با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 35، شماره 3 - شماره پیاپی 51، پاییز 1400، صفحه 313-458 
مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی اثرات تنش آبی و مقادیر مختلف ورمی کمپوست و سولفات پتاسیم بر برخی خصوصیات کمی و کیفی میوه شلیل رقم ’ردگلد‘

صفحه 313-330

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60608.0

محمد جانعلی نژاد، حسین افشاری، بهداد علیزاده، امید قاسمی

چکیده به‌منظور بررسی اثرات سطوح مختلف سولفات پتاسیم، ورمی­کمپوست و تنش آبی بر خواص کمی و کیفی میوه شلیل رقم ’ردگلد‘ پژوهشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی به صورت کرت­های دوبار خرد شده در 3 تکرار و 18 تیمار، جمعاً بر روی 54 درخت در سال 1395 در شهر ساری اجرا گردید. فاکتورهای مورد آزمایش شامل سطوح آبیاری در دو سطح 50 و 100 درصد نیاز آبی گیاه به عنوان عامل اصلی و ورمی کمپوست در سطوح صفر، 5 و 10 کیلوگرم برای هر درخت به عنوان عامل فرعی، سطوح سولفات پتاسیم به میزان صفر، 200 و 400 گرم برای هر درخت به عنوان عامل فرعی فرعی بود. نتایج نشان داد که تیمار پتاسیم موثرترین تیمار اعمال شده بر روی گیاه بوده و در مقایسه با دو تیمار اعمال شده دیگر بیشترین اثرگذاری را در بهبود عملکرد، وزن میوه، طول میوه، مواد جامد محلول میوه، میزان کلروفیل برگ و پتاسیم برگ داشته و از نظری آماری اختلاف نتایج آن معنی­دار شد (P< 0.01). تیمار ورمی کمپوست تنها بر میزان عملکرد میوه و پتاسیم برگ معنی‌دار بود. اثرات تنش آبی تنها تیماری بود که فقط بر وزن هسته میوه در سطح 5 درصد معنی‌دار بوده و بر روی فاکتورهای کیفی مورد بررسی اثر معنی‌داری نداشته و در تقابل با سایر تیمارها اثرات خود را نشان داد. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که کاربرد ورمی‌کمپوست به همراه سولفات پتاسیم نقش مفید و موثری در بهبود صفات مورفولوژی و فیزیولوژی شلیل رقم ’رد گلد‘ داشته و مصرف تلفیقی ورمی کمپوست و سولفات پتاسیم اثر مثبتی بر روی کمیت و کیفیت میوه شلیل داشت.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر طیف‌های مختلف نور بر صفات مورفولوژیکی و میزان هیپریسین در گل راعی (Hypericum perforatum L.)

صفحه 331-339

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.57256.0

ژاله زندوی فرد، مجید عزیزی

چکیده گل راعی به دلیل خواص ضدافسردگی بارز، یکی از مهم‌ترین گیاهان دارویی است. کمیت و کیفیت نور اثر به سزایی بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی، رشد و نمو کلی گیاه و تولید متابولیت‌های ثانویه دارد. به‌طوری‌که با تغییرات کمی و کیفی نور می‌توان رشد گیاه را در جهت دلخواه دستکاری نمود. در این پژوهش اثر طیف‌های مختلف نور با شدت 1000 لوکس شامل نور سفید، قرمز، سبز و آبی که با فیلتر‌های رنگی ایجاد شده بر صفات مورفولوژیکی و میزان هیپریسین در گیاهچه‌های گل راعی (Hypericum perforatum L.) مورد مطالعه قرار گرفت. این آزمایش بصورت طرح کاملاً تصادفی با 10 تکرار در جعبه‌هایی به ابعاد 20×30 و با نشاهایی به ارتفاع 25 سانتی‌متر انجام شد. آزمایش در اطاقک رشد به‌ترتیب با دمای روز و شب 25 و 21 درجه سانتی­گراد، رطوبت نسبی 45 درصد، 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی ادامه یافت. نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تعداد برگ، وزن تر و خشک پیکر رویشی و ریشه به گیاهان تیمار شده با نور سفید اختصاص دارد. در صفات ارتفاع گیاه، طول میانگره و تعداد گرهک‌های سیاه برگ بیشترین میانگین‌ها به ترتیب (98/22 سانتی متر، 23/1 سانتی متر و 77/17 عدد) مربوط به نور قرمز و کمترین میانگین‌ها به ترتیب (37/16 سانتی‌متر، 72/0 سانتی‌متر و 88/13 عدد) مربوط نور سفید بود. بیشترین تا کمترین مقدار هیپریسین (0.08، 0.07، 0.05و 0.03 درصد) به ترتیب در گیاهچه‌های تحت تیمار با فیلترهای نوری قرمز، سفید، آبی و سبز مشاهده شد. بدین ترتیب جهت رشد بهینه گیاهچه‌های گل راعی به طول موج‌های مختلف نوری در طی دوره رشدی گیاه، نیاز است.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

تولید گیاهان خودریشه گلابی رقم ʼنطنزʽ (Pyrus communis L. cv. Natanz) در شرایط درون‌شیشه‌ای

صفحه 341-354

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60797.0

غلامحسین داوری نژاد، ساجده کریم پور

چکیده به منظور تولید درختان خودریشه گلابی رقم ʼنطنزʽ (Pyrus communis cv. Natanz) در شرایط درون شیشه‌ای سه آزمایش جداگانه برای بهبود پرآوری شاخه (تاثیرات BAP و Fe-NaEDDHA)، استقرار مریستم (تاثیرات BAP و GA3) و ریشه‌دهی ریزشاخه‌ها (تاثیرات IBA و NAA) در قالب طرح کاملاً تصادفی به اجرا در آمد. شاخه‌ها در محیط کشت PMI (MS ×1.5 CaCl2. 2H2O, KH2PO4 and MgSO4. 7H2O) حاوی 5/1 میلی‌گرم بر لیتر BAP و صفر میلی‌گرم بر لیتر Fe-NaEDDHA پرآوری شدند (50/5 شاخه/ریزنمونه) و رشد طولی خوبی داشتند در صورتی‌که غلظت‌های پایین BAP و Fe-NaEDDHA برگ‌های بالغ بیشتری را تولید کرد. محیط کشت PMI غنی شده با 1 میلی‌گرم بر لیتر BAP بعلاوه 150 میلی‌گرم بر لیتر Fe-NaEDDHA برای پرآوری شاخه نطنز بدلیل بالاترین میزان در رشد رویشی و بالاترین کیفیت شاخه‌های پرآوری شده پیشنهاد می‌شود. محیط کشت MS حاوی 5/0 میلی‌گرم بر لیتر BAP و 5/0 میلی‌گرم بر لیتر GA3 و یا 1 میلی‌گرم بر لیتر BAP (81 درصد) و 1/0 میلی‌گرم بر لیتر GA3 (63 درصد) به ترتیب بالاترین درصد استقرار مریستم را داشتند. ریزشاخه‌های درون شیشه‌ای نطنز از طریق فروبری سریع در محلول IBA+NAA (1000+1000 میلی‌گرم بر لیتر) و سپس قرار دادن در محیط کشت PMI ریشه‌دار شدند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

غربال شش رقم انار (Punica granatum L.) تجاری ایرانی برای تحمل به تنش خشکی بر اساس برخی عناصر غذایی برگ

صفحه 355-365

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60222.0

محمود اثنی عشری، اسفندیار حسنی مقدم

چکیده به منظور بررسی پاسخ شش رقم انار تجاری ایران به تنش خشکی آزمایشی بر اساس میزان برخی از عناصر غذایی برگ انجام شد. این مطالعه بصورت یک آزمایش فاکتوریل با دو فاکتور: 1- رقم انار درشش سطح (’رباب نی­ریز‘، نادری­بادرود، شیشه­کپ فردوس، اردستانی مه­ولات، ملس­یزدی و شیرین­شهوار) و 2- تنش خشکی در سه سطح شامل بدون تنش خشکی (80 درصد رطوبت ظرفیت زراعی، شاهد)، خشکی متوسط، (60 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) و خشکی شدید (40 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) در قالب طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار در گلخانه اجرا گردید. نتایج این مطالعه نشان داد میزان عناصر غذایی در تمامی ارقام مورد مطالعه تحت تاثیر تنش خشکی قرار گرفت، اما پاسخ آن به تنش متفاوت بود. میزان عناصر غذایی آهن، روی، مس، منگنز، سدیم و فسفر بر مبنای وزن خشک در شرایط تنش خشکی کاهش یافت در حالی‌که غلظت عنصر پتاسیم تحت تنش خشکی روند افزایشی داشت. بر اساس نتایج بدست آمده از این پژوهش به ترتیب ارقام رباب نی‏ریز و ملس یزد از نظر جذب عناصر غذایی در مقایسه با سایر ارقام مورد مطالعه دارای تحمل بیشتری در برابر تنش خشکی بودند. بالاترین میزان آهن (9/126 میلی‏گرم بر گرم)، روی (9/39 میلی‏گرم بر گرم)، مس (13 میلی‏گرم بر گرم)، منگنز (8/51 میلی‏گرم بر گرم) و پتاسیم (11/2 درصد) در رقم رباب نی‏ریز حاصل شد. بنابراین استفاده از این رقم در شرایط تنش خشکی مشابه پیشنهاد می­گردد. در بین ارقام مورد بررسی ارقام نادری بادرود و اردستانی مه ولات بیشترین حساسیت را به تنش خشکی داشتند و ارقام شیرین شهوار یزد و شیشه‌کپ فردوس از این نظر مقاومت متوسطی نشان دادند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر محلول‌پاشی براسینواستروئید بر گیاهچه فلفل دلمه‌ای(Capsicum annuum L.) تحت تنش خشکی

صفحه 367-381

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61838.0

سعید خسروی، مریم حقیقی

چکیده هورمون­های گیاهی نقش موثری بر رشد و توسعه گیاهان و افزایش مقاومت به تنش­ها دارند، براسینواستروئیدها از هورمون­های گیاهی می­باشند که به صورت موثری مقاومت به تنش خشکی را در محصولات زراعی و باغی افزایش می­دهند. بنابراین در پژوهشی، تأثیر براسینواستروئید (BR) بر غلظت پرولین، آمینواسید، پروتئین، محتوای آبسیزیک­اسید در گیاه فلفل دلمه­ای تحت تنش خشکی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی بر روی گیاه فلفل دلمه­ای (Capsicum annuum L.) رقم ̔̕Castello چهار تیمار خشکی با استفاده از محلول پلی­اتیلن­گلیکول 6000 در چهار سطح صفر، 6-، 7-و 8- بار اعمال شد. براسینواستروئید در دو سطح شاهد و 1 میکرومولار به حالت محلول­پاشی استفاده شد. نتایج نشان داد با افزایش شدت تنش خشکی وزن تر (41 درصد) و خشک ساقه (66 درصد) کاهش یافت و شدت  اثر مخرب تنش در ساقه با کاربرد براسینواستروئید، در تنش ملایم بیشتر بود اما در ریشه در همه سطوح تنش با روند یکسانی کاهش اثرات مخرب را نشان داد. کاربرد براسینواستروئید باعث کاهش شاخص­های تنش ازجمله پرولین (7 درصد) و اسیدآبسزیک (50 درصد) شد و این کاهش در میزان پرولین بخصوص در سطوح بالاتر تنش بیشتر بود. میزان اسیدآمینه و پروتئین با تنش خشکی کاهش یافت و کاربرد براسینواستروئید نتوانست به طور موثری از این کاهش خصوصاً در مورد ترکیبات و میزان آمینواسید موثر باشد. به طور کلی به نظر می­رسد کاربرد براسینواستروئید در غلظت 1 میکرومولار بر موجب کاهش اثرات منفی تنش و حفظ خصوصیات رویشی گیاهچه­های فلفل دلمه­ای تحت تنش خشکی می­گردد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

معرفی نارنگی‌ جدید جهانگیر بر اساس ویژگی‌های فیزیکو‌شیمیایی و ارگانولپتیک برتر میوه

صفحه 383-398

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61812.0

جواد فتاحی مقدم، سیده الهام سیدقاسمی، طاهره رییسی

چکیده در ایران که مصرف سرانه مرکبات به صورت تازه‌خوری بالا است (متوسط 45 کیلوگرم) نیاز به ایجاد و معرفی ارقام جدید با ویژگی‌های کیفی مطلوب به صورت مستمر است. در این پژوهش ویژگی‌های فیزیکو‌شیمیایی و ارگانولپتیک میوه‌‌ی نارنگی جهانگیر حاصل تلاقی نارنگی کلمانتین (والد ماده) و پرتقال سالوستیانا (والد نر) (Citrus clementina Hort. ex Tanaka × C. sinensis (L.) Osbeck cv. Salustiana) در مقایسه با نارنگی کلمانتین (Citrus clementina Hort. ex Tanaka) به عنوان شاهد روی پایه نارنج طی دو سال آخر منتج به معرفی رقم در قالب طرح کاملا تصادفی مطالعه شد. ویژگی‌های فیزیکو‌شیمیایی و ارگانولپتیک میوه‌‌ها در زمان برداشت و به فواصل زمانی 20 و 40 روز از سردخانه (دمای 5 درجه سلسیوس، رطوبت 85 درصد) ارزیابی شدند. نتایج نشان داد اندازه میوه (طول و دو قطر)، وزن، ‏میانگین قطرهای ‏حسابی، هندسی، معادل و هم‌ساز، مساحت رویه، حجم واقعی، ‏ضریب کرویت و سطح جانبی نارنگی جهانگیر به طور معنی‌داری بیش‌تر از کلمانتین بود. نارنگی جهانگیر مقادیر بالاتری L*، a*، b*، hue و C نسبت به شاهد کلمانتین داشت لیکن شاخص‌های a* و CCI جهانگیر کم‌تر بود. نارنگی جهانگیر پوست‌گیری آسان‌تر و تعداد بذر مشابه کلمانتین داشت. کاهش وزن میوه جهانگیر طی نگهداری کم‌تر از کلمانتین بود. میزان مواد جامد محلول (TSS) میوه جهانگیر در زمان برداشت و طی نگهداری بالاتر از کلمانتین بود. بعلاوه میزان اسیدیته کل (TA) (34/0 درصد) میوه جهانگیر نیز کم‌تر از میوه کلمانتین (45/0 درصد) بود. نسبت TSS به TA در نارنگی جهانگیر خیلی بالاتر (25/44) از کلمانتین (16/26) مشاهده شد. درصد عصاره میوه جهانگیر با 87/44 درصد بالاتر از کلمانتین با 12/40 و شاخص تکنولوژی نیز به ترتیب 45/6 و 67/4 بود. ظرفیت آنتی‌اکسیدانی گوشت میوه طی نگهداری کاهش یافت. میزان آسکوربیک‌اسید در جهانگیرکم‌تر از شاهد ولی میزان فنل گوشت بالاتر (43/0 میلی‌گرم در گرم) از کلمانتین (4/0 میلی‌گرم در گرم) بود. آنالیز مولفه اصلی نشان داد عمده نمونه‌های جهانگیر در قسمت چپ نمودار بودند که ویژگی‌هایی چون طعم، شیرینی، ظاهر خوب پوست و گوشت و پذیرش کلی میوه در این ناحیه غالب بود و مورد پذیرش بیش‌تری از سوی ارزیابان حسی واقع شد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

کاربرد برگی اسید هیومیک روی انباشت مواد مغذی در برگ و میوه‌ی توت‌فرنگی رقم ’سلوا‘ تحت بسترهای کشت مختلف

صفحه 399-411

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.39616

بهزاد کاویانی

چکیده در سال­های اخیر، استفاده از اسید هیومیک برای ارتقای ویژگی­های رویشی و زایشی گیاهان زراعی و باغی عمومی شده است. یک آزمایش گلدانی برای بررسی اثر کاربرد برگی اسید هیومیک و بسترهای کشت مختلف روی جذب و انباشت مواد مغذی در برگ و میوه­ی توت­فرنگی رقم ’سلوا‘ (Fragaria ×ananassa Duch. cv. ‘Selva’) انجام شد. غلظت­های مختلف اسید هیومیک (صفر، 300، 600 و 1000 میلی­گرم بر لیتر) به­صورت اسپری برگی در دو زمان (اواخر فروردین و اواخر اردیبهشت) روی توت­فرنگی کاشته­شده در بسترهای مختلف (خاک معمولی حاوی خاک باغچه، کود گاوی خشک­شده و ماسه بادی به­نسبت مساوی و مخلوط خاک معمولی همراه با سبوس برنج، پرلیت و ضایعات چای) به­کار گرفته شدند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار پتاسیم (518 میلی­گرم بر لیتر) و فسفر (84/4 میلی­گرم بر لیتر) میوه در گیاهان تیمارشده با 1000 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک کاشته­شده در بستر مخلوط خاک معمولی همراه با سبوس برنج به­دست آمد. بیشترین مقدار پتاسیم برگ (50/48 میلی­گرم بر لیتر) در گیاهان تیمارشده با 600 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک کاشته­شده در بستر مخلوط خاک معمولی و بیشترین مقدار فسفر برگ (32/6 میلی­گرم بر لیتر) در بستر مخلوط خاک معمولی همراه با سبوس برنج به­دست آمد. بیشترین مقدار ازت (35/5 درصد) میوه در گیاهان کاشته­شده در بستر مخلوط خاک معمولی همراه با ضایعات چای بدون کاربرد برگی اسید هیومیک به­دست آمد. گیاهان رشدیافته در این بستر کشت همراه با تیمار 1000 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک بیشترین مقدار ازت برگ (47/5 درصد) را داشتند. از آنجایی که مهم­ترین عناصر برای افزایش کیفیت میوه­ی توت­فرنگی به­ترتیب پتاسیم، فسفر و ازت است، استفاده از 1000 میلی­گرم بر لیتر اسید هیومیک کاشته­شده در بستر مخلوط خاک معمولی همراه با سبوس برنج توصیه می­شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر پرتو فرابنفش بر رشد، مورفولوژی و فنولوژی سه رقم گل گندم (Centaurea cyanus)

صفحه 413-425

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61939.0

مهدی رستگار، حسن مومیوند، علیرضا شایگان فر، عبدالحسین رضایی نژاد

چکیده در دهه‌های گذشته فعالیت‌های انسانی موجب اثرات نامطلوبی بر اتمسفر و لایه ازن استراتوسفری و در نتیجه افزایش میزان پرتو فرابنفش خورشید در سطح کره زمین به‌‌ویژه در ارتفاعات شده است. پژوهش حاضر به‌منظور ارزیابی تأثیر پرتو فرابنفش بر رشد، خصوصیات مورفولوژی و فنولوژی سه رقم گل گندم در شرایط گلخانه در سال 1397 انجام گرفت. آزمایش به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح پایه‌ کاملاً تصادفی اجرا شد. پرتو فرابنفش در چهار سطح به‌عنوان عامل اول (شامل: شاهد، پرتو فرابنفش A، پرتو فرابنفش B و پرتو فرابنفش A+B) و سه رقم گل گندم (ارقام صورتی C. cyanus var. Kornblume pink، قرمز C. cyanus var. Kornblume rot و آبی C. cyanus var. Kornblume blau) به‌عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که تیمار پرتو فرابنفش B و کاربرد همزمان فرابنفش A و B منجر به کاهش اغلب صفات مورفولوژی و صفات وابسته به رشد و عملکرد گیاه گردید. تیمار پرتو فرابنفش A باعث کاهش طول ساقه گل‌دهنده و وزن‌تر و خشک بوته در مقایسه با تیمار شاهد گردید. بررسی نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد که کاربرد پرتو فرابنفش A منجر به کاهش تعداد روز تا ظهور اولین غنچه گل و تعداد روز تا باز شدن اولین گل در ارقام گل گندم نسبت به تیمار شاهد گردید. تیمار پرتو فرابفش B باعث گلدهی زودتر گل گندم در مقایسه با فرابنفش A گردید. با این‌حال سریع‌ترین ورود به فاز زایشی و گلدهی ارقام گل گندم با کاربرد همزمان فرابنفش A و B مشاهده شد. با وجود این‌که رقم Kornblume rot از رشد رویشی بیشتری برخوردار بود، رقم Kornblume pink با داشتن تعداد گل‌های بیشتر، بالاترین عملکرد گل و گلدهی سریع‎تر نسبت به سایر ارقام مورد مطالعه برای کشت مناسب‌تر است.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر مرحله بلوغ میوه بر ویژگی‌های فیزیکیوشیمیایی و پلی‌فنل‌های میوه اترج صغیر (Citrus medica var. medica Proper.)

صفحه 427-446

https://doi.org/10.22067/jhs.2020.61947.0

نحله تقوایی فرد، عسکر غنی، سید مهدی حسینی فرهی

چکیده به منظور بررسی تأثیر مرحله بلوغ میوه بر ویژگی­های بیوشیمیایی بخش­های مختلف میوه اترج صغیر، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با دو فاکتور و چهار تکرار اجرا گردید. فاکتور اول، دارای چهار سطح شامل مراحل مختلف بلوغ میوه (سبزرسیده، تغییررنگ پوست، زردرسیده و بسیاررسیده) بود. فاکتور دوم دارای چهار سطح شامل بخش‌های مختلف میوه اترج صغیر (فلاودو، آلبیدو، تفاله و آب‌میوه) بود. مهمترین صفات اندازه­گیری شده شامل میزان فلاون و فلاونول، فلاونوئید کل، ترکیبات فنلی کل و فعالیت آنتی­اکسیدانی بود. تغییرات فیزیکی بخش­های مختلف میوه و همچنین ویژگی­های مربوط به آب­میوه (اسیدیته، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل­تیتر و ویتامین ث) در طی بلوغ میوه اندازه­گیری شد. مهمترین ترکیبات فیتوشیمیایی بخش فلاودو شامل درصد و عملکرد اسانس، محتوی کلروفیل و پلی­فنل­ها ­(روتین، ترانس-فرولیک اسید، هسپریدین، هسپرتین و کوئرستین) در طی رسیدن میوه بررسی شد. نتایج نشان­دهنده تاثیر معنی­دار مرحله بلوغ میوه بر بیشتر صفات مورد بررسی بود. بیشترین میزان فلاون و فلاونول (377/0 میلی­گرم برگرم) و فلاونوئید کل (38/16 میلی­گرم برگرم) مربوط به فلاودو در مرحله بسیار رسیده بود. بالاترین میزان اسانس فلاودو (37/2 درصد حجمی-وزنی) در مرحله تغییر رنگ اندازه­گیری شد و با پیشرف بلوغ محتوی کلروفیل دستخوش تغییرات نزولی گردید. پیشرفت بلوغ باعث کاهش بیشتر اجزای پلی­فنل­های اندازه­گیری شده شامل هسپریدین (86/1 به 68/0 میلی­گرم برگرم)، کوئرستین (62/1 به 89/0 میلی­گرم برگرم) و روتین (42/0 به 17/0 میلی­گرم برگرم) گردید. به طور کلی بخش فلاودو به عنوان مهم­ترین بخش دارویی میوه اترج و مراحل ابتدایی بلوغ زمان مناسب­تری برای برداشت تعیین گردید.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی خصوصیات کمی و کیفی میوه ژنوتیپ‌های مختلف بنه (Pistacia atlantica ) در مرحله سبز

صفحه 447-458

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67091.0

صلاح الدین مصلحتی فرد، حمید حسن پور

چکیده بررسی تنوع مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی در میوه، امکان انتخاب ژنوتیپ­های برتر را جهت توسعه کشت و کار برای کشاورزان و اصلاح‌گران فراهم می­کند. این پژوهش، تنوع و تعیین برخی خصوصیات کمی و کیفی میوه بنه 11 ژنوتیپ مختلف را در مرحله میوه سبز و در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد بررسی قرار می­دهد. از هر کدام از ژنوتیپ­ها، تعدادی خوشه بنه برداشت شد و جهت انجام اندازه­گیری­های مختلف به آزمایشگاه گروه علوم باغبانی دانشگاه ارومیه انتقال داده شد. سپس برخی از صفات کمی میوه و خوشه و همچنین میزان فنل کل، فلاونوئید کل و ظرفیت آنتی‌اکسیدان کل مورد آنالیز قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که بین ژنوتیپ­ها از نظر همه پارامتر­های اندازه­گیری شده به غیر از طول خوشه، اختلاف معنی­داری در سطح احتمال یک درصد و پنج درصد وجود داشت. نتایج آشکار کرد که تنوع بالایی در اکثریت صفات اندازه­گیری شده وجود دارد. بیشترین میزان طول، عرض و وزن خوشه و همچنین عرض و وزن میوه در ژنوتیپ P10 و کمترین آن در ژنوتیپ­هایP5  و P6 مشاهده شد. از نظر خصوصیات بیوشیمیایی بالاترین میزان فنل کل (5/1034 میلی­گرم بر صدگرم وزن تر اسیدگالیک)، فلاونوئید کل (82/143 میلی­گرم بر صدگرم وزن تر کوئرستین) و ظرفیت آنتی­اکسیدان (93 درصد) را ژنوتیپ  P3به خود اختصاص داد و همچنین کمترین میزان فنل کل (08/370 میلی­گرم بر صدگرم وزن تر اسیدگالیک)، فلاونوئید کل (25/62 میلی­گرم بر صدگرم وزن تر کوئرستین) در ژنوتیپ P7 مشاهده شد. بر اساس این پژوهش، ژنوتیپ­های P3 و P10 از لحاظ صفات مورد بررسی در وضعیت مطلوب­تری نسبت به سایر ژنوتیپ­ها قرار داشتند و می­توانند جهت مصارف دارویی، خوراکی، صنعتی و همچنین اهداف اصلاحی پیشنهاد گردند.