با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 31، شماره 4، زمستان 1396 
مقالات پژوهشی

ارزیابی ویژگی‌های فیزیکوبیوشیمیایی میوه‌ی ارقام جدید نارنگی نوشین و شاهین طی دوره انبارداری

صفحه 751-764

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.61653

جواد فتاحی مقدم، سیده الهام سیدقاسمی، کاظم نجفی

چکیده طی دورگ‌گیری 20 ساله (1368 تا 1388) در پژوهشکده مرکبات و میوه‌های نیمه‌گرمسیری، ارقام نوشین (نارنگی کلمانتین × پرتقال سالوستیانا) و شاهین (نارنگی کلمانتین × پرتقال هاملین) معرفی شدند. قابلیت این ارقام جهت نگهداری در انبارهای معمولی و سردخانه قبل از توصیه به کشت گسترده باید مورد بررسی قرار می‌گرفت. بدین منظور طی دو سال میوه‌ها پس از برداشت، بر اساس طرح کاملا تصادفی در سه تکرار به مدت 60 روز در انبار معمولی (دمای 10-7 درجه سانتی‌گراد، رطوبت 70-60 درصد) و سردخانه (دمای 5 درجه سانتی‌گراد، رطوبت 85 درصد) قرار داده شدند. با نمونه‌برداری در زمان برداشت و فواصل زمانی 20، 40 و 60 روز از انبار، ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی و حسی میوه‌ها بررسی شد. صفات مورد بررسی شامل درصد عصاره، کاهش وزن، سهولت پوست‌گیری، رنگ پوست (L*، a*،b*، زاویه رنگ، کروما و CCI)، TSS، TA، TI، pH، EC، میزان ضایعات، درصد لکه پوستی، شدت لکه پوستی، فنل‌کل، آسکوربیک اسید، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و ویژگی‌های حسی بود. نتایج نشان داد کاهش وزن رقم نوشین بین 8-7 درصد و شاهین بین 11/5-45/3 درصد بود. پوست میوه‌های شاهین در پایان انبارداری آسان‌تر از ابتدای انبارداری جدا شد. در میان شاخص‌های رنگ پوست، فقط CCI نوشین در شروع انبار معمولی کمتر از پایان بود. مقدار TSS:TA در انبار معمولی (نوشین با مقدار 64/39 و شاهین با مقدار 34/13) در سطح بالاتری از سردخانه (نوشین با مقدار 04/31 و شاهین با مقدار 62/13) قرار داشت. EC، TI، ترکیبات فنلی و ویتامین C و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی طی نگهداری در سردخانه و انبار معمولی به‌طور معنی‌داری (05/0p

مقالات پژوهشی

کاربرد پس از برداشت پلی آمین اسپرمیدین در شرایط غوطه‌وری بر کیفیت انبارمانی و عمر قفسه‌ای میوه انبه (L. Mangifera indica)

صفحه 765-777

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.60625

مرجان السادات حسینی، سید مرتضی زاهدی، مهدیه کریمی، اصغر ابراهیم زاده

چکیده این پژوهش به منظور تأثیر غلظت‌های مختلف اسپرمیدین بر کیفیت و عمر پس از برداشت یک رقم انبه محلی میناب صورت گرفت. در این بررسی میوه‌ها با پلی آمین اسپرمیدین در غلظت‌های صفر، 5/0، 1 و 2 میلی‌مولار به روش غوطه‌وری به مدت 30 دقیقه تیمار و سپس به مدت 24 روز در انبار با دمای 15 درجه سانتی‌گراد و رطوبت 90-85 درصد نگهداری شدند. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی و مقایسه میانگین‌ها با استفاده از آزمون چند دامنه‌ای دانکن انجام شد. اندازه‌گیری صفات در زمان‌های صفر، 8 و 16 روز انجام گرفت و صفاتی از قبیل تغییرات وزن، سفتی، شاخص طعم، میزان فنل، ویتامین ث، ویژگی‌های کیفی (پی‌اچ، اسیدیته قابل تتراسیون و مواد جامد محلول) و ارزیابی حسی اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که میوه‌های شاهد، وزن، سفتی و کیفیت ظاهری و بیوشیمیایی کمتری در مقایسه با بقیه تیمارها نشان دادند. تیمار اسپرمیدین به ویژه غلظت 2 میلی‌مولار اسپرمیدین در طول دوره انبارمانی سبب حفظ ویتامین ث و کاهش از دست دادن آب میوه از طریق پوست و کند کردن روند تغییرات پی‌اچ، اسیدیته قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول کل شد. همچنین میوه‌های این تیمارها میزان فنل، رنگ، مزه، شاخص طعم و عطر مطلوب‌تری داشتند.

مقالات پژوهشی

بهینه‌سازی بستر کشت قارچ خوراکی شاه صدف با استفاده از ضایعات ارزان قیمت لیگنوسلولزی

صفحه 778-788

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.61538

جواد جانپور، محمد فارسی، فاطمه قلی زاده، حمیدرضا پوریانفر، شراره رضائیان

چکیده قارچ خوراکی- دارویی شاه صدف (Pleurotus eryngii) یکی از مهمترین گونه‌های قارچ‌های صدفی است. با توجه به اهمیت اقتصادی این قارچ، تأثیر نوع بستر کشت بر خصوصیات آن بررسی گردید. هدف اصلی در این تحقیق بررسی اثر مقـادیر مختلـف مکمـل‌هـای غذایی و نوع بستر کشت بر شاخص‌های عملکرد و بهره‌وری بیولوژیکی قارچ شاه‌صدف بود. از بسترکشت خاک اره با مکمل‌های سبوس گندم، کنجاله‌سویا، سبوس برنج و تفاله چای و خاک اره به تنهایی برای این منظور استفاده شد. آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار جهت بررسی میزان بهره‌وری بیولوژیکی، میانگین تعداد و وزن قارچ انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین بهره‌وری بیولوژیکی قارچ شاه صدف (72%) در ترکیب بستر کشت خاک اره با مکمل‌های سبوس گندم و کمترین بهره‌وری بیولوژیکی (30%) در بستر کشت خاک اره به تنهایی بدست آمد. همچنین بهترین بستر کشت برای داشتن بیشترین تعداد قارچ بسترکشت خاک اره با مکمل‌های سبوس گندم و بهترین ترکیب سوبسترا برای داشتن بیشترین وزن قارچ ترکیب بسترکشت خاک اره با مکمل تفاله چای توصیه می‌گردد. نتایج نشان داد ترکیب بستر کشت خاک اره با مکمل‌های سبوس گندم و 7pH= بیشترین سرعت رشد میسلیوم را در عصاره محیط کشت‌ها در پتری‌دیش و همچنین در بستر کشت در داخل لوله‌های فالکون داشت.

مقالات پژوهشی

ارزیابی ترکیبات فیتوشیمیایی میوه برخی از ارقام و ژنوتیپ های آلو و گوجه

صفحه 789-802

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.61581

زهرا فلاتی، محمدرضا فتاحی مقدم نوقابی، علی عبادی

چکیده آلوها (Prunus spp.) به عنوان یکی از رایج‌ترین میوه‌های هسته‌دار، دارای کالری پایین و ارزش غذایی نسبتاً بالایی هستند. تنوع زیاد در آلوها سبب ایجاد تفاوت در ترکیبات شیمیایی میوه نیز شده است. این آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی گروه مهندسی علوم باغبانی و فضای سبز پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در فاصله زمانی 1392-1394 اجرا شده است. خصوصیات کیفی میوه نظیر محتوای ویتامین ث، صفات مربوط به رنگ پوست و گوشت میوه، محتوای کارتنوئید، آنتوسیانین، فنل کل و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی 16 رقم و ژنوتیپ آلو مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس تفاوت معنی‌دار ارقام بررسی شده را از لحاظ تمام شاخص‌های اندازه‌گیری شده نشان داد. ارقام ʼگوجه قرمزʽ و ʼژاپنیʽ بالاترین میزان ویتامین ث را با 5/18 میلی‌گرم ویتامین ث در 100 گرم وزن تازه ، رقم ʼقطره طلاʽ با 97/53 میلی‌گرم در 100 گرم وزن تازه بالاترین میزان کارتنوئید کل را داشتند. رقمʼگوجه قرمزʽ بالاترین میزان شاخص آنتوسیانین را با 521/0 جذب در طول موج 530 نانومتر دارا بود و رقم ʼازارکʽ بالاترین میزان فنل کل و فعالیت آنتی‌اکسیدانی را به ترتیب با 6/372 میلی‌گرم اسید گلیک در 100 گرم وزن میوه برای فنل کل و 34/96 درصد برای درصد فعالیت آنتی‌اکسیدانی در بین ارقام بررسی شده داشتند. ضرایب همبستگی بین صفات نشان داد که عمده ترکیبات فنلی میوه‌های آلو در پوست میوه تجمع دارند و همبستگی بالایی بین شدت رنگ پوست میوه و محتوای فنل کل در آلوها وجود دارد. از این‌رو رقم ʼازارکʽ با دارا بودن بالاترین میزان شاخص رنگ a* پوست میوه، بیشترین میزان فنل کل و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی را در بین ارقام بررسی شده دارا بود.

مقالات پژوهشی

توسعه روش مؤثر باززایی و ترانسفورماسیون توتون از طریق بهینه سازی غلظت تنظیم کننده های رشد و ساکارز

صفحه 803-814

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.62194

ماریا بیهقی، عبدالرضا باقری، سید حسن مرعشی، مجتبی سنکیان، افسانه فرساد

چکیده گیاه توتون یک بیوراکتور بسیار کارا به منظور تولید پروتئین‌های نوترکیب می‌باشد، لذا در این پروژه تحقیقاتی علاوه بر بهینه‌سازی سیستم کشت بافت این گیاه، فرآیند مناسب انتقال ژن به آن نیز مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور اثرات غلظت‌های مختلف ساکارز و 4 ترکیب متفاوت هورمونی (BAP و NAA) روی القا کالوس، شاخه‌زایی مستقیم و ریشه‌زایی در قالب طرح کامل تصادفی به صورت فاکتوریل و با سه تکرار مورد آزمایش قرار گرفت. حساسیت ریزنمونه‌های توتون به آنتی‌بیوتیک کانامایسین با کشت ریزنمونه‌ها روی محیط انتخابی دارای غلظت‌های مختلف کانامایسین ارزیابی شد. برای انتقال ژن از اگروباکتریوم (Agrobacterium tumefacien) سویه GV3101 حاوی پلاسمید pBI121 استفاده شد و روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) جهت بررسی گیاهان تراریخته مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس و مقایسه میانگین نشان داد که بالاترین میزان القا کالوس با استفاده از محیط کشت M1 (حاوی 1/0 میلی‌گرم در لیتر NAA و 1 میلی‌گرم در لیتر BAP) با غلظت 15 گرم در لیتر ساکارز حاصل شد. در صورتی‌که تعداد بالای شاخه‌زایی مستقیم در محیط کشت M1 با غلظت 30 گرم در لیتر ساکارز بدست آمد. بیشترین فراوانی ریشه‌زایی نیز توسط 1/0 میلی‌گرم در لیتر NAA و 60 گرم در لیتر ساکارز حاصل شد. غلظت 50 میلی‌گرم در لیتر کانامایسین بطور کامل از باززایی نمونه‌های غیرتراریخته ممانعت کرد و بنابراین از این غلظت در محیط کشت انتخابگر استفاده شد. در نهایت، قطعهbp 798 مربوط به ژن nptII در ژنوم گیاهان تراریخته توتون تأیید شد و کارایی تراریختگی با استفاده از روش اگروباکتریوم بیش از 95 درصد محاسبه گردید. تکنیک باززایی مستقیم و انتقال ژن مطرح شده در این تحقیق جهت وارد کردن ژن‌های خارجی مختلف به ژنوم گیاه توتون بسیار کارا و مؤثر می‌باشد.

مقالات پژوهشی

اثر ریزوباکترهای محرک رشد گیاه بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی سیر (Allium sativum L.) در شرایط استفاده از کودهای آلی و شیمیایی مختلف

صفحه 722-738

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.60566

یاسر اسماعیلیان، محمد بهزاد امیری، صادق عسکری نائینی، جلیل مرادی صدر، فرهاد حیدری

چکیده در سال‎های اخیر، توجه به سلامت محصولات کشاورزی و به‎ویژه گیاهان دارویی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و از این رو کاربرد نهاده‎های بوم‎سازگار در تولید این گیاهان امری اجتناب‎ناپذیر است. به‌منظور بررسی اثر کاربرد همزمان کودهای زیستی و کودهای آلی و شیمیایی مختلف بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی سیر (Allium sativum L.)، آزمایشی در سال زراعی 95-1394 در مجتمع آموزش عالی گناباد به صورت کرت‎های خرد شده در قالب طرح پایه‌ی بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. کودهای آلی و شیمیایی مختلف شامل 1- ورمی‌کمپوست، 2- کود گاوی، 3- کود شیمیایی نیتروژن، فسفر و پتاسیم و 4- شاهد (عدم‎ کاربرد کود) به‎عنوان عامل اصلی و ریزوباکترهای محرک رشد گیاه شامل 1- نیتروکسین (حاوی باکتری‌های Azotobacter spp. و Azospirillum spp.، با C/ml 108=CFU در زمان تولید کود)، 2- بیوفسفر (حاوی باکتری‌های Bacillus sp. و Pseudomonas sp.، با C/ml 107=CFU در زمان تولید کود) و 3- شاهد (عدم‎ کاربرد کود) به‌عنوان عامل فرعی مدنظر قرار گرفتند. نتایج آزمایش نشان داد که کاربرد جداگانه‎ی کود شیمیایی تأثیر چندانی در بهبود قطر سوخ نداشت، ولی استفاده‎ی همزمان از کود شیمیایی و بیوفسفر منجر به افزایش 18 درصدی قطر سوخ نسبت به شاهد شد. کاربرد همزمان نیتروکسین و کود گاوی وزن سوخک در بوته را 41 درصد نسبت به کاربرد جداگانه‎ی نیتروکسین افزایش داد. کاربرد بیوفسفر به همراه کودهای ورمی‎کمپوست، گاوی و شیمیایی به‎ترتیب افزایش 25، 18 و 15 درصدی عملکرد زیستی را نسبت به کاربرد جداگانه‎ی این کود سبب شد. بیشترین عملکرد اقتصادی (5158 کیلوگرم در هکتار) در تیمار کاربرد همزمان نیتروکسین و کود گاوی حاصل شد. به‎طور کلی با توجه به یافته‎های این پژوهش، با کاربرد همزمان کودهای آلی و بیولوژیک می‎توان ضمن تشدید اثرات مثبت کاربرد جداگانه‎ی هر یک از این کودها، خسارات زیست‎محیطی ناشی از مصرف کودهای شیمیایی را کاهش داد.

مقالات پژوهشی

اثر دمای پایین بر خصوصیات فیزیولوژی و بیوشیمیایی برخی ژنوتیپ‌های شبه پرتقال در شمال کشور

صفحه 739-750

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.59361

صالح محمدی، حمیدرضا خزاعی، احمد نظامی، یحیی تاجور

چکیده پرتقال از محصولات باغی حساس به تنش دمای پایین بوده، لذا در این مطالعه میزان آسیب‌پذیری به تنش دمای پایین در شرایط محیطی کنترل شده نسبت به سطوح تیمار دمای (3، 0، 3- و 6- درجه سیلسیوس) در شش ژنوتیپ‌ بومی شبه پرتقال (شماره 6-1) رقم حساس (پرشین لایم) و رقم مقاوم (انشو) مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها بیانگر آن بود که تیمارهای دما، ژنوتیپ و اثر متقابل این دو در صفت‌های پراکسیداسیون لیپید، پرولین، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، نشت یونی، آبگزیدگی، کلروفیل a و کلروفیل کل معنی‌دار بوده است. این در حالی است که کربوهیدرات‌ محلول تنها تحت تأثیر عامل ساده ژنوتیپ معنی‌دار شد. بر صفات رنگدانه‌های کلروفیل b و کارتنوئید نیز هیچ یک از تیمارهای اعمال شده تأثیر معنی‌دار نداشت. بیشترین مقدار آب‌گزیدگی (33/99 درصد)، نشت یونی (63/91 درصد) و واکنش پراکسیداسیون لیپید (با میانگین 33/3 میکروگرم درگرم وزن ‌تر برگ) در شاهد حساس پرشین لایم در دمای 6- درجه سیلسیوس ثبت گردید. در مقابل، بیشترین مقدار پرولین (01/32 میلی‌گرم در گرم وزن‌تر برگ) و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (36/73%) نیز در شاهد متحمل انشو در دمای 3- درجه سلسیوس ثبت گردید. در بین ژنوتیپ‌های بومی شبه پرتقال مورد بررسی در این پژوهش تحت شرایط تنش دمای پایین نیز واکنش‌های متفاوتی مشاهد شد. بر این اساس بعد از شاهد متحمل انشو، ژنوتیپ‌ بومی شبه پرتقال شماره یک در مقابل کاهش دما پایداری بهتر داشت. این در حالی بود که در بین ژنوتیپ‌های شبه پرتقال مورد مطالعه، در اغلب صفات تخریبی اندازه‌گیری شده، ژنوتیپ بومی شبه پرتقال شماره 6 در جایگاه آماری مشابه و یا نزدیک به شاهد حساس پرشین‌لایم قرار داشت. قرار گرفتن سرشاخه ژنوتیپ‌ها در معرض تنش سرما افزایش مالون دی آلدهید را به دنبال داشت. در این شرایط به دلیل افزایش فعالیت‌های اکسیداتیو تجمع ترکیبات آنتی اکسیدانی مانند سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز و کاتالاز افزایش یافت.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر فواصل آبیاری و مالچ بر ویژگی‌های پومولوژیکی و عملکردی زیتون رقم سویلانا در شرایط مزرعه

صفحه 815-824

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.62347

رحمت اله غلامی، محمد گردکانه، حجت اله غلامی

چکیده این پژوهش به‌منظور بررسی اثر فواصل آبیاری و مالچ بر ویژگی‌های پومولوژیکی و عملکردی درختان 11 ساله زیتون رقم سویلانا در شرایط مزرعه در ایستگاه تحقیقات زیتون دالاهو واقع در استان کرمانشاه در سال زراعی1394‌ اجرا گردید. آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول آزمایش شامل فواصل آبیاری به صورت سه، شش (شاهد) و ده روزه بود و فاکتور دوم آزمایش شامل سه سطح مالچ پلی اتیلن، کاه و کلش و بدون مالچ (شاهد) بود. به‌منظور تعیین اثر فواصل آبیاری و مالچ بر زیتون رقم سویلانا در شرایط مزرعه برخی صفات پومولوژیکی و عملکردی از جمله وزن و ابعاد میوه و هسته، درصد رطوبت میوه، وزن تر و خشک گوشت، درصد ماده خشک، نسبت وزن خشک گوشت به هسته و عملکرد میوه در درخت و در هکتار ثبت گردید. سپس داده‌های آماری با استفاده از نرم افزارSAS مورد تجزیه و تحلیل قرار‌‌‌‌‌‌‌ گرفت و مقایسه میانگین‌ها به روش دانکن انجام شد. نتایج نشان داد که، بین تیمار‌های مختلف دور آبیاری و مالچ از نظر صفات اندازه‌گیری شده تفاوت معنی‌داری وجود داشت. به‌طوری‌که بیشترین میزان وزن میوه، وزن تر و خشک گوشت، عملکرد میوه در درخت و هکتار مربوط به تیمار مالچ و دور آبیاری سه روزه بود. با افزایش فواصل آبیاری وزن میوه، وزن تر و خشک گوشت، عملکرد میوه در درخت و هکتار کاهش یافت ولی با کاربرد مالچ وزن میوه، وزن تر و خشک گوشت و نیز عملکرد میوه در درخت و هکتار در مقایسه با شرایط بدون مالچ افزایش یافت. بر این اساس می‌توان با استفاده از مالچ‌های کاه و کلش و نیز پلی‌اتیلن دور آبیاری را بدون صدمه به درختان زیتون افزایش داد و از این طریق در مصرف آب آبیاری باغات زیتون صرفه‌جویی کرد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی کمی و کیفی اسانس دو اکوتایپ نعناع دشتی (Mentha spicata L.) در زمان‌های مختلف برداشت

صفحه 825-835

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.63776

محمد محمودی سورستانی

چکیده زمان برداشت گیاهان دارویی در ماه‌های مختلف سال باعث تغییر تولید ماده مؤثره گیاهان می‌شوند. در پژوهش حاضر، کمیت و کیفیت دو اکوتایپ نعناع کاشان و شوشتر در پنج زمان مختلف برداشت مورد ارزیابی قرار گرفت. اسانس نمونه‌ها به کمک کلونجر و به مدت سه ساعت استخراج و با دستگاه‌های گازکروماتوگراف و گازکروماتوگراف متصل به طیف‌سنج جرمی مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج نشان داد که شرایط دمایی و رطوبتی حاکم بر منطقه در فواصل زمانی برداشت اثر معنی‌داری روی رشد گیاهان و نهایتا وزن خشک برگ گیاه، میزان و اجزای اسانس دارد. بیشترین وزن خشک برگ نعناع کاشان و شوشتر به ترتیب در برداشت‌های سوم و پنجم مشاهده شد ولی برداشت پنجم نعناع شوشتر با برداشت سوم اختلاف معنی‌داری نداشت. عملکرد تجمعی برگ خشک نعناع کاشان و شوشتر به ترتیب 37/1066 و 79/1199 گرم در متر مربع بود. بیشترین میزان اسانس نعناع کاشان و شوشتر به ترتیب در برداشت‌های سوم و دوم ثبت گردید. عملکرد تجمعی اسانس نعناع کاشان و شوشتر به ترتیب 58/27 و 80/21 گرم در متر مربع بود. اجزای اصلی نعناع کاشان و شوشتر شامل کاروُن، لیمونن، سیس دی هیدروکاروُن و ترانس کاریوفیلن بودند. روند تغییرات کاروُن و سیس دی هیدروکاروُن عکس یکدیگر بودند. با این وجود، مقدار کاروُن در تمام برداشت‌ها بیش از 50 درصد بود. در مجموع، با توجه به نتایج بازده و کیفیت اسانس، بهترین زمان برداشت دو اکوتایپ، برداشت دوم و سوم بود ولی با مقایسه بازده اسانس و مقدار کاروُن در اسانس پژوهش حاضر با پژوهش‌های قبلی، برداشت دو اکوتایپ در زمان‌های برداشت مورد مطالعه توصیه می‌گردد.

مقالات پژوهشی

تأثیر بسترهای مختلف کاشت بر اجزای عملکرد و عناصر معدنی کلم بروکلی (Brassica oleracea var. italica) در شرایط کشت بدون خاک

صفحه 694-704

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.58860

کامران قاسمی، سید مصطفی عمادی، یوسف قاسمی

چکیده کلم بروکلی یکی از پرارزش‌ترین اعضای خانواده کلم‌هاست که به طور گسترده در دنیا مورد توجه بوده و به صورت کشت بدون خاک نیز تولید می-شود. در تحقیق حاضر ترکیب‌های مختلف برای کشت بدون خاک کلم بروکلی در فضای باز مقایسه شده و عملکرد محصول و غلظت عناصر غذایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. ده نوع بستر کاشت شامل: کوکوپیت، پرلیت، ماسه، خاک اره، ترکیب ماسه و خاک اره، ترکیب ماسه و ورمی‌کمپوست، ترکیب کوکوپیت پرلیت، ترکیب کوکوپیت لیکا، ترکیب کوکوپیت پامیس، ترکیب کوکوپیت پرلیت ورمی‌کمپوست در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار مورد مقایسه قرار گرفتند. براساس نتایج بدست آمده ارتفاع بوته، درصد ماده خشک و تعداد هد جانبی تحت تأثیر نوع بستر نبود ولی اثر نوع محیط کشت بر وزن و قطر هد اصلی در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شد. بیشترین قطر و وزن هد اصلی (به ترتیب 18/222 میلی‌متر و 08/296 گرم) مربوط به بستر ترکیبی ماسه و ورمی‌کمپوست بود. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که به استثنای دو عنصر نیتروژن و روی، بستر کاشت اثر معنی-داری بر غلظت سایر عناصر معدنی مورد آزمایش در بخش خوراکی کلم بروکلی نداشته است. بیشترین غلظت نیتروژن در بخش خوراکی کلم بروکلی مربوط به دو بستر پرلیت خالص و خاک اره به ترتیب با 10/42 و 97/41 میلی‌گرم در گرم وزن خشک بوده است و بیشترین غلظت عنصر روی هم در بروکلی‌های کاشته شده در بستر خاک اره با 68/62 میلی‌گرم در کیلوگرم وزن خشک دیده شد که به طور معنی‌داری از تمامی بسترهای دیگر بیشتر بوده است. با بررسی همبستگی صفات مختلف مورد بررسی در این آزمایش مشخص شد که سه صفت ارتفاع بوته، قطر هد و وزن هد وابستگی مثبت و معنی‌داری با هم داشته‌اند. با توجه به نتایج حاصل از عملکرد می‌توان استفاده از ورمی‌کمپوست را به عنوان یکی از اجزای بستر کاشت کلم بروکلی در سامانه‌های بدون خاک پیشنهاد نمود.

مقالات پژوهشی

اثر پایه‌های رویشی و بذری گلابی بر خصوصیات رویشی و پتانسیل آب ارقام گلابی

صفحه 705-721

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.60360

فریبرز علی زاده زرمهری، غلامحسین داوری نژاد، رضا خراسانی، سید حسین نعمتی، پیمان کشاورز

چکیده به‌منظور بررسی اثر پایه‌های رویشی گلابی (پیرودوارف، او.اچ.اف، کوینس c) و پایه دانهال گلابی از Pyrus communis بر خصوصیات رویشی و میزان پاکوتاهی ارقام گلابی نطنز، اسپادنا و سبری، آزمایش زیر به‌صورت طرح فاکتوریل 3×4 در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با 4 تکرار، به مدت سه سال (1393-95) در شهرستان چناران باغ شرکت امداد شرق اجرا گردید. نتایج آزمایش نشان داد که پایه‌های رویشی گلابی نسبت به دانهال گلابی از رشد رویشی کمتری برخوردار بودند و باعث پاکوتاهی درختان پیوندی در طول سه سال اجرای طرح شدند. پایه کوینس c پاکوتاهی بیشتری را در ارقام پیوندی نسبت به پایه‌های رویشی گلابی القاء نمود. تأثیر پایه‌های رویشی گلابی بر پاکوتاهی درختان پیوندی در سال سوم (5/24%) بیشتر از دو سال اول آزمایش بود. بررسی تغییرات پتانسیل آب ساقه و برگ در طول فصل رویش نشان‌دهنده تأثیر پایه بر روابط آبی گیاه بود. به‌طوری‌که پایه‌های رویشی گلابی نسبت به دانهال گلابی از پتانسیل آب کمینه ساقه کمتری برخوردار بودند. پتانسیل کمینه آب ساقه رابطه مستقیم مثبتی با سرعت رشد شاخه‌های جانبی داشت و در طول فصل رویش متأثر از میانگین درجه حرارت روزانه بود. پایه و پیوندک هر دو بر شاخص کلروفیل برگ اثر معنی‌داری داشتند. نتایج تحقیق نشان داد که اثر رقم پیوندی بر تعداد جوانه رویشی نوظهور معنی‌دار (5%p

مقالات پژوهشی

تأثیر پلیمر‎های سوپرجاذب بر برخی از خصوصیات مورفولوژیکی ارقام باغملک و دزفول زیتون تحت شرایط کم آبی

صفحه 671-682

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.57244

اسماعیل خالقی، نوراله معلمی

چکیده پژوهشی به منظور بررسی اثر پنج سطح مختلف پلیمر سوپرجاذب آ- 200 (0 ، 1 ،2 ، 3 ، 4 گرم پلیمر به ازاء هر کیلوگرم خاک( و سه سطح آبیاری ]100 درصد به عنوان شاهد، 65 درصد و 30 درصد تبخیر و تعرق گیاه (ETcrop)[ و دو رقم زیتون (باغملک و دزفول) بر روی شاخص‎های مورفولوژیکی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‎های کامل تصادفی در سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز به اجراء در آمد. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که اثر متقابل آبیاری × پلیمر بر شاخص‎های وزن تر بخش هوایی، وزن تر برگ، وزن خشک بخش هوایی، وزن خشک برگ، ارتفاع گیاه و نسبت سطح برگ در سطح 1 درصد و بر سطح برگ در سطح 5 درصد مؤثر بود در حالی‌که اثر متقابل آبیاری × رقم فقط بر تعداد برگ در سطح 1 درصد مؤثر بود. همچنین اثر پلیمر × رقم بر سطح برگ و نسبت سطح برگ در سطح 5 درصد و بر ارتفاع گیاه در سطح 1 درصد مؤثر بود. اثر متقابل بین تیمارهای آبیاری × پلیمر × رقم بر وزن تر ریشه در سطح 5 درصد و بر ارتفاع گیاه در سطح 1 درصد مؤثر بود. نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل آبیاری × پلیمر نشان داد که کمترین مقدار وزن تر بخش هوایی (72/19 گرم)، وزن خشک بخش هوایی (94/12 گرم)، وزن تر و خشک برگ (6/15 و 12/10 گرم)، سطح برگ (55/210 سانتی‎متر مربع) و نسبت سطح برگ (02/6) در گیاهان تیمار نشده با پلیمر و آبیاری شده با ETcrop 30 درصد گزارش شد. همچنین نتایج مقایسه میانگین اثر متقابل آبیاری × رقم نشان داد که بیشترین تعداد برگ در رقم باغملک با آبیاری نرمال (465) و کمترین تعداد برگ مربوط به رقم دزفول با آبیاری ETcrop 30 درصد (13/328) بدست آمد. اثر متقابل آبیاری × پلیمر سوپرجاذب × رقم فقط بر وزن تر و خشک ریشه و ارتفاع گیاه مؤثر بود به طوری‌که در هر دو رقم با کاهش میزان آب از مقادیر وزن تر و خشک ریشه و ارتفاع گیاه کاسته شده اما این میزان کاهش با اضافه شدن سطح بالاتری از پلیمر به خاک از مقدار کمتری در هر سطح آبیاری برخوردار بود. در رقم باغملک با کاهش 70 درصدی آب و افزایش 4 برابری پلیمر نسبت به حالت شاهد (آبیاری کامل، عدم پلیمر) مقدار کاهش در وزن تر و خشک ریشه و ارتفاع گیاه به ترتیب 36، 7/49 و 27 درصد و در رقم دزفول به ترتیب 21/23، 21/56 و 36 درصد گزارش گردید. با توجه به نتایج می‌توان انتظار داشت که در مناطقی که با تنش خشکی و کمبود بارندگی مواجهه هستند از پلیمرهای سوپرجاذب به منظور تعدیل تنش خشکی استفاده نمود.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر منابع مختلف نوری بر ریخت‌شناسی و رشد گیاهچه‌های سیب‌زمینی در شرایط درون شیشه و تأثیر آن بر تولید ریزغده در گلخانه

صفحه 683-693

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.57458

جعفر نباتی، الهه برومند رضا زاده، محمد زارع مهرجردی، محمد کافی

چکیده هدف این مطالعه استفاده از منابع نوری مختلف در راستای کاهش مصرف انرژی برای تولید گیاهچه‌های سیب‌زمینی در شرایط درون شیشه و اثر آن بر تولید ریزغده در گلخانه بود. مطالعه با استفاده از آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با شش تکرار در شرایط درون شیشه و چهار تکرار در گلخانه انجام شد. عوامل مورد بررسی شامل ارقام سیب‌زمینی (آگریا و ساوالان) و طیف‌های مختلف نور (قرمز، آبی، ترکیبی آبی- قرمز و نور سفید) با استفاده از دیودهای ساطع کننده نور و نور فلورسنت بود. نتایج نشان داد که طیف قرمز موجب افزایش ارتفاع گیاهچه در شرایط درون شیشه‌ شد. طیف سفید و قرمز به ترتیب بیشترین و کمترین سطح برگ را در شرایط درون شیشه تولید کردند. کمترین تعداد گره در گیاهچه در طیف قرمز و بیشترین تعداد گره در طیف سفید مشاهده شد. بیشترین و کمترین فاصله میانگره به ترتیب مربوط به طیف قرمز و آبی بود. رقم آگریا نسبت به فونتانه از ارتفاع بوته بیشتری برخوردار بود از طرف دیگر رقم ساوالان سطح برگ بیشتری نسبت به آگریا تولید کرد. نتایج حاصل از بررسی گلخانه‌ای نشان داد که شرایط رشدی گیاهچه‌ها از نظر طیف‌های مختلف نوری قبل از انتقال به گلخانه، تأثیری بر تعداد ریزغده تولیدی نداشت اما وزن ریزغده‌ در گیاهچه‌های رشد یافته در طیف قرمز کمتر از سایر تیمارها بود. به‌طور کلی استفاده از دیودهای ساطع کننده نور می‌تواند به‌عنوان منبع نوری مناسب، با صرفه‌جویی در مصرف انرژی، گیاهچه‌هایی قابل رقابت با نور فلورسنت در شرایط درون شیشه تولید کند.

مقالات پژوهشی

بررسی اثرات دمای انبار، اتمسفر و نوع پوشش بسته بندی بر برخی ویژگیهای کیفی بذور زنیان در طی نه ماه انبارداری

صفحه 643-657

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.51654

گون آی بغدادی، مجید عزیزی، ناصر صداقت، وحید روشن، حسین آرویی

چکیده مهمترین هدف از انبارداری گیاهان دارویی حفظ مواد مؤثره آن می‌باشد. مدیریت انبار و ایجاد شرایط مناسب کمیت و کیفیت ماده مؤثره، قوه نامیه و بنیه بذر را از طریق کاهش سرعت زوال بذر، بمدت طولانی‌تر حفظ می‌کند. به منظور بررسی اثرات شرایط انبار (بسته‌بندی و دما) و زمان انبارمانی بر کیفیت بذور انبار شده زنیان آزمایش اسپلیت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار، در آزمایشگاه پژوهشی گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1392-93، به اجرا درآمد. دما (در دو سطح: 3 ±20 و 3 ±30)، نوع بسته‌بندی (در شش سطح: کاغذی، پلی اتیلنی، فویل آلومینیومی در شرایط خلأ، پلی اتیلن/پلی‌آمیدی در شرایط خلأ و پلی اتیلن/پلی‌آمید با ترکیب گازی (N298 درصد O2+2 درصد) و (N290 درصد O2+10 درصد) و دوره انبار (در 4سطح: صفر، سه، شش و نه ماه) بعنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. تغییرات درصد اسانس، وزن و تغییرات گاز در درون بسته‌های با اتمسفر تغییر یافته و فاکتورهای مربوط به جوانه‌زنی بذرها (درصد جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، متوسط زمان جوانه‌زنی، شاخص جوانه‌زنی) در طی 9 ماه انبارداری بررسی شدند. بر اساس نتایج بدست آمده، درصد اسانس و درصد جوانه‌زنی با گذشت زمان انبارداری بطور معنی‌داری کاهش یافت. در مجموع بسته‌های پلی اتیلن/پلی‌آمید با ترکیب گازی (N298 درصد O2+2 درصد) و (N290 درصد O2+10 درصد) و دمای30 درجه طی نه ماه ویژگی‌های کیفی را بهتر از سایر شرایط حفظ نمود، درحالی‌که، برای 6 ماه انبارداری، دمای نگهداری20 درجه و بسته آلومینیوم تحت خلأ بهترین نتیجه را داشت.

مقالات پژوهشی

بررسی تأثیر بسترهای مختلف کاشت و محلولپاشی اسید هیومیک بر رشد و برخی ویژگی های کمی و کیفی نشاء گوجه‌فرنگی

صفحه 658-670

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.56542

نسیبه پورقاسمیان، مهدی نقی زاده، روح اله مرادی، محمد سالاری

چکیده به منظور مطالعه تأثیر بستر کاشت و اسید هیومیک بر برخی شاخص‌های رشد و ویژگی‌های بیوشیمیایی گیاهچه گوجه‌فرنگی، آزمایشی گلدانی به صورت فاکتوریل در پایه طرح کاملاً تصادفی در پنج تکرار صورت گرفت. فاکتورهای مورد بررسی شامل بستر کاشت (پیت، کوکوپیت، خاکبرگ، کمپوست، ورمی‏کمپوست، کود گاوی و خاک رس) و اسید هیومیک (به دو صورت محلول‌پاشی و عدم محلول‌پاشی) بودند. نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که بیشترین و کمترین درصد و سرعت جوانه‌زنی به ترتیب به بستر کاشت پیت و کود دامی تعلق داشت. همچنین، بیشترین وزن خشک اندام هوایی (17/1 گرم)، سطح برگ (9/125) تعداد میانگره (19/6)، ارتفاع گیاه (51/13 سانتی‌متر) و میزان کلروفیل a (55/2) در بستر کشت پیت مشاهده شد. بستر کود دامی در صفات نامبرده کمترین میزان را نشان داد. بعنوان مثال کمترین میزان وزن خشک اندام هوایی (44/0 گرم) و ارتفاع بوته (67/16 سانتی‏متر) مربوط به تیمار کود دامی بود. میزان کاروتنوئید در بسترهای کود دامی و رس بیش از بقیه بسترها بود. همچنین محلول‌پاشی نسبت به عدم محلول‌پاشی، ارتفاع گیاهچه، سطح برگ، تعداد میانگره، کلروفیل a و کاروتنوئید را افزایش معنی‌داری داد. نتایج نشان داد که وزن خشک اندام هوایی، ارتفاع گیاهچه و تعداد میانگره تحت اثر متقابل بستر کاشت و اسید هیومیک قرار گرفتند. در کلیه صفات فوق بسترهای ضعیف مانند خاک رس و کود دامی نسبت به بقیه بسترها به مصرف اسید هیومیک پاسخ بهتری دادند. بعنوان مثال، کاربرد اسید هیومیک باعث افزایش حدود 62 و 3 درصدی وزن خشک اندام هوایی نسبت به عدم استفاده از اسید هیومیک به ترتیب در تیمارهای کود دامی و پیت شد. بطور کلی، به نظر می‌رسد استفاده از بستر پیت به همراه محلول‌پاشی با اسید هیومیک می‌تواند منجر به بهبود رشد نشاء گوجه‌فرنگی شود.

مقالات پژوهشی

بررسی پاسخ های رشدی بخش هوایی و زیرزمینی گل لیزیانتوس تحت افزایش گاز گلخانه ای دی اکسید کربن در کشت هیدروپونیک

صفحه 634-642

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i4.49233

مهین نیکو، محمود شور، علی تهرانی فر، الهام سعیدی پویا

چکیده افزایش دی‌اکسید‌کربن اتمسفر به عنوان یکی از مشخصه‌های تغییر اقلیم به میزان زیادی بر بهره‌دهی جهانی، بخش کشاورزی اثر می-گذارد. بنابراین هدف از انجام این پژوهش بررسی اثرات افزایش گاز گلخانه‌ای دی‌اکسید‌کربن بر پاسخ رشدی اندام‌های هوایی و زیرزمینی دو رقم گل لیزیانتوس در شرایط کشت هیدروپونیک است. این تحقیق در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی، دانشگاه فردوسی مشهد، در قالب آزمایش کرت‌های خرد شده بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل سه غلظت دی‌اکسید‌کربن ۳۸۰ به عنوان شاهد، ۷5۰ و ۱۰۵۰ پی‌پی‌ام و دو رقم گل شاخه بریده لیزیانتوس Yolde White و GCREC-Blu بود. با توجه به نتایج می‌توان این‌گونه بیان داشت که اثر تیمار دی‌اکسید‌کربن بر ارتفاع، طول میانگره، وزن خشک ساقه و ریشه، سطح و حجم ریشه و نسبت ریشه به ساقه در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار شد و در بین دو رقم تنها از نظر وزن خشک ساقه، تفاوت معنی‌داری در سطح احتمال 5 درصد مشاهده شد. اثر متقابل دی‌اکسید‌کربن و رقم بر روی هیچ یک از صفات مورد مطالعه تأثیر معنی‌داری نداشت. در یک نگاه کلی، افزایش دی‌اکسید‌کربن موجب افزایش تمامی پارامترهای رشدی بخش هوایی و زیرزمینی گیاه لیزیانتوس شد و بیشترین و کمترین تأثیر در تمامی صفات به ترتیب مربوط به غلظت 1050 پی‌پی‌ام و شاهد بود. در نتیجه تغییرات گاز دی‌اکسید‌کربن در اتمسفر می‌تواند تأثیرات بسیار چشمگیری بر روی گیاه بگذارد که بدین ترتیب می‌توان برخی اثرات تغییر اقلیم در آینده را بر روی کیفیت تولید تجاری گل‌های شاخه بریده پیش‌بینی و بررسی نمود.