با همکاری انجمن علمی منظر ایران
موضوعات = گیاهان زینتی و فضای سبز
گیاهان زینتی و فضای سبز

مدل‌یابی تجربه بازدیدکنندگان در برخی باغ‌های عکاسی استان مازندران با رویکرد معادلات ساختاری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.99326.1521

زهره نظری، حسین زارعی، حسین کاظمی، فاطمه شفیعی

چکیده باغ‌های عکاسی به ‌عنوان شکلی نوین از فضاهای سبز موضوعی و تجربه محور، نقش مهمی در تقویت تعامل انسان با طبیعت و تجربه‌های زیبایی‌شناختی دارند. با وجود گسترش این فضاها، سازوکارهای شکل‌گیری رضایت بازدیدکنندگان و کیفیت تجربه آنان کمتر به ‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. از این‌رو پژوهش حاضر با هدف ارائه و آزمون مدلی ساختاری، برای بررسی تجربه و رضایت بازدیدکنندگان در باغ‌های عکاسی استان مازندران بارویکرد کمی و به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای شامل شش متغیر اصلی ( ترجیحات بصری، ادراک زیبایی‌شناختی، ادراک ذهنی فضایی، سبک باغ‌سازی، نگرش مفهومی و رضایت کلی) گردآوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. شاخص‌های برازش مدل ساختاری حاکی از کفایت و قدرت پیش‌بینی مناسب مدل بودند (۰/۵۳۰GOF =) . مدل ساختاری توانست ۸/ ۳۹ درصد از واریانس متغیر رضایت کلی را تبیین کند (۳۹۸/۰= R² ).
نتایج نشان داد که سبک باغ‌سازی بیشترین اثر مستقیم را بر ادراک ذهنی فضایی(۰/۵۲= β) و ترجیحات بصری(۰/۵۰ = β) داشت و نگرش مفهومی قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده رضایت کلی بازدیدکنندگان(۰/۶۳= β) بود. همچنین، در میان شاخص‌های فضایی، گویه‌های ایجاد احساس آرامش و راحتی با بار عاملی ۸۰۱/ ۰ و گویه تنوع گل و پوشش گیاهی با بار عاملی۸۵۸/ ۰ و حس تعادل و هماهنگی در فضا با بار عاملی۸۳۸/ ۰ و هماهنگی سبک طراحی باغ با طبیعت محیط با بار عاملی۷۶۴/ ۰ بیشترین بار عاملی را به خود اختصاص دادند. بر اساس رتبه‌بندی میانگین پاسخ‌های کاربران، ایجاد احساس آرامش و راحتی در فضا، طراحی فضاهای آبی با میانگین۷۴/۴، بهره‌گیری از نور طبیعی با میانگین ۷۵/۴ و هماهنگی سبک طراحی باغ با طبیعت با میانگین ۷۲/۴، نیز از مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر در شکل‌گیری تجربه مطلوب بازدیدکنندگان بودند.
یافته‌ها بیانگر آن است رضایت در باغ‌های عکاسی حاصل تعامل هم‌زمان ابعاد فیزیکی، ادراکی و معنایی فضا است. بنابراین، طراحی موفق این فضاها نیازمند توجه یکپارچه به کیفیت بصری، انسجام فضایی، تنوع کاشت و تجربه چندحسی کاربران است. بر این اساس، به طراحان توصیه می‌شود سازماندهی فضایی باغ‌های عکاسی را بر پایه مسیرهای روایت‌محور با نقاط مکث عکاسانه طراحی و آب را به‌عنوان عنصری کلیدی در ایجاد عمق بصری و آرامش به‌کار گیرند. گونه‌های گیاهی با تنوع رنگ و بافت را ، با الگوی کاشت لایه‌ای و متناوب جایگذاری نمایند و هماهنگی با زمینه طبیعی بستر اقلیمی را به‌عنوان اصل هویت‌بخش در طراحی لحاظ کنند. مدل پیشنهادی می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کاربردی در طراحی و مدیریت باغ‌های عکاسی و سایر فضاهای سبز تجربه‌محور مورد استفاده قرار گیرد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی تأثیر هماهنگی رنگی مبتنی بر نظریه گوته بر کیفیت بصری کاشت مخلوط گلهای زینتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.99780.1530

سید مجید زرگریان، علی تهرانی فر، سید حسن نعمتی، بهرام سیاوش پور

چکیده کاشت‌ گل‌های زینتی در منظر، افزون بر کارکردهای اکولوژیک، در ارتقای کیفیت ادراک بصری، افزایش مطلوبیت محیط و ایجاد آرامش برای کاربران نقش مهمی دارد. در این میان، رنگ به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر طراحی منظر، می‌تواند در شکل‌گیری تجربه بصری و ارزیابی زیبایی‌شناختی فضا تأثیر قابل توجهی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اصول هماهنگی رنگی مبتنی بر نظریه رنگ گوته (به‌ویژه تنظیم نسبت سطح رنگ‌ها بر اساس ارزش نوری فام‌ها) بر کیفیت بصری کاشت‌های مخلوط گل‌های فصلی زینتی انجام شد این مطالعه در پردیس دانشگاه فردوسی مشهد و با بهره‌گیری از چهار طرح کاشت صورت گرفت. در این طرح‌ها، نسبت‌های رنگی برگرفته از مقادیر عددی ارائه ‌شده در نظریه رنگ گوته با تیمارهای شاهد دارای نسبت‌های مساوی رنگی مقایسه شدند. ارزیابی کیفیت بصری با مشارکت دانشجویان گروه باغبانی و مهندسی فضای سبز و با استفاده از فرم ارزیابی کیفیت منظر انجام گرفت. این ارزیابی بر پایه سه شاخص اصلی زیبایی، تعادل و آرامش بصری صورت پذیرفت. داده‌های حاصل با استفاده از آزمون t استیودنت و آزمون من-ویتنی در سطح احتمال ۵ درصد تحلیل شدند. نتایج نشان داد که در هر دو گروه، کرت‌های مبتنی بر نظریه گوته در شاخص‌های نسبت رنگی، آرامش و زیبایی میانگین بالاتری نسبت به کرت‌های شاهد داشتند، در حالی که هیجان در کرت‌های شاهد بیشتر بود. به‌طور مشخص، در گروه دوم، میانگین زیبایی از 09/6 ± 63/82 در شاهد به 78/5 ± 26/91 در کرت مبتنی بر گوته و میانگین آرامش از 74/6± 36/42 به 57/13 ± 36/72 افزایش یافت .(P≤0.001)در مقابل، در شاخص‌های تراکم گیاهی و تنوع رنگ تفاوت معناداری مشاهده نشد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که هماهنگی رنگی مبتنی بر نسبت‌های نظریه گوته می‌تواند رویکردی هدفمند در ارتقای تعادل و کیفیت بصری کاشت‌های مخلوط فراهم کند، هرچند تعمیم‌پذیری جامع آن به گروه‌های سنی و جمعیتی گوناگون نیازمند مطالعات تکمیلی است.

گیاهان زینتی و فضای سبز

تأثیر اسیدفولویک بر ویژگی‌های مورفو-فیزیولوژیکی و عمر گلجای رز رقم (Rosa hybrida c.v Dolce vita) تحت تنش شوری

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 44-31

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92084.1410

مریم داننده، رسول آذرمی، موسی ترابی گیگلو، اسماعیل چمنی، زهرا اصلانی

چکیده گل رز (Rosa hybrida) یکی از مهم‌ترین گل‌های شاخه ‌بریده در صنعت گلکاری است. شوری یکی از عوامل محیطی تأثیرگذار بر رشد و کیفیت این گیاه محسوب می‌شود. تغذیه مناسب می‌تواند نقش مهمی در افزایش تحمل گیاهان به تنش­های محیطی ایفا کند. این آزمایش در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار، در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد (بدون شوری و بدون اسیدفولویک)، شوری با غلظت 120 میلی­مولار، شوری + اسیدفولویک10 میلی­گرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک30 میلی­گرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک 60 میلی­گرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک 90 میلی­گرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک 120 میلی­گرم در لیتر بود. تنش شوری با استفاده از سدیم کلرید اعمال گردید و محلول غذایی روزانه متناسب با مرحله رشدی گیاه به‌میزان 100 تا 150 میلی‌لیتر به هر تیمار اضافه شد. نتایج نشان داد که اعمال تنش شوری با غلظت 120 میلی‌مولار باعث کاهش معنی­دار در وزن تر برگ، وزن تر ساقه، تعداد گل، عمر گلجای، قطر گل، محتوای نسبی آب برگ و میزان کلروفیل a، b و کل در مقایسه با شاهد شد. همچنین نتایج نشان داد که کاربرد اسیدفولویک تأثیر معنی­داری بر صفات مورد مطالعه داشت، به­طوری­که موجب افزایش شاخص‌های رشدی، فیزیولوژیکی و کیفی گل رز گردید. براساس یافته‌های این پژوهش، به‌کارگیری اسیدفولویک می­تواند در کاهش اثرات منفی تنش­های اسمزی و بهبود رشد و کارآیی گیاه رز در شرایط تنش شوری مؤثر باشد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی صفات رویشی و زینتی گونه‌‌های مختلف مریم‌گلی (Salvia spp.) درشرایط آب‌و‌هوایی بیرجند

دوره 40، شماره 1، بهار 1405، صفحه 109-93

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92524.1419

مریم عباس پور، حسن بیات، محمد حسین امینی فرد، فرید مرادی نژاد

چکیده مریم‌گلی (Salvia spp.) یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین جنس‌‌های خانواده نعناعیان است که به‌دلیل ارزش زینتی بالا و داشتن مقاومت به تنش‌های محیطی به‌ویژه کم‌آبی، پتانسیل قابل توجهی برای استفاده در فضای سبز شهری دارد. با توجه به شرایط آب‌وهوایی خشک و نیمه‌خشک شهرستان بیرجند، شناسایی گونه‌های گیاهی متحمل به تنش خشکی و دارای خصوصیات زینتی مناسب، ضروری به ‌نظر می‌رسد. افزایش تقاضا برای استفاده از گیاهان زینتی با مصرف آب پایین در فضاهای سبز شهری، لزوم ارزیابی گونه‌های مختلف مریم‌گلی را در این منطقه برجسته می‌کند. این پژوهش با هدف شناسایی و معرفی گونه‌های مریم‌گلی با بهترین صفات رویشی و زینتی در شرایط آب‌وهوایی بیرجند به‌منظور استفاده در فضای سبز شهری و گلدان‌های تزئینی انجام شد.در این پژوهش، صفات رویشی و زینتی 14 گونه مختلف مریم‌گلی (بومی و وارداتی) در شرایط مزرعه‌ طی سال‌های 1401 تا 1403 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین گونه‌‌های مختلف مریم‌گلی برای کلیه صفات مورد بررسی تفاوت معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. بیشترین ارتفاع گیاه (93/32 سانتی‌متر)، عرض برگ (80/63 سانتی‌متر) و تعداد برگ (337) به‌ترتیب از گونه‌‌های Salvia nemorosa SA036، Salvia sclarea var turkestanica SA060 و Salvia officinalis به دست آمد. از نظر صفات زایشی، بیشترین طول ساقه گل‌دهنده (15/49 سانتی‌متر)، طول گل‌آذین اصلی (10/34 سانتی‌متر) و تعداد گل‌آذین جانبی (12 عدد) از گونه Salvia sclarea SA058 به دست آمد. بیشترین (0/23) و کمترین (0/2) تعداد ساقه گل‌دهنده به‌ترتیب در گونه‌‌های Salvia reuterina و Salvia firgida مشاهده شد. کمترین ماندگاری گل روی بوته (25 روز) مربوط به گونه  Salvia chorassanicaبود و سایر گونه‌‌ها بیشترین ماندگاری گل را داشتند و بین آن‌ها اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. نتایج این تحقیق نشان داد که گونه‌های مختلف مریم‌گلی دارای تنوع قابل ملاحظه‌ای از لحاظ صفات ریخت‌شناختی هستند که این امر، اهمیت آن‌ها را به‌عنوان گیاهان زینتی مناسب برای کشت در شرایط خشک و نیمه‌خشک برجسته می‌کند. بنابراین، نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی برای برنامه‌های اصلاحی، انتخاب ژنوتیپ‌های برتر و توسعه پایدار فضای سبز در مناطق خشک و نیمه‌خشک کشور مورد استفاده قرار گیرد

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی شاخص‌های فیتوشیمیایی درختان چنار (Platanus orientalis) واقع در چهار منطقه (1، 3، 6 و 11) از خیابان ولیعصر تهران تحت شرایط اقلیمی و آلاینده های محیطی متفاوت

دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 268-251

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89321.1369

غلامحسین همایونی، محمدرضا راجی، عبداله احتشام نیا، مصطفی عالی فر

چکیده آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی بر رشد، کیفیت و خصوصیات فیتوشیمیایی درختان در فضای سبز شهری تأثیر بسزایی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تغییرات اقلیم و آلاینده­های محیطی بر خصوصیات شیمیایی درختان چنار (Platanus orientalis) در چهار منطقه از شهر تهران (مناطق 1، 3، 6 و 11) اجرا شد، داده‌برداری در سه زمان 1، 15 و 30 آبان ماه در سال 1402 انجام و نتایج تی تست نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین این سه زمان برای صفات مورد ارزیابی وجود ندارد و میانگین داده­های این سه زمان جهت تجزیه مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که در مناطق آلوده 6 و 11 بیشترین میزان نشت یونی و در منطقه 11 بالاترین محتوای مالون دی­آلدئید حاصل گردید. آلودگی هوا در مناطق 3 و 6 منجر به افزایش بالاترین محتوای نسبی آب برگ شد. بیشترین محتوای فلاونوئید در منطقه 11 که دارای بالاترین میزان آلودگی هوا بودند، مشاهده گردید. افزایش آلاینده­های محیطی در مناطق 3 و 11 در مقایسه با منطقه 1 (منطقه پاک) با افزایش معنی­دار میزان آنتوسیانین و بالاترین فعالیت آنتی­اکسیدانتی در منطقه 11 همراه بود. همچنین بیشترین میزان فنل در مناطق 6 و 11 به‌ترتیب با میزان 64/54 و 70/45 میلی‌گرم بر گرم حاصل شد. علاوه‌بر آن، در مناطق با آلودگی بیشتر (11، 6 و 3) و ارتفاع از سطح دریا و شیب کمتر در مقایسه با منطقه پاک 1، فعالیت آنزیم­های کاتالاز، پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز در برگ درخت چنار افزایش معنی­داری را نشان داد. به‌طور کلی، آلودگی هوا و کاهش ارتفاع از سطح دریا و شیب منجر به افزایش نشت یونی، مالون دی­آلدئید، محتوای نسبی آب برگ، فلاونوئید، آنتوسیانین، آنتی­اکسیدانت، فنل و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانی گردید.

گیاهان زینتی و فضای سبز

پاسخ فیزیکوشیمیایی و رشد اولیه گیاهچه سه گیاه معطر بابونه کبیر (Tanacetum parthenium)، بومادران (Achillea millefolium) و قیچ (Zygophyllum eurypterum) به تنش شوری

دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 297-283

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89514.1372

مریم ایاسه، محسن کافی، مهدی خان سفید، مجید شکرپور، روح انگیز نادری

چکیده ایران در منطقه خشکی از جهان قرار دارد که شوری خاک اغلب با شرایط خشکسالی هم‌زمان است. تنش شوری از طریق القاء تنش اسمزی، تنش اکسیداتیو و ایجاد سمیت یونی باعث ایجاد اختلال در رشد طبیعی گیاهان می­شود. هدف از این مطالعه، بررسی پاسخ­های فیزیکوشیمیایی و رشد اولیه گیاهچه سه گیاه بابونه کبیر (Tanacetum parthenium)، بومادران (Achillea millefolium) و قیچ (Zygophyllum eurypterum) به سطوح مختلف تنش شوری صفر (شاهد)، 5/1، 3 و 6 دسی­زیمنس بر متر بود. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در شرایط گلخانه­ای در کشت گلدانی اجرا شد. برای اعمال تنش شوری از ماده سدیم کلرید استفاده شد و تنش شوری در مرحله­ رشدی استقرار گیاهچه­ای صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که با افزایش غلظت شوری، میزان رنگریزه‌‌ها‌ی فتوسنتزی (کلروفیل a، کلروفیل b، کاروتنوئید و کلروفیل کل) کاهش یافت که با کاهش میزان رشد طولی اندام هوایی و ریشه همراه بود. در سطوح تنش شوری شدید، میزان خسارت اکسیداتیو افزایش یافت که منجر به افزایش پراکسیداسیون چربی 2(MDA) کاهش پایداری غشاء سلولی شد و با کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی و در نهایت اختلال در رشد بهینه اولیه گیاه همراه بود. در پاسخ به تنش اکسیداتیو حاصل از تنش شوری، ظرفیت آنتی اکسیدانی هر سه گونه مورد مطالعه افزایش یافت. همچنین نتایج نشان داد که میزان تعادلی نسبت پتاسیم به سدیم رابطه معنی‌داری با گونه گیاهی، اندام گیاه و سطح غلظت شوری داشت که بیشترین آن در اندام هوایی بابونه کبیر مشاهده شد. به‌طور کلی، با توجه به پاسخ­های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی مرتبط با تحمل تنش شوری، هر سه گیاه مورد مطالعه به تنش شوری تحمل نسبتاً بالایی داشتند، امّا بیشترین تحمل تنش شوری در گیاه بابونه کبیر مشاهده گردید. بنابراین، کشت این سه گونه با ارزش زینتی معطر و دارویی می­تواند یک راهکار مناسب برای پایداری اکولوژی بوم‌نظام­های شور و همچنین کاربست در ترکیب کاشت در مناظر شهری باشد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

تأثیر تاریخ‌های کشت بر گیاه نرگس (Narcissus tazetta L.) تحت آبیاری و ریزجانداران

دوره 39، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 344-331

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.90121.1380

احمد اکرمی، حسن بیات، سعید دقیقی، محمد حسین امینی فرد

چکیده با توجه به اهمیت روزافزون کمبود منابع آبی کشور و اهمیت اقتصادی قابل توجه در کشت‌و‌کار گل نرگس رقم ̓شهلا̒، دستیابی به راهکارهایی جهت افزایش کیفیت و تولید در واحد سطح این گل حائز اهمیت می‌باشد. به­منظور بررسی تأثیر تاریخ کاشت، آبیاری تابستانه و ریزجانداران مؤثر (EM) بر صفات رشدی، زینتی و فیزیولوژیکی گل نرگس (Narcissus tazetta cv. Shahla)، آزمایشی مزرعه­ای در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار طی سال‌های زراعی 1402-1400 در شهر قائن، استان خراسان جنوبی اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل دو عامل زمان کاشت (10 تیر و 10 شهریور) و زمان­های مختلف آبیاری (بدون آبیاری، همراه با آبیاری و آبیاری با کود EM) بودند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار طول برگ (38/27 سانتی­متر) و ارتفاع گیاه (15/25 سانتی­متر) از سوخ‌های کاشته‌شده در شهریور همراه با کود زیستی EM به دست آمد. با این وجود، بیش­ترین تعداد برگ و عرض برگ نیز از سوخ‌های کاشته‌شده در تاریخ 10 تیر ماه همراه با آبیاری با کود زیستی EM مشاهده شد. بیشترین صفات زایشی مانند قطر تاج گل، طول گل، قطر گل، طول ساقه گل­دهنده و تعداد گل در مترمربع از کاشت سوخ در تیر ماه همراه با آبیاری به ثبت رسید. علاوه‌بر این، بیش­ترین مقادیر کلروفیل کل، کاروتنوئید، ازت و پتاسیم در کشت شهریور مشاهده شد. به­طور کلی، نتایج بیانگر آن است که کاشت سوخ‌های نرگس در تاریخ 10 تیر ماه، همراه با آبیاری تابستانه باعث افزایش قابل توجهی در صفات رویشی و زایشی مزرعه گل نرگس در استان خراسان جنوبی می‌گردد.  

گیاهان زینتی و فضای سبز

مطالعه شاخص‌های جوانه‌زنی بذر و صفات مورفوفیزیولوژیک گل جعفری (Tagetes erecta Antigua orange) در کیفیت‌های مختلف نور LED LED

دوره 39، شماره 1، بهار 1404، صفحه 172-155

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89366.1370

رسول عباس زاده فاروجی، عبدالله حاتم زاده، احمد شریفی، سیده مهدیه خرازی

چکیده به‌منظور مطالعه شاخص‌های مورفوفیزیولوژیک و جوانه‌زنی بذر گل جعفری (Tagetes erecta Antigua orange) در پاسخ به کیفیت‌های مختلف نور LED تحقیق حاضر در گروه بیوتکنولوژی علوم باغبانی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل پنج کیفیت نور سفید (100%)، نور آبی (100%)، نور قرمز (100%)، 30% نور آبی + 70 % نور قرمز و 70% نور آبی + 30% نور قرمز بود. در ابتدا شاخص‌های جوانه زنی بذر در ظروف پتری دیش در زیر پنل‌های نوری اندازه گیری گردید و پس از کاشت بذرها در زیر پنل‌های نوری، شاخص‌های فیزیولوژیک و مورفولوژیک گیاه در فاصله زمانی 15 روز یکبار در چهار مرحله اندازه‌گیری گردید. مطالعه شاخص‌های جوانه‌زنی نشان داد که کمترین میانگین زمان جوانه زنی، بیشترین سرعت جوانه‌زنی، بیشترین طول ریشه‌چه، طول ساقه‌چه، تعداد ریشه جانبی و وزن تر ریشه‌چه در تیمار نور قرمز (100%) و پس از آن در تیمار نور قرمز (70%) + نور آبی (30%) مشاهده شد. استفاده از نور قرمز (100%) سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه، طول ساقه‌چه، تعداد ریشه جانبی و وزن تر ریشه‌چه را به ترتیب تقریبا 14%، 29%، 48%، 100% و 67% در مقایسه با تیمار شاهد بهبود بخشید. بیشترین ارتفاع گیاه در ابتدا و انتهای رشد مربوط به گیاهان رشد یافته در تیمار نور قرمز (100%) بود. در انتهای مرحله رشدی (75 روز پس از کشت بذر) گیاهان تحت تیمار نور قرمز (100%) از لحاظ قطر ساقه، طول بزرگترین برگ مرکب، تعداد برگ و تعداد شاخه جانبی به ترتیب تقریبا 37%، 6%، 33% و 31% در مقایسه با تیمار نور سفید در همان مرحله رشدی افزایش داد. علاوه بر این، وزن تر و خشک گیاه را در مقایسه با تیمار شاهد در همان مرحله رشدی به ترتیب تقریبا 56% و 9% افزایش یافت. مطالعه وزن تر و خشک ریشه نشان داد که اعمال تیمار نور قرمز (100%) این دو شاخص را تقریبا نزدیک به 3 برابر در مقایسه با تیمار شاهد افزایش داد. کمترین وزن تر و خشک ریشه در تیمار نور آبی (100%) و پس از آن تیمار نور قرمز (30%) + نور آبی (70%) مشاهده شد. همچنین، گیاهان رشد یافته در شرایط نور قرمز (100%) در مقایسه با گیاهان رشد یافته در سایر تیمارهای نوری دارای محتوی نسبی آب برگ بیشتر و نشت الکترولیت کمتری بودند. به طور کلی بر اساس نتایج پژوهش مشخص گردید که استفاده از نور قرمز (100%) منجر به افزایش درصد و سرعت جوانه‌زنی بذر گل جعفری گردید. علاوه بر این، استفاده از نور قرمز در شرایط کنترل شده منجر به افزایش شاخص‌های رشدی گیاه در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایش گردید. از این رو، استفاده از نور قرمز در مراحل مختلف رشدی گل جعفری در شرایط کنترل شده قابل توصیه می‌باشد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی شاخص‌های ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی نرگس‌های بومی ایران (Narcissus tazetta) در اقلیم معتدل

دوره 38، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 789-777

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88637.1356

سحر میرزایی، مهرانگیز چهرازی

چکیده نرگس (Daffodil) با نام علمی Narcissus tazetta، متعلق به خانواده Amaryllidaceae و گیاهی دائمی و سوخ­دار می‌باشد که به‌عنوان گل بریدنی و گیاه گلدانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. کشور ایران دارای سرمایه عظیمی از نرگس­های بومی بوده، لذا حفظ و نگهداری از آن جهت جلوگیری از انقراض یکی از وظایف دست­اندرکاران می­باشد. بنابراین، این پژوهش با هدف جمع­آوری و ارزیابی ژنوتیپ­های بومی نرگس و معرفی ژنوتیپ­های برتر انجام شد. در این پژوهش، سوخ ژنوتیپ­های بومی گل نرگس از نرگس­زارهای طبیعی مناطق مختلف کشور جمع­آوری گردید. پس از جمع­آوری سوخ­ها از عرصه (دو نوع شهلا و پرپر، از پنج منطقه)، اقدام به کشت آن‌‌ها در سه تکرار در مزرعه پژوهشی پژوهشکده گل و گیاهان زینتی گردید. ارزیابی صفات ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی گل­های نرگس در مزرعه از جمله ارتفاع شاخه گل­دهنده، تعداد برگ، تعداد گلچه در هر شاخه، دوره گل‌دهی و میزان کلروفیل و فلاونوئید، اندازه، تعداد و وزن تر و خشک سوخ­های دختری یادداشت و بررسی شد. طبق نتایج این پژوهش، ژنوتیپ‌‌های مازندران و ایلام بالاترین مقادیر شاخص‌‌های ریخت‌شناختی را نشان دادند. با مقایسه جمعیت­های مختلف گل نرگس شهلا مشاهده شد که جمعیت مازندران دارای بیشترین ارتفاع ساقه گلدار (38/16 سانتی‌متر)، تعداد گل (9/11)، تعداد برگ (34/55)، دوره گل‌دهی (33/47 روز)، تعداد سوخ­ دختری (53/8)، اندازه سوخ دختری (39/48 میلی‌متر)، وزن تر سوخ دختری (88/15 گرم) و وزن خشک سوخ دختری (68/10 گرم) را داشت. همچنین ژنوتیپ‌های ̓خوزستان̒ و ̓مازندران̒ بیشترین مقادیر را برای شاخص‌های فیزیولوژیکی نشان دادند، به­گونه­ای که جمعیت خوزستان بیشترین میزان کلروفیل (229/2 میلی‌گرم بر گرم)، کاروتنوئید (594/1 میلی‌گرم در گرم) و فلاونوئیدها (525/1 میلی‌گرم در میلی‌لیتر) را داشتند. بنابراین، می­توان نرگس بومی مناطق مازندران، ایلام و خوزستان را به‌عنوان برترین ژنوتیپ­ها معرفی نمود.

گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر بسترهای مختلف بر ویژگی‌های خاک و صفات فیزیولوژیکی گیاهان ختمی (Aleca rosea L.) تحت تنش خشکی

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 263-279

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71383.1073

تکتم اورعی، محمود شور، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی، عطیه اورعی

چکیده کاربرد مواد آلی به‌عنوان یک استراتژی مناسب به‌منظور کاهش تخریب خاک در آب‌وهوای خشک و نیمه‌ خشک ارائه شده است. به‌منظور بررسی اثر آبیاری و بسترهای کشت بر رشد دو اکوتیپ ختمی زینتی، آزمایشی در شرایط مزرعه تعریف شد. تیمارهای آزمایش شامل دو اکوتیپ (̓مشهد̒ و ̓تهران̒)، سه سطح رطوبتی (80، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و چهار بستر کشت (خاک، خاک + کود حیوانی، خاک + شلتوک برنج، خاک + کاه و کلش گندم) بودند. عناصر ماکرو (نیتروژن، فسفر و پتاسیم)، هدایت الکتریکی، pH خاک و صفات فیزیولوژیکی گیاه (نشت الکترولیت، محتوای نسبی آب، پرولین، کربوهیدرات) و وزن خشک اندازه‌گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که اثرات سه‌گانه اکوتیپ× تنش خشکی × بسترهای کشت بر تغییرات میزان عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم خاک مزرعه در پایان آزمایش معنی‌دار نشد، امّا بیشترین تغییرات این عناصر در بستر خاک + کود حیوانی مشاهده شد و همچنین، این تغییرات در خاک حاوی اکوتیپ مشهد بیشتر بود. میزان شوری بستر خاک + کود حیوانی در هر دو اکوتیپ نسبت به بستر خاک، 78 درصد افزایش یافت. از طرفی، تغییرات اسیدیته خاک در سطح آبیاری 40 درصد نسبت به شاهد کمتر بود و این تغییرات در بستر خاکی 60 درصد کاهش یافت. تمامی پارامترهای فیزیولوژیکی و رشدی گیاهان ختمی تحت تیمارهای آزمایش قرار گرفت و بیشترین میزان شاخص کلروفیل (68)، محتوای نسبی آب (72 درصد) و وزن خشک (95 گرم) در اکوتیپ مشهد تحت تیمار 80 درصد ظرفیت زراعی در بستر خاک + کود حیوانی و بیشترین کربوهیدرات (82 میلی‌گرم در گرم وزن خشک) در اکوتیپ مشهد تحت تیمار 40 درصد ظرفیت زراعی در بستر خاک + کود حیوانی به ثبت رسید. بدین منظور، کاربرد کود حیوانی همراه با خاک با فراهم نمودن عناصر ماکرو اثرات منفی تنش خشکی را کاهش می‌دهد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر نانو کلات آهن و سایکوسل بر شاخص‌های رشدی بنت قنسول

دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 281-301

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72172.1086

بهزاد کاویانی، ناصر نگهدار

چکیده استفاده مناسب از مواد مغذی و تنظیم­کننده­های رشد گیاهی، نقش مهمی در افزایش کمیت و کیفیت گیاهان زراعی و باغی دارد. کودهای نانو می‌توانند جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی مرسوم باشند. کاهش رشد در برخی گیاهان زینتی توسط کاهنده­های رشد مانند سایکوسل کیفیت کلی آن‌ها را افزایش می­دهد. در این پژوهش، به‌منظور ارزیابی اثر مقادیر مختلف نانو کلات آهن و سایکوسل بر شاخص­های رشدی گیاه زینتی بنت قنسول (Euphorbia pulcherrima Willd.)، آزمایشی به‌­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل نانو کلات آهن در پنج غلظت (صفر، 9/0، 8/1، 6/3 و 5/4 گرم در لیتر) و سایکوسل نیز در پنج غلظت (صفر، 500، 1000، 1500 و 3000 میلی‌گرم در لیتر) بودند. در پژوهش حاضر، صفات ارتفاع ساقه، طول میان­گره، تعداد گره، طول، تعداد و حجم ریشه، تعداد برگ، سطح برگ، میزان کلروفیل کل، میزان آهن برگ و تعداد و طول عمر براکته­های رنگی اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد که کمترین ارتفاع ساقه و بیشترین تعداد برگ، سطح برگ، طول ریشه، حجم ریشه، تعداد و ماندگاری براکته­های رنگی، در تیمار 8/1 گرم در لیتر نانو کلات آهن بدون یا با غلظت 1000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل به‌دست آمد. کمترین حجم ریشه و کمترین مقدار کلروفیل کل، در تیمار حاوی 5/4 گرم در لیتر نانو کلات آهن همراه با 3000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل (بالاترین غلظت نانو کلات آهن و سایکوسل استفاده‌‌شده) مشاهده شد. رشد ریشه در غلظت 3000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل کاهش یافت. در مجموع، مناسب­ترین تیمار به‌­ویژه برای کاهش ارتفاع ساقه و افزایش برخی صفات رویشی (مانند تعداد برگ) و گل‌دهی (مانند ماندگاری براکته)، تیمار 8/1 گرم در لیتر نانو کلات آهن همراه با 1000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل بود.

گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر پوتریسین بر ریشه‌زایی قلمه سرخدار، یک درختچه زینتی در خطر انقراض

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 41-50

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75269.1141

علی سحری مقدم، بهزاد کاویانی، علی محمدی ترکاشوند، وحید عبدوسی، علی‌رضا اسلامی

چکیده سرخدار یا سرخدار انگلیسی (Taxus baccata L.) از خانواده سرخداریان (Taxaceae)، یک درختچه زینتی است که در صنایع مختلف کاربرد دارد. ریشه‌زایی قلمه‌های ساقه و رشد گیاه سرخدار کند است، از این‌رو، خطر انقراض، این گیاه را تهدید می­کند. تحریک ریشه­زایی در قلمه­ها، باعث ازدیاد سریع­تر این گیاه می‌شود. پلی‌آمین‌ها گروهی از تنظیم‌کننده‌های رشد گیاهی هستند که نقش‌های مختلفی از جمله تمایز سلولی، نمو و تحریک تولید ریشه نابجا دارند. به­منظور بررسی اثر غلظت­‌های مختلف پوتریسین، آزمایشی بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی در 4 تکرار انجام شد. تیمارها شامل غلظت صفر (به­‌عنوان شاهد)، 500، 1000، 2000، 3000، 4000 و 5000 میلی­‌گرم در لیتر از پوتریسین بودند. در آبان ماه، حدود 25 سانتی­‌متری انتهای شاخه­ گیاهان مادری 5 ساله بریده شد و به‌­عنوان قلمه برگدار چوب­سخت ساقه مورد استفاده قرار گرفت. انتهای تحتانی قلمه­‌های سرشاخه به­‌مدت 10 ثانیه در غلظت­‌های مختلف پوتریسین نگهداری شدند و سپس در بستر کاشت قرار گرفتند. در این تحقیق درصد ریشه‌زایی، تعداد ریشه، طول ریشه، طول ساقه، تعداد شاخه و تعداد برگ قلمه‌ها اندازه‌­گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس داده‌­ها نشان داد که غلظت‌­های مختلف پوتریسین روی همه صفات در سطح احتمال یک درصد معنی­‌دار بودند. بیشترین تعداد ریشه (50/6 عدد در گیاهچه) و بالاترین طول ریشه (70/7 سانتی­‌متر در گیاهچه)، در قلمه‌­های تیمارشده با 500 میلی­گرم در لیتر پوتریسین مشاهده شد. بیشترین تعداد شاخه (50/5 عدد در گیاهچه) و بالاترین درصد ریشه‌زایی (50/97 درصد) در قلمه‌های تیمارشده با 2000 میلی­‌گرم در لیتر پوتریسین به دست آمد. بیشترین تعداد برگ (25/41 عدد در گیاهچه) در قلمه­‌های تیمارشده با 3000 میلی­گرم در لیتر پوتریسین شمارش شد. در مجموع، غلظت 500 میلی­گرم در لیتر پوتریسین برای ریشه‌زایی قلمه برگدار ساقه سرخدار مناسب‌تر از بقیه‌ غلظت‌ها بود که اهمیت اقتصادی نیز دارد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر گلایسین بتائین بر برخی صفات مورفولوژیک، تجمع ترکیبات اسمولیتی و سیستم آنتی‌اکسیدانی چمن اسپورت تحت تنش شوری

دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 235-250

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85599.1305

میثم محمدی، فاطمه خسروی‌فر، نگین سیاهی

چکیده امروزه تنش شوری پس از خشکی به‌عنوان دومین تنش زیستی مهم، توسعه کشت گیاهان یا عملکرد آن­ها را در بسیاری از مناطق جهان محدود کرده است. چمن اسپورت یکی از پرمصرف‌­ترین گیاهان در محل‌­های چمن­‌کاری شده مانند پارک­ها، تفرجگاه‌­ها، بلوارها و زمین­‌های ورزشی در سرتاسر جهان است. از آنجایی‌که پژوهشگران همواره به‌دنبال راهکارهایی برای افزایش راندمان گیاهان و همچنین کاهش اثرات مخرب تنش هستند، در این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر محلول‌پاشی گلایسین بتائین (صفر، 5 و 10 میلی­مولار) در شرایط تنش شوری بر روی چمن اسپورت، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش سطح تنش شوری شاخص­‌های کیفی و رشدی چمن اسپورت کاهش یافت ولی کاربرد گلایسین بتائین بخوبی باعث حفظ کیفیت ظاهری، افزایش ارتفاع گیاه، وزن تر و خشک شاخساره، تعداد پنجه، سطح برگ، محتوای کلروفیل و پروتئین کل در گیاهان محلول‌پاشی شده نسبت به نمونه‌­های شاهد شد. همچنین کاربرد گلایسین بتائین موجب افزایش محتوای گلایسین بتائین درونی، ظرفیت آنتی‌­اکسیدانی، فعالیت آنزیم‌­های کاتالاز و پراکسیداز و کاهش محتوای پراکسید هیدروژن و پرولین آزاد در گیاهان محلول‌پاشی شده گردید. در این پژوهش اثر کاربرد گلایسین بتائین 10 میلی­‌مولار بهتر از 5 میلی­‌مولار بود که احتمالاً تقویت پتانسیل اسمولیتی و ظرفیت آنتی‌­اکسیدانی گیاهان از مهمترین مکانسیم­های آن در پژوهش حاضر باشد. بنابراین با توجه به نتایج حاضر کاربرد گلایسین بتائین 10 میلی­‌مولار به‌عنوان برترین غلظت جهت حفظ شاخص‌­های کیفی گیاهان و تعدیل اثرات مخرب تنش شوری در چمن اسپرت معرفی می­‌گردد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی اثر غنی‌سازی دی‌اکسید کربن بر صفات آناتومیکی برگ دو گونه فیکوس زینتی (Ficus elastica و Ficus benjamina) در شرایط گلخانه

دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 589-597

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.61791.0

ناهید زمردی، محمود شور، علی تهرانی فر، مرتضی گلدانی

چکیده دی‌اکسید کربن یکی از گازهای موجود در اتمسفر می‌باشد. غلظت دی‌اکسیدکربن اتمسفر طی چند دهه گذشته افزایش یافته است. بنابراین انتظار می‌رود که این افزایش روی گیاهان موثر واقع شود. به‌منظور ارزیابی اثرات غلظت‌های مختلف دی‌اکسید‌کربن بر برخی صفات آناتومیکی دو گونه فیکوس زینتی (فیکوس بنجامین و فیکوس الاستیکا) یک آزمایش اسپلیت پلات بر پایه‌ی طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمارهای موردنظر شامل دو گونه فیکوس زینتی و سه غلظت دی‌اکسید کربن (غلظت 380 پی‌پی‌ام (شاهد)، 700 و 1050 پی­پی‌ام) بودند. در این آزمایش، هشت صفت آناتومیکی نظیر تراکم روزنه، تراکم سلول­های اپیدرمی، عرض روزنه، طول روزنه، شاخص روزنه، مساحت روزنه، مساحت اپیدرم و قطر روزنه روی گیاهان مورد نظر ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که تقریبا تمام صفات مورد مطالعه تحت تأثیر دی‌اکسید کربن قرار گرفت. غلظت 700 پی­پی‌ام دی‌اکسید­کربن بیشترین تاثیر را بر صفات مورد مطالعه داشت. غلظت 700 پی­پی­ام بیشترین تأثیر را بر صفت مساحت روزنه داشت. میانگین عرض روزنه و تراکم روزنه به‌ترتیب 28/21 و 91 درصد نسبت به میانگین شاهد افزایش یافت. همچنین این نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تراکم روزنه، تراکم سلول­های اپیدرمی، مساحت روزنه و قطر روزنه مربوط به گونه فیکوس الاستیکا بود. در بین گونه­های مورد بررسی، گونه فیکوس الاستیکا نسبت به گونه فیکوس بنجامین در تمامی صفات برتری نشان داد. در واقع پاسخ روزنه­ها به تغییرات محیطی به صفاتی همچون قطر روزنه، تراکم روزنه، شاخص روزنه، اندازه سلول­های محافظ و منافذ روزنه و سطح برگ مربوط است که در تبادلات گازی بین گیاه و جو شرکت می‌کنند.

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی صفات رشدی گیاه سینداپسوس (Scindapsus spp.) تحت تاثیر مصرف اسید هیومیک و اسید فولویک به صورت کودآبیاری

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 13-27

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61456.0

رسول عباس زاده فاروجی، محمود شور، علی تهرانی فر، بهرام عابدی

چکیده به منظور بررسی برخی صفات رشدی در گیاه زینتی سینداپسوس (Scindapsus spp.) تحت تاثیر اسید هیومیک و اسید فولویک بصورت کود آبیاری، آزمایشی در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد به ‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اول اسید هیومیک در چهار سطح صفر، 2/0، 5/0، 1 گرم بر لیتر و عامل دوم اسید فولویک نیز در چهار سطح صفر، 2/0، 5/0، 1 گرم بر لیتر بود. بر اساس نتایج بدست آمده تیمار مصرف توام اسید هیومیک و اسید فولویک اثر معنی­داری بر ارتفاع، وزن تر و خشک برگ، ساقه، اندام هوایی و ریشه، تعداد گره و برگ و حجم اندام هوایی، وزن تر و خشک ریشه، طول و حجم ریشه و نسبت وزن تر و خشک اندام هوایی به ریشه داشت؛ بدین صورت که با کاربرد توام اسید هیومیک و اسید فولویک تمامی صفات ارزیابی شده در گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. همچنین طول و عرض و سطح برگ و طول میانگره نیز با مصرف مواد هیومیکی در گیاه نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. در مجموع با توجه به نتایج مشخص شده از آزمایش می­توان بیان کرد که مصرف مواد هیومیکی (اسید هیومیک و اسید فولویک) به صورت توام با یکدیگر صفات رشدی در گیاه را بهبود بخشیده و سبب رشد بهتر گیاه شده­اند؛ در نتیجه این مواد می­توانند جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی محرک رشد گیاه باشند.

گیاهان زینتی و فضای سبز

تاثیرات آللوپاتیک زیتون‌تلخ، گل‌ابریشم و کاج بر جوانه‌زنی و رشد چمن لولیوم و فستوکا

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 47-62

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.70688.1057

نرمین علوی دهخوارقانی، سید حسین نعمتی، سید مجید زرگریان

چکیده فضای سبز یکی از مهم‌ترین ویژگی­های هر شهر و مکانی می­باشد که نیازمند شناخت دقیق ویژگی­های گیاه مورد استفاده و انتخاب و ترکیب صحیح گونه­های گیاهی با یکدیگر است. یکی از ویژگی­هایی که باید مورد توجه قرار گیرد، اثرات آللوپاتیک گیاه بر روی گیاهان مجاور خود می­باشد. در این پژوهش به بررسی اثرات آللوپاتیک درختان گل‌ابریشم، زیتون‌تلخ و کاج بر جوانه­زنی و رشد دو گونه چمن لولیوم و فستوکا پرداخته شده است. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. بقایای گیاهی درختان جمع­آوری و خشک شده و طی دو آزمایش جداگانه به‌صورت پودر بقایای گیاهی و عصاره آبی مورد استفاده قرار گرفت. تیمارهای آزمایش اول شامل دو نوع چمن (فستوکا و لولیوم)، سه سطح پودر بقایای گیاهی (صفر (شاهد)، 46/0 و 1 گرم) از سه درخت (زیتون­تلخ، کاج و گل­ابریشم) در چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش دوم نیز شامل دو نوع چمن (فستوکا و لولیوم) و چهار سطح عصاره آبی بقایای گیاهی (شاهد، زیتون­تلخ، کاج و گل­ابریشم) در سه تکرار اجرا شد. در هر دو آزمایش صفات طول گیاه و ریشه، وزن تر و خشک کل گیاهچه، درصد و سرعت جوانه­زنی اندازه­گیری شدند. نتایج آزمایش اول نشان داد که تیمار شاهد در صفات سرعت و درصد جوانه­زنی، طول گیاه و ریشه بهترین عملکرد را داشته و در صفات وزن تر و خشک بیشترین عملکرد مربوط به زمانی بوده که از بقایای درخت کاج به میزان 1 گرم استفاده شده بود. همچنین نتایج آزمایش دوم حاکی از آن است که در همه­ی صفات اندازه­گیری شده تیمار شاهد بهترین عملکرد را داشته است به‌نحوی‌که بیشترین وزن تر و خشک، سرعت و درصد جوانه­زنی، طول گیاه و ریشه در تیمار شاهد مشاهده شد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی شاخص‌های رشدی و تبادلات گازی دو رقم قرنفل (Dianthus barbatus) تحت تنش شوری

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 75-88

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71942.1081

وحید قاسمی، عبداله احتشام نیا، عبدالحسین رضایی نژاد، حسن مومیوند

چکیده به منظور مطالعه اثر تنش شوری بر شاخص‌های رشدی و تبادلات گازی در دو رقم قرنفل، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. تنش شوری کلرید سدیم در ده سطح (صفر، 10، 20، 30، 40، 50، 60، 70، 80 و 90 میلی مولار) و رقم در دو سطح (’باربارین‘ و ’دیانا‘) اجرا شد. در این پژوهش، وزن تر و خشک اندام هوایی، برگ و ریشه، قطر و تعداد گل، سطح برگ، ارتفاع، قطر ساقه، تعداد شاخه جانبی، هدایت روزنه‌ای، میزان فتوسنتز، درصد عناصر سدیم و پتاسیم و نیز نسبت این دو عنصر بررسی گردید. نتایج نشان داد که تنش شوری اثرات منفی بر رشد هر دو رقم داشت و بیش‌ترین مقادیر صفات رشدی در تیمار کنترل (عدم کاربرد نمک کلرید سدیم) مشاهده شد. سطوح بالای تنش شوری، به شدت وزن تر و خشک و نیز ارتفاع و سطح برگ گیاه را کاهش داد، همچنین تنش در هر دو رقم منجر به کاهش تعداد و قطر گل شد. تنش شوری بر میزان فتوسنتز و هدایت روزنه‌ای نیز اثر منفی برجای گذاشت و منجر به کاهش این دو صفت در شرایط سطوح بالاتر تنش شوری شد. غلظت عنصر سدیم به واسطه کاربرد کلرید سدیم با افزایش سطح تنش افزایش یافت و با اثر بر جذب پتاسیم منجر به کاهش درصد پتاسیم با افزایش سطح کلرید سدیم شد و در نهایت در گیاهان رشد یافته در شرایط تنش، نسبت سدیم به پتاسیم نیز افزایش نشان داد. به­طور کلی رقم باربارین در اکثر صفات نسبت به رقم ’دیانا‘ تحمل بالاتری نشان داد و جهت استفاده در مناطق با آب و خاک شور توصیه می­شود.

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی عوامل بازدارنده افراد جامعه از حضور در پارک‌های شهری در دوران پاندمی کووید۱۹

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 231-243

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75378.1143

داود وفاداری کمارعلیا، محسن کافی، مهدی خان سفید

چکیده هدف پژوهش دستیابی به عوامل بازدارنده افراد جامعه از حضور در پارک­های شهری در دوران پاندمی کووید۱۹ و ارزیابی ظرفیت این اماکن در ارتقای بهداشت عمومی جامعه و چگونگی عملکرد آنها در دوران پاندمی کووید۱۹ است. با استفاده از منابع کتابخانه­ای و مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته به صورت پرسشنامه داده­های تحقیق به دست آمد و برای نمونه گیری و تعیین حجم نمونه به ترتیب از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران مرتبط با جامعه آماری نامشخص با سطح خطای ۰۵/۰ استفاده شد، سپس برای تحلیل داده­ها به سوال بخش اول که به صورت اولویت بندی بود به ترتیب از اولویت اول تا چهارم امتیاز 4 تا 1 اختصاص داده شده و میانگین امتیازی محاسبه گردید و در ادامه همین روند برای سوالات بخش دوم اجرا گردید. بررسی داده­های مستخرج از پژوهش نشان داد که عدم وجود علایم هشدار دهنده بهداشتی در پارک­های شهری با میانگین امتیازی 1/3 مهم ترین مانع حضور افراد جامعه در این اماکن بوده و همچنین ظرفیت پارک­های شهری در افزایش بهداشت عمومی با میانگین امتیازی 3/3 بسیار قابل توجه تعیین گردیده است. سپس عملکرد این اماکن در دوران پاندمی کووید19 با میانگین امتیازی 4/1 ضعیف گزارش شد. به طور کلی می­توان گفت پارک­های شهری دارای ظرفیت قابل توجهی در ارتقای سلامت جامعه می باشند و به دلیل عدم تناسب این اماکن برای دوران پاندمی، عملکرد مناسبی نداشتند، بنابراین باید برای این دوران مناسب سازی شده و موانع برداشته شوند.

گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر جلبک‌های اسپیرولینا و قهوه‌ای و سطوح سرب بر برخی شاخص‌های مورفوفیزیولوژیکی گیاه کلم زینتی

دوره 37، شماره 1، بهار 1402، صفحه 245-259

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75809.1158

افسانه هوشمند، میترا اعلائی، مسعود ارغوانی، فهیمه صالحی

چکیده سرب یکی از فلزات سنگین و آلاینده‌های مهم زیست بوم شناخته شده است. استفاده از گیاهان جهت رفع آلودگی خاک یا گیاه‌پالایی، روشی مقرون به صرفه می‌باشد. امروزه با توجه به افزایش آلودگی منابع خاک و مشکلات ناشی از آن، شناسایی گیاهان مفید در این زمینه ضروری به‌نظری می‌رسد. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر فلز سنگین سرب و کاربرد جلبک قهوه‌ای و اسپیرولینا بر کلم زینتی رقم ’پیچ­دار‘ (Brassica oleracea L.) و بررسی گیاه­پالایی در این گیاه انجام گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سال 1399 در گلخانه تحقیقاتی و پژوهشی دانشگاه زنجان انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل سرب از منبع نیترات سرب با سه غلظت (صفر، 25و50 میلی‌­گرم بر کیلوگرم) در چهار تکرار و در دو مرحله با فاصله زمانی دو هفته به خاک گلدان‌ها اعمال شد. فاکتور دوم شامل عدم وجود جلبک (شاهد)، جلبک قهوه‌ای (Polycladia indica) و جلبک اسپیرولینا(Arthrospira platensis)  در چهار تکرار بود. صفات مورفوفیزیولوژیکی اندازه­گیری شده نیز شامل تعداد برگ­های هر بوته، شاخص سطح برگ، وزن تر و خشک ریشه، کلروفیل کل، آنتی­اکسیدان کل، آنزیم پراکسیداز، گلایسین بتائین، مالون دی آلدهید، سرب برگ و فسفر برگ بود. نتایج تجزیه واریانس حاکی از تاثیر معنادار سطوح مختلف سرب و اثر جلبک­ها بر صفات تعداد برگ‌های هر بوته، شاخص سطح برگ و وزن‌تر و خشک ریشه‌، کلروفیل کل و آنتی­اکسیدان کل بود. علاوه بر این اثرات متقابل برای صفات شاخص سطح برگ، وزن تر و خشک ریشه، آنتی‌اکسیدان کل و میزان سرب برگ معنی­دار گردید. مقادیر گلایسین بتائین، مالون دی آلدهید و فسفر برگ در اثر اصلی سرب در سطح یک درصد معنی­دار شد. طبق نتایج مقایسه میانگین میزان سرب برگ با افزایش غلظت سرب بیشتر شده است که البته جلبک­ها به عنوان یک عامل کمکی می‌توانند میزان جذب سرب موجود در گیاه را کاهش دهند. میزان فسفر برگ نیز تحت تاثیر اثر اصلی سرب و جلبک معنی­دار شد و بیشترین میزان فسفر با میانگین درصد 56/0 درصد در جلبک اسپیرولینا و کمترین 48/0 درصد در شاهد مشاهده شد.

گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر طیف‌های مختلف نور بر کارایی فتوسنتز گیاه گل سنگ (Hypoestes phyllostachya)

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 803-815

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70123.1046

داوود کاظمی، مریم دهستانی اردکانی

چکیده کیفیت نور دریافتی توسط برگ­ها بر فتوسنتز گیاه تاثیر می­گذارد. در پژوهش حاضر اثر طیف­های مختلف نور بر کارایی فتوسنتز گیاه گل سنگ (Hypoestes phyllostachya) مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق با استفاده از آزمون OJIP که از روش­های دقیق محاسبه کارایی فتوسنتز در گیاه می­باشد، اثرات طیف نور بر فتوسنتز تجزیه و تحلیل شد. آزمایش در بهار سال 99 در گلخانه تجاری با شش اتاقک رشد مجهز به نور معمولی گلخانه (شاهد)، 100 درصد نور آبی، 15 درصد نور آبی + 85 درصد نور قرمز، 30 درصد نور آبی + 70 درصد نور قرمز، 15 درصد نور آبی + 65 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید و 30 درصد نور آبی + 50 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید، روی دانهال­های چهار برگی گیاه آپارتمانی گل سنگ در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. پس از دو ماه قرارگیری گیاهان در زیر نورهای مختلف با دوره نوری 12 ساعت روشنایی و تاریکی با شدت نوری 250 میکرومول بر مترمربع بر ثانیه، پارامترهای بیوفیزیک فتوسنتزی بررسی شد. بیشترین میزان شاخص حداکثر کارایی کوانتومی فتوسیستم II و حداکثر فلورسانس متغیر نسبی (FM/F0) در تیمارهای نوری 15 درصد نور آبی + 65 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید+ 70 درصد نور قرمز و 15 درصد نور آبی + 65 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید حاصل شد. میزان جذب نور به ازای هر مرکز واکنش (ABS/RC) در گیاهان تحت تیمار نوری 30 درصد نور آبی + 50 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید نور سفید و نیز شاهد بیشتر از سایر تیمارها بود. میزان گرفتن الکترون به ازای هر مرکز واکنش (TR0/RC) و انرژی اتلاف شده به ازای هر مرکز واکنش (DI0/RC) در گیاهان تحت تیمار نوری 30 درصد نور آبی + 50 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید و نیز شاهد افزایش یافت. شاخص عملکرد بر پایه جذب انرژی نورانی در تیمار 30 درصد نور آبی + 70 درصد نور قرمز بالاتر بود به­طوری­که 25/74 درصد بیشتر از شاهد بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تیمارهای نوری ترکیبی مخصوصاً 30 درصد نور آبی + 70 درصد نور قرمز بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی فتوسنتز و نور آبی و شاهد کمترین تاثیر را داشتند.

گیاهان زینتی و فضای سبز

کاربرد مقادیر مختلف نیترات آمونیوم به صورت کوددهی پایه بر برخی صفات مورفو- فیزیولوژیکی گیاه سجافی (Chlorophytum comosum)

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 903-915

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73430.1103

مژده اسکو، عزیزاله خندان میرکوهی، روح انگیز نادری

چکیده جهت ارزیابی تاثیر سطوح مختلف نیترات آمونیوم بر شاخص‌های رشدی و فیزیولوژیکی گیاه سجافی (Chlorophytum comosum) آزمایشی بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 4 تیمار و 3 تکرار به اجرا درآمد. از چهار سطح مختلف نیترات آمونیوم (100 (به‌عنوان شاهد)، 200، 400 و600 میلی‌‎گرم در کیلوگرم خاک) استفاده شد. تیمارها، ماهانه و به صورت چالکود اعمال گردید. صفات مورد بررسی شامل صفات مورفولوژیک (ارتفاع، تعداد برگ، تعداد دستک، وزن ‌تر اندام‌ هوایی، وزن ‌خشک‌ اندام ‌هوایی، وزن ‌تر ریشه، وزن ‌خشک‌ ریشه، حجم ریشه، عمق ‌ریشه، طول‌ ریشه، وزن گلدان، سطح ‌برگ) و صفات فیزیولوژیک (کلروفیل کل، مقدار‌ پروتئین کل، مقدار نیترات موجود در بافت و میزان پرولین) بود و همچنین آنالیز بسترکشت قبل از شروع آزمایش انجام شد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که اثر سطوح مختلف نیترات آمونیوم بر همه صفات مورد ارزیابی به جز وزن گلدان، عمق ریشه، طول ریشه و حجم ریشه معنی‌دار بود. با افزایش سطوح مختلف تیمار، ارتفاع، تعداد برگ، وزن‌ تر ‌اندام‌ هوایی، وزن‌ خشک ‌اندام ‌هوایی، وزن ‌تر‌ ریشه، وزن ‌خشک‌ ریشه و سطح برگ افزایش یافت. بیشترین میزان کلروفیل، پروتئین و نیترات بافت در تیمار 400 میلی‌گرم نیترات آمونیوم مشاهده شد و با افزایش کاربرد نیترات آمونیوم مقدار آنها کاهش یافت. بیشترین مقدار پرولین (20/11 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در تیمار 600 میلی‌گرم نیترات آمونیوم و کمترین مقدار (57/3 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در تیمار شاهد مشاهده شد. با توجه به نتایج بدست آمده تیمار 400 میلی‌گرم نیترات آمونیوم موجب افزایش شاخص‌های رشد و عملکرد و افزایش جنبه زینتی گیاه سجافی به عنوان یک گیاه برگ زینتی گردید.

گیاهان زینتی و فضای سبز

تاثیر محلول‌پاشی برگی اسیدسالیسلیک، اسپرمیدین و سدیم نیتروپروساید بر برخی ویژگی‌های رشدی، گل‌دهی، رنگیزه‌های فتوسنتزی و عمر گلجای لیزیانتوس رقم ’ماریاچی بلو‘

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 917-936

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74334.1118

محدثه پیری، زهره جبارزاده

چکیده امروزه اهمیت اقتصادی و ارزش گیاهان زینتی به‏ویژه گل‌های شاخه‌بریده در جهان افزایش پیدا کرده است و ماندگاری گل‌ها یکی از موضوعات مهم در تجارت گل‌های شاخه‌بریده است، بنابراین ارائه راه‌کارهایی که باعث بهبود کیفیت گیاهان و افزایش ماندگاری آن­ها شود امری ضروری است. به این منظور در پژوهش حاضر تاثیر اسپرمیدین، اسیدسالیسلیک و سدیم نیتروپروساید بر رشد و کیفیت گل و همچنین عمرگلجای گیاه لیزیانتوس رقم ‘Mariachi Blue’ ، در قالب طرح کاملاَ تصادفی با 4 تکرار که هر تکرار شامل 2 گلدان بود در شرایط کشت بدون خاک، در گلخانه پژوهشی دانشکده کشارورزی دانشگاه ارومیه بررسی شد. تیمارهای مورد بررسی شامل اسپرمیدین در غلظت‌های 5/0، 1 و 2 میلی‌مولار، اسید­سالیسلیک در غلظت­های 5/0، 1 و 5/1 میلی‌مولار، سدیم نیتروپروساید در غلظت‌های 50، 100 و 200 میکرومولار و تیمار شاهد (محلول­پاشی با آب مقطر) بودند. نتایج به دست آمده نشان دادند که تیمارهای مورد استفاده موجب افزایش معنی­دار برخی شاخص­های مورفولوژیکی، رنگیزه­های فتوسنتزی و عمر گلجای نسبت به شاهد شدند. با توجه به نتایج حاصل، اسیدسالیسلیک باعث افزایش تمامی شاخص‌های اندازه­گیری شده (به غیر از وزن تر گل) نسبت به شاهد شد. اسپرمیدین، طول ساقه، وزن تر برگ، وزن تر و خشک گل، طول و قطر گل، شاخص کلروفیل، کلروفیل b، کاروتنوئید و عمر گلجای را نسبت به شاهد افزایش داد و سدیم نیتروپروساید نیز به غیر از سطح برگ، وزن خشک برگ، کلروفیل a و عمر گلجای در بقیه شاخص‌ها تاثیر مثبتی داشت. به طور کلی در این پژوهش، اسیدسالیسلیک و اسپرمیدین در غلظت 1 میلی‌مولار و  سدیم­نیتروپروساید در غلظت­های 50 و 100 میکرومولار موثرترین تیمارها در بهبود شاخص‌های رشدی، گلدهی و عمر گلجای گل لیزیانتوس بودند.

گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی اثر غلظت‌های مختلف و روش کاربرد یونیکونازول و سایکوسل بر رشد رویشی و خصوصیات بیوشیمیایی دورگ لیلیوم (Longiflorum×Asiatic cv. Eyeliner)

دوره 36، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 937-948

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75071.1133

مهناز کریمی، فاطمه سلیمی، علی پاکدین پاریزی

چکیده پژوهش حاضر به­منظور ارزیابی اثر کندکننده­های رشد و روش کاربرد آن­ها در تولید گیاه پاکوتاه لیلیوم (رقم آیلاینر) انجام گرفت. آزمایش به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاَ تصادفی با دو فاکتور شامل استفاده از کندکننده­های رشد (سایکوسل؛ صفر، 1000 و 1500 میلی­گرم در لیتر) و یونیکونازول؛ صفر، 5 و 10 میلی­گرم در لیتر) و نحوه کاربرد این مواد (محلول­پاشی برگ و غوطه­وری سوخ) انجام شد. با توجه به نتایج به­دست آمده اثر تیمارها و نحوه کاربرد آن­ها بر بیشتر صفات مورد بررسی معنی­دار بود، به­طوریکه کمترین ارتفاع ساقه با 67 درصد کاهش نسبت به شاهد، در تیمار محلول­پاشی یونیکونازول با غلظت 10 میلی­گرم در لیتر به­دست آمد. همچنین بیشترین کلروفیل کل در همین تیمار به روش غوطه­وری ثبت شد. کوتاه‌ترین زمان تشکیل غنچه در تیمار سایکوسل با غلظت 1500 میلی‌گرم در لیتر مشاهده شد. غوطه­وری سوخ­ها در کاهش زمان تشکیل غنچه در مقایسه با محلول­پاشی موثرتر بود. قطر گل در تیمار 1500 سایکوسل به روش غوطه‌وری در حداکثر بود اما با تیمار 1000 سایکوسل به روش غوطه‌وری و تیمار یونیکونازول 10 میلی‌گرم در لیتر محلول‌پاشی تفاوت معنی­داری نداشت. فعالیت آنزیم کاتالاز نیز در گیاهان محلول­پاشی شده بیشتر از تیمارهای غوطه­وری بود. بیشترین میزان فعالیت این آنزیم با 23/54 درصد افزایش نسبت به تیمار شاهد در تیمار سایکوسل 1500 میلی‌گرم در لیتر مشاهده شد. همچنین بیشترین فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز در گیاهان محلول­پاشی شده با 1000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل به­دست آمد که تفاوت معنی­داری با تیمار 1500 سایکوسل در روش غوطه­وری نداشت. لذا با توجه به اینکه تیمار یونیکونازول 10 میلی­گرم در لیتر تاثیر معنی­داری در مقایسه با دیگر تیمارها در کاهش ارتفاع نشان داد، بنابراین استفاده یونیکونازول با غلظت 10 میلی­گرم در لیتر به­صورت غوطه­وری و محلول­پاشی در تولید گیاه گلدانی لیلیوم توصیه می­شود.

گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی تنوع ژنتیکی و وراثت‌پذیری برخی ویژگی‌های گل در ژنوتیپ‌های مختلف داوودی (Chrysanthemum morifolium)

دوره 36، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 631-642

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72920.1094

بهروز مرادی عاشور، خسرو پرویزی، محمدحسین عظیمی

چکیده اولین مرحله در هر برنامه اصلاحی، اطلاع از میزان تنوع موجود در مواد گیاهی است که برنامه به­نژادی بر روی آن انجام می‌شود. این آزمایش به منظور بررسی تنوع ژنتیکی برخی خصوصیات مورفولژیکی گل در ژنوتیپ­های‌ انتخابی گل داوودی ( Chrysanthemum morifolium) طی مدت سه سال در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی انجام شد. نتایج تجزیه واریانس در طی سه سال نشان داد که بین ژنوتیپ­ها برای صفات تعداد گل در بوته، طول دوره گلدهی، تعداد ردیف گلبرگ و وزن ترگل تفاوت معنی­دار آماری وجود داشت. بین سال­های آزمایش نیز تنها برای صفات طول دوره گل­دهی و تعداد گل در بوته تفاوت معنی­دار آماری وجود داشت. بیشترین تنوع نیز بین صفات طول دوره گل­دهی و قطر گل مشاهده گردید. بیشترین ضریب تغییرات فنوتیپی و ژنتیکی برای صفات تعداد ردیف گلبرگ، وزن تر گل و طول گلبرگ به دست آمد و کم­ترین ضریب تغییرات فنوتیپی و ژنتیکی برای صفت وزن تر و خشک گل و نیز تعداد گل در بوته بدست آمد. بیشترین ضرایب همبستگی ژنتیکی و فنوتیپی مثبت بین طول دوره گل­دهی با قطر گل، تعداد ردیف گلبرگ و وزن تر گل برآورد گردید که جهت اصلاح همزمان این صفات حائز اهمیت خواهد بود. نتایج این مطالعه نشان داد که صفات قطرگل، طول دوره گل­دهی، طول گلبرگ و تعداد ردیف گلبرگ دارای وراثت­پذیری عمومی بالایی بودند که این امر نشان­دهنده این­است که عمل گزینش برای این صفات موثر بوده و می­توان از این صفات در برنامه­های اصلاحی استفاده نمود. بیشترین تعداد ردیف گلبرگ مربوط به ژنوتیپ B136 بود. ژنوتیپ 31 نیز با چهل و سه روز طول دوره گل­دهی بالاترین طول گل­دهی را نسبت به سایر ژنوتیپ­های بررسی شده در سال سوم به خود اختصاص داد. ژنوتیپ C85 با تعداد 202 گل بیشترین در هر بوته را دارا بود. که می­توان از این ژنوتیپ­ها به عنوان والد، بخصوص جهت افزایش طول دوره گل­دهی و افزایش تعداد ردیف گلبرگ سایر ارقام، با توجه به وراثت­پذیری عمومی بالای پنجاه درصد این صفات استفاده نمود.

گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی قابلیت جایگزینی و مقایسه خصوصیات رشدی و کیفی چمن‌های شبدری با چمن‌های گراسی رایج در فضای سبز به منظور کاهش هزینه‌های سرزنی

دوره 36، شماره 1، بهار 1401، صفحه 15-28

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60852.0

الهام سعیدی پویا، علی تهرانی فر، علی گزانچیان، فاطمه کاظمی، محمود شور

چکیده امروزه بدلیل هزینه بالای نگهداری چمن (آبیاری و سرزنی)، شهرداری­ها و سازمان­های اداری در پی جایگزینی آن با سایر گیاهان پوششی می‌باشند. هدف از این آزمایش، مقایسه سه نوع چمن رایج رایگراس چندساله )رقم’دوبل(‘ ، فستوکای بلند )رقم ’الدرادو‘) و چمن مخلوط اسپورت تجاری با چمن­های شبدری، شبدر سفید )رقم ’کالوی‘) و شبدر میکرو )رقم ’پیپولینا(‘ به عنوان جایگزینی برای چمن­ها به منظور کاهش هزینه­های نگهداری می­باشد. این آزمایش در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. صفات مختلف و شاخص­های رشد به دفعات طی سال­های 1395 و 1396 ارزیابی شد. در ارزیابی­های اولیه درصد سبز­شدن، رایگراس چند­ساله بیشترین میزان را به خود اختصاص داد اما با گذشت 36 روز از کشت، پوشش­دهی تمامی گیاهان به 92 تا 98 درصد رسید و هیچ­گونه اختلاف معنی­داری از لحاظ درصد سبزشدن بین کرت­های چمن­های گراسی و شبدری نبود. از نظر تراکم، یکنواختی و میزان علف­هرز اختلاف معنی­داری بین گیاهان مشاهده نشد، اما از نظر کیفیت پس از سرزنی در هر دو سال، شبدر سفید بهترین کیفیت را داشت. ارتفاع و وزن خشک به عنوان شاخص­های رشدی در هر دو سال، در چمن­های گراسی بیش از شبدرها بود و شبدر میکرو کمترین مقادیر را نشان داد. با گرم شدن هوا، چمن تال­فسکیو بر سایرین از نظر ارتفاع و وزن خشک غالب گردید به طوریکه در تیرماه، میزان وزن خشک چمن در هر متر­مربع به ترتیب برای تال­فسکیو معادل 40، رایگراس (52/19)، اسپورت (68/15)، شبدر سفید (24/6) و شبدر میکرو (36/0) گرم بود. در نهایت، شاخص­های رشدی در چمن­های شبدری بسیار کمتر از گراس­ها بود که با توجه به این رشد کم، بالطبع هزینه­های نگهداری، بالاخص سرزنی کاهش می­یابد. این یک نکته مثبت در ارقام شبدر سفید و میکرو است که تا ماه­ها نیاز به سرزنی ندارد و در واقع، سرزنی به منظور حذف گل­ها صورت می­گیرد. بنابراین به عنوان جایگزینی با هزینه نگهداری کمتر، قابل توصیه می­باشند.