فیزیولوژی پس از برداشت
محمدجواد کرمی؛ مجید راحمی؛ محسن یاسایی؛ اشکان کرمی
چکیده
تهیه کشمش به روشهای مختلفی از قبیل قرار دادن میوه انگور در معرض آفتاب مستقیم و روشهای مکانیکی صورت میگیرد. امکان آلودگی انواع کشمش به میکروارگانسیمهای مختلف در طول مراحل برداشت و خشک کردن انگور، حمل و نقل و بازاررسانی کشمش وجود دارد. عملیات سنتی تهیه و بستهبندی کشمش در منطقه بوانات (منطقه اصلی تولید کشمش استان فارس)، ...
بیشتر
تهیه کشمش به روشهای مختلفی از قبیل قرار دادن میوه انگور در معرض آفتاب مستقیم و روشهای مکانیکی صورت میگیرد. امکان آلودگی انواع کشمش به میکروارگانسیمهای مختلف در طول مراحل برداشت و خشک کردن انگور، حمل و نقل و بازاررسانی کشمش وجود دارد. عملیات سنتی تهیه و بستهبندی کشمش در منطقه بوانات (منطقه اصلی تولید کشمش استان فارس)، این محصول را مستعد آلودگیهای میکروبی خطرناک برای سلامتی انسان مینماید. این پژوهش بهمنظور تعیین میزان آلودگی میکروبی انواع کشمش تهیه شده از انگور رقم ’کشمشی بوانات‘ و امکان ضدعفونی آنها اجرا شد. برای این منظور از غلظتهای صفر (شاهد) و 9/0 درصد پراکسید هیدروژن به عنوان فاکتور اول و سه نوع کشمش تهیه شده از رقم ’کشمشی بوانات‘ (سایه خشک، کشمش آفتابی و کشمش تیزابی) به عنوان فاکتور دوم در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. برای تهیه نمونههای ضدعفونی از هر نوع کشمش 200 گرم در ارلن 1000 میلیلیتری سترون شده قرار داده و به آن 400 میلیلیتر آب مقطر اضافه شد و مقدار 6/3 میلیلیتر پراکسید هیدروژن به محتویات ارلن اضافه و به مدت دو دقیقه هم زده شد. سپس آب داخل ارلن دور ریخته شد و برای شستشوی نمونه کشمشها، 400 میلیلیتر آب مقطر داخل این ارلنها ریخته شد و به مدت 5 دقیقه تکان داده شدند تا سطح نمونه کشمش داخل ارلن کاملاً شسته شود. پس از آن مقدار 50 میلیلیتر از آن به عنوان نمونه کشمش آبشویی و ضدعفونی شده برای بررسی آلودگی میکروبی به آزمایشگاه ارسال شد. برای تیمار شاهد یا نمونههای ضدعفونی نشده، همه این مراحل انجام شد با این تفاوت که در این تیمار از پراکسید هیدروژن برای ضد عفونی استفاده نشد و نمونه ها فقط با آب مقطر سترون شده تیمار شدند. برای هر نمونه شمارش کلی میکروبی، شمارش قارچها اعم از شمارش کپک آسپرژیلوس، شمارش باکتریهای کلیفرم و اشرشیاکولی انجام شد. نتایج نشان داد که هر سه کشمش عملآوری شده دارای آلودگی میکروبی بودند. آلودگی میکروبی کشمش تیزابی بالاتر از دو نوع دیگر بود. باکتری اشرشیاکولی فقط در کشمش تیزابی وجود داشت. ضدعفونی با پراکسید هیدروژن موجب کاهش قابلتوجه آلودگی میکروبی در هر سه روش عمل آوری کشمش گردید. مقدار این کاهش در دو نوع کشمش سایهخشک و آفتابی یکسان، اما در کشمش تیزابی کمتر از همه بود. آلودگی به کپک آسپرژیلوس فقط در کشمش تیزابی مشاهده شد و تیمار پراکسید هیدروژن در حذف این آلودگی مؤثر نبود. این تحقیق نشان داد که برای عاری سازی انواع کشمش از آلودگیهای باکتریایی و قارچی میتوان از غلظت 9/0 درصد پراکسید هیدروژن (در سطح تجاری) استفاده نمود.
فیزیولوژی پس از برداشت
چنور حسینی؛ محمدرضا اصغری؛ مریم خضری
چکیده
گیلاس از جمله میوههایی است که بدلیل فسادپذیری بالا متحمل ضایعات فیزیولوژیکی پس از برداشت میشود. باتوجه به اثبات فعالیت ضد قارچی اسانسهای گیاهی، استفاده از آنها بهعنوان یک ایده طبیعی در جهت کاهش ضایعات پس از برداشت، افزایش ماندگاری و تضمین سلامت مصرفکنندگان محصولات باغبانی مطرح میباشد. در تحقیق حاضر، تأثیر غلظتهای ...
بیشتر
گیلاس از جمله میوههایی است که بدلیل فسادپذیری بالا متحمل ضایعات فیزیولوژیکی پس از برداشت میشود. باتوجه به اثبات فعالیت ضد قارچی اسانسهای گیاهی، استفاده از آنها بهعنوان یک ایده طبیعی در جهت کاهش ضایعات پس از برداشت، افزایش ماندگاری و تضمین سلامت مصرفکنندگان محصولات باغبانی مطرح میباشد. در تحقیق حاضر، تأثیر غلظتهای مختلف اسانس مرزنجوش (صفر، 250، 500، 750 و 1000 میکرولیتر در لیتر) و زمان انبارداری (روز 15ام و 30ام) بر واکنشهای بیوشیمیایی میوه گیلاس شامل فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز، محتوای آنتوسیانین کل، میزان اسید آسکوربیک، رنگ بافت، فعالیت آنزیم پلیفنلاکسیداز، پوسیدگی و قهوهای شدن دم میوه با سه تکرار در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. میوههای تیمار شده به مدت 30 روز در دمای 1±0 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 95-90 درصد به سردخانه منتقل شدند. اندازهگیری کیفی میوهها طی سه دوره زمانی قبل از نگهداری، روز 15ام و روز 30ام نگهداری انجام گرفت. نتایج حاصل از این ارزیابی نشان داد که اسانس مرزنجوش به طور معنیداری فعالیت آنزیم فنیلآلانینآمونیالیاز، محتوای آنتوسیانین کل، میزان اسید آسکوربیک و تغییر رنگ را در سطح بالایی حفظ نمود. همچنین سرعت افزایش فعالیت آنزیم پلیفنلاکسیداز، تغییرپذیری رنگ بافت، پوسیدگی و قهوهای شدن دم میوه گیلاس را کاهش داد. این موارد منجر گردید تا با کاربرد اسانس مرزنجوش شاهد ثبات بازارپسندی این میوه طی روزهای نگهداری باشیم. در نهایت مطابق یافتههای پژوهش حاضر و با توجه به حفظ کیفیت و ماندگاری میوههای گیلاس تیمار شده نسبت به میوههای بدون تیمار، میتوان به جای ترکیبات شیمیایی مضر، اسانس مرزنجوش را بهعنوان افزودنی مجاز در زمان نگهداری میوه گیلاس توصیه نمود.
فیزیولوژی پس از برداشت
سیمین گراوند؛ سیده فرزانه موسوی؛ سیده هدی حکمت آرا
چکیده
ژربرا یکی از مهمترین گلهای شاخه بریده است که عمر گلجای کوتاهی دارد. مانند سایر گلهای شاخه بریده، یکی از نگرانیهای اصلی پس از برداشت این گل کاهش کیفیت آن است. کاربرد نانولولههای کربنی به عنوان محلولهای نگهدارنده موجب افزایش جذب آب، تعادل روابط آبی و افزایش عمر گلجای گلهای شاخه بریده میشود. تجمع، پراکندگی نامناسب ...
بیشتر
ژربرا یکی از مهمترین گلهای شاخه بریده است که عمر گلجای کوتاهی دارد. مانند سایر گلهای شاخه بریده، یکی از نگرانیهای اصلی پس از برداشت این گل کاهش کیفیت آن است. کاربرد نانولولههای کربنی به عنوان محلولهای نگهدارنده موجب افزایش جذب آب، تعادل روابط آبی و افزایش عمر گلجای گلهای شاخه بریده میشود. تجمع، پراکندگی نامناسب و آبگریزی شدید از معایب نانولولههای کربنی است که مانع پراکنش مطلوب در محلول گلجای میشود. در این تحقیق برای افزایش پراکندگی نانولولههای کربنی چند دیواره از انواع پلیمرها (پلی وینیل پیرولیدون، پلیاتیلن گلیکول و سورفکتانت غیریونی تریتون ایکس 100) استفاده شد تا تاثیر آنها در ماندگاری گل شاخه بریده ژربرا مورد بررسی قرار گیرد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل شاهد (آب مقطر)، نانولولههای کربنی عاملدار شده با پلی وینیل پیرولیدون (1 و 2 میلیگرم بر لیتر)، نانولولههای کربنی عاملدار شده با پلی اتیلن گلیکول (1 و 2 میلیگرم بر لیتر) و نانولولههای کربنی عاملدار شده با تریتون ایکس 100 (1 و 2 میلیگرم بر لیتر) به صورت تیمار کوتاه مدت (24 ساعت) بودند. در این آزمایش عمر گلجای، وزن تر نسبی گل، میزان جذب آب، محتوای نسبی آب گلبرگ و محتوای نسبی آب ساقه اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که بیشترین عمر گلجای با 5/22 روز مربوط به تیمار نانولولههای کربنی عاملدار شده با تریتون ایکس 100 با غلظت 2 میلیگرم بر لیتر بود که ماندگاری گلها را حدود 8 روز نسبت به شاهد افزایش داد. نانوکامپوزیتهای موجود در محلول گلجای بر وزن تر نسبی و جذب آب ساقه های بریدنی تأثیر داشتند. در این مطالعه مشخص شد که جذب آب الگوی مشابه وزن تازه گل دارد و ظرفیت جذب آب ساقه به تدریج با گذشت زمان کاهش مییابد. بر اساس نتایج، تغییرات وزن تر و جذب آب در ساقه گلهای تیمار شده با نانولولههای کربنی عاملدار شده با پلی اتیلن گلیکول با غلظت 1 میلیگرم بر لیتر کندتر بود. استفاده از نانولولههای کربنی عاملدار شده با تریتون ایکس 100 با غلظت 1 میلی گرم بر لیتر در محلول گلجای سبب شد تا محتوای نسبی آب گلبرگ و ساقه حفظ شود. تصویربرداری با میکروسکوپ الکترونی روبشی تایید کننده حرکت نانولولهها به بخشهای بالایی گل و جذب و جابجایی آنها در ساقه گل بریدنی ژربرا بود. یافتههای تحقیق حاضر نشان داد که جمعیت باکتری در انتهای ساقه تیمار شاهد بیشتر از جمعیت باکتریایی انتهای ساقه گلهای تیمار شده با نانوکامپوزتها بود. نانولولههای کربنی چند دیواره همراه با پلی وینیل پیرولیدون، پلی اتیلن گلیکول و تریتون ایکس 100 ترکیبات موفقی در افزایش جذب آب، حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری گل شاخه بریده ژربرا بودند. بنابر نتایج این آزمایش، حذف موانع جریان آب در ساقه بریده به حفظ ماندگاری و تاخیر در پیری گل کمک میکند.
فیزیولوژی پس از برداشت
معظمه شهابی؛ سمیه رستگار
چکیده
یکی از عمدهترین مشکلات در مرحله پسازبرداشت گل شاخهبریده نرگس رقم ’شهلای شیراز‘ (Narcissus tazetta L.cv. Shahla-e-Shiraz)، کوتاه بودن عمر پسازبرداشت آن است که بهطور عمده بهدلیل پژمردگی و قهوهای شدن سریع گلبرگهای آن میباشد. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی تأثیر تیمار سدیمنیتروپروساید بر حفظ کیفیت و جلوگیری از فرآیند ...
بیشتر
یکی از عمدهترین مشکلات در مرحله پسازبرداشت گل شاخهبریده نرگس رقم ’شهلای شیراز‘ (Narcissus tazetta L.cv. Shahla-e-Shiraz)، کوتاه بودن عمر پسازبرداشت آن است که بهطور عمده بهدلیل پژمردگی و قهوهای شدن سریع گلبرگهای آن میباشد. مطالعه حاضر بهمنظور بررسی تأثیر تیمار سدیمنیتروپروساید بر حفظ کیفیت و جلوگیری از فرآیند قهوهای شدن گلبرگهای گل شاخهبریده نرگس انجام شد. آزمایش حاضر بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بهصورت فروبری کوتاهمدت در سدیمنیتروپروساید در دو غلظت (25 و 50 میکرومولار) بهمدت 24 ساعت برروی گلهای شاخهبریده نرگس انجام شد. محلول ساکارز 2 درصد و همچنین آبمقطر بهعنوان شاهد در نظر گرفته شدند. در این آزمایش شاخصهای مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بهدست آمده، بیشترین کیفیت ظاهری گل (03/3) و بیشترین محتوی نسبی آب گلبرگ (1/43 درصد) در پایان آزمایش در گلهای تیمار شده با 25 میکرومولار سدیمنیتروپروساید مشاهده شد. کمترین میزان قهوهای شدن (3/22 درصد) و تغییرات رنگ (ΔE) و بیشترین روشنایی رنگ گلبرگها (L*) (47/35) نیز در تیمار 25 میکرومولار سدیمنیتروپروساید مشاهده شد. تیمار 25 میکرومولار سدیمنیتروپروساید بهطور معنیداری فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز را به یک پنجم نسبت به شاهد کاهش داد. این غلظت همچنین تأثیر معنیداری در کاهش نشتیونی و حفظ پایداری غشایسلولی (3/73 درصد) نسبت به شاهد (5/69 درصد) داشت. نتایج نشان داد که غلظت مناسب سدیمنیتروپروساید با حفظ محتوی نسبی آب گلبرگ، کاهش نشتیونی وحفظ پایداری غشایسلولی و کاهش فعالیت آنزیم پلیفنل اکسیداز (PPO) نقش موثری در مهار فرایند قهوهای شدن گلبرگهای گل شاخهبریده نرگس داشت.
فیزیولوژی پس از برداشت
مهشید غفوری؛ فرهنگ رضوی؛ مسعود ارغوانی؛ ابراهیم عابدی قشلاقی
چکیده
جلبک قهوهای جزو زیست محرکهایی است که بدون اثرات مخرب زیسـت محیطی در تولید محصولات باغی و زراعی مورد استفاده قرار میگیرد. این پژوهش بهمنظور بررسی تـأثیر تیمار جلبک قهوهای بهصـورت محلـولپاشـی بر روی شاخه، برگ و میوه بـر برخی خصوصیات کیفی و فعالیت آنتیاکسیدانی میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ به صورت فاکتوریل (فاکتور اول: ...
بیشتر
جلبک قهوهای جزو زیست محرکهایی است که بدون اثرات مخرب زیسـت محیطی در تولید محصولات باغی و زراعی مورد استفاده قرار میگیرد. این پژوهش بهمنظور بررسی تـأثیر تیمار جلبک قهوهای بهصـورت محلـولپاشـی بر روی شاخه، برگ و میوه بـر برخی خصوصیات کیفی و فعالیت آنتیاکسیدانی میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ به صورت فاکتوریل (فاکتور اول: محلولپاشی جلبک قهوهای در چهار سطح (صفر، 1، 2 و 3 گرم در لیتر) در سه زمان 110، 125 و 140 بعد از مرحله تمام گل؛ فاکتور دوم: زمان انبارمانی در 4 سطح صفر، 30، 60 و 90 روز پس از انبارمانی) بر پایه طرح بلوکهای کامل تصـادفی بـا سـه تکرار انجام شد. میوههای تیمار شده به مدت 90 روز در شرایط انباری با دمای 1 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 90 درصد نگهداری شدند و به صورت ماهیانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از تـأثیر معنیدار تیمار عصاره جلبک قهوهی بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمار عصاره جلبک قهوهای موجب حفظ سفتی بافت میوه، ویتامین ث، ظرفیت آنتیاکسیدانی، فنل، فلاونوئید کل و آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در مقایسه با تیمار شاهد شدند. تیمار 3 گرم در لیتر جلبک قهوهای بهترین تـأثیر را در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی (40/40 درصد)، درصد کاهش وزن میوه (87/41 درصد)، اسید قابل تیتراسیون (37/25 درصد)، ویتامین ث (26/33 درصد) ظرفیت آنتیاکسیدانی (70/26 درصد) ، فنل کل (17/81)، فلاونوئید کل (67/103 درصد) و فعالیت آنزیم PAL (75/153 درصد) نسبت به شاهد در 90 روز انبارمانی داشت. با توجه به اثرات مثبت تیمار عصاره جلبک قهوهای بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه کیوی در طی دوره انبارداری، چنین به نظر میرسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان یک راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه کیوی رقم هایوارد قابل توصیه باشد.
فیزیولوژی پس از برداشت
سعید شیوخی
چکیده
مدیریت ناکارآمد مزارع توتفرنگی، یکی از عوامل مهم در کاهش قابل توجه عملکرد و کیفیت میوه توت فرنگی (Fragaria × ananassa, Duch.) بهحساب میآید. در این پژوهش، به منظور بررسی تاثیر خاکپوشهای پلیاتیلنی رنگی بر خصوصیات کیفی، میزان عملکرد، پارامترهای فلورسانس و کلروفیل برگ گیاه توتفرنگی رقم ’کاماروسا‘، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای ...
بیشتر
مدیریت ناکارآمد مزارع توتفرنگی، یکی از عوامل مهم در کاهش قابل توجه عملکرد و کیفیت میوه توت فرنگی (Fragaria × ananassa, Duch.) بهحساب میآید. در این پژوهش، به منظور بررسی تاثیر خاکپوشهای پلیاتیلنی رنگی بر خصوصیات کیفی، میزان عملکرد، پارامترهای فلورسانس و کلروفیل برگ گیاه توتفرنگی رقم ’کاماروسا‘، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تیمار آزمایشی شامل؛ خاکپوش پلیاتیلنی رنگی (سیاه، قرمز، سفید) و شاهد (بدون خاکپوش) در سه تکرار در طی سالهای زراعی 96-1395 و 97-1396انجام شد. بر پایه یافتهها، تاثیر رنگ خاکپوشهای پلیاتیلنی بر میزان عملکرد میوه دارای تفاوت معنیدار بود (p ≤ 0.01). بهطوریکه عملکرد کل میوه در زمانهای برداشت اول و دوم بهترتیب (175 و 185روز پس از کاشت) بهگونهای بود که بیشترین عملکرد میوه توتفرنگی در کاربرد خاکپوش قرمز و کمترین آن در گیاهان بدون خاکپوش ( شاهد) مشاهده گردید. در حالیکه در زمان برداشت سوم (200 روز پس از کاشت)، این خاکپوشهای سیاه و سفید بودند که بیشترین مقدار عملکرد را بهخود اخنتصاص دادند. بیشترین میزان مواد جامد محلول (TSS) میوه، مربوط به تیمارهای دارای خاکپوش در مقایسه با شاهد بود، اما تفاوت چندانی میان خاکپوشهای پلیاتیلنی رنگی مشاهده نشد. همچنین نتایج گویای آن بود که، تاثیر خاکپوشهای پلیاتیلنی رنگی بر پارامترهای فلورسانس و شدت سبزینگی برگ معنیدار بود (p ≤ 0.05). نتایج حاکی از آن بود که رنگ خاکپوشهای پلیاتیلنی تاثیر چشمگیری بر میزان فلورسانس اولیه، نسبت فلورسانس اولیه به فلورسانس متغیر (Fv/Fo) و شدت سبزینگی برگ داشت. بهطوریکه در هر دو سال زراعی، بیشترین میزان نسبت Fv/Fo ، Fo و شدت سبزینگی مربوط به خاکپوشهای پلیاتیلنی رنگی بود و کمترین میزان آن در تیمار شاهد مشاهده شد. این در حالی بود که رنگ خاکپوشها تاثیر چندانی بر میزان نسبت Fv/Fm نداشت. در واقع میتوان اینگونه اظهار داشت که، پاسخ گیاه نسبت به رنگ خاکپوشهای پلیاتیلنی در مقایسه با تیمار شاهد، سبب بهبود عملکرد میوه و افزایش بهرهوری سیستم فتوسنتزی گیاه توتفرنگی میشود.
فیزیولوژی پس از برداشت
بهاره قربانی؛ رقیه نجف زاده
چکیده
میوه گیلاس دارای ارزش غذایی بالایی بوده و به دلیل طعم و مزه مطلوب، و ظاهر جذاب از اهمیت بالایی برخوردار است. این میوه به دلیل حساس بودن به صدمات حمل و نقل، کاهش رطوبت و فساد پذیر بودن عمر انبارمانی بسیار کوتاهی دارد. میوه گیلاس پس از برداشت، بهسرعت دچار زوال شده و در برخی موارد بهدلیل مدت زمان انتقال و بازاریابی، با کیفیت مناسب ...
بیشتر
میوه گیلاس دارای ارزش غذایی بالایی بوده و به دلیل طعم و مزه مطلوب، و ظاهر جذاب از اهمیت بالایی برخوردار است. این میوه به دلیل حساس بودن به صدمات حمل و نقل، کاهش رطوبت و فساد پذیر بودن عمر انبارمانی بسیار کوتاهی دارد. میوه گیلاس پس از برداشت، بهسرعت دچار زوال شده و در برخی موارد بهدلیل مدت زمان انتقال و بازاریابی، با کیفیت مناسب بهدست مصرفکنندگان نمیرسد. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی جهت افزایش ماندگاری و حفظ کیفیت آن ضروری به نظر میرسد. در پژوهش حاضر تیمار غوطه وری ملاتونین به مدت 15 دقیقه در چهار سطح صفر (شاهد)، 50، 100 و 200 میکرومولار به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بر روی میوه گیلاس رقم ’سیاه مشهد‘ اعمال شد و میوهها در سردخانه در دمای 1±5 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 85 درصد به مدت 35 روز نگهداری شدند. پارامترهایی مانند کاهشوزن، اسیدیته قابل تیتراسیون، اسیدهای آلی، مواد جامد محلول، آنتیاکسیدان (DPPH)، ترکیبات فنلی، محتوای آنتوسیانین، فعالیت آنزیمهای پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز به مدت پنج هفته بررسی شدند. نتایج نشان داد میوههای تیمار شده با ملاتونین در غلظت200 میکرومولار نسبت به سایر تیمارها و شاهد، میزان (40 درصد) کاهش وزن کمتری داشتند و همچنین در این میوهها میزان ترکیبات فنلی (25 میلیگرم بر صد گرم وزن تر اسید گالیک)، مواد جامد محلول (4 درصد بریکس) و فعالیت آنزیمهای پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز (20 واحد بر میلیگرم پروتئین) افزایش یافتند. ترکیب ملاتونین خاصیت آنتیاکسیدانی بالایی داشته و قادر است مانند یک ترکیب محافظت کننده عمل کرده و رادیکالهای آزاد را مهار نماید. در این پژوهش دیده شد غلظت200 میکرومولار توانسته است عمر انبارداری میوه گیلاس را با حفظ خواص آنتیاکسیدانی بالا برده و کیفیت را بهبود بخشد.
فیزیولوژی پس از برداشت
وحید انیسی؛ یحیی سلاح ورزی؛ مریم کمالی؛ بهرام عابدی
چکیده
به دلیل عمر کوتاه پس از برداشت خیار و سرعت بالای کاهش کیفیت آن از روشهای مختلفی جهت حفظ مرغوبیت خیار مانند پوششهای خوراکی استفاده میشود. به منظور بررسی اثر دو عامل برهموم به عنوان یک پوشش خوراکی و هیدروکولینگ بر ماندگاری خیار، این پژوهش بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح عصاره ...
بیشتر
به دلیل عمر کوتاه پس از برداشت خیار و سرعت بالای کاهش کیفیت آن از روشهای مختلفی جهت حفظ مرغوبیت خیار مانند پوششهای خوراکی استفاده میشود. به منظور بررسی اثر دو عامل برهموم به عنوان یک پوشش خوراکی و هیدروکولینگ بر ماندگاری خیار، این پژوهش بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح عصاره الکلی برهموم (صفر، 4 و 8 درصد) و دو سطح غوطهوری در آب در دمای 4 و 24 درجه سلسیوس، در چهار تکرار بود. پس از اعمال تیمارها، میوهها به مدت 21 روز در دمای 10 درجهسلسیوس نگهداری شدند. نتایج نشان داد برهمکنش دو تیمار فوق بر درصد کاهش وزن میوه، سفتی، فعالیت آنتیاکسیدانی، محتوای کلروفیل و مواد جامد محلول اثرگذار بود. بیشترین کاهش وزن میوه در تیمار شاهد (عدم محلولپاشی با برهموم) در هیدروکولینگ 4 درجه سلسیوس با میانگین 025/5 درصد مشاهده شد. محلولپاشی میوهها با برهموم در دو غلظت 4 و 8 درصد منجر به افزایش سفتی بافت میوه نسبت به نمونههای شاهد در هر دو تیمار دمایی شد. بیشترین میزان کلروفیل کل بدون اختلاف معنیدار در تیمارهای بره موم 8 درصد + دمای 24 درجه سانتیگراد (میانگین 96/8 میلیگرم بر گرم) و تیمار 8 درصد برهموم + دمای 4 درجه سلسیوس (با میانگین 68/8 میلیگرم بر گرم) و تیمار 4 درصد برهموم+ دمای 4 درجه سلسیوس (با میانگین 93/7 میلیگرم بر گرم) بود. همچنین در دمای 4 درجه سانتیگراد محلولپاشی با بره موم 4 و 8 درصد منجر به افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی شد. به طورکلی اگرچه میوههای تیمار شده با دمای 24 درجه سانتیگراد کاهش وزن بیشتری نسبت به دمای 4 درجه سلسیوس نشان دادند ولی کاربرد هر دو غلظت برهموم منجر به بهبود صفات مربوط به ماندگاری پس از برداشت شد، مقدار فنول میوه را کاهش داد و بر سفتی بافت و سایر صفات بیوشیمیایی اندازهگیری شده اثر گذاشت.
فیزیولوژی پس از برداشت
فهیمه نصر؛ ولی ربیعی؛ فرهنگ رضوی؛ غلامرضا گوهری
چکیده
با توجه به فسادپذیر بودن میوه خرمالو در دوره پس از برداشت و محدودیت استفاده از مواد شیمیایی، معرفی روشهای طبیعی و سالم برای حفظ کیفیت و افزایش عمرانبارمانی خرمالو ضروری میباشد. این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمار اسید آسکوربیک بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه خرمالو رقم ’کرج‘ انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً ...
بیشتر
با توجه به فسادپذیر بودن میوه خرمالو در دوره پس از برداشت و محدودیت استفاده از مواد شیمیایی، معرفی روشهای طبیعی و سالم برای حفظ کیفیت و افزایش عمرانبارمانی خرمالو ضروری میباشد. این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمار اسید آسکوربیک بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه خرمالو رقم ’کرج‘ انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید آسکوربیک در سه سطح (15، 30 و صفر (شاهد) میلیمولار) به عنوان فاکتور اول و زمان انبارمانی در سه سطح (15، 30 و 45 روز) به عنوان فاکتور دوم بودند. میوهها به روش غوطهوری در محلول اسید آسکوربیک 15 و 30 میلیمولار و آب مقطر تیمار شدند و در یک دوره انباری 45 روزه در سردخانه با دمای 4 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 85-90 درصد نگهداری شدند. نتایج بدست آمده حاکی از تأثیر معنیدار تیمارها بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمارهای اسید آسکوربیک 15 و 30 میلیمولار موجب حفظ ویتامین ث، فلاونوئید کل، ظرفیتآنتیاکسیدانی و تانن محلول در مقایسه با شاهد شدند. تیمار اسید آسکوربیک 30 میلیمولار بهترین تیمار در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی ) 6/1 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع( تانن محلول )1889 میلیگرم بر کیلوگرم)، فنول (1591 میلیگرم بر کیلوگرم) و فلاونوئید کل (309 میلیگرم بر کیلوگرم) نسبت به شاهد بود. کاربرد اسید آسکوربیک 15 و 30 میلیمولار به طور مؤثری موجب تأخیر در افزایش مالوندیآلدهید (1/1 و 3/2 نانو مول بر گرم وزنتر) و کاهش وزن (8/0 و 3/1 درصد) نسبت به شاهد در طی 45 روز انبارمانی شدند. با توجه به اثرات مثبت تیمار اسید آسکوربیک بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه خرمالو در طی 45 روز انبارمانی، چنین به نظر میرسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه خرمالو قابل توصیه باشد.
فیزیولوژی پس از برداشت
سهیلا آقائی درگیری؛ داود صمصام پور؛ مجید عسکری سیاهویی؛ عبدالنبی باقری
چکیده
اندوفیتها میتوانند نقش مهمی در بقای گیاهان در شرایط تنش شوری به واسطه کاهش اثر سو سدیم داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اندوفیت باکتریایی (aurantiacumExigubacterium)، جداسازی شده که از گیاه شورپسند(Salsola imbricata) در بهبود رشد گیاهچه گوجهفرنگی (Solanum lycopersicum L.) رقم ’8320‘، تحت شرایط تنش شوری انجام شد. بذور تلقیح شده با باکتری به صورت آزمایش ...
بیشتر
اندوفیتها میتوانند نقش مهمی در بقای گیاهان در شرایط تنش شوری به واسطه کاهش اثر سو سدیم داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اندوفیت باکتریایی (aurantiacumExigubacterium)، جداسازی شده که از گیاه شورپسند(Salsola imbricata) در بهبود رشد گیاهچه گوجهفرنگی (Solanum lycopersicum L.) رقم ’8320‘، تحت شرایط تنش شوری انجام شد. بذور تلقیح شده با باکتری به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سینی نشاء کشت و بعد از رشد، انتقال گیاهچه به گلدانها در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه هرمزگان انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطوح تنش شوری (صفر، 4، 6، 8 و 10 دسیزیمنس بر متر) و تلقیح باکتری بود. در این آزمایش صفات ارتفاع ساقه، وزن خشک ساقه، برگ و ریشه، تعیین درصد نشت الکترولیت، کلروفیل a، کلروفیل b، کارتنوئید، پرولین و محتوای کربوهیدارت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد تنش شوری باعث کاهش معنیدار ارتفاع ساقه، وزن خشک ساقه، برگ و ریشه، کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید و افزایش نشت الکترولیت شد؛ اما باکتری باعث کاهش اثرات منفی تنش شوری روی گوجهفرنگی شد. گیاهچه گوجهفرنگی تحت تیمار با اندوفیت باکتریایی سطوح بالاتری از اسمولیتهای کلیدی؛ پرولین آزاد و کربوهیدراتهای محلول کل در مقایسه با گیاهچه تیمار نشده در شرایط تنش شوری نشان دادند. نتایج همچنین نشان داد باکتری باعث افزایش رشد گوجهفرنگی در آب و خاک شور میشود و میتوان از آن به عنوان یک ابزار موثر برای کشت گیاهان حساس به شوری مانند گوجهفرنگی استفاده کرد.