با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 33، شماره 3، پاییز 1398 
مقالات پژوهشی

مطالعه اثر بسترهای آلی کشت بر اجزای عملکرد و کیفیت و کمیت اسانس در چند اکوتیپ مرزه تابستانه (Satureja hortensis L.) در شرایط آب و هوایی گرگان

صفحه 349-361

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.34301

خدایار همتی، بختیار اردوان پور، مینا غزایی یان، وحید اکبرپور

چکیده مرزه (Satureja hortensis L.) گیاهی است از خانواده نعناعیان که اسانس آن در صنایع دارویی و آرایشی و غذایی کاربرد زیادی دارد. هدف از این تحقیق مطالعه اثرات چند نوع بستر کشت آلی شامل: 1- خاک مزرعه (شاهد)، 2-کود دامی،3-کمپوست زباله شهری،4- خاکبرگ، 5- مخلوط بسترها به نسبت مساوی بر روی خصوصیات رویشی و زایشی و نیز کمیت و کیفیت اسانس در سه اکوتیپ مرزه تابستانه (کردستان، شیراز و یزد) بود. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی در چهار تکرار در مزرعه تحقیقاتی شماره یک دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انجام گرفت. اکوتیپ شیراز دارای بیشترین درصد اسانس (2/1 درصد) در بین اکوتیپ‌های مختلف بود، ولی بین تیمارهای مختلف و بین اکوتیپ ها تفاوت معنی داری نشان نداد. اثر تیمارها بر روی اجزای اسانس شامل کارواکرول، گاماترپینن و پاراسیمن معنی‌دار بود. اسانس گیاهان در بستر مخلوط بیشترین میزان کارواکرول (69/74 درصد) را داشت. اکوتیپ یزد در بین اکوتیپ‌ها بیشترین میزان کارواکرول را نشان داد. در میان بسترهای کشت، تیمار شاهد بیشترین درصد گاماترپینن (48/5درصد) و بیشترین درصد پاراسیمن (76/1) را داشت و همه بسترهای آلی باعث کاهش معنی‌دار این ترکیب ها در اسانس شدند. همچنین در مقایسه اکوتیپ‌های مختلف، اکوتیپ شیراز دارای بیشترین میزان گاماترپینن و اکوتیپ کردستان بیشترین درصد پاراسیمن (69/1) بودند. با توجه به نتایج حاصله و اینکه اختلافی بین مصرف انواع کودهای آلی از لحاظ اجزای عملکرد و درصد اسانس مرزه مشاهده نشد، بنابراین در صورتی که هر یک از انواع کودهای آلی مورد استفاده در این آزمایش در دسترس بوده و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه‌تر باشد، قابل توصیه برای کشاورزان و تولیدکنندگان گیاه دارویی مرزه می‌باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی پاسخ‌های مورفوفیزیولوژیک توده‌های بومی علف گندمی تاجدار (Agropyron cristatum L.) در شرایط تنش خشکی و شوری

صفحه 363-375

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.61364

محمد حسین شیخ محمدی، نعمت الله اعتمادی، علی نیکبخت، مصطفی عرب، محمد مهدی مجیدی

چکیده خشکی و شوری از جمله تنش‌های غیرزنده مضر برای رشد چمن در طیف گسترده‌ای از جهان می‌باشند. هدف از اجرای این آزمایش، انتخاب توده‌های مقاوم به خشکی و شوری چمن جهت استفاده در برنامه مدیریت چمن در شرایط تنش خشکی و شوری بود. آزمایش به‌صورت کرت‌های خردشده بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عوامل آزمایش شامل سه تیمار آبیاری بود که به مدت 45 روز اعمال گردید: 1) گیاهان شاهد (بدون تنش)، 2) تنش خشکی (قطع آبیاری به مدت 45 روز) 3) تنش شوری (روزانه 100 میلی‌لیتر با شوری 9 دسی‌زیمنس بر متر). تیمارهای آبیاری به‌عنوان فاکتور اصلی در سه سطح (شاهد، تنش خشکی و تنش شوری) و توده‌های علف گندمی در شش سطح به‌عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد تنش خشکی و شوری باعث کاهش کیفیت در توده‌های علف گندمی تاجدار شدند و سطح کاهش کیفیت بین توده‌ها متفاوت بود. نتایج ما نشان داد، توده سبزوار تحت تنش خشکی و شوری به ترتیب، بالاترین ارتفاع (52/5 و 86/5 سانتی‌متر) و بیشترین محتوی کلروفیل (85/2 و 75/2 میلی‌گرم برگرم وزن‌تر) را نشان می‌دهد. نتایج به‌دست‌آمده از بررسی کربوهیدرات‌های محلول اندام هوایی، محتوی آب نسبی و میزان نشت الکترولیت نشان داد که در گیاهان تحت تنش خشکی توده‌های دماوند و سبزوار بیشترین مقدار کربوهیدرات‌های محلول (16/332 و 14/345 میلی‌گرم برگرم وزن خشک)، بیشترین محتوی آب نسبی (18/59 و 18/62 درصد) و کمترین میزان نشت الکترولیت (16/48 و 14/59 درصد) را به خود اختصاص دادند. در شرایط تنش شوری، توده دماوند (15/322 میلی‌گرم برگرم وزن خشک) بیشترین کربوهیدرات محلول، توده سبزوار (42/68 درصد) و اراک (14/65 درصد) بیشترین محتوی آب نسبی و توده سبزوار (17/54 درصد) کمترین میزان نشت الکترولیت را نشان دادند. مطابق نتایج این آزمایش رتبه‌بندی مقاومت به تنش خشکی به صورت سبزوار <دماوند<  اراک < ارومیه = تاکستان < هشتگرد و رتبه‌بندی مقاومت به شوری به‌صورت سبزوار <اراک< دماوند < هشتگرد = تاکستان< ارومیه می‌باشد. توده‌های سبزوار و دماوند مقاومت خوبی نسبت به خشکی، و توده‌های سبزوار و اراک مقاومت خوبی نسبت به تنش شوری در مقایسه با سایر توده‌های علف گندمی تاجدار از خود نشان دادند.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر تیمار گرمائی و قارچ‌کش بر کنترل آلودگی کشت درون شیشه‌ای سوخ نرگس (Narcissus tazetta L.)

صفحه 377-386

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.64767

سیده مهدیه خرازی، علی تهرانی فر، احمد شریفی

چکیده موفقیت در تکنیک کشت بافت، به خصوص در رابطه با گیاهان سوخ‌دار، به میزان کنترل آلودگی میکروبی در طی دوره کشت وابسته می‌باشد. اعمال تیمارهای مختلف نظیر تیمار گرمایی و کاربرد قارچ‌کش‌های مختلف می‌تواند به کنترل آلودگی میکروبی و به دنبال آن، افزایش درصد زنده‌مانی ریزنمونه‌ها کمک نماید. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر تیمار گرمایی و کاربرد قارچ‌کش بنومیل بر کاهش آلودگی کشت درون شیشه‌ای گیاه نرگس، به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا ‌تصادفی با 2 عامل شامل غلظت قارچ‌کش بنومیل در محیط کشت (یک و دو در هزار)، اعمال و یا عدم اعمال تیمار گرمایی (2 سطح) با 10 تکرار انجام شد. به منظور اعمال تیمار گرمایی از آب گرم 54 درجه سانتی‌گراد به مدت یک ساعت استفاده گردید. از محیط کشت پایه MS تکمیل شده با تنظیم‌کننده‌های رشد BA (1 میلی‌گرم در لیتر) و NAA (2/0 میلی‌گرم در لیتر) برای کشت ریزنمونه‌های فلس جفتی استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد با وجود آنکه کمترین درصد آلودگی در شرایط اعمال تیمار گرمایی و کاربرد دو گرم در لیتر بنومیل حاصل شد، ولی با این حال بیشترین درصد قهوه‌ای شدن ریزنمونه‌ها نیز در این تیمار مشاهده شد که منجر به کاهش پتانسیل باززایی ریزنمونه‌ها شد. لذا با در نظر گرفتن درصد قهوه‌ای شدن، درصد باززایی و درصد آلودگی ریزنمونه‌ها، عدم اعمال تیمار گرمایی و کاربرد محیط کشت حاوی یک گرم در لیتر قارچ‌کش بنومیل جهت کشت ریزنمونه­های فلس جفتی گیاه نرگس توصیه می‌گردد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی خصوصیات مورفولوژیکی و عملکرد کمی و کیفی گاوزبان ایرانی (Echium amoenum) تحت تأثیر تراکم گیاهی و کاربرد کود شیمیایی اوره و کودهای آلی مختلف

صفحه 387-403

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.70323

محمد بهزاد امیری، پرویز رضوانی مقدم، محسن جهان

چکیده به­منظور بررسی اثر کودهای آلی و شیمیایی بر خصوصیات کمی گاوزبان ایرانی (Echium amoenum) در تراکم­های مختلف گیاهی، آزمایشی در سال­های زراعی 92-1390 در دانشگاه فردوسی مشهد به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه­ی بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل 3 تراکم گیاهی (3، 5 و 10 بوته در متر مربع) و 5 نوع کود مختلف (کمپوست زباله شهری، ورمی‌کمپوست، گاوی، شیمیایی (اوره) و شاهد) بودند. نتایج آزمایش نشان داد که با کاهش تراکم گیاهی، تأثیر کودهای آلی در افزایش عملکرد گل تشدید شد و در کمترین تراکم گیاهی، کودهای کمپوست زباله شهری، ورمی‌کمپوست و گاوی، عملکرد گل را به­ترتیب 112، 79 و 223 درصد نسبت به شاهد بطور معنی‎داری افزایش دادند. در تمامی تراکم­های مورد مطالعه، طول ساقه فرعی در شرایط استفاده از کودهای آلی نسبت به شاهد بطور معنی‎داری بیشتر بود. کودهای کمپوست، ورمی­کمپوست، گاوی و شیمیایی (اوره) در تراکم 10 بوته در متر مربع به­ترتیب افزایش 106، 54، 66 و 173 درصدی میزان فنول کل را در مقایسه با شاهد سبب شدند. در تراکم متوسط گیاهی (5 بوته در متر مربع) استفاده از کودهای کمپوست، ورمی‌کمپوست و گاوی به­ترتیب منجر به افزایش 83، 74 و 57 درصدی میزان آنتوسیانین کل نسبت به شاهد شدند. به­طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از کودهای آلی مختلف و کود شیمیایی اوره در تراکم­های مطلوب گیاهی می‌تواند منجر به بهبود خصوصیات مورفولوژیکی و عملکرد کمی و کیفی گاوزبان ایرانی شود.

مقالات پژوهشی

بهینه‌سازی تولید کالوس و باززایی درگیاه زینتی زامیفولیا (Zamioculcas zamiifolia)

صفحه 405-415

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.73637

مهناز صیادی نژاد، سید مصطفی صادقی

چکیده امروزه پرورش و تکثیر گیاهان زینتی به خصوص گیاهانی که تکثیر آنها به سختی صورت می­گیرد، از طریق کشت بافت از ارزش و اهمیت زیادی برخوردار است. تکثیر گیاه زینتی زامیفولیا با ارزش اقتصادی بالا از طریق قلمه برگ و تقسیم ریزوم به سختی صورت می‌گیرد و به مدت زمانی حدود 7 ماه نیاز دارد لذا جهت تسریع در تکثیر آن کشت بافت مفید واقع می‌گردد. جهت بهینه­سازی تولید کالوس و باززایی، ریزنمونه‌های دمبرگ، ریزوم، برگ و شاخه، در محیط کشت­های با سطوح متفاوت تنظیم کننده‌های رشد در دو آزمایش جداگانه به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. در آزمایش اول ریزنمونه‌های دمبرگ و ریزوم در سه مرحله کالوس، شاخه و ریشه‌زایی به ترتیب در سطوح هورمونی ] BA (4، 2، 0 میلی‌گرم بر لیتر)، 2,4-D (2، 1، 0 میلی‌گرم بر لیتر)[، ] BA (2، 1، 0 میلی‌گرم بر لیتر) و 2,4-D (1، 5/0، 0 میلی‌گرم بر لیتر)[ و ] BA (2، 1، 0 میلی‌گرم بر لیتر) و NAA (1، 5/0، 0 میلی‌گرم بر لیتر)[ قرار گرفتند و در آزمایش دوم ریزنمونه‌های برگ و شاخه نیز در سه مرحله کالوس، شاخه و ریشه‌زایی به ترتیب در سطوح هورمونی ] BA (4، 2، 0 میلی‌گرم بر لیتر) و NAA (1، 5/0، 0 میلی‌گرم بر لیتر)[ ، BA] (2، 1، 0 میلی‌گرم بر لیتر) و NAA (1، 5/0، 0 میلی‌گرم بر لیتر)[ و] BA (2، 1، 0 میلی‌گرم بر لیتر) و NAA (2، 1، 0 میلی‌گرم بر لیتر)[ قرار گرفتند. در مرحله کالوس‌زایی، صفات مدت زمان تا شروع کالوس‌زایی و پس از گذشت 5 هفته درصد کالوس‌زایی و وزن ترکالوس اندازه­گیری گردید. در مرحله باززایی مدت زمان تا شروع ریشه‌زایی، مدت زمان تا شروع شاخه‌زایی و پس از گذشت 5 هفته طول شاخه و تعداد برگ اندازه‌گیری گردید. بالاترین درصد کالوس‌زایی، کوتاهترین زمان برای رسیدن به کالوس و بیشترین وزن تر کالوس در محیط کشت با هورمون­های 2 میلی‌گرم بر لیتر BA و 1 میلی‌گرم بر لیتر NAA در ریز نمونه برگ به ترتیب با 5/94 درصددرصد، 14 روز و 1/1 گرم از آزمایش دوم مشاهده گردید. بهترین تیمار در مرحله شاخه‌زایی با کوتاهترین زمان تا شروع شاخه‌زایی، بلندترین طول شاخه و بیشترین تعداد برگ به ترتیب با 5/10 روز ، 10/4 سانتی متر و 8 برگ مربوط به ریزنمونه برگ با غلظت هورمونی 2 میلی‌گرم بر لیتر BA و 5/0 میلی‌گرم بر لیتر NAA از آزمایش دوم بود و در مرحله ریشه‌زایی بهترین تیمار برای ریزنمونه دمبرگ با غلظت هورمونی 1 میلی‌گرم بر لیتر BA و 5/0 میلی‌گرم بر لیتر NAA با 14 روز زمان تا ریشه‌زایی از آزمایش اول بود. از نتایج آزمایش‌ها در مرحله باززایی چنین بر آمد که نوع ریزنمونه در شاخه‌زایی و ریشه‌زایی همانند مرحله کالوس‌زایی موثر بوده‌است به طوری که در مرحله شاخه‌زایی نتایج به دست آمده از ریزنمونه ریزوم نسبت به ریزنمونه دمبرگ بهتر بود اما در مرحله ریشه‌زایی ریزنمونه دمبرگ بهتر از ریزنمونه ریزوم عمل کرده ‌است.

مقالات پژوهشی

تأثیر اسید سالیسیلیک و ال-آرژنین بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عناصر برگی گیاه پریوش تحت تنش خشکی

صفحه 417-432

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.73631

محترم عباسپور اسفدن، سپیده کلاته جاری، فواد فاتحی

چکیده پریوش (Catharanthus roseus) گیاهی زیبا و رونده از خانواده خرزهره­ئیان و دارای کاربردهای زینتی و دارویی است. این گیاه همانند سایر گونه‌های فضای سبز تحت تأثیر آثار سوء ناشی از تنش خشکی قرار می­گیرد، اما در این راستا استفاده از محرک­های رشد گیاهی می­تواند برای گیاه تحت تنش مفید باشد. بنابراین تحقیق حاضر به منظور تأثیر اسید سالیسیلیک و ال-آرژنین بر صفات مورفو-فیزیولوژیکی گیاه پریوش تحت تنش خشکی انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل با دو عامل شامل محلول­پاشی در 5 سطح (شاهد، ال-آرژنین 5/1 و 3 میلی­مولار، اسید سالیسیلیک 100 و 200 میلی­گرم در لیتر) و تنش خشکی در سه سطح (100، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی) در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با 3 تکرار انجام شد. صفات مورد بررسی شامل کارایی مصرف آب، نسبت وزن ریشه به شاخساره، تعداد گل، قطر گل، محتوای کلروفیل برگ، فعالیت آنزیم­های پراکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز برگ و عناصر پرمصرف (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) برگ بود. کارایی مصرف آب در تیمارهای تحت تأثیر تنش 70 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از سایر تیمارها بدست آمد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که برهمکنش محلول­پاشی و تنش خشکی بر نسبت وزن ریشه به شاخساره، فعالیت آنزیم پراکسیداز، مقدار فسفر و نیتروژن برگ معنی­دار شد. نسبت وزن ریشه به شاخساره در تیمارهای عدم محلول­پاشی (شاهد) × 40 درصد ظرفیت زراعی و ال-آرژنین 5/1 میلی­مولار × 40 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از سایر تیمارها گزارش شد. فعالیت آنزیم پراکسیداز در تیمار برهمکنش عدم محلول­پاشی و 100 درصد ظرفیت زراعی کمتر از سایر تیمارهای آزمایشی بود. بیشترین مقدار فسفر و نیتروژن در تمامی سطوح محلول­پاشی در 100 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. حداقل مقدار عناصر پرمصرف در تیمارهای حاوی 40 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. قطر و تعداد گل در تیمارهای 100 درصد و 70 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از 40 درصد ظرفیت زراعی به‌دست آمد و در بین تیمارهای محلول­پاشی میانگین قطر گل و کلروفیل کل در تیمار ال-آرژنین 3 میلی­مولار بیشتر بود. بیشترین و کمترین فعالیت آنریم سوپر اکسید دیسموتاز به­ترتیب در تیمار 40 درصد ظرفیت زراعی و 100 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد و در بین تیمارهای محلول­پاشی، فعالیت این آنزیم در تیمارهای ال-آرژنین 3 میلی­مولار و اسید سالیسیلیک 100 میلی­گرم در لیتر بیشتر از سایر تیمارها بود. بنابراین با هدف مصرف بهینه آب و محلول­پاشی، در تیمار 70 درصد ظرفیت زراعی و استفاده از ال-آرژنین 3 میلی­مولار یا اسید سالیسیلیک 100 میلی­گرم در لیتر موجب افزایش عناصر فسفر و ازت گردید. همچنین در مجموع تیمارهای ال-آرژنین 3 میلی­مولار یا اسید سالیسیلیک 100 میلی­گرم در لیتر موجب افزایش تعداد و قطر گل پریوش شدند.

مقالات پژوهشی

مقایسه خصوصیات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی هفت جمعیت گیاه دارویی پای خر (Tussilago farfara L.) کشت شده در شرایط آب و هوایی تهران

صفحه 433-449

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.76027

محمد نورانی یزن آباد، محمدتقی عبادی، مهدی عیاری نوش آبادی

چکیده گیاه دارویی پای خر با نام علمی Tussilago farfara L.، چندساله و از تیره کاسنی (Asteraceae) می‏باشد. پای خر مصارف دارویی دارد و از زمان‏های بسیار دور برای درمان سرفه، مشکلات ریوی و خلط استفاده می‏شود. در این تحقیق برای کشت پای خر، از ریزوم‏ این گیاه استفاده شد و آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گرفت که تیمارها عبارت از هفت جمعیت از شهرهای فیروزکوه، نور، دیلمان، کلیبر، نمین، دماوند و پل زنگوله گیاه پای‏خر کشت شده در تهران بودند. صفات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی مانند سطح برگ، تعداد گل در بوته، قطر گل، طول ساقه گل‏دهنده، ارتفاع گل، وزن خشک گل، طول ریشه و میزان فتوسنتز اندازه‏گیری شد. برگ و گل گیاهان کشت شده برای بررسی فیتوشیمیایی مانند فنول و فلاونویید کل آماده گردید. نتایج مربوط به گیاهان کشت شده نشان داد که اختلاف معنی‏داری در سطح احتمال یک درصد بین جمعیت‏ها وجود داشته و جمعیت پل زنگوله از لحاظ برخی خصوصیات مورفولوژیکی مانند تعداد گل در بوته با میانگین 15، بیشترین قطر و ارتفاع گل به ترتیب با میانگین 12 و 16 میلی‏متر، وزن خشک گل با میانگین 2/5 گرم و همچنین بالاترین میزان فتوسنتز، به عنوان جمعیت برتر در بین گیاهان کشت شده مشخص گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین فنول و فلاونویید کل جمعیت‏های مورد بررسی اختلاف معنی‏داری در سطح احتمال یک درصد وجود داشته و جمعیت نور با میانگین 242 میلی‏گرم گالیک اسید بر گرم عصاره خشک بیشترین مقدار فنول کل را داشت و عصاره برگ جمعیت نور با IC50  برابر با 271، بیشترین فعالیت آنتی‏اکسیدانی را نشان داد.  

مقالات پژوهشی

تأثیر تنش‌های خشکی و شوری بر رشد، گلدهی و برخی از ویژگی‌های بیوشیمیایی گیاه نرگس (Narsicuss tazetta L.)

صفحه 451-466

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.76772

علی ناصری مقدم، حسن بیات، محمد حسین امینی فرد، فرید مرادی نژاد

چکیده در بین تنش‌های محیطی، خشکی و شوری جزء مهم‌ترین تنش‌ها هستند که رشد و نمو گیاهان را در مناطق خشک و نیمه خشک محدود می‌کنند. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تنش‌های خشکی و شوری بر صفت‌های رویشی، زایشی و بیوشیمیایی گل نرگس شهلا (Narcissus tazetta L.) بود. این آزمایش گلدانی، به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1396 انجام شد. تیمارها شامل کلرید‌سدیم در چهار سطح صفر (شاهد)، 20، 40 و 60 میلی‌مولار و تنش خشکی در چهار سطح 70،50،30 و 90 درصد ظرفیت زراعی بودند. نتایج اثرهای ساده نشان داد که تنش‌های خشکی و شوری باعث کاهش مقدار قطر ساقه گل‌دهنده، قطر گل، طول ریشه، حجم ریشه، وزن تر ریشه، طول و وزن تر سوخ، وزن تر اندام هوایی، وزن خشک کل و تعداد روز از گلدهی تا پیری گل شدند. در مقابل صفت‌های تعداد روز از کاشت تا گلدهی، میزان قندهای محلول کل برگ و ریشه، فعالیت آنتی­اکسیدانی و محتوای فنول کل تحت تأثیر این دو تنش افزایش یافتند. نتایج اثرهای متقابل نشان داد که اثر مخرب تنش‌های شوری و خشکی در شرایط کاربرد توأم دو تنش، تشدید شد به طوری که کمترین مقدار صفت‌های رشدی و زایشی در شدیدترین سطح تنش (30 درصد ظرفیت زراعی × شوری 60 میلی‌مولار) مشاهده شد. به طور کلی، نتایج نشان داد که در محدوده تیمارهای اعمال شده، اثر مخرب تنش شوری بر صفت‌های رشدی، زینتی و فیزیولوژیکی گل نرگس بیشتر از تنش خشکی بود.

مقالات پژوهشی

بررسی تأثیر محیط کشت‌ها و تنظیم کننده‌های رشد گیاهی بر کشت تک گره گیاه پپینو (Solanum muricatum Aiton) در شرایط کشت بافت

صفحه 467-479

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.76833

مائده عقدائی، سید حسین نعمتی، لیلا سمیعی، احمد شریفی شریف آباد

چکیده پپینو یک سبزی‌ میوه‌ای متعلق به خانواده سولاناسه بوده که مشکل اساسی در توسعه‌ی کشت این گیاه تکثیر آن می‌باشد که از طریق بذر موفقیت اندکی دارد. از این‌رو این پژوهش با هدف تکثیر انبوه از طریق کشت بافت انجام گردید. به‌منظور دستیابی به بهترین نوع محیط کشت و ترکیب تنظیم کننده‌های رشد گیاهی از ریزنمونه تک گره پپینو استفاده گردید. این تحقیق در قالب سه آزمایش جداگانه با استفاده از چهار نوع محیط کشت (MS، ½ MS، SH و B5)، دو نوع سیتوکنین (بنزیل آدنین (BA) و کینتین (Kin)) و دو نوع اکسین (ایندول بوتریک اسید (IBA) و نفتالین استیک اسید (NAA)) برای تعیین بهترین محیط کشت و دستیابی به ترکیب مناسبی از تنظیم کننده‌های رشد گیاهی برای پرآوری شاخساره و ریشه‌زایی انجام شد. نتایج نشان داد که بهترین محیط کشت برای ریزازدیادی ریزنمونه تک گره پپینو با توجه به تعداد شاخساره، طول شاخساره، تعداد ریشه، طول ریشه، تعداد برگ و طول برگ محیط کشت پایه MS بود. در آزمایش پرآوری شاخه، بیش‌ترین تعداد شاخساره، تعداد برگ، رنگ شاخساره و کیفیت شاخساره القا شده در اثر کاربرد محیط کشت MS غنی شده با دو میلی‌گرم در لیتر BA به‌همراه یک میلی‌گرم در لیتر Kin به‌دست آمد. همچنین بیش‌ترین میزان طول شاخساره و طول برگ به‌ترتیب با کاربرد محیط کشت MS غنی شده با یک میلی‌گرم در لیتر BA همراه با دو میلی‌گرم در لیتر Kin و تیمار یک میلی‌گرم در لیتر BA همراه با یک میلی‌گرم در لیتر Kin حاصل شد. در آزمایش ریشه‌زایی، بیش‌ترین میانگین تعداد ریشه و کیفیت ریشه با استفاده از IBA با غلظت 6/0 میلی‌گرم در لیتر به‌دست آمد، در حالی که بیش‌ترین میانگین طول ریشه با کاربرد IBA با غلظت 3/0 میلی‌گرم در لیتر مشاهده شد. در مجموع بهترین نتایج با محیط کشت MS، غلظت دو میلی‌گرم در لیتر BA همراه با یک میلی‌گرم در لیتر Kin جهت پرآوری و همچنین غلظت 6/0 میلی‌گرم در لیتر IBA جهت ریشه‌زایی ریزنمونه پپینو به‌دست آمد.

مقالات پژوهشی

بررسی تنوع ریخت‌شناسی و فیزیولوژیکی، و تجزیه علیت عملکرد سوخ و میزان آلیسین توده‌های محلی سیر ایرانی در منطقه همدان

صفحه 481-497

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.77676

محمد حسین عالم خومرام، امیر حسین کشتکار، اصغر میرزایی اصل

چکیده سیر ایران از کیفیت عطر و طعم خوبی برخوردار است، ولی تا به امروز به جز رقم مازند که مناسب مازندران است، رقم بومی دیگری از سیر اصلاح و معرفی نشده است. به منظور شناسایی پربازده­ترین توده­های محلی برای اصلاح و معرفی رقم مناسب شرایط آب و هوایی همدان، در سال زراعی 95-1394 آزمایشی بر روی 18 توده محلی مختلف در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی همدان اجرا شد. نه توده از مناطق کشت سیر استان همدان و نه توده از سایر استان­های سیرکار کشور انتخاب گردیدند. توده­های محلی از نظر 33 صفت مهم زراعی- مورفولوژیکی از جمله عملکرد سوخ؛ و میزان اسیدپیروویک کل (مجموع اسید پیروویک حاصل از فعالیت­های آنزیمی و غیرآنزیمی)، میزان اسید پیروویک غیرآنزیمی، میزان اسید پیروویک آنزیمی و میزان آلیسین مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این بررسی نشان داد که صفات مورد بررسی توده­های محلی کشور از تنوع بالایی برخوردارند که لازمه برنامه­های اصلاحی است و همچنین معرفی توده­ها به مناطق دیگر می­تواند با نتایج مطلوب همراه باشد. چنانکه از نه توده محلی غیر بومی همدان سه توده محلی ارومیه، اراک و بردسیر کرمان در شرایط آب و هوایی همدان تولید قابل قبول داشتند. توده­های محلی ارومیه، سولان و حیدره بر اساس عملکرد سوخ، اسید پیروویک آنزیمی و رابطه مولی دو به یک آن با آلیسین بیشترین ماده عطر و طعم­دهنده آلیسین را در هکتار تولید کردند. صفات وزن سوخ به طور مستقیم و قطر یقه به طور غیرمستقیم از طریق وزن سوخ، با عملکرد سوخ و صفات شاخص سطح برگ، شاخص برداشت، وزن خشک برگ بوته و قطر سوخ با میزان آلیسین تولیدی ارتباط معنی­دار بالایی نشان دادند. بر اساس تجزیه خوشه­ای توده­ها به دو گروه اصلی مناسب و نامناسب کشت در همدان تقسیم شده که گروه مناسب کشت در همدان خود به چهار زیرگروه سه تایی تقسیم شد. خوشه­بندی امکان کاهش هزینه­های حفظ منابع ژنتیکی سیر را با کم کردن میزان مواد نگهداری شده با حداقل افت تنوع صفات، فراهم می­سازد.  

مقالات پژوهشی

بررسی کارآیی تیمارهای تلفیقی گرمادرمانی و کشت مریستم انتهایی بر تولید نهال عاری از سه ویروس آلوده کننده سیب "گوشت سرخ" (Malus pumila Mill.) در شرایط درون شیشه‌ای

صفحه 409-599

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.77252

نوشین کاظمی، علی اکبر حبشی، وهب اسدی

چکیده این پژوهش با هدف تولید نهال عاری از سه ویروس ACLSV، ASPV، ASGV سیب "گوشت سرخ" (Malus pumila Mill.)، در پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی ایران (ABRII) در سال 1394 انجام شد. آزمایش­ها با ارزیابی اثربخشی تیمار‌ گرمادرمانی (0، 7، 14 و 21 روز در دمای 38 درجه سانتی‌گراد) و کشت مریستم انتهایی (در سه اندازه کوچک‌تر از 2/0 میلی‌متر، بین 2/0 تا 7/0 میلی‌متر و بزرگ‌تر از 7/0 میلی‌متر) بر نرخ حذف ویروس از ریزشاخه­ها انجام شد. در ابتدا حضور ویروس­هایACLSV، ASGV و ASPV در نمونه‌های مادری با روش­های آزمون الایزای ساندویچ دو طرفه آنتی بادی و RT-PCR مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس تیمارهای گرمادرمانی و کشت مریستم در شرایط درون شیشه‌ای انجام شد. ریزشاخه­های رشد یافته از مریستم توسط الایزا و RT-PCR برای هر سه ویروس بررسی شدند. به­طورکلی نرخ حذف سه ویروس ACLSV (9/25 درصد)، ASGV (4/7 درصد) و ASPV (4/44 درصد) با یکدیگر متفاوت بود. نتایج نشان داد افزایش طول مدت گرمادرمانی و کاهش اندازه مریستم با اثر گذاری متفاوت بر ویروس­های مورد مطالعه باعث افزایش نرخ عاری شدن ریزنمونه­ها از ویروس شده است. افزایش دوره زمانی گرمادرمانی در 21 روز باعث کاهش رشد و تکثیر و حتی از بین رفتن ریزنمونه­ها شد. بنابراین 14 روز گرمادرمانی مؤثرترین تیمار جهت حذف آلودگی ویروس­هایASGV  (11/11درصد)، ASPV (89/88 درصد) و ACLSV (44/44 درصد) از ریزنمونه­های مورد مطالعه بود. در پایان آزمایش نمونه‌هایی که توسط هر دو روش الایزا و RT-PCR سالم تشخیص داده شدند، تکثیر و ریشه‌دار شدند و در شرایط گلخانه­ای سازگار شدند.  

مقالات پژوهشی

اثر غنچه‌گیری، محلول‌پاشی نیتروژن و تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی بر صفات رویشی و زایشی گل جعفری

صفحه 511-524

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.79030

محبوبه زمانی پور

چکیده این مطالعه با هدف بهبود ویژگی‌های رویشی و زایشی بر روی گیاهچه‌های گل جعفری آفریقایی در قالب دو آزمایش جداگانه در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه ولایت ایرانشهر در سال 1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایش اول شامل غنچه‌گیری در دو سطح (عدم غنچه‌گیری و غنچه‌گیری در 20 روز بعد از کاشت) و نیتروژن در چهار سطح (0 درصد، 2 درصد، 4 درصد و 6 درصد) و تیمارهای آزمایش دوم شامل سه سطح ایندول استیک اسید (50، 100 و 150 میلی گرم بر لیتر) و سه سطح اسید جیبرلیک (100، 200 و 300 میلی گرم بر لیتر) و آب مقطر به عنوان شاهد بودند. کیفیت گیاهچه‌ها بر اساس ارتفاع و قطر گیاهچه، تعداد برگ، تعداد و طول شاخه فرعی، تعداد و قطر گل، وزن تر و خشک گل و تعداد روز تا گلدهی اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان دادند که بیشترین ارتفاع گیاه (5/47 سانتی متر)، طول شاخه (50/21 سانتی متر)، قطر گل (25/5 سانتی متر)، وزن خشک گل (60/3 گرم) و وزن تر گل (8/0 گرم) در تیمار عدم غنچه‌گیری به همراه 6 درصد نیتروژن بدست آمد. بیشترین تعداد برگ (91)، تعداد شاخه (10) و تعداد گل (7) با غنچه‌گیری همراه با تیمار 6 درصد نیتروژن بدست آمد. کیفیت گیاهچه‌ها با محلول‌پاشی اسید جیبرلیک نسبت به ایندول استیک اسید افزایش چشمگیری داشت و با افزایش غلظت، کیفیت گیاهچه‌ها نیز افزایش یافت، به‌طوری‌که بیشترین ارتفاع گیاه (25/34 سانتی متر)، طول شاخه (23 سانتی متر)، تعداد برگ (42)، تعداد شاخه (14)، قطر گل (3 سانتی متر)، وزن خشک گل (65/0 گرم)، وزن تر گل (13/3 گرم)، تعداد گل (6) و کمترین تعداد روز تا گلدهی (31 روز) در محلول پاشی با اسید جیبرلیک در غلظت 300 میلی گرم بر لیتر ایجاد گردید.

مقالات پژوهشی

نقش اکوتیپ، ریزنمونه و تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی در کشت تعلیقی سلولی چویل (Ferulago angulata (Schlecht.) Boiss.)

صفحه 525-536

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.79173

سید مهران علوی، اسد معصومی اصل، ناصر زارع، رسول اصغری زکریا، پریسا شیخ زاده مصدق

چکیده گیاه چویل دارای خواص داروئی مختلف بوده و تاکنون گزارشی از کشت تعلیقی سلولی این گیاه بومی ایران ارائه نشده است. به ‌منظور ارزیابی تأثیر عوامل مختلف بر پینه‌زایی چویل، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. فاکتورها شامل اکوتیپ (آب­نهر، گایونه، وزگ و سی‌سخت)، ریز نمونه (ریشه، برگ و ساقه) به همراه ترکیبات هورمونی مختلف NAA و BAP (هر کدام در غلظت‌های 0، 5/0، 1 و 2 میلی‌گرم در لیتر) در محیط کشت پایه موراشیگ و اسکوگ بودند. نتایج نشان دادند که بهترین اکوتیپ در واکنش به پینه‌زایی، اکوتیپ آب‌نهر و بهترین ریز‌نمونه، ریزنمونه برگی و بهترین ترکیب هورمونی شامل 1 میلی‌گرم در لیتر NAA و 5/0 میلی‌گرم در لیتر BAP بود. به‌ منظور بررسی تأثیر عوامل مختلف بر کشت تعلیقی سلولی چویل، علاوه بر هورمون NAA، از سطوح مختلف (غلظت‌های 0، 5/0، 1 و 2 میلی‌گرم در لیتر) هورمون 2,4-D نیز در ترکیب با هورمون BAP استفاده شد. بهترین ترکیب هورمونی برای کشت تعلیق سلولی، 2 میلی‌گرم بر لیتر NAA یا 2,4-D به همراه 5/0 میلی‌گرم بر لیتر BAP بود و بهترین ریزنمونه و اکوتیپ به ترتیب، ریزنمونه‌ برگی و اکوتیپ آب‌نهر بود. در مجموع، اکوتیپ آب نهر و ریزنمونه برگی هم در کشت پینه و هم در کشت تعلیقی سلولی نسبت به بقیه اکوتیپ­ها و ریزنمونه­ها برتری نشان دادند و بهترین ترکیب هورمونی در هر دو نوع کشت 2-1 میلی‌گرم در لیتر NAA و 5/0 میلی‌گرم در لیتر BAP بود.  

مقالات پژوهشی

اثر طیف‌های نور ال‌ای‌دی در مقایسه با نور طبیعی گلخانه بر کیفیت نشاء حسن یوسف (Solenostemon escutellariodes ‘Wizard Scarlet’) و اطلسی (Petunia × hybrida ‘Scarlet Eye’)

صفحه 537-548

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.79713

پریا دهخدایی، سعید ریزی، مسعود قاسمی قهساره

چکیده یکی از روش­های بهبود ویژگی­های مورفولوژیکی گیاهان، تغییر کیفیت نور است. به همین منظور آزمایشی جهت بررسی اثر کیفیت نور ال­ای­دی بر ویژگی­های مورفولوژیک و فیزیولوژیک دانهال­های حسن یوسف و اطلسی انجام شد. تیمارها شامل نور طبیعی گلخانه (شاهد) و نور ال­ای­دی (نور ترکیبی 50 درصد آبی + 50 درصد و دیگری نور 100 درصد سفید) بود. در پایان، تعدادی از صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که سطح برگ، ارتفاع، طول میانگره، قطر ساقه، وزن تر شاخساره و فلورسانس کلروفیل برگ دانهال حسن یوسف در نور 100 درصد سفید بیشتر از نور ترکیبی 50 درصد آبی + 50 درصد سرخ ال­ای­دی و نور طبیعی گلخانه بود. همچنین، بیشترین دمای سطح برگ (4/27 درجه سلسیوس)، میزان کلروفیل کل (8/0 میلی‌گرم بر گرم) و کاروتنوئید (30/2 میلی‌گرم بر گرم) در تیمار شاهد و بیشترین تعداد برگ (21)، وزن خشک شاخساره (17/0 گرم)، وزن تر (65/1 گرم) و خشک ریشه (11/0 گرم) در ترکیب نوری 50 درصد آبی + 50 درصد سرخ مشاهده شد. نتایج در نشاء اطلسی نشان داد که نور سفید باعث افزایش سطح برگ، وزن تر شاخساره و وزن خشک ریشه شد. دمای سطح برگ و میزان کلروفیل کل در شاهد نسبت به سایر تیمارها بیشتر بود و بیشترین میزان کاروتنوئید (12/3 میلی‌گرم بر گرم) اطلسی در نور ترکیبی 50 درصد آبی + 50 درصد سرخ حاصل شد. بر اساس نتایج بدست آمده، با جایگزینی شرایط گلخانه با نور ال­ای­دی می­توان، نشاء حسن یوسف و اطلسی را با کیفیت بالاتری تولید کرد.

مقالات پژوهشی

تأثیر تنش شوری درون شیشه‌ای بر شاخص‌های رشدی، محافظت اسمزی و تنش اکسیداتیو در پینه گیاه قرنفل

صفحه 549-565

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i4.80302

عابدین مشعشعی، محمدمهدی جوکار

چکیده قرنفل (Dianthus barbatus L.) یکی از مهمترین گیا‌هان فضای‌ سبز در مناطق معتدل است که به‌عنوان گیاه باغچه‌ای، گلدانی و همچنین گل‌بریدنی کشت می‌گردد. شوری خاک و آب در بخش‌های وسیعی از کشور مهمترین مشکل پیش‌رو در گسترش فضای ‌سبز شهری آن می‌باشد. باتوجه به اهمیت قرنفل در فضای ‌سبز شهری و درک بهتر مبانی فیزیولوژیکی پاسخ گیاه به تنش در محیط درون شیشه‌ای، در این پژوهش تأثیر تنش شوری بر گیاه قرنفل در شرایط درون شیشه‌ای مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور پینه‌های حاصل از ریزنمونه‌های برگ که در محیط‌کشت MS حاوی 2 میکرومولار BAP + 6 میکرومولار NAA پرآوری گردیده بودند، تحت تأثیر سطوح مختلف کلریدسدیم (0، 1، 3، 6، 9 و 12 گرم‌درلیتر) در محیط کشت MS قرار گرفتند. سپس شاخص‌های مختلف فیزیولوژیکی (همچون رشد، نرخ رشد نهایی، وزن‌تر و خشک) و بیوشیمیایی (همچون میزان تغییرات پروتئین‌کل، اسمولیت گلاسین-بتائین، فعالیت آنزیم بتائین آلدهایددهیدروژناز و همچنین میزان فعالیت آنزیم‌های کاتالاز، پراکسیداز، سوپراکسیددسموتاز و میزان بیومارکرتخریبی مالون‌دی‌آلدهاید) در پینه‌های تنش‌یافته مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد با افزایش سطح تنش، رشد پینه‌ها کاهش و درنتیجه از وزن‌تر و خشک آن‌ها نیز کاسته شد. از سوی دیگر میزان پروتئین کل، فعالیت آنزیم بتائین آلدهایددهیدروژناز و درنتیجه اسمولیت گلاسین-بتائین با افزایش سطح تنش، افزایش یافت. فعالیت آنزیم‌های شکارکننده رادیکال آزاد همچون کاتالاز، پراکسیداز و سوپراکسیددسموتاز نیز با افزایش میزان تنش به‌طور‌معنی‌داری افزایش یافت. در بین سه آنزیم شکارکننده رادیکال‌آزاد، پراکسیداز کمترین میزان فعالیت و کاتالاز بیشترین میزان فعالیت را درنتیجه تنش داشتند. پراکسیداز همچنین کمترین میزان افزایش فعالیت در نتیجه تنش را به خود اختصاص داد. این درحالی بود که افزایش میزان فعالیت در دو آنزیم کاتالاز و سوپراکسیددسموتاز تقریباً به یک اندازه مشاهده گردید. بیومارکر تخریبی مالون‌دی‌آلدهاید نیز علیرغم افزایش فعالیت آنزیم‌های شکارکننده رادیکال‌آزاد با افزایش تنش شوری، افزایش یافت. به طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که گیاه قرنفل در محیط درون شیشه‌ای به تنش شوری حساس بوده و آستانه تحمل آن به شوری محیط غلظت 1 گرم در لیتر کلریدسدیم می‌باشد. این درحالی است که، پینه‌های این گیاه تا شوری 12 گرم در لیتر کلریدسدیم مقاوم بوده و ضمن رشد بطئی به حیات خود ادامه دادند.