با همکاری انجمن علمی منظر ایران
موضوعات = فیزیولوژی پس از برداشت
فیزیولوژی پس از برداشت

بررسی تاثیر کودهای آلی و شیمیایی بر کیفیت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ طی نگهداری در سردخانه

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 307-324

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.70366.1054

معصومه کیااشکوریان، طاهره رئیسی، بیژن مرادی، جواد فتاحی مقدم، مازیار فقیه نصیری

چکیده تقاضای مصرف کنندگان برای محصولات ارگانیک به‌علت آگاهی از سلامت و کیفیت غذایی آن‌ها رو به افزایش است. کودهای آلی سلامت خاک و تعادل اکولوژیکی منطقه را حفظ می‌کنند. کشاورزی ارگانیک، به‌عنوان یک سیستم کشاورزی جایگزین برای محافظت از سلامت انسان و محیط زیست می‌تواند کیفیت و ماندگاری محصول را بهبود بخشد. کیوی‌فروت یکی از محصولات مهم کشاورزی در شمال ایران است که در مبادلات تجاری و اشتغال مردم منطقه نقش مؤثری دارد. مطالعه اثر انواع کودهای آلی قابل دسترس در شمال کشور در تغذیه تاک‏های کیوی‏فروت به‌علت گران شدن کودهای شیمیایی و شکل‌گیری بازار مصرف میوه‌های ارگانیک ضروری است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف مقایسه تاثیر کاربرد پنج نوع کود آلی و کود شیمیایی بر کیفیت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ طی نگهداری در سردخانه انجام شد. این پژوهش در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با شش تیمار (شامل کود شیمیایی، کود گوسفندی، کود گاوی، کود مرغی، ورمی‏کمپوست و آزولا) و سه تکرار روی تاک‌های کیوی‏فروت رقم ’هایوارد‘ طی چهار سال اجرا شد. میوه‌های هر یک از تیمارها بعد از رسیدن مقدار مواد جامد محلول کل میوه (TSS) به حد مناسب 5/6 (تقریباً اواسط آبان) برداشت و در سردخانه با دمای 5/0 درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 90 درصد قرار داده شدند. نمونه‌برداری از میوه‌ها در زمان برداشت و با فواصل 30 روز پس از انتقال به سردخانه انجام و ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی شامل رنگ گوشت میوه، مواد جامد محلول، اسیدیته، سفتی بافت میوه و کاهش وزن میوه اندازه‌گیری شد. هم‌چنین در پایان سه ماه نگهداری میوه‌های در سردخانه ارزیابی حسی میوه‌ها انجام گردید. نتایج نشان داد مقدار مواد جامد محلول کل و اسیدیته کل در میوه‌های تغذیه شده با کودهای آلی بیشتر از کود شیمیایی بود. بیشترین سفتی گوشت میوه در تغذیه با کود گاوی در سال چهارم با میانگین 74/8 و کمترین مقدار در تغذیه با کود شیمیایی با 2/3 کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع بدست آمد. میزان سفتی میوه‌ها طی نگهداری در سردخانه روند کاهشی معنی‌داری را نشان داد. نسبت مواد جامد محلول به اسیدیته طی انبارداری به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. هم‌چنین نتایج آنالیز حسی نشان داد میوه‌های تولید شده با کاربرد ورمی‌کمپوست از پذیرش کلی بیشتر نسبت به سایر تیمارهای کوددهی برخوردار بودند. به‌طور کلی استفاده از کودهای آلی گاوی و ورمی‌کمپوست اثر مطلوبی را بر ویژگی‌های مهم میوه کیوی چون مقدار سفتی، کاهش وزن، مواد جامد محلول، اسیدیته و کیفیت حسی نشان داد. بنابراین چنین میوه‌هایی کیفیت انبارداری بهتری را در سردخانه خواهند داشت. در نتیجه به‌نظر می‌رسد با کاهش مصرف کودهای شیمیایی در باغ‌های کنونی، تولید کیوی به استانداردهای تعریف شده برای میوه ارگانیک بسیار نزدیک خواهد شد.

فیزیولوژی پس از برداشت

اثر جیبرلیک‌اسید و میدان مغناطیسی بر ماندگاری توت‌فرنگی رقم ’سلوا‘ در شرایط تنش دمایی

دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 337-350

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74406.1121

محمدرضا زندی، عبدالحسین ابوطالبی جهرمی، بهنام بهروزنام، عبدالرسول ذاکرین

چکیده این پژوهش به منظور بررسی تیمار هورمونی جیبرلیک اسید و میدان مغناطیسی بر صفات مرتبط با ماندگاری توت فرنگی رقم’سلوا‘، در شرایط تنش دمایی، به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارهای تحقیق شامل جیبرلیک اسید در سه سطح شاهد (صفر)، 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر، میدان مغناطیسی در 3 سطح شاهد،10 و 20 میلی‌تسلا و تنش دمایی در سه سطح 2، 8 و 20 درجه سانتی‌گراد بودند. میوه‌های توت فرنگی رقم ‘سلوا‘ تحت تأثیر تیمارهای مغناطیسی قرار داده شد و سپس به مدت 2 دقیقه در محلول‌ هورمونی جیبرلیک اسید غوطه‌ور و پس از خشک کردن، به مدت 8 روز در یخچال‌های مختلف با دماهای مطابق با تیمارهای پژوهش نگهداری شدند. صفات مورد بررسی شامل وزن میوه، قطر میوه، طول میوه، درصد رطوبت میوه، اسیدیته قابل تیتراسیون، pH آب‌میوه و ویتامین C بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که اثرات ساده و متقابل سه‌گانه تیمارها بر تمام صفات مورد مطالعه معنی‌دار بود. مقایسه میانگین اثر متقابل سه‌گانه تیمار جیبرلیک اسید × میدان مغناطیسی × دما نشان داد که بیشترین مقدار وزن میوه (49/19 گرم)، بیشترین مقدار قطر میوه (7/33 میلی‌متر)، بیشترین طول میوه (62/48 میلی‌متر)، بیشترین مقدار رطوبت میوه (65/34 درصد)، در تیمار 50 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید، میدان مغناطیسی 10 میلی‌تسلا و دمای 8 درجه سانتی‌گراد حاصل گردید. کمترین مقدار وزن میوه (65/10 گرم) در تیمار بدون جیبرلیک اسید، عدم استفاده از میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. کمترین مقدار کاهش وزن میوه (74/3 درصد) در تیمار 50 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید، میدان مغناطیسی 20 میلی‌تسلا و دمای 2 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. کمترین مقدار قطر میوه (52/21 میلی‌‌متر)، کمترین مقدار طول میوه (63/25 میلی‌متر) در تیمار عدم مصرف جیبرلیک اسید، عدم وجود میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. کمترین مقدار اسیدیته قابل تیتراسیون (31/0 درصد)، کمترین مقدار pH آب میوه (68/4) و بیشترین مقدار ویتامین C (92/34 میلی‌گرم در 100 میلی‌لیتر) در تیمار عدم مصرف جیبرلیک اسید، عدم استفاده از میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد و کمترین مقدار ویتامین C نیز معادل 20/5 میلی‌گرم در 100 میلی‌لیتر در تیمار عدم مصرف جیبرلیک اسید، عدم استفاده از میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. از لحاظ اثر متقابل سه‌گانه تیمارهای پژوهش، بهترین تیمار مؤثر بر افزایش مدت زمان نگهداری توت فرنگی، تیمار ترکیبی مصرف 50 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید و میدان مغناطیسی 10 میلی‌تسلا و دمای 8 درجه سانتی‌گراد بود.

فیزیولوژی پس از برداشت

اثر گلوکز، فروکتوز و ساکارز بر عمر گلجای، آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و برخی شاخص‌های فیزیولوژیک گل شاخه‌بریده میخک رقم ’یلو کندی‘

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 29-46

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68976.1023

آمنه شرفشاه رستمی، بهزاد کاویانی

چکیده میخک یکی از مهم­ترین گل­های شاخه­بریده جهان است که ماندگاری کوتاه آن موجب کاهش بازارپسندی این گیاه شده است. استفاده از قندها در محلول گلجای، عمر پس از برداشت گل­های شاخه­بریده را افزایش می­دهد. به­منظور بررسی اثر سطوح مختلف (صفر، 50 و 100 گرم بر لیتر) سه نوع قند (گلوکز، فروکتوز و ساکارز) و دو زمان کاربرد قند (24 ساعت اول و 24 ساعت دوم پس از برداشت، سال 1398) بر عمر پس از برداشت گل­های شاخه­بریده میخک رقم ’یلو کندی‘، آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد که اثر سطوح مختلف قندها روی همه صفات مورد بررسی معنی­دار بود. هر سه سطح قندها در هر دو زمان کاربرد، باعث افزایش عمر گلجای و بهبود صفات وابسته به آن شدند. بیشترین عمر گلجای (18 روز) در گل­های شاخه­بریده تیمارشده با 50 گرم بر لیتر گلوکز در 24 ساعت اول به دست آمد که با تیمارهای 100 گرم بر لیتر گلوکز، فروکتوز و ساکارز در 24 ساعت اول تفاوت معنی­داری نداشت. بیشترین جذب آب، بیشترین ماده خشک، کمترین فعالیت آنزیم­های پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز و کمترین مقدار مالون­دی­آلدئید در تیمار 50 گرم بر لیتر گلوکز در 24 ساعت اول حاصل شد. بیشترین مقدار پروتئین گلبرگ، کلروفیل a، b و کلروفیل کل با کاربرد 50 گرم بر لیتر گلوکز در 24 ساعت دوم به دست آمد. کاربرد قندها در 24 ساعت اول در بهبود عمر گلجای مؤثرتر از کاربرد این ترکیبات در 24 ساعت دوم بود. بنابراین، کاربرد گلوکز ترجیحاً در ساعات اولیه برداشت به­عنوان ترکیب افزایش­دهنده ماندگاری پس از برداشت گل شاخه­بریده میخک رقم ’یلو کندی‘ توصیه می‌شود.

فیزیولوژی پس از برداشت

اثر پراکسید هیدروژن بر کاهش بار میکروبی انواع کشمش منطقه بوانات فارس

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 63-73

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.71532.1074

محمدجواد کرمی، مجید راحمی، محسن یاسایی، اشکان کرمی

چکیده تهیه کشمش به روش­های مختلفی از قبیل قرار دادن میوه انگور در معرض آفتاب مستقیم و روش­های مکانیکی صورت می­گیرد. امکان آلودگی انواع کشمش به میکروارگانسیم­های مختلف در طول مراحل برداشت و خشک کردن انگور، حمل و نقل و بازاررسانی کشمش وجود دارد. عملیات سنتی تهیه و بسته­بندی کشمش در منطقه بوانات (منطقه اصلی تولید کشمش استان فارس)، این محصول را مستعد آلودگی­های میکروبی خطرناک برای سلامتی انسان می­نماید. این پژوهش به­منظور تعیین میزان آلودگی میکروبی انواع کشمش تهیه شده از انگور رقم ’کشمشی بوانات‘ و امکان ضدعفونی آنها اجرا شد. برای این منظور از غلظت­های صفر (شاهد) و 9/0 درصد پراکسید هیدروژن به عنوان فاکتور اول و سه نوع کشمش تهیه شده از رقم ’کشمشی بوانات‘ (سایه خشک، کشمش آفتابی و کشمش تیزابی) به عنوان فاکتور دوم در یک آزمایش فاکتوریل 3×2 در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. برای تهیه نمونه­های ضدعفونی از هر نوع کشمش 200 گرم در ارلن 1000 میلی­لیتری سترون شده قرار داده و به آن 400 میلی­لیتر آب مقطر اضافه شد و مقدار 6/3 میلی‌لیتر پراکسید هیدروژن به محتویات ارلن اضافه و به مدت دو دقیقه هم زده شد. سپس آب داخل ارلن دور ریخته شد و برای شستشوی نمونه کشمش­ها، 400 میلی‌لیتر آب مقطر داخل این ارلن­ها ریخته شد و به مدت 5 دقیقه تکان داده شدند تا سطح نمونه کشمش داخل ارلن کاملاً شسته شود. پس از آن مقدار 50 میلی­لیتر از آن به عنوان نمونه کشمش آب­شویی و ضدعفونی شده برای بررسی آلودگی میکروبی به آزمایشگاه ارسال شد. برای تیمار شاهد یا نمونه­های ضدعفونی نشده، همه این مراحل انجام شد با این تفاوت که در این تیمار از پراکسید هیدروژن برای ضد عفونی استفاده نشد و نمونه ها فقط با آب مقطر سترون شده تیمار شدند. برای هر نمونه شمارش کلی میکروبی، شمارش قارچ­ها اعم از شمارش کپک آسپرژیلوس، شمارش باکتری­های کلی­فرم و اشرشیاکولی انجام شد. نتایج نشان داد که هر سه کشمش عمل‌آوری شده دارای آلودگی‌ میکروبی بودند. آلودگی میکروبی کشمش تیزابی بالاتر از دو نوع دیگر بود. باکتری اشرشیاکولی فقط در کشمش تیزابی وجود داشت. ضدعفونی با پراکسید هیدروژن موجب کاهش قابل­توجه آلودگی میکروبی در هر سه روش عمل آوری کشمش گردید. مقدار این کاهش در دو نوع کشمش سایه‌خشک و آفتابی یکسان، اما در کشمش تیزابی کمتر از همه بود. آلودگی به کپک آسپرژیلوس فقط در کشمش تیزابی مشاهده شد و تیمار پراکسید هیدروژن در حذف این آلودگی مؤثر نبود. این تحقیق نشان داد که برای عاری سازی انواع کشمش از آلودگی­های باکتریایی و قارچی می­توان از غلظت 9/0 درصد پراکسید هیدروژن (در سطح تجاری) استفاده نمود.

فیزیولوژی پس از برداشت

افزایش ترکیبات آنتی‌اکسیدانی و حفظ کیفیت ظاهری میوه گیلاس در زمان پس از برداشت تحت تأثیر اسانس مرزنجوش

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 151-166

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73954.1114

چنور حسینی، محمدرضا اصغری، مریم خضری

چکیده گیلاس از جمله میوه­هایی است که بدلیل فسادپذیری بالا متحمل ضایعات فیزیولوژیکی پس از برداشت می­شود. باتوجه به اثبات فعالیت ضد قارچی اسانس­های گیاهی، استفاده از آن­ها به­عنوان یک ایده طبیعی در جهت کاهش ضایعات پس از برداشت، افزایش ماندگاری و تضمین سلامت مصرف‌کنندگان محصولات باغبانی مطرح می­باشد. در تحقیق حاضر، تأثیر غلظت­های مختلف اسانس مرزنجوش (صفر، 250، 500، 750 و 1000 میکرولیتر در لیتر) و زمان انبارداری (روز 15ام و 30ام) بر واکنش­های بیوشیمیایی میوه گیلاس شامل فعالیت آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز، محتوای آنتوسیانین کل، میزان اسید آسکوربیک، رنگ بافت، فعالیت آنزیم پلی­فنل­اکسیداز، پوسیدگی و قهوه­ای شدن دم میوه با سه تکرار در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. میوه­های تیمار شده به مدت 30 روز در دمای 1±0 درجه سانتی­گراد و رطوبت نسبی 95-90 درصد به سردخانه منتقل شدند. اندازه­گیری کیفی میوه­ها طی سه دوره زمانی قبل از نگهداری، روز 15ام و روز 30ام نگهداری انجام گرفت. نتایج حاصل از این ارزیابی نشان داد که اسانس مرزنجوش به طور معنی­داری فعالیت آنزیم فنیل­آلانین­آمونیالیاز، محتوای آنتوسیانین کل، میزان اسید آسکوربیک و تغییر رنگ را در سطح بالایی حفظ نمود. همچنین سرعت افزایش فعالیت آنزیم پلی­فنل­اکسیداز، تغییرپذیری رنگ بافت، پوسیدگی و قهوه­ای شدن دم میوه گیلاس را کاهش داد. این موارد منجر گردید تا با کاربرد اسانس مرزنجوش شاهد ثبات بازارپسندی این میوه طی روزهای نگهداری باشیم. در نهایت مطابق یافته­های پژوهش حاضر و با توجه به حفظ کیفیت و ماندگاری میوه­های گیلاس تیمار شده نسبت به میوه­های بدون تیمار، می­توان به جای ترکیبات شیمیایی مضر، اسانس مرزنجوش را به­عنوان افزودنی مجاز در زمان نگهداری میوه گیلاس توصیه نمود.

فیزیولوژی پس از برداشت

افزایش ماندگاری گل بریدنی ژربرا رقم ‘Rosalin’ با استفاده از نانوکامپوزیت‌ها به عنوان محلول نگهدارنده

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 261-275

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76018.1154

سیمین گراوند، سیده فرزانه موسوی، سیده هدی حکمت آرا

چکیده ژربرا یکی از مهم­ترین گل­های شاخه بریده است که عمر گلجای کوتاهی دارد. مانند سایر گل­های شاخه بریده، یکی از نگرانی­های اصلی پس از برداشت این گل کاهش کیفیت آن است. کاربرد نانولوله‏های کربنی به عنوان محلول‏های نگهدارنده موجب افزایش جذب آب، تعادل روابط آبی و افزایش عمر گلجای گل‏های شاخه بریده می‎شود. تجمع، پراکندگی نامناسب و آبگریزی شدید از معایب نانولوله‏های کربنی است که مانع پراکنش مطلوب در محلول گلجای می‏شود. در این تحقیق برای افزایش پراکندگی نانولوله‏های کربنی چند دیواره از انواع پلیمرها (پلی وینیل پیرولیدون، پلی­اتیلن گلیکول و سورفکتانت غیریونی تریتون ایکس 100) استفاده شد تا تاثیر آن‏ها در ماندگاری گل شاخه بریده ژربرا مورد بررسی قرار گیرد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل شاهد (آب مقطر)، نانولوله­های کربنی عامل­دار شده با پلی وینیل پیرولیدون (1 و 2 میلی‏گرم بر لیتر)، نانولوله­های کربنی عامل­دار شده با پلی اتیلن گلیکول (1 و 2 میلی‏گرم بر لیتر) و نانولوله­های کربنی عامل­دار شده با تریتون ایکس 100 (1 و 2 میلی‏گرم بر لیتر) به صورت تیمار کوتاه مدت (24 ساعت) بودند. در این آزمایش عمر گلجای، وزن تر نسبی گل، میزان جذب آب، محتوای نسبی آب گلبرگ و محتوای نسبی آب ساقه اندازه‏گیری شد. نتایج نشان داد که بیشترین عمر گلجای با 5/22 روز مربوط به تیمار نانولوله­های کربنی عامل­دار شده با تریتون ایکس 100 با غلظت 2 میلی‏گرم بر لیتر بود که ماندگاری گل‏ها را حدود 8 روز نسبت به شاهد افزایش داد. نانوکامپوزیت­های موجود در محلول گلجای بر وزن تر نسبی و جذب آب ساقه های بریدنی تأثیر داشتند. در این مطالعه مشخص شد که جذب آب الگوی مشابه وزن تازه گل دارد و ظرفیت جذب آب ساقه به تدریج با گذشت زمان کاهش می­یابد. بر اساس نتایج، تغییرات وزن تر و جذب آب در ساقه گل‏های تیمار شده با نانولوله­های کربنی عامل­دار شده با پلی اتیلن گلیکول با غلظت 1 میلی­گرم بر لیتر کندتر بود. استفاده از نانولوله­های کربنی عامل­دار شده با تریتون ایکس 100 با غلظت 1 میلی گرم بر لیتر در محلول گلجای سبب شد تا محتوای نسبی آب گلبرگ و ساقه حفظ شود. تصویربرداری با میکروسکوپ الکترونی روبشی تایید کننده حرکت نانولوله‏ها به بخش‏های بالایی گل و جذب و جابجایی آن‏ها در ساقه گل بریدنی ژربرا بود. یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که جمعیت باکتری در انتهای ساقه تیمار شاهد بیشتر از جمعیت باکتریایی انتهای ساقه گل‌های تیمار شده با نانوکامپوزت­ها بود. نانولوله‏های کربنی چند دیواره همراه با پلی وینیل پیرولیدون، پلی اتیلن گلیکول و تریتون ایکس 100 ترکیبات موفقی در افزایش جذب آب، حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری گل‏ شاخه بریده ژربرا بودند. بنابر نتایج این آزمایش، حذف موانع جریان آب در ساقه بریده به حفظ ماندگاری و تاخیر در پیری گل کمک می­کند.

فیزیولوژی پس از برداشت

حفظ کیفیت و کاهش قهوه‌ای شدن گلبرگ‌های گل شاخه‌بریده نرگس رقم ’شهلای شیراز‘ با استفاده از سدیم‌نیتروپروساید

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 777-789

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69103.1028

معظمه شهابی، سمیه رستگار

چکیده یکی از عمده­ترین مشکلات در مرحله پس­از­برداشت گل شاخه­بریده نرگس رقم ’شهلای شیراز‘ (Narcissus tazetta L.cv. Shahla-e-Shiraz)، کوتاه بودن عمر پس­از­برداشت آن است که به­طور عمده به­دلیل پژمردگی و قهوه­ای شدن سریع گلبرگ­های آن می­باشد. مطالعه حاضر به‌منظور بررسی تأثیر تیمار سدیم­نیتروپروساید بر حفظ کیفیت و جلوگیری از فرآیند قهوه­ای شدن گلبرگ­های گل شاخه­بریده نرگس انجام شد. آزمایش حاضر به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به­صورت فروبری کوتاه­مدت در سدیم­نیتروپروساید در دو غلظت (25 و 50 میکرومولار) به­مدت 24 ساعت برروی گل­های شاخه­بریده نرگس انجام شد. محلول ساکارز 2 درصد و همچنین آب­مقطر به­عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. در این آزمایش شاخص­های مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به­دست آمده، بیشترین کیفیت ظاهری گل (03/3) و بیشترین محتوی نسبی آب گلبرگ (1/43 درصد) در پایان آزمایش در گل­های تیمار شده با 25 میکرومولار سدیم­نیتروپروساید مشاهده شد. کمترین میزان قهوه­ای شدن (3/22 درصد) و تغییرات رنگ (ΔE) و بیشترین روشنایی رنگ گلبرگ­ها (L*) (47/35) نیز در تیمار 25 میکرومولار سدیم­نیتروپروساید مشاهده شد. تیمار 25 میکرومولار سدیم­نیتروپروساید به­طور معنی­داری فعالیت آنزیم پلی­فنل اکسیداز را به یک پنجم نسبت به شاهد کاهش داد. این غلظت همچنین تأثیر معنی­داری در کاهش نشت­یونی و حفظ پایداری غشای­سلولی (3/73 درصد) نسبت به شاهد (5/69 درصد) داشت. نتایج نشان داد که غلظت مناسب سدیم­نیتروپروساید با حفظ محتوی نسبی آب گلبرگ، کاهش نشت­یونی وحفظ پایداری غشای­سلولی و کاهش فعالیت آنزیم پلی­فنل اکسیداز (PPO) نقش موثری در مهار فرایند قهوه­ای شدن گلبرگ­های گل شاخه­بریده نرگس داشت.

فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود خصوصیات پس‌از‌برداشت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ با کاربرد قبل‌‌از‌‌برداشت جلبک قهوه‌ای (Ascophyllum nodosum)

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 885-901

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73178.1100

مهشید غفوری، فرهنگ رضوی، مسعود ارغوانی، ابراهیم عابدی قشلاقی

چکیده جلبک قهوه‌ای جزو زیست محرک‌هایی است که بدون اثرات مخرب زیسـت محیطی در تولید محصولات باغی و زراعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پژوهش به‌منظور بررسی تـأثیر تیمار جلبک قهوه‌ای به‌صـورت محلـول‌پاشـی بر روی شاخه، برگ و میوه بـر برخی خصوصیات کیفی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ به صورت فاکتوریل (فاکتور اول: محلول‌پاشی جلبک قهوه‌ای در چهار سطح (صفر، 1، 2 و 3 گرم در لیتر) در سه زمان 110، 125 و 140 بعد از مرحله تمام گل؛ فاکتور دوم: زمان انبارمانی در 4 سطح صفر، 30، 60 و 90 روز پس از انبارمانی) بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصـادفی بـا سـه تکرار انجام شد. میوه‌های تیمار شده به مدت 90 روز در شرایط انباری با دمای 1 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 90 درصد نگهداری شدند و به صورت ماهیانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از تـأثیر معنی‌دار تیمار عصاره جلبک قهوه‌ی بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمار عصاره جلبک قهوه‌ای موجب حفظ سفتی بافت میوه، ویتامین ث، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، فنل، فلاونوئید کل و آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در مقایسه با تیمار شاهد شدند. تیمار 3 گرم در لیتر جلبک قهوه‌ای بهترین تـأثیر را در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی (40/40 درصد)، درصد کاهش وزن میوه (87/41 درصد)، اسید قابل تیتراسیون (37/25 درصد)، ویتامین ث (26/33 درصد) ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (70/26 درصد) ، فنل کل (17/81)، فلاونوئید کل (67/103 درصد) و فعالیت آنزیم PAL (75/153 درصد) نسبت به شاهد در 90 روز انبارمانی داشت. با توجه به اثرات مثبت تیمار عصاره جلبک قهوه‌ای بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه کیوی در طی دوره انبارداری، چنین به نظر می‌رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان یک راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه کیوی رقم هایوارد قابل توصیه باشد.

فیزیولوژی پس از برداشت

تاثیر خاکپوش‌های پلی‌اتیلنی رنگی بر خصوصیات کیفی، میزان عملکرد و پارامترهای فلورسانس کلروفیل توت‌فرنگی رقم ’کاماروسا‘

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 459-470

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70983.1064

سعید شیوخی

چکیده مدیریت ناکارآمد مزارع توت­فرنگی، یکی از عوامل مهم در کاهش قابل توجه عملکرد و کیفیت میوه توت فرنگی (Fragaria × ananassa, Duch.) به­حساب می­آید. در این پژوهش، به منظور بررسی تاثیر خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی بر خصوصیات کیفی، میزان عملکرد، پارامترهای فلورسانس و کلروفیل برگ گیاه توت­فرنگی رقم ’کاماروسا‘، آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تیمار آزمایشی شامل؛ خاکپوش پلی­اتیلنی رنگی (سیاه، قرمز، سفید) و شاهد (بدون خاکپوش) در سه تکرار در طی سال­های زراعی 96-1395 و 97-1396انجام شد. بر پایه یافته­ها، تاثیر رنگ خاکپوش­های پلی­اتیلنی بر میزان عملکرد میوه دارای تفاوت معنی­دار بود (p ≤ 0.01). به­طوری‌که عملکرد کل میوه در زمان­های برداشت اول و دوم به­ترتیب (175 و 185روز پس از کاشت) به­گونه­ای بود که بیشترین عملکرد میوه توت­فرنگی در کاربرد خاکپوش قرمز و کمترین آن در گیاهان بدون خاکپوش ( شاهد) مشاهده گردید. در حالی­که در زمان برداشت سوم (200 روز پس از کاشت)، این خاکپوش­های سیاه و سفید بودند که بیشترین مقدار عملکرد را به­خود اخنتصاص دادند. بیشترین میزان مواد جامد محلول (TSS) میوه، مربوط به تیمارهای دارای خاکپوش در مقایسه با شاهد بود، اما تفاوت چندانی میان خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی مشاهده نشد. همچنین نتایج گویای آن بود که، تاثیر خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی بر پارامترهای فلورسانس و شدت سبزینگی برگ معنی­دار بود (p ≤ 0.05). نتایج حاکی از آن بود که رنگ خاکپوش­های پلی­اتیلنی تاثیر چشمگیری بر میزان فلورسانس اولیه، نسبت فلورسانس اولیه به فلورسانس متغیر (Fv/Fo) و شدت سبزینگی برگ داشت. به­طوریکه در هر دو سال زراعی، بیشترین میزان نسبت Fv/Fo ، Fo  و شدت سبزینگی مربوط به خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی بود و کمترین میزان آن در تیمار شاهد مشاهده شد. این در حالی بود که رنگ خاکپوش­ها تاثیر چندانی بر میزان نسبت Fv/Fm نداشت. در واقع می­توان اینگونه اظهار داشت که، پاسخ گیاه نسبت به رنگ خاکپوش­های پلی­اتیلنی در مقایسه با تیمار شاهد، سبب بهبود عملکرد میوه و افزایش بهره­وری سیستم فتوسنتزی گیاه توت­فرنگی می­شود.

فیزیولوژی پس از برداشت

نقش ملاتونین بر خصوصیات پس از برداشت میوه گیلاس رقم ’سیاه مشهد‘ طی دوره انبارمانی

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 71-85

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67437.1001

بهاره قربانی، رقیه نجف زاده

چکیده میوه گیلاس دارای ارزش غذایی بالایی بوده و به دلیل طعم و مزه مطلوب، و ظاهر جذاب از اهمیت بالایی برخوردار است. این میوه به دلیل حساس بودن به صدمات حمل و نقل، کاهش رطوبت و فساد پذیر بودن عمر انبارمانی بسیار کوتاهی دارد. میوه گیلاس پس از برداشت، به­سرعت دچار زوال شده و در برخی موارد به­دلیل مدت زمان انتقال و بازاریابی، با کیفیت مناسب به­دست مصرف­کنندگان نمی‌رسد. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی جهت افزایش ماندگاری و حفظ کیفیت آن ضروری به نظر می­رسد. در پژوهش حاضر تیمار غوطه وری ملاتونین به مدت 15 دقیقه در چهار سطح صفر (شاهد)، 50، 100 و 200 میکرومولار به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بر روی میوه‌ گیلاس رقم ’سیاه مشهد‘ اعمال شد و میوه­ها در سردخانه در دمای 1±5 درجه سانتی­گراد و رطوبت نسبی 85 درصد به مدت 35 روز نگهداری شدند. پارامترهایی مانند کاهش­وزن، اسیدیته قابل تیتراسیون، اسیدهای آلی، مواد جامد محلول، آنتی­اکسیدان (DPPH)، ترکیبات فنلی، محتوای آنتوسیانین، فعالیت آنزیم‌­های پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز به مدت پنج هفته بررسی شدند. نتایج نشان داد میوه­‌های تیمار شده با ملاتونین در غلظت200 میکرومولار نسبت به سایر تیمارها و شاهد، میزان (40 درصد) کاهش ­وزن کمتری داشتند و همچنین در این میوه­ها میزان ترکیبات فنلی (25 میلی‌گرم بر صد گرم وزن تر اسید گالیک)، مواد جامد محلول (4 درصد بریکس) و فعالیت آنزیم­‌های پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز (20 واحد بر میلی­گرم پروتئین) افزایش یافتند. ترکیب ملاتونین خاصیت آنتی­اکسیدانی بالایی داشته و قادر است مانند یک ترکیب محافظت کننده عمل کرده و رادیکال­های آزاد را مهار نماید. در این پژوهش دیده شد غلظت200 میکرومولار توانسته است عمر انبارداری میوه گیلاس را با حفظ خواص آنتی­اکسیدانی بالا برده و کیفیت را بهبود بخشد.

فیزیولوژی پس از برداشت

اثر عصاره الکلی بره‌موم و هیدروکولینگ بر برخی صفات پس از برداشت خیار گلخانه‌ای ((Cucumis sativus

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 117-133

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68874.1020

وحید انیسی، یحیی سلاح ورزی، مریم کمالی، بهرام عابدی

چکیده به دلیل عمر کوتاه پس از برداشت خیار و سرعت ‌بالای کاهش کیفیت آن از روش‌های مختلفی جهت حفظ مرغوبیت خیار مانند پوشش‌های خوراکی استفاده می‌شود. به منظور بررسی اثر دو عامل بره­موم به عنوان یک پوشش خوراکی و هیدروکولینگ بر ماندگاری خیار، این پژوهش به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح عصاره الکلی بره‌موم (صفر، 4 و 8 درصد) و دو سطح غوطه­وری در آب در دمای 4 و 24 درجه سلسیوس، در چهار تکرار بود. پس از اعمال تیمارها، میوه­ها به مدت 21 روز در دمای 10 درجه­سلسیوس نگهداری شدند. نتایج نشان داد برهمکنش دو تیمار فوق بر درصد کاهش وزن میوه، سفتی، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، محتوای کلروفیل و مواد جامد محلول اثرگذار بود. بیشترین کاهش وزن میوه در تیمار شاهد (عدم محلول‌پاشی با بره‌موم) در هیدروکولینگ 4 درجه سلسیوس با میانگین 025/5 درصد مشاهده شد. محلول‌پاشی میوه‌ها با بره‌موم در دو غلظت 4 و 8 درصد منجر به افزایش سفتی بافت میوه نسبت به نمونه‌های شاهد در هر دو تیمار دمایی شد. بیشترین میزان کلروفیل کل بدون اختلاف معنی­دار در تیمارهای بره موم 8 درصد + دمای 24 درجه سانتی‌گراد (میانگین 96/8 میلی‌گرم بر گرم) و تیمار 8 درصد بره‌موم + دمای 4 درجه سلسیوس (با میانگین 68/8 میلی‌گرم بر گرم) و تیمار 4 درصد بره‌موم+ دمای 4 درجه سلسیوس (با میانگین 93/7 میلی‌گرم بر گرم) بود. همچنین در دمای 4 درجه سانتی‌گراد محلول‌پاشی با بره موم 4 و 8 درصد منجر به افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی شد. به طورکلی اگرچه میوه‌های تیمار شده با دمای 24 درجه سانتی‌گراد کاهش وزن بیشتری نسبت به دمای 4 درجه سلسیوس نشان دادند ولی کاربرد هر دو غلظت بره‌موم منجر به بهبود صفات مربوط به ماندگاری پس از برداشت شد، مقدار فنول میوه را کاهش داد و بر سفتی بافت و سایر صفات بیوشیمیایی اندازه‌گیری شده اثر گذاشت.

فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر کاربرد پس از برداشت اسید آسکوربیک بر عمر انبارمانی و کیفیت میوه‌ی خرمالو ((Diospyros kaki Thunb.

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 241-257

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69745.1040

فهیمه نصر، ولی ربیعی، فرهنگ رضوی، غلامرضا گوهری

چکیده با توجه به فسادپذیر بودن میوه خرمالو در دوره پس از برداشت و محدودیت استفاده از مواد شیمیایی، معرفی روش‌های طبیعی و سالم برای حفظ کیفیت و افزایش عمرانبارمانی خرمالو ضروری می‌باشد. این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمار اسید آسکوربیک بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه خرمالو رقم ’کرج‘ انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید آسکوربیک در سه سطح (15، 30 و صفر (شاهد) میلی‌مولار) به عنوان فاکتور اول و زمان انبارمانی در سه سطح (15، 30 و 45 روز) به عنوان فاکتور دوم بودند. میوه‌ها به روش غوطه­وری در محلول اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار و آب مقطر تیمار شدند و در یک دوره انباری 45 روزه در سردخانه با دمای 4 درجه ‌سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 85-90 درصد نگهداری شدند. نتایج بدست آمده حاکی از تأثیر معنی‌دار تیمارها بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمارهای اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار موجب حفظ ویتامین ث، فلاونوئید کل، ظرفیت‌آنتی‌اکسیدانی و تانن محلول در مقایسه با شاهد شدند. تیمار اسید آسکوربیک 30 میلی‌مولار بهترین تیمار در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی ) 6/1 کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع( تانن محلول )1889 میلی‌گرم بر کیلوگرم)، فنول (1591 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و فلاونوئید کل (309 میلی‌گرم بر کیلوگرم) نسبت به شاهد بود. کاربرد اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار به طور مؤثری موجب تأخیر در افزایش مالون‌دی‌آلدهید (1/1 و 3/2 نانو مول بر گرم وزن‌تر) و کاهش وزن (8/0 و 3/1 درصد) نسبت به شاهد در طی 45 روز انبارمانی شدند. با توجه به اثرات مثبت تیمار اسید آسکوربیک بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه خرمالو در طی 45 روز انبارمانی، چنین به نظر می‌رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه خرمالو قابل توصیه باشد.

فیزیولوژی پس از برداشت

اثر اندوفیت باکتریایی (aurantiacum Exigubacterium) جداسازی شده از گیاه شورپسند (Salsola imbricata) بر صفات رشدی گیاهچه گوجه‌فرنگی تحت تنش شوری

دوره 35، شماره 1، بهار 1400، صفحه 153-167

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61963.0

سهیلا آقائی درگیری، داود صمصام پور، مجید عسکری سیاهویی، عبدالنبی باقری

چکیده اندوفیت‌ها می‌توانند نقش مهمی در بقای گیاهان در شرایط تنش شوری به واسطه کاهش اثر سو سدیم داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اندوفیت باکتریایی (aurantiacumExigubacterium)، جداسازی شده که از گیاه شورپسند(Salsola imbricata) در بهبود رشد گیاهچه گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum L.) رقم ’8320‘، تحت شرایط تنش شوری انجام شد. بذور تلقیح شده با باکتری به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سینی نشاء کشت و بعد از رشد، انتقال گیاهچه به گلدان‌ها در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه هرمزگان انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطوح تنش شوری (صفر، 4، 6، 8 و 10 دسی‌زیمنس بر متر) و تلقیح باکتری بود. در این آزمایش صفات ارتفاع ساقه، وزن خشک ساقه، برگ و ریشه، تعیین درصد نشت الکترولیت، کلروفیل a، کلروفیل b، کارتنوئید، پرولین و محتوای کربوهیدارت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد تنش شوری باعث کاهش معنی‌دار ارتفاع ساقه، وزن خشک ساقه، برگ و ریشه، کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید و افزایش نشت الکترولیت شد؛ اما باکتری باعث کاهش اثرات منفی تنش شوری روی گوجه‌فرنگی شد. گیاهچه گوجه‌فرنگی تحت تیمار با اندوفیت باکتریایی سطوح بالاتری از اسمولیت‌های کلیدی؛ پرولین آزاد و کربوهیدرات‌های محلول کل در مقایسه با گیاهچه تیمار نشده در شرایط تنش شوری نشان دادند. نتایج همچنین نشان داد باکتری باعث افزایش رشد گوجه‌فرنگی در آب و خاک شور می‌شود و می‌توان از آن به عنوان یک ابزار موثر برای کشت گیاهان حساس به شوری مانند گوجه‌فرنگی استفاده کرد.