با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 34، شماره 3 - شماره پیاپی 47، پاییز 1399، صفحه 533-361 
مقالات پژوهشی

اثر اسید سالیسیلیک بر کاهش خسارت سرمازدگی بهاره در برخی ارقام ویتیس وینیفرا و ویتیس ریپاریا

صفحه 361-376

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.74924

اسماء عباسی کاشانی، علی عبادی، محمدرضا فتاحی مقدم نوقابی، مجید شکرپور

چکیده انگور یکی از میوه‌های مناطق معتدله است که اغلب در اثر سرمازدگی بهاره دچار صدمه می‌شود. پژوهش حاضر بمنظور بررسی اثر اسیدسالیسیلیک بر کاهش صدمه ناشی از سرمازدگی بهاره در ارقام انگور بی‌دانه سفید، پرلت و گونه ریپاریا، بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. اسیدسالیسیلیک با غلظت‌های صفر (شاهد)، 5/0 و 1 میلی‌مولار در دو مرتبه در مرحله 5-4 برگی و با فاصله زمانی 24 ساعت روی نهال‌های دوساله گلدانی محلولپاشی گردید. پس از 24 ساعت، عامل دما در سه سطح شامل عدم سرما (گلخانه با دمای طبیعی)، دماهای صفر و 2- درجه سانتی‌گراد به مدت 8 ساعت اعمال شد. نتایج نشان داد که با افزایش شدت تنش سرما تا 2- درجه سانتی گراد درصد سوختگی شاخه افزایش و درصد زنده‌مانی جوانه های باقی مانده کاهش یافت، همچنین تحت این شرایط صدمه به غشاء سلولی و در نتیجه نشت یونی و تولید مالون دی آلدهید افزایش نشان داد. کاربرد اسیدسالیسیلیک با غلظت 1 میلی‌مولار باعث کاهش صدمه به شاخه و افزایش قدرت بازیابی نهال‌ها گردید و کمترین میزان نشت الکترولیتی (18 درصد) و مالون دی آلدهید (15/0 نانومول بر گرم وزن تر) نیز در این غلظت مشاهده شد. همچنین افزایش غلظت پرولین (6/193 میکرومول بر گرم وزن تر) و ترکیبات فنولی (6/26 میلی گرم بر گرم وزن تر) و حداکثر تجمع کربوهیدرات‌های محلول (3/12 میلی گرم بر گرم وزن تر) در تیمار یک میلی‌مولار اسیدسالیسیلیک اتفاق افتاد. بنظر می‌رسد اسیدسالیسیلیک توانسته است منجر به کاهش صدمات ناشی از تنش سرما به غشای سلول‌ها شده و با افزایش قدرت بازیابی نهال‌های تحت تنش، اثرات منفی سرمازدگی را بهبود بخشد.

مقالات پژوهشی

اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضد تعرق بر ترکیبات فنلی، محتوای کلروفیل، کاروتنوئید، میزان پرولین، درصد و عملکرد اسانس گیاه دارویی سیاهدانه (sativa Nigella)

صفحه 377-387

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.48138

زینب صفایی، مجید عزیزی، حسین آرویی، غلامحسین داوری نژاد

چکیده به منظور ارزیابی اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضد تعرق بر خصوصیات بیوشیمیایی سیاهدانه، تحقیقی در سال زراعی 1392-1391 در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد آزمایشی بصورت کرت­‍‌های خرد شده با طرح پایه بلوک‌­های کامل تصادفی انجام شد. در کرت‌­های اصلی فواصل آبیاری (8 و 16 روز) و در کرت‌­های فرعی ترکیبات ضد تعرق کیتوزان (1، 5/0 ، 25/0 ،0 درصد)، موسیلاژ اسفرزه (5/1، 1 ، 5/0، 0 درصد) و صمغ عربی (75/0، 5/0، 25/0‌، 0 درصد) با سه تکرار قرار گرفتند. صفات مورد اندازه‌گیری عبارت بودند از: ترکیبات فنولی، پرولین، کلروفیل، کاروتنوئید، درصد و عملکرد اسانس. نتایج به دست آمده نشان داد اثر آبیاری و مواد ضد تعرق بر صفات مورد اندازه‌گیری معنی­دار بود. میزان ترکیبات فنولی، پرولین، کلروفیل و کارتنوئید در فاصله آبیاری 16 روز افزایش یافت، که این افزایش خود نوعی مکانیسم مقاومت به شرایط خشکی است. ترکیبات ضد تعرق محتوی کلروفیل، کاروتنوئید، ترکیبات فنلی، پرولین را نسبت به شاهد کاهش دادند. افزایش فواصل آبیاری درصد و عملکرد اسانس را کاهش داد. ترکیبات ضد تعرق اثر معنی­داری بر میزان مواد موثره گیاه داشت. در بین تیمار­های مورد مطالعه دور آبیاری 8 روز و تیمار کیتوزان 1 درصد بیشترین درصد اسانس (23/0 درصد) و عملکرد اسانس (91/12 کیلوگرم در هکتار) حاصل شد. دور آبیاری 8 روز و ترکیب کیتوزان در غلظت 1 درصد تاثیر معنی­داری در کلیه صفات مورد بررسی نسبت به نمونه شاهد داشتند. با توجه به اثر بخشی ترکیبات ضد تعرق این ترکیبات طبیعی می­توانند جایگزین مناسبی برای ترکیبات شیمیایی باشند.

مقالات پژوهشی

بررسی تغییرات رشدی گیاه کرفس (Apium graveolens) تحت تیمار ورمی کمپوست و قارچ Trichoderma harzianum BI

صفحه 389-403

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.75798

شهاب الدین آهوئی، لادن آژدانیان، سید حسین نعمتی، حسین آرویی، مهدی بابائی

چکیده با توجه به اهمیت کودهای زیستی و استفاده بهینه از آنها در کشاورزی پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ورمی­کومپوست و قارچ تریکودرما بر برخی خصوصیات مورفولوژیکی گیاه کرفس پایه‌ریزی شد. این طرح به صورت یک آزمایش گلدانی تحت شرایط کشت بدون خاک در گلخانه، در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 4 غلظت قارچ Trichoderma harzianum جدایه BI : صفر درصد (شاهد)، 5 درصد، 10 درصد و 15 درصد حجم50 لیتری آب مصرفی و همچنین 4 تیمار ورمی کمپوست شامل: صفر درصد (شاهد)، 25 درصد، 50 درصد و 75 درصد حجم گلدان با 3 تکرار اجرا شد. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از اثر مثبت کاربرد توام ورمی­کمپوست و قارچ تریکودرما بود. به طوری‌که بیشترین وزن خشک ساقه (23/49 گرم)، تعداد برگ (46 عدد)، قطر ساقه (15 میلی­متر) و میزان کلروفیل و کاروتنوئید در کاربرد ورمی­کمپوست × قارچ تریکودرما  نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد. طول ساقه اصلی به میزان (20/77 سانتی­متر) تحت تاثیر قارچ با غلظت 10 درصد در بیشترین میزان نسبت به سایر تیمارها بود، همچنین تیمار 50 درصد حجمی ورمی­کمپوست بیشترین طول ریشه (66/36 سانتی­متر) را داشت. بیشترین میزان کلروفیل a در اثر متقابل ورمی­کمپوست 75 درصد و غلظت قارچ 15 درصد (02/10 میلی­گرم در گرم وزن تر برگ) مشاهده شد. به طور کلی نتایج نشان داد که کاربرد ورمی­کمپوست در بستر کشت و استفاده از عصاره قارچ تریکودرما با تیمار هم زمان از عصاره قارچ 15 درصد × ورمی­کمپوست 75 باعـث بهبود رشد و عملکرد گیاه کرفس می­شوند که می­توان استفاده از آنها را در جهت بهبود رشد و عملکرد گیاه کرفس توصیه کرد.

مقالات پژوهشی

غربالگری اکوتیپ‌های بید علفی پونه‌ای ایران از لحاظ ظرفیت آنتی اکسیدانی

صفحه 405-416

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.78948

میترا محمدی بازرگانی

چکیده خصوصیات فیتوشیمیایی گیاهان دارویی بستگی به شرایط آب و هوایی منطقه تحت رویش، مرحله رشدی، عوامل ژنتیکی و غیره دارد، لذا مطالعه فلورهای وحشی در مناطقی با شرایط آب و هوایی مختلف مهم می‌باشد. تحقیق حاضر به غربالگری 16 اکوتیپ بید‌علفی پونه‌ای (Epilobium parviflorum) ایران از لحاظ ظرفیت آنتی اکسیدانی (AOX) می پردازد. مقدار فنل کل(TPH) ، فلاونوئید کل (TFL) و ظرفیت آنتی اکسیدانی به ترتیب با روش­های فولین- سیکالتو، کلرید آلومینیوم و قدرت احیای فریک (FRAP) اندازه‌گیری شد. تجزیه رگرسیون جهت بررسی رابطه بین ظرفیت آنتی اکسیدانی با ارتفاع و عرض جغرافیایی انجام شد و برای بررسی رابطه خطی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. میان اکوتیپ­های پارویفلروم همبستگی بالایی بین TPH و TFL (r=0.7)، بینAOX  با TPH (r=0.71) و AOX با TFL (r=0.73)  مشاهده گردید. تجزیه به مولفه‌های اصلی نشان داد، دو مولفه اول 87/87 درصد از کل تغییرات را توجیه می­کنند، سهم مولفه اول 13/62 درصد و مولفه‌ دوم 74/25 درصد بود. در مولفه اول TFL، TPH و AOX به ترتیب با ضرایب 78/0، 76/0 و 85/0 قرار گرفتند. بیشترین مقدار TPH، TFL و AOX مربوط به اکوتیپ چشمه سنگان و کمترین برای اکوتیپ کلیبر مشاهده گردید. 6 اکوتیپ دارای مقدار مطلوب TFL، TPH و AOX بودند. تجزیه رگرسیون ارتباطی را بین ظرفیت AOX با ارتفاع (R2=0.04) و نیز با عرض جغرافیایی (R2=0.14) نشان نداد. نتایج بیانگر وجود تنوع قابل ملاحظه‌ای بین اکوتیپ‌ها برای صفات تحت مطالعه بود که می‌تواند در برنامه‌های اصلاحی و حفاظت ژرم پلاسم بهره‌گیری شود.

مقالات پژوهشی

ارزیابی تأثیر سطوح مختلف مصرف کود‌های شیمیایی، آلی و کمپوست بر برخی ترکیبات شیمیایی اسانس شمعدانی معطر (Pelargonum graveolens)

صفحه 417-426

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.79223

مهدی مهران، حسین حسینی، حسین اکبری، علیرضا حاتمی، علیرضا صفایی

چکیده به منظور بررسی تأثیر کودهای شیمیایی، آلی و کمپوست بر مقدار، ترکیبات اسانس و اجزاء عملکرد شمعدانی معطر (Pelargonum graveolens)، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل کود آلی در یک سطح (3 تن در هکتار)، کود شیمیایی در دو سطح ( 75 و 100 کیلو در هکتار) و کود کمپوست در دو سطح (15 و 20 تن در هکتار) بودند. بوته‌های تیمار شده در اواسط مهرماه مصادف با دوران گل‌دهی برداشت گردید و اسانس آن­ها توسط دستگاه کلونجر استخراج و پس از آبگیری توسط دستگاه GC آنالیز شد. نتایج نشان داد که تیمار با کودهای مختلف تاثیر معنی‌داری بر درصد اسانس ندارد. همچنین، ترکیبات شیمیایی اسانس‌های حاصل از تیمارهای مختلف نیز بررسی شدند. سیترونلول (5/44-6/56 درصد)، سیترونلیل فرمات (2/12-3/18 درصد)، ژرانیول (2/2-6/7 درصد) و ایزومنتون (9/1-1/6 درصد) چهار ترکیب شاخص در اسانس شمعدانی معطر بودند. نتایج نشان داد که تیمار با کود کمپوست در مقیاس 15 تن مقدار ترکیب سیترونلول را به 94/51 درصد در اسانس شمعدانی عطری افزایش می‌دهد. ولی تیمارهای دیگر تاثیر معنی‌داری بر دیگر ترکیبات اسانس شمعدانی معطر نداشتند. همچنین صفاتی نظیر متوسط ارتفاع بوته، متوسط تعداد شاخه اصلی، حداکثر وزن تر بوته، متوسط وزن تر هر بوته اندازه‌گیری شدند. در بررسی نوع کود بر صفات مذکور اثر معنی‌داری مشاهده نشد.

مقالات پژوهشی

مطالعه سازگاری برخی ارقام و یک ژنوتیپ ایرانی آلبالو با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و فلورسنس میکروسکوپی

صفحه 427-438

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.78796

عباس جولانی، یاور شرفی، جواد صباغ پور هریس

چکیده آلبالو (Prunus cerasus L.) متعلق به خانواده Rosaceae، زیر خانواده پرونوئیده، یکی از مهمترین میوه­های هسته­دار مناطق معتدله می­باشد. ایران بعد از کشورهای ترکیه و آمریکا سومین کشور تولید کننده آلبالو در دنیا است. اگرچه اکثر ارقام آلبالو خود­سازگار می­باشند ولی اخیراً ارقام خودناسازگار یا کمی خود­ناسازگار گزارش شده و به مرور زمان بر تعداد آن­ها  افزوده می­شود. در این مطالعه روابط خود و دگر(نا)سازگاری برخی ارقام و دو ژنوتیپ برتر ایرانی آلبالو، با استفاده از ردیابی نفوذ لوله ­گرده در خامه با میکروسکوپ فلورسنت، و روش PCR با آغازگرهای دیجنریت بررسی شد. ارقام شامل ارقام ’متئور‘، ’مونت مورنسی‘،’محلی‘،’مجارستانی دیررس‘ و یک ژنوتیپ برتر گزینش شده از مناطق مختلف ایران بویژه استان­های آذربایجان شرقی و غربی بودند. در مطالعه میکروسکوپی، ترکیب تلاقی­ها بر اساس همپوشانی گلدهی ارقام و ژنوتیپ انتخابی صورت گرفت. نتایج آزمایش نشان داد که در تلاقی‌ ’محلی‘ X ’مونت مورنسی‘ بیشترین تشکیل میوه نهایی (5/15 درصد) مشاهده گردید. درهمه تلاقی‌ها تعداد لوله گرده از کلاله تا ورودی تخمدان کاهش یافت. همچنین، نتایج مربوط به شناسایی آلل­های ناسازگاری نشان دادند که در هیچکدام از ارقام و ژنوتیپ مورد مطالعه تمامی آلل­ها یکسان نبودند و این نشانگر سازگاری همه آن­ها با همدیگر بود. بطور کلی نتایج هر دو روش همدیگر را تایید و نشان داد که همه ارقام و ژنوتیپ انتخابی را می­توان در احداث باغات آلبالو با هم کشت نمود.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر گرده‌افشانی مصنوعی گرده اینتگریما بر برخی خصوصیات کمی و کیفی میوه پسته رقم فندقی (Pistachio vera L.) در استان خراسان

صفحه 439-450

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.82663

حسن فرهادی، محمد مهدی شریفانی

چکیده درختان پسته دوپایه هستند و گرده­افشانی به منظور پر کردن مغز میوه ضروری است. به منظور بررسی اثر گرده‌افشانی مصنوعی گرده اینتگریما با استفاده از دو روش اسپری و قلم مو بر برخی خصوصیات کمی و کیفی میوه پسته رقم فندقی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در یکی از باغ­های پسته آستان قدس رضوی واقع در شهرستان بردسکن در سال 97-1396 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل دو روش گرده­افشان اسپری و استفاده از قلم مو با پنج ترکیب آرد- گرده و سه تکرار بودند. نتایج تجزیه­های آماری نشان داد که استفاده از گرده آزاد گونه اهلی اثرات مثبت معنی­داری بر اکثر صفات نسبت به سایر تیمارهای گرده گونه اینتگریما دارد و به میزان زیادی تعیین کننده تشکیل میوه در پسته است. البته تیمار IF4 (5/0 گرم گرده اینتگریما+ 25/0 گرم آرد) در صفت ریزش نهایی میوه با میانگین 50/7 درصد افزایش کمتری از لحاظ این صفت را در بین سایر تیمارهای آرد- گرده  نسبت به شاهد نشان داد. همچنین در ارتباط با صفت خندانی در تیمار IF4 به میزان 39/9 درصد نسبت به شاهد افزایش مشاهده شد در حالی­که در تیمارهای  IF1(2 گرم گرده اینتگریما+ 25/0 گرم آرد)، IF2 (5/1 ­گرم گرده اینتگریما+ 25/0 گرم آرد)­، IF3 (1 ­گرم گرده اینتگریما+ 25/0 گرم آرد) به ترتیب 21/42، 63/36، 49/17 درصد کاهش خندانی نسبت به شاهد مشاهده شد. در ارتباط با صفت پوکی تیمار IF4 با میانگین 29/5 درصد کاهش کمتری از لحاظ این صفت را نسبت به شاهد نشان داد در حالی­که در تیمارهای IF1، IF2، IF3 به ترتیب 38/47، 08/38، 65/27 درصد افزایش پوکی نسبت به شاهد مشاهده شد. طبق نتایج روش گرده­افشان اسپری نسبت به روش گرده­افشان قلم مو در صفات مرحله دوم تشکیل میوه، مرحله نهایی تشکیل میوه، وزن تازه میوه، وزن تازه مغز و خندانی به ترتیب 45/1، 08/11، 15/1، 66/6، 93/7 درصد افزایش و در ارتباط با صفات ریزش میوه و پوکی به ترتیب 04/1 و 83/11 درصد کاهش نشان داد. در بررسی اثر متقابل روش گرده­افشان × ترکیب آرد- گرده، روش گرده­افشان اسپری در تیمار IF4 در صفات مرحله دوم و مرحله نهایی تشکیل میوه به ترتیب با میانگین 97/28، 41/63، 13/41 درصد نسبت به سایر تیمارها کاهش کمتری نسبت به شاهد نشان داد. همچنین در ارتباط با صفت پوکی در تیمار IF4 در روش گرده­افشان اسپری 13/41 درصد نسبت به شاهد کاهش مشاهده شد در حالی­که سایر تیمارها نسبت به شاهد از لحاظ این صفت افزایش نشان دادند. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می­رسد بتوان با استفاده از تیمار IF4 در روش گرده­افشان اسپری تا حدودی باعث افزایش برخی صفات مانند خندانی و کاهش پوکی در باغ­های پسته شد.  

مقالات پژوهشی

بررسی اثر زئولیت و بافت خاک بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه پرچینی برگ نو (Ligustrum vulgare) در سطوح مختلف آبیاری

صفحه 451-463

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.83164

یحیی سلاح ورزی، سمیه سرفراز، محسن ذبیحی، مریم کمالی

چکیده خشکی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل محدود کننده رشد و تولید گیاهان در فضای سبز شهری شناخته شده است. از طرفی استفاده از تکنیک‌های جدید برای حفظ رطوبت خاک ضروری به نظر می‌رسد. از جمله این تکنیک‌ها جهت افزایش نگهداری آب در خاک استفاده از مواد جاذب رطوبت طبیعی مثل زئولیت است. بنابراین به منظور بررسی اثر زئولیت و بافت خاک بر صفات کمی و کیفی گیاه پوششی برگ نو تحت تنش خشکی، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی و در سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، در سال 1397 طراحی و اجرا شد. تیمارهای مورد آزمایش شامل چهار نوع بافت خاک (100 % خاک، 100 % شن، 80 % شن +20 % زئولیت، 80% خاک + 20% زئولیت) و سه سطح آبیاری (25 ،50 و 100 % ظرفیت زراعی) بود. با توجه به نتایج به دست آمده، کاهش سطوح آبیاری منجر به کاهش صفات رویشی از جمله وزن تر و خشک گیاه برگ نو، کاهش محتوای نسبی آب برگ و افزایش نشت یونی شد. در بین چهار بستر کشت استفاده شده در این آزمایش، بیشترین وزن تر ساقه (18 گرم)، وزن تر ریشه (29 گرم)، وزن تر کل (56 گرم) و وزن خشک کل (20 گرم) در تیمار خاک+زئولیت، و بیشترین وزن تر برگ، حجم ریشه و ارتفاع گیاه در دو تیمار خاک و خاک+زئولیت و کمترین حجم ریشه بدون اختلاف معنی دار در دو تیمار شن و شن+زئولیت بود. ضمن اینکه در تیمارهای حاوی زئولیت میزان نشت یونی نسبت به سایر بسترهای کشت کمتر بود. همچنین بیشترین مقدار عدد شاخص سبزینگی برگ (72) و کلروفیل b (5/31 میلیگرم بر گرم وزن تر) در تیمار شن+زئولیت و 25 % ظرفیت زراعی مشاهده شد. با توجه به نتایج به‌دست آمده به نظر می­رسد بستر کشت حاوی خاک و همچنین بستر کشت حاوی خاک و زئولیت در شرایط کم آبیاری، محیط مناسب تری برای رشد گیاه برگ نو بوده و بستر‌های سبک شنی منجر به کاهش رشد گیاه در شرایط بدون تنش و همچنین تحت تنش خواهد شد.

مقالات پژوهشی

اثر روش‌های کاربرد و منابع مختلف کود آهن بر پارامترهای رویشی و فیزیولوژیکی گیاه گوجه‌فرنگی در سیستم آب‌کشت

صفحه 465-479

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.82785

مهدی مرادی، حمیدرضا روستا، احمد استاجی

چکیده به­منظور تعیین بهترین روش کاربرد و نوع کود آهن بر جذب و تاثیر آن بر فرآیند فتوسنتز و رشد گیاه گوجه­فرنگی، آزمایشی بصورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملاً تصادفی با روش کاربرد کود (اضافه کردن به محیط ریشه و محلول پاشی) و نوع کود آهن (FeSO4، Fe-DTPA، Fe-EDTA و Fe-EDDHA) با 3 تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که ارتفاع، وزن تر و وزن خشک گیاه تحت تاثیر روش کاربرد و نوع کود آهن قرار گرفت، به طوری که بیشترین و کمترین مقدار پارامترهای مذکور به ترتیب در تیمار Fe-EDTA در محیط ریشه و محلول­پاشی FeSO4 بدست آمد. مقدار آهن ریشه و شاخساره گیاه نیز تحت تاثیر نوع کود آهن و روش کاربرد قرار گرفت به­طوری که تیمار Fe-EDTA در محیط ریشه و محلول­پاشی آن به ترتیب بیشترین مقدار آهن ریشه و شاخساره را به خود اختصاص داد. همچنین عناصر میکرو و برخی از عناصر پرمصرف نظیر منیزیم و فسفر تحت تاثیر نوع کود و روش کاربرد عناصر قرار گرفتند. با توجه به تاثیر معنی­دار کودهای مذکور و روش کاربرد، حداکثر محتوای کلروفیل (a، b و کل)، نسبت کلروفیل فلورسانس متغیر به حداکثر (Fv/Fm) و شاخص کارایی دستگاه فتوسنتزی (PI) برگ­های جوان و پیر در تیمارFe-EDTA  از طریق ریشه بدست آمد و بیشترین مقدار کارتنوئید و قندهای محلول به ترتیب در تیمار FeSO4 در محیط ریشه و محلول پاشی آن بدست آمد. لذا با توجه به نتایج این آزمایش، کود آهن Fe-EDTA بیشترین تاثیر را نسبت به سایر منابع آهن بر رشد رویشی گوجه­فرنگی داشت.

مقالات پژوهشی

اثر پیش‌تیمار پلی اتیلن گلیکول و ملاتونین بر مقاومت به سرما در نشاء خربزه خاتونی (Cucumis melo L.)

صفحه 481-491

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.84236

حسین نستری نصرآبادی، سید فرهاد صابرعلی

چکیده سرما از جمله تنش­های محیطی است که باعث بروز آسیب­های فیزیولوژیکی به سلول­های گیاهان حساس می­شود. برای این منظور اثر پیش‌تیمار خشکی و کاربرد ملاتونین در جهت تحمل به سرما در نشاهای خربزه مورد بررسی قرار گرفت. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح تنش خشکی (شاهد، 10 و 20 درصد پلی اتیلن گلیکول)، دو سطح ملاتونین (شاهد و 200 میکرو مولار) و دو سطح دمایی (شاهد و تنش سرما) بودند. نتایج نشان داد که با اعمال پیش تیمار خشکی گیاهان از محتوای پرولین بالاتری برخوردار بوده و همچنین با حفظ رطوبت نسبی، تنش دمای پایین را بهتر تحمل نمودند. بالاترین مقدار کلروفیل  در تیمار بدون تنش خشکی، کاربرد ملاتونین و عدم تنش سرما به دست آمد. کاربرد ملاتونین بطور معنی­داری باعث افزایش 98/1 درصد رطوبت نسبی و 60/26 درصد محتوای قند نسبت به شاهد گردید. مشخص گردید کاربرد ملاتونین باعث افزایش معنی­دار ترکیبات فنلی تحت شرایط تنش شد و میزان نشت یونی بطور معنی­داری کاهش یافت. بطور کلی نتایج نشان داد که پیش تیمار خشکی و کاربرد ملاتونین بطور موثری می­تواند از خسارت ناشی از دمای پایین در مراحل اولیه رشد خربزه جلوگیری کند.

مقالات پژوهشی

تأثیر خشک کردن مادون قرمز بر خصوصیات کیفی میوه سماق (Rhus coriaria L.)

صفحه 493-504

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.85009

علی حسنی، محمد هادی خوش تقاضا، محمدتقی عبادی

چکیده در این تحقیق تاثیر روش خشک­کردن مادون قرمز بر زمان خشک­کردن و خصوصیات کیفی میوه سماق (تغییرات رنگ کل، میزان فنولیک کل، اسیدهای آلی و ویتامین ) بررسی شد. خشک­کن مادون قرمز در سه سطح شدت تابش (2/0، 3/0 و 5/0 وات بر سانتی­متر مربع) و سه سطح سرعت هوا (5/0، 1 و 5/1 متر بر ثانیه) مورد استفاده قرار گرفت. برای یافتن نقاط بهینه از نظر کمترین زمان خشک­شدن و تغییرات رنگ کل (ΔE) و بیشترین خواص شیمیایی در طی خشک­کردن میوه سماق از روش سطح پاسخ (RSM) استفاده شد. نتایج نشان­دهنده تاثیر معنی­دار شدت تابش و سرعت هوا بر صفات مورد بررسی میوه سماق به غیر از محتوای فنولیک کل بود. کمترین زمان خشک­شدن مربوط به تیمار W/cm2 5/0× m/s5/1 بود. کمترین تغییرات رنگ کل و بیشترین میزان اسیدهای آلی در تیمار W/cm2 2/0× m/s 5/1 و بیشترین میزان ویتامین در تیمارهای W/cm2 2/0× m/s 1 و W/cm2 3/0× m/s 1 به دست آمد. بهترین نقطه خشک­کردن سماق در تیمار شدت تابش W/cm2 3/0 و سرعت هوای m/s 5/0 با شاخص مطلوبیت 71/0 به دست آمد. در نهایت نتایج نشان داد که خشک­کردن به روش مادون قرمز علاوه بر کاهش زمان خشک­کردن روش مناسبی برای حفظ خواص شیمیایی و تغییرات رنگ کل میوه سماق است.

مقالات پژوهشی

مقایسه خصوصیات فنولوژیکی، مورفولوژیکی و پومولوژیکی شش ژنوتیپ امیدبخش زردآلو در شرایط استان خراسان رضوی

صفحه 505-520

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.85484

ابراهیم گنجی مقدم، حمید رهنمون، محبوبه زمانی پور

چکیده حدود 25 درصد سطح زیر کشت باغ‌های درختان میوه هسته‌دار کشور به کشت زردآلو اختصاص دارد. با این حال، محصول تولیدی این باغ‌ها به‌دلیل استفاده از ژنوتیپ‌ها، همسانه‌ها و ارقام محلی کم‌بازده غالباً غیریکنواخت و فاقد کیفیت لازم برای عرضه در بازارهای جهانی است. برای رفع تدریجی این مشکل و افزایش نفوذ ارقام و ژنوتیپ‌های پربازده به عرصه تولید، ویژگی‌ شش ژنوتیپ انتخابی (190، 269، 414، 464، 390 و 177) در مقایسه با رقم اردوباد-90 (به عنوان شاهد) با هدف ارزیابی سازگاری آن‌ها با شرایط اقلیمی استان خراسان رضوی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال‌های 1396-1398 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گلمکان مطالعه گردید. این ژنوتیپ‌ها از حدود 15 سال قبل به روش به‌گزینی از داخل جمعیت زردآلوی آذربایجان انتخاب و مراحل مطالعاتی مقدماتی را در رویش­گاه اصلی و باغ‌های کلکسیون و آزمایشی طی کرده بودند. نتایج نشان داد که از لحاظ تاریخ‌های گلدهی و رسیدن میوه بین ژنوتیپ‌ها اختلاف معنی‌داری وجود دارد. به‌طوری‌که ژنوتیپ 269 زودگلده‌ترین (29 اسفند) و ژنوتیپ 190 دیرگلده‌ترین (8 فروردین) و از لحاظ زمان رسیدن، ژنوتیپ 177 زودرس‌ترین (دهه سوم اردیبهشت) و ژنوتیپ 190 دیررس‌ترین (دهه دوم تیرماه) بودند. هم‌چنین، ژنوتیپ 414 دارای بیشترین ارتفاع (57/302 سانتی‌متر)، عرض تاج (03/278 سانتی‌متر)، سطح مقطع تنه (75/42 سانتی‌متر مربع)، رشد رویشی سالیانه (98/58 سانتی‌متر) و شاخص اندازه (76/8 متر) بود. رابطه مستقیمی بین اندازه میوه، اندازه هسته و اندازه مغز وجود داشت، به‌طوری‌که بیشترین وزن میوه (65 گرم)، وزن هسته (49/3 گرم) و وزن مغز (93/1 گرم) مربوط به ژنوتیپ 414 بود. بیشترین میزان اسیدهای آلی کل (67/0 درصد) مربوط به ژنوتیپ 177، بیشترین میزان pH (97/4) در ژنوتیپ 390 و بیشترین عملکرد (66/20 کیلوگرم) در ژنوتیپ 190 بود. به‌طور کلی، ژنوتیپ 177، به‌دلیل زودرسی و تازه‌خوری، ژنوتیپ 414 به­دلیل اندازه بزرگ میوه و ژنوتیپ 190 به‌دلیل دیررسی و عملکرد بالا در مقایسه با رقم اردوباد-90 (شاهد) قابل توصیه می‌باشند.

مقالات پژوهشی

بهبود عملکرد گل رز تحت تیمارهای هرس جوانه و خم‌سازی شاخه در رقم آولانچ گل رز

صفحه 521-533

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i3.86197

مهدی باقری، ایمان روح اللهی، ساسان علی نیائی فرد

چکیده مدیریت ساختار بوته رز، نقش مهمی در تولید گل در طول سال دارد و میزان طول عمر بوته رز را تعیین کرده و نمو گیاه و کیفیت شاخه‌های گل (طول، قطر و وزن) را تحت تاثیر قرار می‌دهد. پرورش دهندگان رز با هدف افزایش جذب نور و ساخت آسیمیلات‌های فتوسنتزی بیشتر و افزایش کیفیت شاخه گل تولید شده، اقدام به خم سازی شاخه­های غیرتولیدی می­کنند. در این پژوهش مدیریت مناسب هرس جوانه بوته رز شاخه بریده با تاکید بر خم‌ سازی  شاخه مورد بررسی قرار گرفت. به منظور انتخاب بهترین معماری ساختار بوته از نظر تولید با کیفیت­ترین شاخه­های گل دهنده آزمون فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با دو تیمار هرس جوانه و خم‌سازی شاخه انجام شد. هرس جوانه در دو سطح هرس 50 درصد جوانه و بدون هرس جوانه انجام شد و در تیمار خم‌سازی ساقه سطوح بدون خم‌سازی، زاویه 45 ، 90 و 120 درجه انجام شد. فاکتورهای فیزیولوژیکی، مورفولوژیکی و شاخص­های فتوسنتزی و همچنین عمر گلدانی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد خم کردن شاخه (زاویه 45 و 90 درجه)، با افزایش جذب نور و ساخت آسیمیلات­های فتوسنتزی بیشتر و تغییر جریان آن‌ها از برگساره شاخه‌های خم شده به سمت پاشاخه‌ها، سبب رشد مناسب آن‌ها و افزایش30 درصدی صفات وزن تر و وزن خشک نسبت به تیمار بدون خم‌سازی شده است. قطر غنچه و طول شاخه گل سبب افزایش کیفیت پس از برداشت شاخه گل تولید شده می‌شود. همچنین اثر متقابل هرس جوانه و خم کردن شاخه تاثیر مثبتی بر مقدار کربوهیدرات شاخه گل نشان داد.