با همکاری انجمن علمی منظر ایران
کلیدواژه‌ها = تغذیه
میوه کاری

ارزیابی کارآیی ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بر ویژگی‌های بیوشیمیایی و عملکرد گردو ایرانی رقم ’چندلر‘ (Juglans regia L. var. Chandler)

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 182-163

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93226.1427

صغری حیدری، ولی ربیعی، اصغر سلیمانی، فهیمه نصر

چکیده گردوی ایرانی(Juglans regia L.) ، یک محصول مهم تجاری است که ارزش اقتصادی و تغذیه­ای ویژه‌ای دارد و تقاضا برای گردوهای با کیفیت روز‌به‌روز در بازار ملی و بین‌المللی در حال افزایش است. ازاین‌رو، مدیریت مواد مغذی گردو یکی از عوامل مهم برای افزایش عملکرد و بهبود کیفیت مغز گردو می­باشد. این پژوهش با هدف بررسی کارآیی ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم به‌عنوان جایگزین کودهای سولفاته بر صفات بیوشیمیایی و عملکرد گردو رقمChandler  (’چندلر‘) اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و پنج درخت در هر واحد آزمایشی در باغی با درختان شش ساله رقم ’چندلر‘ حاصل از نهال‌های کشت بافتی در مجتمع کشت و صنعت خرمدره اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل T1: تغذیه رایج باغ (شاهد) شامل نیترات پتاسیم و کلسیم 50 کیلوگرم در هکتار + سولفات پتاسیم 200 کیلوگرم در هکتار، T2: تیوسولفات کلسیم 100 لیتر در هکتار + سولفات پتاسیم 200 کیلوگرم در هکتار، T3: نیترات پتاسیم و کلسیم 50 کیلوگرم در هکتار + تیوسولفات پتاسیم 100 لیتر در هکتار + 125 کیلوگرم سولفات پتاسیم، T4: تیمار تیوسولفات کلسیم 100 لیتر در هکتار + تیوسولفات پتاسیم 100 لیتر در هکتار + 125 کیلوگرم سولفات پتاسیم بودند. نتایج نشان داد که همه تیمارها در افزایش کیفیت، ترکیبات بیوشیمایی و عملکرد گردو رقم ’چندلر‘ مؤثر بودند. تیمار تیوسولفات کلسیم در تلفیق با تیوسولفات پتاسیم به‌طور مؤثری باعث افزایش فنل کل و فلاونوئید کل، آنتی‌اکسیدان کل، پروتئین خام، چربی خام میوه نسبت به شاهد شد. کمترین میزان آهن، اسیداولئیک و اسیدلینولئیک در شاهد مشاهده گردید. همچنین بیشترین عملکرد درخت (81/2 کیلوگرم میوه خشک) و کارآیی عملکرد در سطح مقطع تنه (5/38 گرم بر سانتی‌مترمربع) از تیمار تیوسولفات کلسیم به دست آمد. به‌طورکلی، استفاده از ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم به‌عنوان بخشی از راهبرد تغذیه‌ای در باغات گردو برای بهبود عملکرد و کیفیت میوه توصیه می‌شود.

گیاهان دارویی

ویژگی‌های مورفولوژیک و ترکیبات فیتوشیمیایی مرزه (Satureja hortensis L.) در پاسخ به کاربرد کود پلت مرغی و سولفات روی

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 763-776

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67877.1006

رقیه راعی، وحید اکبرپور، محمدعلی بهمنیار

چکیده مدیریت کود یکی از عوامل اصلی در جهت رسیدن به کشاورزی پایدار محسوب می‌شود. از این رو نظام کشاورزی تلفیقی استفاده از مواد آلی همراه با مصرف بهینه کودهای شیمیایی را توصیه می‌کند. مدیریت تلفیقی کود دامی با کود شیمیایی روش مهمی برای افزایش تولید و حفظ باروری خاک می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش کود آلی پلت مرغی و سولفات روی در پرورش گیاه مرزه می‌باشد. آزمایش حاضر به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاَ تصادفی با 3 تکرار انجام گرفت. فاکتور اول کود مرغی با چهار سطح (صفر، 3، 6، 9 تن در هکتار) و فاکتور دوم سولفات روی با چهار سطح (صفر، 50، 100، 150 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک) بود. با توجه به نتایج به‌دست آمده، اثر کود آلی مرغی، سولفات روی و برهمکنش آنها بر بیشتر صفات مورد بررسی معنی‌دار بود. بیشترین ارتفاع بوته در تیمار کود آلی مرغی 9 تن در هکتار + سولفات روی 100 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک مشاهده شد که نسبت به شاهد 26/79 درصد افزایش نشان داد و کمترین ارتفاع بوته متعلق به تیمار شاهد بود. کلروفیل کل در تیمار کود مرغی 6 تن در هکتار + 150 میلی‌گرم سولفات روی در کیلوگرم، افزایش قابل توجهی نسبت به شاهد داشت. بیشترین میزان نیتروژن برگ در تیمار کود مرغی 9 تن در هکتار + 50 میلی‌گرم سولفات روی در کیلوگرم با افزایش 03/82 درصدی نسبت به شاهد به دست آمد و عنصر روی با افزایش 75/222 درصدی در تیمار کود مرغی 9 تن در هکتار + 150 میلی‌گرم سولفات روی در کیلوگرم مشاهده شد. تیمار کود مرغی 6 تن در هکتار + 150 میلی‌گرم درکیلو گرم با 53/261 درصد افزایش نسبت به شاهد حاوی بیشترین درصد اسانس بود. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد استفاده از نسبت‌های تلفیقی کود آلی مرغی و سولفات روی در بهبود صفات رویشی، عناصر در دسترس گیاه و درصد اسانس موثر واقع شده است.

سبزیکاری

بررسی اثرات پیرودکسین، تیامین و اسید فولیک بر ویژگی‌های رشدی، زایشی و بیوشیمیایی گوجه‌فرنگی (.Solanum lycopersicum L) رقم ’دلفوس‘

دوره 35، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 283-300

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61961.0

محبوبه زمانی پور

چکیده ویتامین‌ها از مواد طبیعی ساخته شده­اند و به‌منظور رشد، عملکرد و بهبود سطح تغذیه گیاهان مناسب هستند. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات سطوح مختلف پیرودکسین (50، 100 و 150 میلی گرم بر لیتر)، تیامین (50، 100 و 150 میلی‌گرم بر لیتر)، اسید فولیک (50، 100 و 150 میلی‌گرم بر لیتر)، و ترکیب این ویتامین‌ها بر روی رشد، عملکرد و ویژگی‌های شیمیایی گیاه گوجه فرنگی . این پژوهش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه دانشگاه ولایت ایرانشهر طی سال‌های 1398 تا 1399 اجرا شد. نتایج نشان دادند که تمامی غلظت‌های پیرودکسین، تیامین و اسید فولیک به کار برده شده سبب افزایش پارامترهای رشدی نسبت به شاهد شدند، و بیشترین ارتفاع گیاه (271 سانتی‌متر)، قطر ساقه (7 سانتی‌متر)، تعداد برگ (31 عدد)، وزن تر (502 گرم) و خشک گیاه (66/341 گرم) در غلظت 100 میلی گرم بر لیتر پیرودکسین+ 100 میلی گرم بر لیتر تیامین+ 100 میلی گرم بر لیتر اسید فولیک ایجاد شد. روابط متقابل سطوح ویتامین‌های B در سطوح کم، متوسط و زیاد اثر معنی‌داری بر پارامترهای زایشی گیاه گوجه فرنگی داشت، به‌طوری‌که بیشترین تعداد گل (33/41)، تعداد میوه (55/29)، تعداد خوشه (77/9)، قطر میوه (44/22 میلی‌متر)، وزن تر میوه (158 گرم)، وزن خشک میوه (81/10 گرم) و عملکرد (9667/5688 گرم در بوته) در غلظت 100 میلی‌گرم بر لیتر پیرودکسین، 100 میلی‌گرم بر لیتر تیامین و 100 میلی‌گرم بر لیتر اسید فولیک مشاهده شد. هم­چنین، تمامی غلظت‌های به کار برده شده پیرودکسین، تیامین و اسید فولیک سبب افزایش پارامترهای بیوشیمیایی نسبت به شاهد شدند. بیشترین میزان pH (78/4)، اسیدیته (28/0 درصد)، مواد جامد محلول (93/3 درصد)، لیکوپن (64/2 میلی­گرم در 100 گرم وزن تر)، محتوای فنول کل (66/66 میلی­گرم در 100 گرم وزن تر)، ویتامین ث (36/13 میلی گرم بر 100 گرم وزن تر)، کلروفیل a (98/1 میلی­گرم بر گرم وزن تر)، کلروفیل b (98/0 میلی­گرم بر گرم وزن تر) و کارتنوئید (33/3 میلی گرم بر گرم وزن تر) با کاربرد ترکیب 100 میلی­گرم بر لیتر پیرودکسین، 100 میلی­گرم بر لیتر تیامین و 100 میلی­گرم بر لیتر اسید فولیک به‌دست آمد.

اثر روش‌های کاربرد و منابع مختلف کود آهن بر پارامترهای رویشی و فیزیولوژیکی گیاه گوجه‌فرنگی در سیستم آب‌کشت

دوره 34، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 465-479

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.82785

مهدی مرادی، حمیدرضا روستا، احمد استاجی

چکیده به­منظور تعیین بهترین روش کاربرد و نوع کود آهن بر جذب و تاثیر آن بر فرآیند فتوسنتز و رشد گیاه گوجه­فرنگی، آزمایشی بصورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملاً تصادفی با روش کاربرد کود (اضافه کردن به محیط ریشه و محلول پاشی) و نوع کود آهن (FeSO4، Fe-DTPA، Fe-EDTA و Fe-EDDHA) با 3 تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که ارتفاع، وزن تر و وزن خشک گیاه تحت تاثیر روش کاربرد و نوع کود آهن قرار گرفت، به طوری که بیشترین و کمترین مقدار پارامترهای مذکور به ترتیب در تیمار Fe-EDTA در محیط ریشه و محلول­پاشی FeSO4 بدست آمد. مقدار آهن ریشه و شاخساره گیاه نیز تحت تاثیر نوع کود آهن و روش کاربرد قرار گرفت به­طوری که تیمار Fe-EDTA در محیط ریشه و محلول­پاشی آن به ترتیب بیشترین مقدار آهن ریشه و شاخساره را به خود اختصاص داد. همچنین عناصر میکرو و برخی از عناصر پرمصرف نظیر منیزیم و فسفر تحت تاثیر نوع کود و روش کاربرد عناصر قرار گرفتند. با توجه به تاثیر معنی­دار کودهای مذکور و روش کاربرد، حداکثر محتوای کلروفیل (a، b و کل)، نسبت کلروفیل فلورسانس متغیر به حداکثر (Fv/Fm) و شاخص کارایی دستگاه فتوسنتزی (PI) برگ­های جوان و پیر در تیمارFe-EDTA  از طریق ریشه بدست آمد و بیشترین مقدار کارتنوئید و قندهای محلول به ترتیب در تیمار FeSO4 در محیط ریشه و محلول پاشی آن بدست آمد. لذا با توجه به نتایج این آزمایش، کود آهن Fe-EDTA بیشترین تاثیر را نسبت به سایر منابع آهن بر رشد رویشی گوجه­فرنگی داشت.

بررسی اثر محلولپاشی سولفات آهن و روی بر کاهش عارضه دانه سفیدی انار رقم ’شیشه کپ‘

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 323-333

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.76011

حمیدرضا ذبیحی، سعید رضائیان

چکیده انار از محصولات مهم باغبانی است که در نواحی نیمه گرمسیری و حواشی کویر ایران کشت می‌شود. به منظور بررسی اثر محلولپاشی سولفات آهن و سولفات روی  بر کاهش عارضه دانه سفیدی رنگ دانه انار رقم ’شیشه کپ‘ آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای طرح شامل: عامل اول محلولپاشی سولفات آهن (صفر، 3، 6  درهزار) و عامل دوم  محلولپاشی سولفات روی (صفر، 3، 6  درهزار) بود. نتایج نشان داد که  محلول پاشی، غلظت عناصر را به طور معنی داری (در سطح 1 درصد) در برگ انار افزایش داد. بیشترین غلظت هر دو عنصر در برگ از سطوح محلول‌پاشی شش در هزار به دست آمد. اثر متقابل تیمارهای آهن و روی بر غلظت آهن در برگ انار نیز در سطح  1 درصد معنی دار بود و بیشترین غلظت آهن در برگ از تیمار توام محلول پاشی سولفات روی و سولفات آهن در غلظت 6 در هزار (7/257 میلی گرم بر کیلوگرم) بدست آمد. اثر خالص محلولپاشی سولفات آهن بر غلظت آهن در آب انار معنی‌دار نبود، اما اثر خالص محلول‌پاشی با سولفات روی باعث افزایش غلظت روی در آب انار ( 78/0 میلی گرم بر کیلوگرم ) شد. رنگ دانه انار در تیمارهای  شش درهزار سولفات روی تنها و تیمار توام سه در هزار سولفات روی بعلاوه سه در هزار سولفات آهن قرمزتر بود. لذا محلولپاشی سولفات روی و سولفات آهن با غلظت سه در هزار برای کاهش عارضه سفیدی دانه توصیه می‌شود.

تأثیر محلول‌پاشی کلسیم، منیزیم و جیبرلین بر عارضه نکروز چوب خوشه انگور رقم بی‌دانه سفید

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 109-122

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i1.61849

حامد دولتی بانه، مرضیه محمدزاده، فرخ غنی شایسته

چکیده نکروزه شدن چوب خوشه انگور یک ناهنجاری فیزیولوژیکی است که از طریق ایجاد لکه‌های نکروزه باعث خشک‌شدن و ریزش گل و حبه‌های انگور می‌شود. به‌‌منظور بررسی اثرات محلول‌پاشی کلسیم، منیزیم و هورمون اسید جیبرلیک و ارتباط بین غلظت عناصر مختلف در برگ و چوب خوشه با عارضه نکروزه شدن خوشه انگور، پژوهشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با هشت تیمار و سه تکرار در سال 1390 در یکی از تاکستان‌های ارومیه بر روی انگور رقم بی‌دانه سفید انجام گرفت. بعد از اتمام مرحله تمام گل و یک هفته بعد، تاک‌ها دو و پنج بار با کودهای سولفات منیزیم و کلرید کلسیم با غلظت‌ 2 درصد به تنهایی و در ترکیب با هم محلول‌پاشی شدند. هم‌چنین محلول‌پاشی هورمون جیبرلین در دو مرحله (70 درصد گلدهی با غلظت 20 پی‌پی‌ام و مرحله تشکیل میوه با غلظت 40 پی‌پی‌ام) انجام پذیرفت. در مرحله شروع رسیدگی حبه‌ها شدت علایم عارضه روی خوشه‌ها و غلظت عناصر معدنی (نیتروژن، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و نسبت پتاسیم به مجموع کلسیم و منیزیم) در چوب خوشه و برگ اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که محلول‌پاشی عناصر منیزیم و کلسیم تأثیر مثبتی در کاهش بروز عارضه نکروز چوب خوشه انگور داشت. بیش‌ترین و کم‌ترین شدت این عارضه به‌ترتیب در نمونه‌های تیمارهای شاهد و دو بار محلول‌پاشی شده با سولفات منیزیم دو درصد مشاهده شد. هر چند غلظت عناصر مختلف در برگ و چوب خوشه تحت تأثیر تیمارهای مختلف قرار گرفت ولی ارتباط منطقی و مشخصی بین غلظت عناصر مختلف در برگ و چوب خوشه با عارضه نکروز چوب خوشه، مشاهده نشد. نتایج به‌طور کلی نشان داد که محلول‌پاشی کودهای حاوی عناصر منیزیم و کلسیم می‌تواند در کاهش عارضه نکروز چوب خوشه انگور مؤثر باشد. در حالیکه محلول‌پاشی هورمون جیبرلین نقشی در کاهش شدت ناهنجاری نشان نداد.

اثر کودهای سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی بر شاخص های فیزیکوشیمیایی میوه و برگ خرما (.Phoenix dactylifera L) رقم مضافتی

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 457-468

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i3.36474

الیاس آریاکیا، حمیدرضا روستا، ناهید رحمی زاده

چکیده با توجه به نیاز تغذیه‌ای بالای درخت خرما (Phoenix dactylifera L.)، لازم است تا اثر کودهای پر مصرف بر شاخص‌های فیزیکوشیمیایی برگ و میوه آن مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی شامل تیمار کودی سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی به صورت چالکود در اسفند ماه و در منطقه بم اعمال گردید. نمونه‌برداری جهت آنالیز برگ و میوه، به ترتیب در خرداد ماه و برداشت محصول خرما انجام شد. نتایج نشان داد با توجه به تاثیر معنی‌دار عناصر نیتروژن، گوگرد و پتاسیم فراهم شده توسط کودهای مذکور بر شاخص‌های مورد نظر، بیشترین محتوای نیتروژن و آهن و رنگدانه‌های فتوسنتزی کاروتنویید و کلروفیل (a و کل) برگ و وزن میوه خرما به ترتیب از اثر متقابل کودهای سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی، به دست آمد. بیشترین محتوای پتاسیم در برگ، TSS و نسبت TSS/TA در میوه، از تیمارهای سولفات آمونیوم (500 گرم) و سولفات پتاسیم (1500 گرم) همراه با کود دامی حاصل شد. بنابراین به منظور بهبود شاخص‌های فیزیکوشیمیایی برگ و میوه درخت خرما، ترکیب کودی سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی توصیه می‌شود.

تاثیر اسید سالیسیلیک و سولفات منیزیم کلاته بر تخصیص مواد در قسمت‌های رویشی و زایشی در گلابی رقم لوئیزبون آلوده به بیماری آتشک

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 81-89

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.42801

مه جبین عادل، محمد اسماعیل امیری، محمد علی نجاتیان، مریم عادل

چکیده توزیع مواد فتوسنتزی بین قسمت‌های رویشی و زایشی تحت تاثیر عوامل محیطی و وضعیت تغذیه گیاه قرار می‌گیرد (20). هر یک از قسمت-های رویشی و زایشی گیاه می‌توانند به عنوان مخزن (Sink)، بخشی از مواد پرورده فتوسنتزی را به خود اختصاص دهد. بنابراین تغذیه با مواد مختلف تیماری می‌تواند توزیع مواد فتوسنتزی بین قسمت‌های رویشی و زایشی گیاه را تحت تاثیر قرار داده و تغییراتی در تخصیص مواد پرورده فتوسنتزی بوجود آورد. از آنجائیکه بررسی تسهیم مواد پرورده فتوسنتزی مبحث بسیار پیچیده‌ای بوده و تفسیر اثرات تیمارها بر تسهیم مواد در گیاهان باغی دشوار است، لذا این بررسی با مقایسه تاثیر تیمارهای اسید سالیسیلیک و سولفات منیزیم کلاته بر تخصیص مواد پرورده به پارامترهای رویشی و زایشی، کاربرد خارجی تیمارهای تغذیه‌ای را بر رشد اندام‌های مختلف هدف قرار داده است. در تحقیق حاضر اندازه‌گیری پارامترهای رشد رویشی (وزن برگ، سطح برگ، محتوای نسبی آب برگ، رشد شاخه سال جاری و غیره) و زایشی (نسبت طول به قطر و چگالی میوه و غیره) در شرایط اعمال تیمارهای اسید سالیسیلیک و سولفات منیزیم کلاته با هدف بررسی تاثیر کاربرد خارجی مواد هورمونی و معدنی بر پارامترهای مزبور در شرایط آلودگی طبیعی آتشک و در راستای نیازهای تولید صورت گرفت. سطوح تیماری اسید سالیسیلیک صفر، 1/0 و 5/0 گرم در هزار و سولفات منیزیم کلاته صفر، 5/0 و 7/0 گرم در هزار بود. نتایج ارزیابی‌ها نشان داد که ترکیبات تیماری تخصیص مواد پرورده فتوسنتزی را تغییر داده و بین ترکیبات مختلف تیماری از این نظر اختلاف معنی‌داری وجود داشت (01/0p

تاثیر سالیسیلیک اسید و سولفات منیزیم کلاته بر بهبود کیفیت میوه (ویژگی های فیزیکی) گلابی رقم لوئیزبون

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 133-140

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.42011

مه جبین عادل، محمد اسماعیل امیری، محمد علی نجاتیان

چکیده لزوم دارا بودن مشخصات کیفی مطلوب در میوه گلابی از نظر صفات وزن مخصوص میوه (معیار اصلی درجه بندی گلابی) و نسبت طول به قطر (درجه بندی فرعی) به دلیل نقش آن ها در بازارپسندی و نرخ گذاری این محصول بدیهی است. کیفیت میوه در هنگام برداشت به عنوان یکی از اجزاء باروری گیاه تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله تغذیه قرار می گیرد. در پژوهش حاضر، اثر محلول‌پاشی سالیسیلیک اسید با غلظت های صفر، 1/0 و 5/0 گرم در هزار و سولفات منیزیم کلاته با غلظت های صفر، 5/0 و 7/0 گرم در هزار بر شاخص های فیزیکی کیفیت میوه گلابی رقم لوئیزبون بصورت ساده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی مورد مطالعه قرار گرفت. گیاهان تحت آزمون ده ساله و در یک باغ محصور و یکنواخت گلابی در روستای جهان آباد از توابع استان قزوین قرار داشتند. پس از اعمال تیمارهای فوق، اندازه گیری صفات وزن میوه، حجم میوه، وزن مخصوص میوه (W/V)، طول میوه، قطر میوه و شاخص شکل میوه (L/D) در سال 1392 صورت گرفت. نتایج نشان داد که تغذیه گیاه با ترکیبات آلی و معدنی بر ویژگی های کیفی میوه تاثیر داشت و بین ترکیبات مختلف تیماری از این نظر اختلاف معنی داری وجود داشت (p < 0.01). به طوری که دامنه تغییرات بین تیمارهای مختلف در خصوص صفات طول میوه بین 67/64 تا 82/76 میلی متر، قطر میوه بین 01/45 تا 81/57 میلی متر، نسبت طول به قطر 28/1 تا 59/1 میلی متر، حجم میوه 67/54 تا 7/128 سانتی متر مکعب، وزن میوه 39/67 تا 7/121 گرم و وزن مخصوص میوه 72/0 تا 97/0 گرم بر سانتی متر مکعب متغیر بود. نتایج نشان داد که میوه های تیمار شده با سالیسیلیک اسید با غلظت 5/0 نسبت به سایرین دارای نسبت طول به قطر بالاتر و وزن مخصوص پائین تری بوده و تیمار فوق می تواند بسته به هدف به عنوان تغذیه پیشنهادی جهت تولید میوه های گلابی کشیده تر و سبک تر مورد توجه قرار گیرد. مضاف بر این، تیمار توام سالیسیلیک اسید با غلظت 5/0 و سولفات منیزیم کلاته با غلظت 7/0 گرم در هزار نیز بدلیل اختصاص بیشترین وزن مخصوص میوه به خود می تواند به عنوان تغذیه پیشنهادی جهت تولید میوه های گلابی با وزن بیشتر مدنظر قرار گیرد.