیب محلولپاشی (کودهای گرومور1 (F1)، گرومور2 (F2)، گرومور3 (F3)، لیبفر آهن (F4)، لیبفر روی (F5)، گرومور1 + لیبفر آهن (F6)، گرومور1 + لیبفر روی (F7)، گرومور2 + لیبفر آهن (F8)، گرومور2 + لیبفر روی (F9)، گرومور3 + لیبفر آهن (F10)، گرومور3 + لیبفر روی (F11)، گرومور1 + لیبفر آهن + لیبفر روی (F12)، گرومور2 + لیبفر آهن + لیبفر روی (F13)، گرومور3 + لیبفر آهن + لیبفر روی (F14)، شاهد (عدم استفاده از تیمارهای مغذی-F15) ) در کرتهای فرعی فرعی قرار گرفتند. پس از رسیدن گیاهان به مرحله شش الی هشت برگی، در شش مرحله با فواصل 14 روزه، تیمارهای مغذی بهصورت محلولپاشی برگی اضافه گردید. صفات ریختشناختی (وزن تر و خشک ریشه و برگ، ضخامت و طول برگ)، صفات فیزیولوژیکی (کلروفیل کل و مقادیر عناصر روی، آهن و نیتروژن ساختارهای برگ و ریشه) و صفات فیتوشیمیایی (هکوژنین، ساپونین، پروتئین برگ و ریشه) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج بهدستآمده نشاندهنده اثرگذاری معنیدار تیمارهای مورد استفاده بر صفات مورد ارزیابی بود. افزودن کودها بهویژه کود گرومور1 (20-20-20) به همراه محلولپاشی ریزمغذی آهن و روی منجر به افزایش بیشترین مقادیر در اکثر صفات مورد بررسی شد. بیشترین مقادیر وزن خشک برگ (11/30 گرم در گیاه)، وزن خشک ریشه (82/3 گرم در گیاه)، کلروفیل کل (82/2 میلیگرم در گرم وزن تر)، هکوژنین (48/35 میلیگرم در کیلوگرم وزن تر) و ساپونین (86/66164 میلیگرم در کیلوگرم وزن تر) اغلب در تیمار D1S1F12 به دست آمد، هرچند که در برخی موارد با تیمارهای D1S1F14 و D2S1F14 تفاوت معنیداری نداشت. کمترین مقادیر صفات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی در گیاهان تحت تیمار تنش خشکی شدید-عدم کاربرد پلیمر سوپر جاذب و عدم تیمار مغذی (D3S2F15) تولید شدند. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق، میتوان کود کامل گرومور (NPK) با ترکیب 20-20-20 را بهعنوان مؤثرترین تیمار برای افزایش صفات مورد ارزیابی گیاه آگاو، از جمله مقادیر هکوژنین و ساپونین تحت شرایط گلخانهای برای تحقیقات آینده پیشنهاد نمود.
ارزیابی برخی از ویژگیهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی میوه در بعضی از ارقام انگور (Vitis vinifera L.)
دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 419-403
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89578.1374
عبدالله گودرزی، مهراب یادگاری، سیداصغر موسوی، حبیب الله نوربخش
چکیده این پژوهش با هدف مطالعه صفات ریختشناختی، عملکردی و غلظت برخی عناصر غذایی در 12 رقم تجاری انگور (Vitis vinifera L.) ̓̓بیدانه قرمز̒، ̓̓فلیم سیدلس̒، ̓̓پرلت̒، ̓̓کاشمری 1̒، ̓̓شاهرودی̒، ̓̓یاقوتی̒، ̓̓کاشمری 2̒، ̓̓عسگری دایی نصرالله̒، ̓̓ریش بابا̒، ̓̓سیاه محلی̒، ̓عسگری̒ و ̓̓سیاه حسن آباد̒) طی دو فصل رشد 1401-1400 و 1402-1401 در باغ کلکسیون ارقام انگور در ایستگاه تحقیقات باغبانی منطقه سامان در استان چهارمحال و بختیاری در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی انجام شد. نتایج بیانگر تفاوت معنیدار ارقام مورد مطالعه از نظر خصوصیات رشدی (قطر تنه، طول شاخه یکساله، تعداد و فاصله میانگره و سطح برگ) میباشد. همچنین صفات مربوط به عملکرد بوته شامل طول خوشه، عرض خوشه، وزن خوشه، طول حبه و عرض حبه بهطور معنیداری تحت تأثیر نوع رقم انگور بود و بیشترین عملکرد در رقم ̓̓فلیم سیدلس̒ (19/7 کیلوگرم در بوته تاک) ثبت گردید. براساس نتایج حاصل، ارقام مورد ارزیابی انگور از نظر غلظت عناصر غذایی پرمصرف و کممصرف در برگ تفاوت معنیداری با یکدیگر داشتند. نتایج همبستگی بیانگر اثر مثبت و معنیدار سطح برگ، مشخصات خوشه، و غلظت عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم و منیزیم، آهن، منگنز، روی و بور بر عملکرد بوته تاک انگور میباشد. نتایج تجزیه خوشهای، ارقام مورد مطالعه انگور را در سه گروه عملکرد بالا، متوسط و پایین طبقهبندی کرد. نتیجه تجزیه به مؤلفههای اصلی نیز مطابق با نتایج حاصل از تجزیه خوشهای بود. براساس یافتههای این پژوهش، ارقام ̓̓پرلت̒، ̓فلیم سیدلس̒، ̓̓بیدانه قرمز̒، ̓سیاه حسن آباد̒ و ̓ریش بابا̒ از نظر صفات مورد ارزیابی نسبت به سایر ارقام برتر بوده که میتوان برای مطالعات و برنامههای بهنژادی بیشتر مورد بررسی قرار داد.
تأثیر اسیدهای آمینه بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس مرزه بختیاری (Saturjea bachtiarica Bunge.) تحت شرایط کمآبیاری
دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 56-31
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86940.1328
مهراب یادگاری
چکیده مرزه بختیاری (Satureja bachtiarica) از گیاهان با ارزش دارویی و کاربردی در صنایع داروسازی و غذایی کشور میباشد. این گیاه در اسانس، فلاونوئید و گلیکوزیدهای مونوترپندار غنی است. ترکیبات اصلی اسانس این گیاه شامل آلفا-پینن، پی-سایمن، کارواکرول و گاما-ترپینن است. پژوهش حاضر در جهت یافتن بهترین تیمارهای محلولپاشی اسیدهای آمینه بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس گیاه مرزه بختیاری در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد شهرکرد بهصورت کرتهای یکبار خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سالهای زراعی 1401-1402 انجام گردید. دورههای آبیاری (سه، شش و نه روز یکبار) در کرتهای اصلی و محلولپاشی برگی اسیدهای آمینه (لیزین، متیونین، فنیل آلانین و پرولین) به همراه شاهد در کرتهای فرعی قرار گرفتند. در هر سال، در سه مرحله (سه ماه پس از استقرار نشاءها، اواخر رشد رویشی و ابتدای گلدهی) محلولپاشی انجام شد و در زمان گلدهی کامل اقدام به برداشت شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که اسیدهای آمینه بهطور معنیداری بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس مرزه بختیاری تأثیر داشتند. بالاترین محتوای کلروفیل (41/1-54/1 میلیگرم در گرم وزن تر) و فنل (45/2-72/2 میلیگرم در گرم وزن تر) در تیمارهای متیونین و فنیل آلانین با دوره آبیاری سه روز یکبار بهدست آمد. بیشترین اسانس (09/1-61/1 درصد) از گیاهان تحت تیمار با متیونین (5/2 گرم در لیتر) و فنیل آلانین (100 میکرومولار) با دور آبیاری سه روز یکبار حاصل شد. ترکیبات اصلی اسانس شامل پی-سایمن (12/17-45/19 درصد)، گاما-ترپینن (14/18-87/16 درصد) و کارواکرول (12/45-24/51 درصد) جزء مونوترپنهای حلقوی بودند. براساس نتایج بهدستآمده مشخص شد که اسیدهای آمینه اثر معنیداری بر مونوترپنهای حلقوی مانند آلفا-ترپینن، گاما-ترپینن، کارواکرول، تیمول و پی-سایمن داشتند. افزایش در مقادیر کمّی و کیفی اسانس با کاربرد اسیدهای امینه مشاهده گردید. تیمارهای متیونین و فنیل آلانین بیشترین اثرگذاری را بر مقدار اسانس و کارواکرول گیاهان تحت تیمار داشتند. مقادیر مونوترپنهای حلقوی در تمام گیاهان تحت تیمار بیشتر از سزکویی ترپنها بودند. تنشهای محیطی نقش بسزایی در رشد و تولید متابولیتهای ثانویه در گیاهان دارویی دارند که از این میان، تنش خشکی منجر به تغییر مقادیر ترکیبات غالب اسانس مرزه بختیاری در پژوهش حاضر شد. محلولپاشی متیونین (5/2 گرم در لیتر) و فنیل آلانین (100 میکرومولار) برتر از سایر تیمارها منجر به افزایش صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس شد. لذا استفاده از تیمارهای مذکور بهویژه متیونین میتواند نقش مؤثری در بهبود صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس مرزه بختیاری تحت شرایط اقلیمی مشابه داشته باشد.
اثرات محلولپاشی محرکهای رشدی بر ویژگیهای فیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه دارویی زوفا (Hyssopus officinalis L. Subsp. angustifolius Bieb.) در شرایط آبیاری مختلف
دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 431-449
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85939.1311
مهراب یادگاری
چکیده زوفا با نام علمیHyssopus officinalis L. از گیاهان دارویی با ارزش و بومی ایران و از خانواده نعناعیان است. عدم رعایت اصول بهرهبرداری، از مخاطرات نابودی این گیاه ارزشمند محسوب میگردد. این مطالعه از بهار (اردیبهشت ماه) سال 1401 تا پاییز (مهرماه) سال 1402 در مزرعه تحقیقاتی شهرکرد انجام شد. براساس طبقهبندی اقلیمی کوپن، این منطقه دارای اقلیم سرد و نیمه خشک است. تحقیق حاضر در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار بهصورت کرتهای یک بار خرد شده در جهت ارزیابی محرکهای رشدی آلی بر برخی صفات فیزیولوژیکی، فیتوشیمیایی، اسانس و ترکیبات اسانس گیاه دارویی زوفا انجام گردید. در هر سال، تیمارها در سه مرحله قبل از گلدهی، شروع گلدهی و 50 درصد گلدهی اعمال و در زمان گلدهی کامل اقدام به برداشت شد. تیمارهای دوره آبیاری (چهار، شش و هشت روز یک بار) در کرتهای اصلی و محلولپاشی برگی (کیتوزان، اسید سالیسیلیک و فنیل آلانین) در کرتهای فرعی قرار گرفتند. اسانسگیری بهروش تقطیر با آب، در دستگاه کلونجر و شناسایی ترکیبات با دستگاه GC/MS و GC-FID انجام شد. با توجه به نتایج بهدست آمده، محرکهای آلی بهطور معنیداری (0/01<p) بر صفات فیزیولوژیکی و اسانس گیاه زوفا تأثیر داشتند. در مورد صفات فیزیولوژیکی بالاترین مقادیر در دو سال تحقیق برای صفات محتوای کلروفیل (17/12- 17/31 میلیگرم در کیلوگرم وزن تر) و فنول (1/77- 1/81 میلیگرم در کیلوگرم وزن تر) در تیمارهای کیتوزان (0/5 گرم در لیتر) و فنیل آلانین (1000 میلیگرم در لیتر) تحت دور آبیاری چهار و شش روز بهدست آمد. در بین محرکهای مورد استفاده، اثر کیتوزان بر افزایش میزان کلروفیل کل بیشتر از سایر محرکها بود. در بیشتر صفات مورد ارزیابی، گیاهان تحت تیمار کیتوزان 0/5 گرم در لیتر و فنیل آلانین 1000 میلیگرم در لیتر در یک گروه آماری قرار گرفتند. کاربرد اسید سالیسیلیک و فنیل آلانین در مقادیر بالا بر بسیاری از صفات مورد مطالعه تأثیر معنیداری نداشت و با گیاهان شاهد در یک گروه آماری قرار گرفتند. براساس نتایج دو ساله محرکهای مورد بررسی اثر معنی داری بر کمیت و کیفیت اسانس داشتند. بیشترین مقدار اسانس (0/89- 0/91 درصد) از گیاهان تیمار شده با کیتوزان (0/5 گرم در لیتر) در دور آبی چهار و شش بهدست آمد که در قیاس با شاهد افزایشی بیش از 63 درصد داشت. تجزیه ترکیبات اسانس زوفا بهدست آمده از GC/MS مشخص نمود که ترکیبات غالب اسانس در تمامی تیمارها در دو سال انجام تحقیق شامل بتا- پینن، پینوکامفون، سیس- پینوکامفون، میرتنول، سابینن، 3- کارن، کامفور (مونوترپنهای حلقوی) بودند. بیشترین مقادیر ترکیبات مهم و تعیینکننده کیفیت اسانس شامل بتا- پینن (17/93- 18/53 درصد)، پینوکامفون (24/97- 25/12 درصد)، سیس- پینوکامفون (42/87- 45/12 درصد)، غالباً در تیمارهای کیتوزان در دورههای آبیاری چهار و شش روز یک بار بهدست آمد. ماده مؤثره سیس- پینوکامفون از مونوترپنهای حلقوی ترکیب غالب در اسانس تمامی گیاهان بود. براساس نتایج بهدست آمده، استفاده از کیتوزان با غلظت 0/5 گرم در لیتر میتواند نقش مؤثری در بهبود صفات فیزیولوژیکی، فیتوشیمیایی و اسانس زوفا تحت شرایط اقلیمی سرد و نیمه خشک داشته باشد. ≤
بررسی اثر سطوح مختلف تنش خشکی بر ارقام بادام
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 523-540
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77478.1184
اسماعیل صفوی، مهراب یادگاری، سیداصغر موسوی، بیژن حقیقتی
چکیده جهت مقایسه واکنش رشدی ارقام مختلف بادام به سطوح مختلف تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهار محال و بختیاری در دو سال زراعی 1398-1399 و 1399-1400 اجرا گردید. دورههای مختلف آبیاری بر اساس درصد رطوبت قابل استفاده خاک بین ظرفیت زراعی تا نقطه پژمردگی شامل 70 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (شاهد یا بدون تنش)، 50 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش ملایم)، 30 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش متوسط) و 10 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش شدید) به عنوان فاکتور اصلی آزمایش در نظرگرفته شد. فاکتور فرعی شامل 14 رقم تجاری بادام (’مامایی‘، ’ربیع‘،’صبا ‘،’آراز‘،’اسکندر‘،’آیدین‘،’شاهرود 6، 7، 8، 10، 12، 13 و 21 ‘و ’پایه رویشی GN‘) بود که همگی بر روی ’پایه رویشی GN‘ پیوند زده شده بودند. در هر دو سال مورد مطالعه، سه ماه پس از اعمال تنش صفات رشدی و غلظت عناصر غذایی در برگ نهالهای تحت تیمار اندازهگیری شد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، صفات مورفولوژیکی نهالهای بادام در هر دو سال مورد مطالعه بهطور معنیداری تحت تأثیر نوع رقم، سطح تنش خشکی و اثرات متقابل آنها قرار گرفتند. افزایش شدت تنش خشکی همراه با کاهش معنیدار ارتفاع، رشد تاج، تعداد و طول شاخههای جانبی و سطح برگ ارقام مختلف بوده است. در همه ارقام، تنش خشکی باعت کاهش معنیدار طول و عرض تاج نهالها گردید و تحت تنش شدید خشکی، رقم ’GN‘ بزرگترین تاج و رقم ’ربیع‘ کوچکترین تاج را داشتند. بیشترین طول شاخه در شرایط تنش خشکی در رقم ’GN‘ ثبت گردید و کمترین طول شاخه در رقم ’مامایی‘، مشاهده شد که تفاوت معنیداری با ارقام ’شاهرود 13‘،’ربیع‘،’صبا ‘،’شاهرود 7‘،’شاهرود 6‘ و ’اسکندر‘ نداشتند. در شرایط بدون تنش و همچنین سطوح مختلف تنش خشکی، ارقام ’GN‘ (76/37 سانتیمتر مربع) و ’شاهرود 10‘ (81/31 سانتیمتر مربع) بیشترین سطح برگ را داشتند و کمترین سطح برگ در شرایط تنش خشکی در رقم ’شاهرود6‘ مشاهده گردید. بررسی نتایج اندازهگیری غلظت عناصر پرمصرف و کم مصرف نشان داد که افزایش شدت تنش کمآبی همراه با کاهش معنیدار مقدار نیتروژن، فسفر، منگنز و روی در برگ ارقام مورد مطالعه بادام بود، با این وجود مقدار پتاسیم و آهن در گیاهان رشد یافته تحت تنش خشکی بیشتر از شرایط نرمال آبیاری بود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، در شرایط تنش خشکی رقم ’GN‘ در مقایسه با سایر ارقام مورد مطالعه از نظر شاخصهای رشدی و غلظت عناصر پرمصرف و کممصرف، مقاومت بیشتری داشت و کمتر تحت تأثیر شدتهای بالای کمآبی قرار گرفت.
اثرات برهمکنش پایه و پیوندک بر خصوصیات رشدی و باردهی درختان جوان گلابی
دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 519-531
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73938.1112
مصطفی علیزاده فلاح، مهراب یادگاری، غلامحسین داوری نژاد، سید حسین نعمتی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی صفات رویشی و باردهی دو رقم گلابی ’درگزی‘ و ’لوئیسبن‘ (’بیروتی‘) بر روی پایههای ‘OH×F69’ و ’پیرودوارف‘ در طی سالهای 1400-1398 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در باغات نمونه آستان قدس رضوی در مشهد انجام گردید. ارتفاع درخت، فاصله میانگرهها، میزان رشد رویشی شاخههای فصل جاری، قطر تنه، زاویه شاخهها، سطح برگ، تعداد پاجوش، مدت زمان گلدهی، تعداد گلها، درصد تشکیل میوه و عملکرد تولید میوه در نهالهای پیوندی سه ساله ارزیابی شد. بررسی ظاهری درختان در طی سالهای اولیه مورد بررسی نشان دهنده رشد، استقرار و وضعیت ظاهری مطلوب ارقام گلابی پیوند شده روی پایه’ پیرودوارف‘ بود. ارقام و پایههای مورد مطالعه بهطور معنیداری رشد و عملکرد میوه گلابی را در ترکیبهای مختلف پیوندی تحت تأثیر قرار دادند. در هر دو سال مورد مطالعه ارتفاع و رشد رویشی شاخههای فصل جاری هر دو رقم روی پایه ‘OH×F69’ بهطور معنیداری بیشتر از پایه ’پیرودوراف‘ بود، با این وجود در هر دو رقم بیشترین قطر تنه در پایه ’پیرودوارف‘ مشاهده گردید. بررسی زمان آغاز گلدهی و رسیدگی میوهها در ترکیبهای مختلف پیوندی نشان داد که این صفات تنها تحت تأثیر رقم بوده است و در رقم ’درگزی‘ گلدهی و رسیدگی میوهها دیرتر از رقم ’بیروتی‘ صورت گرفت. اگرچه تعداد گل در هر درخت تنها تحت تأثیر رقم مورد مطالعه بود اما اثرات متقابل رقم × پایه بر درصد تشکیل میوه اولیه و نهایی و عملکرد میوه معنیدار بود. درصد تشکیل میوه اولیه و نهایی در رقم ’درگزی‘ بر روی پایه ’پیرودوراف‘ به ترتیب 91/45 و 86/47 درصد بیشتر از پایه ‘OH×F69’ بوده است. در هر دو رقم بیشترین عملکرد میوه (51/3 کیلوگرم در هر درخت) در نهالهای پیوندی روی پایه ’پیرودوارف‘ مشاهده گردید. بر روی این پایه عملکرد میوه در رقم ’درگزی‘ 39/2 برابر بیشتر از رقم ’بیروتی‘ بود. بر اساس نتایج بهدست آمده جهت کنترل رشد رویشی و دستیابی به بیشترین عملکرد میوه در شرایط آب و هوایی منطقه مورد مطالعه، پیوند رقم ’درگزی‘ بر روی پایه ’پیرودوارف‘ پیشنهاد میگردد.
