با همکاری انجمن علمی منظر ایران
کلیدواژه‌ها = وزن خشک
گیاهان دارویی

اثر بسترهای کشت بر برخی صفات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی دو رقم ریحان در سیستم آکواپونیک

دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1059-1071

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.80994.1235

سمیه یونسی، خدایار همتی، پژمان مرادی، سارا خراسانی نژاد

چکیده انواع مختلفی از تکنیک­های کشت بدون خاک در تولید محصولات کشاورزی توسعه یافته­اند از جمله سیستم­های کشت هیدروپونیک و آکواپونیک. سیتم کشت آکواپونیک تلفیقی است از تولید آبزیان و هیدروپونیک که در آن از فضولات ماهی در تغذیه­ی گیاهان استفاده می‌شود. هدف از انجام این تحقیق مقایسه‌ی برخی صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و عملکرد دو رقم ریحان ’سبز‘ و ’بنفش‘ تحت تأثیر بسترهای مختلف در سیستم کشت آکواپونیک بود. این تحقیق براساس طرح آزمایشی فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در یک گلخانه­ی تحقیقاتی در زنجان انجام شد. تیمارها شامل: ده بسترکشت کوکوپیت، پرلیت، ماسه، پوکه معدنی، و مخلوط50 درصد (کوکوپیت و پرلیت، کوکوپیت و پوکه معدنی، کوکوپیت و ماسه، پوکه معدنی و ماسه، پوکه معدنی و پرلیت، ماسه و پرلیت)، و دو رقم ریحان (’سبز‘ و ’بنفش‘) بود. پس از گذشت 4 ماه برخی صفات رشدی ریحان مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس نتایج تجزیه واریانس برهم­کنش متقابل رقم × بستر کشت بر صفات تعداد گره، وزن خشک اندام هوایی، وزن خشک ریشه، سطح برگ، تعداد برگ، وزن تر ریشه و ارتفاع گیاه معنی­دار شد. اثر متقابل رقم × بستر بر صفات فیزیو فیتوشیمیایی شامل کلروفیل a، کلروفیل کل و آنتوسیانین دارای اثر معنی­دار در سطح احتمال 1 درصد بود اما بر صفات کلروفیل b و کاروتنوئید اثر معنی­داری را نشان نداد. در این تحقیق بیشترین مقدار صفات رشدی ارقام ریحان در بستر کشت ترکیبی پرلیت و کوکوپیت به­دست آمد. رقم ریحان ’بنفش‘ در بسیاری از صفات از رشد بیشتری نسبت به رقم ریحان ’سبز‘ در سیستم کشت آکواپونیک برخوردار بود. به­طور کلی بسترهای کشت حاوی پرلیت و کوکوپیت از رشد مطلوب­تری نسبت به سایر بسترهای کشت برخوردار بودند و در بسترهای ماسه و پوکه معدنی ارقام ریحان رشد کمتری را نشان دادند.

میوه کاری

غربال شش رقم انار (Punica granatum L.) تجاری ایرانی برای تحمل به تنش خشکی بر اساس برخی عناصر غذایی برگ

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 355-365

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60222.0

محمود اثنی عشری، اسفندیار حسنی مقدم

چکیده به منظور بررسی پاسخ شش رقم انار تجاری ایران به تنش خشکی آزمایشی بر اساس میزان برخی از عناصر غذایی برگ انجام شد. این مطالعه بصورت یک آزمایش فاکتوریل با دو فاکتور: 1- رقم انار درشش سطح (’رباب نی­ریز‘، نادری­بادرود، شیشه­کپ فردوس، اردستانی مه­ولات، ملس­یزدی و شیرین­شهوار) و 2- تنش خشکی در سه سطح شامل بدون تنش خشکی (80 درصد رطوبت ظرفیت زراعی، شاهد)، خشکی متوسط، (60 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) و خشکی شدید (40 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) در قالب طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار در گلخانه اجرا گردید. نتایج این مطالعه نشان داد میزان عناصر غذایی در تمامی ارقام مورد مطالعه تحت تاثیر تنش خشکی قرار گرفت، اما پاسخ آن به تنش متفاوت بود. میزان عناصر غذایی آهن، روی، مس، منگنز، سدیم و فسفر بر مبنای وزن خشک در شرایط تنش خشکی کاهش یافت در حالی‌که غلظت عنصر پتاسیم تحت تنش خشکی روند افزایشی داشت. بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش به ترتیب ارقام رباب نی‏ریز و ملس یزد از نظر جذب عناصر غذایی در مقایسه با سایر ارقام مورد مطالعه دارای تحمل بیشتری در برابر تنش خشکی بودند. بالاترین میزان آهن (9/126 میلی‏گرم بر گرم)، روی (9/39 میلی‏گرم بر گرم)، مس (13 میلی‏گرم بر گرم)، منگنز (8/51 میلی‏گرم بر گرم) و پتاسیم (11/2 درصد) در رقم رباب نی‏ریز حاصل شد. بنابراین استفاده از این رقم در شرایط تنش خشکی مشابه پیشنهاد می­گردد. در بین ارقام مورد بررسی ارقام نادری بادرود و اردستانی مه ولات بیشترین حساسیت را به تنش خشکی داشتند و ارقام شیرین شهوار یزد و شیشه‌کپ فردوس از این نظر مقاومت متوسطی نشان دادند.

اثر سطوح مختلف نیتروژن بر عملکرد، محتوای نیترات، عملکرد اسانس و برخی صفات فیزیولوژیکی چهار رقم ریحان

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 285-301

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i2.83778

فرج مویدی، سجاد کردی، علی اشرف مهرابی، سهیلا دست برهان

چکیده به منظور ارزیابی عملکرد، محتوای نیترات، عملکرد اسانس و برخی صفات فیزیولوژیکی چهار رقم ریحان، آزمایشی به صورت فاکتوریل اسپلیت پلات در زمان در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی خرم آباد اجرا گردید. فاکتور اول آزمایش شامل ارقام مختلف ریحان (O. basilicum var. Italian Large Leaf،O. basilicum var. Mobarakeh ،O. basilicum var. Sweet Thai و O. basilicum var. Cinnamon)، فاکتور دوم کاربرد کود شیمیایی نیتروژن (اوره) در سه سطح شاهد (عدم کاربرد کود نیتروژن)، 100 کیلوگرم در هکتار و 200 کیلوگرم در هکتار کود شیمیایی اوره و فاکتور سوم برداشت گیاه ریحان در 3 سطح شامل برداشت اول، برداشت دوم و برداشت سوم بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که در رقمItalian Large Leaf  با کاربرد 200 کیلوگرم در هکتار اوره در برداشت دوم بیشترین میزان عملکرد خشک و نیترات حاصل شد. کمترین تعداد شاخه جانبی، درصد برگ، کلروفیل b و عملکرد اسانس متعلق به رقمMobarakeh  بود. بیشترین و کمترین عملکرد اسانس به ترتیب به تیمارهای 100 کیلوگرم در هکتار اوره و شاهد مربوط بود. بر اساس نتایج این تحقیق، رقم Italian Large Leaf به همراه کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار اوره برای دستیابی به رشد و عملکرد کمی و کیفی قابل قبول ریحان تحت شرایط آب و هوایی خرم آباد توصیه می­گردد.

بررسی اثر برخی مالچ‌های آلی بر افزایش مقاومت به سرما درگیاه تاج الملوک (Aquilegia sp.)

دوره 33، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 757-767

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i4.81552

یحیی سلاح ورزی، مریم کمالی، جعفر نباتی، حمید احمدپور میر

چکیده برای بررسی اثر تنش یخ زدگی و ارزیابی تحمل به آن با استفاده از انواع مالچ‌‌های آلی در گیاه تاج الملوک تحت شرایط کنترل شده، این آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا گردید. تیمار‌های آزمایشی شامل 4 نوع مالچ در ترکیب با خاک ( شاهد (بدون استفاده از مالچ)، 50 درصد خاک+50 درصد کود دامی، 50 درصد خاک+ 50 درصد سوزنی برگ، 50 درصد خاک + 50 درصد سبوس برنج) و 5 سطح دمای یخ زدگی (0، 5-، 10-، 15-، 20- درجه سانتیگراد) بود. جهت ارزیابی تحمل به دماهای یخ زدگی درصد نشت الکترولیت‌ها، تعداد برگ، سطح سبز برگ، وزن خشک بوته و محتوای پرولین برگی اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با کاهش دما از 0 به 20- درجه سانتیگراد قطر ساقه، سطح برگ و تعداد برگ در تیمار مالچ سبوس به ترتیب 6/42، 4/73، 2/21 درصد، در مالچ سوزنی برگ 2/35، 9/64، 6/47  درصد ، در مالچ کودی 1/ 20، 4/46، 8/7 درصد و در شاهد مالچ 8/32، 79، 7/30 درصد کاهش یافت در دمای 5- درجه سانتیگراد مقدار پرولین در برگ 26 درصد و در دمای 20- 50 درصد نسبت به شاهد افزایش داشت. همچنین کمترین مقدار پرولین (73/0 میکرومول بر گرم وزن تر) در گیاهان تحت تیمار با مالچ سبوس بود. به طور کلی، تنش یخبندان باعث کاهش صفات مورفولوژیک اندازه گیری شده در تاج الملوک شد ولی استفاده از مالچ­های آلی منجر به بهبود این صفات گردید به طوریکه بهترین نتایج در مالچ کود دامی بدست آمد.

اثر اسیدهیومیک و اسیدفولویک بر برخی صفات مورفولوژیک گیاه شمعدانی (Plargonium spp.)

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 35-50

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i3.57849

رسول عباس زاده فاروجی، محمود شور، علی تهرانی فر، بهرام عابدی، نسیم صفری

چکیده گیاهان زینتی امروزه علاوه بر رفع نیازهای روحی و روانی، از لحاظ اقتصادی نیز در بازارهای جهانی خودنمایی می‌کنند. تولید مطلوب محصولات کشاورزی نیازمند به خاک مناسب و عناصر غذایی کافی و قابل جذب برای گیاه است. مواد آلی نقش مهمی در بهبود خصوصیات فیزیکی خاک و باروری خاک دارند. به منظور بررسی تاثیر مواد هیومیکی بر روی گیاه زینتی شمعدانی، آزمایشی در محل گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در طی سال‌های 1393-1394 انجام گرفت. تحقیق به ‌صورت فاکتوریل 4×4 بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول اسیدهیومیک و عامل دوم اسید فولویک هر در چهار سطح (0، 2/0، 5/0و 1 گرم بر لیتربودند. صفات مورفولوژیک گیاه شامل تعداد برگ، تعداد گره، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع شاخه اصلی، ارتفاع گیاه، طول ریشه، سطح برگ، وزن‌تر اندام‌های هوایی، وزن تر ریشه، طول ریشه، حجم ریشه، حجم اندام‌ هوایی وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام هوایی و نسبت اندام هوایی به ریشه اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که کاربرد ترکیبی اسیدهیومیک و اسیدفولویک سبب بهبود اکثر صفات مورفولوژیک اندازه‌گیری شده گردید، به طوریکه بیشترین ارتفاع (75/41 سانتی‌متر)، وزن‌تر اندام هوایی (83/94 گرم)، وزن خشک اندام هوایی (71/20 گرم)، وزن تر ریشه (40/16 گرم)، سطح برگ (27/60 سانتی‌متر مربع)، طول ریشه (16/45 سانتی‌متر) و حجم ریشه (33/15 سانتی‌متر مکعب) در /تیمار ترکیبی اسیدهیومیک و اسیدفولویک حاصل شد. کمترین ارتفاع، وزن تر اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، وزن تر ریشه، سطح برگ، طول ریشه، حجم ریشه به ترتیب 75/20 سانتی‌متر، 49/36 گرم، 78/5 گرم، 75/4 گرم، 60/29 سانتی‌متر مربع، 88/25 سانتی‌متر، 00/4 سانتی‌متر مکعب ثبت شد. همچنین تعداد برگ گیاه تحت تاثیر کاربرد اسیدهیومیک و اسیدفولیک قرار گرفت و کمترین تعداد برگ (16/14 عدد) در تیمار شاهد ثبت شد. به طور کلی کاربرد مواد هیومیکی (اسیدهیومیک و اسیدفولویک) سبب بهبود صفات رشدی گیاه شد، این درحالی است که تیمار ترکیبی این دو تاثیر مشهودتری نسبت به کاربرد جداگانه هر کود داشت.

بررسی اثر تعدیل کنندگی کلرید‌پتاسیم بر شاخص‌های رشدی و فتوسنتزی دو رقم گیاه دارویی خردل (Parkland و Goldrush) در شرایط تنش شوری حاصل از کلریدسدیم

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 123-136

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i1.61472

مرتضی گلدانی، مریم کمالی، محمد غیاث آبادی

چکیده کلرید پتاسیم به عنوان یک عنصر غذایی مهم برای محصولات زراعی و همچنین کاهنده شوری در زمین‌های تحت تنش شوری محسوب می‌شود. به منظور مطالعه اثر تعدیل‌کنندگی شوری ناشی ازکلریدسدیم توسط کلریدپتاسیم در گیاه خردل آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل ترکیب دو سطح KCl (شاهد و 20 میلی مولار) در چهار سطح NaCl (شاهد،30، 60 و90 میلی‌مولار) به عنوان عامل اول و دو رقم خردل (Parkland و Goldrush) به عنوان عامل دوم بود. برهمکنش تیمار سدیم و پتاسیم با عامل رقم در صفات وزن خشک ریشه و اندام هوایی، سطح برگ، فتوسنتز، هدایت روزنه‌ای، محتوای رطوبت تسبی، پایداری غشا و مقدار کلروفیل معنی‌دار شد. حداکثر مقدار فتوسنتز (14 میکرومول در مترمربع در ثانیه) در رقم Goldrush و تیمار 20 میلی‌مولار کلریدپتاسیم بدون کلریدسدیم، بیشترین هدایت روزنه‌ای (114 میکرومول در مترمربع در ثانیه) در گیاهان شاهد رقم Goldrush، بیشترین محتوای آب نسبی در گیاهان شاهد و در ارقام Goldrush و Parkland (به ترتیب 67/79 و 47/89 درصد) و همین صفت در تیمار 20 میلی‌مولار کلریدپتاسیم بدون کلریدسدیم رقم Goldrush به مقدار 27/71 درصد بود. ضمن اینکه بیشترین پایداری غشا نیز در رقم Goldrush و تیمار 20 میلی‌مولار کلریدپتاسیم بدون کلریدسدیم مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش غلظت سدیم و پتاسیم حجم ریشه کاهش می‌یابد که در تیمارهای 90 میلی‌مولار کلرید سدیم بدون کاربرد کلرید پتاسیم و 90 میلی‌مولار کلرید سدیم همراه با 20 میلی‌مولار کلرید پتاسیم به کمترین میزان رسید. به طور کلی با افزایش شوری حاصل از کلریدسدیم صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک اندازه‌گیری شده خردل کاهش یافت، و در تیمار استفاده از کلریدپتاسیم در غلظت 20 میلی‌مولار بدون کلریدسدیم کمترین مقدار تعرق و بیشترین شاخص پایداری غشا (100درصد)، عدد کلروفیل متر (3/30)، فتوسنتز (2/11 میلی مول بر متر مربع در ثانیه) در همین تیمار مشاهده شد. ضمن اینکه رقم Goldrush در تحمل شوری نسبت به Parkland نتایج بهتری از خود نشان داد.

بررسی تأثیر بسترهای مختلف کاشت و محلولپاشی اسید هیومیک بر رشد و برخی ویژگی های کمی و کیفی نشاء گوجه‌فرنگی

دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 658-670

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.56542

نسیبه پورقاسمیان، مهدی نقی زاده، روح اله مرادی، محمد سالاری

چکیده به منظور مطالعه تأثیر بستر کاشت و اسید هیومیک بر برخی شاخص‌های رشد و ویژگی‌های بیوشیمیایی گیاهچه گوجه‌فرنگی، آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل در پایه طرح کاملاً تصادفی در پنج تکرار صورت گرفت. فاکتورهای مورد بررسی شامل بستر کاشت (پیت، کوکوپیت، خاکبرگ، کمپوست، ورمی‏کمپوست، کود گاوی و خاک رس) و اسید هیومیک (به دو صورت محلول‌پاشی و عدم محلول‌پاشی) بودند. نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که بیشترین و کمترین درصد و سرعت جوانه‌زنی به ترتیب به بستر کاشت پیت و کود دامی تعلق داشت. همچنین، بیشترین وزن خشک اندام هوایی (17/1 گرم)، سطح برگ (9/125) تعداد میانگره (19/6)، ارتفاع گیاه (51/13 سانتی‌متر) و میزان کلروفیل a (55/2) در بستر کشت پیت مشاهده شد. بستر کود دامی در صفات نامبرده کمترین میزان را نشان داد. بعنوان مثال کمترین میزان وزن خشک اندام هوایی (44/0 گرم) و ارتفاع بوته (67/16 سانتی‏متر) مربوط به تیمار کود دامی بود. میزان کاروتنوئید در بسترهای کود دامی و رس بیش از بقیه بسترها بود. همچنین محلول‌پاشی نسبت به عدم محلول‌پاشی، ارتفاع گیاهچه، سطح برگ، تعداد میانگره، کلروفیل a و کاروتنوئید را افزایش معنی‌داری داد. نتایج نشان داد که وزن خشک اندام هوایی، ارتفاع گیاهچه و تعداد میانگره تحت اثر متقابل بستر کاشت و اسید هیومیک قرار گرفتند. در کلیه صفات فوق بسترهای ضعیف مانند خاک رس و کود دامی نسبت به بقیه بسترها به مصرف اسید هیومیک پاسخ بهتری دادند. بعنوان مثال، کاربرد اسید هیومیک باعث افزایش حدود 62 و 3 درصدی وزن خشک اندام هوایی نسبت به عدم استفاده از اسید هیومیک به ترتیب در تیمارهای کود دامی و پیت شد. بطور کلی، به نظر می‌رسد استفاده از بستر پیت به همراه محلول‌پاشی با اسید هیومیک می‌تواند منجر به بهبود رشد نشاء گوجه‌فرنگی شود.

بررسی تاثیر تنش خشکی بر فتوسنتز، درصد اسانس و عملکرد اسانس بابونه آلمانی (Matricaria recutita L.) رقم پرسو و کاسنی (Cichorium intybus L) توده محلی خوزستان در شرایط آب و هوایی شمال خوزستان

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 122-130

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.46691

روزبه فرهودی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی واکنش فتوسنتز و عملکرد اسانس گیاهان دارویی کاسنی توده محلی خوزستان و بابونه آلمانی رقم پرسو به تنش خشکی در شهرستان شوشتر (دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر) در سال زراعی 90-89 به صورت دو آزمایش جداگانه انجام شد. آزمایش‏ها در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا شد و تیمارهای تنش خشکی عبارت بودند از شاهد (حدود 90 درصد ظرفیت زراعی خاک)، تنش ملایم (حدود 75 درصد ظرفیت زراعی خاک) و تنش شدید (حدود 55 درصد ظرفیت زراعی خاک). صفات مورد بررسی در این تحقیق عبارت بود از ارتفاع بوته، وزن خشک برگ (کاسنی)، وزن خشک گل (بابونه)، غلظت کلروفیل a و b، فتوسنتز، درصد اسانس، عملکرد اسانس و اجزای تشکیل دهنده اسانس. نتایج آزمایش نشان داد تنش خشکی سبب کاهش فتوسنتز، غلظت کلروفیل a، وزن خشک و ارتفاع بوته بابونه و کاسنی شد اما درصد اسانس این گیاهان افزایش یافت. کمترین وزن خشک گل بابونه و وزن خشک اندام هوایی کاسنی تحت تاثیر تنش خشکی شدید به میزان 47 و 195 گرم بر متر مربع دیده شد در حالیکه بیشترین میزان عملکرد اسانس بابونه آلمانی (6/56 گرم در متر مربع) و کاسنی (9/225 گرم در مترمربع) تحت تاثیر تیمار تنش خشکی ملایم به دست آمد. در شرایط تنش خشکی ملایم بیشترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس بابونه کامازولن، آلفا پنین، آلفا بیسابول و بتا پنین بود در حالیکه بیشترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس کاسنی در شرایط تنش ملایم خشکی کامفور، آلفا پنین، بتا پنین و سابینین بود. به طور کلی نتایج نشان داد تنش خشکی ملایم به دلیل افزایش عملکرد اسانس علی رغم کاهش معنی‌دار وزن خشک اندام اقتصادی سبب افزایش عملکرد اسانس گیاهان مورد بررسی شد.

تأثیر سطوح مختلف نیتروژن و فسفر بر شاخص‌های رشد اندام هوایی و زیر زمینی گیاه دارویی سرخارگل (Echinacea purpurea)

دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 366-375

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i3.26615

مرتضی گلدانی، حسین زارع، مریم کمالی

چکیده به منظور بررسی اثر عناصر نیتروژن و فسفر بر خصوصیات رشدی گیاه دارویی سرخارگل، آزمایشی گلدانی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل دو کود نیتروژن (0، 1 و 2 گرم در کیلوگرم خاک) و فسفر (0، 75/0 و 5/1 گرم در کیلوگرم خاک) بود. به این منظور کود نیتروژن به صورت سرک و به طور مساوی در دو نوبت (ابتدای نشاء کاری و یک ماه بعد از نشاء) و کود فسفر در هنگام نشاء بر اساس مقادیر گفته شده به خاک اضافه شد. صفات مورد مطالعه شامل ارتفاع، تعداد شاخه جانبی، سطح و وزن برگ، وزن ساقه، نسبت وزن برگ به ساقه، وزن خشک اندام هوایی، تعداد و وزن گل، شاخص کلروفیل، مجموع طول ریشه، میانگین قطر ریشه، میانگین سطح ریشه، وزن خشک ریشه و نسبت ساقه به ریشه بوته بود. نتایج نشان داد برهمکنش دو تیمار کودی نیتروژن × فسفر در صفات وزن خشک برگ و نسبت وزن خشک اندام هوایی به ریشه معنی‌دار شد. حداکثر تعداد گل با 4/4 عدد در تیمار 1 گرم نیتروژن حاصل شد و بیشترین میزان وزن خشک گل به میزان 9/7 گرم در هر بوته در تیمار 2 گرم نیتروژن مشاهده شد. به‌طور کلی در صفات ارتفاع گیاه، تعداد گل و وزن خشک گل کاربرد 1 گرم نیتروژن و در صفات سطح و وزن خشک برگ و وزن خشک ریشه کاربرد 5/1 گرم فسفر در هر کیلوگرم خاک مطلوب بود. در نهایت نتایج نشان داد که کاربرد 2 گرم نیتروژن و 5/1 گرم فسفر در هر کیلوگرم خاک بهترین شرایط رشدی و عملکرد را در این گیاه ایجاد می‌کند.

بررسی رشد، درصد اسانس و اجزای تشکیل دهنده اسانس برخی از گونه‌های گیاه دارویی بومادران در شرایط آب و هوایی شوشتر در کشت پاییزه

دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 349-357

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.24334

روزبه فرهودی، محمد امین مهرنیا

چکیده این تحقیق به منظور ارزیابی رشد رویشی و عملکرد اسانس چهار گونه بومادران در شرایط آب و هوایی شهرستان شوشتر در شمال استان خوزستان به مدت دو سال (1390-1389 و 1391-1390) در کشت پاییزه انجام شد. این آزمایش به صورت تجزیه مرکب در دو سال و یک مکان در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار به اجرا در آمد. گونه‌های بومادران مورد استفاده عبارت بودند از بومادران شیرازی، بومادران هزار برگ، بومادران زرد و بومادران تماشایی. نتایج نشان داد تاثیر سال، گونه و اثر متقابل این دو فاکتور بر صفات تاریخ گلدهی، طول دوره گلدهی، ارتفاع بوته، وزن خشک بوته، وزن خشک سرشاخه گلدار، درصد اسانس و عملکرد اسانس معنی‌دار بود. بیشترین وزن خشک بوته در هر دو سال آزمایش در بومادران هزاربرگ به میزان 1014 گرم در متر مربع در سال اول و 1211 گرم در متر مربع درسال دوم دیده شد. بیشترین درصد اسانس در بومادران شیرازی به میزان 75/0 درصد در سال اول و 71/0 درصد در سال دوم دیده شد. بیشترین عملکرد اسانس در متر مربع نیز در رقم شیرازی به میزان 108 گرم در متر مربع در سال اول و 109 گرم در متر مربع در سال دوم دیده شد که با عملکرد اسانس گونه هزار برگ تفاوتی نداشت. نتایج نشان داد در تمام گونه‌های بومادران ترکیباتی مانند کامفور، کامفن، بتا پنین و آلفا پنین از غالبیت برخوردارند. با توجه به طول دوره رشد و عملکرد اسانس بوته، بومادران شیرازی جهت کشت پاییزه در شهرستان شوشتر نسبت به سایر گونه‌ها ارجحیت دارد.

بررسی تحمل به یخ‌زدگی گیاه همیشه‌ بهار (Calendula officinalis) در مرحله رشد رویشی و زایشی

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 369-378

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.42859

احمد نظامی، سید محمدجواد موسوی، سمیه نظامی، ابراهیم ایزدی دربندی، مریم یوسف ثانی، فاطمه کیخا آخر

چکیده همیشه بهار گیاهی نسبتاً متحمل به سرما می‌باشد، ولی در برخی سال‌ها به دلیل شدت سرمای زمستان خسارت شدیدی به گیاه وارد می‌شود. لذا این مطالعه با هدف ارزیابی اثر تنش یخ‌زدگی بر گیاه همیشه بهار به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی دو تاریخ کاشت (تابستان و پاییز) و 12 دماهای یخ‌زدگی (صفر، 2-، 4-، 6-، 8-، 10-، 12-، 14-، 16-، 18-، 20-،22- درجه سانتی‌گراد) بودند. بذر گیاهان در تابستان (کشت اول) و پاییز (کشت دوم) در خزانه کشت شد و پس از رسیدن گیاهان به مرحله شش تا هشت برگی به گلدان‌های اصلی انتقال یافتند. پس از گذراندن دوره خوسرمایی در شرایط طبیعی، تنش یخ‌زدگی با استفاده از فریزر ترموگرادیان اعمال گردید. به‌منظور تعیین ثبات غشاء پلاسمایی درصد نشت الکترولیت‌ها از برگ گیاهان پس از یخ‌زدگی اندازه‌گیری شد و درصد بقاء بوته های همیشه بهار و رشد مجدد آن‌ها نیز سه هفته پس از قرار داشتن در شرایط بازیافت تعیین گردید. درصد نشت الکترولیت‌ها در برگ گیاهان کشت پاییزه به‌طور معنی‌داری بیش‌تر از برگ گیاهان کاشت تابستان بود. بررسی درصد بقاء گیاهان در پایان دوره بازیافت نشان داد که گیاهان کشت پاییز درصد بقاء بیش‌تری از گیاهان کاشت تابستانه داشتند، اما از نظر ارتفاع، تعداد ساقه فرعی و اجزای زایشی، وزن خشک کل، وزن خشک اجزاء رویشی و زایشی گیاهان کشت تابستان برتر از آن‌ها در کشت پاییز بودند. اگرچه گیاهان دو تاریخ کاشت از نظر دمای 50 درصد کشندگی بر اساس درصد نشت الکترولیت‌ها (LT50el) تفاوت معنی‌داری با یکدیگر نداشتند، اما از لحاظ دمای 50 درصد کشندگی بر اساس درصد بقاء (LT50su) و وزن خشک تفاوت معنی‌داری بین گیاهان کاشت تابستان و پاییز مشاهده گردید و LT50su و دمای کاهنده 50 درصد وزن خشک گیاه (RDMT50) به‌ترتیب در کاشت تابستان 6/18- و 3/11- درجه سانتی‌گراد و در کاشت پاییز 4/19- و 7/13- درجه سانتی‌گراد بود.