با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 35، شماره 1 - شماره پیاپی 49، بهار 1400، صفحه 167-1 
مقالات پژوهشی

تأثیر اوره بر برخی پاسخ‌های رشد و عناصر غذایی اسفناج (Spinacia oleracea L.) در سطوح مختلف شوری خاک

صفحه 1-12

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60687.0

صلاح الدین مرادی، لیلا جهانبان، لیلا غیرتی آرانی، جمال شیخی، عبدالمجید رونقی

چکیده به منظور بررسی پاسخ گیاه اسفناج رقم ’ویروفلی‘ به شوری در کاربرد با اوره در یک خاک دارای کمبود نیتروژن، آزمایشی در شرایط گلخانه­ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح شوری (بدون اعمال شوری، 1، 2 و 3 گرم کلرید سدیم بر کیلوگرم خاک، به ترتیب معادل قابلیت هدایت الکتریکی 7/0، 5/4، 8 و 5/11 دسی‌زیمنس بر متر در عصاره اشباع خاک) و پنج سطح نیتروژن (بدون کاربرد نیتروژن، 75، 150، 225، و 300 میلی‌گرم بر کیلوگرم خاک) از منبع اوره بود. اعمال شوری 5/4 و 8 دسی­زیمنس بر متر اثر معنی­داری (05/0p) بر عملکرد نسبی و سطح برگ اسفناج نداشت ولی شوری 5/11 دسی­زیمنس بر متر نسبت به سطح بدون اعمال شوری و شوری 5/4 و 8 دسی­زیمنس بر متر عملکرد نسبی و سطح برگ را به طور معنی­داری (05/0p) کاهش داد. کاربرد نیتروژن اثر سوء شوری را بر عملکرد نسبی و سطح برگ کاهش داد. بیشترین و کمترین تغییرات محتوای آب اندام هوایی در شرایط شوری به ترتیب در سطح بدون کاربرد نیتروژن و در سطح 150 میلی­گرم در کیلوگرم مشاهده شد. رگرسیون خطی نشان داد که در شوری 5/4 تا 5/11 دسی­زیمنس بر متر بین عملکرد با نسبت کلر به نیتروژن اندام هوایی اسفناج یک رابطه منفی وجود دارد. کاربرد شوری و نیتروژن هم به صورت تنها و هم به صورت توأم، نسبت K/Na، Ca/Na و Mg/Na را کاهش داد. به طور کلی، کاربرد نیتروژن تا سطح متوسط می­تواند اثرات منفی ناشی از شوری را در اسفناج بهبود دهد ولی استفاده بیش از حد معمول از کود نیتروژن نه تنها اثر مثبت نداشته بلکه ممکن است اثر منفی بر عملکرد گیاه داشته باشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر طیف‌های نوری مختلف بر کیفیت و ویژگی‌های مورفولوژیکی و فتوسنتزی گل آنتوریوم (Anthurium andraeanum) در شرایط انبار سرد

صفحه 13-24

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60521.0

زهرا فلاحی، ساسان علی نیائی فرد، مصطفی عرب، شیرین دیانتی دیلمی

چکیده نگهداری گیاهان گرمسیری ازجمله گل شاخه بریده­ی آنتوریوم در دوره پس از برداشت در دمای زیر 12 درجه سانتی­گراد منجر به ایجاد آسیب سرمازدگی، کاهش کیفیت و عمر گلجایی می­گردد. استفاده از روشی عملی جهت کاهش میزان خسارت سرمازدگی در گل شاخه بریده آنتوریوم ضروری می­باشد. در پژوهش حاضر تاثیر طیف­های مختلف نوری (آبی، تاریکی، سفید، قرمز، ترکیب آبی-قرمز) بر ویژگی­های مورفولوژیکی و فتوسنتزی و عمر گلجایی گل شاخه بریده آنتوریوم در دمای 4 درجه سانتی­گراد مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش به‌صورت فاکتوریل در شش تکرار بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج نشان داد که میزان تغییر زاویه اسپات و کاهش سطح اسپات در دو رقم آنتوریوم (‘Angel’ با اسپات سفید و ‘Calore’ با اسپات قرمزرنگ) در نور قرمز در کم­ترین میزان مشاهده شد. عمر گلجایی تحت تاثیر برهمکنش رقم × طیف نور قرار گرفت و در هر دو رقم بالاترین طول عمر مربوط به نور قرمز بود. اسپات­های گل آنتوریوم فاقد کلروفیل بوده و هیچ فلئورسنسی در سطح اسپات مشاهده نشد؛ اما دمگل عملکرد فتوسیستم II را نشان داد. با توجه به ارزیابی­های انجام شده، فتوسنتز نقشی در حفظ کیفیت و طویل نمودن عمر گلجایی گل شاخه بریده آنتوریوم ندارد. عمر گلجایی رابطه مثبتی با شاخص­های مورفولوژیکی مانند سطح اسپات و رابطه منفی با تغییر زاویه اسپات دارد. درنتیجه استفاده از فناوری­ نوری می‌تواند در زمینه نگهداری از گل­های شاخه بریده در مرحله پس از برداشت، در حین جابه‌جایی و یا نگهداری در سطح خرده‌فروشی مؤثر باشد که در این پژوهش استفاده از نور قرمز جهت حفظ کیفیت و طویل نمودن عمر گلجایی گل شاخه بریده آنتوریوم در شرایط دمای پائین مؤثر شناخته‌شده و توصیه می­شود.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر نوع بسته‌بندی، دما و مدت انبارداری بر برخی ویژگی‌های روغن بذر گل مغربی Oenothera biennis L.))

صفحه 25-37

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.57440.0

مجید عزیزی، هدی احمدی، حسین آرویی

چکیده به منظور بررسی اثر نوع بسته­بندی، دما و زمان انبارداری بر ویژگی­های روغن بذر گل مغربی، آزمایشی به صورت کرت خرد شده در زمان بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 32 تیمار و 3 تکرار انجام شد. تیمارها شامل 4 سطح بسته‌بندی (بسته کاغذی، آلومینیومی، پی وی سی و سلوفان)، 2 سطح دما (درجه سانتی‌گراد 4 و دمای محیط) و 4 سطح مدت انبارداری (3، 6، 9 و 12 ماه) بودند. در پایان هر دوره انبارداری، استخراج روغن با دستگاه سوکسله انجام و عدد اسیدی و عدد پراکسید به عنوان شاخص کیفی روغن بررسی شد. بر اساس نتایج آزمایش، اثر ساده دما، نوع بسته بندی و مدت انبارداری بر تمام ویژگی‌های روغن گل مغربی معنی‌دار بود. پیش از انبارداری، درصد روغن 45/16 درصد بود که بعد ازگذشت 3 ماه با افزایش راندمان استخراج به 75/19 درصد و سپس با روند کاهشی شدید به 71/12 درصد در انتهای دوره 9 ماهه رسید و در خاتمه انبارداری، اندکی افزایش مشاهده شد. عدد اسیدی و عدد پراکسید، پیش از انبارداری به ترتیب mg KOH g-1 oil 16/1 و meq O2 kg-1 oil 4/2 گزارش گردید. بعد از گذشت 3 ماه، عدد پراکسید روغن، 14/3 و در خاتمه انبارداری به بالاترین میزان یعنی 82/9 میلی‌اکی‌والان اکسیژن بر کیلوگرم روغن رسید. دمای محیط، از نظر بهبود میزان روغن و دمای 4 درجه سانتی‌گراد، از نظر حفظ کیفیت روغن مناسب بود. بذرهای موجود در بسته‌های کاغذی و سلوفان به ترتیب با 29/17 درصد و 75/16 درصد بیشترین میزان روغن را داشتند. انبارداری بذر در بسته سلوفان با توجه به عدد اسیدی و عدد پراکسید روغن آن (به ترتیب mg KOH g-1 oil 89/0و  meq O2 kg-1 oil 05/5)، جهت حفظ کیفیت روغن مطلوب بود.

مقالات پژوهشی

مهم‌ترین عوامل غیر زنده مؤثر بر وقوع عارضه‌ی زوال مرکبات در لیموی لیسبون Citrus limon cv. ‘Lisbon’

صفحه 39-53

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v35i1.85365

سید علی‌اکبر باقریان، عسکر غنی، علیرضا صنیع‌خاتم

چکیده بیماری­ها، آفات و عارضه­های نوظهور، تهدیدی جدی برای مناطق کشت مرکبات هستند. عارضه­ی زوال یکی از همین مشکلات نوظهور است که به­ویژه در دو سال گذشته در بخش­هایی از جنوب استان فارس گزارش شده است. این عارضه، موجب خشک شدن کامل درخت یا بخش­هایی از آن می­شود. به منظور بررسی مهمترین عوامل غیر زنده مؤثر بر وقوع عارضه­ی زوال مرکبات، تعداد 64 باغ مرکبات در جنوب استان فارس مورد ارزیابی قرار گرفت. ارزیابی­ها از اسفند ماه 1396 تا آبان ماه 1397 صورت پذیرفت. میانگین سن درختان، میانگین دمای هوا، وجود و یا عدم وجود سایه­انداز، مقدار نسبت جذب سدیم (SAR)، مصرف کودهای ضد شوری، درصد رس و نوع بافت خاک مورد سنجش قرار گرفت. به منظور تعیین روابط بین متغیرها و درصد وقوع زوال، تجزیه و تحلیل­های آماری چند متغیره شامل تحلیل عاملی، همبستگی، تحلیل خوشه­ای و تحلیل مسیر انجام شد. بر اساس نتایج تحلیل عاملی، چهار عامل اول، در مجموع 53/80 درصد از کل تغییرات را توجیه کردند. خصوصیات فیزیکی خاک، 37/26 درصد و تبخیر و تجمع تدریجی املاح، 95/23 درصد از واریانس کل را توجیه نمودند. همبستگی معنی­داری بین زوال و میانگین سن درخت، زوال و درصد رس، زوال و وجود سایه­انداز، مشاهده شد. تحلیل مسیر، اثرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرها را بر میزان وقوع زوال مشخص نمود. به طور کلی مشخص شد که زوال، یک عارضه فیزیولوژیکی چند متغیره است که با انجام برخی از عملیات مدیریت باغ می­توان تا حدود زیادی آن را کنترل نمود.

مقالات پژوهشی

تأثیر غلظت‌های مختلف نیتروژن و 2,4-D بر تولید کالوس و گیاهچه زامیفولیا Zamioculcas zamiifolia Engl.در شرایط کشت درون‌شیشه‌ای

صفحه 55-62

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v35i1.86111

عاطفه قوچانی خراسانی، ایمان روح اللهی، پوراندخت گلکار

چکیده زامیفولیا با نام علمی Zamioculcas zamiifolia متعلق به خانواده Araceae است. به دلیل مشکلات تکثیر سنتی گیاه زامیفولیا، کشت بافت آن جهت تکثیر سریع و تولید گیاهان عاری از بیماری در زمانی کوتاه­تر پیشنهاد می­شود. در این پژوهش اثر تنظیم کننده­ی رشد گیاهی 2,4-D، غلظت­های متفاوت نیتروژن کل و نسبت­های نیترات به آمونیوم بر بهبود رشد گیاه زامیفولیا در آزمایش­های جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش اول تولید کالوس از برگ کامل زامیفولیا در محیط کشت­هایMS 2/1 تغییر یافته،MS  تغییر یافته با دو غلظت تنظیم کننده رشد 2,4-D (05/9 و 1/18 میکرو مولار) مورد بررسی قرار گرفت. در آزمایش دوم اثر دو غلظت نیتروژن کل 48 و 24 میکرو مولار و دو نسبت نیترات به آمونیوم 1:3 و 1:1 در حضور تنظیم کننده­های رشد گیاهی نفتالن استیک اسید (NAA) با غلظت 69/2 میکرومولار و بنزیل آمینو پورین (BAP) با غلظت 22/2 میکرومولار بر تولید گیاهچه کامل در کوتاه­ترین دوره رشدی، مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت تاثیر بسترهای کاشت مختلف بر سازگاری گیاهچه‌های تولید شده کشت بافتی در محیط برون شیشه­ای ارزیابی شد. نتایج حاصل از آزمایش اول نشان داد که  حجیم­ترین کالوس­ها در محیط کشت MS 2/1 تغییر یافته و تنظیم کننده رشد 2,4-D با غلظت 05/9 میکرومولار در مقایسه با سایر تیمارها تولید شد. مطابق نتایج این تحقیق در هفته­های ابتدایی در تیمار نیتروژن کل 24 میکرومولار و نسبت نیترات به آمونیوم 1:3 بیشترین اندازه کالوس و تعداد برگ مشاهده شد. اما در هفته­های بعدی تحت غلظت نیتروژن کل 48 میکرومولار و نسبت نیترات به آمونیوم 1:1 افزایش رشد رویشی در گیاهچه­های تولید شده مشاهده شد. گیاهچه­های کشت شده در بستر پیت ماس بیشترین تعداد جوانه برگ را نشان دادند.

مقالات پژوهشی

اثر شوک گرما بر تحمل سرمازدگی نشاء خربزه خاتونی (Cucumis melo L.)

صفحه 63-71

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v35i1.86372

فردین قنبری، سعداله اکبری

چکیده خربزه همانند سایر کدوئیان حساس به سرما است و در دمای پایین آسیب می­بیند. در این تحقیق امکان افزایش تحمل تنش سرما در نشاء خربزه با استفاده از شوک گرمایی بررسی شده است. در مرحله دو برگ کاملاً توسعه یافته، نشاءهای خربزه در معرض شوک دمایی (شامل شاهد و محلول­پاشی با آب در دماهای 20، 45، 50 و 55 درجه سانتی­گراد) قرار گرفتند. یک روز پس از آن نشاءها در شرایط تنش سرما (دمای 3 درجه سانتی­گراد) به مدت 6 ساعت نگهداری شدند. نتایج نشان داد که نشاءهای پیش تیمار شده در پایان دوره سرما میزان رشد بالاتری نسبت به گیاهان شاهد داشتند. پیش تیمار گرمایی سبب افزایش محتوای کلروفیل، پرولین و پراکسید هیدروژن شد و میزان مالون دی آلدهید را نسبت به شاهد کاهش داد. همچنین شوک گرمایی فعالیت آنزیم پراکسیداز را افزایش و فعالیت آنزیم پلی فنل اکسیداز را کاهش داد و در نتیجه آن تحمل شرایط تنش توسط گیاه افزایش یافت. به طور کلی نتایج نشان داد که شوک گرمایی (به خصوص دمای 50 و 55 درجه سانتی­گراد) سبب تغییرات فیزیولوژیکی مثبت در گیاه شده و می­تواند تحمل شرایط تنش سرما در نشا خربزه را بالا ببرد.

مقالات پژوهشی

بررسی وضعیت تغذیه باغات فندق (Corylus avellana L.) استان گیلان با روش انحراف از درصد بهینه (DOP)

صفحه 73-86

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61863.0

علی آجیلی لاهیجی

چکیده استان گیلان با حدود 18000 هکتار باغات فندق که 85 درصد سطح زیر کشت باغات فندق کشور را به خود اختصاص داده به عنوان بزرگترین قطب فندق‌کاری ایران محسوب می­گردد. شناخت وضعیت تغذیه­ای یک باغ از اولویت­های اولیه تغذیه محصولات باغی می­باشد که به روش­های مختلفی انجام می­گردد. یکی از این روش­ها، روش انحراف از درصد بهینه 2(DOP) می­باشد. به منظور بررسی و شناخت ناهنجاری­های تغذیه­ای و تعیین حد مطلوب غلظت عناصر غذایی از روش انحراف از درصد بهینه استفاده شد. بدین منظور در سه شهرستان عمده تولید کننده فندق (رودسر، سیاهکل و املش) از32 باغ فندق از برگ­های شاخه­های یکساله در مرداد ماه نمونه برداری و میزان عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم، منگنز، مس،آهن و روی در آن­ها تعیین شد. باغات به دو گروه عملکرد بالا و پایین تعیین گردید، غلظت مطلوب در برگ برای عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم ،آهن، منگنز، روی، مس به ترتیب 08/3  درصد،16/0 درصد،80/0 درصد،   38/570 پی.پی.ام، 26/175 پی.پی.ام، 93/42 پی.پی.ام، 09/17 پی.پی.ام بدست آمد .نتایج نشان داد در بین عناصر پرمصرف نیتروژن در 65 درصد باغات دارای شاخص منفی و در بین عناصر کم مصرف منگنز با 78 درصد بیشترین شاخص منفی را داشتند. براساس محاسبات روش DOP نتایج زیر برای اولویت تغذیه باغات بدست آمد: >Fe>P>Zn>K>Cu Mn>N

مقالات پژوهشی

ارزیابی صفات پومولوژیکی و مورفولوژیکی برخی از ارقام و ژنوتیپ‌های هلو (Prunus persica (L.) BatSch) در شرایط اقلیمی خراسان رضوی

صفحه 87-102

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v35i1.87233

ابراهیم گنجی مقدم، آمنه قهرمانی، سید یعقوب سید معصومی خیاوی

چکیده هلو از لحاظ اقتصادی و فرآوری اهمیت زیادی دارد و از محصولات مهم باغی است که کشت آن از مناطق نیمه­گرمسیری تا معتدله توسعه‌یافته است. این پژوهش با هدف انتخاب ارقام و ژنوتیپ­های سازگار هلو در شرایط اقلیمی استان خراسان رضوی با استفاده از 14 رقم و ژنوتیپ در قالب طرح آزمایشی بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار طی دو سال زراعی 97-1395 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گلمکان اجرا شد. ارقام از لحاظ صفات فنولوژی (زمان شروع، طول دوره و خاتمه گلدهی، زمان رسیدن میوه)، صفات رویشی (ارتفاع، حجم تاج، سطح مقطع تنه) و پومولوژیکی (وزن میوه، وزن هسته، طول میوه، عرض میوه، عملکرد، سفتی بافت میوه، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، شاخص طعم، pH) ارزیابی شدند. ژنوتیپ انجیری مالکی زود گل­ترین و شندآباد هسته جدا دیر گل­ترین در بین سایر ارقام و ژنوتیپ­ها بودند. شندآباد-5 و اسپرینگ تایم زودرس­ترین و پاییزه مشکین‌شهر، گجیل و  انجیری زعفرانی دیررس­ترین ژنوتیپ­ها بودند. ژنوتیپ حاج کاظمی دارای بیشترین میانگین ارتفاع درخت (18/236 سانتی­متر)، سطح مقطع تنه (83/181 سانتی­متر مربع) و حجم تاج درخت (34/73 سانتی­متر مکعب) بود. در سال دوم آزمایش، صفات وزن میوه، وزن هسته، طول میوه، عرض میوه و عملکرد میوه به­ترتیب 72/41، 45/43، 61/16، 40/16 و 99/81 درصد افزایش در مقایسه با سال اول نشان دادند. بیشترین میانگین صفات وزن میوه (28/165 گرم) در رقم فایت، وزن هسته (04/7 گرم) و طول میوه (05/65 میلی­متر) در ژنوتیپ شندآباد هسته جدا، عرض میوه (04/66 میلی­متر) در شندآباد-5 و عملکرد میوه در فایت و پاییزه مشکین­شهر (به­ترتیب با میانگین 78/21 و 33/21 کیلوگرم) به­دست آمد. انجیری زعفرانی بیشترین میانگین درصد مواد جامد محلول (59/16 درصد)، شاخص طعم (38/48) و اسیدیته (65/4) را داشت. عملکرد با صفات سطح مقطع تنه، حجم تاج درخت، وزن میوه، وزن هسته و عرض میوه همبستگی مثبت و معنی­داری داشت. بر اساس این مطالعه به­ترتیب صفات ارتفاع درخت، سطح مقطع تنه و وزن میوه وارد مدل رگرسیونی شدند که در نهایت صفات وارد شده به مدل، 23/53 درصد از تغییرات عملکرد را توجیه نمودند. در مجموع  فایت و شندآباد هسته جدا به­دلیل داشتن عملکرد کمی و کیفی بالا برای کشت در منطقه خراسان رضوی قابل توصیه می­باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر کاربرد قبل از برداشت پوترسین و پس از برداشت ژل آلوئه‌ورا بر کیفیت و عمر انبارمانی میوه انگور رقم’ یاقوتی‘

صفحه 103-116

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61904.0

عبداله احتشام نیا، شیرین تقی پور، سارا سیاه منصور

چکیده پوترسین ماده‌ای غیر سمی و زیست سازگار است که می­توان از آن در حفظ کیفیت و افزایش پس از برداشت میوه­ها استفاده نمود. میوه انگور به‌دلیل پریکارپ نازک و بافت گوشتی میوه، عمر پس از برداشت کوتاهی دارد. در این پژوهش اثر محلول­پاشی قبل از برداشت پوترسین در سه غلظت مختلف (صفر، 2 و 3 میلی­مولار) و غوطه­وری پس از برداشت میوه در ژل آلوئه­ورا (25 و 33 درصد) بر صفات کیفی و ماندگاری میوه انگور رقم ’یاقوتی‘ طی پنج زمان (صفر، 9، 18، 27 و 36 روز) پس از انبارداری در دمای 4 درجه سانتی­گراد بررسی گردید. نتایج تجزیه واریانس داده­ها نشان داد که تاثیر نوع تیمار و مدت زمان انبارمانی بر تمام صفات مورد بررسی در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بوده است. میوه­های تیمار شده، در هر دو غلظت پوترسین از سفتی بافت، ویتامین ث، آنتوسیانین، مواد فنولی و مقدار مواد جامد محلول بیشتر و ماندگاری بهتری نسبت به شاهد برخوردار بودند. در هر پنج زمان اندازه‌گیری، بالاترین میزان محتوای فنل، آنتوسیانین کل و سفتی بافت مربوط به تیمار پوترسین 2 میلی‏مولار با پوشش ژل آلوئه­ورا 25 و 33 درصد و کمترین میزان مربوط به شاهد بود. سفتی بافت میوه طی انبارمانی به تدریج کاهش یافت اما این روند در میوه­های تیمار شده به­طور قابل توجهی با سرعت کمتری مشاهده شد. بیشترین میزان سفتی بافت (6311/0 کیلوگرم نیرو) در تیمار ترکیبی پوترسین 2 میلی­مولار و ژل آلوئه­ورا 25 درصد مشاهده شد که تفاوت معنی­داری با شاهد نشان داد. به­طور کلی نتایج نشان داد کاربرد قبل از برداشت پوترسین 2 میلی­مولار و غوطه وری پس از برداشت در ژل آلوئه­ورا 25 و 33 درصد، توانست عمر پس از برداشت این رقم را در مقایسه با شاهد 16 روز بهبود بخشد.

مقالات پژوهشی

تأثیر پوترسین و میکوریز بر رشد، فتوسنتز و عمر گلجای ژربرا (Gerbera jamesonii) رقم ’‘Dune در شرایط هیدروپونیک

صفحه 117-133

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61915.0

سهیلا رکبار، زهره جبارزاده، محسن برین

چکیده به منظور بررسی تاثیر محلول‌پاشی برگی پوترسین به‌ همراه قارچ میکوریز بر برخی شاخص‌های رشدی و عمر پس از برداشت ژربرا رقم ‘Dune’ آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار که هر تکرار شامل سه گلدان و هر گلدان حاوی یک گیاه بود، در گلخانه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه انجام شد. فاکتورهای مورد پژوهش، چهار غلظت پوترسین (صفر، 1، 2 و 4 میلی‌مولار) به ‌صورت محلول‌پاشی برگی و قارچ میکوریز در دو سطح (بدون تلقیح و با تلقیح) بودند. تلقیح قارچ میکوریز در زمان انتقال نشاء به گلدان‌ها صورت گرفت و دو هفته پس از استقرار نشاء‌ها، محلول‌پاشی برگی پوترسین هر 15 روز یکبار به‌مدت 3 ماه انجام شد. صفات مربوط به کیفیت رویشی شامل تعداد برگ، طول برگ، سطح برگ، وزن تر و خشک برگ، شاخص کلروفیل، محتوای کلروفیل برگ (a، b و کل)، کاروتنوئید و قند محلول بودند. نتایج نشان دادند که پوترسین به‌ همراه قارچ میکوریز منجر به افزایش بسیاری از ویژگی‌ها مانند تعداد برگ، طول برگ، سطح برگ، وزن تر و خشک برگ، شاخص کلروفیل، محتوای کلروفیل برگ (a، b و کل)، کاروتنوئید و قند محلول نسبت به تیمار شاهد شد. همچنین در بین غلظت‌های پوترسین، غلظت 2 میلی‌مولار بیشترین تأثیر را بر عامل‌های اندازه‌گیری شده داشت. به ‌منظور بررسی تأثیر تیمارهای پیش از برداشت پوترسین و قارچ میکوریز بر عمر گلجای گل شاخه‌بریده ژربرا، گل‌ها زمانی‌که به ‌طور کامل باز شدند از بوته جدا شدند. نتایج نشان دادند که تیمارهای پیش از برداشت منجر به افزایش عمر گلجای و همچنین تاثیر مثبت بر میزان آنتوسیانین گلبرگ در زمان نگهداری گل در محیط گلجای شدند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

کاربرد برگی اسید هیومیک روی خواص مورفولوژیک، گلدهی و میوه‌ی توت‌فرنگی ارقام ’محلی‘ و ’سلوا‘، تحت بسترهای مختلف کشت

صفحه 135-151

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61935.0

محمد رضا صفری مطلق، بهزاد کاویانی، ژاله عاشق

چکیده در سال­های اخیر، اسید هیومیک برای ارتقای ویژگی­های کمی و کیفی گیاهان زراعی و باغی استفاده می­شود. یک آزمایش گلدانی برای ارزیابی کاربرد برگی اسید هیومیک و بسترهای کشت مختلف روی ویژگی­های مورفولوژیک، گلدهی و میوه­دهی توت­فرنگی (Fragaria ×ananassa) ارقام ’محلی‘ و ’سلوا‘ در شهرستان رشت انجام شد. غلظت­های مختلف اسید هیومیک (صفر، 300، 600 و 1000 میلی­گرم بر لیتر) به­صورت محلول­پاشی برگی در دو مرحله (اواخر فروردین در مرحله­ی سه­برگی و اواخر اردیبهشت در مرحله­ی پنج­برگی) روی دو رقم ’محلی‘ و ’سلوا‘ کاشته­شده در بسترهای مختلف (خاک معمولی و مخلوط خاک معمولی همراه با سبوس برنج، پرلیت و ضایعات چای) به­کار گرفته شدند. این پژوهش به­صورت فاکتوریل بر پایه­ی بلوک کامل تصادفی در 4 تکرار اجرا شد. کاربرد اسید هیومیک، رشد و بازدهی توت­فرنگی را افزایش داد. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد شاخه یا استولون (82/14 عدد در بوته) در رقم ’سلوا‘ کاشته­شده در بستر خاک معمولی همراه با ضایعات چای تیمارشده با 1000 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک به­دست آمد. بالاترین وزن میوه (45/35 گرم) و بیشترین تعداد میوه (41/15 عدد در بوته) در رقم ’سلوا‘ کاشته­شده در بستر خاک معمولی همراه با پرلیت تیمارشده با 1000 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک به­دست آمد. این وزن و تعداد میوه حدود چهار برابر وزن و تعداد میوه در شاهد بود. بیشترین تعداد برگ (03/16 عدد در بوته) در رقم ’محلی‘ کاشته­شده در بستر خاک معمولی همراه با سبوس برنج و تیمارشده با 300 گرم بر لیتر اسید هیومیک به­دست آمد. کمترین تعداد (58/3) و وزن (23/8 گرم) میوه در رقم ’محلی‘ کاشته­شده در بستر خاک معمولی بدون تیمار با اسید هیومیک به­دست آمد. این نتایج نشان می­دهد که کاربرد برگی اسید هیومیک می­تواند برای افزایش ویژگی­های کمی و کیفی میوه­ی توت­فرنگی مفید باشد. در مجموع، با توجه به اهمیت میوه در گیاه توت­فرنگی، بهترین تیمار؛ 1000 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک در بستر کشت مخلوط خاک معمولی همراه با پرلیت برای رقم ’سلوا‘ معرفی می­گردد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر اندوفیت باکتریایی (aurantiacum Exigubacterium) جداسازی شده از گیاه شورپسند (Salsola imbricata) بر صفات رشدی گیاهچه گوجه‌فرنگی تحت تنش شوری

صفحه 153-167

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61963.0

سهیلا آقائی درگیری، داود صمصام پور، مجید عسکری سیاهویی، عبدالنبی باقری

چکیده اندوفیت‌ها می‌توانند نقش مهمی در بقای گیاهان در شرایط تنش شوری به واسطه کاهش اثر سو سدیم داشته باشند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اندوفیت باکتریایی (aurantiacumExigubacterium)، جداسازی شده که از گیاه شورپسند(Salsola imbricata) در بهبود رشد گیاهچه گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum L.) رقم ’8320‘، تحت شرایط تنش شوری انجام شد. بذور تلقیح شده با باکتری به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سینی نشاء کشت و بعد از رشد، انتقال گیاهچه به گلدان‌ها در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه هرمزگان انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل پنج سطوح تنش شوری (صفر، 4، 6، 8 و 10 دسی‌زیمنس بر متر) و تلقیح باکتری بود. در این آزمایش صفات ارتفاع ساقه، وزن خشک ساقه، برگ و ریشه، تعیین درصد نشت الکترولیت، کلروفیل a، کلروفیل b، کارتنوئید، پرولین و محتوای کربوهیدارت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد تنش شوری باعث کاهش معنی‌دار ارتفاع ساقه، وزن خشک ساقه، برگ و ریشه، کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید و افزایش نشت الکترولیت شد؛ اما باکتری باعث کاهش اثرات منفی تنش شوری روی گوجه‌فرنگی شد. گیاهچه گوجه‌فرنگی تحت تیمار با اندوفیت باکتریایی سطوح بالاتری از اسمولیت‌های کلیدی؛ پرولین آزاد و کربوهیدرات‌های محلول کل در مقایسه با گیاهچه تیمار نشده در شرایط تنش شوری نشان دادند. نتایج همچنین نشان داد باکتری باعث افزایش رشد گوجه‌فرنگی در آب و خاک شور می‌شود و می‌توان از آن به عنوان یک ابزار موثر برای کشت گیاهان حساس به شوری مانند گوجه‌فرنگی استفاده کرد.