ارزیابی تأثیر هماهنگی رنگی مبتنی بر نظریه گوته بر کیفیت بصری کاشت مخلوط گلهای زینتی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 شهریور 1405
https://doi.org/10.22067/jhs.2026.99780.1530
سید مجید زرگریان، علی تهرانی فر، سید حسن نعمتی، بهرام سیاوش پور
چکیده کاشت گلهای زینتی در منظر، افزون بر کارکردهای اکولوژیک، در ارتقای کیفیت ادراک بصری، افزایش مطلوبیت محیط و ایجاد آرامش برای کاربران نقش مهمی دارد. در این میان، رنگ بهعنوان یکی از مهمترین عناصر طراحی منظر، میتواند در شکلگیری تجربه بصری و ارزیابی زیباییشناختی فضا تأثیر قابل توجهی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اصول هماهنگی رنگی مبتنی بر نظریه رنگ گوته (بهویژه تنظیم نسبت سطح رنگها بر اساس ارزش نوری فامها) بر کیفیت بصری کاشتهای مخلوط گلهای فصلی زینتی انجام شد این مطالعه در پردیس دانشگاه فردوسی مشهد و با بهرهگیری از چهار طرح کاشت صورت گرفت. در این طرحها، نسبتهای رنگی برگرفته از مقادیر عددی ارائه شده در نظریه رنگ گوته با تیمارهای شاهد دارای نسبتهای مساوی رنگی مقایسه شدند. ارزیابی کیفیت بصری با مشارکت دانشجویان گروه باغبانی و مهندسی فضای سبز و با استفاده از فرم ارزیابی کیفیت منظر انجام گرفت. این ارزیابی بر پایه سه شاخص اصلی زیبایی، تعادل و آرامش بصری صورت پذیرفت. دادههای حاصل با استفاده از آزمون t استیودنت و آزمون من-ویتنی در سطح احتمال ۵ درصد تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در هر دو گروه، کرتهای مبتنی بر نظریه گوته در شاخصهای نسبت رنگی، آرامش و زیبایی میانگین بالاتری نسبت به کرتهای شاهد داشتند، در حالی که هیجان در کرتهای شاهد بیشتر بود. بهطور مشخص، در گروه دوم، میانگین زیبایی از 09/6 ± 63/82 در شاهد به 78/5 ± 26/91 در کرت مبتنی بر گوته و میانگین آرامش از 74/6± 36/42 به 57/13 ± 36/72 افزایش یافت .(P≤0.001)در مقابل، در شاخصهای تراکم گیاهی و تنوع رنگ تفاوت معناداری مشاهده نشد. این یافتهها نشان میدهد که هماهنگی رنگی مبتنی بر نسبتهای نظریه گوته میتواند رویکردی هدفمند در ارتقای تعادل و کیفیت بصری کاشتهای مخلوط فراهم کند، هرچند تعمیمپذیری جامع آن به گروههای سنی و جمعیتی گوناگون نیازمند مطالعات تکمیلی است.
مطالعه مقایسهای تیمارهای کوتاهمدت و بلندمدت نانوسیلور، اسیدسالیسیلیک و برخیاسانسهای گیاهی بر خصوصیات ژربرا (Gerbera jamesonii Bol.) رقم ‘Rosalin’
دوره 40، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 236-217
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60101.0
مهروالسادات متغیر، مجید عزیزی، علی تهرانی فر
چکیده ژربرا (Gerbera jamesonii Bol.) جزء ده گل شاخه بریده برتر دنیا است و استفاده از آن با توجه به گوناگونی رنگ و شکل، مورد توجه علاقهمندان به گل میباشد. با توجه به عمر پس از برداشت کوتاه این گل، پژوهش در مورد افزایش عمر گل بریده آن اهمیت ویژهای دارد. در این تحقیق، اثر تیمارهای کوتاهمدت و بلندمدت بر عمر گلجای و برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گل بریده ژربرا رقم ’رزالین‘ (Gerbera jamesonii Bol cv ‘Rosalin’) مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش براساس آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد که در آن عامل اول ترکیب شیمیایی نانوسیلور (5 و 10 میلیگرم در لیتر)، اسید سالیسیلیک (50 و 100 میلیگرم در لیتر) و آب مقطر (شاهد) بهصورت تیمار کوتاهمدت (24 ساعته) و عامل دوم ساکارز (چهار درصد)، اسانسهای گیاهی نعنا فلفلی (Mentha pipperita L.) (100 میلیگرم در لیتر)، آویشن باغی (Thymus vulgaris L.) (100 میلیگرم در لیتر)، میخک هندی (Eugenia caryophyllata Thunb) (300 میلیگرم در لیتر) و آب مقطر (شاهد) بهصورت تیمار دائمی اعمال گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تیمار کوتاهمدت نانوسیلور همراه با تیمارهای بلندمدت اسانسهای آویشن باغی و نعنا فلفلی تأثیر مثبتی در ماندگاری (بهترتیب 25/14 و 14 روز) گل بریده داشته و با حفظ طولانیتر خصوصیات فیزیولوژیکی همچون محتوای کلی آب و وزن تر نسبی گل، از طریق افزایش معنیدار فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز ( بهترتیب 43/241 درصد و 94/233 درصد در روز هفتم سنجش) و کاهش سرعت افزایش مقدار مالوندیآلدهید (بهترتیب 88/14 درصد و 44/19 درصد در روز هفتم) در گلچهها موجب طولانیتر شدن عمر پس از برداشت گل بریده ژربرا رقم ’رزالین‘ گردید.
ارزیابی اثر پایه بر میزان مقاومت برخی ارقام گلابی پیوندی به بیماری آتشک
دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 523-536
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.83573.1277
جواد صمیمی رباط، یحیی سلاح ورزی، علی تهرانی فر، ناصر بیک زاده
چکیده باکتری عامل بیماری آتشک (Erwinia amylovora) یکی از بزرگترین چالشها در تولید میوه گلابی است و فقدان روشهای کنترل مؤثر، بر نیاز به ارقام مقاوم به این بیماری تأکید میکند. بنابراین، آزمایشات تعیین سطوح حساسیت برای ایجاد برنامههای اصلاح نژادی که مقاومت در برابر این بیماری را تضمین کند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر پایه بر میزان مقاومت ارقام گلابی پیوندی به بیماری آتشک و بررسی اثر انتقال مقاومت یا حساسیت به بیماری از پایههای مقاوم به ارقام گلابی با سنجش سیستم USDA در باغات گلابی آستان قدس رضوی و باغات نیشابور با دو رقم گلابی (̓درگزی̒ و ̓کوشیا̒) پیوند شده بر روی دو پایه (̓درگزی̒ و ̓پیردوارف̒) اجرا شد، و مقیاس گاردنر نیز بر روی نهالهای یکساله در گلخانه بررسی شد، همچنین مجموع قندهای سوربیتول، ساکارز و pH عصاره برگی در روزهای صفر تا 18 پس از آلودگی طی چهار مرحله اندازهگیری شد. با القا باکتری مقدار قندها از روز 6 تا 12 پس از آلودگی در رقم و پایه ̓کوشیا̒/ ̓پیردوارف̒ از 30 به 20 میلیگرم (33 درصد کاهش قندها) ولی در رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓درگزی̒ از 35 به 25 میلیگرم (29 درصد کاهش قندها) و در دو رقم و پایه ̓درگزی̒/̓درگزی̒ و ̓درگزی̒/̓پیردوارف̒ ثابت ماند. در مورد pH هم، در نهالها با رقم ̓کوشیا̒ پیوند شده روی پایه ̓درگزی̒ نیز این روند مشاهده شد. به این ترتیب pH در روزهای صفر، 3، 6 و 12 بهترتیب برابر 5/5، 6/5، 5/3 و 5/2 اندازهگیری شد. این در حالی است که در بافت برگهای ارقام و پایههای ̓درگزی̒/̓پیردوارف̒ و ̓درگزی̒/̓درگزی̒ این مقدار بهترتیب 5/5 و 5/6 و این روند طی روزهای مختلف تقریبا ثابت بود. نتایج نشان داد که پایه ̓درگزی̒ تا حدودی اثر مقاومت خود را بر روی رقم حساس ̓کوشیا̒ گذاشت، بهطوریکه میزان مقاومت رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓درگزی̒ بیشتر از میزان مقاومت رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓پیردوارف̒ بود. بطور کلی طبق نتایج بدست آمده احتمال میرود که پایه مقاوم، مقاومت به بیماری آتشک را تا حدودی به ارقام حساس منتقل نموده است. بنابراین در برنامـه بـهزراعی گلابـی بـهمنظور مقاومت به بیماری آتشک میتوان از پایه مقاوم به بیماری آتشک استفاده کرد.
اثر بسترهای مختلف بر ویژگیهای خاک و صفات فیزیولوژیکی گیاهان ختمی (Aleca rosea L.) تحت تنش خشکی
دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 263-279
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71383.1073
تکتم اورعی، محمود شور، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی، عطیه اورعی
چکیده کاربرد مواد آلی بهعنوان یک استراتژی مناسب بهمنظور کاهش تخریب خاک در آبوهوای خشک و نیمه خشک ارائه شده است. بهمنظور بررسی اثر آبیاری و بسترهای کشت بر رشد دو اکوتیپ ختمی زینتی، آزمایشی در شرایط مزرعه تعریف شد. تیمارهای آزمایش شامل دو اکوتیپ (̓مشهد̒ و ̓تهران̒)، سه سطح رطوبتی (80، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و چهار بستر کشت (خاک، خاک + کود حیوانی، خاک + شلتوک برنج، خاک + کاه و کلش گندم) بودند. عناصر ماکرو (نیتروژن، فسفر و پتاسیم)، هدایت الکتریکی، pH خاک و صفات فیزیولوژیکی گیاه (نشت الکترولیت، محتوای نسبی آب، پرولین، کربوهیدرات) و وزن خشک اندازهگیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که اثرات سهگانه اکوتیپ× تنش خشکی × بسترهای کشت بر تغییرات میزان عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم خاک مزرعه در پایان آزمایش معنیدار نشد، امّا بیشترین تغییرات این عناصر در بستر خاک + کود حیوانی مشاهده شد و همچنین، این تغییرات در خاک حاوی اکوتیپ مشهد بیشتر بود. میزان شوری بستر خاک + کود حیوانی در هر دو اکوتیپ نسبت به بستر خاک، 78 درصد افزایش یافت. از طرفی، تغییرات اسیدیته خاک در سطح آبیاری 40 درصد نسبت به شاهد کمتر بود و این تغییرات در بستر خاکی 60 درصد کاهش یافت. تمامی پارامترهای فیزیولوژیکی و رشدی گیاهان ختمی تحت تیمارهای آزمایش قرار گرفت و بیشترین میزان شاخص کلروفیل (68)، محتوای نسبی آب (72 درصد) و وزن خشک (95 گرم) در اکوتیپ مشهد تحت تیمار 80 درصد ظرفیت زراعی در بستر خاک + کود حیوانی و بیشترین کربوهیدرات (82 میلیگرم در گرم وزن خشک) در اکوتیپ مشهد تحت تیمار 40 درصد ظرفیت زراعی در بستر خاک + کود حیوانی به ثبت رسید. بدین منظور، کاربرد کود حیوانی همراه با خاک با فراهم نمودن عناصر ماکرو اثرات منفی تنش خشکی را کاهش میدهد.
بررسی اثر غنیسازی دیاکسید کربن بر صفات آناتومیکی برگ دو گونه فیکوس زینتی (Ficus elastica و Ficus benjamina) در شرایط گلخانه
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 589-597
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.61791.0
ناهید زمردی، محمود شور، علی تهرانی فر، مرتضی گلدانی
چکیده دیاکسید کربن یکی از گازهای موجود در اتمسفر میباشد. غلظت دیاکسیدکربن اتمسفر طی چند دهه گذشته افزایش یافته است. بنابراین انتظار میرود که این افزایش روی گیاهان موثر واقع شود. بهمنظور ارزیابی اثرات غلظتهای مختلف دیاکسیدکربن بر برخی صفات آناتومیکی دو گونه فیکوس زینتی (فیکوس بنجامین و فیکوس الاستیکا) یک آزمایش اسپلیت پلات بر پایهی طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمارهای موردنظر شامل دو گونه فیکوس زینتی و سه غلظت دیاکسید کربن (غلظت 380 پیپیام (شاهد)، 700 و 1050 پیپیام) بودند. در این آزمایش، هشت صفت آناتومیکی نظیر تراکم روزنه، تراکم سلولهای اپیدرمی، عرض روزنه، طول روزنه، شاخص روزنه، مساحت روزنه، مساحت اپیدرم و قطر روزنه روی گیاهان مورد نظر ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که تقریبا تمام صفات مورد مطالعه تحت تأثیر دیاکسید کربن قرار گرفت. غلظت 700 پیپیام دیاکسیدکربن بیشترین تاثیر را بر صفات مورد مطالعه داشت. غلظت 700 پیپیام بیشترین تأثیر را بر صفت مساحت روزنه داشت. میانگین عرض روزنه و تراکم روزنه بهترتیب 28/21 و 91 درصد نسبت به میانگین شاهد افزایش یافت. همچنین این نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تراکم روزنه، تراکم سلولهای اپیدرمی، مساحت روزنه و قطر روزنه مربوط به گونه فیکوس الاستیکا بود. در بین گونههای مورد بررسی، گونه فیکوس الاستیکا نسبت به گونه فیکوس بنجامین در تمامی صفات برتری نشان داد. در واقع پاسخ روزنهها به تغییرات محیطی به صفاتی همچون قطر روزنه، تراکم روزنه، شاخص روزنه، اندازه سلولهای محافظ و منافذ روزنه و سطح برگ مربوط است که در تبادلات گازی بین گیاه و جو شرکت میکنند.
بررسی صفات رشدی گیاه سینداپسوس (Scindapsus spp.) تحت تاثیر مصرف اسید هیومیک و اسید فولویک به صورت کودآبیاری
دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 13-27
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61456.0
رسول عباس زاده فاروجی، محمود شور، علی تهرانی فر، بهرام عابدی
چکیده به منظور بررسی برخی صفات رشدی در گیاه زینتی سینداپسوس (Scindapsus spp.) تحت تاثیر اسید هیومیک و اسید فولویک بصورت کود آبیاری، آزمایشی در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول اسید هیومیک در چهار سطح صفر، 2/0، 5/0، 1 گرم بر لیتر و عامل دوم اسید فولویک نیز در چهار سطح صفر، 2/0، 5/0، 1 گرم بر لیتر بود. بر اساس نتایج بدست آمده تیمار مصرف توام اسید هیومیک و اسید فولویک اثر معنیداری بر ارتفاع، وزن تر و خشک برگ، ساقه، اندام هوایی و ریشه، تعداد گره و برگ و حجم اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه، طول و حجم ریشه و نسبت وزن تر و خشک اندام هوایی به ریشه داشت؛ بدین صورت که با کاربرد توام اسید هیومیک و اسید فولویک تمامی صفات ارزیابی شده در گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. همچنین طول و عرض و سطح برگ و طول میانگره نیز با مصرف مواد هیومیکی در گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. در مجموع با توجه به نتایج مشخص شده از آزمایش میتوان بیان کرد که مصرف مواد هیومیکی (اسید هیومیک و اسید فولویک) به صورت توام با یکدیگر صفات رشدی در گیاه را بهبود بخشیده و سبب رشد بهتر گیاه شدهاند؛ در نتیجه این مواد میتوانند جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی محرک رشد گیاه باشند.
بررسی تاثیر زمان حلقهبرداری تنه درخت بر شدت عارضه ترکیدگی و ویژگیهای کمی و کیفی میوهی دو رقم انار
دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 735-745
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61829.0
سیده فاطمه متولیان، بهرام عابدی، یحیی سلاح ورزی، علی تهرانی فر
چکیده از مشکلات عمده تولید انار که تقریبأ در تمام مناطق انارکاری دنیا بخصوص در مناطق گرم و خشک شایع است، عارضه ترکیدگی میوه آن میباشد که بعد از کرم گلوگاه انار بیشترین خسارت را به باغداران وارد مینماید. از سوی دیگر تحقیقات مختلف گویای این واقعیت میباشد که حلقهبرداری بر ویژگیهای کمی و کیفی میوه درختان مختلف تاثیر دارد؛ بنابراین آزمایشی به منظور بررسی تاثیر زمان حلقهبرداری بر ویژگیهای کمی، کیفی و همچنین شدت عارضه ترکیدگی دو رقم ’شیرین پوست قرمز‘ و ’ملس‘ در شهرستان مهدیشهر استان سمنان انجام پذیرفت. حلقهبرداری در سه زمان تمامگل، دو ماه پس از تمامگل و چهار ماه پس از تمامگل انجام گرفت. نتایج نشان داد حلقهبرداری در زمان تمامگل و دو ماه پس از تمامگل توانست درصد ترکیدگی میوه را در هر دو رقم به طور چشمگیری نسبت به تیمار شاهد (عدم حلقهبرداری) کاهش دهد. همچنین در بین دو رقم مورد مطالعه درصد ترکیدگی در رقم ’شیرین پوست قرمز ‘ بیشتر از رقم ’ملس‘ بود. علاوه بر این، حلقهبرداری در زمان تمامگل و چهار ماه پس از تمامگل توانست میزان وزن، حجم میوه و میانگین وزن 100 آریل را افزایش دهد. از بین دو رقم مورد مطالعه در پژوهش نیز رقم ’ملس‘ نسبت به رقم ’شیرین پوستقرمز‘ میزان مواد جامد محلول و درصد اسید قابل تیتراسیون بالاتری نشان داد.
ارزیابی قابلیت جایگزینی و مقایسه خصوصیات رشدی و کیفی چمنهای شبدری با چمنهای گراسی رایج در فضای سبز به منظور کاهش هزینههای سرزنی
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 15-28
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60852.0
الهام سعیدی پویا، علی تهرانی فر، علی گزانچیان، فاطمه کاظمی، محمود شور
چکیده امروزه بدلیل هزینه بالای نگهداری چمن (آبیاری و سرزنی)، شهرداریها و سازمانهای اداری در پی جایگزینی آن با سایر گیاهان پوششی میباشند. هدف از این آزمایش، مقایسه سه نوع چمن رایج رایگراس چندساله )رقم’دوبل(‘ ، فستوکای بلند )رقم ’الدرادو‘) و چمن مخلوط اسپورت تجاری با چمنهای شبدری، شبدر سفید )رقم ’کالوی‘) و شبدر میکرو )رقم ’پیپولینا(‘ به عنوان جایگزینی برای چمنها به منظور کاهش هزینههای نگهداری میباشد. این آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. صفات مختلف و شاخصهای رشد به دفعات طی سالهای 1395 و 1396 ارزیابی شد. در ارزیابیهای اولیه درصد سبزشدن، رایگراس چندساله بیشترین میزان را به خود اختصاص داد اما با گذشت 36 روز از کشت، پوششدهی تمامی گیاهان به 92 تا 98 درصد رسید و هیچگونه اختلاف معنیداری از لحاظ درصد سبزشدن بین کرتهای چمنهای گراسی و شبدری نبود. از نظر تراکم، یکنواختی و میزان علفهرز اختلاف معنیداری بین گیاهان مشاهده نشد، اما از نظر کیفیت پس از سرزنی در هر دو سال، شبدر سفید بهترین کیفیت را داشت. ارتفاع و وزن خشک به عنوان شاخصهای رشدی در هر دو سال، در چمنهای گراسی بیش از شبدرها بود و شبدر میکرو کمترین مقادیر را نشان داد. با گرم شدن هوا، چمن تالفسکیو بر سایرین از نظر ارتفاع و وزن خشک غالب گردید به طوریکه در تیرماه، میزان وزن خشک چمن در هر مترمربع به ترتیب برای تالفسکیو معادل 40، رایگراس (52/19)، اسپورت (68/15)، شبدر سفید (24/6) و شبدر میکرو (36/0) گرم بود. در نهایت، شاخصهای رشدی در چمنهای شبدری بسیار کمتر از گراسها بود که با توجه به این رشد کم، بالطبع هزینههای نگهداری، بالاخص سرزنی کاهش مییابد. این یک نکته مثبت در ارقام شبدر سفید و میکرو است که تا ماهها نیاز به سرزنی ندارد و در واقع، سرزنی به منظور حذف گلها صورت میگیرد. بنابراین به عنوان جایگزینی با هزینه نگهداری کمتر، قابل توصیه میباشند.
اثر تنش خشکی بر متغیرهای جوانهزنی بذر و صفات فیزیولوژیکی گیاه ختمی زینتی (Alcea rosea L.)
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 479-492
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60838.0
تکتم اورعی، محمود شور، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی
چکیده گل ختمی (Alcea rosea L.) یکی از گیاهان با ارزش زینتی میباشد که 36 گونه از آن در ایران کشت و کار میشود. با توجه به این مسئله که جوانهزنی بذور در طبیعت با تنش خشکی همراه است لذا میتوان با مطالعهی تغییرات فیزولوژیکی و آنتی اکسیدانی گامی مهم در راستای احیای رویشگاههای آن برداشت. بدین منظور آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه دانشکده کشاورزی دانشگاه فروسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دو اکوتیپ مشهد و تهران با پنج سطح خشکی (صفر، 2-، 4-، 6- و 8- بار) بود. نتایج نشان داد که اثر اکوتیپ و سطوح خشکی بر تمام صفات اندازهگیری شده معنیدار بود. اکوتیپ مشهد دارای برتری معنیداری نسبت به اکوتیپ تهران بود و بذر آنها توانست در تیمارهای 6- و 8- بار به ترتیب 28 و 24 درصد جوانه بزند. میزان طول ریشهچه و ساقهچه و وزن اکوتیپ تهران با افزایش پتانسیل اسمزی نسبت به اکوتیپ مشهد بیشتر کاهش یافت. از طرفی فعالیت آنزیمهای مورد بررسی نشان داد که در هر دو اکوتیپ فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز کاهش یافت اما فعالیت آنزیم کاتالاز با کاهش بیشتر پتانسیل اسمزی افزایش یافت. میزان پرولین و مالوندیآلدهید در اکوتیپ مشهد در تیمار 8- بار نسبت به شاهد بهترتیب 12 و 1/5 برابر شد. به نظر میرسد که اکوتیپ مشهد دارای بیشترین تحمل به خشکی را در مقایسه با اکوتیپ تهران در مرحله جوانهزنی دارد. از طرفی همبستگی مثبت و معنیداری بین فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز با درصد جوانهزنی مشاهده شد.
اثر القای پلیپلوییدی درون شیشهای بر تنوع صفات مورفولوژیکی و سیتولوژیکی بنفشه آفریقایی Saintpaulia ionantha Wendl.
دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 183-194
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.58723.0
اکرم امیری، محمود شور، مینا تقی زاده، سید حسین نعمتی، علی تهرانی فر
چکیده بنفشه آفریقایی (Wendl. Saintpaulia ionantha) یک گیاه زینتی مشهور با شکل و رنگهای متنوع است و به عنوان یک گیاه مدل عالی جهت مطالعات باززایی در شرایط درون شیشهای مطرح میباشد. این پژوهش با هدف القاء پلی پلوئیدی در شرایط درون شیشهای و با استفاده از غلظتهای مختلف کلشیسین انجام گرفت. گیاهچههای حاصل از کشت درون شیشهای در مرحله پرآوری تحت تیمار کلشیسین قرار گرفتند. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور غلظت در سه سطح 02/0، 05/0 و 1/0 درصد و مدت زمان تیمار در سه سطح 18، 24 و 48 ساعت انجام گرفت. صفات ظاهری و آناتومیکی گیاهچههای باززایی شده مورد بررسی قرار گرفت. القای تتراپلوئیدی بهگونهای موفقیت آمیز توسط بررسی صفات مختلف ظاهری و بررسیهای میکروسکوپی و فلوسایتومتری تایید شد. تیمار 02/0 درصد کلشیسین به مدت 24 ساعت در القای پلیپلوئیدی در بنفشه آفریقایی تحت شرایط درون شیشهای موثر بود. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که تلفیق روش کشت درون شیشهای با القای تتراپلوئیدی بهعنوان یک روش سریع و کارآمد برای بدست آوردن اشکال و صفات جدید در گیاهان باززایی شده درون شیشهای بنفشه آفریقایی میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر سطوح آبیاری بر بهبود تحمل به تنش یخزدگی در گیاه بنفشه در شرایط کنترل شده
دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i1.64594
عطیه اورعی، علی تهرانی فر، احمد نظامی، محمود شور
چکیده به منظور بررسی اثر تنش خشکی بر تحمل به یخزدگی گیاهان بنفشه، آزمایشی به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملأ تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1394 انجام شد. عوامل آزمایش شامل سه سطوح آبیاری (80، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و 10 سطح دمایی (20، صفر، 3-، 6-، 9-، 12-، 15-، 18-، 21- و 24- درجه سانتیگراد) بود. گیاهان پس از گذراندن دوره خوسرمایی در معرض تیمارهای آبیاری قرار گرفتند و سپس برای تنش یخزدگی به فریزر ترموگرادیان انتقال یافتند. نتایج نشان داد که هر چند با کاهش دما درصد نشت الکترولیتها در گیاهان هر سه تیمار آبیاری افزایش یافت، اما میزان آن در تیمار 80 درصد ظرفیت زراعی نسبت به دو تیمار دیگر به ترتیب 32 و 10 درصد بیشتر بود. گیاهان تحت تیمار (به جز 80 درصد ظرفیت زراعی) توانستند کاهش دما تا 21- درجه سانتیگراد را تحمل کنند. تیمارهای80 و 40 درصد ظرفیت زراعی در دمای 18- درجه سانتیگراد بیشترین و کمترین (به ترتیب 74 و 42 درصد) کاهش سطح برگ را نسبت به تیمار شاهد داشتند. اجزاء زایشی به طور معنیداری تحت تأثیر تیمارهای دمایی و آبیاری قرار گرفتند. گیاهان تحت تیمار 60 درصد ظرفیت زراعی در دمای صفر درجه سانتیگراد بیشترین افزایش (به ترتیب 55، 62 و 64 درصد) وزن خشک اجزاء رویشی، زایشی و کل را نسبت به شاهد به خود اختصاص دادند. وجود همبستگی منفی و معنیداری بین درصد بقاء و دمای کشنده 50 درصد گیاهان براساس درصد بقاء (LT50su) مشاهده شد (**95/0=- r). نتایج همچنین نشان داد که در گیاهان، با کاهش درصد نشت الکترولیتها، دمای کشنده 50 درصد نمونهها بر اساس نشت الکترولیتها (LT50el) و دمای کاهنده 50 درصد وزن خشک گیاه (RDMT50) به طور معنیداری کاهش یافته است. با توجه به نتایج، به نظر میرسد که با اعمال تیمار آبیاری 60 درصد ظرفیت زراعی مقاومت گیاهان بنفشه در برابر تنش یخزدگی افزایش مییابد.
بررسی اثر تیمار گرمائی و قارچکش بر کنترل آلودگی کشت درون شیشهای سوخ نرگس (Narcissus tazetta L.)
دوره 33، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 377-386
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.64767
سیده مهدیه خرازی، علی تهرانی فر، احمد شریفی
چکیده موفقیت در تکنیک کشت بافت، به خصوص در رابطه با گیاهان سوخدار، به میزان کنترل آلودگی میکروبی در طی دوره کشت وابسته میباشد. اعمال تیمارهای مختلف نظیر تیمار گرمایی و کاربرد قارچکشهای مختلف میتواند به کنترل آلودگی میکروبی و به دنبال آن، افزایش درصد زندهمانی ریزنمونهها کمک نماید. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تیمار گرمایی و کاربرد قارچکش بنومیل بر کاهش آلودگی کشت درون شیشهای گیاه نرگس، به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 2 عامل شامل غلظت قارچکش بنومیل در محیط کشت (یک و دو در هزار)، اعمال و یا عدم اعمال تیمار گرمایی (2 سطح) با 10 تکرار انجام شد. به منظور اعمال تیمار گرمایی از آب گرم 54 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت استفاده گردید. از محیط کشت پایه MS تکمیل شده با تنظیمکنندههای رشد BA (1 میلیگرم در لیتر) و NAA (2/0 میلیگرم در لیتر) برای کشت ریزنمونههای فلس جفتی استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد با وجود آنکه کمترین درصد آلودگی در شرایط اعمال تیمار گرمایی و کاربرد دو گرم در لیتر بنومیل حاصل شد، ولی با این حال بیشترین درصد قهوهای شدن ریزنمونهها نیز در این تیمار مشاهده شد که منجر به کاهش پتانسیل باززایی ریزنمونهها شد. لذا با در نظر گرفتن درصد قهوهای شدن، درصد باززایی و درصد آلودگی ریزنمونهها، عدم اعمال تیمار گرمایی و کاربرد محیط کشت حاوی یک گرم در لیتر قارچکش بنومیل جهت کشت ریزنمونههای فلس جفتی گیاه نرگس توصیه میگردد.
ارزیابی تغییرات خرداقلیمی محیط در دو گونه درختی اقاقیا معمولی و کاج در فضای سبز شهر مشهد
دوره 32، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 543-553
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i4.66069
زهرا کریمیان، علی تهرانی فر، محمد بنایان اول، مجید عزیزی، فاطمه کاظمی
چکیده با توجه به افزایش جمعیت و توسعه روزافزون شهرها تأمین شرایط زیستی مطلوب برای شهروندان یکی از نیازهای اساسی جامعه شهری میباشد. به این منظور آزمایشاتی در فضای سبز دانشگاه فردوسی مشهد اجرا و دادههای اقلیمی در زیر دو گونه درختی اقاقیا، کاج و فضای باز و همچنین طی یک دوره 19 ساله از ایستگاه هواشناسی مشهد دریافت، ثبت و آنالیز شدند. دادههای گروه اول با دادههای ایستگاه هواشناسی به منظور بررسی مشابهت اثر سایه حاصل از درختان و پوشش ابر بر تغییرات خرداقلیمی از نظر آماری مقایسه شدند. نتایج نشان داد بین دمای ثبت شده در زیر تاج درخت اقاقیا با کاج و بین رطوبت ثبت شده در این دو گونه درختی با فضای باز معادل، اختلاف معنیدار وجود داشت. همچنین، بین دمای ثبت شده در گروه آسمان کاملاً صاف و آسمان نسبتاً ابری با آسمان با پوشش ابر زیاد تفاوت معنیدار مشاهده شد. نتایج همچنین نشان دادند دما و رطوبت نسبی حاصل از سایه دو گونه درختی با آسمان نسبتاً ابری و آسمان با پوشش ابر زیاد از نظر آماری قابل مقایسه نیستند. این یافتهها نشان میدهد که فضای سبز و سبزسازی محیط در مناطقی که اغلب در طول سال آسمان ابری دارند نیز نبایستی نادیده گرفته شود.
اثر اسیدهیومیک و اسیدفولویک بر برخی صفات مورفولوژیک گیاه شمعدانی (Plargonium spp.)
دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 35-50
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i3.57849
رسول عباس زاده فاروجی، محمود شور، علی تهرانی فر، بهرام عابدی، نسیم صفری
چکیده گیاهان زینتی امروزه علاوه بر رفع نیازهای روحی و روانی، از لحاظ اقتصادی نیز در بازارهای جهانی خودنمایی میکنند. تولید مطلوب محصولات کشاورزی نیازمند به خاک مناسب و عناصر غذایی کافی و قابل جذب برای گیاه است. مواد آلی نقش مهمی در بهبود خصوصیات فیزیکی خاک و باروری خاک دارند. به منظور بررسی تاثیر مواد هیومیکی بر روی گیاه زینتی شمعدانی، آزمایشی در محل گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در طی سالهای 1393-1394 انجام گرفت. تحقیق به صورت فاکتوریل 4×4 بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول اسیدهیومیک و عامل دوم اسید فولویک هر در چهار سطح (0، 2/0، 5/0و 1 گرم بر لیتربودند. صفات مورفولوژیک گیاه شامل تعداد برگ، تعداد گره، تعداد شاخه فرعی، ارتفاع شاخه اصلی، ارتفاع گیاه، طول ریشه، سطح برگ، وزنتر اندامهای هوایی، وزن تر ریشه، طول ریشه، حجم ریشه، حجم اندام هوایی وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام هوایی و نسبت اندام هوایی به ریشه اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که کاربرد ترکیبی اسیدهیومیک و اسیدفولویک سبب بهبود اکثر صفات مورفولوژیک اندازهگیری شده گردید، به طوریکه بیشترین ارتفاع (75/41 سانتیمتر)، وزنتر اندام هوایی (83/94 گرم)، وزن خشک اندام هوایی (71/20 گرم)، وزن تر ریشه (40/16 گرم)، سطح برگ (27/60 سانتیمتر مربع)، طول ریشه (16/45 سانتیمتر) و حجم ریشه (33/15 سانتیمتر مکعب) در /تیمار ترکیبی اسیدهیومیک و اسیدفولویک حاصل شد. کمترین ارتفاع، وزن تر اندام هوایی، وزن خشک اندام هوایی، وزن تر ریشه، سطح برگ، طول ریشه، حجم ریشه به ترتیب 75/20 سانتیمتر، 49/36 گرم، 78/5 گرم، 75/4 گرم، 60/29 سانتیمتر مربع، 88/25 سانتیمتر، 00/4 سانتیمتر مکعب ثبت شد. همچنین تعداد برگ گیاه تحت تاثیر کاربرد اسیدهیومیک و اسیدفولیک قرار گرفت و کمترین تعداد برگ (16/14 عدد) در تیمار شاهد ثبت شد. به طور کلی کاربرد مواد هیومیکی (اسیدهیومیک و اسیدفولویک) سبب بهبود صفات رشدی گیاه شد، این درحالی است که تیمار ترکیبی این دو تاثیر مشهودتری نسبت به کاربرد جداگانه هر کود داشت.
بررسی پاسخ های رشدی بخش هوایی و زیرزمینی گل لیزیانتوس تحت افزایش گاز گلخانه ای دی اکسید کربن در کشت هیدروپونیک
دوره 31، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 634-642
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.49233
مهین نیکو، محمود شور، علی تهرانی فر، الهام سعیدی پویا
چکیده افزایش دیاکسیدکربن اتمسفر به عنوان یکی از مشخصههای تغییر اقلیم به میزان زیادی بر بهرهدهی جهانی، بخش کشاورزی اثر می-گذارد. بنابراین هدف از انجام این پژوهش بررسی اثرات افزایش گاز گلخانهای دیاکسیدکربن بر پاسخ رشدی اندامهای هوایی و زیرزمینی دو رقم گل لیزیانتوس در شرایط کشت هیدروپونیک است. این تحقیق در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، در قالب آزمایش کرتهای خرد شده بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل سه غلظت دیاکسیدکربن ۳۸۰ به عنوان شاهد، ۷5۰ و ۱۰۵۰ پیپیام و دو رقم گل شاخه بریده لیزیانتوس Yolde White و GCREC-Blu بود. با توجه به نتایج میتوان اینگونه بیان داشت که اثر تیمار دیاکسیدکربن بر ارتفاع، طول میانگره، وزن خشک ساقه و ریشه، سطح و حجم ریشه و نسبت ریشه به ساقه در سطح احتمال 1 درصد معنیدار شد و در بین دو رقم تنها از نظر وزن خشک ساقه، تفاوت معنیداری در سطح احتمال 5 درصد مشاهده شد. اثر متقابل دیاکسیدکربن و رقم بر روی هیچ یک از صفات مورد مطالعه تأثیر معنیداری نداشت. در یک نگاه کلی، افزایش دیاکسیدکربن موجب افزایش تمامی پارامترهای رشدی بخش هوایی و زیرزمینی گیاه لیزیانتوس شد و بیشترین و کمترین تأثیر در تمامی صفات به ترتیب مربوط به غلظت 1050 پیپیام و شاهد بود. در نتیجه تغییرات گاز دیاکسیدکربن در اتمسفر میتواند تأثیرات بسیار چشمگیری بر روی گیاه بگذارد که بدین ترتیب میتوان برخی اثرات تغییر اقلیم در آینده را بر روی کیفیت تولید تجاری گلهای شاخه بریده پیشبینی و بررسی نمود.
بهینهسازی عوامل موثر در ازدیاد درون شیشهای پایه میروبالان c29
دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 438-447
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.33469
زهرا شعبانی، بهرام عابدی، ابراهیم گنجی مقدم، علی تهرانی فر
چکیده این مطالعه با هدف بررسی اثر محیط کشت و تنظیم کنندههای رشد بر شاخهزایی، ریشهزایی و سازگاری میروبالانC29 انجام شد. در این مطالعه از آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار و هر تکرار شامل 5 نمونه استفاده شد. به منظور ضد عفونی نمونه های گیاهی از 2 تیمار، شامل اتانول 70 درصد در 1 دقیقه و هیپوکلریت سدیم 10 درصد در 10 دقیقه استفاده شد. نتایج نشان داد هیپوکلریت سدیم 10 درصد به مدت 10 دقیقه، با 4 درصد آلودگی ریز نمونه های سال جاری بهترین تیمار ضدعفونی بود. از دو نوع محیط کشت شامل MS و DKW و تنظیم کننده رشد بنزیل آمینوپورین در غلظت های 0، 1، 2، 3 و 4 میلی گرم در لیتر در مرحله پرآوری و ایندول بوتیریک اسید در غلظت های 0، 1، 2 و3 میلی گرم در لیتر در مرحله ریشه زایی استفاده شد. نتایج نشان داد که محیط کشت MS حاوی 2 میلی گرم در لیتر بنزیل آمینو پورین با میانگین پر آوری 16/6 شاخساره، و طول 51/2 سانتی متر بیش ترین شاخه زایی و بیش ترین درصد ریشه زایی در محیط MS حاوی 2 میلی گرم در لیتر IBA و طول ریشه به میزان 100 درصد و 75/6 سانتی متر، به دست آمد. سازگاری گیاهچه ها به شرایط گلخانه ای با استفاده از سیستم مه افشانی، با موفقیت انجام شد بالاترین درصد بقای گیاهچه (0/70 درصد) در محیط کوکوپیت و پرلایت (1:1 حجمی) به دست آمد.
بررسی تاثیر تنش خشکی بر برخی ویژگیهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی سه رقم انگور (.Vitis vinifera L)
دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 315-326
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.53495
مهدی آران، بهرام عابدی، علی تهرانی فر، مهدی پارسا
چکیده بهمنظور بررسی تاثیر تنش خشکی بر برخی از ویژگیهای سه رقم انگور (یاقوتی، بیدانه سفید و عسکری)، آزمایشی گلدانی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در سالهای94-1393 انجام شد. تیمارهای آبیاری در چهار سطح، شامل تیمار شاهد (100 درصد ظرفیت زراعی)، تنش متوسط (60 درصد ظرفیت زراعی)، تنش شدید (30 درصد ظرفیت زراعی) و تیمار آبیاری مجدد پس از تیمار تنش شدید انجام شدند. نتایج نشان داد که با افزایش شدت تنش خشکی، شاخصهای رشدی، شاخص کلروفیل و محتوای نسبی آب برگها کاهش مییابد و در شرایط تنش خشکی شدید رقم یاقوتی دارای بیشترین میزان افزایش ارتفاع (12/9 سانتیمتر)، تعداد برگ (12/35)، وزن خشک برگ و ساقه (به ترتیب 92/4 و 41/8 گرم) و محتوای نسبی آب برگ (49/85 درصد) بود. میزان نشت الکترولیتها، میزان قندهای محلول کل، میزان فعالیت آنتیاکسیدانی، ترکیبات فنلی و پرولین با افزایش شدت تنش خشکی افزایش یافت. در شرایط تنش خشکی رقم بیدانه سفید دارای بیشترین میزان نشت الکترولیتها بود و رقم یاقوتی بیشترین میزان فعالیت آنتیاکسیدانی (3/45 درصد) و پرولین (12/11 میکرو مول بر گرم وزن خشک) را در شرایط تنش خشکی شدید نسبت به دو رقم دیگر داشت. با توجه به نتایج بدست آمده در این پژوهش به نظر میرسد که رقم یاقوتی نسبت به دو رقم دیگر به خشکی متحملتر است.
تاثیر موقعیت فلس و نوع بستر کشت در تولید پیازچه به روش فلس جفتی در گیاه آماریلیس (Hippeastrum × johnsonii)
دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 190-200
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.50883
سیده مهدیه خرازی، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی، عبدالرضا باقری
چکیده گیاه آماریلیس به عنوان گیاه زینتی گلدانی، فضای باز و گل شاخه بریده پرورش داده میشود. در شرایط عادی تعداد پیازچههای دختری تولید شده، بسیار کم میباشد. بنابراین بهبود روشهای تکثیر سنتی این گیاه، یکی از راهکارهای مناسب جهت کوتاه کردن دوره رشدی این گیاه میباشد. لذا این آزمایش با هدف بررسی اثر نوع بستر کشت و موقعیت قلمههای فلسی در پیاز مادری بر تولید پیازچه در شرایط آزمایشگاهی، به منظور افزایش سرعت تکثیر این گیاه زینتی، به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 7 تکرار انجام شد. جهت اندازهگیری صفات وزن تر و خشک از 3 تکرار استفاده گردید. پیازها به صورت شعاعی به 12 قطعه مساوی برش داده شدند، بطوری که هر قطعه دارای بخشی از صفحه پایگاهی باشد. به منظور بررسی اثر موقعیت فلس جفتی در پیاز مادری، قطعات برش خورده به 5 نمونه فلس جفتی تقسیم و گروه بندی شدند، بطوریکه در گروه یک، خارجیترین نمونههای فلس جفتی و در گروه پنج، داخلیترین نمونههای فلس جفتی قرار گرفتند. بسترهای کشت مورد استفاده در این آزمایش شامل بستر کشت ماسه، پرلایت، ورمیکولایت، پیت ماوس و کوکوپیت بود. در پایان آزمایش، تعداد پیازچه تولید شده در هر نمونه، قطر پیازچه، تعداد ریشه، طول ریشه، وزن تر و خشک اندامهای مختلف گیاه و میزان قهوهای شدن قلمههای فلسی ثبت گردید. نتایج نشان داد که بستر کشت و موقعیت فلس جفتی در پیاز مادری تاثیر معنیداری بر کیفیت پیازچههای باززایی شده داشتند. بیشترین میزان وزن تر پیازچه (58/1 گرم)، وزن خشک پیازچه (21/0 گرم) و بیشترین قطر پیازچه باززایی شده (5/1 سانتی متر) در بستر کشت پیت ماوس و فلس جفتی گروه یک حاصل گردید. بر اساس نتایج بدست آمده چنانچه نمونههای فلس جفتی از فلسهای خارجیتر پیاز تهیه گردند، پیازچههایی با کیفیت مطلوبتری تولید خواهند نمود. بطورکلی جهت تکثیر آماریلیس از طریق نمونههای فلس جفتی، کاربرد فلسهای جفتی گروه یک (خارجیترین لایه فلس جفتی) و بستر کشت پیت ماوس توصیه میگردد.
جمعآوری و ارزیابی تنوع مورفولوژیکی برخی از گونههای آلیوم (Allium L.) بومی خراسان
دوره 30، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 701-713
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48662
امیر حسن حسینی، علی تهرانی فر، لیلا سمیعی، محمود شور، فرشید معماریانی
چکیده آلیوم جنس بزرگی از گیاهان خانواده آماریلیداسه را تشکیل می دهد و در این جنس گیاهان زینتی بسیاری وجود دارند که از نظر اقتصادی با ارزش محسوب می شوند. در تحقیق حاضر گونه های آلیوم از نواحی مختلف استان خراسان رضوی جمع آوری گردید و در پژوهشکده علوم گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی کشت گردید. پس از استقرار گونه ها، تعداد 29 صفت کیفی و 13 صفت کمی طی دو سال متوالی مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس نتایج، بیشتر صفات مورد بررسی معنیدار بود و تنوع قابل ملاحظه ای بین گونه ها از لحاظ صفات مطالعه شده از جمله طول ساقه گلدهنده، تعداد برگ، رنگ گل و قطر گل آذین وجود داشت که امکان گزینش گیاهانی باصفات مطلوب را فراهم می-نمود. از سوی دیگر نتایج تجزیه همبستگی ساده صفات نیز در اکثر موارد همبستگی معنی داری را میان صفات بررسی شده نشان داد. همبستگی مثبت بالایی بین طول برگ با طول ساقه گلدهنده، عرض برگ با قطر ساقه گلدهنده، قطر ساقه گلدهنده با قطر گل آذین و قطر ساقه گلدهنده با طول گلپوش مشاهده شد. به منظور تشخیص مهم ترین صفات تأثیر گذار در تفکیک گونه ها، در این مطالعه از تجزیه عاملی استفاده شد و مطابق آن پنج عامل اصلی توانستند 62/91 درصد واریانس کل را توجیه نمایند. برخی صفات مانند قطر ساقه گلدهنده، قطر گل آذین، طول دمگل، شکل گل، طول میله پرچم، قطر و طول تخمدان و طول خامه از جمله صفات تاثیر گذار در عامل اول بودند که 03/30 درصد از سهم واریانس را شامل شدند. در مجموع در این مطالعه خصوصیات فنوتیپی برخی از گونه های بومی آلیوم برای اولین بار ثبت و ارائه شد که این اطلاعات ارزشمند اهمیت بالایی در برنامه های اصلاحی گونه های آلیوم در آینده می تواند داشته باشد.
پیشبینی تاثیر فضای سبز بر تغییرات خرداقلیمی اماکن مسکونی مشهد طی گرمترین دوره سال
دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 537-546
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i3.47794
زهرا کریمیان، علی تهرانی فر، محمد بنایان اول، مجید عزیزی، فاطمه کاظمی
چکیده با توجه به رشد جمعیت و اقلیم گرم و خشک اکثر شهرهای ایران، تامین و ایجاد آسایش دمایی مناسب در دورههای گرم سال ضروری است. به منظور ارزیابی و شبیهسازی تاثیر درصد فضای سبز و پوشش گیاهی بر تغییرات دما، رطوبت نسبی و آسایش دمایی شهروندان در دو سایت مسکونی در مشهد، در گرمترین دوره سال 1391 آزمایشی انجام شد. در این آزمایش دادههای اقلیمی ثبت شده در این دو سایت و دادههای اندازهگیری شده مربوط به سازههای شهری و پوششگیاهی با استفاده از برنامه کامپیوتری انوایمت مدلسازی و تجزیه و تحلیل شدند. خروجیهای مدل نشان داد که بهرغم اختلاف اندک دما و رطوبت نسبی بین سایتهای واقعی و شبیهسازی شده با پوشش گیاهی، تفاوتی از نظر شاخص متوسط نظرسنجی پیشبینی شده وجود نداشت و هر دو سایت با وجود پوشش گیاهی شبیهسازی شده تا حدود 5/19 درصد، در محدوده تنش گرمایی بسیار شدید قرار داشتند.
بررسی تنوع ژنتیکی برخی ژنوتیپهای زنبق (Iris spp) با استفاده از نشانگر مولکولی ISSR
دوره 30، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 376-382
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i3.28044
سیده زینب عطاری، محمود شور، محمود قربانزاده نقاب، علی تهرانی فر، سعید ملک زاده شفارودی
چکیده زنبق از رده تک لپهایها و گیاهان بومی ایران بوده که در نقاط مختلف کشور به صورت وحشی می روید. گونههای زنبق ارزش زینتی و دارویی بسیار زیادی دارند. به منظور بررسی تنوع ژنتیکی برخی ژنوتیپهای زنبق با استفاده از آغازگرهای ISSR، نمونههای مختلف زنبقهای وحشی شاملIris kopetdaghensis ،Iris songarica ، Iris fosteriana از نقاط مختلف استان خراسان جمعآوری گردید. در این بررسی 16 آغازگر مورد بررسی قرار گرفت و از میان آنها شش آغازگر (CA)8G ،(CT)8RG ،(TC)8C ،(TG)8G ، (AC)8YG و(AG)8YT که پلی مورفیسم قابل ملاحظهای نشان دادند برای این مطالعه استفاده شدند. در بررسی توسط شش نشانگر مولکولی ISSRاز میان 126 باند تکثیر یافته، تعداد 119 باند چندشکلی نشان دادند (4/94درصد). بیشترین تعداد جایگاههای چندشکل را آغازگرهای (TC)8C و (AC)8YG و کمترین میزان جایگاههای چندشکل را آغازگر (CA)8G تولید نمود. نتایج حاصل از تجزیه کلاستر نشانگر مولکولی نشان داد که این نشانگر قادر به تشخیص گونهها و ژنوتیپهای جمعیت یک گونه از یکدیکر است. نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از نشانگرهای مولکولی جهت برنامههای اصلاحی زنبق بخصوص انگشت نگاری مفید میباشد و نشانگر مولکولی ISSR کارایی لازم را برای مطالعه تنوع ژنتیکی و مدیریت ژرمپلاسم زنبق را دارد. همچنین توصیه میشود از تودههای بومی زنبق وحشی بهعنوان یک منبع غنی ژنتیکی در برنامههای آتی زنبق استفاده شود.
بررسی نقش حفاظتی نیتریک اکسید در کاهش صدمات ناشی از تنش شوری در گیاه همیشه بهار (L. cv. Gitan Orange (Calendula officinalis
دوره 30، شماره 2، بهار 1395، صفحه 185-191
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i2.35847
مریم جبارزاده، علی تهرانی فر، جعفر امیری، بهرام عابدی
چکیده شوری یکی از فاکتورهای مهم محیطی است که رشد و نمو گیاهان را تحت تاثیر قرار داده و تولید گیاهان را محدود میکند. سدیم نیترو پروسید (SNP) به طور معمول به عنوان ترکیب رها کننده نیتریک اکسید (NO) در گیاهان استفاده میشود. نیتریک اکسید رادیکال گازی نسبتاً پایداری است که در غلظتهای پایین با ممانعت از تولید رادیکالهای فعال اکسیژن مانع خسارت آنها میگردد. این پژوهش به صورت فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار، تیمار کلرید سدیم در پنج سطح صفر (شاهد)، 25، 50، 75 و 100 میلیمولار و سدیم نیتروپروسید به صورت محلول پاشی برگی درچهار غلظت صفر (شاهد)، 25/0، 5/0 و 75/0 میلیمولار انجام شد. بنابر نتایج بدست آمده در این پژوهش، تنش شوری باعث کاهش رشد رویشی گردید و با افزایش غلظت نمک، بیشتر ویژگیهای مورفولوژیک گیاه تحت تاثیر منفی تنش قرار گرفتند. تنش شوری، نیز دارای اثرات منفی قابل توجهی بر ویژگیهای فیزیولوژیکی بود به گونهای که باعث کاهش کلروفیل شد و از طرفی باعث افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی، پرولین، قند محلول و نشت الکترولیت در گیاه گردید. تیمارهای مختلف سدیم نیتروپروسید توانست به طور معنیداری اثر منفی شوری به ویژه در سطوح پایین شوری بر گیاه را کاهش دهد. در بین غلظتهای مختلف سدیم نیتروپروسید، غلظت 25/0 و 5/0 میلیمولار بر روی بهبود صفات مورفولوژیکی، غلظت های 25/0، 5/0 و 75/0 میلیمولار بر روی بهبود صفات فیزیولوژیکی و غلظتهای 5/0 و 75/0 میلی مولار بر روی بهبود صفات بیوشیمیایی موثر واقع شدند.
اثر اسید سالیسیلیک بر برخی ویژگیهای مورفوفیزیولوژیک گلهای بستری خانواده آفتابگردان تحت شرایط کم آبی
دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 151-162
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.47987
سید مجید زرگریان، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی، بهرام سیاوش پور
چکیده کم آبی یکی از مهمترین مشکلات مناطق خشک و نیمه خشک میباشد. هرگاه میزان آب دریافتی گیاه کمتر از تلفات آن باشد کم آبی پدید میآید که در این شرایط استفاده از تنظیم کنندههای رشد گیاهی مانند اسید سالیسیلیک راهکاری برای جلوگیری از اثرات مخرب کم آبی و افزایش سازگاری گیاه میباشد. به منظور بررسی اثر اسید سالیسیلیک بر برخی از ویژگیهای مورفوفیزیولوژیک تعدادی از گلهای بستری خانواده آفتابگردان شامل ابری (Ageratum houstonianum ‘Blue Danube’)، جعفری آفریقایی (erecta ‘Discovery Yellow’ Tagets)، جعفری فرانسوی ‘Hero Harmony’) patula Tagets)، آهار (Zinnia elegans ‘Lilliput rose’) و وصال (chinensi ‘Milady Mix’ Callistephus) تحت شرایط کم آبی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در محوطه گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1392 انجام شد. فاکتور اصلی دو حجم آبیاری (50 و 100 درصد نیاز آبی)، فاکتور فرعی اسید سالیسیلیک (0 و 1 میلیمولار) بودند. ویژگیهای مورفولوژیکی اندازهگیری شده (ارتفاع، سطح برگ، تعداد گل، وزن خشک گل، ریشه و اندام هوایی) و ویژگیهای فیزیولوژیکی (کلروفیل های a، b و کل، کاروتنوئید، هدایت روزنهای، محتوای نسبی آب برگ و نشت یونی) بودند. نتایج نشان داد کاربرد اسید سالیسیلیک در شرایط کم آبی به علت تفاوتهای مورفولوژیکی و ژنتیکی گلها بر ویژگیهای مورفوفیزیولوژیکی آنها اثرات یکسانی نداشت. در شرایط کم آبی کاربرد اسید سالیسیلیک موجب بیشترین بهبود صفات مذکور در آهار و جعفری آفریقایی گردید. کمترین اثر نیز در گیاه وصال مشاهده شد.
انتخاب پایه های رویشی بادام متحمل به تنش آبی براساس نشانگرهای مرفولوژیکی
دوره 29، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 323-331
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.21422
علی اکبر شکوهیان، غلامحسین داوری نژاد، علی تهرانی فر، علی ایمانی، علی رسول زاده
چکیده انتخاب پایه های بادام متحمل به تنش آبی به منظور تولید بهینه محصول در مناطق خشک و نیمه خشک اهمیت زیادی دارد. در راستای انتخاب پایه های جدید متحمل به کم آبی، اثر تنش آبی و ریز موجودات مفید (Effective microorganism (Em)) بر خصوصیات مرفولوژیکی پایه های رویشی بادام در طی سال های 91 -1389 در گروه علوم باغبانی دانشگاه فردوسی مشهد مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه رژیم متفاوت آبیاری (کامل،33 و 66 درصد تخلیه آب قابل نگهداری) و دو سطح غلظت ریز موجودات مفید (Em) (محلول صفر ( شاهد) و یک درصد) و 4 فاکتور پایه (قلمههای ریشهدار شده پایه های رویشی GF677، دو هیبرید طبیعی انتخابی هلو× بادام (H1 و H2) و قلمه های ریشهدار شده ژنوتیپ جوین)، در 4 تکرار انجام شد. تجزیه واریانس نشان داد، بین سطوح پایه ها و آبیاری در تمام تیمارها مورد بررسی از نظر آماری در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج حاکی از آن بود که سطوح ریز موجودات مفید در صفات سطح برگ، تعداد برگ، رشد سالیانه، وزن تر و خشک و حجم ریشه دارای تفاوت معنی داری در سطح احتمال یک درصد بوده و مقایسه میانگین ها نشان داد که مصرف Em باعث افزایش این صفات نسبت به شاهد شده است. با توجه به نتایج این پژوهش، از بین صفات مورد آزمایش، طول، وزن خشک و حجم ریشه نشانگرهای مناسبی، برای ارزیابی میزان تحمل به تنش آبی بادام و هیبرید طبیعیH1، پایه مقاوم به شرایط کم آبی تشخیص داده شد. تاثیر ریز موجودات مفید بر عوامل رشدی و زنده مانی نهال ها تابع نوع پایه بوده و تاثیر آن بر میزان مقاومت به تنش آبی نیز با خصوصیات ژنتیکی پایه متفاوت بود. با توجه به نتایج این تحقیق، هیبرید طبیعیH1، به عنوان یک پایه مقاوم به شرایط خشکی معرفی می شود.
اثر اسید ایندول بوتیریک و بستر کشت بر ریشه زایی قلمه های دو هیبرید جدید انتخابی هلو×بادام
دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 176-184
https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.27561
غلامحسین داوری نژاد، علی اکبر شکوهیان، علی تهرانی فر
چکیده بهمنظور بررسی اثر غلظت های مختلف ایندول بوتیریک اسید و نوع بستر کشت، بر ریشه زایی قلمه های چوب سخت دو پایه از دورگه های طبیعی بادام و همگروه جی. اف 677 (شاهد)، آزمایشی در فضای زیر پوشش پلاستیکی همراه با سامانه پا گرما در گلخانه های گروه علوم باغبانی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. در این بررسی اثر چهار سطح ایندول بوتریک اسید (صفر، سه هزار، شش هزار و نه هزارمیلی گرم بر لیتر) در سه بستر پرلایت، کوکوپیت و ترکیبی از این دو (دو قسمت پرلایت و یک قسمت کوکوپیت) بر ریشه زایی قلمه های پایه شاهد و دو هیبرید جدید انتخابی هلو × بادام، به صورت کرت دوبار خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد، از لحاظ درصد قلمه های ریشه دار شده و تعداد ریشه در هر قلمه و طول ریشه بین غلظت های مختلف ایندول بوتریک اسید، بسترهای کشت و پایه های بکاربرده شده درسطح احتمال یک درصد با شاهد تفاوت معنی داری وجود داشت. بیشترین درصد قلمه های ریشه دار شده و تعداد ریشه و طول ریشه از غلظت 3000 میلی گرم در لیتر ایندول بوتریک اسید و بستر پر لایت و پایه شاهد بدست آمد. در صفات مذکور اثر متقابل پایه× غلظت و بستر نیز در سطح یک درصد تفاوت را نشان داد. پایه شاهد در محیط پرلایت و غلظت 3000 میلیگرم در لیتر ایندول بوتیریک اسید بهترین نتیجه را داشت. همچنین حجم ریشه در سطح احتمال پنج درصد تحت تاثیر غلظت هورمون بوده است که بالاترین حجم از غلظت3000 میلیگرم در لیتر حاصل شد.
