بررسی نقش سایبان و تغذیه نیتروژنه در بهبود مقدار نیتروژن و صفات رشدی بوته های مادری و دختری توتفرنگی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405
https://doi.org/10.22067/jhs.2026.96537.1476
سیده معصومه حائری، مهدی حدادی نژاد، کامران قاسمی، بیژن کاووسی
چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سایبان و نسبتهای نیترات به آمونیوم بر رشد و جذب نیتروژن در توتفرنگی انجام شد تا بهترین شرایط برای تولید نشا تعیین شود. نشاها از نهالستان تجاری تهیه و در اسفند به بستر خاکی منتقل شدند. تیمارهای آزمایش شامل سایبان (30 و 50%) و نسبتهای نیترات به آمونیوم (0:100، 25:75، 50:50، 75:25) بودند. در بهار آبیاری و گلگیری و سپس تغذیه انجام و در تیرماه سایبانهای 30 و 50 درصد نصب شدند. صفات مختلف از جمله وزن تر و خشک ریشه و برگ، ارتفاع بوته، قطر طوقه، محتوای نیتروژن و... برای بوته های مادری و دختری اندازهگیری شدند. در بوتههای دختری، بالاترین وزن تر و خشک ریشه (543/0 و 24/0 گرم) در نسبت ۷۵:۲۵ و سایبان ۵۰% حاصل شد. همچنین، ارتفاع بوته (5/12سانتیمتر) و وزن تر برگ (77/0گرم) در سایبان ۵۰% به حداکثر رسید. در بوتههای مادری، بیشترین تعداد ریشه (83/34) در سایبان ۳۰% شاهد مشاهده شد، درحالیکه وزن تر ریشه در نسبت ۵۰:۵۰ به اوج خود رسید(06/3 گرم). بیشترین تعداد برگ (5/10) و سطح برگ (75/64سانتیمتر مربع) نیز در سایبان ۳۰% بدست آمد. قطر طوقه (25/1 سانتیمتر) در سایبان ۵۰% با نسبت ۵۰:۵۰ افزایش یافت. محتوای نیتروژن برگها در سایبان ۳۰% و نسبت ۰:۱۰۰ به 64/2% رسید که ۳۲% بیشتر از تیمار شاهد بود. نتایج نشان داد که سایبان 30% همراه با نسبتهای متعادل نیترات به آمونیوم (بهویژه 50:50) بیشترین تأثیر مثبت را بر رشد و جذب نیتروژن دارد. این یافتهها میتواند در مدیریت گلخانههای توتفرنگی برای بهبود عملکرد نشاها مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی سطوح مختلف کود سوپرفسفات تریپل بر برخی خصوصیات کمی و کیفی پسته رقم سفید
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405
https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95604.1467
صدیقه وطن خواه حجت آباد، مهدی خیاط
چکیده بهمنظور بررسی اثر سطوح مختلف کود سوپر فسفات تریپل بر برخی خصوصیات کمی و کیفی پسته رقم سفید آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، طی دو سال متوالی (1402 (OFF) و 1403 (ON)) در باغهای پسته شهرستان فردوس استان خراسان جنوبی اجرا شد. تیمار آزمایشی شامل سوپرفسفات تریپل در چهار سطح (صفر، 150، 300 و 600 گرم به ازای هر درخت) بود. نتایج مقایسه میانگین حاصل از آزمایش نشان داد که بیشترین طول شاخه در هر دو سال آزمایش از مصرف 600 گرم کود فسفر حاصل شد. مصرف 300 گرم کود در سال OFF منجر به بیشترین تعداد خوشه در شاخه شد. در سال ON مصرف 600 گرم کود بیشترین تعداد خوشه در شاخه را داشت. بیشترین تعداد دانه در خوشه در سال OFF از مصرف 300 گرم و در سال ON در تیمار شاهد مشاهده شد. در سال OFF بیشترین درصد خندانی و کمترین درصد پستههای دهان بست مربوط به تیمار شاهد بود. کمترین درصد پوکی در سال OFF مربوط به مصرف 600 گرم کود بود. در سال OFF از مصرف 300 گرم و در سال ON از مصرف 600 گرم کود بیشترین عملکرد حاصل شد. در هر دو سال آزمایش از مصرف 600 گرم کود بیشترین کلرفیل a و b بهدست آمد. بیشترین میزان فسفر شاخه طی دو سال آزمایش از مصرف 300 گرم کود حاصل شد. در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که مصرف مقادیر بالاتر از 300 گرم سوپر فسفات تریپل میتواند سبب افزایش برخی خصوصیات رویشی و زایشی پسته شود.
تاثیر تلقیح با قارچ اندوفیت Serendipita indica بر بهبود صفات مورفوفیزیولوژیکی و جذب عناصر غذایی ترکیب پیوندی بادام تحت تنش شوری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مرداد 1405
https://doi.org/10.22067/jhs.2026.93088.1424
شبنم مصطفوی، جعفر حاجیلو، صاحبعلی بلندنظر
چکیده بادام (Prunus dulcis Mill.) یکی از قدیمیترین و مهمترین میوههای خشک در جهان بوده و بومی فلات ایران میباشد. تنش شوری یکی از مهمترین عوامل محدودکننده کشت و تولید بادام در سراسر جهان محسوب میشود. همزیستی با قارچهای اندوفیت میتواند باعث بهبود رشد و تحمل به تنش شوری در گیاه میزبان گردد. این پژوهش بهمنظور بررسی تاثیر همزیستی با قارچ Serendipita indica و سه سطح شوری (صفر، 60 و 120 میلیمولار) بر صفات مورفوفیزیولوژیک و محتوای عناصر غذایی رقم بادام ̓سوپرنوا̒ پیوند شده بر پایه GF677 در شرایط گلخانه، بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی انجام شد. نتایج حاصل نشان داد، سطح تک برگ گیاهان تلقیح شده در شوری 60 و 120 میلیمولار بهطور معنیداری و بهترتیب 9/19 و 4/24 درصد بیشتر از گیاهان تلقیح نشده بود. گیاهان تلقیح شده بهطورمعنیداری نسبت فلورسانس متغیر به حداکثر (8/9 درصد)، شاخص سبزینگی برگ (3/19 درصد)، محتوای فنل (31/27 درصد) و فلاونوئید کل(79/23 درصد) بیشتری در شوری 120 میلیمولار داشتند. در شوری بالا، گیاهان تلقیح شده بهطور معنیداری ظرفیت آنتیاکسیدانی کل بیشتر (13 درصد) و محتوای پراکسید هیدروژن (27 درصد) کمتری در مقایسه با گیاهان تلقیح نشده داشتند. در شوری 60 و 120 میلیمولار، محتوای سدیم برگی در گیاهان تلقیح شده بهطور معنیداری کمتر از گیاهان تلقیح نشده بود (بهترتیب 8/54 و 2/26 درصد). تلقیح با قارچ باعث بهبود جذب پتاسیم در برگ و ریشه بادام گردید. نتایج این مطالعه نشان داد میتوان از S. indica بهعنوان یک بهبود دهنده زیستی برای افزایش تحمل به شوری در گیاهان بادام استفاده کرد.
تأثیر محلولپاشی قبل از برداشت تریپتوفان و عصاره جلبک Ascophyllum nodosum بر صفات کیفی و آنتیاکسیدانی توتفرنگی رقم آلبیون در کشت هیدروپونیک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 مهر 1405
https://doi.org/10.22067/jhs.2026.98311.1506
مریم تاران، فرهنگ رضوی، عزیزاله خیری، ساناز مولائی، میثاق خالدی پاوه
چکیده توتفرنگی محصولی است که به علت اهمیت اقتصادی و ارزش غذایی بالا تولید آن در دنیا رو به افزایش بوده و دارای محبوبیت زیادی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر محلولپاشی قبل از برداشت سطوح مختلف اسیدآمینه تریپتوفان در سه سطح (mM ۱ ، ۲ و ۳) و عصاره جلبک دریایی آسکوفیلیوم نودوزوم ( gL-1۱ ، ۲ و ۳) و تیمار شاهد (آب مقطر) بر صفات کیفی و آنتیاکسیدانی میوه توتفرنگی رقم آلبیون در سیستم کشت هیدروپونیک، اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی شامل ۷ تیمار با 3 تکرار و مجموعاً 2۱ واحد آزمایشی انجام گردید. در این مطالعه صفاتی از جمله صفات مورفولوژیک همچون ابعاد میوه، وزن، حجم و سفتی بافت میوه، و صفات بیوشیمیایی همچون مواد جامد محلول (TSS)، اسیدقابل تیتراسیون (TA)، شاخص طعم، میزان فلاونوئید، فنول کل، کلروفیل برگ، ظرفیت آنتیاکسیدانی، آنتوسیانین و میزان اسیدآسکوربیک ارزیابی شدند. نتایج به دست آمده نشان داد تیمارها بر اکثر صفات مورفولوژیکی (وزن، طول، قطر و حجم میوه) و بیوشیمیایی (TSS، ماده خشک، کلروفیل برگ، اسیدآسکوربیک، فنول کل و فلاونوئید، ظرفیت آنتیاکسیدانی و آنتوسیانین) تأثیر معنیدار داشتند. تیمار تریپتوفان mM ۱ بیشترین افزایش وزن میوه، طول، قطر و حجم را نسبت به شاهد نشان داد. درحالیکه بیشترین تاثیر در غلظتهای عصاره جلبک آسکوفیلیوم نودوزوم بر TSS، ماده خشک و ظرفیت آنتیاکسیدانی متعلق به تیمار آسکوفیلیوم نودوزوم gL-1 ۳ بود. افزون بر این، تیمارهای تریپتوفان mM ۳ و آسکوفیلیوم نودوزوم gL-1 ۱ بهترتیب بیشترین میزان آنتوسیانین (mg 100g-1۶٫۹۲) و فلاونوئید کل (mg Q 100g-1 FW ۲٫۷۶) را نشان دادند. میزان اسیدآسکوربیک نیز در تیمارهای تریپتوفان mM ۱ و آسکوفیلیوم نودوزوم gL-1 ۱ به mg 100g-1 ۱۵۳٫۳۶ رسید. از سوی دیگر، سفتی بافت نیز در میوههای تحت تیمار اسیدآمینه تریپتوفان نسبت به سایر نمونهها کمتر بود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که این محرکهای زیستی کیفیت و ارزش غذایی میوههای توتفرنگی را بدون نیاز به کودهای شیمیایی افزایش دادند، بنابراین، میتوان این تیمارها را به عنوان، راهکاری پایدار برای تولید محصول ارگانیک با کیفیت بالا در کشت هیدروپونیک پیشنهاد نمود.
غربالگری اولیه سازگاری پانزده رقم وارداتی فندق در شرایط اقلیمی کوهستانی استان گیلان
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 01 دی 1405
https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97463.1493
شکراله حاجی وند، زهره روحی ویشکائی، داوود جوادی مجدد
چکیده با توجه به اهمیت اقتصادی و اجتماعی فندق و پتانسیل بالقوه ایران جهت تبدیل به یکی از تولیدکنندگان بزرگ این محصول در جهان، پژوهشی با هدف ارزیابی ارقام وارداتی فندق از کشور روسیه در منطقهای از توابع شهرستان رودسر استان گیلان با ارتفاع ۱۷۵۰ متر از سطح دریا در روستای صمدآباد از سال 1402 در ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮح ﺑﻠـﻮکﻫـﺎی ﻛﺎﻣـﻞ ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﺎ پنج ﺗﻜﺮار (هر تکرار سه پاجوش یکنواخت و هم سن از هر رقم) انجام شد. پانزده رقم باقمارنسکی، وارتاشن، خچتوی، چلسی، ولگراش، پرونس، سوچی، گوبان، مورفینسکی، ترابوزان،کالیب، اترک، ایزدب، پروستوریکا و قفقاز، بدون رقم شاهد محلی در فواصل 4×4 متر کشت شدند. سازگاری با محیط و صفات رویشی، زایشی و مشخصات میوه در سالهای 1402 تا 1404 مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری دادهها در قالب آزمایش تجزیه مرکب انجام شد. نتایج بررسی فنولوژی ظهور برگ و شاتون نشان داد طی هر دو سال 1404-1403 ارقام باقمارنسکی و وارتاشن جز ارقام زود برگده و رقم پروستوریکا جز رقم دیربرگده ثبت شد. بهعلاوه در هر دو سال در رقم باقمارنسکی ظهور شاتونها زودتر و در رقم خچتوی دیرتر اتفاق افتاد. از بین ارقام مورد مطالعه رقم قفقاز بالاترین صفت طول شاخساره و تعداد جوانه بر روی شاخساره را نشان داد. طول نهال در رقم اترک (28/179 سانتیمتر) بالاتر از سایر ارقام و کمترین مقدار مربوط به رقم گوبان (45/47 سانتیمتر) بود. از بین پانزده رقم رقم مورفینسکی بیشترین تعداد پاجوش و ارقام قفقاز و پرونس کمترین تعداد پاجوش را نشان دادند. بیشترین تعداد شاتون در ارقام مورد مطالعه مربوط به رقم وارتاشن و کمترین تعداد در رقم گوبان مشاهده شد. رقم باقمارنسکی با میانگین 11/2 سانتیمتر دارای بیشترین صفت طول شاتون و رقم گوبان با میانگین 28/0 سانتیمتر کمترین مقدار این شاخص را دارا بودند. بهعلاوه، از بین پانزده رقم، شش رقم سوچی، پروستوریکا، چلسی، وارتاشن، قفقاز و کالیب زودتر از سایر ارقام مورد مطالعه به بار نشستند. رقم وارتاشن (70/3) دارای بیشترین تعداد فندقه در هر خوشه بود. در میان ارقام مورد بررسی، رقم چلسی با میانگین وزن فندقه 79/4 گرم و رقم پروستوریکا با میانگین وزن مغز 61/1گرم، بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. ضرایب همبستگی نشان داد بین برخی از صفات اندازهگیری شده از قبیل وزن فندقه و مغز همبستگی معنیداری وجود دارد. بر اساس نتایج این پژوهش، ارقام سوچی، پروستوریکا، چلسی و قفقاز به دلیل باردهی زودتر و صفات پومولوژیکی مناسب، به عنوان گزینههای اولیه دارای پتانسیل مناسب برای ارزیابیهای بعدی به عنوان گزینه جایگزین احتمالی با ارقام محلی توصیه میشوند. علیرغم محدودیت ناشی از عدم وجود ارقام بومی منطقه در فاز مقدماتی، یافتههای حاصل از این پژوهش گام نخست و ضروری برای غربالگری اولیه و انتخاب ژنوتیپهای مستعد جهت ارزیابیهای دقیقتر چند ساله و مقایسهای با ارقام بومی در مطالعات آتی و توصیههای عملی برای کشت فندق در ایران فراهم میکند.
عملکرد و کیفیت پرتقال ’ناولینا‘ (Citrus sinensis cv. Navelina) روی پایههای مختلف
دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 18-1
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90972.1396
نگین اخلاقی امیری، علی اسدی کنگرشاهی
چکیده استان مازندران، 70 درصد کل پرتقال کشور را تولید میکند. برای تداوم تولید پایدار، استفاده از ارقام و پایههای متنوع و بررسی آنها در شرایط منطقه ضروری است. ازاینرو، تأثیر سه پایه سهبرگچهای مرکبات بر رشد رویشی و عملکرد کمّی و کیفی پرتقال رقم ’ناولینا‘ (Citrus sinensis cv. ’Navelina‘) طی هفت سال از زمان کاشت (1392) بررسی شد. در سال هفتم، پایه ’کاریزو سیترنج‘ (’Carrizo citrange‘)، بیشترین (765/0) و پایه ’سوینگل سیتروملو‘ (’Swingle citrumelo‘) کمترین (655/0) سازگاری ریختشناختی را با رقم ’ناولینا‘ نشان دادند. حجم متوسط درختان در سال هفتم از حداقل 48/4 مترمکعب روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘ تا حداکثر 24/5 مترمکعب روی پایه ’سیترنج C-35‘ (’C-35 citrange‘) متغیر بود. سه اصله از درختان روی پایه ’سیترنج C-35‘در سالهای پنجم و ششم، علائم کلروز شدید و ریزش برگ نشان دادند که دو اصله با مدیریت تغذیه و آبیاری دوباره به حالت طبیعی برگشتند، ولی یک اصله بهطور کامل زوال یافت. با اندازهگیری برخی از ویژگیهای میوه در نیمه آبان سالهای چهارم تا هفتم، متوسط اندازه میوه 282 گرم، متوسط ضخامت پوست 4/4 میلیمتر، نسبت طول به عرض میوه 011/1، مقدار پوست به وزن میوه 4/46 درصد، مقدار آب میوه به وزن میوه 2/41 درصد و شاخص برداشت از حداقل 84/8 روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘ تا حداکثر 74/10 روی پایه ’کاریزو سیترنج‘ متغیر بود. بالاترین متوسط عملکرد چهار سال (61/16 تن در هکتار) و بالاترین کارآیی عملکرد متوسط و سال پایانی (بهترتیب 07/6 و 77/7 کیلوگرم بر مترمکعب) روی پایه ’کاریزو سیترنج‘ ثبت شد. با توجه به نتایج، شروع برداشت پرتقال ’ناولینا‘ روی پایههای ’کاریزو سیترنج‘ و ’سیترنج C-35‘ از ابتدای آبان ماه (دو هفته زودتر از پرتقال ’تامسون ناول‘، رقم غالب منطقه) و روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘، 20-15 آبان (همزمان با پرتقال ’تامسون ناول‘) میباشد.
ارزیابی کارآیی ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بر ویژگیهای بیوشیمیایی و عملکرد گردو ایرانی رقم ’چندلر‘ (Juglans regia L. var. Chandler)
دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 182-163
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93226.1427
صغری حیدری، ولی ربیعی، اصغر سلیمانی، فهیمه نصر
چکیده گردوی ایرانی(Juglans regia L.) ، یک محصول مهم تجاری است که ارزش اقتصادی و تغذیهای ویژهای دارد و تقاضا برای گردوهای با کیفیت روزبهروز در بازار ملی و بینالمللی در حال افزایش است. ازاینرو، مدیریت مواد مغذی گردو یکی از عوامل مهم برای افزایش عملکرد و بهبود کیفیت مغز گردو میباشد. این پژوهش با هدف بررسی کارآیی ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بهعنوان جایگزین کودهای سولفاته بر صفات بیوشیمیایی و عملکرد گردو رقمChandler (’چندلر‘) اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و پنج درخت در هر واحد آزمایشی در باغی با درختان شش ساله رقم ’چندلر‘ حاصل از نهالهای کشت بافتی در مجتمع کشت و صنعت خرمدره اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل T1: تغذیه رایج باغ (شاهد) شامل نیترات پتاسیم و کلسیم 50 کیلوگرم در هکتار + سولفات پتاسیم 200 کیلوگرم در هکتار، T2: تیوسولفات کلسیم 100 لیتر در هکتار + سولفات پتاسیم 200 کیلوگرم در هکتار، T3: نیترات پتاسیم و کلسیم 50 کیلوگرم در هکتار + تیوسولفات پتاسیم 100 لیتر در هکتار + 125 کیلوگرم سولفات پتاسیم، T4: تیمار تیوسولفات کلسیم 100 لیتر در هکتار + تیوسولفات پتاسیم 100 لیتر در هکتار + 125 کیلوگرم سولفات پتاسیم بودند. نتایج نشان داد که همه تیمارها در افزایش کیفیت، ترکیبات بیوشیمایی و عملکرد گردو رقم ’چندلر‘ مؤثر بودند. تیمار تیوسولفات کلسیم در تلفیق با تیوسولفات پتاسیم بهطور مؤثری باعث افزایش فنل کل و فلاونوئید کل، آنتیاکسیدان کل، پروتئین خام، چربی خام میوه نسبت به شاهد شد. کمترین میزان آهن، اسیداولئیک و اسیدلینولئیک در شاهد مشاهده گردید. همچنین بیشترین عملکرد درخت (81/2 کیلوگرم میوه خشک) و کارآیی عملکرد در سطح مقطع تنه (5/38 گرم بر سانتیمترمربع) از تیمار تیوسولفات کلسیم به دست آمد. بهطورکلی، استفاده از ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بهعنوان بخشی از راهبرد تغذیهای در باغات گردو برای بهبود عملکرد و کیفیت میوه توصیه میشود.
بررسی تأثیر برخی از کودهای زیستی بر خصوصیات رشدی، محتوای عناصر غذایی برگ و عملکرد میوه سیب (Malus domestica cv. Red delicious)
دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 582-567
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87166.1329
افسانه صالحی، فاطمه نکونام، فرهنگ رضوی
چکیده پژوهش حاضر بهمنظور بررسی اثر محلولپاشی برگی برخی از کودهای زیستی بر خصوصیات رشدی و عملکرد میوه سیب (Malus domestica cv. Red delicious) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در شرایط آبوهوایی زنجان انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل محلولپاشی برگی جلبک دریایی (075/0 و 15/0 درصد)، اسیدآمینه (1/0 و 2/0 درصد)، اسیدهیومیک (03/0 درصد)، کود تجاری همارنگ (5/0 درصد)، کود شیمیایی ترکیبی (نیتروژن، روی و بور (اوره 1 درصد، کلات روی 3/0 درصد و اسیدبوریک 1/0 درصد)) و محلولپاشی با آب مقطر (شاهد) بود. نتایج نشان داد که کاربرد برگی کودهای زیستی و شیمیایی بهطور معنیداری رشد و عملکرد میوه را افزایش دادند. بهطوریکه بیشترین افزایش رشد شاخه سال جاری (39 درصد) و سطح برگ (30/74 درصد) نسبت به شاهد با اعمال کود جلبک دریایی با غلظت 075/0 درصد به دست آمد. همچنین کود جلبک دریایی با غلظت 15/0 درصد، اسیدآمینه 2/0 درصد، اسیدهیومیک و اسیدآمینه 1/0 درصد باعث افزایش معنیدار سطح برگ (بهترتیب 02/42، 57/35، 27/22 و 20/16 درصد) نسبت به شاهد شدند. محلولپاشی جلبک دریایی، اسیدآمینه و ترکیب شیمیایی، شاخص کلروفیل را افزایش دادند. حداکثر افزایش شاخص کلروفیل (50 درصد) نسبت به شاهد با کاربرد کود شیمیایی ترکیبی در 130 روز بعد از شکوفایی کامل گلها به دست آمد. بیشترین مقدار نیتروژن (66/1 درصد)، پتاسیم (03/1 درصد)، روی (150 میلیگرم در کیلوگرم ماده خشک) و بور (5/82 میلیگرم بر کیلوگرم ماده خشک) و کمترین مقدار فسفر (44/0 درصد) با کاربرد برگی کود شیمیایی ترکیبی به دست آمد. بیشترین محتوای آهن در برگ درختان تیمارشده با کود جلبک دریایی 15/0 درصد، اسیدهیومیک و کود زیستی تجاری به دست آمد. براساس نتایج مشاهده شد که کاربرد اسیدآمینه، جلبک دریایی و کود شیمیایی ترکیبی بیشترین تأثیر را در کاهش ریزش میوه (بهترتیب 97/36، 37/33 و 07/29 درصد نسبت به شاهد) و افزایش کارآیی عملکرد (بهترتیب 75/2 و 73/2 و 8/2 در مقایسه با 22/0 میوه در واحد سطح مقطع شاخه در شاهد) داشتند. براساس نتایج بهدستآمده از این پژوهش میتوان گفت که کاربرد کودهای زیستی بهخصوص جلبک دریایی (15/0 درصد) و اسیدآمینه (1/0 درصد)، جایگزینهای مناسب برای کودهای شیمیایی هستند و میتوانند نقش بهسزایی در افزایش شاخصهای رشدی و عملکرد سیب بدون اثر مخرب بر محیط زیست داشته باشند.
ارزیابی ژنوتیپهای امیدبخش بادام(Prunus dulcis L) براساس خصوصیات رویشی، فنولوژی و کمّی و کیفی خشک میوه و مغز
دوره 39، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 697-677
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91410.1402
سیداصغر موسوی، اکرم وطن خواه، علی ایمانی
چکیده با توجه به اهمیت اقتصادی و ارزش غذایی بادام، این پژوهش با هدف شناسایی و معرفی ژنوتیپهای برتر و سازگار با شرایط اقلیمی استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. این مطالعه، ارزیابی خصوصیات 44 ژنوتیپ امیدبخش بادام پیوندشده روی پایه رویشی GF677 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات بادام وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری در منطقه سامان انجام گرفت. در این پژوهش، صفات رویشی، فنولوژیکی و پومولوژیکی خشک میوه و مغز در سال 1402 مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس صفات رویشی نشان داد که ارتفاع درخت، طول و عرض تاج، نسبت طول به عرض تاج و نسبت ارتفاع به طول تاج در ژنوتیپهای مختلف معنیدار بودند. نتایج نشان داد که ژنوتیپهای مورد بررسی از نظر عملکرد، صفات فنولوژی، ویژگیهای خشک میوه و مغز در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنیداری داشتند. درصد مغز در ژنوتیپهای مورد مطالعه از 30/22 تا 9/77 درصد متفاوت بود. مطابق با نتایج، ژنوتیپ 4-4 پیوندشده روی پایه GF677 دارای عملکرد 750 گرم، درصد مغز 51 درصد، پوست سخت، پوست دارای درز و شکاف بسته، رنگ مغز خیلی روشن، دیرگل، عادت گلدهی مختلط، میزان دوقلویی کم و درصد پوکی کم، یکی از ژنوتیپهای خوب برای منطقه چهارمحال و بختیاری به نظر میرسد. براساس نتایج، ژنوتیپهای بادام 4-4، TS-11، H، 2-3-2 و 2-0-4 با توجه به خصوصیات ارزشمند و تجاری شامل عملکرد، درصد مغز، سفتی پوست، پوکی، وزن مغز، درز و شکاف روی پوست، دوقلویی، قطر پوست چوبی، رنگ مغز و مهمتر از همه دیرگلی، ژنوتیپهایی با برتری نسبی از نظر صفات خشک و مغز بودند.
ارزیابی برخی از ویژگیهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی میوه در بعضی از ارقام انگور (Vitis vinifera L.)
دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 419-403
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89578.1374
عبدالله گودرزی، مهراب یادگاری، سیداصغر موسوی، حبیب الله نوربخش
چکیده این پژوهش با هدف مطالعه صفات ریختشناختی، عملکردی و غلظت برخی عناصر غذایی در 12 رقم تجاری انگور (Vitis vinifera L.) ̓̓بیدانه قرمز̒، ̓̓فلیم سیدلس̒، ̓̓پرلت̒، ̓̓کاشمری 1̒، ̓̓شاهرودی̒، ̓̓یاقوتی̒، ̓̓کاشمری 2̒، ̓̓عسگری دایی نصرالله̒، ̓̓ریش بابا̒، ̓̓سیاه محلی̒، ̓عسگری̒ و ̓̓سیاه حسن آباد̒) طی دو فصل رشد 1401-1400 و 1402-1401 در باغ کلکسیون ارقام انگور در ایستگاه تحقیقات باغبانی منطقه سامان در استان چهارمحال و بختیاری در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی انجام شد. نتایج بیانگر تفاوت معنیدار ارقام مورد مطالعه از نظر خصوصیات رشدی (قطر تنه، طول شاخه یکساله، تعداد و فاصله میانگره و سطح برگ) میباشد. همچنین صفات مربوط به عملکرد بوته شامل طول خوشه، عرض خوشه، وزن خوشه، طول حبه و عرض حبه بهطور معنیداری تحت تأثیر نوع رقم انگور بود و بیشترین عملکرد در رقم ̓̓فلیم سیدلس̒ (19/7 کیلوگرم در بوته تاک) ثبت گردید. براساس نتایج حاصل، ارقام مورد ارزیابی انگور از نظر غلظت عناصر غذایی پرمصرف و کممصرف در برگ تفاوت معنیداری با یکدیگر داشتند. نتایج همبستگی بیانگر اثر مثبت و معنیدار سطح برگ، مشخصات خوشه، و غلظت عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم و منیزیم، آهن، منگنز، روی و بور بر عملکرد بوته تاک انگور میباشد. نتایج تجزیه خوشهای، ارقام مورد مطالعه انگور را در سه گروه عملکرد بالا، متوسط و پایین طبقهبندی کرد. نتیجه تجزیه به مؤلفههای اصلی نیز مطابق با نتایج حاصل از تجزیه خوشهای بود. براساس یافتههای این پژوهش، ارقام ̓̓پرلت̒، ̓فلیم سیدلس̒، ̓̓بیدانه قرمز̒، ̓سیاه حسن آباد̒ و ̓ریش بابا̒ از نظر صفات مورد ارزیابی نسبت به سایر ارقام برتر بوده که میتوان برای مطالعات و برنامههای بهنژادی بیشتر مورد بررسی قرار داد.
پاسخ عملکرد و اجزای عملکرد انگور رقم ̓یاقوتی̒ (Vitis vinifera L.) در مراحل رشد به کمآبیاری
دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 454-441
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90206.1382
منصور فاضلی رستم پور
چکیده تنش کمآبی یکی از مهمترین دلایل کاهش عملکرد کمّی و کیفی انگور در منطقه سیستان است که سالانه منجر به از بین رفتن حداقل بیش از نیمی از محصول میشود. با هدف افزایش بهرهوری منابع آب در تاکستانهای سیستان، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده نواری در ایستگاه تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شهرستان زهک طی سالهای 1398 تا 1402 انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل آبیاری شاهد (آبیاری کامل)، آبیاری پس از تخلیه 35 درصد آب و آبیاری پس از تخلیه 70 درصد آب قابل استفاده تاک به کرتهای افقی و مرحله آبیاری شامل مرحله شکفتن جوانه تا گلدهی، گلدهی تا تغییر رنگ خوشه، تغییر رنگ خوشه تا برداشت میوه و مرحله برداشت میوه تا ریزش برگ به کرتهای عمودی اختصاص یافت. کمآبیاری باعث کاهش صفات وزن محور خوشه، طول خوشه، عرض خوشه، تعداد حبه در خوشه، قطر حبه، وزن حبه، وزن خوشه، تعداد خوشه در تاک، عملکرد میوه و افزایش نرخ کاهش عملکرد میوه گردید. آنالیز رگرسیون چندگانه خطی نشان داد که صفات اثرگذار بر عملکرد میوه انگور رقم ̓یاقوتی̒ شامل طول خوشه، عرض خوشه، وزن خوشه و تعداد خوشه در تاک بود. کمترین عملکرد میوه و همچنین افزایش نرخ کاهش عملکرد در شرایط آبیاری پس از تخلیه 70 درصد آب قابل استفاده در مرحله گلدهی تا تغییر رنگ خوشه مشاهده شد که بهترتیب بهمیزان 1111 کیلوگرم در هکتار و 7/82 بود. نتایج نشان داد که آبیاری پس از 35 درصد کمبود رطوبت خاک در مراحل تورم جوانه تا گلدهی، گلدهی تا تغییر رنگ خوشه، تغییر رنگ حبه تا برداشت میوه و برداشت میوه تا ریزش برگ بهترتیب باعث کاهش میزان عملکرد میوه نسبت به آبیاری کامل در مراحل متناظر بهمیزان 9/27، 38، 1/7 و 1/4 درصد گردید. بهطور کلی، با کاهش میزان آبیاری در مراحل تغییر رنگ خوشه تا برداشت میوه بهمیزان 35 درصد کمبود رطوبت خاک، میتوان باعث صرفهجویی در مصرف آب و عدم کاهش معنیدار عملکرد گردید.
ارزیابی تنوع ریختشناختی و فنولوژیکی برخی ژنوتیپهای امیدبخش پسته (Pistacia vera L.) در باغستان سنتی قزوین
دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 503-489
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90560.1388
پوریا کاکوند، علی سلیمانی، فرهنگ رضوی، گارت برار
چکیده پسته (Pistacia vera L.) یکی از محصولات مهم باغبانی ایران است و شناسایی و انتخاب ژنوتیپهای مقاوم به شرایط نامساعد محیطی، خاک و بیماریها، نقش بسزایی در افزایش عملکرد و گسترش سطح زیر کشت این محصول ارزشمند دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و ارزیابی برخی از ژنوتیپهای امیدبخش پسته مادری براساس ویژگیهای ریختشناختی و فنولوژیکی در محدوده 20 هکتاری باغستان سنتی قزوین است. در این پژوهش، 25 ویژگی ریختشناختی، 15 ویژگی کمّی و پنج ویژگی کیفی در 24 ژنوتیپ مادری پسته براساس توصیفنامه بینالمللی پسته (IPGRI) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه واریانس دادهها بر پایه طرح آشیانهای با استفاده از نرمافزار SAS9.2 انجام شد و آنالیزهای چندمتغیره همبستگی، تجزیه خوشهای و تجزیه به مؤلفههای اصلی با استفاده از نرمافزار Statistica 18.8 صورت گرفت. نتایج تجزیه خوشهای براساس ویژگیهای کمّی، ژنوتیپها را در چهار گروه مجزا دستهبندی کرد. همچنین، نتایج تجزیه به مؤلفههای اصلی نشان داد که دو مؤلفه اول و دوم بهترتیب 64/24 و 85/15 درصد از واریانس کل مشاهدهشده در جمعیت پسته را تبیین میکنند. بیشترین طول، عرض و ضخامت مغز در ژنوتیپ ‘SiA1’ مشاهده شد. علاوهبر این، برگهای سه برگچهای با بزرگترین سطح برگ و همچنین کیفیت بالای مغز و درصد خندانی بالا نیز در ژنوتیپ ‘SiC’ مشاهده گردید. خوشهبندی براساس ویژگیهای کیفی، ژنوتیپهای پسته را در فاصله همبستگی هشت، به چهار دسته با زیرگروههای مختلف تقسیم کرد و تجزیه به مؤلفههای اصلی براساس ویژگیهای کیفی نیز ژنوتیپها را به چهار دسته تقسیم نمود که اجزای هر دسته از لحاظ ویژگیهای کیفی به یکدیگر شباهت داشتند. در مجموع با توجه به بسیاری از صفات ارزشمند مرتبط با مغز پسته میتوان ژنوتیپهای ‘SiA1’ و ‘SiC’ را بهعنوان ژنوتیپهای امیدبخش جهت استفاده در برنامههای اصلاحی و مطالعاتی در نظر گرفت.
تأثیر کاربرد برگی نفتالین استیک اسید بر خصوصیات کمّی و کیفی میوه سیب (Malus damestica L.) رقم ̓رد دلیشز̒ در شرایط آبوهوایی زنجان
دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 186-173
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85956.1312
فاطمه نکونام، افسانه صالحی
چکیده این پژوهش بهمنظور مطالعه تأثیر سطوح مختلف نفتالین استیک اسید بر میزان ریزش میوه و شاخصهای کمّی و کیفی میوه سیب (Malus damestica L.) رقم ̓رد دلیشز̒ در شرایط آبو هوایی زنجان، در سال 1402 انجام شد. درختان مورد آزمایش 10 ساله و پیوندی روی پایههای رویشی ‘M9’ بودند. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل سطوح مختلف نفتالین استیک اسید (صفر، 15، 30، 50 و 75 میلیگرم در لیتر) و سه زمان محلولپاشی (10، 25 و40 روز بعد از شکوفایی کامل گلها) بودند. بررسی دو الگوی رشد میوه براساس دادههای وزن و قطر میوه نشان داد که وزن میوه، شاخص مناسبتری برای رسم الگوی رشد میوه است و طبق آن میوهها در مرحله بلوغ فیزیولوژیکی برداشت شدند. نتایج نشان داد که سطوح نفتالین استیک اسید تأثیر معنیداری بر درصد ریزش میوه و کارآیی عملکرد نداشتند، امّا زمان محلولپاشی اثرات معنیدار متفاوتی را نشان داد. بیشترین درصد ریزش میوه (بهترتیب 7/95 و 9/85 درصد) با محلولپاشی برگی نفتالین استیک اسید، بهترتیب در 10 و 25 روز بعد از شکوفایی کامل گلها مشاهده شد، ولی کاربرد آن در 40 روز بعد از شکوفایی کامل گلها باعث کاهش 9/46 درصد ریزش میوه نسبت به درختان شاهد گردید و متناسب با آن، عملکرد میوه نیز بهطور میانگین 22 درصد نسبت به شاهد افزایش یافت. کمترین تعداد و وزن میوه در واحد سطح مقطع شاخه با کاربرد غلظتهای مختلف نفتالین استیک اسید در 10 روز بعد از شکوفایی کامل گلها مشاهده شد. بیشترین طول (3/72 میلیمتر)، قطر (8/75 میلیمتر)، وزن (180 گرم) و حجم میوه (240 سانتیمترمکعب) در درختان محلولپاشیشده با 75 میلیگرم بر لیتر نفتالیناستیکاسید در 10 روز بعد از شکوفایی کامل گلها حاصل شد. کاربرد نفتالین استیک اسید در زمان 10 روز بعد از شکوفایی کامل گلها باعث افزایش معنیدار چگالی میوه، سفتی بافت و محتوای مواد جامد محلول میوه شد، امّا کاربرد آنها در زمانهای 25 و 40 روز بعد از شکوفایی کامل گلها تأثیر معنیداری بر چگالی و سفتی بافت میوه نداشتند و باعث کاهش 9/23 درصد محتوای مواد جامد محلول میوه نسبت به شاهد شد. برخلاف مواد جامد محلول، میزان اسیدیته قابل تیتراسیون میوه در هر سه زمان محلولپاشی نفتالین استیک اسید، افزایش معنیداری نسبت به شاهد نشان داد و در نتیجه شاخص طعم میوه کاهش یافت. در کل میتوان نتیجه گرفت که اثرات مثبت نفتالین استیک اسید در کنترل ریزش میوه و بهبود عملکرد و کیفیت میوه بسته به زمان مصرف و شرایط آبوهوایی منطقه مورد مطالعه متفاوت خواهد بود.
ارزیابی تحمل به خشکی در برخی ارقام تجاری بادام (Prunus dulcis Mill.) بر روی پایه رویشی GN
دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 329-315
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89582.1375
سیداصغر موسوی، مریم تاتاری
چکیده برای ارزیابی تحمل به خشکی در نهالهای ارقام تجارتی بادام (Prunus dulcis Mill.)، آزمایشی بهصورت کرتهای خردشده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی طی سالهای 1399 و 1400 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی چهارمحال و بختیاری (شهرکرد) اجرا گردید. کرت اصلی شامل سطوح مختلف آبیاری براساس میزان درصد رطوبت قابل استفاده خاک بین ظرفیت زراعی (F.C) تا نقطه پژمردگی دائم (P.W.P) شامل 70 درصد (شاهد یا بدون تنش)، 50 درصد (تنش ملایم)، 30 درصد (تنش متوسط) و 10 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش شدید) تعیین و اعمال گردید. کرت فرعی، نهالهای پیوندی ارقام ̓شاهرود 6، 7، 8، 10، 12، 13 و 21 ̒ بود که همگی بر روی پایه GN پیوند زده شده بودند. پایه رویشی GN نیز در کنار ارقام پیوندی کشت و مقایسه گردید. تیمارهای رطوبتی بهمدت چهار ماه از اول خرداد تا پایان شهریور ماه اعمال شد و پس از آن صفات ریختشناختی و فیزیولوژیکی ثبت گردید. جهت اندازهگیری میزان رطوبت خاک از دستگاه رطوبتسنج (TDR) استفاده شد. طبق نتایج، کمترین وزن تر و خشک اندام هوایی تحت تنش شدید خشکی در رقم ̓ شاهرود 13 ̒ بهترتیب با میانگینهای 601 و 66/364 گرم مشاهده شد. در شدیدترین سطح تنش، رقم ̓ شاهرود 8 ̒ بیشترین مقادیر کلروفیل a و b را بهترتیب با میانگینهای 48/7 و 07/2 میلیگرم در گرم وزن تر نشان داد. کمترین کاهش RWC در پایه GN با کاهش 94/20 درصدی دیده شد. این پایه کمترین نشت یونی (94/43 درصد) را نیز نشان داد. بیشترین افزایش در مقدار MDA در رقم ̓شاهرود 13 ̒ مشاهده گردید. رقم ̓شاهرود 6 ̒ در تنش رطوبتی شدید، بیشترین محتوای پرولین (17/63 میلیگرم در گرم وزن تر) را داشت. در شدیدترین سطح تنش، ارقام ̓شاهرود 13 و 6 ̒ بهعنوان حساسترین و ارقام ̓شاهرود 8 و 12 ̒ بهعنوان متحملترین ارقام به تنش خشکی شناخته شدند.
مطالعه خصوصیات میوه و عملکرد تعدادی از ژنوتیپهای برتر و ارقام پکان (Carya illinoensis) در شرایط آبوهوایی استان گلستان
دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 357-345
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.90378.1385
مینا غزایی یان، داراب حسنی، صدیقه زمانی، محمد ادیبی
چکیده پکان با نام علمی Carya illinoensis متعلق به خانواده Juglandaceaeاست. پکان نیاز سرمایی پایینی داشته و شرایط گرم را بهخوبی تحمل کرده و محصولی تجاری و با ارزش تولید مینماید. در فاز اول آزمایش، درختان پیوندی پکان شامل چهار ژنوتیپ برتر استان گلستان )‘G63’,’G43’,’G4’,’G3’) و دو رقم تجاری ̓ماهان̒ و ̓کومانچ̒ در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در دو منطقه در استان گلستان بهمدت سه سال مورد ارزیابی قرار گرفتند و خصوصیات رویشی مورد مطالعه قرار گرفتند. در فاز دوم آزمایش، خصوصیات و عملکرد میوه براساس دسکریپتور پکان بررسی شد. اثر مکان و سال تنها بر صفت وزن میوه معنیدار گردید. بر این اساس، بیشترین وزن میوه در ژنوتیپ ‘G43’ (75/11 گرم) بود. ژنوتیپ ‘G43’ در بین ارقام و ژنوتیپهای مورد مطالعه در هر دو منطقه دارای میزان رشد قویتر بوده و حجم تاج بالاتری نشان داد. براساس نتایج حاصله، از نظر عملکرد در میان ژنوتیپهای استان و رقم موجود، بالاترین عملکرد در سال دوم و متعلق به ژنوتیپ G43 (62/1 کیلوگرم بهازای هر درخت) و پس از آن‘G63’ (با میزان 17/1 کیلوگرم بهازای هر درخت) و کمترین عملکرد در رقم کومانچ (با میزان 8/0کیلوگرم بهازای هر درخت) بوده است. همچنین از نظر وزن میوه نتایج نشان داد که ژنوتیپ ‘G43’ در گرگان در سال دوم بیشترین وزن میوه (2/12 گرم) را داشته است. همچنین این ژنوتیپ از نظر ابعاد میوه دارای بیشترین طول میوه (22/4 سانتیمتر) میباشد. ژنوتیپ‘G4’ در گرگان در سال دوم دارای کمترین وزن میوه (74/5 گرم) بوده است. مقایسه میانگین درصد مغز نشان داد که ژنوتیپهای ‘G3’ و ‘G4’ اختلاف معنیداری نداشته و در یک گروه قرار میگیرند. بیشترین درصد مغز در ژنوتیپهای ‘G3’ (4/53- 31/53 درصد) و ‘G4’ (83/54- 43/55 درصد) در هر دو مکان و هر دو سال میباشد. در این صفت، ژنوتیپهای ‘G43’ و ‘G63’ و رقم کومانچ تفاوت معنیداری نداشته و هر سه در یک گروه قرار گرفتند. براساس نتایج فاز اول اجرای طرح، بیشترین ارتفاع در رقم ماهان (5/242 سانتیمتر) و کمترین در ژنوتیپ ‘G63’ (66/118 سانتیمتر) بود. همچنین کمترین گسترش تاج در ژنوتیپ ‘G63’ (11/90 سانتیمتر) و بیشترین در رقم کومانچ (72/138) به دست آمد. اختلاف معنیداری بین دو منطقه از نظر تأثیر بر صفات رویشی به دست آمد. طول فصل رشد در بین ارقام در منطقه گنبد 257 روز و در گرگان از 237 تا 247 روز متفاوت بود. براساس ارزیابی این دو فاز و با در نظر گرفتن شرایط رشد و باردهی، دو ژنوتیپ’G4’، ’’G43 و ’G63’ میتوانند بهعنوان ژنوتیپهای امیدبخش جهت توسعه مد نظر قرار داده شوند.
تعیین مناسبترین زمان برداشت میوه زیتون (Olea europea L.) ارقام 'زرد' و 'آربکین' براساس ویژگیهای فیزیولوژیک
دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 11-1
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.75205.1138
سعیده کیوانفر، داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی
چکیده میوه زیتون (Olea europea L.) از خانواده Oleaceae، دارای اسیدهای چرب غیراشباع است و نقش آنتیاکسیدانی دارد. ویژگی تجزیه و تحلیلی مراحل بلوغ، یک پیشنیاز برای زمان برداشت میوه در هر رقم و کیفیت محصولات زیتون است. ایجاد وقفه بین برداشت و استحصال روغن زیتون، باعث ایجاد شرایط نامطلوب در این میوه میشود. بنابراین، تعیین بهترین زمان برداشت میوه حائز اهمیت است. برای تعیین زمان مناسب برداشت و اثر آن روی کیفیت روغن، آزمایشی بهصورت فاکتوریل با دو فاکتور شامل رقم در دو سطح (̓زرد̒ و ̓آربکین̒) و زمان برداشت در شش سطح (3، 10، 17 و 24 آبان و 1 و 8 آذر) بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی انجام شد. شاخصهای فیزیولوژیک از جمله درصد روغن، میزان ترکیبات فنولیک، درجه پراکسیداسیون، مقدار اسید اولئیک، اسیدیته و نیروی جداسازی میوه از دم ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که بالاترین درصد روغن میوه (54 و 52 درصد)، بهترتیب در رقم ̓آربکین̒ برداشتشده در دو زمان هشتم و اول آذر بهدست آمد. پایینترین درصد روغن میوه (45 درصد) نیز در میوه رقم ̓زرد̒ برداشتشده در تاریخ سوم آبان بهدست آمد. همچنین بالاترین غلظت پلیفنل (90/815 میلیگرم بر کیلوگرم) و اسید اولئیک (89/77 درصد)، بهترتیب در رقم ̓زرد̒ برداشتشده در سوم آبان و اول آذر بهدست آمد. علاوهبراین بیشترین (30/6 نیوتن) و کمترین (20/3 نیوتن) نیروی لازم برای جدا کردن دم از فرابر، بهترتیب در میوههای رقم ̓زرد̒ و ̓آربکین̒ برداشتشده در تاریخ سوم آبان و هشتم آذر بهکار گرفته شد. در مجموع، نتایج نشان داد که مناسبترین زمان برای برداشت رقم ̓زرد̒ ، 17 آبان و برای رقم ̓آربکین̒، 24 آبان است.
تأثیر تیمار اسید آمینه L- فنیل آلانین، سلنیوم و کود بیولوژیک نیتروکسین روی برخی از ویژگیهای فیزیکوشیمیایی میوههای گوجی بری (Lycium barbarum cv. GB1)
دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 107-93
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88862.1360
سعید فتاحی سیاه کمری، ولی ربیعی، محمود شور، سیلوانا نیکولا
چکیده گوجیبری (Lycium barbarum cv. GB1) میتواند منبع آنتی اکسیدانهای طبیعی برای تولید غذای انسان باشد. بهمنظور بررسی اثر تیمارهای ال- فنیل آلانین، سلنیوم و نیتروکسین، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد که فاکتورهای آن شامل اسید آمینه L- فنیل آلانین (5/0، 1 و 5/1 میلیمولار) بود. سدیم سلنات (25/0، 5/0 و 1 میلیگرم در لیتر) و کود بیولوژیک نیتروکسین (166، 333 و 500 میکرولیتر در لیتر) در سه سطح و آب مقطر بهعنوان شاهد استفاده شد. در پایان آزمایش، صفاتی مانند مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، محتوای فنول کل، فلاونوئید و فعالیت آنزیم فنیلآلانین آمونیالیاز مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تیمارهای مورد استفاده در این آزمایش تأثیر معنیداری بر ویژگیهای فیزیولوژیکی و شیمیایی گیاه گوجی بری داشتند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان اسید قابل تیتراسیون (896/0 درصد) در نمونههای تیمارشده با نیتروکسین در غلظت 333 میکرولیتر بهدست آمد. بیشترین میزان (56/18 میلیگرم در گرم) این شاخص در میوههای تیمارشده با فنیلآلانین در غلظت 5/1 میلیمولار بهدست آمد. بیشترین مقدار این شاخص در میوههای تحت تیمار فنیلآلانین در غلظت 1میلیمولار بهدست آمد که این شاخص 98/61 درصد بیشتر از میزان فلاونوئید ثبتشده در میوههای گوجیبری در شرایط شاهد بهدست آمد. همچنین نتایج نشان داد که با وجود کاهش فعالیت آنزیم پلیفنولاکسیداز طی افزایش غلظت سلنیوم، فعالیت این آنزیم طی شرایط استفاده از سلنیوم در غلظت 1 میلیگرم در لیتر 66/13 درصد بیشتر از فعالیت آنزیم پلیفنلاکسیداز در شرایط شاهد بود. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، استفاده از نیتروکسین در غلظت 333 میکرولیتر و فنیل آلانین در غلظت 5/1 میلیمولار برای افزایش عملکرد و خصوصیات فیزیکوشیمیایی، در جهت ارتقاء کشاورزی ارگانیک و پایدار میتواند قابل توصیه باشد.
تأثیر محلولپاشی آهن، روی و کلسیم در مراحل بلوغ میوه بر بروز و شدت عارضه سفیدشدگی آریل انار (Punica granatum L.)
دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 153-139
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89090.1366
ثریا کرمی، سکینه فرجی
چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه ترکیبات معدنی (غلظت عناصر آهن، روی و کلسیم) و بیوشیمیایی (محتوای آنتوسیانین) انارهای (Punica granatum L.) مبتلا به عارضه سفیدشدگی آریل و سالم رقم ̓ملس ساوه̒ (سال 1401) و بررسی اثر محلولپاشی عناصر معدنی اشارهشده در بروز و شدت عارضه سفیدشدگی آریل (سال 1402) طراحی گردید. در سال 1402، آزمایشی بهصورت فاکتوریل (2×3×3) در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار و دو مرحله (شروع تشکیل میوه و شروع رسیدگی میوه) اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل محلولپاشی با سه غلظت سولفات آهن (صفر، دو و چهار در هزار بهترتیب F0، F2 و F4)، سه غلظت سولفات روی (صفر، سه و شش در هزار بهترتیب Zn0، Zn3 و Zn6) و دو غلظت کلسیم کلرید (صفر و چهار در هزار بهترتیب Ca0، و Ca4) بودند. براساس آزمون (38 df=،05/0 t(α=مستقل، به استثناء غلظت Zn، غلظت عناصر Fe، Ca و محتوای آنتوسیانین در میوههای سالم بیشتر از میوههای آسیبدیده بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که محلولپاشی با سولفات آهن، سولفات روی و کلسیم کلرید بهصورت جداگانه یا ترکیبی در کاهش وقوع و شدت سفیدشدگی آریل مؤثر بود. از سوی دیگر، تأثیر مشارکت عنصر کلسیم در کاهش بروز عارضه سفیدشدگی آریل قابل ملاحظه و حاکی از اثر همافزایی عنصر کلسیم با عناصر آهن و روی بود؛ بهطوریکه کاربرد همزمانZn -Fe در ترکیب با Ca کارآیی بیشتری نسبت به سایر تیمارها برای کاهش صفات مورد اشاره داشت. ازاینرو، بهمنظور کاهش همزمان در وقوع و شدت عارضه سفیدشدگی آریل انار، محلولپاشی با سولفات آهن چهار در هزار -سولفات روی شش یا سه در هزار- کلسیم کلرید چهار در هزار ( Fe4Zn6Ca4 ،Fe4Zn3Ca4) در دو مرحله شروع تشکیل میوه و شروع رسیدگی میوه انار توصیه میشود.
اثر تنک شیمیایی و دستی بر خصوصیات بیوشیمیایی میوه خرمای (Phoenix dactylifera L.) رقم ̓خضراوی̒ در طی نمو میوه
دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 673-655
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87570.1337
منصور جلالی، نوراله معلمی، اسمعیل خالقی، شهره زیودار، مصطفی رحمتی جنیدآباد
چکیده تنک میوه یکی از عملیات باغی محسوب میشود که بر خصوصیات کمّی و کیفی میوه تأثیر میگذارد. بهمنظور بررسی اثر تنک دستی و شیمیایی بر خصوصیات بیوشیمیایی میوه خرما (Phoenix dactylifera L.) رقم ̓خضراوی̒ در مراحل مختلف رشدونمو میوه، آزمایشی در دانشگاه شهید چمران اهواز در سالهای متوالی ۱۴۰۱ و 140۲ اجرا شد. این آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل تنک دستی (خوشهچه) (عدم تنک، حذف ۳۳ و 25 درصد از خوشهچهها در مرحله کیمری) و تنک شیمیایی (صفر، 50 و ۱۰۰ میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید در مرحله حبابوک) بود. صفات کیفی اندازهگیری شده شامل درصد مواد جامد محلول کل، pH، درصد اسیدیته کل، شاخص طعم، میزان فعالیت آنتیاکسیدانی، فنل کل، میزان تانن محلول کل، اسیدآسکوربیک، آنزیمهای پلیگالاکتروناز، پکتینمتیلاستراز، سلولاز و اینورتاز و درصد قندهای احیاء، غیراحیاء و کل میوه بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که تنک دستی و شیمیایی باعث بهبـود ویژگیهای کیفی میوه (میزان فنل کل، تانن محلول کل، اسیدآسکوربیک، فعالیت آنزیمهای پلیگالاکتروناز، پکتینمتیلاستراز و درصد قندهای احیاء و کل) در مرحله تمار گردیده و همچنین بر شاخصهایی نظیر مواد جامد محلول کل، pH و آنزیمهای سلولاز و اینورتاز در مراحل خلال و رطب مؤثر بود. نتایج نشان داد که تغییرات صفات کیفی شامل مواد جامد محلول کل، pH، درصد اسیدیته کل، شاخص طعم، آنزیمهای پلیگالاکتروناز، پکتینمتیلاستراز، سلولاز و اینورتاز و درصد قندهای احیاء و کل تا اواخر دوره رشد (از مرحله کیمری تا تمار) سیر صعودی داشتند. تغییرات روند رشد صفاتی نظیر فنل کل، میزان تانن محلول کل، اسیدآسکوربیک، و درصد قند غیراحیاء از مرحله کیمری تا مرحله تمار روند نزولی داشت. بهطور کلی نتایج بهدست آمده نشان داد که تیمار تنک دستی با حذف ۲۵ درصد از تعداد کل خوشهچهها و تنک شیمیایی با ۱۰۰ میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید، موجب بهبود کیفیت میوه خرما رقم ̓خضراوی̒ گردیده و قابل توصیه به نخلداران است.
ارزیابی خصوصیات مهم رویشی، فنولوژی و میوهشناختی 36 ژنوتیپ امیدبخش بادام (Prunus dulcis L.) روی پایه رویشی GN15
دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 726-705
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88253.1347
سیداصغر موسوی، اکرم وطن خواه، علی ایمانی
چکیده این پژوهش بهمنظور بررسی خصوصیات رویشی، کمّی و کیفی خشکمیوه و مغز در 36 رقم و ژنوتیپ امیدبخش بادام (Prunus dulcis L) انجام شد. ارقام و ژنوتیپهای امیدبخش در یک شرایط محیطی یکسان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات بادام در منطقه سامان وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری روی پایه رویشی 15GN در سال 1397 پیوند و در بهار، تابستان و پاییز 1402 از نظر صفات مهم رویشی، فنولوژیکی، کمّی و کیفی خشکمیوه و مغز ارزیابی و مقایسه شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که صفات ارتفاع درخت، عرض تاجپوشش درخت ، قطر پایه و پیوندک، طول و قطر شاخه و نسبت ارتفاع به طول تاجپوشش درخت در ارقام و ژنوتیپهای مورد بررسی معنیدار بود. نتایج نشان داد که ارقام و ژنوتیپهای مورد بررسی از نظر کلیه صفات خشکمیوه و مغز تفاوت معنیداری داشتند که نشاندهنده وجود تنوع بین ارقام و ژنوتیپهای مورد بررسی است. براساس نتایج مقایسه میانگین صفات رویشی، بیشترین ارتفاع در ژنوتیپهای 4GA، 3GA و 35GA، بیشترین عرض تاجپوشش درخت در ژنوتیپهای 5GA، 17GA، 3GA، 20GA، 15GA و 5GA و بیشترین قطر پایه و پیوندک و بیشترین طول و قطر شاخه یکساله در ژنوتیپ 18GA مشاهده شد. بیشترین عملکرد در ژنوتیپهای 20GA، 16GA و 26GA مشاهده شد. براساس نتایج بهدست آمده، ارقام و ژنوتیپهای 5GA، 24GA، 12GA، 9GA و 1GA از نظر صفات خشکمیوه و مغز برتری نسبی نشان دادند بهطوریکه ژنوتیپ 24GA نسبتاً دیرگل، ژنوتیپهای 1GA و 5GA خیلی دیرگل بودند و گلدهی ارقام و ژنوتیپهای 9GA، 12GA و 24GA روی اسپور و 5GA و 1GA مختلط بود. قطر خشکمیوه همبستگی مثبت و معنیداری با وزن خشکمیوه و طول و قطر مغز (7/0=r) نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که ژنوتیپ 35GA پیوند شده روی پایه 15GN بیشترین طول، عرض و قطر خشکمیوه، بیشترین وزن خشک و وزن مغز، رنگ مغز روشن، مغز بدون چروکیدگی، بیشترین درصد مغز و بیشترین نسبت وزن مغز به وزن خشکمیوه را دارا بود.
تأثیر تیمار سایتوکینین روی برخی از صفات ریختشناختی و فیتوشیمیایی پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ روی پایه ̓سیتروملو̒
دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 775-763
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87914.1343
سید محمود غلامی، مهدی حدادی نژاد، حسین مرادی، حسین صادقی
چکیده رقم ̓تاراکو̒ یکی از محبوبترین ارقام پرتقال خونی بهشمار میآید که ازدیاد آن از طریق پیوند روی پایه پررشد ̓سیتروملو̒ صورت میگیرد، ولی در پیوند بهاره دچار رکود میشود. با توجه به نقش سایتوکینینها در بیدار شدن و رشدونمو جوانهها، پژوهش حاضر بهمنظور بررسی اثر زمان (13، 15 و 17 روز پس از پیوند) و غلظت ترکیبات سایتوکینینی (5000 میلیگرم در لیتر بنزیل آدنین، 1000 میلیگرم در لیتر کینتین و 50 میلیگرم در لیتر تیدیازورون) بر رفع رکود و برخی صفات پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ روی پایه پررشد سیتروملو̒ در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری انجام شد. نتایج نشان داد که زمان و نوع هورمون اثر معنیداری روی رفع رکود و رشد پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ دارند، بهطوریکه اعمال تیمار هورمونی تی دیازورون 13 روز پس از پیوندزنی منجر به رفع رکود در بیش از 90 درصد پیوندکها گردید. همچنین مشخص شد که تیمارهای تیدیازورون و بنزیل آدنین نتیجه بهتری در مقایسه با تیمار کینتین روی بیدار شدن جوانه و رشد اولیه پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ داشتند. تیمار 50 میلیگرم در لیتر تیدیازورون، بیشترین تعداد جوانه شکفته شده (67/91)، سطح برگ (04/118 سانتیمتر مربع) و تعداد برگ (50/16) را بهویژه در زمان اعمال 13 روز پس از پیوندزنی دارا بود. بهطورکلی، با توجه به نتایج بهدست آمده، استفاده از 50 میلیگرم در لیتر تیدیازورون در 13 روز پس از پیوندزنی را میتوان بهعنوان یک راهکار عملی و مؤثر بهمنظور افزایش بیدار شدن جوانه و رشدونمو پیوندک بهاره رقم ̓تاراکو̒ روی پایه ̓سیتروملو̒ برای تولیدکنندگان نهال این رقم توصیه نمود.
ارزیابی اثر پایه بر میزان مقاومت برخی ارقام گلابی پیوندی به بیماری آتشک
دوره 38، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 523-536
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.83573.1277
جواد صمیمی رباط، یحیی سلاح ورزی، علی تهرانی فر، ناصر بیک زاده
چکیده باکتری عامل بیماری آتشک (Erwinia amylovora) یکی از بزرگترین چالشها در تولید میوه گلابی است و فقدان روشهای کنترل مؤثر، بر نیاز به ارقام مقاوم به این بیماری تأکید میکند. بنابراین، آزمایشات تعیین سطوح حساسیت برای ایجاد برنامههای اصلاح نژادی که مقاومت در برابر این بیماری را تضمین کند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر پایه بر میزان مقاومت ارقام گلابی پیوندی به بیماری آتشک و بررسی اثر انتقال مقاومت یا حساسیت به بیماری از پایههای مقاوم به ارقام گلابی با سنجش سیستم USDA در باغات گلابی آستان قدس رضوی و باغات نیشابور با دو رقم گلابی (̓درگزی̒ و ̓کوشیا̒) پیوند شده بر روی دو پایه (̓درگزی̒ و ̓پیردوارف̒) اجرا شد، و مقیاس گاردنر نیز بر روی نهالهای یکساله در گلخانه بررسی شد، همچنین مجموع قندهای سوربیتول، ساکارز و pH عصاره برگی در روزهای صفر تا 18 پس از آلودگی طی چهار مرحله اندازهگیری شد. با القا باکتری مقدار قندها از روز 6 تا 12 پس از آلودگی در رقم و پایه ̓کوشیا̒/ ̓پیردوارف̒ از 30 به 20 میلیگرم (33 درصد کاهش قندها) ولی در رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓درگزی̒ از 35 به 25 میلیگرم (29 درصد کاهش قندها) و در دو رقم و پایه ̓درگزی̒/̓درگزی̒ و ̓درگزی̒/̓پیردوارف̒ ثابت ماند. در مورد pH هم، در نهالها با رقم ̓کوشیا̒ پیوند شده روی پایه ̓درگزی̒ نیز این روند مشاهده شد. به این ترتیب pH در روزهای صفر، 3، 6 و 12 بهترتیب برابر 5/5، 6/5، 5/3 و 5/2 اندازهگیری شد. این در حالی است که در بافت برگهای ارقام و پایههای ̓درگزی̒/̓پیردوارف̒ و ̓درگزی̒/̓درگزی̒ این مقدار بهترتیب 5/5 و 5/6 و این روند طی روزهای مختلف تقریبا ثابت بود. نتایج نشان داد که پایه ̓درگزی̒ تا حدودی اثر مقاومت خود را بر روی رقم حساس ̓کوشیا̒ گذاشت، بهطوریکه میزان مقاومت رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓درگزی̒ بیشتر از میزان مقاومت رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓پیردوارف̒ بود. بطور کلی طبق نتایج بدست آمده احتمال میرود که پایه مقاوم، مقاومت به بیماری آتشک را تا حدودی به ارقام حساس منتقل نموده است. بنابراین در برنامـه بـهزراعی گلابـی بـهمنظور مقاومت به بیماری آتشک میتوان از پایه مقاوم به بیماری آتشک استفاده کرد.
تأثیر باکتریهای حلکننده فسفات در تأمین فسفر از سنگ فسفات و بهبود رشد دانهالهای پسته (Pistacia vera L.) در سطوح مختلف شوری آب آبیاری
دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 303-319
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.78915.1194
فرهاد آذرمی آتاجان، محمد حسن سیاری زهان، عبدالله میرزایی
چکیده استفاده از باکتریهای حلکننده فسفات (PSB) متحمل به شوری از روشهای مؤثر در افزایش کارایی سنگ فسفات، تأمین فسفر مورد نیاز گیاه و بهبود رشد آن در محیطهای شور میباشد. بهمنظور بررسی نقش PSB در تأمین فسفر مورد نیاز دانهالهای پسته در شرایط شور، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانهای انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل PSB در سه سطح [شاهد (PSB0)، باکتری Pseudomonas sp. 1 (PSB1) و باکتری Pseudomonas sp. 2 (PSB2)]، سنگ فسفات در دو سطح (صفر و 30 میلیگرم فسفر از منبع سنگ فسفات) و شوری آب آبیاری در سه سطح (صفر، 5 و 10 دسی زیمنس بر متر) بود. نتایج نشان داد که شوری آب موجب کاهش وزن خشک اندام هوایی و ریشه، کلروفیل، کاروتنوئیدها، مقدار نسبی آب و شاخص پایداری غشای برگ و غلظت فسفر اندام هوایی و ریشه دانهالهای پسته گردید. در مقابل، پرولین، قندهای محلول و سدیم با افزایش شوری آب در برگ دانهالها انباشته شد. با توجه به نتایج، اگرچه کاربرد سنگ فسفات بهتنهایی تأثیر چندانی بر شاخصهای مورد مطالعه نشان نداد، امّا کاربرد همزمان آن با باکتریها بیشترین نقش را در بهبود رشد دانهالهای پسته بهویژه در شرایط شور داشت. بیشترین مقدار وزن خشک اندام هوایی (1/89 گرم بر دانهال) و ریشه (1/59 گرم بر دانهال)، کلروفیل b (1/30 میلیگرم بر گرم وزن تر)، کاروتنوئیدها (1/35 میلیگرم بر گرم وزن تر)، قندهای محلول (59/1 میلیگرم بر گرم وزن تر)، پرولین (36/7 میلیگرم بر گرم وزن تر)، مقدار نسبی آب برگ (91/0 درصد)، شاخص پایداری غشا (84/0 درصد)، غلظت فسفر اندام هوایی (0/39 درصد) و غلظت فسفر ریشه (0/35 درصد) از کاربرد همزمان سنگ فسفات و باکتریها (بهویژه سویه PSB2) در شرایط غیرشور بهدست آمد. از طرفی، تلقیح با PSB (هم بهصورت مجزا و هم همراه با سنگ فسفات) موجب کاهش تجمع سدیم در اندام هوایی و ریشه دانهالهای پسته شد. ازاینرو، استفاده از باکتریهای حلکننده فسفات با کارایی بالا و خصوصیات محرک رشدی مناسب، میتواند علاوهبر افزایش کارایی سنگ فسفات و تأمین فسفر مورد نیاز دانهالها موجب بهبود رشد و افزایش مقاومت آنها به تنش شوری گردد.
تأثیر کاربرد برخی از کودهای نیتروژنه به همراه سطوح مختلف سولفات پتاسیم و اسید هیومیک بر رشد، عملکرد و رنگدانههای فتوسنتزی پسته رقم ̓بادامی سفید مه ولات̒
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 51-65
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.76344.1166
اکرم حیدری، سعید دقیقی، فرهاد آذرمی آتاجان
چکیده عملکرد پایین پسته در واحد سطح بهدلیل مشکلات مدیریتی باغات میباشد و در این میان مدیریت تغذیه و کوددهی از اهمیت ویژهای برخوردار است. بهمنظور بررسی تأثیر کاربرد برخی از کودهای نیتروژنه به همراه سطوح مختلف سولفات پتاسیم و اسید هیومیک بر رشد، رنگیزههای فتوسنتزی و عملکرد پسته رقم ̓بادامی سفید مه ولات̒ آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در شهرستان مه ولات طی دو سال متوالی 1398 و 1399 انجام شد. فاکتور اول شامل کودهای شیمیایی نیتروژنه در 4 سطح (شاهد، اوره، سولفات آمونیوم و نیترات آمونیوم) بود. فاکتور دوم کود سولفات پتاسیم در 2 سطح صفر و 250 گرم به ازای هر درخت و فاکتور سوم کود اسید هیومیک در 2 سطح صفر و 45 گرم به ازای هر درخت بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها در دو سال آزمایش نشان داد تیمارهای آزمایشی تأثیر معنیداری بر رشد و عملکرد پسته داشتند. نتایج سال اول نشان داد که تیمار ترکیبی اوره و 250 گرم سولفات پتاسیم و 45 گرم اسید هیومیک دارای بالاترین قطر و طول شاخه، خندانی، کلروفیل a، b و کل و کمترین درصد پوکی بود. بیشترین مقدار عملکرد در سال اول از مصرف توأم سولفات آمونیوم و 250 گرم سولفات پتاسیم و 45 گرم اسید هیومیک بهدست آمد. کاربرد توأم نیترات آمونیوم و 250 گرم سولفات پتاسیم و 45 گرم اسید هیومیک منجر به بیشترین قطر و طول شاخه در سال دوم آزمایش شد. بالاترین درصد خندانی و کاروتنوئید و کمترین درصد پوکی در سال دوم از تیمار ترکیبی سولفات آمونیوم و 250 گرم سولفات پتاسیم و 45 گرم اسید هیومیک بهدست آمد. بیشترین کلروفیل a، b و کل از مصرف توأم اوره و 250 گرم سولفات پتاسیم و 45 گرم اسید هیومیک بهدست آمد. بالاترین عملکرد سال دوم از تیمار مصرف اوره و 250 گرم سولفات پتاسیم و 45 گرم اسید هیومیک حاصل شد. بنابراین براساس نتایج این تحقیق، استفاده همزمان از کودهای اوره (300 گرم به ازای هر درخت) و سولفات پتاسیم (250 گرم به ازای هر درخت) و اسید هیومیک (45 گرم به ازای هر درخت) بهعنوان مؤثرترین تیمارها در این آزمایش، میتواند نقش بهسزایی در افزایش شاخصهای رشدی، عملکرد و فیزیولوژیکی پسته داشته باشند.
بررسی اثر سه گونه قارچ مایکوریزا آربوسکولار بر برخی خصوصیات فیزیولوژیکی و رشدی دانهالهای هلو تحت شرایط تنش خشکی
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 83-100
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79317.1202
سعیده خدایی، ابراهیم گنجی مقدم، محبوبه زمانی پور
چکیده از آنجاییکه ایران یکی از مناطق خشک و نیمهخشک جهان است و با توجه به اهمیت فراوان آب در کشاورزی، انجام تحقیقاتی برای مقابله با تنش خشکی بهمنظور تولید محصولات باکیفیتتر بسیار حائز اهمیت است. در این راستا، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر سه گونه قارچ مایکوریزا آربوسکولار بر برخی ویژگیهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی نهالهای هلو در شرایط تنش خشکی انجام شد. قارچهای مایکوریزا آربوسکولار با ریشه گیاهان مختلف همزیستی دارند و تأثیر گستردهای بر رشد آنها دارند. این قارچها در استقرار اولیه گیاه در شرایط خشکی مؤثر هستند. قارچهای مایکوریزا آربسکولار با افزایش رشد و جذب عناصر غذایی بهویژه فسفر، مقاومت گیاه را در برابر کم آبی افزایش میدهند. بهمنظور بررسی اثر سه گونه قارچ مایکوریزا آربوسکولار بر برخی خصوصیات دانهالهای هلو تحت شرایط تنش خشکی، آزمایشی بهصورت فاکتوریل دو عامله در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل: تنش خشکی در چهار سطح (40، 60، 80 و 100 درصد ظرفیت مزرعه) بهعنوان فاکتور اول و کاربرد قارچ مایکوریزا در 14 سطح (سه گونه قارچ مایکوریزا شامل Glomus mosseae، Glomus intraradices و Glomus hoi در غلظتهای مختلف، مخلوط این سه گونه هر کدام در سه غلظت (75، 100 و 125 گرم در گلدان) به همراه کود شیمیایی (100 گرم سوپر فسفات تریپل به ازای هر گلدان) و تیمار کود شیمیایی (بدون قارچ مایکوریزا) و شاهد (بدون کود شیمیایی و قارچ مایکوریزا) بهعنوان فاکتور دوم بودند. نتایج نشان دادند که در شرایط تنش خشکی، مقادیر حجم ریشه، شاخص سبزینگی، فلورسانس کلروفیل، نشت یونی برگ، کلونیزاسیون ریشه و فسفر برگ کاهش یافتند. بعلاوه، با افزایش شدت تنش (40 درصد ظرفیت مزرعه)، صفات مورد مطالعه تحت تأثیر منفی بیشتری قرار گرفتند. با توجه به نتایج بهدستآمده در این آزمایش، استفاده از قارچهای مایکوریزا (G. mosseae و G. intraradices) در کاهش اثرات تنش خشکی مؤثر بودند. همچنین، استفاده از این قارچها اثر مثبتی بر کاهش نشت یونی برگ در شرایط کم آبی شدید داشتند. با توجه به نتایج این آزمایش، بهترین تیمار مربوط به قارچ مایکوریزا گونه G. mosseae بود و بیشترین تأثیر را در کاهش اثرات منفی تنش به جای گذاشت.
