با همکاری انجمن علمی منظر ایران
نویسنده = فرهنگ رضوی
فیزیولوژی پس از برداشت

نقش دوپامین در تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی و کاهش پیری میوه گیلاس (Prunus avium L.) طی انبار سرد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95654.1468

نرمین کریمیان، فرهنگ رضوی، مرتضی سلیمانی اقدم

چکیده میوه‌های گیلاس در دوره پس از برداشت به‌دلیل فعال شدن مسیرهای اکسیداتیو و افزایش تولید رادیکال‌های آزاد، به‌سرعت دچار افت کیفیت و کاهش عمر انبارمانی می‌شوند. بهره‌گیری از ترکیبات زیست‌فعال در مرحله پس از برداشت محصولات باغی، یکی از رویکردهای جدید در کشاورزی پایدار به‌شمار می‌رود، که می‌تواند با کاهش ضایعات، افزایش عمر انبارمانی و قفسه‌ای و نیز حفظ سیستم آنتی‌اکسیدانی، کیفیت محصولات را بهبود بخشد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثر تیمارهای دوپامین بر فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و شاخص‌های آسیب اکسیداتیو در طی پس از برداشت میوه گیلاس رقم «تک‌دانه» انجام شد. این مطالعه، به‌صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی، در سه تکرار اجرا گردید. عامل نخست، شامل غلظت‌های مختلف دوپامین (صفر، 50، 100 و 200 میکرومولار) و عامل دوم مدت زمان انبارمانی بود. میوه‌ها پس از تیمار، به‌مدت 7، 14، 21 و 28 روز در دمای 5/0±1 درجه‌ی سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 85 تا 90 درصد نگهداری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین فعالیت آنزیم‌های سوپراکسیددیسموتاز و کاتالاز و نیز کمترین میزان مالون‌دی‌آلدئید، پراکسید هیدروژن و نشت یونی در تیمار دوپامین با غلظت 200 میکرومولار مشاهده گردید. در حالی‌که، غلظت 100 میکرومولار بیشترین فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و آسکوربات‌پراکسیداز را ایجاد کرد. این تغییرات با حفظ استحکام بافت، کاهش سرعت پیری و تغییر رنگ دم میوه همراه بود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد، که دوپامین با تقویت سیستم دفاعی آنتی‌اکسیدانی و کاهش آسیب‌های اکسیداتیو، می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد فیزیولوژیکی مؤثر برای کاهش پیری، حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه گیلاس در انبار سرد مورد استفاده قرار گیرد.

میوه کاری

تأثیر محلول‌پاشی قبل از برداشت تریپتوفان و عصاره جلبک Ascophyllum nodosum بر صفات کیفی و آنتی‌اکسیدانی توت‌فرنگی رقم آلبیون در کشت هیدروپونیک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.98311.1506

مریم تاران، فرهنگ رضوی، عزیزاله خیری، ساناز مولائی، میثاق خالدی پاوه

چکیده توت‌فرنگی محصولی است که به علت اهمیت اقتصادی و ارزش غذایی بالا تولید آن در دنیا رو به افزایش بوده و دارای محبوبیت زیادی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محلول‌پاشی قبل از برداشت سطوح مختلف اسیدآمینه تریپتوفان در سه سطح (mM ۱ ، ۲ و ۳) و عصاره جلبک دریایی آسکوفیلیوم نودوزوم ( gL-1۱ ، ۲ و ۳) و تیمار شاهد (آب مقطر) بر صفات کیفی و آنتی‌اکسیدانی میوه توت‌فرنگی رقم آلبیون در سیستم کشت هیدروپونیک، اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی شامل ۷ تیمار با 3 تکرار و مجموعاً 2۱ واحد آزمایشی انجام گردید. در این مطالعه صفاتی از جمله صفات مورفولوژیک همچون ابعاد میوه، وزن، حجم و سفتی بافت میوه، و صفات بیوشیمیایی همچون مواد جامد محلول (TSS)، اسیدقابل تیتراسیون (TA)، شاخص طعم، میزان فلاونوئید، فنول کل، کلروفیل برگ، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، آنتوسیانین و میزان اسید‌آسکوربیک ارزیابی شدند. نتایج به دست آمده نشان‌ داد تیمارها بر اکثر صفات مورفولوژیکی (وزن، طول، قطر و حجم میوه) و بیوشیمیایی (TSS، ماده خشک، کلروفیل برگ، اسیدآسکوربیک، فنول کل و فلاونوئید، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و آنتوسیانین) تأثیر معنی‌دار داشتند. تیمار تریپتوفان mM ۱ بیشترین افزایش وزن میوه، طول، قطر و حجم را نسبت به شاهد نشان داد. درحالی‌که بیشترین تاثیر در غلظت‌های عصاره جلبک آسکوفیلیوم نودوزوم بر TSS، ماده خشک و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی متعلق به تیمار آسکوفیلیوم نودوزوم gL-1 ۳ بود. افزون بر این، تیمارهای تریپتوفان mM ۳ و آسکوفیلیوم نودوزوم gL-1 ۱ به‌ترتیب بیشترین میزان آنتوسیانین (mg 100g-1۶٫۹۲) و فلاونوئید کل (mg Q 100g-1 FW ۲٫۷۶) را نشان دادند. میزان اسیدآسکوربیک نیز در تیمارهای تریپتوفان mM ۱ و آسکوفیلیوم نودوزوم gL-1 ۱ به mg 100g-1 ۱۵۳٫۳۶ رسید. از سوی دیگر، سفتی بافت نیز در میوه‌های تحت تیمار اسیدآمینه تریپتوفان نسبت به سایر نمونه‌ها کم‌تر بود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که این محرک‌های زیستی کیفیت و ارزش غذایی میوه‌های توت‌فرنگی را بدون نیاز به کودهای شیمیایی افزایش دادند، بنابراین، می‌توان این تیمارها را به عنوان، راهکاری پایدار برای تولید محصول ارگانیک با کیفیت بالا در کشت هیدروپونیک پیشنهاد نمود.

میوه کاری

بررسی تأثیر برخی از کودهای زیستی بر خصوصیات رشدی، محتوای عناصر غذایی برگ و عملکرد میوه سیب (Malus domestica cv. Red delicious)

دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 582-567

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87166.1329

افسانه صالحی، فاطمه نکونام، فرهنگ رضوی

چکیده پژوهش حاضر به­منظور بررسی اثر محلول­پاشی برگی برخی از کودهای زیستی بر خصوصیات رشدی و عملکرد میوه سیب (Malus domestica cv. Red delicious) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در شرایط آب‌وهوایی زنجان انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل محلول­پاشی برگی جلبک دریایی (075/0 و 15/0 درصد)، اسیدآمینه (1/0 و 2/0 درصد)، اسیدهیومیک (03/0 درصد)، کود تجاری همارنگ (5/0 درصد)، کود شیمیایی ترکیبی (نیتروژن، روی و بور (اوره 1 درصد، کلات روی 3/0 درصد و اسیدبوریک 1/0 درصد)) و محلول­پاشی با آب مقطر (شاهد) بود. نتایج نشان داد که کاربرد برگی کودهای زیستی و شیمیایی به‌طور معنی­داری رشد و عملکرد میوه را افزایش دادند. به‌طوری‌که بیشترین افزایش رشد شاخه سال جاری (39 درصد) و سطح برگ (30/74 درصد) نسبت به شاهد با اعمال کود جلبک دریایی با غلظت 075/0 درصد به دست آمد. همچنین کود جلبک دریایی با غلظت 15/0 درصد، اسیدآمینه 2/0 درصد، اسیدهیومیک و اسیدآمینه 1/0 درصد باعث افزایش معنی­دار سطح برگ (به‌ترتیب 02/42، 57/35، 27/22 و 20/16 درصد) نسبت به شاهد شدند. محلول­پاشی جلبک دریایی، اسیدآمینه و ترکیب شیمیایی، شاخص کلروفیل را افزایش دادند. حداکثر افزایش شاخص کلروفیل (50 درصد) نسبت به شاهد با کاربرد کود شیمیایی ترکیبی در 130 روز بعد از شکوفایی کامل گل‌ها به دست آمد. بیشترین مقدار نیتروژن (66/1 درصد)، پتاسیم (03/1 درصد)، روی (150 میلی­گرم در کیلوگرم ماده خشک) و بور (5/82 میلی­گرم بر کیلوگرم ماده خشک) و کمترین مقدار فسفر (44/0 درصد) با کاربرد برگی کود شیمیایی ترکیبی به دست آمد. بیشترین محتوای آهن در برگ درختان تیمارشده با کود جلبک دریایی 15/0 درصد، اسیدهیومیک و کود زیستی تجاری به دست آمد. براساس نتایج مشاهده شد که کاربرد اسیدآمینه، جلبک دریایی و کود شیمیایی ترکیبی بیشترین تأثیر را در کاهش ریزش میوه (به‌ترتیب 97/36، 37/33 و 07/29 درصد نسبت به شاهد) و افزایش کارآیی عملکرد (به‌ترتیب 75/2 و 73/2 و 8/2 در مقایسه با 22/0 میوه در واحد سطح مقطع شاخه در شاهد) داشتند. براساس نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش می­توان گفت که کاربرد کودهای زیستی به‌خصوص جلبک دریایی (15/0 درصد) و اسیدآمینه (1/0 درصد)، جایگزین­های مناسب برای کودهای شیمیایی هستند و می­توانند نقش به­سزایی در افزایش شاخص­های رشدی و عملکرد سیب بدون اثر مخرب بر محیط زیست داشته باشند.

میوه کاری

ارزیابی تنوع ریخت‌شناختی و فنولوژیکی برخی ژنوتیپ‌های امیدبخش پسته (Pistacia vera L.) در باغستان سنتی قزوین

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 503-489

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90560.1388

پوریا کاکوند، علی سلیمانی، فرهنگ رضوی، گارت برار

چکیده پسته (Pistacia vera L.) یکی از محصولات مهم باغبانی ایران است و شناسایی و انتخاب ژنوتیپ‌های مقاوم به شرایط نامساعد محیطی، خاک و بیماری‌ها، نقش بسزایی در افزایش عملکرد و گسترش سطح زیر کشت این محصول ارزشمند دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و ارزیابی برخی از ژنوتیپ‌های امیدبخش پسته مادری براساس ویژگی‌های ریخت‌شناختی و فنولوژیکی در محدوده 20 هکتاری باغستان سنتی قزوین است. در این پژوهش، 25 ویژگی ریخت‌شناختی، 15 ویژگی کمّی و پنج ویژگی کیفی در 24 ژنوتیپ مادری پسته براساس توصیف‌نامه بین‌المللی پسته (IPGRI) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه واریانس داده‌ها بر پایه طرح آشیانه‌ای با استفاده از نرم‌افزار SAS9.2 انجام شد و آنالیزهای چندمتغیره همبستگی، تجزیه خوشه‌ای و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی با استفاده از نرم‌افزار Statistica 18.8 صورت گرفت. نتایج تجزیه خوشه‌ای براساس ویژگی‌های کمّی، ژنوتیپ‌ها را در چهار گروه مجزا دسته‌بندی کرد. همچنین، نتایج تجزیه به مؤلفه‌های اصلی نشان داد که دو مؤلفه اول و دوم به‌ترتیب 64/24 و 85/15 درصد از واریانس کل مشاهده‌شده در جمعیت پسته را تبیین می‌کنند. بیشترین طول، عرض و ضخامت مغز در ژنوتیپ ‘SiA1’ مشاهده شد. علاوه‌بر این، برگ‌های سه برگچه‌ای با بزرگ‌ترین سطح برگ و همچنین کیفیت بالای مغز و درصد خندانی بالا نیز در ژنوتیپ ‘SiC’ مشاهده گردید. خوشه‌بندی براساس ویژگی‌های کیفی، ژنوتیپ‌های پسته را در فاصله همبستگی هشت، به چهار دسته با زیرگروه‌های مختلف تقسیم کرد و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی براساس ویژگی‌های کیفی نیز ژنوتیپ‌ها را به چهار دسته تقسیم نمود که اجزای هر دسته از لحاظ ویژگی‌های کیفی به یکدیگر شباهت داشتند. در مجموع با توجه به بسیاری از صفات ارزشمند مرتبط با مغز پسته می­توان ژنوتیپ­های ‘SiA1’ و ‘SiC’ را به‌عنوان ژنوتیپ­های امیدبخش جهت استفاده در برنامه­های اصلاحی و مطالعاتی در نظر گرفت.

فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود خصوصیات پس‌از‌برداشت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ با کاربرد قبل‌‌از‌‌برداشت جلبک قهوه‌ای (Ascophyllum nodosum)

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 885-901

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73178.1100

مهشید غفوری، فرهنگ رضوی، مسعود ارغوانی، ابراهیم عابدی قشلاقی

چکیده جلبک قهوه‌ای جزو زیست محرک‌هایی است که بدون اثرات مخرب زیسـت محیطی در تولید محصولات باغی و زراعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پژوهش به‌منظور بررسی تـأثیر تیمار جلبک قهوه‌ای به‌صـورت محلـول‌پاشـی بر روی شاخه، برگ و میوه بـر برخی خصوصیات کیفی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ به صورت فاکتوریل (فاکتور اول: محلول‌پاشی جلبک قهوه‌ای در چهار سطح (صفر، 1، 2 و 3 گرم در لیتر) در سه زمان 110، 125 و 140 بعد از مرحله تمام گل؛ فاکتور دوم: زمان انبارمانی در 4 سطح صفر، 30، 60 و 90 روز پس از انبارمانی) بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصـادفی بـا سـه تکرار انجام شد. میوه‌های تیمار شده به مدت 90 روز در شرایط انباری با دمای 1 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 90 درصد نگهداری شدند و به صورت ماهیانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از تـأثیر معنی‌دار تیمار عصاره جلبک قهوه‌ی بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمار عصاره جلبک قهوه‌ای موجب حفظ سفتی بافت میوه، ویتامین ث، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، فنل، فلاونوئید کل و آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در مقایسه با تیمار شاهد شدند. تیمار 3 گرم در لیتر جلبک قهوه‌ای بهترین تـأثیر را در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی (40/40 درصد)، درصد کاهش وزن میوه (87/41 درصد)، اسید قابل تیتراسیون (37/25 درصد)، ویتامین ث (26/33 درصد) ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (70/26 درصد) ، فنل کل (17/81)، فلاونوئید کل (67/103 درصد) و فعالیت آنزیم PAL (75/153 درصد) نسبت به شاهد در 90 روز انبارمانی داشت. با توجه به اثرات مثبت تیمار عصاره جلبک قهوه‌ای بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه کیوی در طی دوره انبارداری، چنین به نظر می‌رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان یک راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه کیوی رقم هایوارد قابل توصیه باشد.

فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر کاربرد پس از برداشت اسید آسکوربیک بر عمر انبارمانی و کیفیت میوه‌ی خرمالو ((Diospyros kaki Thunb.

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 241-257

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69745.1040

فهیمه نصر، ولی ربیعی، فرهنگ رضوی، غلامرضا گوهری

چکیده با توجه به فسادپذیر بودن میوه خرمالو در دوره پس از برداشت و محدودیت استفاده از مواد شیمیایی، معرفی روش‌های طبیعی و سالم برای حفظ کیفیت و افزایش عمرانبارمانی خرمالو ضروری می‌باشد. این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمار اسید آسکوربیک بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه خرمالو رقم ’کرج‘ انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید آسکوربیک در سه سطح (15، 30 و صفر (شاهد) میلی‌مولار) به عنوان فاکتور اول و زمان انبارمانی در سه سطح (15، 30 و 45 روز) به عنوان فاکتور دوم بودند. میوه‌ها به روش غوطه­وری در محلول اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار و آب مقطر تیمار شدند و در یک دوره انباری 45 روزه در سردخانه با دمای 4 درجه ‌سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 85-90 درصد نگهداری شدند. نتایج بدست آمده حاکی از تأثیر معنی‌دار تیمارها بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمارهای اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار موجب حفظ ویتامین ث، فلاونوئید کل، ظرفیت‌آنتی‌اکسیدانی و تانن محلول در مقایسه با شاهد شدند. تیمار اسید آسکوربیک 30 میلی‌مولار بهترین تیمار در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی ) 6/1 کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع( تانن محلول )1889 میلی‌گرم بر کیلوگرم)، فنول (1591 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و فلاونوئید کل (309 میلی‌گرم بر کیلوگرم) نسبت به شاهد بود. کاربرد اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار به طور مؤثری موجب تأخیر در افزایش مالون‌دی‌آلدهید (1/1 و 3/2 نانو مول بر گرم وزن‌تر) و کاهش وزن (8/0 و 3/1 درصد) نسبت به شاهد در طی 45 روز انبارمانی شدند. با توجه به اثرات مثبت تیمار اسید آسکوربیک بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه خرمالو در طی 45 روز انبارمانی، چنین به نظر می‌رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه خرمالو قابل توصیه باشد.

اثر تیمارهای پس از برداشت فنیل‌آلانین و سولفید هیدروژن بر حفظ کیفیت و افزایش عمر انبارمانی میوه بادنجان (Solanum melongena L.)

دوره 34، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 705-717

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i4.87237

رضا نجفی، طاهر برزگر، فرهنگ رضوی، زهرا قهرمانی

چکیده به­منظور بررسی اثر تیمارهای فنیل­آلانین و سولفید هیدروژن بر عمر انبارمانی و کیفیت میوه بادنجان آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل تیمارهای فنیل­آلانین در سه غلظت (5/2، 5 و 5/7 میلی­مولار)، سولفید هیدروژن در سه غلظت (1، 2 و 3 میلی­مولار) و شاهد (تیمار آب مقطر) و  فاکتور دوم طول دوره انبارمانی (7، 14 و 21 روز) بود. میوه­ها پس از تیمار به­مدت 7، 14 و 21 روز در دمای هفت درجه سانتی­گراد و رطوبت نسبی 90- 85 درصد نگهداری شدند. نتایج نشان داد که در میوه­های شاهد بعد از 21 روز انبارمانی، محتوای کلروفیل کل کاسبرگ (8/45 درصد)، ویتامین ث (1/34 درصد)، اسیدیته قابل تیتراسیون (8/44 درصد)، آنتوسیانین (2/66 درصد) و سفتی بافت میوه (2/24 درصد) کاهش، و کاهش وزن میوه (5/7 درصد)، مواد جامد محلول کل (3/8 درصد) و شاخص سرمازدگی (3/4 درصد) افزایش یافت. نتایج نشان داد که کاربرد پس از برداشت سولفید هیدروژن و فنیل­آلانین تاثیر معنی­داری بر حفظ کیفیت و عمر انبارمانی میوه داشتند. در پایان دوره انبارمانی بیشترین سفتی بافت میوه (37/1 و 34/1 کیلوگرم بر سانتی­متر مربع)، آنتوسیانین (02/5 و 2/4 میلی­گرم در لیتر) و اسید قابل تیتراسیون (66/15 و 67/18 درصد) و کمترین درصد کاهش وزن میوه (67/3 و 7/3) و شاخص سرمازدگی (6/1 و 3/1 درصد) به ترتیب در میوه­های تیمار شده با سولفید هیدروژن 3 میلی­مولار و فنیل­آلانین 5/7 میلی­مولار بدست آمد. با توجه به نتایج، تیمار پس از برداشت فنیل­آلانین و سولفید هیدروژن می­تواند جهت بهبود خواص کیفی و عمر ماندگاری میوه بادنجان، در طول دوره انبارمانی پیشنهاد گردد.

تأثیر تیمار گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) بر سرمازدگی پس از برداشت میوه گوجه‌فرنگی

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 221-230

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i2.78718

محسن مرادی، فرهنگ رضوی، ولی ربیعی، مرتضی سلیمانی اقدم، لیلا صالحی

چکیده در این پژوهش تاثیر تیمار پس از برداشت گاما آمینو بوتیریک اسید (GABA) (صفر، 1/0، 1 و 5 میلی­مولار به صورت غوطه­وری به مدت 10 دقیقه) بر سرمازدگی میوه گوجه­فرنگی در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتی­گراد به مدت 28 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان سرمازدگی در میوه­های گوجه­فرنگی در پاسخ به تیمار GABA در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتی­گراد به مدت 28 روز نسبت به شاهد کمتر می­باشد که با کاهش نشت یونی و تجمع مالون دی­آلدئید (MDA) همراه می­باشد. علاوه بر این، میوه­های گوجه­فرنگی در پاسخ به تیمار GABA در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتی­گراد به مدت 28 روز دارای فعالیت بالای آنزیم­های آنتی­اکسیدانی از قبیل کاتالاز (CAT)، پراکسیداز (POX) و سوپراکسید دیسموتاز (SOD) می­باشند که منجر به تجمع بالای اسید آسکوربیک می­گردد. علاوه بر این، تجمع بالای فنل و فلاونوئید کل در میوه­های گوجه­فرنگی در پاسخ به تیمار GABA می­تواند در اثر فعالیت بالای آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در طول نگهداری در دمای 4 درجه سانتی­گراد به مدت 28 روز باشد. نتایج حاصله نشان می­دهد که تیمار GABA، سرمازدگی پس از برداشت میوه گوجه­فرنگی را در طول نگهداری از طریق افزایش فعالیت مسیر فنیل پروپانوئید و تحریک فعالیت سیستم آنتی­اکسیدانی کاهش می­دهد که در حفظ انسجام غشای سلولی موثر می­باشند.

اثر محلول‌پاشی قبل از برداشت سلنیم بر ویژگی‌های کیفی و بیوشیمیایی انگور رقم فخری (Vitis vinifera cv. Fakhri)

دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 61-74

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i4.79017

محسن مظفری، فرهنگ رضوی، ولی ربیعی، عزیزاله خیری، اکبر حسنی

چکیده به منظور بررسی تأثیر کاربرد برگی سلنیم در چهار سطح (صفر، 1، 2 و 3 میلی گرم در لیتر) بر صفات کیفی و بیوشیمیایی انگور رقم فخری آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در تاکستان تجاری (استان­کردستان، شهرستان قروه) انجام شد. بوته­ها در سه مرحله: تشکیل میوه، ساچمه­ ای شدن حبه­ها، تغییر رنگ حبه­ ها محلول­پاشی شدند. در مرحله رسیدگی تجاری میوه (درجه بریکس 20) از میوه­ها و برگ­های بوته­ های تحت تیمار و شاهد نمونه­برداری صورت گرفت و صفات کلروفیل­کل و کارتنوئید، نیتروژن، پتاسیم، سلنیم برگ و میوه، موادجامدمحلول کل، قندهای محلول، اسید­قابل­تیتراسیون، اسیدیته (pH)، ویتامین C، فنل و فلاونوئیدکل، ظرفیت آنتی­اکسیدانی میوه و وزن­حبه ارزیابی شد. نتایج اثرات مثبت تیمار سلنیم بر صفات را نشان داد، به طوریکه محلول­پاشی سلنیم با غلظت ۲ میلی­گرم در لیتر رنگیزه­های فتوسنتزی، نیتروژن و پتاسیم برگ، مواد جامدمحلول، قندهای­محلول، ویتامین C، فنل ­کل، ظرفیت آنتی­اکسیدانی و سلنیم میوه را در مقایسه با شاهد افزایش داد. بیشترین مقدار اسید قابل‌تیتراسیون، فلاونوئیدکل میوه و سلنیم برگ در تیمار 3 میلی­گرم در لیتر سلنیم مشاهده شد در حالی که این تیمار بر سایر صفات تاثیر کمتری داشت. بیشترین مقدار وزن حبه در تیمار 1 میلی­گرم در لیتر بدست آمد. هیچکدام از تیمارهای سلنیم تاثیر معنی­داری بر اسیدیته (pH) آبمیوه نشان ندادند. در مجموع نتایج نشان دهنده اثر مثبت سلنیم بر بهبود ویژگی­های آنتی­اکسیدانی، کیفی و افزایش میزان سلنیم میوه انگور بود و 2 میلی‌گرم در لیتر سلنیم با بیشترین تأثیر بر صفات به عنوان بهترین تیمار مشخص گردید.

بررسی تغییرات آنزیم‌های آنتی اکسیدانی و پرولین طی رکود جوانه گل در چند رقم گیلاس و آلبالو

دوره 33، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 623-637

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i4.74475

اکبر انگوتی، جعفر حاجی لو، فرهنگ رضوی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی تغییرات آنزیم­های آنتی اکسیدانی و پرولین در طی رکود جوانه گل گیلاس ارقام زودرس، سیاه شبستر، زرد مشهد و یک ژنوتیپ محلی از آلبالو در آزمایشگاه بیولوژی گلدهی و فیزیولوژی رشد و نمو گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز در سال زراعی 95-1394 انجام شد. نمونه­برداری از جوانه­های درختان موجود در ایستگاه تحقیقاتی خلعت پوشان بصورت ماهانه انجام پذیرفت. وضعیت جوانه­ها از نظر تغییرات آنزیم­های آنتی­اکسیدانی (کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکساید دیسموتاز) در هر مرحله نمونه­برداری مورد بررسی قرار گرفت. سرماهای تجمعی در هر یک از این تاریخ­های نمونه­برداری بر طبق مدل یوتا محاسبه گردید. همچنین تغییرات وزن تر جوانه­ها در طول دوره رکود بصورت هفتگی ارزیابی و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 5 تکرار تجزیه شد. نتایج نشان داد از نظر میزان فعالیت آنزیم­های کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در طی رکود جوانه گل، اختلاف آماری در سطح احتمال 1 درصد دیده شد. در سه آنزیم مذکور آلبالو دارای بیشترین و گیلاس رقم سیاه شبستر کمترین میزان را دارا بود بطوری که بیشترین و کمترین میزان فعالیت آنزیمی به ترتیب در 360 و 820 واحد سرمایی میزان دیده شد. از نظر میزان پرولین بین مراحل مختلف نمونه­برداری و بین ارقام مورد مطالعه اختلاف آماری در سطح احتمال 1 درصد مشاهده شد. نتایج بیانگر آن است که رقم گیلاس زود­رس دارای بیشترین میزان پرولین و آلبالو کمترین میزان این اسید آمینه را داشته است.

تأثیر محلول‌پاشی اسیدآسکوربیک و لاکتات کلسیم بر رشد، عملکرد و کیفیت میوه فلفل دلمه-ای

دوره 33، شماره 1، بهار 1398، صفحه 79-87

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i1.70145

مهسا فاتح، طاهر برزگر، فرهنگ رضوی

چکیده فلفل­دلمه­ای یکی از سبزیجات مهم میوه­ای است که در بسیاری از مناطق مختلف جهان کشت می­شود. به­منظور مطالعه اثر اسید آسکوربیک و کلسیم بر رشد، عملکرد و کیفیت میوه فلفل دلمه­ای، آزمایشی به صورت طرح بلوک­های ­کامل ­تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه زنجان در سال 1395 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل اسید آسکوربیک (100، 200 و300 میلی­گرم در لیتر)، لاکتات­ کلسیم (5/0، یک و 5/1 گرم در لیتر) و محلول­پاشی با آب مقطر به­عنوان شاهد بودند. نتایج نشان داد محلول­پاشی اسید آسکوربیک تاثیر معنی­داری بر رشد و عملکرد میوه داشت. بیشترین عملکرد میوه (1/897 گرم در بوته) در تیمار 300 میلی­گرم در لیتر اسید آسکوربیک حاصل شد که با تیمار 200 میلی­گرم در لیتر اسید آسکوربیک تفاوت معنی­داری نداشت. کاربرد اسید آسکوربیک مقدار ویتامین ث میوه را به­طور چشمگیری افزایش داد و همچنین بیشترین مقدار مواد جامد محلول (7/5 درصد بریکس) در تیمار اسید آسکوربیک 300 میلی­گرم در لیتر ثبت گردید. تیمار لاکتات کلسیم تاثیر معنی­داری بر عملکرد میوه در مقایسه با شاهد نداشت ولی سفتی بافت میوه را بهبود بخشید. بیشترین سفتی بافت میوه (13/2 و 16/2 کیلوگرم در سانتی­متر) به ترتیب با تیمار یک و 5/1 گرم در لیتر لاکتات کلسیم به­دست آمد. حداکثر فعالیت آنتی­اکسیدانی میوه با کاربرد اسید آسکوربیک 300 میلی­گرم در لیتر و لاکتات کلسیم 5/1گرم در لیتر حاصل گردید.

بررسی تمایزیابی جوانه‌ها در کیوی رقم‌های هایوارد و توموری

دوره 31، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 412-424

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.58587

ابراهیم عابدی قشلاقی، ولی ربیعی، مالک قاسمی، جواد فتاحی مقدم، فرهنگ رضوی

چکیده هدف این پژوهش مستندسازی زمان تمایزیابی گل‌ها و درک بهتر از تغییرات ریخت‌شناختی در جوانه‌های کیوی رقم‌های هایوارد و توموری بود. این آزمایش در پژوهشکده مرکبات و میوه‌های نیمه‌گرمسیری کشور (رامسر) رویتاک‌های هایوارد و توموری به‌مدت دو سال انجام شد. از اواسط اسفند تا اوایل خرداد ماه، جوانه‌هاییکسان و هم قطر از جوانه ششم تا بیستم شاخه‌هاییک‌ساله با فاصله زمانی5 تا 7 روز انتخاب شدند. بررسی تمایزیابی جوانه‌ها با استفاده از میکروسکوپ استریوزوم انجام شد و مراحل مختلف تمایزیابی جوانه با مرحله 5 رشد اصلی در مقیاسʼبی‌بی‌سی‌اچʽتوصیف شد. نتایج نشان داد که در سال اول آزمایش اولین علائم سرآغازه‌های گل در رقم توموری‌ دو روز قبل از مرحله تورم جوانه، حدود یک ماه قبل از شکفتن جوانه مشاهده شد. درحالیکه‌ در رقم هایوارد اولین سرآغازه‌های گل 9 روز بعد از آن مشاهده شد. روند تمایزیابی جوانه‌ها و سرآغازه‌های مختلف اندام‌های زایشی در سال دوم نیز همانند سال اول بود با این تفاوت که تمایزیابی آنها نسبت به سال قبل در هر دو رقم زودتر شروع شد. تمایزیابی سرآغازه‌ها در حدود دو ماه قبل از گلدهی و نزدیک مرحله شکفتن جوانه آغاز شد که با مشاهده ظاهری جوانه‌ها تا حدودی می‌توانمرحله نمو اندام‌های مختلف گل را برآورد کرد. شروع گل‌آغازی و دوره تمایزیابی گل‌ها با توجه به رقم و شرایط اقلیمی در سال‌های آزمایش متفاوت بود.

) Prunus persica L.) تعیین نیاز سرمایی و گرمایی جوانه های گل در چند رقم هلو

دوره 26، شماره 1، بهار 1391

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.12884

فرهنگ رضوی، جعفر حاجی لو، سیدجلال طباطبایی

چکیده پژوهش حاضر به منظور تعیین نیاز سرمایی و نیاز گرمایی جوانه های گل در پنج رقم هلو (کوثری، حاج کاظمی، انجیری عسلی، انجیری زعفرانی و هلوی زودرس) انجام شد. شاخه های یکساله با قطر و طول یکسان در هر هفته پس از برداشت از درخت به اتاقک رشد انتقال یافتند. وضعیت جوانه ها از نظر مراحل فنولوژیکی، وزن تر و خشک در هر مرحله نمونه برداری مورد بررسی قرار گرفت. برای محاسبه نیاز سرمایی از مدل-های یوتا، کارولینای شمالی، واحدهای سرمایی متغیر، تعداد ساعات بین صفر و 7 درجه سانتیگراد و مدل 2/7< استفاده شد. از زمان رفع نیاز سرمایی تا 50 درصد تمام گل بعنوان محدوده زمانی در تعیین نیاز گرمایی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد در تمامی مدلهای مورد مطالعه رقم انجیری عسلی حداقل نیاز سرمایی و ارقام کوثری و حاج کاظمی بیشترین نیاز سرمایی را به همراه داشتند. در حالی که ارقام انجیری زعفرانی و هلوی زودرس نیاز سرمایی متوسطی نشان دادند. نیاز سرمایی این ارقام بین 746 و 868 واحد سرمایی برحسب مدل یوتا بود. وزن تر و خشک جوانه ها در قبل و بعد از قرارگیری در اتاقک رشد، اختلاف معنی داری را در زمان های مختلف نمونه برداری نشان دادند. از نظر میزان نیاز گرمایی رقم انجیری زعفرانی با 4099 GDH حداقل نیاز گرمایی را در بین ارقام به خود اختصاص داده است. در صورتیکه رقم های کوثری و حاج کاظمی به طور مشترک با 4543 GDH بیشترین نیاز گرمایی را به همراه داشتند و رقم انجیری عسلی با 4384 GDH و زودرس با 4232 GDH نیاز گرمایی حد واسط داشتند.