با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 35، شماره 4 - شماره پیاپی 52، زمستان 1400، صفحه 459-660 
مقالات پژوهشی سبزیکاری

مقایسه عملکرد، کیفیت میوه و برخی صفات بیوشیمیایی چهار رقم گوجه‌فرنگی گیلاسی، در سیستم کشت بدون خاک

صفحه 459-468

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60924.0

آلاله رضوان، سیدعبدالله افتخاری، رضا صالحی، فریده صدیقی دهکردی

چکیده این پژوهش به منظور مقایسه عملکرد، کیفیت میوه و برخی صفات بیوشیمیایی چهار رقم گوجه‌فرنگی گیلاسی (Cherry Belle، Belize، Baby Tom و Sogno) در سیستم کشت بدون خاک در گلخانه‌های تحقیقاتی گروه علوم باغبانی دانشگاه شهید چمران اهواز در سه تکرار و در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی انجام گردید. مطابق نتایج این پژوهش، رقم Cherry Belle بیش‌ترین (2/92 کیلوگرم در بوته) و رقم Belize کم‌ترین (1/63 کیلوگرم در بوته) عملکرد در بوته را نشان دادند. بیش‌ترین وزن تک میوه در رقم Cherry Belle (11/13 گرم) و بیش‌ترین تعداد میوه در بوته در رقم Sogno (295 عدد) مشاهده شد. همچنین بیش‌ترین مقدار مواد جامد محلول در رقم Baby Tom (4/86 درجه بریکس) و بیش‌ترین مقدار ویتامین ث در رقم Cherry Belle (28/24 میلی‌گرم در 100گرم وزن تر میوه) مشاهده گردید. صفات بیوشیمیایی مورد بررسی در این آزمایش شامل لیکوپن، نیترات و نیتریت میوه و رنگیزه‌های فتوسنتزی بودند. در بین ارقام از نظر میزان لیکوپن تفاوت معنی‌دار در سطح یک درصد وجود داشت و بیش‌ترین میزان آن در رقم Cherry Belle مشاهده گردید. موقعیت خوشه بر مقدار نیترات و نیتریت میوه اثر معنی‌دار در سطح یک درصد نشان داد. بیش‌ترین میزان نیترات میوه در خوشه چهارم (0/67  میلی‌گرم بر گرم وزن خشک) و کم‌ترین میزان آن در خوشه دهم (0/198 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک) مشاهده شد. بیش‌ترین میزان نیتریت در خوشه اول (0/547 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک) و کم‌ترین میزان آن در خوشه دهم (0/143 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک) وجود داشت. در مجموع، رقم Cherry Belle بهترین نتیجه را برای عملکرد، شاخص برداشت و ویتامین ث و بیش‌ترین میزان لیکوپن و کم‌ترین میزان تجمع نیترات و نیتریت میوه را دارا بود، لذا این رقم جهت کشت در گلخانه‌های اهواز توصیه می‌شود.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

تعیین آللوتیپ ژن S-RNase و ناحیه پیشبر ژن MdMYB10 در چند ژنوتیپ سیب (Malus spp.)

صفحه 469-477

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60821.0

معصومه وکیلی قرطاول، ناصر مهنا

چکیده سیب (Malus spp.) یکی از مهم­ترین درختان میوه مناطق معتدله است. رنگ گوشت میوه سیب، از سفید تا قرمز متغیر است و تجمع مقدار بالایی از آنتوسیانین باعث قرمز بودن گوشت میوه آن می‌باشد، چنین افزایشی در مقدار آنتوسیانین در بسیاری از موارد به دلیل بیان بالای ژن MdMYB10 در بسیاری از بافت­ها از جمله گوشت میوه است، با این وجود،‌ در مواردی،‌ یک مکان ژنی پیوسته با آلل S3 مکان ژنی S-RNase، به عنوان مسئول قرمزی گوشت میوه در بعضی از ژنوتیپ­ها پیشنهاد شده است. برای بررسی سازوکار قرمز بودن رنگ گوشت میوه در برخی ژنوتیپ­های محلی، استخراج DNA ژنومی از نمونه­های برگی بدست آمده از 9 ژنوتیپ سیب با گوشت قرمز و گوشت سفید انجام شد و آللوتیپ آنها از نظر ناحیه پیشبری ژن MdMYB10 و نیز وجود آلل S3 در مکان ژنی S-RNase با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره‌ای پلی‌مراز برای تکثیر با آغازگرهای اختصاصی هر ژن و الکتروفورز ژل آگارز قطعات تکثیر شده، مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که ژنوتیپ‌های گوشت سفید در ناحیه پیشبری ژن MdMYB10 فاقد آلل R6 بوده و همگی هموزیگوت R1R1 تشخیص داده شدند. در حالی‌که، ارقام سیب گوشت قرمز دارای حداقل یک آلل R6 در ناحیه پیشبری بوده و از نظر ژنوتیپ مکان ژنی خودناسازگاری S-RNase، آلل S3 را دارا بودند. بنابراین، می­توان نمونه­های مذکور را هیبریدی از واریته ‘Niedzwetzkyana’ دانست. ممکن است گوشت قرمزی در یکی از ژنوتیپ­های مورد بررسی که برای ناحیه پیشبری R1R1 بود، مربوط به مکان ژنی پیوسته با آلل S3 مکان ژنی S-RNase باشد. استفاده از این ژنوتیپ‌های گوشت قرمز برای اصلاح میوه­هایی با آنتوسیانین بالا توصیه می‌گردد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر تنش خشکی بر متغیرهای جوانه‌زنی بذر و صفات فیزیولوژیکی گیاه ختمی زینتی (Alcea rosea L.)

صفحه 479-492

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60838.0

تکتم اورعی، محمود شور، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی

چکیده گل ختمی (Alcea rosea L.) یکی از گیاهان با ارزش زینتی می‌باشد که 36 گونه از آن در ایران کشت و کار می‌شود. با توجه به این مسئله که جوانه‌زنی بذور در طبیعت با تنش خشکی همراه است لذا میتوان با مطالعه­ی تغییرات فیزولوژیکی و آنتی اکسیدانی گامی مهم در راستای احیای رویشگاه‌های آن برداشت. بدین منظور آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در آزمایشگاه دانشکده کشاورزی دانشگاه فروسی مشهد اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دو اکوتیپ مشهد و تهران با پنج سطح خشکی (صفر، 2-، 4-، 6- و 8- بار) بود. نتایج نشان داد که اثر اکوتیپ و سطوح خشکی بر تمام صفات اندازه‌گیری شده معنی‌دار بود. اکوتیپ مشهد دارای برتری معنی‌داری نسبت به اکوتیپ تهران بود و بذر آنها توانست در تیمارهای 6- و 8- بار به ترتیب 28 و 24 درصد جوانه بزند. میزان طول ریشه‌چه و ساقه‌چه و وزن اکوتیپ تهران با افزایش پتانسیل اسمزی نسبت به اکوتیپ مشهد بیشتر کاهش یافت. از طرفی فعالیت آنزیم‌های مورد بررسی نشان داد که در هر دو اکوتیپ فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز کاهش یافت اما فعالیت آنزیم کاتالاز با کاهش بیشتر پتانسیل اسمزی افزایش یافت. میزان پرولین و مالو‌ن‌دی‌آلدهید در اکوتیپ مشهد در تیمار 8- بار نسبت به شاهد به‌ترتیب 12 و 1/5 برابر شد. به نظر می‌رسد که اکوتیپ مشهد دارای بیشترین تحمل به خشکی را در مقایسه با اکوتیپ تهران در مرحله جوانه‌زنی دارد. از طرفی همبستگی مثبت و معنی‌داری بین فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز با درصد جوانه‌زنی مشاهده شد.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

غربالگری برخی ارقام تجاری زردآلوی ایران با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره با هدف شناسایی هم‌نامی‌ها

صفحه 493-505

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61722.0

مهدی رضائی، میترا رحمتی، عبدالرضا کاوند، مرتضی همتی، سید رضا کاظمی

چکیده در ایران، بسیاری از ارقام محلی زردآلو توسط باغ­داران و نهال­کاران با هدف بهره‌برداری از ارقام جدید در میان استان­ها جابجا شده و متعاقباً در برخی موارد نام آن­ها در مقصد تغییر یافته است. بنابراین برای مدیریت بهینه ژرم­پلاسم زردآلوی کشور و شناسایی ارقامی که از نظر ژنتیکی از یکدیگر متفاوت هستند، غربالگری ژرم­پلاسم زردآلو در ایران ضروری به نظر می­رسد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، غربالگری تعدادی از ارقام تجاری زردآلوی ایران با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره، جهت بررسی وضعیت نام­های اطلاق شده به ارقام، شناسایی هم­نامی­ها و درک بهتر از تفاوت­های ژنتیکی میان ارقام بود. در این مطالعه 29 رقم مختلف زردآلو با پنج تکرار از 14 نهالستان از شش استان کشور جمع­آوری شدند. برای ارزیابی وضعیت حفظ اصالت ژنتیکی در نهالستان­های کشور، برخی از ارقام، دو بار از نهالستان­های مختلف جمع­آوری شدند. همچنین DNA 10 رقم بومی زردآلو که قبلا ثبت و در فهرست ملی ارقام وارد شده بودند نیز به عنوان شاهد در مطالعه گنجانده شدند. علاوه بر آن زردآلوی رقم Orange Red (با نام محلی پرتقالی) به عنوان نمونه Outgroup در این بررسی­ها گنجانده شد. برای انجام آزمایشات، استخراج DNA به روش CTAB انجام و از 13 جفت آغازگر ریزماهواره که در مطالعات مختلف بیشترین میزان تنوع را آشکار کرده بودند، برای انجام واکنش­های زنجیره­ای پلیمراز استفاده شد. سپس محصولات این واکنش­ها بر روی ژل پلی­اکریلامید ده درصد الکتروفورز شد. نتایج نشان داد که شاخص­های­ تنوع ژنی نی و شانون به ترتیب 0/32 و 0/48 بودند. بیشترین فاصله ژنتیکی (0/74) میان ارقام عسگرآبادی و زودرس و همچنین ارقام محلی گوشتی زودرس و نصیری مشاهده شد. در این مطالعه، برخی از ارقام علی­رغم داشتن اسامی متفاوت، دارای زمینه ژنتیکی مشابهی بودند. همچنین نتایج نشان داد که ارقام نصیری، طبرزه و شاهرودی که هر کدام از دو نهالستان از استان­های متفاوت جمع­آوری شده بودند، علی­رغم نام یکسان دارای زمینه ژنتیکی متفاوتی بودند. در نهایت می­توان گفت که یکی از چالش­های جدی در مدیریت ژرم­پلاسم و نهالستان­های کشور، عدم وجود باغات مادری استاندارد از ارقام اصیل بومی زردآلو جهت تامین پیوندک­های سالم و اصیل برای نهالستان­ها می­باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی ارزش غذایی و کیفیت ظاهری میوه ده رقم پرتقال (Citrus sinensis) روی پایه نارنج (Citrus aurantium)

صفحه 507-520

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61874.0

اعظم سیدی، زینب فیروزبخت، مریم احمد زاده

چکیده میوه پرتقال به دلیل ارزش غذایی بالا به حفظ سلامت انسان و تامین امنیت غذایی آن کمک می­کند و همچنین به دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی فیتوشیمیایی و آنتی­باکتریال، کاربرد فراوانی در صنایع غذایی، دارویی و آرایشی و بهداشتی دارد. این تحقیق به منظور تعیین کیفیت ظاهری و ارزش غذایی میوه ده رقم پرتقال (تامسون ناول، تاراکو، مارس ارلی، فراست ناول، محلی، ایتالیایی، خرم آبادی، هاملین، موربلد و والنسیا مراکشی) پیوند شده روی پایه نارنج در شرایط آب و هوایی جیرفت و در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد. ارقام تامسون ناول، فراست ناول و ایتالیایی دارای بالاترین کیفیت تازه­خوری از نظر ویژگی­های ظاهری (وزن، حجم، طول، تعداد بذر و شاخص شکل میوه) در بین ده رقم مورد ارزیابی داشتند. همه ارقام مورد بررسی در مرحله بلوغ فیزیولوژیکی قرار داشتند و به دلیل شاخص تکنولوژی بالا جهت آبگیری مناسب بودند. مقدار ویتامین ث بین 57 تا 109 میلی­گرم در صد میلی­لیتر آبمیوه و ظرفیت آنتی­اکسیدانی بین 65 تا 94 درصد متغیر بود. ارقام موربلد، والنسیا مراکشی، فراست­ ناول و مارس ارلی به دلیل ویتامین ث بیشتر و ارقام هاملین، محلی، تاراکو و فراست ­ناول به دلیل ظرفیت آنتی­اکسیدانی بالاتر از ارزش غذایی بیشتری برخوردار بودند. رقم خرم­آبادی رنگیزه­های کاروتنوئیدی بالاتری در آبمیوه و پوست داشت. بنابراین بیشتر ارقام مورد بررسی از ارزش تازه خوری و ارزش تغذیه­ای بالایی برخوردار بودند اما در بین آنها رقم فراست ناول با توجه به اینکه از نظر مقدار ویتامین ث، ظرفیت آنتی­اکسیدانی، شاخص تکنولوژی و ویژگی­های ظاهری در گروه­های آماری بالاتر و از نظر تعداد بذر در گروه آماری پایین­تر قرار داشت به عنوان بهترین رقم انتخاب شد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی اثر اسید هیومیک و اسید آمینه به صورت کود آبیاری بر صفات رشدی خیار ’سوپر دامینوس‘ (Cucumis sativus L.) تحت تنش خشکی

صفحه 521-533

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61892.0

میثم نجفی، حسین آرویی، محمد حسین امینی فرد

چکیده مواد هیومیکی از طریق تولید هورمون­های مختلف و نگهداری رطوبت در خاک کارایی مصرف آب در گیاه را افزایش می­دهند. در شرایط نامساعد محیطی عمل ساخت اسیدهای آمینه متوقف می­شود که مصرف اسیدهای آمینه به صورت کود، نیاز ساخت آن را توسط گیاه برطرف می­کند و این امکان را به گیاه می­دهد که انرژی ذخیره شده خود را صرف رشد بیشتر و بالا بردن عملکرد و کیفیت محصول نماید. به منظور بررسی تاثیر موادهیومیکی و اسید آمینه بر خصوصیات کمی و کیفی خیار مزرعه­ای رقم ’سوپر دامینوس‘ در شرایط خشکی آزمایشی در باغ تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد طراحی و اجرا گردید. این مطالعه به صورت طرح فاکتوریل در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با 6 تکرار انجام شد. عامل اول کوددهی در چهار سطح (شاهد، کاربرد اسید هیومیک در غلظت 200 پی­پی­ام، کاربرد اسید آمینه گلایسین و گلوتامیک اسید به میزان 6 لیتر در هکتار و کاربرد توام اسید هیومیک در غلظت 200 پی­پی­ام و اسید آمینه گلایسین و گلوتامیک اسید به میزان 6 لیتر در هکتار) و عامل دوم دور آبیاری در سه سطح 3، 5 و 7 روز بود. با توجه به نتایج مشخص گردید که اعمال تنش خشکی در خیار صفات رشدی مورد مطالعه را تحت تاثیر قرار داد. بدین صورت که با افزایش دور آبیاری از 3 به 7 روز، طول ریشه، قطر ساقه، وزن خشک بوته، طول میانگره و سطح برگ به شدت کاهش یافت. کاربرد اسید هیومیک به تنهایی در سطح تنش متوسط، طول ریشه (23/99 سانتی‌متر) را بهبود بخشید. کاربرد توام اسید هیومیک و اسید آمینه منجر به بهبود قطر ساقه (12/44 میلی‌متر)، طول میانگره (30/38 میلی متر) و وزن خشک بوته (46/43 گرم) در سطح تنش متوسط شد. در هنگام کاربرد اسید هیومیک به تنهایی و یا در ترکیب با اسید آمینه در سطح تنش متوسط، سطح برگ در گیاه حدود دو برابر افزایش یافت. وزن تر بوته، تعداد ساقه فرعی و طول بوته با افزایش سطح تنش نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. کاربرد توام اسید هیومیک و اسید آمینه نسبت به سایر تیمارهای آزمایش منجر به افزایش وزن تر بوته (174/44 گرم)، تعداد ساقه فرعی (6/72 گرم) و طول بوته (96/45 سانتی‌متر) نسبت به تیمار شاهد (عدم کاربرد کود) شد. صفات مرتبط با عملکرد مورد مطالعه در آزمایش به شدت تحت تاثیر اعمال تنش قرار گرفت. کاربرد اسید هیومیک وزن خشک میوه و قطر میوه را در سطح متوسط تنش بهبود بخشید. به طور کلی مشخص گردید که اعمال دور آبیاری هفت روز، رشد گیاه و تولید میوه را به شدت تحت تاثیر قرار داده و کاربرد انواع مختلف کود نتوانست در این سطح موثر واقع شود. اما در سطح تنش متوسط خشکی کاربرد اسید هیومیک توانست تا حدودی از اثرات منفی تنش بکاهد. به طور کلی، اسیدهیومیک و اسیدآمینه در شرایط تنش متوسط به منظور متعادل کردن اثرات نامطلوب تنش، قابل استفاده می­باشند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

واکنش ریحان (Ocimum bacilicum L.) به سیستم‌های مختلف تغذیه در کشاورزی اکولوژیک

صفحه 535-547

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61907.0

سهیلا چهاربندی، فائزه زعفریان، وحید اکبرپور، محمد کاوه

چکیده تمایل به تولید گیاهان دارویی و معطر و تقاضا برای محصولات طبیعی به‌خصوص در شرایط کشاورزی اکولوژیک در جهان رو به افزایش می‌باشد. کشاورزی اکولوژیک گیاهان دارویی، کیفیت آن‌ها را تضمین کرده و احتمال اثرات منفی روی کیفیت دارویی را کاهش می‌دهد. به منظور بررسی تاثیر کودهای آلی و زیستی بر کمیت و کیفیت گیاه دارویی ریحان (Ocimum bacilicum L.)، آزمایشی در سال 1396 در مزرعه‌ای واقع در شهرستان آمل به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمار‌های آزمایش شامل: بایوچار در دو سطح (صفر و 20 تن در هکتار) و کود‌های آلی و زیستی در پنج سطح (ورمی‌کمپوست (10 تن در هکتار)، قارچ میکوریزا، باکتری ازتو‌باکتر، باکتری سودوموناس و عدم مصرف کود) بودند. مطابق نتایج بدست آمده بیشترین میزان ارتفاع بوته و تعداد شاخه اصلی متعلق به تیمار مصرف بایوچار به‌همراه ورمی­کمپوست (به‌ترتیب 37/49 سانتی‌متر و 42/7) بود که به‌طور معنی‌داری از تمامی تیمارهای دیگر بالاتر بود. اثر متقابل بایوچار و کودهای آلی و زیستی بر وزن تر و خشک برگ و ساقه معنی‌دار بود، براساس نتایج مربوط به مقایسه میانگین دادها، بیشترین وزن تر برگ و ساقه، در تیمار کاربرد بایوچار و سودوموناس (به‌ترتیب 792 و 876 گرم در متر مربع) رویت شد که تفاوت معنی‌داری با کاربرد بایوچار به همراه ورمی‌کمپوست نداشت و بیشترین وزن خشک برگ و وزن خشک ساقه، با استفاده از بایوچار به‌همراه سودوموناس (به‌ترتیب 166 و 175 گرم در متر مربع) مشاهده شد. برهمکنش بایوچار × کودهای آلی و زیستی بر میزان فنل کل، فلاونوئید و فعالیت آنتی‌اکسیدانی گیاه ریحان نیز اختلاف معنی‌داری نشان داد. بیشترین مقدار فنل کل (55/17 میلی‌گرم در گرم برگ خشک) و فلاونوئید (47/77 میلی‌گرم در گرم برگ خشک) مربوط به تیمار ازتوباکتر همراه با مصرف بایوچار بود، لذا، می‌توان نتیجه گرفت که کاربرد کودهای آلی و زیستی نظیر ورمی‌کمپوست و سودوموناس به همراه بایوچار باعث افزایش کمیت و کیفیت گیاه ریحان در کشاورزی اکولوژیک می­شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی ارتباط سطح کشت و عملکرد زعفران در بخش کدکن تربت حیدریه

صفحه 549-560

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61942.0

محبوبه ناصری، عباس عباسیان

چکیده این تحقیق به منظور بررسی ارتباط سطح کشت و عملکرد و مقایسه عملکرد زعفران در روستاهای بخش کدکن تربت حیدریه در سال­های 1396 و 1398 انجام شد. از داده­های سطح کشت و عملکرد زعفران در 95 مزرعه در سال 1396 و 173 مزرعه در سال 1398 بخش کدکن تربت حیدریه جهت تجزیه و تحلیل سطح کشت و عملکرد زعفران استفاده شد. این داده­ها از اطلاعات معرفی­نامه­های صادر شده برای تحویل زعفران به مراکز خرید حمایتی توافقی و مصاحبه چهره به چهره با تولید کنندگان زعفران در سال­های 1396 و 1398 جمع‌آوری شد. بر اساس نتایج عملکرد زعفران در روستاهای بخش کدکن در سال 1396 و 1398 به‌ترتیب 5/17 و 8/64 کیلوگرم کلاله خشک در هکتار بود. بر اساس نتایج عملکرد زعفران در سال 1398 نسبت به سال 1396 به دلیل شرایط اقلیمی و مدیریتی، 67 درصد افزایش داشته است. برازش داده­های سطح کشت و عملکرد 95 مزرعه زعفران در سال 1396 با استفاده از مدل خطی نشان داد که با افزایش سطح زیر کشت زعفران، عملکرد کاهش می­یابد (**0/26 (R=. همچنین در مدل چند جمله­ای درجه دو با افزایش سطح زیر کشت تا سطح پنج هکتار عملکرد کاهش پیدا کرد و از آن به بعد کمی روند افزایشی نشان داد (**0/26 (R=. برازش داده­های سطح کشت و عملکرد 173 مزرعه زعفران در سال 1398 بر اساس مدل چند جمله­ای درجه دو (**0/24 (R= نشان داد با افزایش سطح زیر کشت تا سطح هفت هکتار عملکرد کاهش پیدا کرد و از آن به بعد روند افزایشی داشت. در مدل چند جمله­ای درجه سه (**0/28 (R= نیز مانند درجه دو عملکرد تا سطح هفت هکتار کاهش و پس از آن افزایش را نشان داد و سپس ثابت شد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر و با توجه به اینکه زعفران جزو محصولاتی است که نیاز کارگری زیادی دارد و با نظام خانوادگی اداره شده، کشت این گیاه برای خرده مالکین نسبت به عمده مالکین بخش کشاورزی بیشتر توصیه می­شود.  

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی اثر متقابل نیتروژن و زمان برداشت بر عملکرد رویشی، کمیت و کیفیت اسانس چهار رقم ریحان (Ocimum basilicum L.)

صفحه 561-577

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61976.0

فرج مویدی، سجاد کردی، علی اشرف مهرابی، سهیلا دست برهان

چکیده نیتروژن یکی از مهم­ترین عناصر پرمصرف برای رشد و تولید گیاهان محسوب می­شود و در دسترس بودن آن بسیاری از پارامترهای مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان را تحت تأثیر قرار می­دهد. به­منظور بررسی اثر سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد و برخی خصوصیات کیفی چهار رقم ریحان، آزمایشی به­صورت فاکتوریل اسپیلت پلات در زمان در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی خرم‌آباد در سال 1395 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار رقم ریحان (Ocimum basilicum var. Italian Large Leaf، O. basilicum var. Cinnamon، Sweet Thai O. basilicum var. و O. basilicum var. Mobarakeh)، سه سطح کود نیتروژن (صفر، 100 و 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره) و سه نوبت برداشت گیاه ریحان بود. نتایج نشان داد که بیشترین نسبت برگ به ساقه (8/1) با کاربرد 100 و 200 کیلوگرم در هکتار کود اوره در رقم Italian Large Leaf در برداشت اول بدست آمد. از میان ارقام مورد بررسی، حداکثر وزن خشک برگ، وزن خشک کل، درصد و عملکرد اسانس مربوط به رقم Italian Large Leaf و حداکثر شاخص کلروفیل برگ مربوط به ارقام Sweet Thai و Cinnamon بود. بیشترین وزن خشک کل (kg ha-1 3482) به رقم Italian Large Leaf با کاربرد 200 کیلوگرم در هکتار اوره در برداشت دوم اختصاص یافت که اختلاف معنی­داری با کاربرد 100 کیلوگرم در هکتار اوره در برداشت دوم در همین رقم نداشت. تیمار شاهد (عدم مصرف کود) نسبت به سایر تیمارهای کودی، از درصد اسانس بیشتری برخوردار بود (1/01 درصد)، اما حداکثر عملکرد اسانس (kg ha-1 26/79) با مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود اوره حاصل شد. بیشترین مقدار ترکیبات غالب اسانس (به­ استثنای سه ترکیب غالب متیل­کاویکول، 1و8-سینئول و متیل­سینامات) در تیمار شاهد (عدم مصرف کود اوره) مشاهده گردید. به­طور کلی، می­توان رقم Italian Large Leaf و مصرف 100 کیلوگرم در هکتار کود اوره را در شرایط محیطی مشابه خرم­آباد توصیه نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی تأثیر اقلیم بر مواد مؤثره زعفران (کروسین، پیکروکروسین و سافرانال) در منطقه بناب شهرستان مرند

صفحه 579-590

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61978.0

سعیده علیزاده سالطه، مینا امانی

چکیده زعفران  (Crocus sativus L.)‎‏ محصولی ارزشمند و نیمه مقاوم به خشکی است که می­تواند در شرایط بسیار متفاوت آب و هوایی مورد کشت و کار قرار گیرد. مهمترین ترکیب­هاى شیمیایى زعفران را کروسین، پیکروکروسین و مشتق­هاى کروسین تشکیل می­دهند که دارای خواص آنتی‌اکسیدانی می‌باشند و در داروسازی کاربرد دارند. در این پژوهش اثر اقلیم شهرستان مرند، استان آذربایجان‌شرقی طی دو سال زراعی بر کمیت و کیفیت و خصوصیات آنتی‌اکسیدانی قسمت‌های مختلف زعفران تولیدی در این منطقه بررسی شد. عوامل اقلیمی حاکم بر این منطقه طی دو سال متوالی 1393 و 1394 از نظر دما، بارندگی و رطوبت با استفاده از داده­های هواشناسی بررسی شد و میزان عملکرد زعفران در منطقه با استفاده از پرسشنامه از زعفران­کاران منطقه به دست آمد. از سوی دیگر، میزان ترکیبات کروسین، پیکروکروسین و سافرانال و فعالیت آنتی‌اکسیدانی قسمت­های مختلف زعفران شامل کلاله، خامه، پرچم و گلبرگ‌ها هر کدام به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان داد ‌شهرستان مرند طبق روش طبقه­بندی دومارتن، در طبقه اقلیم نیمه‌خشک قرار می­گیرد و مقدار متابولیت­های کروسین در سال اول کشت 1393 (بیشترین میزان 306 میلی­گرم بر گرم در اندام کلاله)،‌ پیکروکروسین در سال دوم کشت 1394 (102/15 میلی­گرم بر گرم در اندام کلاله) و سافرانال در سال دوم کشت 1394 (بیشترین میزان: 49/95 میلی­گرم بر گرم در گلبرگ زعفران) و فعالیت آنتی‌اکسیدانی کلاله و گلبرگ زعفران در سال اول کشت 1393 (به‌ترتیب 30/43 و 88/32 درصد) بالاترین مقدار را داشت. منطقه بناب مرند آذربایجان شرقی در اثر تغییرات آب و هوایی منطقه مناسب برای کشت زعفران می­باشد و کیفیت اندام­های مختلف زعفران در سال‌های متوالی کشت چندساله زعفران متفاوت می­باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی تأثیر بیوچار حاصل از دماهای مختلف پیرولیز بر رشد گیاه همیشه بهار تحت تنش شوری

صفحه 591-604

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67776.1005

محدثه شمس الدین سعید، محمود رمرودی

چکیده بیوچار به عنوان منبع کربن آلی و اصلاح کننده خاک، در کشاورزی مورد توجه است و خصوصیات آن تحت تاثیر دمای پیرولیز قرار می‌گیرد. در پژوهش حاضر جهت تهیه بیوچار، مخلوط کود گاوی و گوسفندی به مدت چهار ساعت در دما 300، 400، 500 و 600 درجه سانتی‌گراد، پیرولیز شد. سپس با هدف ارزیابی تاثیر بیوچار حاصل از دماهای مختلف پیرولیز (صفر، 300، 400، 500 و 600 درجه سانتی‌گراد) بر رشد گیاه همیشه بهار تحت شرایط تنش شوری (صفر، 4، 8 و 12 دسی­زیمنس­برمتر)، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه مرکز آموزش عالی کشاورزی بردسیر-کرمان، در سال 1398 اجرا گردید. با افزایش دمای پیرولیز به 600 درجه سانتی‌گراد، اسیدیته و هدایت الکتریکی بیوچار به‌ترتیب 16/29 و 60/37 درصد افزایش و عملکرد بیوچار (52/28 درصد) و چگالی ظاهری (48/10 درصد) آن کاهش یافت. محتوای خاکستر نیز 1/5 برابر شد. همچنین با افزایش شوری ارتفاع ساقه، تعداد و سطح برگ کاهش یافت. در تنش 12 دسی­زیمنس­برمتر و دمای پیرولیز 600 درجه سانتی‌گراد، میزان پتاسیم و پرولین برگ افزایش یافت. بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز در تیمار بیوچار دمای 600 درجه و تنش 8 و 4 دسی­زیمنس برمتر مشاهده شد. درمجموع، شوری بیوچار مهمترین خصوصیات نامطلوب آن می‌باشد که با افزایش دمای پیرولیز این ویژگی منفی شدت می‌یابد، لذا توصیه برای استفاده از بیوچار در خاک‌های شور نیازمند به مطالعات بیشتری می‌باشد. در پژوهش حاضر استفاده از بیوچار در شرایط تنش شوری تاثیر مثبت قابل ملاحظه­ای در ایجاد مقاومت در گیاه همیشه بهار و تحمل تنش شوری نداشت.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی اثرات کائولین و اسید سالیسیلیک بر عملکرد و برخی پاسخ‌های فیزیولوژیکی زیتون تحت تنش خشکی

صفحه 605-619

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67469.1002

صادق عزیزی فر، وحید عبدوسی، رحمت اله غلامی، مهرداد قوامی، علی محمدی ترکاشوند

چکیده کمبود آب و تنش خشکی ناشی از آن یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده تولید محصولات کشاورزی در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر است. در این آزمایش اثر کاربرد مستقل و برهمکنش اسید سالیسیلیک و کائولین بر تحمل به تنش خشکی در زیتون در دو سال 1398 و 1399 بررسی شده است. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. برای این کار درختان 14 ساله زیتون رقم ̕زرد̔ با استفاده از تیمارهای آب مقطر (شاهد)، یک میلی­مولار سالیسیلیک اسید، کائولین 2/5 درصد و کاربرد ترکیبی سالیسیلیک اسید+ کائولین محلول‌پاشی شده و پس ‌از آن تحت سه رژیم آبیاری متفاوت (100، 75 و 50 درصد نیاز آبی درخت) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در هر دو سال انجام آزمایش، با افزایش سطح کم‌آبیاری میزان عملکرد کل به‌طور معنی‌داری کاهش (10 تا 30 درصد) یافت. کاهش سطح آبیاری منجر به افزایش نشت یونی و مالون دی آلدهید، فنل کل و پرولین شد. همچنین با کاهش سطح آبیاری محتوای آب نسبی و کلروفیل به طور معنی­داری کاهش یافت. نتایج نشان داد که محلول‌پاشی درختان زیتون با سالیسیلیک اسید و کائولین سبب کاهش نشت یونی و مالون دی آلدهید شده و محتوای رطوبت نسبی، کلروفیل، فنل و عملکرد کل را نسبت به شاهد بهبود دادند. همچنین محلول‌پاشی به‌وسیله سالیسیلیک اسید سبب افزایش معنی‌دار پرولین و کربوهیدرات کل شده و تیمار کائولین تأثیر معنی‌داری بر این صفات نداشت. در بیشتر صفات مورد ارزیابی استفاده هم‌زمان از تیمارهای سالیسیلک اسید و کائولین تأثیر هم‌افزایی نداشت. بنابراین برای کاهش آثار تنش در درخت زیتون استفاده از تیمارهای سالیسیلک یا کائولین به‌صورت جداگانه توصیه می‌شود.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

مطالعه اثر هرس بوته بر عملکرد بادمجان (Solanum melongena cv. Bellen) در شرایط گلخانه

صفحه 621-630

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67250.0

کریم عرب سلمانی، امیرهوشنگ جلالی، پیمان جعفری

چکیده وجود ویتامین‌های مفید و کالری کم در میوه بادمجان آن را به گیاهی مورد توجه در علم تغذیه تبدیل کرده است. به‌منظور بررسی تأثیر هرس بر عملکرد و اجزای عملکرد بادمجان رقم ’بلن‘ مطالعه­ای گلخانه­ای در سال 1397 و 1398 در شهرستان ورامین انجام شد. آزمایش به صورت تجزیه مرکب بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی انجام شد. سه روش هرس بوته (دوشاخه‌ای، سه‌شاخه‌ای و چهار شاخه‌ای) تیمارهای این پژوهش را تشکیل می­دادند. تأثیر تیمارهای هرس بر صفات عملکرد، تعداد میوه در چهار چین اول و شاخص زودرسی در سطح 5 درصد و بر عملکرد کل، تعداد کل میوه و تعداد میوه در بوته نیز در سطح یک درصد از نظر آماری معنی‌دار بود. تیمار هرس دوشاخه با تولید 5/33 تن در هکتار بادمجان در چهار چین اول، نسبت به دو تیمار هرس سه و چهار شاخه 21/1 و 20/3 درصد عملکرد بیشتر تولید نمود. این برتری هرس دوشاخه عمدتاً به دلیل افزایش تعداد میوه­ی این نوع هرس بود. شاخص زودرسی در هرس دو، سه و چهار شاخه به‌ترتیب برابر 12/21، 9/5 و 8/83 درصد بود. عملکرد کل در سه تیمار هرس دو، سه و چهار شاخه به‌ترتیب برابر 44/45، 46/67 و 49/87 تن در هکتار بود. اثر سال برای هیچکدام از صفات معنی‌دار نشد. نتایج این پژوهش نشان داد در صورتی‌که هدف تولید محصول زودرس بادمجان باشد استفاده از شیوه­ی هرس دوشاخه‌ای و در صورتی که هدف عملکرد کل بیشتری باشد هرس چهار شاخه‌ای برای رقم ’بلن‘ مورد نظر قابل توصیه است.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر کتیرا روی برخی خصوصیات مورفوفیزیولوژیک و مرتبط با عملکرد دانه گیاه سیاهدانه (Nigella sativa L.) تحت شرایط خشکی

صفحه 631-645

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69276.1033

یوسف سهرابی، هاوری کیانی

چکیده تعرق برای انجام فتوسنتز، فرآیندی ضروری است که با توجه به شرایط در مواردی می­تواند مضر باشد. بنابراین استفاده از مواد ضد تعرق می­تواند یکی از روش­های کارآمـد در کـاهش میزان اتلاف آب به واسطه تعـرق و راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات تنش خشکی بر گیاه و تعدیل کاهش عملکرد ناشی از کمبود آب در نواحی خشک و نیمه خشک باشد. در همین راستا به­منظور بررسی اثر رژیم­های آبیاری و کاربرد غلظت­های مختلف کتیرا (تراوه خشک شده­ی طبیعی حاصل از برخی گونه­های Astragalus بر گیاه دارویی سیاهدانه (Nigella sativa L.)، آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه کردستان در سال 1397 به­اجرا درآمد. فاکتورهای آزمایش شامل آبیاری در سه سطح 100 (آبیاری کامل)، 70 (تنش ملایم خشکی) و 40 (تنش شدید خشکی) درصد ظرفیت زراعی و محلول­پاشی کتیرا در شش غلظت صفر، 1/25، 2/5، 5، 7/5 و 10 گرم در لیتر بودند. نتـایج نشـان داد افـزایش شدت تنش خشکی (کاهش آبیاری) منجر به کاهش محتوای نسبی آب برگ، محتوای کلروفیل کل، کارآیی فتوسیستم II، ارتفاع بوته، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در بوته، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه گردید. تأثیر کاربرد غلظت­های مختلف کتیرا در سطوح مختلف آبیاری متفاوت بود. در آبیاری کامل، غلظت 1/25 گرم در لیتر بر تمامی صفات مورد مطالعه مثبت بود. در تنش ملایم خشکی استفاده از غلظت­های بیشتر کتیرا تا غلظت 5 گرم در لیتر بهترین کارآیی را داشت و غلظت­های بیشتر از آن به تأثیر معکوس بر صفات مورد بررسی منجر گردید. در تنش شدید خشکی، کاربرد غلظت­های بیشتر کتیرا مفید بود و مصرف کتیرا تا غلظت 7/5 گرم در لیتر باعث بهبود صفات بررسی شده گردید، ولی مصرف غلظت 10 گرم در لیتر بر صفات مذکور تأثیر منفی داشت. با توجه به تأثیری که غلظت مناسب کاربرد این ماده در بهبود صفات اندازه‌گیری شده داشت و توانست عملکرد دانه را نسبت به عدم مصرف کتیرا در شرایط تنش متوسط و شدید خشکی به‌ترتیب 11/6 و 28/2 درصد افزایش دهد، احتمالا کتیرا می­تواند به­عنوان یک ماده ضدتعرق جدید با منشاء طبیعی معرفی گردد و کاربرد آن در مناطقی که با تنش خشکی مواجه هستند می­تواند مفید و قابل توصیه باشد.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

بهینه‌سازی نوع ترکیب تنظیم کننده رشد گیاهی و نمک‌های محیط کشت در ریزازدیادی گیاه سینگونیوم (Syngonium podophyllum L.)

صفحه 647-660

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68818.1021

احمد شریفی، مریم مرادیان، نسیم صفری، آزاده خادم، سیده مهدیه خرازی

چکیده امروزه استفاده از گیاهان برگ­زینتی در فضای آپارتمان برای زیباسازی فضا و طراحی فضای داخلی امری رایج است. بنابراین، تعیین بهترین روش تکثیر با هدف تولید تعداد زیاد گیاه در مدت زمان کوتاه، در این گیاهان امری ضروری است. بدین منظور آزمایشی برای ریزافزایی گیاه برگ­زینتی سینگونیوم طراحی و اجرا گردید. در راستای درصد باززایی ریزنمونه‌های گره با طول یک سانتی‌متر در محیط‌کشت‌ نیمه­جامد MS حاوی غلظت­های مختلف تنظیم کننده رشد گیاهی BA و Kin قرار داده شدند. به منظور بررسی درصد پرآوری ریزنمونه­ها آزمایشی در قالب طرح فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با پنج تکرار انجام شد. عامل اول شامل نوع محیط کشت (MS و B5) و عامل دوم غلظت­های مختلف آن (0/5 و 1) بود. در آزمایش سوم، به بررسی سازگاری گیاهچه­ها با استفاده از بسترهای کشت مختلف پرداخته شد. این آزمایش به صورت طرح کاملاً تصادفی انجام شد. با توجه به نتایج آزمایش، مشخص گردید که استفاده از سیتوکینین در محیط کشت پایه MS بر باززایی گیاه موثر است. بیشترین تعداد گیاهچه باززاشده در محیط کشت حاوی 4 میلی­گرم  بر لیتر BA به همراه 0/2 میلی­گرم بر لیتر IAA مشاهده شد. همچنین، با افزایش غلظت BA در محیط کشت، از ارتفاع گیاه کاسته شد اما تعداد گیاهچه تولیدی در آن افزایش یافت. در مقایسه دو محیط کشت MS و B5، مشخص گردید که استفاده از محیط کشت نصف غلظت MS در مرحله پرآوری در این گیاه به دلیل بهبود صفات رشدی مانند ارتفاع گیاهچه و طول ریشه مناسب است. در مرحله سازگاری استفاده از بستر کشت ورمی کولایت + پیت ماس منجر به سازگاری صد درصدی گیاهان و بهبود صفات رشدی در گیاه گردید.