با همکاری انجمن علمی منظر ایران
کلیدواژه‌ها = تنش خشکی
گیاهان دارویی

اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضدتعرق بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن گیاه دارویی سیاهدانه (Nigella sativa L.)

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 251-261

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.57369.0

زینب صفایی، مجید عزیزی، غلامحسین داوری نژاد، حسین آرویی

چکیده خشکی از جمله تنش­های فیزیکی است که به‌عنوان عامل محدودکننده رشد گیاهان در بیشتر نقاط جهان شناخته شده است. به‌منظور ارزیابی اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضدتعرق بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن سیاهدانه، تحقیقی در سال زراعی 1392- 1391 در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب آزمایش کرت­های خرد شده با طرح پایه بلوک‌­های کامل تصادفی انجام شد. در کرت‌­های اصلی فواصل آبیاری (8 و 16 روز) و در کرت‌­های فرعی ترکیبات ضدتعرق کیتوزان (1، 5/0، 25/0 و صفر درصد)، موسیلاژ اسفرزه (5/1، 1، 5/0 و صفر درصد) و صمغ عربی (75/0، 5/0، 25/0‌ و صفر درصد) با سه تکرار قرار گرفتند. صفات اندازه­گیری شده عبارت بودند از: عملکرد دانه، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، وزن دانه در بوته، وزن هزار دانه، تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت و میزان روغن. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تیمار‌­های مختلف آبیاری و ترکیبات ضدتعرق تأثیر معنی­داری بر تمامی صفات مورد مطالعه به‌جز وزن هزار دانه داشتند. افزایش فواصل آبیاری عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن سیاهدانه را کاهش داد. ترکیبات ضدتعرق تأثیر معنی­داری بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن داشتند. در بین تیمار­های مورد مطالعه، بیشترین عملکرد دانه (760 کیلوگرم در هکتار) و درصد روغن (05/27 درصد) و کمترین آن‌ها (419 کیلوگرم در هکتار و 57/23 درصد) به‌ترتیب در تیمار­های ترکیب ضدتعرق کیتوزان 1 درصد با فاصله آبیاری هشت روز و تیمار صمغ عربی 25/0 درصد با فاصله آبیاری 16 روز حاصل شد.

میوه کاری

ارزیابی تحمل برخی از ارقام انگور نسبت به تنش خشکی با استفاده از مطالعات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی

دوره 36، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 373-388

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67767.1004

شیما سروری، احمد اصغرزاده، علی مرجانی، ملیحه صمدی کاظمی

چکیده تنش خشکی یکی از مهم­ترین فاکتورهای غیر زیستی محدود کننده رشد و نمو و تولید محصول در گیاهان باغی است. به منظور بررسی اثر قطع آبیاری بر صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ارقام مختلف انگور، آزمایشی دو ساله طی سال­های 1397 تا 1399، به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی و در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد اجرا شد. فاکتور اول شامل تیمار آبیاری در دو سطح (ظرفیت مزرعه­ای و تنش خشکی 15 روزه) و فاکتور دوم شامل 18 رقم انگور (’کلاهداری‘،’کج انگور‘،’ فخری ‘،’ سفید بریان ‘،’دیوانه‘، ’صاحبی‘، ’لعل‘،’سیاه شیره‘،’شیرگی‘،’گرمه‘،’خلیلی‘،’کج­انگور سنجری‘،’کشمشی‘،’قره­قات‘،’مسکه‘،’عسگری‘’ فلیم سیدلس ‘و ’بیدانه سفید‘) بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی باعث افزایش معنی دار مقدار نشت الکترولیت (29/62)، فعالیت آنزیم­های پراکسیداز (056/0کاتال در میلی­لیتر) و کاتالاز (92/0کاتال در میلی‌لیتر) و کاهش غلظت محتوای نسبی آب برگ (95/61 درصد)، میزان نسبی کلروفیل (85/16)، کلروفیل a (45/3 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ)، کلروفیل b (12/1 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) و کارتنوئید (84/2 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) گردید. ارقام مورد مطالعه بر اساس صفات مورد بررسی به سه گروه متحمل (بیدانه سفید، گرمه، مسکه، فلیم سیدلس، فخری، خلیلی و دیوانه)، نیمه مقاوم (کلاهداری، سفید بریان، صاحبی، لعل، شیرگی، کج انگور سنجری و عسگری) و حساس به خشکی (سیاه، قره قات، کج انگور و کشمشی) تقسیم­بندی شدند. رقم بیدانه سفید در بین ارقام مورد مطالعه، با داشتن بالاترین میزان محتوای نسبی آب برگ (81/77 درصد)، میزان نسبی کلروفیل (62/28)، کارتنوئید (81/4 میلی‌گرم برگرم وزن تر برگ) و کمترین میزان نشت الکترولیت (5/31)، و رقم گرمه با بالاترین میزان کلروفیل a (64/6 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ)، کلروفیل b (12/2 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) و آنزیم­های پراکسیداز (0618/0 کاتال در میلی­لیتر) و کاتالاز ( 959/0کاتال در میلی­لیتر) جزء متحمل­ترین ارقام بودند. با توجه به نتایج این مطالعه به­نظر می­رسد که رقم بیدانه سفید مقاومت بیشتری نسبت به تنش خشکی دارد.

میوه کاری

بررسی اثرات تنش آبی و مقادیر مختلف ورمی کمپوست و سولفات پتاسیم بر برخی خصوصیات کمی و کیفی میوه شلیل رقم ’ردگلد‘

دوره 35، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 313-330

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60608.0

محمد جانعلی نژاد، حسین افشاری، بهداد علیزاده، امید قاسمی

چکیده به‌منظور بررسی اثرات سطوح مختلف سولفات پتاسیم، ورمی­کمپوست و تنش آبی بر خواص کمی و کیفی میوه شلیل رقم ’ردگلد‘ پژوهشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی به صورت کرت­های دوبار خرد شده در 3 تکرار و 18 تیمار، جمعاً بر روی 54 درخت در سال 1395 در شهر ساری اجرا گردید. فاکتورهای مورد آزمایش شامل سطوح آبیاری در دو سطح 50 و 100 درصد نیاز آبی گیاه به عنوان عامل اصلی و ورمی کمپوست در سطوح صفر، 5 و 10 کیلوگرم برای هر درخت به عنوان عامل فرعی، سطوح سولفات پتاسیم به میزان صفر، 200 و 400 گرم برای هر درخت به عنوان عامل فرعی فرعی بود. نتایج نشان داد که تیمار پتاسیم موثرترین تیمار اعمال شده بر روی گیاه بوده و در مقایسه با دو تیمار اعمال شده دیگر بیشترین اثرگذاری را در بهبود عملکرد، وزن میوه، طول میوه، مواد جامد محلول میوه، میزان کلروفیل برگ و پتاسیم برگ داشته و از نظری آماری اختلاف نتایج آن معنی­دار شد (P< 0.01). تیمار ورمی کمپوست تنها بر میزان عملکرد میوه و پتاسیم برگ معنی‌دار بود. اثرات تنش آبی تنها تیماری بود که فقط بر وزن هسته میوه در سطح 5 درصد معنی‌دار بوده و بر روی فاکتورهای کیفی مورد بررسی اثر معنی‌داری نداشته و در تقابل با سایر تیمارها اثرات خود را نشان داد. در مجموع نتایج حاکی از آن بود که کاربرد ورمی‌کمپوست به همراه سولفات پتاسیم نقش مفید و موثری در بهبود صفات مورفولوژی و فیزیولوژی شلیل رقم ’رد گلد‘ داشته و مصرف تلفیقی ورمی کمپوست و سولفات پتاسیم اثر مثبتی بر روی کمیت و کیفیت میوه شلیل داشت.

ارزیابی برخی صفات رویشی و فیزیولوژیکی دانهال‌های پسته گونه اهلی در تلاقی‌های کنترل شده با دانه گرده گونه اینتگریما به منظور دسترسی به ژنوتیپ‌های متحمل به خشکی

دوره 34، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 303-319

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i2.85707

حسن فرهادی، محمد مهدی شریفانی، مهدی علیزاده، حسین حکم آبادی، ساسان علی نیائی فرد

چکیده پسته یکی از مهمترین محصولات باغی ایران است که بیشتر در مناطق خشک و نیمه خشک کشت می­شود. به منظور بررسی تأثیر تنش خشکی بر برخی صفات رویشی و فیزیولوژیک دانهال­های پسته و شناسایی ژنوتیپ­های­ متحمل، آزمایش گلخانه­ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار به صورت گلدانی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال­های 98- 1397 به اجرا در آمد. تیمارهای آزمایش شامل 10 ژنوتیپ پسته احمد آقایی، اکبری، سرخه­حسینی، گرمه، فندقی و (دورگ­های بین اینتگریما به عنوان والد پدری و ژنوتیپ‌های احمد آقایی، اکبری، سرخه­حسینی، گرمه و فندقی به عنوان والد مادری) و سه سطح خشکی شامل شاهد (ظرفیت زراعی)، تنش ملایم (65 درصد ظرفیت زراعی) و تنش شدید (30 درصد ظرفیت زراعی) بودند که 84 روز روی دانهال­های سه ماهه پسته اعمال شدند. نتایج تجزیه­های آماری نشان داد که تنش خشکی اثر معنی­داری بر تعداد برگ، طول ساقه، طول ریشه، محتوی نسبی آب برگ، نشت الکترولیت، کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کارتنوئید، پرولین برگ و ریشه داشت. با افزایش سطوح خشکی تمامی صفات به جز طول ریشه، نشت الکترولیت و پرولین در گیاهان مورد مطالعه نسبت به شاهد کاهش یافت. در بین دانهال­ها، در اکثر صفات به ترتیب ژنوتیپ­های پر رشد دورگه سرخه­حسینی × اینتگریما، احمد آقایی × اینتگریما و اکبری × اینتگریما کمتر و ژنوتیپ­های فندقی و فندقی × اینتگریما بیشتر تحت تأثیر خشکی قرار گرفتند. بر اساس نتایج پژوهش حاضر به نظر می­رسد بتوان از دورگه­های پر رشد سرخه­حسینی × اینتگریما، احمد آقایی × اینتگریما و اکبری × اینتگریما به عنوان ژنوتیپ­های حاوی ژن­های متحمل به خشکی برای اصلاح ارقام در مناطق خشک استفاده کرد. 

واکنش جمعیت‌های خربزه ایرانی به شرایط کم آبیاری

دوره 34، شماره 1، بهار 1399، صفحه 161-169

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v34i1.81707

محمد رضا ناروئی راد، بهنام بخشی، جهانگیر عباسی کوهپایگانی، احمد قاسمی، منصور فاضلی رستم پور

چکیده ‌به منظور تعیین توده­های برتر خربزه بانک ژن گیاهی ملی ایران از نظر عملکرد و سایر خصوصیات زراعی در دو شرایط نرمال (آبیاری پس از50 درصد تخلیه رطوبتی ظرفیت زراعی مزرعه) و تنش رطوبتی (آبیاری پس از 75 درصد تخلیه رطوبتی ظرفیت زراعی مزرعه) تعداد 34 توده خربزه به همراه دو شاهد سوسکی و سفیدک محلی در اسفند ماه 1394 در یک آزمایش در قالب طرح لاتیس ساده در ایستگاه تحقیقات کشاورزی زهک کشت و مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از تجزیه واریانس نشان داد که در توده­های مورد بررسی از نظر صفات تعداد میوه، وزن میوه، طول میوه، عرض میوه، قطر حفره، ضخامت گوشت، میزان مواد جامد محلول، طول بوته، میزان کلروفیل، دمای کانوپی، میزان آب نسبی برگ، تعداد روز تا رسیدن و طول ریشه اختلاف آماری معنی­داری در سطح احتمال یک درصد وجود دارد. نتایج مقایسه میانگین به روش LSD نشان داد در شرایط نرمال و تنش رطوبتی توده شماره 23 با  میانگین 6275 گرم و 5772 گرم بیشترین میانگین وزن میوه در پلات را تولید نمود و نتایج آنالیز فاکتور نشان داد 4 مولفه حدود 70 درصد تغییرات بین جمعیت­های مورد بررسی را با توجه به صفات مورد بررسی نشان می­دهند. بر اساس دو مولفه اول نمودار اسکری پلات نشان داد که وزن میوه با ضخامت گوشت، طول و عرض میوه ارتباط بسیار نزدیک و مثبت دارد.­

شبیه‌سازی پاسخ جوانه‌زنی هندوانه (Citrullus lanatus Thunb.) به دما و پتانسیل آب

دوره 33، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 727-741

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i4.80628

سید فرهاد صابرعلی، حسین نستری نصرآبادی، زهرا شیرمحمدی علی اکبر خانی

چکیده جوانه­زدن کامل و یکنواخت که شرط لازم برای استقرار گیاهچه­های قوی و نهایتاً تولید موفق یک محصول است، تحت تاثیر عوامل مختلف محیطی بویژه حرارت و رطوبت بستر کشت قرار می­گیرد. به منظور مطالعه تأثیر دما و تنش خشکی بر جوانه­زنی بذر هندوانه و کمی سازی پاسخ جوانه­زنی با مدل­های زمان حرارتی-رطوبتی، آزمایشی به صورت فاکتوریل با هفت سطح دما شامل 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجۀ سلسیوس و شش سطح تنش خشکی شامل 0، 25/0-، 5/0-، 75/0-، 0/1- و 25/1- مگاپاسکال انجام شد. نتایج نشان داد بطور متوسط در همۀ سطوح دمایی با کاهش پتانسیل اسمزی، میزان جوانه­زنی کاهش یافت، با این­وجود شدت این کاهش در محدوده حرارتی 25 درجه سانتی­گراد کمتر از دماهای بالاتر و پایین تر آن بود. کمینه و بیشینه دما برای جوانه­زنی هندوانه در روش رگرسیون خطی به ترتیب 7/10 و 0/40 درجه ساتیگراد، و در روش مدل زمان حرارتی 5/11 و  1/40 درجه سانتیگراد برآورد گردید. درجه حرارت مطلوب جوانه­زنی نیز در روش رگرسیون و مدل زمان حرارتی-رطوبتی به ترتیب 3/25 و 2/25 درجه سانتی­گراد برآورد شد. مقدار پتانسیل آب پایه برای جوانه­زنی هندوانه در مدل زمان رطوبتی در درجه حرارت­های مختلف نیز بین 45/0-  تا 23/1- مگاپاسکال محاسبه شد، با این­وجود در مدل زمان حرارتی-رطوبتی مقدار پتانسیل آب آستانه برای جوانه­زنی در دامنه حرارتی پایین تر و بالاتر از حد مطلوب حرارتی بین 1/1- تا 2/1- مگاپاسکال تخمین زده شد. بدین ترتیب نتایج نشان داد که با افزایش حرارت بستر کشت پتانسیل آب پایه برای جوانه­زنی افزایش خواهد یافت. در نهایت نتایج مدل نشان داد که مدل زمان حرارتی-رطوبتی به­خوبی قادر است بیش از 90 درصد تغییرات جوانه­زنی بذر هندوانه را در پاسخ به حرارت و رطوبت کمی کند.

تأثیر اسید سالیسیلیک و ال-آرژنین بر صفات مورفوفیزیولوژیک و عناصر برگی گیاه پریوش تحت تنش خشکی

دوره 33، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 417-432

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v33i3.73631

محترم عباسپور اسفدن، سپیده کلاته جاری، فواد فاتحی

چکیده پریوش (Catharanthus roseus) گیاهی زیبا و رونده از خانواده خرزهره­ئیان و دارای کاربردهای زینتی و دارویی است. این گیاه همانند سایر گونه‌های فضای سبز تحت تأثیر آثار سوء ناشی از تنش خشکی قرار می­گیرد، اما در این راستا استفاده از محرک­های رشد گیاهی می­تواند برای گیاه تحت تنش مفید باشد. بنابراین تحقیق حاضر به منظور تأثیر اسید سالیسیلیک و ال-آرژنین بر صفات مورفو-فیزیولوژیکی گیاه پریوش تحت تنش خشکی انجام شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل با دو عامل شامل محلول­پاشی در 5 سطح (شاهد، ال-آرژنین 5/1 و 3 میلی­مولار، اسید سالیسیلیک 100 و 200 میلی­گرم در لیتر) و تنش خشکی در سه سطح (100، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی) در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با 3 تکرار انجام شد. صفات مورد بررسی شامل کارایی مصرف آب، نسبت وزن ریشه به شاخساره، تعداد گل، قطر گل، محتوای کلروفیل برگ، فعالیت آنزیم­های پراکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز برگ و عناصر پرمصرف (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) برگ بود. کارایی مصرف آب در تیمارهای تحت تأثیر تنش 70 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از سایر تیمارها بدست آمد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که برهمکنش محلول­پاشی و تنش خشکی بر نسبت وزن ریشه به شاخساره، فعالیت آنزیم پراکسیداز، مقدار فسفر و نیتروژن برگ معنی­دار شد. نسبت وزن ریشه به شاخساره در تیمارهای عدم محلول­پاشی (شاهد) × 40 درصد ظرفیت زراعی و ال-آرژنین 5/1 میلی­مولار × 40 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از سایر تیمارها گزارش شد. فعالیت آنزیم پراکسیداز در تیمار برهمکنش عدم محلول­پاشی و 100 درصد ظرفیت زراعی کمتر از سایر تیمارهای آزمایشی بود. بیشترین مقدار فسفر و نیتروژن در تمامی سطوح محلول­پاشی در 100 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. حداقل مقدار عناصر پرمصرف در تیمارهای حاوی 40 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. قطر و تعداد گل در تیمارهای 100 درصد و 70 درصد ظرفیت زراعی بیشتر از 40 درصد ظرفیت زراعی به‌دست آمد و در بین تیمارهای محلول­پاشی میانگین قطر گل و کلروفیل کل در تیمار ال-آرژنین 3 میلی­مولار بیشتر بود. بیشترین و کمترین فعالیت آنریم سوپر اکسید دیسموتاز به­ترتیب در تیمار 40 درصد ظرفیت زراعی و 100 درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد و در بین تیمارهای محلول­پاشی، فعالیت این آنزیم در تیمارهای ال-آرژنین 3 میلی­مولار و اسید سالیسیلیک 100 میلی­گرم در لیتر بیشتر از سایر تیمارها بود. بنابراین با هدف مصرف بهینه آب و محلول­پاشی، در تیمار 70 درصد ظرفیت زراعی و استفاده از ال-آرژنین 3 میلی­مولار یا اسید سالیسیلیک 100 میلی­گرم در لیتر موجب افزایش عناصر فسفر و ازت گردید. همچنین در مجموع تیمارهای ال-آرژنین 3 میلی­مولار یا اسید سالیسیلیک 100 میلی­گرم در لیتر موجب افزایش تعداد و قطر گل پریوش شدند.

اثر تنش خشکی ناشی از پلی اتیلن گلایکول بر جوانه‌زنی و برخی صفات بذور توده‌های گیاه دارویی شنبلیله (Ttigonella foenum- graecum L.)

دوره 33، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 169-180

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.47670

حسن فرهادی، مجید عزیزی، سید حسین نعمتی

چکیده تنش­های محیطی به ویژه خشکی، از مهمترین عوامل کاهش رشد در مراحل رشد و نمو گیاه مخصوصاً مرحله جوانه­زنی گیاه می­باشد. بدین منظور در این آزمایش عکس العمل هشت توده بومی شنبلیله از اصفهان، تبریز، همدان، ساری، چالوس، آمل، مشهد و یاسوج به تنش خشکی در طی مراحل جوانه­زنی در سطوح خشکی صفر، 3-، 6- و 9- بار که با استفاده محلول پلی اتیلن گلایکول 6000 (PEG 6000) اعمال شده بود، در آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کنترل شده در آزمایشگاه تحصیلات تکمیلی گروه علوم باغبانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1393 بررسی شد. صفات مورد بررسی شامل: درصد جوانه­زنی، سرعت جوانه­زنی، طول ریشه­چه، طول ساقه­چه، وزن خشک ریشه­چه، وزن خشک ساقه­چه، وزن خشک گیاهچه و نسبت طول ریشه­چه به ساقه­چه بودند. بین کلیه توده­ها و سطوح مختلف تنش برای کلیه صفات تفاوت معنی­دار (01/0p≤) مشاهده گردید و اثر متقابل برای تمامی صفات به جز طول ریشه­چه و طول ساقه­چه معنی­دار بود. توده­های مختلف پاسخ­های متفاوتی به خشکی نشان دادند به طوری­­که متحمل­ترین آن‌ها توده­های اصفهان، مشهد و چالوس بودند که در اکثر صفات اندازه گیری شده برتر بودند و توده­های آمل و ساری در رده­های بعد و توده­های تبریز، همدان و یاسوج نسبت به شش توده دیگر حساسیت بیشتری به تنش خشکی نشان دادند. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، به نظر می­رسد بتوان از این سه توده برای اصلاح توده­هایی با پتانسیل عملکرد زیاد در مناطق خشک استفاده کرد.

اثر فواصل آبیاری و ترکیبات طبیعی ضد تعرق بر صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و شاخص بهره‌وری آب آبیاری سیاهدانه (L. Nigella sativa)

دوره 32، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 371-382

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i2.47467

زینب صفایی، مجید عزیزی، حسین آرویی، غلامحسین داوری نژاد

چکیده به منظور ارزیابی اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضد تعرق بر صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و شاخص بهره‌وری آب آبیاری سیاهدانه، تحقیقی در سال 1392-1391 در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب آزمایش کرت‌‍‌های خرد شده با طرح پایه بلوک‌‌های کامل تصادفی انجام شد. در کرت‌‌های اصلی فواصل آبیاری (8 و 16 روز) و در کرت‌‌های فرعی محلول‌پاشی ترکیبات کیتوزان (1، 5/0 ، 25/0 و صفر درصد)، موسیلاژ اسفرزه (5/1، 1، 5/0 و صفر درصد) و صمغ عربی (75/0، 5/0، 25/0‌و صفر درصد) با سه تکرار قرار گرفتند. ارتفاع بوته، شاخص سطح برگ، تعداد شاخه فرعی، دمای سطح برگ، میزان هدایت روزنه‌ای و شاخص بهره‌وری آب آبیاری اندازه‌گیری شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین تیمارها از نظر تمامی صفات مورد بررسی اختلاف معنی‌داری وجود داشت. بهترین میزان صفات مورد اندازه‌گیری در دور آبیاری 8 روز و تیمار کیتوزان مشاهده شد. محلول‌پاشی کیتوزان با ایجاد شرایط مناسب نظیر کاهش دمای برگ، میزان هدایت روزنه‌ای و افزایش شاخص بهره وری آب ابیاری موجب بهبود صفات مورفولوژیکی نسبت به شرایط تنش در فواصل آبیاری 16 روز شد. محلول‌پاشی با تیمار صمغ عربی نه تنها موجب بهبود صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و شاخص بهره‌وری آب ابیاری نشد، بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده تعیین شد. کلیه ترکیبات طبیعی ضد تعرق میزان هدایت روزنه‌ای و دمای سطح برگ را نسبت به شاهد به طور معنی‌داری کاهش دادند. به نظر می‌رسد استفاده از ترکیب طبیعی کیتوزان می‌تواند در شرایط تنش رطوبتی به عنوان یک ماده ضد تعرق در شرایط آب و هوایی مشهد مورد استفاده قرار گیرد.

بررسی کودهای آلی، شیمیایی، زیستی بر نیاز حرارتی، مراحل نموی و برخی شاخصهای فیزیولوژیک گیاه دارویی چای ترش (Hibiscus sabdariffa L.) تحت تاثیر سطوح مختلف آب آبیاری

دوره 32، شماره 1، بهار 1397، صفحه 93-108

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v32i1.61048

بهاره پارسا مطلق، پرویز رضوانی مقدم، رضا قربانی، ذبیح اله اعظمی ساردویی

چکیده این تحقیق با هدف ارزیابی کودهای آلی، شیمیایی، زیستی بر نیاز حرارتی، مراحل نموی و برخی شاخص‌های فیزیولوژیک گیاه دارویی چای ترش تحت تاثیر سطوح مختلف آب آبیاری، در سال زراعی 93-1392 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه جیرفت، به صورت کرت‌های خرد شده نواری در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. سطوح آب آبیاری در سه سطح 60 ، 80 و 100 درصد نیاز آبی گیاه به‌عنوان عامل کرت‌های افقی و منبع تغذیه‌ا‌ی گیاه در 5 سطح (کود زیستی مایکوریزا، ورمی‌کمپوست، کود گاوی، کود شیمیایی (نیتروژن، فسفر و پتاسیم) و تیمار شاهد) به‌عنوان عامل کرت‌های عمودی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که درجه روز رشد سطوح مختلف آبیاری و منابع مختلف تغذیه‌ای، بسیار مشابه بود، این‌طور به‌نظر می‌رسد آغاز گل‌دهی گیاه چای ترش بیشتر تحت تأثیر فتوپریودیسم بوده و میزان آب قابل دسترس گیاه و تغذیه‌ی آن تأثیر بسیار اندکی داشته است. همچنین اثر سطوح مختلف آب آبیاری و منابع مختلف تغذیه‌ای بر شاخص سطح برگ و تجمع ماده خشک معنی‌دار بود. بیشترین شاخص دوام سطح برگ در سطح آبیاری 100 و 80 درصد نیاز آبی گیاه و منبع تغذیه‌ای کود گاوی و ورمی‌کمپوست مشاهده شد. بیشترین عملکرد کاسبرگ خشک (1217 کیلوگرم در هکتار) در سطح 100 درصد نیاز آبی گیاه و منبع تغذیه‌ای کود گاوی و کمترین آن در تیمار شاهد در سطح 60 درصد نیاز آبی گیاه (493 کیلوگرم در هکتار) به‌دست آمد. با توجه به شرایط خاکی و اقلیم منطقه مورد مطالعه، استفاده از تیمارهای کود گاوی یا ورمی‌کمپوست در کنار میزان آبیاری 80 درصد نیاز آبی گیاه به‌منظور رشد گیاه چای ترش مناسب به نظر می‌رسد.

تاثیر تنش خشکی بر کیفیت ظاهری، خصوصیات مرفولوژیکی و فیزیولوژیکی 3 گونه چمن بومی

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 216-225

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.56264

رامین مهدوی، مهدی پارسا، علی گزانچیان، حمیدرضا خزاعی

چکیده توسعه فضای سبز شهری و چمنکاری از جمله نیازهای بشر امروز است که عامل محدودکننده در این امر کمبود آب می‌باشد. این کمبود بر توسعه، کیفیت و انتخاب نوع پوشش گیاهی تاثیر مستقیم می‌گذارد. از اینرو آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی برای سنجش مقاومت گونه‌های چمن بومی و انتخاب گونه مناسب روی گونه‌های بومی Brumos tomentellus، Festuca rubra، F .arundinacea و رقم تجاری Super sport (شاهد) و سه سطح رطوبتی 85 درصد (شاهد)، 65 درصد و 45 درصد ظرفیت زراعی در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی در شرایط گلخانه انجام گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده بیشترین طول شاخساره در تنش خشکی 65 درصد ظرفیت زراعی در گونه F. arundinaceae و کمترین مقدار در چمن سوپر اسپورت، همچنین صفت عرض برگ بیشترین و کمترین مقدار در شرایط تنش به ترتیب در گونه B. tomentellus و چمن سوپر اسپورت مشاهده شد. گونه F. arundinaceae تحت شرایط تنش خشکی بهترین کیفیت ظاهری و بیشترین میزان کلروفیل a و کل را به خود اختصاص داد. تحت تنش خشکی کمترین نشت یونی (66/25 درصد) در گونه F.rubra، بیشترین مقدار محتوای آب نسبی در گونه F. arundinaceae (80/77 درصد)، بیشترین میزان پرولین برگ در گونه B. tomentellus و کمترین مقدار در چمن سوپر اسپورت مشاهده شد. با توجه به نتایج بدست آمده میتوان گفت گونه‌های چمن بومی در شرایط تنش خشکی عملکرد و کیفیت بهتری از چمن‌های وارداتی مانند سوپر اسپورت را دارا می‌باشند.

بررسی اثر قطع آبیاری در مرحله گلدهی و محلولپاشی اسپرمیدین بر برخی خصوصیات کمی ‏و کیفی اکوتیپ‏های مختلف زیره سبز (Cuminum cyminum)

دوره 30، شماره 2، بهار 1395، صفحه 303-315

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i2.42443

سارا باختری، غلامرضا خواجویی نژاد، قاسم محمدی نژاد، روح اله مرادی

چکیده به منظور بررسی تاثیر قطع آبیاری در مرحله گلدهی و محلولپاشی توسط اسپرمیدین بر برخی صفات اکوتیپ‏های مختلف زیره سبز آزمایشی بصورت کرت‏های دوبار خرد شده بر پایه طرح بلوک‏های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 1393 – 1392 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل آبیاری در دو سطح (آبیاری کامل و قطع آبیاری در شروع مرحله گلدهی) به‌عنوان فاکتور اصلی، محلولپاشی توسط اسپرمیدین در 3 سطح (0، 1 و 2 میلی‌مولار) بعنوان فاکتور فرعی و اکوتیپ زیره در 3 سطح (کرمان، خراسان و اصفهان) به‌عنوان فاکتور فرعی فرعی بود. نتایج نشان داد که به استثنای تعداد شاخه فرعی و چتر در بوته دیگر صفات مورد بررسی تحت تاثیر تیمار قطع آبیاری قرار گرفتند. قطع آبیاری در مرحله گلدهی زیره سبز باعث کاهش تعداد دانه در چتر، بوته میری، عملکرد تک بوته و عملکرد دانه شد. در حالی‌که، صفات شاخص برداشت، درصد و عملکرد اسانس و محتوی پرولین در تیمار قطع آبیاری بیشتر از آبیاری کامل بود. به دلیل تعداد زیاد بوته از بین رفته در شرایط آبیاری کامل، میزان کاهش عملکرد دانه در هکتار تحت تاثیر تیمار قطع آبیاری بسیار کمتر از تک بوته بود. به‏طوری‏که، قطع آبیاری باعث کاهش 58 و 15 درصدی عملکرد دانه به ترتیب در بوته و هکتار نسبت به شرایط شاهد شد. در کلیه صفات مورد بررسی، اکوتیپ خراسان و کرمان نسبت به اکوتیپ اصفهان برتری نشان دادند. بیشترین میزان اسانس (92/14 کیلوگرم در هکتار) در تیمار محلولپاشی یک میلی‌مولار و برای اکوتیپ خراسان حاصل شد و کمترین میزان این صفت (87/6 کیلوگرم در هکتار) در تیمار عدم محلولپاشی برای اکوتیپ اصفهان بدست آمد. هیچ یک از صفات مورد بررسی تحت تاثیر محلولپاشی اسپرمیدین قرار نگرفت و بطور کلی، دو اکوتیپ کرمان و خراسان با توجه به واکنش مناسب‌تر به قطع آبیاری از پتانسیل بالاتری جهت کشت در شرایط آب و هوایی کرمان برخوردار بودند.

بررسی تأثیر باکتری Pseudomonas putida و قارچ Glomus intraradices بر برخی صفات مورفولوژی و بیوشیمیایی گیاه شنبلیله L). Trigonella foenum-graecum)

دوره 30، شماره 1، بهار 1395، صفحه 112-121

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v30i1.38413

سیمین ایران خواه، علی گنجعلی، مهرداد لاهوتی، منصور مشرقی

چکیده شنبیله L).Trigonella foenum-graecum ) یک گیاه دارویی قدیمی متعلق به خانواده لگوم ها (Fabaceae) است. باکتری های محرک رشد، رشد گیاه را از طریق مکانیزم هایی مثل بهبود جذب عناصر معدنی و تولید فیتوهورمون ها افزایش می دهند. بعلاوه اثر مفید بعضی از این باکتری ها می‌تواند به علت برهم کنش با قارچ های ویزیکولار آرباسکولار میکوریز باشد. آزمایش با چهار تیمار (فاکتور اول) شامل تلقیح بذر با باکتری Pseudomonas putida، تلقیح با قارچ آرباسکولار میکوریز Glomus intraradices، تلقیح مضاعف باکتری و قارچ میکوریز و شاهد در دو سطح تنش خشکی (فاکتور دوم) 40 درصد ظرفیت زراعی و بدون تنش (80 در صد ظرفیت زراعی) بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در اتاقک رشد آزمایشگاه فیزیولوژی گیاهی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. صفاتی مانند بیوماس گیاه، مقدار پروتئین های محلول، محتوای ماده‌ی دارویی دیوزژنین و مقدار فسفر گیاه اندازه گیری و مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه واریانس داده ها نشان داد که تیمار گیاه شنبلیله با باکتری و قارچ آرباسکولار میکوریز، باعث افزایش صفات مورد بررسی در شرایط تنش خشکی می شود. باکتری Pseudomonas putida و قارچ آرباسکولار میکوریز Glomus intraradices از طریق افزایش میزان جذب عناصر غذایی، حفظ و نگهداری آب باعث افزایش بیوماس، مقدار پروتئین محلول و مقدار ماده دارویی دیوزژنین می شود. از آنجایی که دیوزژنین یک ترکیب دارویی بسیار مهم است می توان از طریق برقراری رابطه همزیستی گیاه شنبلیله با باکتری و قارچ آرباسکولار میکوریز مذکور تولید دیوزژنین را در گیاه افزایش داد.

اثر رژیم‌های کم آبیاری روی برخی از خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی چهار رقم انجیر

دوره 29، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 501-517

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v29i4.51520

غلامحسین داوری نژاد، سمیه شیربانی، مهدی زارعی

چکیده میزان آب قابل دسترس برای گیاهان از جمله عوامل مهمی است که، رشد رویشی در گیاهان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. هدف از مطالعه این تحقیق بررسی ارقام مختلف انجیر از لحاظ مقاومت به رژیم‌های مختلف کم آبیاری می‌باشد. بدین منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل (4×4) در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار به اجرا درآمد. ارقام مورد مطالعه شامل: سبز، سیاه، شاه انجیر و متی می‌باشد، که با 4 سطح آبیاری شامل تامین آب کافی برای گلدان‌ها (%100 ظرفیت زراعی)، تنش ملایم (%75 ظرفیت زراعی)، تنش متوسط (%50 ظرفیت زراعی) و تنش شدید (%25 ظرفیت زراعی) تیمار شدند. برخی از خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی شامل: رشد شاخه، تعداد برگ، سطح برگ، طول ریشه، سطح ریشه، وزن ‌تر و خشک اندام‌های هوایی و ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی، محتوای نسبی آب برگ، نشت الکترولیت، میزان کلروفیل و پرولین برگ اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که، رشد شاخه، سطح برگ، تعداد برگ، وزن‌ تر و خشک اندام‌های هوایی و ریشه، محتوای نسبی آب برگ، کلروفیل برگ با افزایش شدت تنش کاهش یافته، در حالی که با افزایش شدت تنش طول ریشه، سطح ریشه، نسبت ریشه به اندام هوایی، نشت الکترولیت و پرولین برگ افزایش می‌یابد. همچنین نتایج نشان داد که، رقم سیاه نسبت به سایر ارقام شرایط کم آبی را بهتر و بیشتر تحمل می‌کند. داده‌ها نشان داد که، رقم مهمترین فاکتور جهت تعیین خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی در انجیر می‌باشد.

اثر تیمارهای کم آبیاری بر خصوصیات رویشی وکمیت و کیفیت سیب رقم گلدن دلیشز

دوره 29، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 610-620

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v29i4.32401

عیسی ارجی، بنفشه حسنی، هوشنگ قمرنیا

چکیده از آنجائی که کشور ایران در منطقه ای خشک و نیمه خشک واقع شده است، اتخاذ روش های مدیریتی مناسب جهت افزایش کارائی مصرف آب می‌تواند از اهمیت زیادی برخوردار باشد. افزایش کارائی مصرف آب با روش های مختلف صورت می گیرد. کم آبیاری یکی از روش های افزایش کارائی مصرف آب می باشد. به همین منظور تاثیر کم آبیاری بر رشد رویشی، کمیت و کیفیت درختان 10 ساله سیب رقم "گلدن دلیشز" در منطقه گهواره در استان کرمانشاه با شرایط اقلیمی معتدل در آزمایشی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 5 تیمار و 3 تکرار در طی فصل زراعی سال 1385 انجام شد و هر واحد آزمایشی سه اصله درخت را شامل شد. تیمارهای آبیاری شامل 1- کم آبیاری اولیه 40 درصد نیاز آبی(T1) ، 2- کم آبیاری اولیه 60 درصد نیاز آبی (T2)، 3- کم آبیاری ثانویه 40 درصد نیاز آبی (T3)، 4- کم آبیاری ثانویه 60 درصد نیاز آبی (T4) و 5- شاهد 100 درصد نیاز آبی (T5) بودند. کم آبیاری اولیه 55 روز پس از زمان تمام گل (25 خرداد ماه) شروع و به مدت60 روز (تا 25 مرداد ماه) ادامه یافت در حالی‌که کم آبیاری ثانویه 115 روز پس از زمان تمام گل (25 مرداد ماه) شروع و حدود 40 روز (اوایل مهر ماه) یعنی تا زمان برداشت به طول انجامید و درختان تحت تیمار شاهد هم در طول فصل رشد تا زمان برداشت به‌صورت کامل (100 درصد نیاز آبی) آبیاری شدند. نتایج نشان داد که صفات رویشی مانند سطح مقطع تنه تحت تاثیر تیمار کم آبیاری قرار نگرفت اما طول شاخه فصل جاری در مقایسه با شاهد کاهش معنی داری نشان داد. حجم و وزن میوه درختان تحت تیمارهای کم آبیاری به استثنای تیمار40 درصد ثانویه در مقایسه با درختان شاهد کاهش معنی داری نشان ندادند. عملکرد درختان تحت تیمار کم آبیاری 60 درصد اولیه و ثانویه نسبت به درختان شاهد کاهش معنی داری نشان ندادند. تنش کم آبیاری اثرات مثبتی بر خصوصیات کیفی میوه داشت به طوری که میزان قند کل و مواد جامد محلول کل میوه در درختان تحت تیمار کم آبیاری در مقایسه با شاهد افزایش نشان دادند. میزان عناصر معدنی میوه از قبیل فسفر و پتاسیم تحت کم آبیاری قرار نگرفت. اما در میزان ازت میوه درختان تحت تنش کاهش معنی داری نسبت به درختان شاهد مشاهده شد و در میزان کلسیم بین میوه درختان شاهد و تیمار 40 درصد کم آبیاری اولیه تفاوت معنی دار شد. کم آبیاری منجر به کاهش 41، 27، 18و 12 درصدی میزان آب مصرفی در تیمارهای 40 درصد، 60 درصد اولیه و 40 درصد، و 60 درصد ثانویه به ترتیب در مقایسه با شاهد گردید. به طور کلی کم آبیاری در درختان سیب رقم گلدن دلیشز باعث افزایش کیفیت میوه می گردد. لذا اعمال 60 درصد نیاز آبی برای این رقم قابل توصیه است.

بررسی ویژگی‌های اگرواکولوژیکی ریحان (Ocimum basilicum L.) تحت تأثیر کاربرد سوپرجاذب رطوبت، اسیدهیومیک و دورهای آبیاری

دوره 29، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 240-254

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.32381

محسن جهان، شیوا قلعه نویی، امین خاموشی، محمد بهزاد امیری

چکیده در سال های اخیر، برای دستیابی به تولید پایدار محصولات کشاورزی به ویژه گیاهان دارویی، توجه به استفاده از نهاده های بوم سازگار مورد تأکید قرار گرفته است. به منظور بررسی اثر مقادیر سوپرجاذب و محلول پاشی اسید هیومیک بر برخی خصوصیات کمی ریحان (Ocimum basilicum L.)، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خردشدة نواری در قالب طرح پایة بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده‌ کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 92-1391 انجام شد. عوامل آزمایشی شامل سه سطح مختلف سوپرجاذب رطوبت (صفر، 40 و 80 کیلوگرم در هکتار) به عنوان عامل کرت اصلی، دو سطح اسید هیومیک (صفر و 3 کیلوگرم در هکتار) به عنوان عامل کرت فرعی و دو سطح آبیاری (دور آبیاری 5 و 10 روز) به عنوان عامل کرت نواری بودند. صفات مورد بررسی شامل تعداد و وزن بذر در بوته، ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی در بوته، عملکرد بذر، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت بودند. نتایج آزمایش نشان داد که برهمکنش سوپرجاذب رطوبت و اسیدهیومیک بر عملکرد بذر معنی دار بود (05/0 P≤)، به‌طوری‌که بیشترین مقدار عملکرد بذر (8/2638 کیلوگرم در هکتار) در تیمار 40 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب و بدون اسید هیومیک به‌دست آمد. در بررسی اثرات متقابل سوپرجاذب و مدار آبیاری مشاهده شد که در تمامی سطوح سوپرجاذب مورد مطالعه، عملکرد مادة خشک در مدار آبیاری 5 روز بیشتر از مدار آبیاری 10روز بود، به طوری که در مدار آبیاری 5 روز، سطوح صفر، 40 و 80 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب به ترتیب منجر به افزایش 13، 50 و 17 درصدی عملکرد مادة خشک نسبت به مدار آبیاری 10 روز شدند. تعداد بذر در بوته به طور معنی داری تحت تأثیر برهمکنش اسیدهیومیک و مدار آبیاری قرار گرفت، به طوری که محلول‌پاشی اسیدهیومیک در مدار آبیاری 10 روز، افزایش 26 درصدی تعداد بذر در بوته را در مقایسه با شاهد به همراه داشت. اثر متقابل سه گانة سوپرجاذب، اسیدهیومیک و مدار آبیاری تأثیر معنی داری بر تعداد شاخه فرعی در بوته داشت، به طوری که در مدار آبیاری 5 روز، در هر دو شرایط کاربرد و عدم کاربرد اسید هیومیک، بیشترین تعداد شاخه فرعی در بوته در سطح 40 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب مشاهده شد. به طور کلی، کاربرد 40 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب رطوبت به‌همراه محلول‌پاشی اسیدهیومیک در شرایط کم آبیاری، ضمن بهبود نسبی ویژگی‌های کمی گیاه، نقش مؤثری در کاهش اثرات مخرب ناشی از کم آبی و ثبات عملکرد گیاه در شرایط تنش رطوبتی داشت.

بررسی اثر ترکیبات ضدتعرق طبیعی بر برخی از صفات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی گیاه دارویی ریحان (Ocimum basilicum) تحت شرایط تنش خشکی

دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 55-67

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48441

روح اله عامری، مجید عزیزی، علی تهرانی فر، وحید روشن

چکیده به منظور بررسی تاثیر تنش خشکی و کاربرد ترکیبات ضدتعرق بر گیاه دارویی ریحان، آزمایش فاکتوریلی شامل 3 سطح آبیاری (شاهد- 500، تنش متوسط- 375 و تنش شدید- 250 میلی‌لیتر آبیاری در 24 ساعت) و 3 ترکیب ضدتعرق کیتوزان، موسیلاژ اسفرزه و موسیلاژ بارهنگ هر کدام در 3 سطح (5/0، 1 و 5/1 درصد وزن خشک به حجم حلال) با 3 تکرار و بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام پذیرفت. در این تحقیق صفاتی از قبیل، میزان فتوسنتز، تعرق روزنه‌ای، هدایت ‌روزنه‌ای، دی‌اکسید‌کربن اتاقک ‌روزنه، محتوای کلروفیل و کاروتنوئید‌ و دمای سطح برگ اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که اثر آبیاری و مواد ضدتعرق در صفات مورد اندازه‌گیری معنی‌دار بودند (01/0P≤ و 05/0P≤). بیشترین میزان صفات مورد اندازه‌گیری در سطح اول آبیاری و سطوح متفاوتی از ترکیبات ضدتعرق مشاهده شد. کلیه ترکیبات ضدتعرق، میزان تعرق را بطور معنی‌داری کاهش دادند و این کاهش در غلظت‌های بالاتر بیشتر بود. به‌طوری‌که ترکیب کیتوزان در سطوح 5/1 و 1 درصد نسبت به نمونه شاهد، میزان تعرق را تا دو برابر کاهش داد. در مورد فتوسنتز نیز تیمار 5/0 و 1 درصد کیتوزان توانستند تا 30 درصد میزان فتوسنتز را نسبت به شاهد افزایش دهند. هم‌چنین مشخص شد که با کاربرد ترکیبات ضدتعرق در شرایط آبیاری محدود میزان ماده خشک افزایش یافت. ترکیبات ضدتعرق درصد و عملکرد اسانس را نسبت به شاهد کاهش دادند. با توجه به نتایج به دست آمده در این آزمایش می‌توان بیان نمود که ترکیبات ضدتعرق با منشا طبیعی، ترکیباتی ایمن، ارزان و زیست تجزیه‌پذیر بوده و جایگزین مناسبی برای ترکیبات ضدتعرق شیمیایی متداول می‌باشند، اما تجاری نمودن این ترکیبات نیاز به آزمایشات تکمیلی دارد.

ارزیابی محتوای نسبی ژنوم و پاسخ به خشکی در دانهال های فستوکای بلند جمع آوری شده در ایران

دوره 29، شماره 1، بهار 1394، صفحه 134-141

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.31417

محسن کافی، نیر اعظم خوش خلق سیما، عبدالمجید لیاقت

چکیده کاهش محتوای ژنوم می تواند مکانیسمی در جهت سازگاری با تنش های محیطی باشد، گزارش های متعددی از همبستگی بین اندازه ژنوم، شرایط آب و هوایی و وضعیت جوانه زنی در گیاهان گزارش شده است. محتوای نسبی ژنوم و رابطه آن با شاخص های استقرار گیاهچه تحت تنش خشکی در 14جمعیت از فستوکای بلند5 جمع آوری شده در ایران و دو رقم تجاری مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که جمعیت‌های فستوکای بلند تحت مطالعه به غیر از جمعیت بروجن (2 ایکس) همگی هگزاپلوئید (6 ایکس6) هستند. آنالیز کلاستر نتایج استقرار گیاهچه، تفاوت معنی‌داری را در محتوای نسبی ژنوم جمعیت های تحت مطالعه در چهار گروه نشان داد. جمعیت‌های اصفهان (گروه ІІ: با محتوای نسبی ژنوم 95/17 پیکوگرم) و قوچان (گروه VI: با محتوای نسبی ژنوم 56/18 پیکو گرم) به ترتیب با 100 درصد و 7/6 درصد جوانه زنی و طول برگ 8/8 و 3/2 سانتی‌متر در تنش 40 درصد ظرفیت زراعی به ترتیب مقاوم‌ترین و حساس‌ترین جمعیت‌ها طی تنش خشکی شدید در مراحل ابتدای سبز شدن بودند. همبستگی منفی معنی‌داری بین محتوای نسبی ژنوم در جمعیت های تحت مطالعه و دو رقم خارجی با درصد نهایی سبز شدن بذور (56/0-) و طول برگ (61/0-) مشاهده شد. به نظر می‌رسد کاهش محتوای نسبی ژنوم مکانیسمی در جهت سازگاری با تنش‌های محیطی باشد. در جمعیت‌های دو گروه І و II مقاومت به خشکی خوبی در مراحل ابتدایی جوانه زنی و رشد مشاهده گردید که نشان دهنده پتانسیل این جمعیت‌ها برای برنامه‌های اصلاحی آینده می‌باشد.

بررسی اثر ترکیبات آمینواسیدی، فولویک اسید و استروئیدی در انگور دیم خلیلی

دوره 28، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 524-534

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.22767

محمد سعید تدین، غلامرضا معافپوریان، ندا مفتون آزاد

چکیده به منظور بررسی عوامل تغذیه ای وتنظیم کننده رشد بر کاهش اثرات منفی اقلیمی از جمله خشکسالی های پیاپی، این آزمایش در بین سال-های90-1389 بر روی انگور دیم رقم خلیلی در دو منطقه شهرستان های بوانات و شیراز (اکبرآباد) در استان فارس اجرا گردید.آزمایش در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی به مدت دو سال با سه تکرار و در هر کرت 5 اصله درخت انجام گرفت. تیمارها شامل شرایط نگهداری عرف باغدار( شاهد)، محلول پاشی فولویک اسید (3 درصد)، محلول پاشی آمینو اسید حاوی پرولین آزاد ( 5/2 میلی‌لیتر در لیتر)، محلول پاشی براسینواستروئید (4/0میلی گرم در لیتر)، مصرف خاکی براسینولید ( 2/0 میلی‌گرم در لیتر) و محلول پاشی توأم (محلول پاشی فولویک اسید (3 درصد)+ محلول پاشی آمینو اسیدحاوی پرولین آزاد ( 5/2 میلی‌لیتر در لیتر)+ محلول‌پاشی براسینواستروئید (4/0میلی‌گرم در لیتر)) بود. نتایج بررسی صفات مرتبط با مقاومت گیاه در برابر تنش رطوبتی هم چون راندمان فتوسنتز، هدایت روزنه ای، میزان تعرق، کارآیی مصرف آب، محتوای آب برگ و میزان پرولین آزاد، میزان قند محلول برگ و میزان کلروفیل a،b و نسبت کلروفیل a/b در برگ های کاملاً توسعه یافته انگور رقم خلیلی نشان دهنده اثر معنی‌دارکاربرد ماده زیست محرک براسینواستروئید به ویژه به صورت محلول پاشی بر افزایش توان مقابله با تنش رطوبتی و نیز افزایش عملکرد بود. بیش‌ترین میزان عملکرد در این آزمایش متعلق به تیمار محلول پاشی توأم بود و پس از آن به ترتیب تیمارهای محلول پاشی براسینواستروئید، محلول پاشی آمینو اسید حاوی پرولین آزاد، مصرف خاکی براسینواستروئید و محلول پاشی فولویک اسید که به ترتیب میزان عملکرد را به میزان 5/64، 2/46، 1/44، 8/39 و 3/20 درصد نسبت به شاهد افزایش دادند.

اثر تنش خشکی بر خصوصیات مرفولوژیک و فیزیولوژیک چمن بومی علف گندمی بیابانی (Agropyron desertorum)و چمانواش بلند (arundinaceae Schreb. Festuca)

دوره 28، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 544-553

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.25119

امیر صادقی، نعمت الله اعتمادی، محبوبه شمس، فاطمه نیازمند

چکیده خشکی و مسئله کمبود آب، چالش مهم پیش روی چمن به عنوان یکی از اجزای اصلی فضای سبز بوده و استفاده از گونه های مقاوم به خشکی راهکاری اساسی جهت حفظ منابع آبی می باشد. در این پژوهش اثر تنش خشکی بر چمن های علف گندمی بیابانی و چمانواش بلند به صورت فاکتوریل-اسپلیت پلات در زمان و در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بررسی شد. پس از استقرار کامل چمن ها، تنش خشکی به صورت قطع کامل آبیاری در نیمی از گلدان های مربوط به هر دو گونه اعمال گردید و نیم دیگر گلدان ها آبیاری کامل شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، تا 10 روز پس از تنش خشکی، چمانواش بلند، کیفیت رنگ بالاتر (4/8) و درصد خشکیدگی کم‌تری را نسبت به علف گندمی نشان داد اما پس از این مدت درصد خشکیدگی چمانواش با سرعت بیش‌تری افزایش یافت به طوری که در انتهای آزمایش درصد خشکیدگی بیش‌تر (94 درصد) و کیفیت رنگ کم‌تر (8/1) نسبت به علف گندمی داشت. نتایج نشان داد، تحت تنش خشکی اختلاف معنی داری بین دو گونه در محتوای نسبی آب برگ مشاهده نشد. در علف گندمی مقدار پرولین گیاهان تحت تنش تا روز دهم با گیاهان شاهد تقریباً برابر بود اما با طولانی تر شدن دوره تنش میزان پرولین به طور معنی داری افزایش یافت. برخلاف علف گندمی که از نظر تغییرات درصد روزنه بسته، شیب نسبتاً ملایمی طی دوره تنش داشت این شاخص در چمانواش بلند با شیب بسیار زیادی افزایش یافت و به 52/89 درصد در روز بیستم رسید. هم‌چنین با اعمال تنش خشکی تراکم روزنه به طور معنی داری افزایش و قطر دهانه روزنه به طور معنی داری کاهش یافت. بر اساس نتایج به دست آمده، در تنش طولانی مدت، علف گندمی بیابانی از مقاومت به خشکی بالاتری نسبت به چمانواش بلند برخوردار بود.

تأثیرتنش خشکی و کودهای آلی بر فعالیت برخی آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی، رنگدانه‌های فتوسنتزی، پرولین و عملکرد گاوزبان (Borago officinalis)

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 338-346

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.42834

رعنا قلی نژاد، علیرضا سیروس مهر، براتعلی فاخری

چکیده به‌منظور بررسی اثرات تنش خشکی و کودهای آلی (کمپوست و ورمی کمپوست) بر برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گاوزبان آزمایشی به‌صورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشگاه زابل اجرا گردید. تیمارها شامل سطوح تنش خشکی به‌صورت شاهد یا 100درصد ظرفیت زراعی، 80 درصد ظرفیت زراعی (تنش ملایم) و 60 درصد ظرفیت زراعی (تنش شدید) به‌عنوان عامل اصلی و مصرف کود آلی شامل شاهد (بدون مصرف کود)، 40 تن کمپوست در هکتار و 4 تن ورمی کمپوست در هکتار به‌عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که با افزایش شدت کم‌آبی از شاخص کلروفیل (SPAD) کاسته و بر میزان فلورسانس کلروفیل افزوده شد. بیش‌ترین میزان کلروفیل a (383/11 میلی‌گرم برگرم) در شرایط عدم تنش و کاربرد کمپوست به‌دست آمد و با افزایش شدت تنش از میزان آن کاسته شد و کم‌ترین آن (763/5) در تنش شدید و عدم کاربرد کود به‌دست آمد. همین روند برای میزان کلروفیل کل نیز مشاهده شد. بیش‌ترین مقدار آنزیم‌های کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز و پلی‌فنل اکسیداز در شرایط تنش شدید و عدم کاربرد کود و کم‌ترین آن‌ها در 100 درصد ظرفیت زراعی و کاربرد کمپوست به‌دست آمد. بیش‌ترین مقدار پرولین در تنش شدید و عدم کاربرد کود (213/20 میکرومول بر گرم وزن تر) بود که اختلاف معنی‌داری با سایر ترکیبات تیماری داشت. تنش خشکی وزن خشک در گیاه گاوزبان را متأثر کرده و آن را کاهش داد و بیش‌ترین میزان عملکرد خشک (6/13482کیلوگرم در هکتار) در سطح آبیاری شاهد به‌دست آمد که اختلاف معنی‌داری با سطح تنش ملایم (80 درصد ظرفیت زراعی) نداشت. به‌طورکلی در شرایط تنش خشکی، تولید و میزان پرولین و آنزیم‌های پاک کننده پراکسید هیدروژن و رادیکال‌ها افزایش می‌یابد و با توجه به نتایج به‌دست آمده، جهت داشتن عملکرد خشک قابل قبول از گاو زبان، آبیاری تا 80 درصد ظرفیت زراعی مناسب به‌نظر می‌رسد.

بررسی تأثیر کم‌آبیاری بر تغییرات یونی، محتوای نسبی آب برگ، میزان پرولین و برخی ویژگی‌های ظاهری گیاه اطلسی

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 347-359

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.42836

مسعود باقری زاده، فریده آل بوعلی، حمید صادقی، شورانگیز جوانمردی

چکیده خشکی به عنوان عامل محدود کننده غیرزنده، اثر بسیار نامطلوبی بر رشد و تولید گیاهان می‌گذارد. پژوهش حاضر در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی برای بررسی فیزیومورلوژیک گیاه اطلسی در شرایط کمبود آب با چهار تیمار آبیاری (25، 50، 75 و 100درصد حد ظرفیت مزرعه) شامل 8 تکرار در مدت زمان 6 ماه در شرایط گلخانه‌ای انجام گرفت. بیش‌ترین طول ریشه مربوط به تیمار 100 درصد ظرفیت مزرعه‌ای و کم‌ترین طول ریشه مربوط به تیمار 25 درصد ظرفیت مزرعه‌ای بود. هم‌چنین بیش‌ترین وزن تر و خشک ریشه مربوط به تیمار 100 درصد ظرفیت مزرعه‌ای و کم‌ترین وزن تر و خشک ریشه مربوط به تیمار 25 درصد ظرفیت مزرعه‌ای بود. اثر سطوح مختلف کم آبیاری بر طول شاخساره نشان داد که با کاهش میزان آبیاری طول شاخساره کاهش یافت، به‌طوری که کم‌ترین طول مربوط به تیمار 25 درصد ظرفیت مزرعه‌ای بود. اثر سطوح مختلف کم آبیاری بر وزن تر و خشک شاخساره نشان داد که با کاهش میزان آبیاری وزن خشک شاخساره کاهش یافت. اثر سطوح مختلف کم آبیاری بر تعداد گل نشان داد بیش‌ترین تعداد گل مربوط به ظرفیت مزرعه تا حد 75 درصد بود. مقدار کلروفیل در واحد سطح، در شرایط تنش خشکی، بالاتر از گیاهان آبیاری شده بود. اثر سطوح مختلف کم آبیاری بر میزان پرولین نشان داد که با کاهش میزان آبیاری میزان پرولین افزایش یافت. اثر سطوح مختلف کم آبیاری بر درصد پتاسیم نشان داد که با کاهش میزان آبیاری میزان پتاسیم افزایش یافت. در این پژوهش دیده شد که با افزایش شدت تنش خشکی محتوای نسبی آب کاهش یافت. نتایج این پژوهش نشان داد که گل اطلسی می‌تواند میزان کم‌آبیاری را تحمل کند و می‌توان از آن به عنوان یک گیاه مقاوم به کم‌آبی در فضای سبز استفاده کرد.

اثر دور آبیاری بر برخی از خصوصیات رشدی پرتقال تامسون ناول پیوند شده بر روی سه پایه مرکبات

دوره 28، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 416-426

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.42866

محمود قاسم نژاد، علی مومن پور، علیرضا عبداله پور، علیرضا شیخ اشکوری

چکیده در این پژوهش، اثر دور آبیاری بر خصوصیات رشدی پرتقال تامسون ناول پیوند شده روی سه پایه به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در زمان با سه تکرار در موسسه تحقیقات مرکبات کشور واقع در رامسر، ارزیابی گردید. فاکتورها شامل نوع پایه در سه سطح (پونسیروس (Poncitus trifoliata)، ترویرسیترنج (Citrus sinensis  Poncitus trifoliata) و نارنج Citrus aurantium)) و دور آبیاری در چهار سطح ( 2، 4، 6 و 8 روز یک بار) و شش زمان نمونه‌برداری با فاصلة هر 16 روز یک‌بار شامل T1 (22/3/89)، T2(8/4/89)، T3(24/4/89)، T4(9/5/89)، T5(25/5/89) و T6 (10/6/89) بودند. در طی دوره تیمار آبیاری صفات رویشی از قبیل ارتفاع پیوندک، تعداد برگ، قطر پایه و پیوندک، درصد رطوبت برگ و میزان کلروفیل برگ اندازه‌گیری شدند. هم‌چنین پس از اتمام دوره آزمایش، میزان نیتروژن، فسفر و پتاسیم مخلوط خاکی نیز اندازه‌گیری گردیدند. نتایج نشان داد که زمان نمونه برداری، نوع پایه و دور آبیاری بر خصوصیات رشدی مطالعه شده پیوندک و پایه تاثیر می‌گذارد. ارتفاع پیوندک، تعداد برگ، قطر پایه و پیوندک با گذشت زمان افزایش یافتند، به طوری‌که میزان افزایش در تمام صفات تا زمان T3 معنی‌دار بود، ولی از زمان T3 تا T6 میزان افزایش معنی‌دار نبود. تفاوت بین پایه‌های مختلف در جذب عناصر غذایی در فواصل آبیاری کوتاه (دو روز) بیش‌تر دیده شد. پایه پونسیروس نسبت به دو پایه دیگر از نظر جذب عناصر غذایی در شرایط تنش خشکی کارآتر بود و با افزایش فواصل آبیاری میزان نیتروژن، فسفر و پتاسیم باقی مانده در ترکیب خاکی که پایه‌های پونسیروس در آن قرار داشتند، کم‌تر بود. در مجموع، پایه‌های استفاده شده در این پژوهش که از پایه‌های رایج مرکبات در شمال ایران هستند، در شرایط تنش خشکی، برتری چندانی از لحاظ صفات رویشی نسبت به یکدیگر نشان ندادند.

بررسی تاثیر پلی‌مر سوپرجاذب و سطوح مختلف کم‌آبیاری بر رشد و برخی خصوصیات کمی و کیفی میوه گوجه‌فرنگی ( Lycopersicum esculentum L.

دوره 28، شماره 1، بهار 1393، صفحه 125-133

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.35137

مریم حقیقی، مریم مظفریان، زهرا عفیفی‌پور

چکیده پلی‌مرهای سوپرجاذب میتوانند با جذب مقادیر قابل ملاحظه آب و افزایش قدرت نگهداری آب در خاک، به مرور آن را در اختیار ریشه گیاه قرار دهند. برای تعیین تاثیر کاربرد مقادیر پلی‏مر سوپر جاذب در کاهش اثرات تنش خشکی و افزایش راندمان آبیاری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با 4 تکرار و تیمارهای 0، 10 و 20 درصد حجمی سوپر جاذب و میزان رطوبت100 درصد، 50 و 25 درصد ظرفیت زراعی به روش وزنی در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز انجام شد. تنش آبی باعث کاهش اجزای عملکرد چون محتوای کلروفیل، وزن تر و خشک شاخساره شد ولی تاثیر معنی‏داری در سطح احتمال 5 درصد بر شاخص های میوه نداشت. سوپرجاذب باعث بهبود پارامترهای رشدی گوجه‏فرنگی در شرایط تنش شد به‌طوری که در ظرفیت زراعی 50 درصد سوپرجاذب 10 درصد حجمی باعث افزایش 14 درصدی محتوای نسبی آب بافت و 60 درصدی وزن تر ریشه نسبت به تیمار بدون اعمال سوپرجاذب شد. سوپرجاذب 20 درصد حجمی باعث افزایش 22 درصدی کلروفیل در ظرفیت زراعی 25 درصد، سوپرجاذب 10 درصد حجمی به ترتیب باعث افزایش 28 و 53 درصدی محتوای نسبی آب بافت و وزن تر ریشه در ظرفیت زراعی 25 درصد نسبت به تیمار بدون اعمال سوپرجاذب در سطح احتمال 5 درصد شد. به کار بردن پلی‌مر سوپرجاذب با افزایش ویژگی‏هایی مانند افزایش قدرت نگهداری آب در خاک و ریشه می‏تواند در شرایط تنش رشد معمول گیاه را منجر شود.