با همکاری انجمن علمی منظر ایران
کلیدواژه‌ها = تنظیم کننده رشد

مدیریت رشد و گل‌دهی شمعدانی معمولی ( Pelargonium hortorum) در فضای رشد محدود باغ شیشه‌ای (تراریوم)

دوره 32، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 567-580

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i4.69721

عزیزاله خندان میرکوهی، سیده راضیه واعظ موسوی، احمد خلیقی، روح انگیز نادری

چکیده این پژوهش به منظور مدیریت رشد و بهبود کیفیت گل­دهی شمعدانی (Pelargonium hortorum L.H. Bailey) در باغ شیشه­ای (تراریوم) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 5 تکرار و 15 تیمار تنظیم کننده­رشد انجام شد. گیاهان شمعدانی در ابتدا با دو نوع کند کننده رشد شامل کلرمکوات کلرید (سایکوسل) در غلظت صفر، 1000 و 2000 میلی­گرم در لیتر و پاکلوبوترازول در غلظت صفر، 25 و 50 میلی­گرم در لیتر و سپس برای مدیریت گل­دهی با غلظت­های صفر، 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر بنزیل آدنین تیمار شدند. ویژگی­های رویشی، وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، میزان رنگیزه­های فتوسنتزی و همین­طور ویژگی­های مربوط به گل­دهی ارزیابی شد. هر دو کندکننده رشد در غلظت بالا منجر به کاهش معنی­دار ارتفاع شدند، در حالی‌که درمورد صفات قطر ساقه، تعداد برگ و سطح برگ پاکلوبوترازول باعث کاهش معنی­دار نسبت به شاهد شد ولی سایکوسل تأثیر معنی‌داری نشان نداد. هم چنین کاربرد کندکننده­های رشد باعث کاهش معنی­دار رنگیزه­های برگ شامل، کلروفیل­ها و نیز آنتوسیانین­ها شد. کاربرد بنزیل آدنین به تنهایی و در اثر متقابل با کندکننده­های رشد باعث افزاش میزان کلروفیل­های برگ شد. میزان رنگیزه­های فتوسنتزی، سطح برگ و نیز قطر ساقه صفاتی بودند که در اثر بنزیل آدنین در مقایسه با کاربرد کندکننده­های رشد افزایش نشان دادند در حالی‌که سایر صفات تحت تأثیر تیمار بنزیل آدنین قرار نگرفتند. به‌طور کلی، تیمار 50 میلی­گرم در لیتر پاکلوبوترازول و بدون نیاز به بنزیل آدنین باعث بهبود شاخص­های تولید گیاه شمعدانی شد.

بررسی اثر ترینگزاپک اتیل بر افزایش مقاومت به تنش خشکی در چمن علف گندمی بیابانی (Agropyron desertorum)

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 14-24

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.25045

محمد حسین شیخ محمدی، نعمت الله اعتمادی، علی نیکبخت

چکیده خشکسالی یکی از مهم ترین تنش‌های غیر زنده برای رشد چمن در سراسر دنیا می‌باشد. کاهش کیفیت چمن ناشی از تنش خشکی یکی از نگرانی‌های عمده در مدیریت چمن‌ها می‌باشد. یکی از روش‌هایی که باعث افزایش مقاومت به تنش‌های زیستی و غیر زیستی در گیاهان می‌گردد، استفاده از تنظیم کننده‌های رشد است. هدف از این مطالعه بررسی اثر تنظیم کننده ترینگزاپک‌اتیل بر افزایش مقاومت به تنش خشکی در چمن علف گندمی بیابانی می‌باشد. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه‌ی طرح کاملأ تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. تیمار‌ها شامل سه سطح تنظیم کننده‌ی رشد ترینگزاپک‌اتیل (صفر، 25/0و 5/0 کیلوگرم در هکتار) و دو سطح تنش خشکی (آبیاری و قطع آبیاری) بود. نتایج نشان داد ترینگزاپک‌اتیل و خشکی به شکلی معنی‌دار موجب کاهش ارتفاع، وزن تر و خشک اندام هوایی گردیده است، ارتفاع در غلظت‌های 25/0 و 5/0 کیلوگرم درهکتار به ترتیب 20/19 و 90/26 درصد کاهش نشان داد. ترینگزاپک‌اتیل بر خلاف خشکی موجب بهبود کیفیت و عرض برگ شد. خشکی موجب کاهش معنی‌دار محتوی نسبی آب و کلروفیل، افزایش پرولین و نشت الکترولیت گردید. ترینگزاپک‌اتیل با افزایش محتوی نسبی آب، پرولین، کلروفیل و کاهش نشت الکترولیت در شرایط تنش خشکی موجب افزایش مقاومت به خشکی در علف گندمی گردید. در شرایط خشکی عمق نفوذ ریشه و عمق موثر ریشه افزایش پیدا کرد، در حالی که ترینگزاپک‌اتیل تأثیر معنی‌داری بر خصوصیات ریشه نداشت. نتایج مشخص کرد ترینگزاپک اتیل میتواند موجب افزایش مقاومت به خشکی در علف گندمی گردد.

اثر دو نوع اکسین ایندول بوتریک اسید، نفتالین استیک اسید و بسترهای کاشت بر ریشه‌زایی قلمه‌های رز مینیاتوری (Rosa hybrida)

دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 520-528

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i3.48045

اعظم رنجبر، نوراله احمدی

چکیده گل رز مینیاتوری یکی از محبوب‌ترین گیاهان زینتی در جهان است که در سراسر دنیا به عنوان گیاه گلدانی و یا در فضای سبز پرورش داده می‌شود. تکثیر تجاری این گیاه عمدتاً از طریق قلمه‌ می باشد. به منظور بررسی اثر غلظت‌های مختلف ایندول بوتریک اسید، نفتالین استیک اسید و بسترهای کاشت مختلف بر ریشه‌زایی قلمه‌های رز مینیاتوری، آزمایشی در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کامل تصادفی با سه تکرار و ۴۰ تیمار با ۳۶۰ قلمه اجرا گردید. در این تحقیق فاکتور اول تنظیم کننده رشد ایندول بوتریک اسید در چهار سطح (۰، ۱۰۰۰، ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ میلی‌گرم در لیتر)، فاکتور دوم تنظیم کننده رشد نفتالین استیک اسید در پنج سطح (۰، ۵۰۰، ۱۰۰۰، ۱۵۰۰ و ۲۰۰۰ میلی‌گرم در لیتر) و فاکتور سوم بسترهای متفاوت ریشه‌زایی شامل مخلوط حجمی از پرلایت، کمپوست ضایعات چای و ماسه به نسبت ۲:۲:۱، پرلایت، پیت و ماسه به نسبت ۲:۲:۱ بود. آنالیز آماری داده‌ها با نرم افزار SAS از روش مدل خطی تعمیم‌یافته LMG و مقایسه میانگین‌ها با آزمون حداقل اختلاف معنی‌دار در سطح احتمال ۵ درصد انجام شد. نتایج نشان داد که بالاترین درصد ریشه‌زایی قلمه‌ها در تیمار ۲۰۰۰ میلی‌گرم در لیتر ایندول بوتریک اسید بدست آمد، در حالی‌که اثر تیمار نفتالین استیک اسید و بسترهای متفاوت ریشه‌زایی بر درصد ریشه‌زایی معنی‌دار نبود. اثرات متقابل دوگانه و سه‌گانه تیمارها بر سایر صفات اندازه‌گیری شده از جمله تعداد ریشه اولیه، تعداد ریشه ثانویه و قطر ریشه معنی‌دار بود. اثرات متقابل دوگانه تیمار NAA و بستر ریشه‌زایی بر صفت تعداد ریشه اولیه معنی‌دار نبود. بیشترین میانگین تعداد ریشه در قلمه‌ها و قطر ریشه در بستر پرلایت، کمپوست ضایعات چای و ماسه به نسبت ۲:۲:۱ و در تیمار ترکیبی تنظیم کننده‌های مصنوعی وجود داشت.

اثر تیامین، اسید آسکوربیک و اسید جیبرلیک، بر برخی شاخص های رشد، میزان رنگیزه‌ها و قند احیاء در گل اطلسی

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 141-150

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.42153

مسلم صالحی، وحیدرضا صفاری، شیما حسن زاده فرد

چکیده گیاهان بستر ساز از جمله اطلسی با توجه به تنوع عادت رشد و رنگ از عناصر بسیار مهم فضای سبز در شهرها به شمار رفته و بسیار مورد توجه طراحان فضای سبز قرار گرفته است. این پژوهش روی گل اطلسی با هدف افزایش شاخص های رشد (طول شاخه جانبی، طول ریشه، قطر ساقه، قطر گل، تعداد گل، تعداد شاخه جانبی) و صفات بیو شیمیایی (کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کارتنوئید، قند احیا)، در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 5 تکرار اجرا گردید. فاکتورها بر این اساس که دو ویتامین و یک تنظیم کننده رشد (اسید آسکوربیک، تیامین و اسید جیبرلیک هر سه با غلظت صفر و 100 میلی‌گرم در لیتر) مورد استفاده قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل، GA3 نسبت به دو ویتامین کاربردی تاثیر قابل توجهی بر کلیه شاخص های اندازه‌گیری شده به جز کارتنوئید داشت و همچنین اثرهای ترکیبی GA3 و اسید آسکوربیک بر شاخص های مرتبط با رشد ساقه‌ها، ریشه و قطر گل و ترکیب GA3 و تیامین بر رنگیزه‌ها، میزان قند، کارتنوئید و تعداد گل در میان تیمارهای دو گانه قابل توجه بود. در کلیه شاخص‌های اندازه‌گیری شده در این پژوهش، اثرهای متقابل دو گانه و سه گانه معنی‌دار شد و در نهایت ترکیب توام هر سه ماده کاربردی (اسید آسکوربیک، تیامین و اسید جیبرلیک هر سه با غلظت 100 میلی‌گرم در لیتر) موجب افزایش قابل توجه شاخص‌های مرتبط با رشد و نمو ریشه و ساقه‌ها، تعداد و قطر گل، رنگیزه‌ها و قند احیاء نسبت به شاهد و دیگر تیمارها شد و به عنوان بهترین تیمار، پیشنهاد گردید.

ریز ازدیادی عناب (Ziziphus jujuba)

دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 151-157

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26232

علی خزاعی، نسرین مشتاقی، سعید ملک زاده شفارودی، کمال غوث

چکیده گیاه عناب (Ziziphus jujuba) یکی از مهم ترین درختان میوه بومی آسیا است که قدمت کشت آن در چین به بیش از سه هزار سال می‌رسد و از لحاظ خواص دارویی و تغذیه ای اهمیت ویژه‌ای دارد. این گونه چند منظوره و مقاوم متعلق به خانواده Rhamnaceaeمی‌باشد که قابلیت رشد در زمین‌های خشک وشور اقلیم کشور ما را دارا می‌باشد. لذا توجه بیشتر به توسعه سطح زیر کشت آن ضمن بالا بردن تولید و ارزش افزوده در حفاظت خاک نیز می‌تواند موثر باشد. با توجه به نرخ پایین جوانه‌زنی بذور و هم‌چنین تولید کم پاجوش، در این بررسی افزایش ظرفیت تکثیر نهال از طریق کشت بافت مدنظر قرار گرفت. در این تحقیق به منظور باززایی مستقیم اکوتیپ کنگانعناب، از جوانه‌های انتهایی به عنوان ریزنمونه، جهت شاخه‌زایی در محیط‌کشت MSغنی شده با سطوح مختلف هورمون BA (mg/l) 5/0، 1، 5/1 و 2در ترکیب بامقادیر مختلفی ((mg/l4/0، 2/0، 1/0و0 از هورمون‌هایIBAیا NAA کشت شدند. نتایج حاصل نشان داد که، محیط کشت‌MSحاوی ترکیب هورمونی IBA(mg/l2/0)+BA(mg/l1) و NAA(mg/l 4/0) +BA (mg/l1) بیشترین تعداد (25/4 عدد) و طول (87/5 سانتی‌متر) شاخساره را در عناب القا می‌نماید. به منظور ریشه‌زایی گیاهچه های باززایی شده، از محیط کشتMS½ حاوی غلظت های مختلف IBAو IAA(mg/l10، 5، 2، 5/0) استفاده شد. بیشترین میزان القای ریشه (7 عدد) و طول آن (25/5سانتی‌متر)در گیاهچه‌های عناب با محیط‌کشت MS½ حاویIBA یا IAA (mg/l 2) حاصل شد.