با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 29، شماره 3، پاییز 1394 
مقالات پژوهشی

انتخاب پایه های رویشی بادام متحمل به تنش آبی براساس نشانگرهای مرفولوژیکی

صفحه 323-331

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.21422

علی اکبر شکوهیان، غلامحسین داوری نژاد، علی تهرانی فر، علی ایمانی، علی رسول زاده

چکیده انتخاب پایه های بادام متحمل به تنش آبی به منظور تولید بهینه محصول در مناطق خشک و نیمه خشک اهمیت زیادی دارد. در راستای انتخاب پایه های جدید متحمل به کم آبی، اثر تنش آبی و ریز موجودات مفید (Effective microorganism (Em)) بر خصوصیات مرفولوژیکی پایه های رویشی بادام در طی سال های 91 -1389 در گروه علوم باغبانی دانشگاه فردوسی مشهد مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه رژیم متفاوت آبیاری (کامل،33 و 66 درصد تخلیه آب قابل نگهداری) و دو سطح غلظت ریز موجودات مفید (Em) (محلول صفر ( شاهد) و یک درصد) و 4 فاکتور پایه (قلمه‌های ریشه‌دار شده پایه های رویشی GF677، دو هیبرید طبیعی انتخابی هلو× بادام (H1 و H2) و قلمه های ریشه‌دار شده ژنوتیپ جوین)، در 4 تکرار انجام شد. تجزیه واریانس نشان داد، بین سطوح پایه ها و آبیاری در تمام تیمارها مورد بررسی از نظر آماری در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج حاکی از آن بود که سطوح ریز موجودات مفید در صفات سطح برگ، تعداد برگ، رشد سالیانه، وزن تر و خشک و حجم ریشه دارای تفاوت معنی داری در سطح احتمال یک درصد بوده و مقایسه میانگین ها نشان داد که مصرف Em باعث افزایش این صفات نسبت به شاهد شده است. با توجه به نتایج این پژوهش، از بین صفات مورد آزمایش، طول، وزن خشک و حجم ریشه نشانگرهای مناسبی، برای ارزیابی میزان تحمل به تنش آبی بادام و هیبرید طبیعیH1، پایه مقاوم به شرایط کم آبی تشخیص داده شد. تاثیر ریز موجودات مفید بر عوامل رشدی و زنده مانی نهال ها تابع نوع پایه بوده و تاثیر آن بر میزان مقاومت به تنش آبی نیز با خصوصیات ژنتیکی پایه متفاوت بود. با توجه به نتایج این تحقیق، هیبرید طبیعیH1، به عنوان یک پایه مقاوم به شرایط خشکی معرفی می شود.

مقالات پژوهشی

تأثیر سطوح مختلف نیتروکسین و اسید هیومیک بر برخی ویژگی‌های کمی و اسانس گیاه دارویی زنیان (Carum copticum (L .)C .B . Clarke)

صفحه 321-341

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.22523

کاظم برغمدی، شهلا نجفی

چکیده به منظور بررسی تاثیر سطوح مختلف نیتروکسین و اسید هیومیک بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه دارویی زنیان، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه زابل انجام گردید. تیمارهای کودی شامل: استفاده از کود زیستی نیتروکسین به صورت تلقیح با بذر در چهار سطح شامل N1=صفر (شاهد)، N2= 5/0، N3= 1 و N4= 5/1 لیتر در هکتار و استفاده از کود آلی اسید هیومیک به صورت محلول در آب آبیاری و در مرحله 4 برگی در چهار سطح شامل H1= صفر (شاهد)، H2= 1، H3= 2 و H4= 3 کیلوگرم در هکتار بود. نتایج آزمایش نشان داد که تأثیر اسید هیومیک بر وزن هزار دانه، تعداد چتر، تعداد شاخه جانبی، درصد اسانس و عملکرد اسانس معنی دار بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین درصد و عملکرد اسانس به ترتیب با 17/4 درصد و 75/64 کیلوگرم در هکتار از تیمار H4 به دست آمد. هم‌چنین اثر نیتروکسین بر تمام صفات فوق به جز درصد اسانس معنی‌دار بود. برهمکنش تیمارهای اسید هیومیک و نیتروکسین بر عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه، معنی دار شد. بیشترین عملکرد دانه (33/1758 کیلوگرم در هکتار) از تیمار N4H3 به دست آمد. با توجه به نتایج این پژوهش به نظر می رسد استفاده از 5/1 لیتر نیتروکسین و سه کیلوگرم اسید هیومیک در هکتار بهترین تیمار در تولید درصد و عملکرد اسانس زنیان باشد.

مقالات پژوهشی

اثر تلقیح گونه‌های قارچ میکوریز (AMF) بر رشد و مواد مؤثره نعناع فلفلی (Mentha piperita)

صفحه 342-348

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.23756

مهدی محمودزاده، میرحسن رسولی صدقیانی، عباس حسنی، محسن برین

چکیده استفاده از پتانسیل میکروبی خاک از جمله قارچ های میکوریز آربوسکولار (AMF)برای بهبود رشد و تغذیه گیاه بطور گسترده ای مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر قارچ های میکوریز آربوسکولار بر رشد و درصد مواد مؤثره نعناع فلفلی تحت شرایط گلخانه ای در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تیمار قارچ میکوریز آربوسکولار انجام شد. تیمارهای تلقیحی شامل 1) شرایط بدون تلقیح (C)، 2) گلوموس فسیکولاتوم (Gf)، 3) گلوموس اینترارادیسز (Gi) و 4) گلوموس موسه (Gm) بودند. در پایان دوره رشد برخی پارامترهای رشدی شامل ارتفاع، قطر ساقه، تعداد شاخه جانبی، تعداد برگ، وزن تر و خشک برگ و همچنین درصد مواد مؤثره و درصد کلنیزاسیون ریشه نعناع فلفلی اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد تلقیح با قارچ های میکوریز آربوسکولار اثر معنی داری (05/0P≤)، بر روی پارامترهای اندازه گیری داشته است. تلقیح با قارچ های میکوریز آربوسکولار، ارتفاع گیاه، قطر ساقه، تعداد شاخه های جانبی، تعداد برگ، ماده تر و خشک برگ، درصد کلونیزاسیون ریشه و محتوی (25 درصد) و عملکرد اسانس (28 درصد) را افزایش داد. منتول، منتون و 1و 8-سینئول بالاترین فراوانی را در مواد موثره نعناع تشکیل دادند. تأثیر قارچ-های میکوریز آربوسکولار بر وزن خشک ریشه و درصد کلونیزاسیون ریشه معنی دار (05/0P≤) بود. بیشترین و کمترین درصد کلونیزاسیون ریشه (به ترتیب 47 و 0 درصد) در گیاهان تلقیح شده با Gf و تیمار شاهد مشاهده گردید.

مقالات پژوهشی

بررسی رشد، درصد اسانس و اجزای تشکیل دهنده اسانس برخی از گونه‌های گیاه دارویی بومادران در شرایط آب و هوایی شوشتر در کشت پاییزه

صفحه 349-357

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.24334

روزبه فرهودی، محمد امین مهرنیا

چکیده این تحقیق به منظور ارزیابی رشد رویشی و عملکرد اسانس چهار گونه بومادران در شرایط آب و هوایی شهرستان شوشتر در شمال استان خوزستان به مدت دو سال (1390-1389 و 1391-1390) در کشت پاییزه انجام شد. این آزمایش به صورت تجزیه مرکب در دو سال و یک مکان در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در چهار تکرار به اجرا در آمد. گونه‌های بومادران مورد استفاده عبارت بودند از بومادران شیرازی، بومادران هزار برگ، بومادران زرد و بومادران تماشایی. نتایج نشان داد تاثیر سال، گونه و اثر متقابل این دو فاکتور بر صفات تاریخ گلدهی، طول دوره گلدهی، ارتفاع بوته، وزن خشک بوته، وزن خشک سرشاخه گلدار، درصد اسانس و عملکرد اسانس معنی‌دار بود. بیشترین وزن خشک بوته در هر دو سال آزمایش در بومادران هزاربرگ به میزان 1014 گرم در متر مربع در سال اول و 1211 گرم در متر مربع درسال دوم دیده شد. بیشترین درصد اسانس در بومادران شیرازی به میزان 75/0 درصد در سال اول و 71/0 درصد در سال دوم دیده شد. بیشترین عملکرد اسانس در متر مربع نیز در رقم شیرازی به میزان 108 گرم در متر مربع در سال اول و 109 گرم در متر مربع در سال دوم دیده شد که با عملکرد اسانس گونه هزار برگ تفاوتی نداشت. نتایج نشان داد در تمام گونه‌های بومادران ترکیباتی مانند کامفور، کامفن، بتا پنین و آلفا پنین از غالبیت برخوردارند. با توجه به طول دوره رشد و عملکرد اسانس بوته، بومادران شیرازی جهت کشت پاییزه در شهرستان شوشتر نسبت به سایر گونه‌ها ارجحیت دارد.

مقالات پژوهشی

اثر تغییر اقلیم بر روند تامین نیاز سرمایی گیاهان خزان‌دار (مطالعه موردی: استان همدان)

صفحه 358-367

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.25197

علی اکبر سبزی پرور، رضا نوروز ولاشدی

چکیده بسیاری از گیاهان برای شکستن خواب زمستانه خود نیاز به سرما دارند. سناریوهای تغییر اقلیم برای آینده افزایش دمای هوا را در فصل زمستان پیش‌بینی می‌کنند. هدف از این پژوهش بررسی اثر بالقوه تغییر اقلیم بر روند تامین نیاز سرمایی گیاهان خزان‌دار در همدان است. این پژوهش بر اساس مدل‌های اقلیمی متفاوت در گزارش چهارم هیئت بین الدول تغییر اقلیم نظیر BCM2، HADCM3، GFCM21 و IPCM4 تحت سناریوهای انتشار حدی (A2 و B1) و توازنی (A1B) انجام شد. جهت ریزمقیاس‌نمایی خروجی مدل‌های گردش عمومی، مدل LARS-WG مورد استفاده قرار گرفت. پس از تولید داده‌های ساعتی فراسنج های هواشناختی، از سه مدل نیاز سرمایی برای برآورد و بررسی روند تامین سرمایی در فصل زمستانِ استان همدان استفاده شد. همچنین از آزمون‌های پارامتری و ناپارامتری برای بررسی تغییرات نیاز سرمایی در دو دوره آینده نزدیک (2030-2011) و آینده دور (2050-2031) نسبت به گذشته (2010-1980) بهره گرفته شد. نتایج این پژوهش حاکی‌ از کاهش نیاز سرمایی گیاهان خران‌دار در همدان می‌باشد. خروجی مدل‌های اقلیمی ریز مقیاس شده برای استان همدان نشان داد، اگرچه روند تغییرات در کل دوره افزایشی بوده اما روند کاهشی در دهه‌ی آخر داده‌های تاریخی و متوسط دو دهه‌ی آینده ادامه می‌‌‌یابد، به‌طوری که در افق زمانی سال‌های 2031 تا 2050 به‌میزان 25 تا 40 درصد از انباشت سرما در فصل زمستان کاسته خواهد شد. این کاهش موجب عدم تامین سرمای کافی برای شکسته شدن خواب گیاه در انتهای فصل زمستان می‌‌‌شود. در نهایت، عدم مدیریت صحیح بدون ملاحظات اقلیمی ممکن است به صدمات جدی به باغات کشور در آینده شود.

مقالات پژوهشی

اثرات بستر پایه و مکمل‌های غذایی بر شاخص‌های رشدی قارچ صدفی فلوریدا (Pleurotus florida)

صفحه 368-376

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.25398

فرشته ماکنالی، عبدالکریم کاشی، جمشید حکمتی

چکیده قارچ صدفی گونه فلوریدا با نام علمیPleurotus florida یکی از متداول‌ترین گونه‌های قارچ صدفی است که در بسیاری از نقاط جهان پرورش داده می‌شود. ترکیب غذایی بستر کشت یکی از مهم‌ترین فاکتورهای تعیین کننده رشد و تشکیل اندام بارده قارچ محسوب می‌شود. به منظور بررسی مکمل‌های غذایی و ترکیب آن‌ها با هم و نیز تاثیر بستر کشت بر شاخص‌های رشدی قارچ فلوریدا آزمایشی در قالب طرح آماری فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 16 تیمار در 3 تکرار صورت گرفت. کلش گندم و باگاس نیشکر به عنوان دو نوع بستر کشت با مکمل‌های غنی از نیتروژن (پودر پنبه دانه 2 درصد، آرد سویا 2 درصد، اوره 5/0 درصد وزن خشک بستر کشت) تغذیه شدند. نتایج نشان دادند کارایی بیولوژیکی، عملکرد، درصد رطوبت و تعداد اندام میوه ای قارچ در بستر کلش گندم به‌طور معنی‌داری بیشتر از بستر باگاس نیشکر بود. کاربرد مکمل‌های غذایی در مقایسه با شاهد (بسترهای فاقد تیمار غذایی) به‌طور معنی‌داری موجب افزایش رطوبت، عملکرد، راندمان بیولوژیکی و تعداد اندام میوه‌ای شد اما ترکیب کردن مکمل‌های نیتروژنه با هم بر شاخص‌های رشدی ذکر شده اثر منفی داشت. بیشترین میزان عملکرد، کارایی بیولوژیکی، رطوبت و تعداد اندام میوه‌ای قارچ به ترتیب (4/921) گرم، (03/23) درصد، (26/92) درصد و (418) عدد از ترکیب کردن دو مکمل نیتروژنه (پودر پنبه دانه 2 درصد + آرد سویا 2 درصد) از بستر کلش گندم به دست آمد.

مقالات پژوهشی

تأثیرکاربرد سوپرجاذب در رژیم‌های مختلف آبیاری بر رنگیزه های فتوسنتزی و ارتباط آن با عملکرد دانه و اسانس زیره سبز (Cuminum cyminum L.)

صفحه 377-387

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.27389

علیرضا پیرزاد، رضا درویش زاده، عباس حسنی

چکیده این آزمایش برای ارزیابی تجمع رنگیزه های فتوسنتزی و عملکرد زیره سبز به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه در سال 1389 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل رژیم های آبیاری (آبیاری پس از 50، 100، 150 و 200 میلی مترتبخیر از تشتک تبخیرکلاس A) و سطوح مختلف سوپرجاذب (صفر، 60، 120، 180، 240 و 300 کیلوگرم در هکتار) بودند. بالاترین میزان کلروفیل a (266/0میلی گرم در لیتر) و کلروفیل کل (518/0میلی گرم در لیتر) در تیمار آبیاری پس از 50 میلی متر تبخیر از تشتک تبخیر و بدون کاربرد پلیمر به دست آمد. بالاترین (259/0میلی‌گرم در لیتر) و پایین ترین (028/0میلی گرم در لیتر) میزان کلروفیل b در تیمار آبیاری پس از 200 میلی متر تبخیر و به ترتیب با کاربرد 60 و 240 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب مشاهده شد. بالاترین عملکرد دانه (1226کیلوگرم در هکتار) و اسانس (5/36کیلوگرم در هکتار) مربوط به آبیاری پس از 50 میلی متر تبخیر از تشتک و 60 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب بود. با افزایش فاصله آبیاری به 100، 150 و 200 میلی متر تبخیر، برای تولید حداکثر عملکرد، به ترتیب به 120، 180 و 120 کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب نیاز بود. درصد اسانس زیره با افزایش فاصله آبیاری تا 150 میلی متر تبخیر به تدریج و به صورت معنی دار افزایش یافت ولی با افزایش بیشتر فاصله آبیاری روند کاهشی داشت. مشابه عملکرد دانه، کمترین عملکرد اسانس (9/0کیلوگرم در هکتار) مربوط به تیمار آبیاری پس از 50 میلی متر تبخیر و 120کیلوگرم در هکتار سوپرجاذب، یعنی کمتر از عملکرد تولید شده تحت شرایط آبیاری پس از 200 میلی متر تبخیر بود. در نهایت، مقدار مناسب پلیمر سوپرجاذب برای سطوح مختلف آبیاری متفاوت بود، یعنی برای شاهد، و تنش های ملایم و متوسط کمتر از 120 کیلوگرم، و برای تنش شدید 300 کیلوگرم در هر هکتار مناسب برای تولید اسانس در زیره سبز توصیه می شود.

مقالات پژوهشی

بررسی خصوصیات مورفولوژیکی، راندمان آب مصرفی و اسانس ریحان (Ocimum basilicum var. keshkeni luvelou) تحت تأثیر کاربرد برگ پنیرک و پلیمر سوپرجاذب

صفحه 388-396

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.27553

سمیه بیکی، مجید عزیزی، سید حسین نعمتی، وحید روشن

چکیده کمبود آب و تنش خشکی یکی از مهم‌ترین عوامل محدودکننده تولید گیاهان دارویی در مناطق خشک و نیمه خشک جهان است. ریحان به-عنوان یکی از گیاهان دارویی با ارزش و حساس به کم آبی برای مطالعه در این پژوهش انتخاب گردید. به منظور افزایش بهره وری مصرف آب در تولید ریحان، یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی، تیمارها شامل دو پلیمر سوپرجاذب استاکوزورب (صنعتی) و برگ پنیرک (گیاهی)، هر کدام در چهار غلظت 0، 1/0 درصد، 2/0 درصد و 3/0 درصد (وزنی/ وزنی)، با دو روش کاربرد (مخلوط با خاک و ریشه و روش مخلوط با خاک) در سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که تمام تیمارها و به خصوص اثرات متقابل آنها اثرات مثبت و معنی دار بر صفات اندازه گیری شده شامل: صفات مورفولوژیک (تعداد برگ، سطح برگ، عملکرد خشک اندام هوایی) راندمان آب مصرفی و صفات بیوشیمیایی میزان و عملکرد اسانس در زمان گلدهی بودند. هر دو پلیمر با کاهش شدت تنش خشکی راندمان آب مصرفی را بهبود بخشیدند. برگ پنیرک (1/0 درصد و 2/0 درصد) با روش کاربرد در خاک و ریشه تعداد و سطح برگ و در غلظت 3/0 درصد عملکرد خشک اندام هوایی، راندمان آب مصرفی، میزان و عملکرد اسانس را افزایش داد. تیمار استاکوزورب (2/0 درصد) عملکرد خشک اندام هوایی و راندمان آب مصرفی را با هر دو روش استفاده (کاربرد در خاک و کاربرد در خاک و ریشه) و با همین غلظت و روش کاربرد در خاک تعداد و سطح برگ را افزایش داد. صفات عملکرد اسانس و میزان اسانس با روش کاربرد استاکوزورب در خاک و ریشه، به ترتیب در غلظت‌های 2/0 درصد و 3/0 درصد افزایش یافتند.

مقالات پژوهشی

مقدار عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف در دمبرگ چند رقم انگور ایرانی و خارجی

صفحه 397-405

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.28029

حامد دولتی بانه، مهدی طاهری، عزیز مجیدی، محسن طاهری

چکیده به منظور ارزیابی و مقایسه غلظت تعدادی از عناصر کم مصرف (بور، روی، منگنز، آهن و مس) و عناصر پر مصرف (نیتروژن، فسفر، پتاسیم،منیزیوم وکلسیم) در دمبرگ چند رقم تجارتی انگور ایرانی شامل بیدانه سفید قزوین، پیکانی کاشمر، خلیلی شیراز، رشه و ارقام خارجی تامسون سیدلس، فلیم سیدلس، پرلت و بلک سیدلس این تحقیق در قالب طرح بلوک‎های کامل تصادفی در سه تکرار در ایستگاه تحقیقات باغبانی کهریز ارومیه اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین ارقام مورد بررسی تفاوت معنی‌داری در غلظت اغلب عناصر جذب شده در دمبرگ وجود داشت. در بین هشت رقم مورد مطالعه بیشترین مقدار نیتروژن در دمبرگ‎های رقم فلیم سیدلس و کمترین مقدار در ارقام پیکانی کاشمر و رشه وجود داشت. از لحاظ جذب پتاسیم رقم بیدانه قزوین در رتبه اول و رقم پیکانی کاشمر و پرلت در رتبه آخر قرار گرفتند. کمترین مقدار منیزیم برگ‎ در رقم بیدانه قزوین و بیشترین آن در رقم پیکانی کاشمر اندازه‎گیری گردید. مقدار بور در اغلب ارقام در حد مسمومیت بود اما رقم رشه کمترین مقدار این عنصر را در بافت دمبرگ‎ها داشت. از لحاظ جذب روی ارقام ایرانی توانایی کمتری نسبت به ارقام خارجی داشتند به طوری‌که بیشترین و کمترین غلظت روی به ترتیب در ارقام تامسون سیدلس و پیکانی کاشمر اندازه‌گیری شد.

مقالات پژوهشی

تأثیر موسیلاژ اسفرزه و اسانس آویشن شیرازی بر بار میکروبی و بهبود نگهداری هویج برش تازه

صفحه 406-415

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.28162

مجید عزیزی، زینب صفایی، سمیه میرمصطفایی، شادی بلوریان، نگار رحیمی

چکیده با توجه به اهمیت روزافزون محصولات برش تازه، در این پژوهش تاثیر ترکیبات طبیعی مانند اسانس آویشن و موسیلاژ اسفرزه بر خصوصیات انبارداری و بارمیکروبی هویج بررسی گردید. این پژوهش در قالب دو آزمایش مستقل بر روی برش های تازه هویج اجرا گردید: آزمایش اول کاربرد موسیلاژ اسفرزه در چهار غلظت (صفر، 100، 250 و 500 میلی‌گرم در لیتر) واسانس آویشن شیرازی در چهار غلظت (صفر، 100، 200 و 400 میلی‌گرم در لیتر) در یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 16 تیمار و در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش دوم آزمون بار میکروبی برش های تازه هویج بصورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 6 تیمار و در سه تکرار اجرا شد. اسانس آویشن 500 و موسیلاژ اسفرزه 400 میلی گرم در لیتر بعنوان عامل اصلی و زمان آزمون میکروبی بعنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد. سپس نمونه های تیمار شده در بسته های پلی اتیلینی با حجم 175 میلی لیتر و در دمای 4 درجه سلسیوس نگهداری شدند. پس از گذشت ده روز صفاتی مانند کاهش وزن، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتر، pH، رنگ و بار میکروبی آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج، تیمار ها روی کاهش وزن تاثیر معنی داری داشتند. غلظت های متفاوت اسانس و موسیلاژ بصورت جداگانه تاثیر معنی داری بر افزایش میزان مواد جامد محلول و اسیدیته قابل تیتر و میزانpH داشتند. تیمار ترکیبی 100 میلی گرم در لیتر اسانس به همراه 100 میلی گرم در لیتر موسیلاژ تاثیر معنی داری بر کاهش سفید شدن رنگ ظاهری هویج داشت. از نظر آلودگی میکروبی، تیمار های مختلف تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشتند و در طول دوره انبار هم تنها در مورد آلودگی به کپک و مخمر افزایش معنی دار وجود داشت که با توجه به اثر متقابل تیمار ها این افزایش در تیمار موسیلاژ اسفرزه بارزتر بود. آلودگی به اشرشیاکلی در هیچ یک از نمونه‌ها مشاهده نشد. در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که بکارگیری ترکیبات طبیعی گیاهان دارویی به عنوان پوشش خوراکی بر روی محصولات برش تازه باعث حفظ کیفیت ظاهری و افزایش ماندگاری آنها‌ می شود.

مقالات پژوهشی

بررسی تأثیر تنش شوری روی صفات فیزیولوژی و بیوشیمیایی ژنوتیپ‌‌های مرکبات

صفحه 416-425

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.31371

بهروز گلعین، ولی ربیعی، فائزه میرعباسی، رضا فیفائی، محمد فاضل حلاجی ثانی

چکیده مرکبات جزء گیاهان حساس به شوری هستند، اما میزان تحمل ارقام مختلف در این گروه به شوری متفاوت است. در این پژوهش با هدف شناسایی ژنوتیپ‌‌های مرکبات متحمل به شوری، آزمایشی گلخانه‌ای به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها در چهار سطح کلرید سدیم (صفر، 2، 4 و 6 دسی‌زیمنس بر متر) روی دانهال‌های شش‌ماهه 10 ژنوتیپ ناشناخته مرکبات همراه با نارنگی کلئوپاترا و سیتروملو، به‌ترتیب به‌عنوان شاهد متحمل و حساس به شوری بوده است. بستر حاوی نسبت‌های برابر از پرلیت، ماسه و خاک باغچه بودند. صفات اندازه‌گیری شده شامل: وزن‌تر و خشک اندام‌های هوایی و ریشه، میزان نسبی آب‌برگ، تعداد روزنه، کلر و سدیم برگ و ریشه، کلروفیل کل، پرولین، پراکسیداسیون لیپیدها و فعالیت آنزیم پراکسیداز بوده است. نتایج نشان داد که اثر متقابل ژنوتیپ و سطح شوری در میزان نسبی آب‌برگ، تعداد روزنه و سدیم ریشه اختلاف معنی‌داری نداشت ولی صفات دیگر در سطح 1 درصد و میزان کلروفیل کل در سطح 5 درصد معنی‌دار شدند. با افزایش سطوح شوری، کمترین میزان تجمع سدیم برگ در ژنوتیپ G9 با 28/0 درصد و بیشترین مربوط به ژنوتیپ G6 با 53/0 درصد تعلق داشت. بیشترین میزان کلر برگ در ژنوتیپ G6 با 1/3 درصد و کمترین در ژنوتیپ G11 با 7/1 درصد بدست آمد. همچنین در ژنوتیپ G9، مقدار پراکسیداسیون لیپیدها با مقدار 14 میلی‌مولار، نسبت به سایر ژنوتیپ‌ها افزایش کمتری داشت. از میان ژنوتیپ‌‌ها، ژنوتیپ G9 تحمل بیشتری در برابر تنش شوری از خود نشان داد که از آن می‌توان در برنامه‌های به‌نژادی بهره جست.

مقالات پژوهشی

مطالعه اثر کودهای زیستی و دور آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی شنبلیله (Trigonella foenum- graecum L.)

صفحه 426-434

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.32414

مسلم جابری، رضا برادران، سید غلامرضا موسوی، مهسا اقحوانی شجری

چکیده به منظور بررسی تأثیر دور آبیاری و کودهای زیستی بر خصوصیات کمی و عملکرد گیاه شنبلیله، آزمایشی به‌صورت کرت های خردشده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی دانشگاه آزاد بیرجند در بهار سال زراعی 90-1389 صورت گرفت. تیمارهای آزمایش شامل دور آبیاری (با فواصل 6، 9 و 12 روز یک‌بار) و تلقیح با کودهای زیستی (در پنج سطح شامل نیتروکسین، بیوفسفر، قارچ‌های میکوریزایG.mosseae و G.intraradices و یک سطح شاهد فاقد کود) بودند. صفات مورد مطالعه در این آزمایش شامل ارتفاع، تعداد شاخه جانبی، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه، عملکرد برگ و عملکرد دانه بود. نتایج نشان داد که تیمار دور آبیاری و کود زیستی بر اکثر صفات مورد مطالعه معنی‌دار بود. اثر متقابل تیمار آبیاری و کود زیستی در سطح احتمال پنج درصد بر عملکرد دانه و در سطح یک درصد بر عملکرد برگ شنبلیله معنی دار بود. بهترین دور آبیاری برای حصول حداکثر عملکرد دانه (16/48 گرم در مترمربع) و عملکرد برگ (50/159 گرم در مترمربع)، دور آبیاری با فواصل 6 روز یک‌بار بود. افزایش دور آبیاری باعث کاهش عملکرد دانه، برگ و سایر صفات مورفولوژیک گیاه دارویی شنبلیله گردید. بیشترین عملکرد دانه در بین کودهای زیستی، به ترتیب مربوط به کودهای بیوفسفر (68/35 گرم در مترمربع) و میکوریزا موسه آ (96/34 گرم در متر مربع) بوده که تفاوت معنی‌داری با یکدیگر نداشتند و بیشترین عملکرد برگ نیز در تیمار کود زیستی میکوریزا موسه آ (66/128 گرم در مترمربع) به دست آمد. به‌طورکلی، نتایج این تحقیق در مورد استفاده از کودهای زیستی حاکی از آن است که کاربرد کودهای بیولوژیک حاوی ریز موجودات باکتریایی و یا قارچی، در بهبود ویژگی‌های رشدی و عملکرد گیاه دارویی شنبلیله، تأثیر مثبتی داشته است.

مقالات پژوهشی

ارزیابی عملکرد و برخی صفات مورفولوژیک تره فرنگی (Allium porrum L.) در کشت مخلوط با شبدر سفید (Trifolium repens L.)

صفحه 435-442

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.33783

احسان ابراهیمی، علیرضا باقری، فرانک نوربخش

چکیده کشت مخلوط می‌تواند راه‌حلی جایگزین برای تولید محصول در سیستم‌های رایج کشاورزی که در آن‌ها تک‌کشتی رواج دارد، باشد. لذا آزمایشی به‌منظور ارزیابی اثر مدیریت کشت همزمان گیاه4 در سال زراعی 2012 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه کاسل آلمان انجام شد. در این آزمایش از طرح آزمایشی بلوک‌های کامل تصادفی استفاده شد و تیمارهای آزمایش (6 تیمار) شامل: 1- کشت همزمان شبدر و تره فرنگی (به دو صورت قطع و عدم قطع شبدر)، 2- کشت شبدر 48 روز پس از انتقال نشاء تره فرنگی (به دو صورت قطع و عدم قطع شبدر)، و 3- تیمار کشت تره فرنگی بدون شبدر (به دو صورت وجین و عدم جین علف‌های هرز) بودند. کل ماده خشک تولیدی در هکتار در اولین برداشت، در تیمارهایی که در آن‌ها کشت شبدر با تاخیر انجام شده بود و تیمارهای فاقد شبدر که در آن‌ها وجین علف‌هرز به صورت دستی انجام شده بود به ترتیب معادل 1259، 1157و 1360 کیلوگرم در هکتار بود ولی در دومین برداشت تفاوت بین تیمارها از این لحاظ معنی‌د‌ار نبودند. در ارتباط با درصد ماده خشک نیز در تیمار حاوی قطع شبدر و وجین علف های هرز در هر دو زمان برداشت بیشترین مقدار درصد ماده خشک ثبت شد. نتایج حاصل از مقایسات گروهی تیمارها نشان داد که بهترین ترکیب تیماری برای بدست آوردن بیشترین ماده خشک کشت تاخیری شبدر در تره فرنگی به همراه وجین علف‌های هرز بود. نتایج مربوط به قطر و ارتفاع ساقه تره‌فرنگی نیز نشان داد که بیشترین قطر ساقه تره‌فرنگی در کشت خالص همراه با وجین علف هرز حاصل شد.

مقالات پژوهشی

بررسی قابلیت آندروژنز و کالوس‌زایی در چهار رقم گوجه‌فرنگی (Lycopersicon esculentum Mill) به‌وسیله کشت بساک

صفحه 443-450

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.36374

رسول نجیب، محمد فارسی، امین میرشمسی کاخکی، سعید رضا وصال

چکیده به منظور بررسی پاسخ به آندروژنز و القاء کالوس از کشت بساک گوجه‌فرنگی، چهار رقم به نام‌های موبیل‌ هلند، بیکر، U. S. Agriseed و خرم انتخاب شدند. جهت تعیین مرحله مناسب توسعه میکروسپور برای کشت بساک بررسی‌های سیتولوژیکی در اندازه‌های مختلف طولی 9/7-2 میلی‌متری جوانه‌های گل انجام شد. برمبنای مطالعات سیتولوژیکی ‌در هر چهار رقم مورد آزمایش، جوانه‌های‌گل با اندازه طولی 9/4-4 میلی‌متر بدلیل داشتن بالاترین فراوانی میکروسپورهای مرحله میوز تا اواسط مرحله تک‌هسته‌ای، جهت کشت انتخاب شدند. جهت پیش‌تیمار از محلول کلشی‌سین 025/0 درصد در 4 درجه سانتی‌گراد به مدت 48 ساعت استفاده شد. سپس بساک‌ها در محیط‌ کشت‌ MS حاوی 2 میلی‌گرم بر لیتر IAA و 1 میلی‌گرم بر لیتر 2ip کشت شدند. روند تغییرات در فراوانی القاء کالوس و ضخامت کالوس‌ها در طی هشت هفته ثبت شد. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که ژنوتیپ‌های مورد مطالعه از نظر فراوانی نسبی القاء کالوس با هم اختلاف معنی‌داری دارند (0001/0 P

مقالات پژوهشی

ارزیابی مدل‌های رگرسیون غیر خطی در آنالیز رشد میوه گردو ایرانی

صفحه 451-458

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.24904

عیسی کرامتلو، محمد مهدی شریفانی، حسین صبوری

چکیده مدل های ریاضی رشد و نمو گیاهان از ابزارهای بسیار مهم در مطالعه و بررسی سیستم‌های کشاورزی بوده و از آن‌ها می توان در تصمیم‌گیری و یا طراحی روش‌های مدیریتی، استفاده کرد. این مدل ها می توانند در بررسی تیمارهای مختلف و زمان تاثیر آن‌ها بر روی رشد میوه، پیش‌بینی تاریخ برداشت و روش های مدیریتی مرتبط با نمو میوه استفاده شود. مدل های رگرسیونی زیادی برای توصیف الگوهای رشد سیگموییدی وجود دارد. هدف از این مطالعه، بررسی مدل های رگرسیون غیر خطی رشد میوه بر پایه وزن، طول و عرض میوه و انتخاب بهترین مدل الگوی رشد ذاتی میوه گردو ایرانی بود. از دو مدل دابل سیگموئید و تک مولکولی- لجستیک برای بررسی مدل رشد میوه بر پایه وزن میوه و از چهار مدل ریچارد، گومپرتز، لجستیک و نمایی برای بررسی الگوی رشد بر پایه طول و عرض میوه استفاده شد. برای انتخاب بهترین مدل از چهار معیار کمترین معیار اطلاعات آکائیک، معیار اطلاعات بین شوارتز، جذر میانگین مربعات خطا و بیشترین ضریب تبیین استفاده شد. بر اساس معیارهای انتخاب بهترین مدل، مدل دابل سیگموید، برای شبیه سازی بر اساس وزن میوه و مدل ریچارد، در شبیه سازی بر حسب طول و عرض میوه بهترین مدل شناسایی شدند. این مدل ها به‌طور موثری می توانند در بهبود مدیریت باغ، از جمله آبیاری، کوددهی و عملیات باغداری استفاده شود.

مقالات پژوهشی

اثر محلول پاشی کود آمینول فورته بر واکنش های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی انار رقم نادری در شرایط تنش خشکی

صفحه 459-465

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.38796

سکینه حسن زاده، فریبرز حبیبی، محمد اسماعیل امیری

چکیده به منظور بررسی محلول پاشی کود آمینواسیددار آمینول فورته بر واکنش های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی بر انار رقم نادری در شرایط تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در مزرعه آب شیرین واقع در ‎40‎ کیلومتری جاده قدیم قم-کاشان در سال 1390 اجرا شد. تیمار آبیاری در سه سطح (100درصد نیاز آبی، 75درصد نیاز آبی و 50 درصد نیاز آبی) و تیمار کود آمینواسیددار آمینول فورته در چهار سطح (0، 2، 3 و 4 میلی لیتر در لیتر) انجام شد. محلول پاشی در چهار مرحله (قبل از باز شدن گل ها، بعد از تشکیل میوه، مرحله رشد سریع و دو هفته قبل از برداشت) انجام شد. در پایان آزمایش شاخص کلروفیل، قندهای محلول، قندهای نامحلول، پرولین، دمای کانوپی و هدایت روزنه ای اندازه گیری شد. نتایج نشان داد با افزایش سطح کود آمینول فورته از 0 به 4 میلی لیتر در لیتر میزان قندهای محلول، پرولین و هدایت روزنه ای به طور معنی داری افزایش یافتند در حالیکه قندهای نامحلول و شاخص کلروفیل کاهش یافت. تنش خشکی میزان قندهای محلول، شاخص کلروفیل، دمای کانوپی و پرولین را افزایش داد ولی قندهای نامحلول، هدایت روزنه ای را کاهش داد. بر اساس نتایج بدست آمده می توان بیان کرد محلول پاشی کود آمینواسیددار آمینول فورته توانست به مقدار قابل توجهی آثار مخرب تنش خشکی را کاهش داد.

مقالات پژوهشی

استخراج و شناسایی ترکیبات فرار دو گونه مریم‌گلی بومی ایران (Salvia limbata وSalvia multicaulis ) با استفاده از روش میکرواستخراج با فاز جامد

صفحه 466-473

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.40346

صدراله رمضانی، علیرضا عباسی، عبدالعلی شجاعیان، نوراله احمدی، رزاریا کوزولینو، سونیا پیاچنته

چکیده تعداد 58 گونه از جنس مریم‌گلی به صورت گیاه علفی یکساله و چندساله در نقاط مختلف ایران وجود دارد که 17 گونه آن انحصاری ایران و دارای خواص دارویی متعدد مانند آنتی‌بیوتیک، آرام‌بخش، ضد نفخ، ضد اسپاسم است و به طور معمول در درمان بیماری‌های تنفسی مانند عفونت، سرفه، سرماخوردگی و گلو درد و صنایع آرایشی-بهداشتی کاربرد دارد. بخش‏‌های هوایی دو گونه مریم‌گلی لبه‌دار (‏Salvia limbata) ‏و ارغوانی (Salvia multicaulis) کشت شده در مرحله گلدهی در خرداد 1391 برداشت شدند. ترکیبات فرار این گیاهان با روش میکرواستخراج با فاز جامد برای اولین مرتبه در ایران استخراج شد و ترکیبات اسانس های استخراج شده آن توسط دستگاه‌های کروماتوگرافی گازی و کروماتوگرافی گازی متصل به ﻃﻴﻒ‌ﺳﻨﺞ جرمی تعیین شدند. تعداد 66 ترکیب فرار در گیاه مریم‌گلی لبه‌دار شناسایی شد. سابینن (16/19 درصد)، بتا-پینن (19 درصد)، آلفا-پینن (30/16درصد)، آلفا-ترپینولن (41/14 درصد)، 1،8-سینئول (86/10 درصد) و لیمونن (73/3 درصد) بالاترین مقدار ترکیبات فرار این گیاه را تشکیل دادند. 58 ترکیب فرار در گیاه مریم‌گلی ارغوانی شناسایی شد. بیشترین میزان ترکیبات فرار گیاه مریم‌گلی ارغوانی به ترتیب کامفن (85/28 درصد)، آلفا-پینن (33/12 درصد)، کامفور (73/10 درصد)، لیمونن (01/9 درصد)، 1،8-سینئول (47/5 درصد)، بتا-پینن (58/4 درصد) و بورنیل استات (75/3 درصد) بود. بخش اصلی ترکیبات فرار گیاهان مریم‌گلی لبه‌دار و ارغوانی از نوع مونوترپن‌ها (به ترتیب 57/91 و 28/84 درصد) و سزکوئی‌ترپن‌ها (به ترتیب 12/5 و 58/7 درصد) بودند. با توجه به نتایج بدست آمده در روش میکرواستخراج با فاز جامد که به ترکیبات در گیاه نزدیک‌تر است، استفاده از این روش توصیه می‌شود.

مقالات پژوهشی

بررسی کود زیستی مایکوگرین بر روابط آبی و راندمان تولید ریز غده سیب‌زمینی در شرایط تنش خشکی

صفحه 474-485

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.18166

خسرو پرویزی، مارگارت چان

چکیده به منظور بررسی کود زیستی مایکوگرین بر رشد، عملکرد و کیفیت ریزغده سیب‌زمینی در شرایط تنش خشکی پژوهشی به صورت فاکتوریل درقالب طرح کاملاً تصادفی و در چهار تکرار در شرایط گلخانه انجام شد. بدین منظور بستر کشت به نسبت 2:3 (پیت: پرلیت) تهیه و با نسبت وزنی 1 درصد با کود زیستی مایکوگرین مخلوط شد. تیمارهای آزمایشی شامل ریزغده های دو رقم سیب‌زمینی (آگریا و مارفونا) و سطوح آبیاری با سه دور 5، 8 و 11 روزه بودند. پس از برداشت، ریزغده‌ها به اندازه‌های مختلف تفکیک شده و درصد ماده خشک آن ها نیز اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که در تیمار شاهد ( دور آبیاری 5 روزه) گیاهان حاصل از ریزغده به طور معنی دار از مقدار نسبی آب برگ بیشتری نسبت به گیاهان در دو تیمار دیگر برخوردار بودند. اما گیاهان در دو دور آبیاری 8 و 11 روزه در مقایسه با شاهد پتانسیل اسمزی پایین تر و پرولین بیشتری داشتند و توانایی تنظیم اسمزی گیاهان با افزایش دور آبیاری با مصرف کود زیستی افزایش پیدا کرد. تفاوت معنی‌داری در میزان تولید ریزغده با اندازه متوسط و ریز در سه دور آبیاری مشاهده نشد. با این حال در تولید ریز غده درشت تفاوت تیمارهای آبیاری معنی دار بود. در دو دور آبیاری 5 و 8 روزه در مقایسه با تیمار 11 روزه به طور متوسط 62 درصد غده درشت تری تولید شد. در درصد ماده خشک ریز غده تولیدی سه سطح آبیاری وضعیتی مشابه داشتند. دو رقم سیب زمینی در مجموع واکنشی متفاوت در تولید ماده خشک ریزغده داشتند. در مجموع با نتایج این پژوهش مشخص شد که استفاده از کود زیستی مایکوگرین در کشت ریزغده سیب‌زمینی در شرایط معمول آبیاری و حتی با اعمال تنش ملایم (افزایش طول دوره آبیاری به 3 روز)، سبب افزایش عملکرد کمی و کیفی تولید ریزغده در گیاهچه ها می شود.

مقالات پژوهشی

abstract

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.53287

چکیده Introduction: One of the microbiological preparations used for this study was Effective Microorganisms (EM), being a commercial mixture of photosynthesizing bacteria, Actinomycetes, lactic acid bacteria, yeasts and fermenting fungi. The microbiological composition of the EM concentrateincludesStreptomyces albus, Propioni bacterium freudenreichil, Streptococcus lactis, Aspergillus oryzae, Mucor hiemalis, Saccharomycescerevisiae and Candida utilis. Moreover, EM also contains an unspecified amount of Lactobacillus sp. Rhodo pseudomonas sp. and Streptomyces griseus. Effective Microorganisms have a positive effect on the decomposition of organic matter, limiting putrefaction, increasing nitrogen content in the root medium of plants, phosphorus, improving soil fertility and as a result contributing to the growth and development of the root systems of plants.
Selection of almond vegetative rootstocks for water stress tolerance is important for almond crop production in arid and semi-arid regions. The study of the eco-morphological characteristics that determine the success of a rootstock in a particular environment is a powerful tool for both agricultural management and breeding purposes. The aim of this work was to select the new rootstocks for water shortage tolerance, impact of water stress as well as Effective Microorganism (EM) on morphological characteristics of almond rootstocks.
Materials and Methods: In order to select the new rootstocks for water shortage tolerance, impact of water stress as well as EMonmorphologicalcharacteristics of almondrootstocks were studiedin thedepartment ofHorticulture, Ferdowsi University of Mashhad, in 2011-2012. The experiment was carried out with four replications in a completely random blockdesign to study the effects of two concentrations of EM (0 and 1%), three irrigation levels (normal irrigation 100%-control-and irrigation after depletion of 33 and 66% of available water), and four almond rootstocks including GF677 and selected natural hybrid of peach × almond (H1and H2), and almond vegetative rootstock (local control).In this study,EMtreatments for 60 days before stress treatments were applied so that in each irrigation, EM solution to a concentration of one percent was given to half of the experiment pots. Other pots were irrigated equally with normal water. Stress levels were applied from July as follow: full irrigation, watering after unloading 33% and 66% soil moisture availability. In order to evaluate the performance, seedling survival, plant growth, number of leaves, leaf area, root fresh and dry weight and leaves and root length were measured.
Results and Discussion: Analysis of variance showed that between rootstock levels across all treatments were significantly differences at 0.01 level of probability. Comparison of means showed that the highest fresh and dry weight and leaf are awere observed forGF677and H1.Rootstockannualgrowth rate was also different. Most of the growth was related to the H1 Rootstocks. Thes urvival ratewas significantly different from the Rootstocks ofGF677,andH1showedthe highestpercentage of survival. The degree of adaptation to drought in varieties of almonds is different. The results showed that changes ingrowthparametersinGF677and H1were observed less often than other rootstocks. Because of strong roots,GF677and H1continue to attract more minerals under stress conditions.
Analysis of variance showed that the between irrigation levels for all treatments were significantly different at 0.01 level of probability. Comparison of means showed that among the study traits, the highest amount was obtained from complete irrigation, while irrigationat66 percenthad the least amount. Water stress may directly affect photosyn thesis, through leaf photochemicalprocessorindirectly,byclosing stomata, reducingleaf area and growth.
The results showed that the levels of(EM) on the leaf surface, leaf number, annual growth, root dry weight and volume were significantly different (p