بررسی خصوصیات مورفو- فیزیولوژیکی نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) تحت تأثیر منابع کربنی اتانول و متانول
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 29-41
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.61778.0
وحید اکبرپور، مصطفی مطهری نژاد، محمدعلی بهمنیار
چکیده تغذیه گیاهان با الکلهایی نظیر اتانول و متانول به عنوان منابع کربنی یکی از روشهای مناسب جهت افزایش خصوصیات کمّی و کیفی آنها میباشد. با توجه به اهمیت گیاه دارویی نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) در تولید متابولیتهای ثانویه باارزش و همچنین تأثیر اتانول و متانول بر برخی خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی این گیاه، آزمایشی گلدانی در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شاهد در سال 1397 انجام شد. تیمارهای محلولپاشی شامل غلظتهای مختلف صفر، 15، 30 و 45 درصد از اتانول و متانول بود. نتایج نشان داد که اتانول 45 درصد بیشترین تأثیر را بر درصد اسانس، عملکرد اسانس و درصد پروتئین داشت. ولی استفاده از تیمار 15 درصد اتانول بالاترین مقدار را در سایر صفات (ارتفاع بوته، فنل و فلاونوئید کل) به خود اختصاص داد که با تیمار 45 درصد متانول در یک سطح آماری قرار داشت. همچنین بیشترین تعداد برگ و کلروفیل a در تیمار تلفیقی 15 درصد اتانول و 15 درصد متانول مشاهده شد، در صورتیکه بالاترین میزان کلروفیل b و کلروفیل کل مربوط به کاربرد تلفیقی 15 درصد اتانول و 45 درصد متانول بود. بنابراین، با توجه به اثر مثبت محلولپاشی اتانول و متانول در خصوصیات رشدی گیاه نعناع فلفلی، استفاده از این ترکیبات الکلی توصیه میگردد.
اثرتنش آبی بر صفات فیزیولوژیک و فیتوشیمیایی گیاه دارویی خارمریم (Silybum marianum L.)
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 135-147
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68962.1022
راحله قنبری محب سراج، مهدی بهنامیان، اسدالله احمدی خواه، وحید شریعتی، سارا دژستان
چکیده عوامل محیطی از یک طرف باعث تغییراتی در رشد گیاهان دارویی و از طرف دیگر موجب تغییر در مقدار و کیفیت مواد موثره آنها میگردند. در این آزمایش اثر تنش آبی (بدون تنش: آبیاری کامل در حد ظرفیت زراعی، تنش ملایم: آبیاری در حد 70 % ظرفیت زراعی، و تنش شدید: آبیاری در حد 40 % ظرفیت زراعی) بر صفات فیزیولوژیک، میزان سیلیبین a و b و وزن هزار دانه در گیاه دارویی خارمریم در سالهای 1397-1396 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید بهشتی بررسی شد. این آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تنش آبی در مرحله گلدهی و به روش وزنی اعمال شد. نتایج حاصل نشان داد با افزایش شدت تنش آبی، مقدار سیلیبین a و b به ترتیب به میزان 24 و 26 درصد افزایش پیدا کرده است که مقدار این ترکیبات در تیمار آبیاری 40 % ظرفیت زراعی بطور قابلتوجهی بالاتر از سایر تیمارها بود، بطوریکه مقدار آن نسبت به تیمار ظرفیت زراعی (به ترتیب، 07/26 و 74/40 میلیگرم در گرم وزن خشک دانه برای سیلی بین a و سیلی بین b) و نسبت به تیمار 70 % ظرفیت زراعی (به ترتیب، 32/25 و 64/34 میلیگرم در گرم وزن خشک دانه برای سیلی بین a و سیلی بین b) بیشتر بود. این امر حاکی از اختصاص بیشتر کربن تثبیت شده حاصل از فتوسنتز جهت تولید متابولیتهای ثانویه در این تیمار بود. همچنین مقدار سیلیبین b نسبت به سیلیبین a در تمامی تیمارها به نسبت 2/1 (سیلیبین b) : 8/0 (سیلیبین a) بود. در تیمار 40 % ظرفیت زراعی مقدار سیلیبین a و b (به ترتیب 30/67 و 92/98 میلیگرم در گرم وزن تر) بطور قابلتوجهی نسبت به سایر تیمارها افزایش داشت. بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز (16/5 واحد آنزیمی/میلی لیتر) و آسکوربات پراکسیداز (26/2 واحد آنزیمی/میلی لیتر) در تیمار تنش ملایم مشاهده شد. محتوای پرولین با افزایش شدت تنش به تدریج افزایش یافته و میزان آن در تنش شدید به حداکثر خود رسید (36/3 میکرومول بر گرم وزن تر). پراکسیداسیون لیپید در تنش شدید (40 % ظرفیت زراعی) بیشترین مقدار خود را داشت (35/8 نانومول/گرم وزن تر). وزن هزار دانه بذر نیز در تیمار تنش شدید (تیمار 40 % ظرفیت زراعی) نسبت به کنترل (تیمار ظرفیت زراعی) به میزان 8/6 گرم کاهش پیدا کرد. با توجه به نتایج آزمایش به نظر میرسد که میتوان با اعمال شیوه کم آبیاری، میزان فلاونوئیدهای گیاه خارمریم را به منظور اهداف دارویی از جمله درمان بیماریهای کبدی و انواع هپاتیت افزایش داد.
ارزیابی تنوع برخی از شاخصهای فیتوشیمیایی و اثرات ضدباکتریایی در عصاره ارقام ایرانی گل داوودی (Dendranthema morifolium Ramat.)
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 149-161
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68860.1019
شیرین تقی پور، عبداله احتشام نیا، حامد خدایاری، حسن مومیوند
چکیده گل داوودی به دلیل حضور ترکیبات زیستی و آنتیاکسیدانی، فعالیت ضدباکتری، ضد التهاب و ضد ویروسی در ارقام مختلف بهعنوان یکی از گیاهان دارویی در عرضه جهانی محسوب میگردد. در این آزمایش، 25 رقم گل داوودی از نظر درصد اسانس، شاخص آنتیاکسیدانی، میزان فنول و فلاونوئید کل و اثرات ضدباکتریایی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه لرستان در سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ارقام داوودی مورد مطالعه از نظر شاخص آنتیاکسیدانی به روش DPPH، میزان فنول و فلاونوئید کل دارای تفاوت معنیداری در سطح احتمال یک درصد بودند. بر اساس نتایج بهدست آمده در میان ارقام مختلف میزان کل ترکیبات فنلی بین 90/47-52/14 میلیگرم گالیکاسید بر گرم وزن خشک، میزان فلاونوئید کل بین 62/55-91/11 میلیگرم کوئرستین در گرم وزن خشک و IC50 بین 228-54 میکروگرم بر میلیلیتر متغیر بودند. بیشترین میزان فنل کل در ارقام آوادیس و دیلا (90/47-86/45 میلیگرم بر گرم وزن خشک) و رقم یاسمین (52/14 میلیگرم بر گرم وزن خشک) کمترین مقدار را داشت. همچنین از نظر مقدار فلاونوئید کل، ارقام گلنار و فرحناز بهترتیب با 62/55 و 01/53 میلیگرم کوئرستین بر گرم دارای بیشترین میزان فلاونوئید کل بودند. تجزیه خوشهای همه ارقام مورد مطالعه را به پنج گروه تقسیمبندی نمود. درصد اسانس در میان ارقام مختلف بین 41/0 تا 62/0 درصد متغیر بود و تنوع بالایی نیز از نظر میزان اسانس در ارقام مورد مطالعه مشاهده شد. همچنین در این مطالعه ارقام پریدخت، ثنا و اشرف از لحاظ شاخص آنتیاکسیدانی و ضدباکتریایی مورد بررسی و ارقام فرحناز و المیرا2 از نظر میزان اسانس تولیدی برتر از سایر ارقام موجود ظاهر شدند. بنابراین میتوان انتظار داشت تلاقی ارقام اشرف، ثنا و پریدخت با گروه پنجم بتواند ارقام موجود در این گروه را به لحاظ میزان ترکیبات زیستی، آنتیاکسیدانی و ضدباکتریایی ارتقا بخشد.
تأثیر سلنیوم و نانوذره آهن بر رشد و عملکرد شعمدانی عطری تحت تنش شوری کلریدسدیم
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 213-228
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69767.1041
لمیا وجودی مهربانی، یعقوب انوری قشلاق، علیرضا مطلبی آذر
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر محلولپاشی با نانوذره آهن و سلنیوم بر روی گیاه شعمدانی عطری تحت تنش شوری، دو آزمایش جداگانه بصورت فاکتوریل بر مبنای طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. در آزمایش اول تاثیر محلولپاشی با نانوذره آهن (صفر، 5/1 و 3 میلیگرم در لیتر) و در آزمایش دوم تاثیر محلولپاشی با سلنیوم (صفر، 5/1 و 3 میلیگرم در لیتر) بر رشد و برخی صفات فیزیولوژیک شعمدانی عطری تحت تنش شوری (صفر، 50 و 100 میلیمولار کلریدسدیم) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش اول نشان داد وزنخشک بخش هوایی گیاه، فعالیت کاتالاز، محتوای آهن، سدیم، پراکسید هیدروژن و درصد اسانس شعمدانی تحت تاثیر اثرات مستقل تنش شوری و محلولپاشی با نانوذره آهن قرار گرفت. نسبت پتاسیم به سدیم، محتوای فلاونوئید، پتاسیم، مالون دیآلدئید، پرولین و فعالیت سوپراکسید دیسموتاز تحت تاثیر تنش شوری قرار گرفت. بالاترین عملکرد گیاه، محتوای آهن، نسبت پتاسیم به سدیم و فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در تیمار بدون تنش شوری مشاهده شد. بالاترین محتوای سدیم، پرولین، مالون دیآلدئید، پراکسید هیدروژن در تنش شوری 100 میلیمولار کلرید سدیم مشاهده شد. تیمار بدون تنش شوری و 50 میلیمولار کلریدسدیم موجب افزایش درصد اسانس شعمدانی شد. تیمارهای محلولپاشی با هر دو سطح نانوذره آهن موجب افزایش محتوای کاتالاز، عملکرد، محتوای فنل و درصد اسانس شد. در آزمایش دوم عملکرد گیاه، محتوای پرولین و فلاونوئید تحت تاثیر تنش شوری قرار گرفت. محتوای کاتالاز، مالون دیآلدئید، فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و پراکسید هیدروژن تحت تأثیر اثرات مستقل تنش شوری و محلولپاشی با سلنیوم قرار گرفت. تیمار بدون تنش شوری موجب افزایش عملکرد گیاه، فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و پتاسیم گیاه شد. با افزایش تنش شوری به 100 میلیمولار محتوای پرولین، مالون دیآلدئید و پراکسید هیدروژن در گیاه افزایش یافت. بیشترین فعالیت کاتالاز در تیمارهای بدون تنش شوری و تنش شوری 50 میلیمولار کلریدسدیم مشاهده شد. محتوای سلنیوم، سدیم و نسبت پتاسیم به سدیم تحت تاثیر اثرات متقابل تنش شوری و محلولپاشی با سلنیوم قرار گرفت. محلولپاشی با 5/1 و 3 میلیگرم در لیتر سلنیوم موجب افزایش محتوای کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، فنل کل و محتوای پتاسیم شعمدانی شد. نتایج حاصل از تجزیه GC/MS نشان داد که β-citronellol (5/24 -5/12 درصد) و Citronelly acetate (39/18 – 56/1 درصد) جزء غالب اسانس شعمدانی عطری در تیمار تنش شوری 50 میلیمولار کلریدسدیم با محلولپاشی 5/1 میلیگرم در لیتر سلنیوم و Citronelly formate (2/25 -75/10 درصد) جزء قالب اسانس در تیمار شاهد بود. در کل چنین میتوان نتیجهگیری نمود که تنش شوری موجب کاهش صفات رشدی و فیزیولوژیک شعمدانی عطری شد. محلولپاشی با سلنیوم و نانوذره آهن نقش مهمی در بهبود صفات فیزیولوژیک گیاه داشت.
اثر کاربرد کودهای آلی و زیستی بر خصوصیات رشدی و بیوشیمیایی رازیانه (Foeniculum vulgar Miller) در شرایط گلخانه
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 285-306
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70948.1063
سید امیرحمزه بهاری میمندی، شهرام شرف زاده، امید علیزاده، فرود بذرافشان، بهرام امیری
چکیده این پژوهش به منظور بررسی اثرات کاربرد کودهای آلی و زیستی بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی رازیانه (Foeniculum vulgar Miller) انجام شد. در این مطالعه، اثر ورمیکمپوست (صفر، 4 و 8 درصد در گلدان)، کود حیوانی (صفر، 5/7 و 15 درصد در گلدان) و قارچ مایکوریزا (تلقیح 1 درصد و عدم تلقیح) بر ویژگیهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی رازیانه در شرایط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. نتایج نشان داد کودهای آلی و زیستی باعث بهبود خصوصیات عملکردی و فیتوشیمیایی رازیانه نظیر ارتفاع بوته، وزن دانه در بوته، وزن تر و خشک ریشه و گیاه، محتوای فنول و فلاونوئید کل، فعالیت آنتی اکسیدانی، درصد اسانس و درصد کلونیزاسیون شدند. حداکثر ارتفاع بوته، تعداد گل، چتر و دانه در بوته و وزن تر و خشک ریشه، پس از کاربرد تلفیقی 8 درصد در گلدان ورمیکمپوست، 15 درصد در گلدان کود حیوانی و کاربرد مایکوریزا حاصل گردید. بر اساس نتایج، بالاترین میزان فلاونوئید کل (66/177 میلیگرم در صد گرم ماده خشک) پس از کاربرد تلفیقی 8 درصد در گلدان ورمیکمپوست، 15 درصد در گلدان کود حیوانی و کاربرد مایکوریزا مشاهده شد. نتایج این مطالعه نشان داد بیشترین وزن تر و خشک گیاه (به ترتیب با میانگینهای 33/121 و 41/17 گرم) پس از کاربرد تلفیقی مایکوریزا و 15 درصد در گلدان کود حیوانی حاصل گردید. کاربرد مایکوریزا در ترکیب با 15 درصد در گلدان کود حیوانی نسبت به سایر تیمارها باعث افزایش معنیدار محتوای فنول کل در اندام هوایی با میانگین 22/73 میلیگرم در صد گرم ماده خشک شد. افزون بر این، بیشترین میزان فعالیت آنتیاکسیدانی (51 درصد) پس از کاربرد تلفیقی 8 درصد در گلدان ورمی کمپوست و 15 درصد در گلدان کود حیوانی حاصل گردید. کاربرد کودهای آلی و زیستی به طور معنیداری باعث افزایش وزن هزار دانه و درصد اسانس در گیاه رازیانه شد. پس از اعمال تیمار 15 درصد در گلدان کود حیوانی، بیشترین درصد اسانس میوه با میانگین 43/3 درصد حاصل گردید. به طور کلی بالاترین درصد اجزای تشکیلدهنده اسانس میوه در شرایط گلخانه، به ترتیب مربوط به (E)-Anethole (26/78 درصد)، Fenchone (15/7 درصد)، Limonene (12/6 درصد) و Methyl chavicol (85/3 درصد) بود. میزان (E)-Anethole به عنوان ترکیب غالب اسانس، در تیمار شاهد 92/66 درصد گزارش گردید. کاربرد تلفیقی مایکوریزا و 4 درصد در گلدان ورمی کمپوست محتوای (E)-Anethole موجود در اسانس را تا 72/80 درصد افزایش داد. به طور کلی ورمیکمپوست، کود حیوانی و مایکوریزا باعث بهبود خصوصیات رشدی، بیوشیمیایی و عملکرد اسانس رازیانه شد. این کودها با در اختیار قرار دادن مقادیر زیادی از عناصر غذایی مورد نیاز و تأثیر بر جنبههای مختلف رشد و توسعه ریشه، عملکرد گیاه را افزایش دادند. در این میان شاید نقش نیتروژن به دلیل مشارکت در پروتئینسازی و نقش آهن در تثبیت نیتروژن، فتوسنتز و انتقال الکترون، بیشتر از بقیه نمایان باشد.
تأثیر اشعه ماورابنفش (UV-C) بر رنگیزههای فتوسنتزی و پارامترهای بیوشیمیایی گیاه خرفه (Portulaca oleracea)
دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 319-328
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71685.1077
زینب السادات شاه زیدی، سعید حسامی تکلو، لیلا امجد، حکیمه زالی، علیرضا ایرانبخش
چکیده اشعه ماورا بنفش یک عامل غیرزنده مهم است که میتواند تولید متابولیتهای ثانویه، از جمله ترکیبات آنتیاکسیدانی در گیاهان را تحریک کند. تخریب لایه ازن و پیامدهای ناشی از آن ازجمله تابش مستقیم اشعه ماورای بنفش بر کره زمین و اثرات آن بر گیاهان زراعی و داروئی از جمله مباحثی است که مطالعات بسیار کمی روی آن صورت گرفته است. هدف از این پژوهش تاثیر اشعه ماورا بنفش در سطوح مختلف (UV-C: صفر، 100، 200، 300، 400، 500، 600 و 700 نانومتر) روی فعالیت رنگیزههای فتوسنتزی و صفات بیوشیمیایی گیاه خرفه در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بررسی شد. گیاهان به مدت یک هفته، به صورت یک روز در میان و هر بار به مدت 3 دقیقه توسط دو لامپ فلورسانس با طول موج 260 نانومتر در معرض تابش فرابنفش C (در فاصلهی 30 سانتیمتر از منبع نور UV با شدت 27 (وات بر متر مربع) قرار گرفتند. صفات مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کاروتنوئید، فنل، فلاونوئید و فعالیت آنتیاکسیدانی بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که تیمار اشعه ماورا بنفش کلروفیل a، b، کلروفیل کل، کاروتنوئید گیاه خرفه نسبت به شاهدکاهش یافت؛ اما تیمار اشعه ماورا بنفش گیاه خرفه باعث افزایش معنیدار فنل، فلاونوئید و آنتیاکسیدان نسبت به شاهد شد. تاثیر دوزهای مختلف اشعه ماورا بنفش بر فنل و آنتیاکسیدان گیاه خرفه نشان داد که بیشترین و کمترین UV-C بهترتیب در 700 و 100 نانومتر بود. به طور خلاصه، اعمال تنش نوری فرابنفش به صورت کنترل شده میتواند یک استراتژی جایگزین جدید برای افزایش بهرهوری گیاه دارویی خرفه ارائه دهد. تعدیل نور UV-C در سیستمهای کشاورزی ابزاری امیدوارکننده برای افزایش تولید محصولات است.
واکنش ریحان (Ocimum bacilicum L.) به سیستمهای مختلف تغذیه در کشاورزی اکولوژیک
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 535-547
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61907.0
سهیلا چهاربندی، فائزه زعفریان، وحید اکبرپور، محمد کاوه
چکیده تمایل به تولید گیاهان دارویی و معطر و تقاضا برای محصولات طبیعی بهخصوص در شرایط کشاورزی اکولوژیک در جهان رو به افزایش میباشد. کشاورزی اکولوژیک گیاهان دارویی، کیفیت آنها را تضمین کرده و احتمال اثرات منفی روی کیفیت دارویی را کاهش میدهد. به منظور بررسی تاثیر کودهای آلی و زیستی بر کمیت و کیفیت گیاه دارویی ریحان (Ocimum bacilicum L.)، آزمایشی در سال 1396 در مزرعهای واقع در شهرستان آمل بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل: بایوچار در دو سطح (صفر و 20 تن در هکتار) و کودهای آلی و زیستی در پنج سطح (ورمیکمپوست (10 تن در هکتار)، قارچ میکوریزا، باکتری ازتوباکتر، باکتری سودوموناس و عدم مصرف کود) بودند. مطابق نتایج بدست آمده بیشترین میزان ارتفاع بوته و تعداد شاخه اصلی متعلق به تیمار مصرف بایوچار بههمراه ورمیکمپوست (بهترتیب 37/49 سانتیمتر و 42/7) بود که بهطور معنیداری از تمامی تیمارهای دیگر بالاتر بود. اثر متقابل بایوچار و کودهای آلی و زیستی بر وزن تر و خشک برگ و ساقه معنیدار بود، براساس نتایج مربوط به مقایسه میانگین دادها، بیشترین وزن تر برگ و ساقه، در تیمار کاربرد بایوچار و سودوموناس (بهترتیب 792 و 876 گرم در متر مربع) رویت شد که تفاوت معنیداری با کاربرد بایوچار به همراه ورمیکمپوست نداشت و بیشترین وزن خشک برگ و وزن خشک ساقه، با استفاده از بایوچار بههمراه سودوموناس (بهترتیب 166 و 175 گرم در متر مربع) مشاهده شد. برهمکنش بایوچار × کودهای آلی و زیستی بر میزان فنل کل، فلاونوئید و فعالیت آنتیاکسیدانی گیاه ریحان نیز اختلاف معنیداری نشان داد. بیشترین مقدار فنل کل (55/17 میلیگرم در گرم برگ خشک) و فلاونوئید (47/77 میلیگرم در گرم برگ خشک) مربوط به تیمار ازتوباکتر همراه با مصرف بایوچار بود، لذا، میتوان نتیجه گرفت که کاربرد کودهای آلی و زیستی نظیر ورمیکمپوست و سودوموناس به همراه بایوچار باعث افزایش کمیت و کیفیت گیاه ریحان در کشاورزی اکولوژیک میشود.
بررسی ارتباط سطح کشت و عملکرد زعفران در بخش کدکن تربت حیدریه
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 549-560
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61942.0
محبوبه ناصری، عباس عباسیان
چکیده این تحقیق به منظور بررسی ارتباط سطح کشت و عملکرد و مقایسه عملکرد زعفران در روستاهای بخش کدکن تربت حیدریه در سالهای 1396 و 1398 انجام شد. از دادههای سطح کشت و عملکرد زعفران در 95 مزرعه در سال 1396 و 173 مزرعه در سال 1398 بخش کدکن تربت حیدریه جهت تجزیه و تحلیل سطح کشت و عملکرد زعفران استفاده شد. این دادهها از اطلاعات معرفینامههای صادر شده برای تحویل زعفران به مراکز خرید حمایتی توافقی و مصاحبه چهره به چهره با تولید کنندگان زعفران در سالهای 1396 و 1398 جمعآوری شد. بر اساس نتایج عملکرد زعفران در روستاهای بخش کدکن در سال 1396 و 1398 بهترتیب 5/17 و 8/64 کیلوگرم کلاله خشک در هکتار بود. بر اساس نتایج عملکرد زعفران در سال 1398 نسبت به سال 1396 به دلیل شرایط اقلیمی و مدیریتی، 67 درصد افزایش داشته است. برازش دادههای سطح کشت و عملکرد 95 مزرعه زعفران در سال 1396 با استفاده از مدل خطی نشان داد که با افزایش سطح زیر کشت زعفران، عملکرد کاهش مییابد (**0/26 (R=. همچنین در مدل چند جملهای درجه دو با افزایش سطح زیر کشت تا سطح پنج هکتار عملکرد کاهش پیدا کرد و از آن به بعد کمی روند افزایشی نشان داد (**0/26 (R=. برازش دادههای سطح کشت و عملکرد 173 مزرعه زعفران در سال 1398 بر اساس مدل چند جملهای درجه دو (**0/24 (R= نشان داد با افزایش سطح زیر کشت تا سطح هفت هکتار عملکرد کاهش پیدا کرد و از آن به بعد روند افزایشی داشت. در مدل چند جملهای درجه سه (**0/28 (R= نیز مانند درجه دو عملکرد تا سطح هفت هکتار کاهش و پس از آن افزایش را نشان داد و سپس ثابت شد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر و با توجه به اینکه زعفران جزو محصولاتی است که نیاز کارگری زیادی دارد و با نظام خانوادگی اداره شده، کشت این گیاه برای خرده مالکین نسبت به عمده مالکین بخش کشاورزی بیشتر توصیه میشود.
ارزیابی اثر متقابل نیتروژن و زمان برداشت بر عملکرد رویشی، کمیت و کیفیت اسانس چهار رقم ریحان (Ocimum basilicum L.)
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 561-577
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61976.0
فرج مویدی، سجاد کردی، علی اشرف مهرابی، سهیلا دست برهان
چکیده نیتروژن یکی از مهمترین عناصر پرمصرف برای رشد و تولید گیاهان محسوب میشود و در دسترس بودن آن بسیاری از پارامترهای مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان را تحت تأثیر قرار میدهد. بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد و برخی خصوصیات کیفی چهار رقم ریحان، آزمایشی بهصورت فاکتوریل اسپیلت پلات در زمان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خرمآباد در سال 1395 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار رقم ریحان (Ocimum basilicum var. Italian Large Leaf، O. basilicum var. Cinnamon، Sweet Thai O. basilicum var. و O. basilicum var. Mobarakeh)، سه سطح کود نیتروژن (صفر، 100 و 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره) و سه نوبت برداشت گیاه ریحان بود. نتایج نشان داد که بیشترین نسبت برگ به ساقه (8/1) با کاربرد 100 و 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره در رقم Italian Large Leaf در برداشت اول بدست آمد. از میان ارقام مورد بررسی، حداکثر وزن خشک برگ، وزن خشک کل، درصد و عملکرد اسانس مربوط به رقم Italian Large Leaf و حداکثر شاخص کلروفیل برگ مربوط به ارقام Sweet Thai و Cinnamon بود. بیشترین وزن خشک کل (kg ha-1 3482) به رقم Italian Large Leaf با کاربرد 200 کیلوگرم در هکتار اوره در برداشت دوم اختصاص یافت که اختلاف معنیداری با کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار اوره در برداشت دوم در همین رقم نداشت. تیمار شاهد (عدم مصرف کود) نسبت به سایر تیمارهای کودی، از درصد اسانس بیشتری برخوردار بود (1/01 درصد)، اما حداکثر عملکرد اسانس (kg ha-1 26/79) با مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود اوره حاصل شد. بیشترین مقدار ترکیبات غالب اسانس (به استثنای سه ترکیب غالب متیلکاویکول، 1و8-سینئول و متیلسینامات) در تیمار شاهد (عدم مصرف کود اوره) مشاهده گردید. بهطور کلی، میتوان رقم Italian Large Leaf و مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود اوره را در شرایط محیطی مشابه خرمآباد توصیه نمود.
ارزیابی تأثیر اقلیم بر مواد مؤثره زعفران (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) در منطقه بناب شهرستان مرند
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 579-590
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61978.0
سعیده علیزاده سالطه، مینا امانی
چکیده زعفران (Crocus sativus L.) محصولی ارزشمند و نیمه مقاوم به خشکی است که میتواند در شرایط بسیار متفاوت آب و هوایی مورد کشت و کار قرار گیرد. مهمترین ترکیبهاى شیمیایى زعفران را کروسین، پیکروکروسین و مشتقهاى کروسین تشکیل میدهند که دارای خواص آنتیاکسیدانی میباشند و در داروسازی کاربرد دارند. در این پژوهش اثر اقلیم شهرستان مرند، استان آذربایجانشرقی طی دو سال زراعی بر کمیت و کیفیت و خصوصیات آنتیاکسیدانی قسمتهای مختلف زعفران تولیدی در این منطقه بررسی شد. عوامل اقلیمی حاکم بر این منطقه طی دو سال متوالی 1393 و 1394 از نظر دما، بارندگی و رطوبت با استفاده از دادههای هواشناسی بررسی شد و میزان عملکرد زعفران در منطقه با استفاده از پرسشنامه از زعفرانکاران منطقه به دست آمد. از سوی دیگر، میزان ترکیبات کروسین، پیکروکروسین و سافرانال و فعالیت آنتیاکسیدانی قسمتهای مختلف زعفران شامل کلاله، خامه، پرچم و گلبرگها هر کدام به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد شهرستان مرند طبق روش طبقهبندی دومارتن، در طبقه اقلیم نیمهخشک قرار میگیرد و مقدار متابولیتهای کروسین در سال اول کشت 1393 (بیشترین میزان 306 میلیگرم بر گرم در اندام کلاله)، پیکروکروسین در سال دوم کشت 1394 (102/15 میلیگرم بر گرم در اندام کلاله) و سافرانال در سال دوم کشت 1394 (بیشترین میزان: 49/95 میلیگرم بر گرم در گلبرگ زعفران) و فعالیت آنتیاکسیدانی کلاله و گلبرگ زعفران در سال اول کشت 1393 (بهترتیب 30/43 و 88/32 درصد) بالاترین مقدار را داشت. منطقه بناب مرند آذربایجان شرقی در اثر تغییرات آب و هوایی منطقه مناسب برای کشت زعفران میباشد و کیفیت اندامهای مختلف زعفران در سالهای متوالی کشت چندساله زعفران متفاوت میباشد.
ارزیابی تأثیر بیوچار حاصل از دماهای مختلف پیرولیز بر رشد گیاه همیشه بهار تحت تنش شوری
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 591-604
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67776.1005
محدثه شمس الدین سعید، محمود رمرودی
چکیده بیوچار به عنوان منبع کربن آلی و اصلاح کننده خاک، در کشاورزی مورد توجه است و خصوصیات آن تحت تاثیر دمای پیرولیز قرار میگیرد. در پژوهش حاضر جهت تهیه بیوچار، مخلوط کود گاوی و گوسفندی به مدت چهار ساعت در دما 300، 400، 500 و 600 درجه سانتیگراد، پیرولیز شد. سپس با هدف ارزیابی تاثیر بیوچار حاصل از دماهای مختلف پیرولیز (صفر، 300، 400، 500 و 600 درجه سانتیگراد) بر رشد گیاه همیشه بهار تحت شرایط تنش شوری (صفر، 4، 8 و 12 دسیزیمنسبرمتر)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه مرکز آموزش عالی کشاورزی بردسیر-کرمان، در سال 1398 اجرا گردید. با افزایش دمای پیرولیز به 600 درجه سانتیگراد، اسیدیته و هدایت الکتریکی بیوچار بهترتیب 16/29 و 60/37 درصد افزایش و عملکرد بیوچار (52/28 درصد) و چگالی ظاهری (48/10 درصد) آن کاهش یافت. محتوای خاکستر نیز 1/5 برابر شد. همچنین با افزایش شوری ارتفاع ساقه، تعداد و سطح برگ کاهش یافت. در تنش 12 دسیزیمنسبرمتر و دمای پیرولیز 600 درجه سانتیگراد، میزان پتاسیم و پرولین برگ افزایش یافت. بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز در تیمار بیوچار دمای 600 درجه و تنش 8 و 4 دسیزیمنس برمتر مشاهده شد. درمجموع، شوری بیوچار مهمترین خصوصیات نامطلوب آن میباشد که با افزایش دمای پیرولیز این ویژگی منفی شدت مییابد، لذا توصیه برای استفاده از بیوچار در خاکهای شور نیازمند به مطالعات بیشتری میباشد. در پژوهش حاضر استفاده از بیوچار در شرایط تنش شوری تاثیر مثبت قابل ملاحظهای در ایجاد مقاومت در گیاه همیشه بهار و تحمل تنش شوری نداشت.
تأثیر کتیرا روی برخی خصوصیات مورفوفیزیولوژیک و مرتبط با عملکرد دانه گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L.) تحت شرایط خشکی
دوره 35، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 631-645
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69276.1033
یوسف سهرابی، هاوری کیانی
چکیده تعرق برای انجام فتوسنتز، فرآیندی ضروری است که با توجه به شرایط در مواردی میتواند مضر باشد. بنابراین استفاده از مواد ضد تعرق میتواند یکی از روشهای کارآمـد در کـاهش میزان اتلاف آب به واسطه تعـرق و راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات تنش خشکی بر گیاه و تعدیل کاهش عملکرد ناشی از کمبود آب در نواحی خشک و نیمه خشک باشد. در همین راستا بهمنظور بررسی اثر رژیمهای آبیاری و کاربرد غلظتهای مختلف کتیرا (تراوه خشک شدهی طبیعی حاصل از برخی گونههای Astragalus بر گیاه دارویی سیاهدانه (Nigella sativa L.)، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه کردستان در سال 1397 بهاجرا درآمد. فاکتورهای آزمایش شامل آبیاری در سه سطح 100 (آبیاری کامل)، 70 (تنش ملایم خشکی) و 40 (تنش شدید خشکی) درصد ظرفیت زراعی و محلولپاشی کتیرا در شش غلظت صفر، 1/25، 2/5، 5، 7/5 و 10 گرم در لیتر بودند. نتـایج نشـان داد افـزایش شدت تنش خشکی (کاهش آبیاری) منجر به کاهش محتوای نسبی آب برگ، محتوای کلروفیل کل، کارآیی فتوسیستم II، ارتفاع بوته، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه گردید. تأثیر کاربرد غلظتهای مختلف کتیرا در سطوح مختلف آبیاری متفاوت بود. در آبیاری کامل، غلظت 1/25 گرم در لیتر بر تمامی صفات مورد مطالعه مثبت بود. در تنش ملایم خشکی استفاده از غلظتهای بیشتر کتیرا تا غلظت 5 گرم در لیتر بهترین کارآیی را داشت و غلظتهای بیشتر از آن به تأثیر معکوس بر صفات مورد بررسی منجر گردید. در تنش شدید خشکی، کاربرد غلظتهای بیشتر کتیرا مفید بود و مصرف کتیرا تا غلظت 7/5 گرم در لیتر باعث بهبود صفات بررسی شده گردید، ولی مصرف غلظت 10 گرم در لیتر بر صفات مذکور تأثیر منفی داشت. با توجه به تأثیری که غلظت مناسب کاربرد این ماده در بهبود صفات اندازهگیری شده داشت و توانست عملکرد دانه را نسبت به عدم مصرف کتیرا در شرایط تنش متوسط و شدید خشکی بهترتیب 11/6 و 28/2 درصد افزایش دهد، احتمالا کتیرا میتواند بهعنوان یک ماده ضدتعرق جدید با منشاء طبیعی معرفی گردد و کاربرد آن در مناطقی که با تنش خشکی مواجه هستند میتواند مفید و قابل توصیه باشد.
اثر طیفهای مختلف نور بر صفات مورفولوژیکی و میزان هیپریسین در گل راعی (Hypericum perforatum L.)
دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 331-339
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.57256.0
ژاله زندوی فرد، مجید عزیزی
چکیده گل راعی به دلیل خواص ضدافسردگی بارز، یکی از مهمترین گیاهان دارویی است. کمیت و کیفیت نور اثر به سزایی بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی، رشد و نمو کلی گیاه و تولید متابولیتهای ثانویه دارد. بهطوریکه با تغییرات کمی و کیفی نور میتوان رشد گیاه را در جهت دلخواه دستکاری نمود. در این پژوهش اثر طیفهای مختلف نور با شدت 1000 لوکس شامل نور سفید، قرمز، سبز و آبی که با فیلترهای رنگی ایجاد شده بر صفات مورفولوژیکی و میزان هیپریسین در گیاهچههای گل راعی (Hypericum perforatum L.) مورد مطالعه قرار گرفت. این آزمایش بصورت طرح کاملاً تصادفی با 10 تکرار در جعبههایی به ابعاد 20×30 و با نشاهایی به ارتفاع 25 سانتیمتر انجام شد. آزمایش در اطاقک رشد بهترتیب با دمای روز و شب 25 و 21 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 45 درصد، 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی ادامه یافت. نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تعداد برگ، وزن تر و خشک پیکر رویشی و ریشه به گیاهان تیمار شده با نور سفید اختصاص دارد. در صفات ارتفاع گیاه، طول میانگره و تعداد گرهکهای سیاه برگ بیشترین میانگینها به ترتیب (98/22 سانتی متر، 23/1 سانتی متر و 77/17 عدد) مربوط به نور قرمز و کمترین میانگینها به ترتیب (37/16 سانتیمتر، 72/0 سانتیمتر و 88/13 عدد) مربوط نور سفید بود. بیشترین تا کمترین مقدار هیپریسین (0.08، 0.07، 0.05و 0.03 درصد) به ترتیب در گیاهچههای تحت تیمار با فیلترهای نوری قرمز، سفید، آبی و سبز مشاهده شد. بدین ترتیب جهت رشد بهینه گیاهچههای گل راعی به طول موجهای مختلف نوری در طی دوره رشدی گیاه، نیاز است.
تأثیر پرتو فرابنفش بر رشد، مورفولوژی و فنولوژی سه رقم گل گندم (Centaurea cyanus)
دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 413-425
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61939.0
مهدی رستگار، حسن مومیوند، علیرضا شایگان فر، عبدالحسین رضایی نژاد
چکیده در دهههای گذشته فعالیتهای انسانی موجب اثرات نامطلوبی بر اتمسفر و لایه ازن استراتوسفری و در نتیجه افزایش میزان پرتو فرابنفش خورشید در سطح کره زمین بهویژه در ارتفاعات شده است. پژوهش حاضر بهمنظور ارزیابی تأثیر پرتو فرابنفش بر رشد، خصوصیات مورفولوژی و فنولوژی سه رقم گل گندم در شرایط گلخانه در سال 1397 انجام گرفت. آزمایش بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی اجرا شد. پرتو فرابنفش در چهار سطح بهعنوان عامل اول (شامل: شاهد، پرتو فرابنفش A، پرتو فرابنفش B و پرتو فرابنفش A+B) و سه رقم گل گندم (ارقام صورتی C. cyanus var. Kornblume pink، قرمز C. cyanus var. Kornblume rot و آبی C. cyanus var. Kornblume blau) بهعنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تیمار پرتو فرابنفش B و کاربرد همزمان فرابنفش A و B منجر به کاهش اغلب صفات مورفولوژی و صفات وابسته به رشد و عملکرد گیاه گردید. تیمار پرتو فرابنفش A باعث کاهش طول ساقه گلدهنده و وزنتر و خشک بوته در مقایسه با تیمار شاهد گردید. بررسی نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که کاربرد پرتو فرابنفش A منجر به کاهش تعداد روز تا ظهور اولین غنچه گل و تعداد روز تا باز شدن اولین گل در ارقام گل گندم نسبت به تیمار شاهد گردید. تیمار پرتو فرابفش B باعث گلدهی زودتر گل گندم در مقایسه با فرابنفش A گردید. با اینحال سریعترین ورود به فاز زایشی و گلدهی ارقام گل گندم با کاربرد همزمان فرابنفش A و B مشاهده شد. با وجود اینکه رقم Kornblume rot از رشد رویشی بیشتری برخوردار بود، رقم Kornblume pink با داشتن تعداد گلهای بیشتر، بالاترین عملکرد گل و گلدهی سریعتر نسبت به سایر ارقام مورد مطالعه برای کشت مناسبتر است.
تأثیر مرحله بلوغ میوه بر ویژگیهای فیزیکیوشیمیایی و پلیفنلهای میوه اترج صغیر (Citrus medica var. medica Proper.)
دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 427-446
https://doi.org/10.22067/jhs.2020.61947.0
نحله تقوایی فرد، عسکر غنی، سید مهدی حسینی فرهی
چکیده به منظور بررسی تأثیر مرحله بلوغ میوه بر ویژگیهای بیوشیمیایی بخشهای مختلف میوه اترج صغیر، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو فاکتور و چهار تکرار اجرا گردید. فاکتور اول، دارای چهار سطح شامل مراحل مختلف بلوغ میوه (سبزرسیده، تغییررنگ پوست، زردرسیده و بسیاررسیده) بود. فاکتور دوم دارای چهار سطح شامل بخشهای مختلف میوه اترج صغیر (فلاودو، آلبیدو، تفاله و آبمیوه) بود. مهمترین صفات اندازهگیری شده شامل میزان فلاون و فلاونول، فلاونوئید کل، ترکیبات فنلی کل و فعالیت آنتیاکسیدانی بود. تغییرات فیزیکی بخشهای مختلف میوه و همچنین ویژگیهای مربوط به آبمیوه (اسیدیته، مواد جامد محلول، اسیدیته قابلتیتر و ویتامین ث) در طی بلوغ میوه اندازهگیری شد. مهمترین ترکیبات فیتوشیمیایی بخش فلاودو شامل درصد و عملکرد اسانس، محتوی کلروفیل و پلیفنلها (روتین، ترانس-فرولیک اسید، هسپریدین، هسپرتین و کوئرستین) در طی رسیدن میوه بررسی شد. نتایج نشاندهنده تاثیر معنیدار مرحله بلوغ میوه بر بیشتر صفات مورد بررسی بود. بیشترین میزان فلاون و فلاونول (377/0 میلیگرم برگرم) و فلاونوئید کل (38/16 میلیگرم برگرم) مربوط به فلاودو در مرحله بسیار رسیده بود. بالاترین میزان اسانس فلاودو (37/2 درصد حجمی-وزنی) در مرحله تغییر رنگ اندازهگیری شد و با پیشرف بلوغ محتوی کلروفیل دستخوش تغییرات نزولی گردید. پیشرفت بلوغ باعث کاهش بیشتر اجزای پلیفنلهای اندازهگیری شده شامل هسپریدین (86/1 به 68/0 میلیگرم برگرم)، کوئرستین (62/1 به 89/0 میلیگرم برگرم) و روتین (42/0 به 17/0 میلیگرم برگرم) گردید. به طور کلی بخش فلاودو به عنوان مهمترین بخش دارویی میوه اترج و مراحل ابتدایی بلوغ زمان مناسبتری برای برداشت تعیین گردید.
