با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 29، شماره 1، بهار 1394 
مقالات پژوهشی

بررسی اثر تاریخ کاشت بر دو اکوتیپ رازیانه (Foeniculum vulgar L. ) در شرایط آب و هوائی مشهد

صفحه 1-10

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48434

الهام عزیزی، آسیه سیاهمرگویی، احمد نظامی، علی اصغر محمدآبادی، رضا سهیلی

چکیده به‌منظور ارزیابی کشت پاییزه رازیانه در شرایط آب و هوایی مشهد، آزمایشی در سال‌های زراعی 83-1382 و 1384 – 1383 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، بصورت کرت‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل دو اکوتیپ بومی رازیانه (کرمان و خراسان) و سه تاریخ کاشت (مهر، آذر و اسفند) بود. بذر گیاهان رازیانه تنها در سال زراعی 1383 – 1382 کاشته شدند و در سال زراعی بعد، گیاهان از بخش‌های باقیمانده ساقه در مجاورت سطح زمین مجدداً رشد کردند. نتایج نشان داد که در پایان سال زراعی اول، تعداد بوته باقی مانده در تاریخ کاشت اسفند تقریباً 3 برابر کاشت اول بود. در سال زراعی دوم، تعداد بوته باقی مانده در کاشت اسفند 5/6 برابر کاشت مهر و 7/2 برابر کاشت آذر بود. در هر دو سال زراعی بین دو اکوتیپ کرمان و خراسان از نظر تعداد بوته باقیمانده در انتهای فصل رشد تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. در سال دوم علی‌رغم معنی‌دار نبودن اثر تاریخ کاشت و رقم بر وزن خشک و تعداد شاخه‌های اولیه و ثانویه در گیاهان کاشت مهر، از نظر این صفات دارای برتری نسبت به گیاهان کاشت آذر و اسفند بودند. تعداد چترهای بدون دانه در کاشت مهرماه 4/3 برابر گیاهان کاشت آذرماه و 8/8 برابر گیاهان کاشت اسفندماه بود. اثر تاریخ کاشت بر وزن دانه در بوته معنی‌دار نبود، با این وجود وزن دانه در گیاه در کاشت مهر بیشتر از کاشت آذر و اسفند بود. در سال اول آزمایش بیشترین عملکرد در تاریخ کاشت مهر (7/68 گرم در مترمربع) و کمترین آن در تاریخ کاشت اسفند (5/20 گرم در مترمربع) بدست آمد، در صورتی‌که در سال زراعی دوم بیشترین و کمترین عملکرد به ترتیب در تاریخ کاشت اسفند و مهر با 3/45 و 2/14 گرم در متر مربع حاصل شد.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر رژیم‌های مختلف آبیاری و انواع مالچ بر خصوصیات رویشی و میزان اسانس نعنا فلفلی (Mentha piperita)

صفحه 11-21

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.45070

مجید عزیزی، سهیلا شهریاری، حسین آرویی، حسین انصاری

چکیده نعنا فلفلی با نام علمی Mentha piperita L.، از جمله گیاهان دارویی و معطر با ارزش در صنایع دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی است که به دلیل طیف وسیع کاربرد آن در صنایع مختلف دارویی در سطح وسیعی از مزارع کشت می شود. به منظور بررسی تأثیر رژیم های مختلف آبیاری و انواع مالچ بر شاخص‌های فیزیولوژیک و میزان اسانس گیاه دارویی نعنا فلفلی، آزمایشی در سال های 1390-1389 در مزرعة دانشکدة کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد که فاکتورهای آن را سه سطح آبیاری (100 ،80 و 60 درصد نیاز آبی محاسبه شده از تشت تبخیر کلاس A) و دو نوع مالچ (پلاستیک سیاه، چیپس چوب) و شاهد بدون پوشش تشکیل می-دادند. نتایج حاصل از دو چین به تفکیک به صورت آزمایش فاکتوریل بر مبنای بلوک‌های کامل تصادفی و داده های حاصل از یک سال به صورت اسپلیت پلات در زمان آنالیز شده است. نتایج حاصل از دو چین نشان داد که نعنا فلفلی در چین اول نسبت به چین دوم از رشد بهتری برخوردار بود. به طوری که این گیاه بیش‌ترین میزان وزن خشک بوته، درصد و عملکرد اسانس را در چین اول تولید نمود، اما بالاترین وزن خشک (12/44 گرم)، بالاترین میزان اسانس (835/2 درصد حجمی به وزنی) و هم‌چنین بالاترین عملکرد اسانس (7/116 لیتر در هکتار) با تیمار اثر متقابل مالچ چیپس چوب به همراه سطح سوم آبیاری در چین دوم حاصل شد. نتایج نشان داد نعنا فلفلی با تیمار مالچ چیپس چوب به همراه سطح سوم آبیاری بیش‌ترین عملکرد ماده خشک و عملکرد اسانس را در واحد سطح تولید نمود.

مقالات پژوهشی

مقایسه صفات کمی و کیفی چهار رقم نارنگی تجاری (Citrus reticualta Blanco)روی پایه فلائینگ‌دراگون (Poncirus trifoliata var. monstrosa)

صفحه 22-29

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48436

ابراهیم عابدی قشلاقی، رضا فیفائی، داود جوادی مجدد

چکیده فلائینگ‌دراگون یکی از پایه‌های مرکبات بوده که به عنوان پایه پاکوتاه کننده امیدبخش در جهان شناخته شده است. این آزمایش برای بررسی صفات کمی و کیفی چهار رقم نارنگی (انشو، کلمانتین، پیج و یونسی) روی پایه فلائینگ دراگون در ایستگاه تحقیقات آستارا انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 4 تیمار در3 تکرار اجرا شد. صفات کمی، کیفی میوه و صفات رویشی به ترتیب به مدت 3، 6 و یک سال مورد بررسی قرار گرفت. عملکرد به طور معنی‌دار تحت تاثیر رقم و سال قرار گرفت و بیشترین میزان، در سال آخر آزمایش از رقم یونسی و کمترین میزان در سال پنجم آزمایش از رقم انشو مشاهده شد. میانگین وزن میوه و TSS/TAبه‌طور معنی‌دار تحت تاثیر اثر برهمکنش سال و رقم قرار گرفت. بیشترین میانگین وزن میوه از رقم یونسی در سال 85 و بیشترین میزان TSS/TAدر سال 88 از رقم کلمانتین مشاهده شد. رقم انشو به‌طور معنی‌دار بیشترین میزان شاخص سال‌آوری و رقم پیج کمترین میزان را نشان داد. بیشترین کارایی عملکرد، عملکرد تجمعی و ارتفاع نهال در رقم یونسی و بیشترین پهنا و تاج در رقم انشو مشاهده شد. کمترین عملکرد و اندازه درخت از رقم پیج مشاهده شد.

مقالات پژوهشی

اثر مقدار یون‌های فلزی در بافت گلبرگ بر ظهور رنگ نهائی گل‌های ژربرا

صفحه 30-36

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48437

عبداله حاتم زاده، راضیه اکبری، ریحانه سریری، داوود بخشی

چکیده برهمکنش بین رنگدانه‌های گل و یون‌های فلزی می‌تواند رنگ نهایی گلبرگ‌ها را تغییر دهد. یون‌های فلزی به واسطه تاثیری که بر اسیدیته گلبرگ‌ها و فعالیت آنزیم‌های مختلفی که در بیوسنتز، تخریب، تجمع و انتقال انواع رنگدانه‌ها دارند، می‌توانند نقش اساسی در تثبیت رنگ گلبرگ‌ها داشته باشند. در این تحقیق مقدار یون‌های فلزی و ارتباط آن با مولفه‌های رنگ گل در شش رقم ژربرا با رنگ‌های مختلف در مرحله شکوفائی مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. در بررسی مقدار یون‌ها در ارقام مختلف، تفاوت معنی‌داری از نظر آماری در مقدار مس مشاهده نشد. نتایج نشان داد که هرچه میزان آهن در گلبرگ‌ها افزایش می‌یابد، میزان تمایل به قرمزی و مقدار رنگ‌مایه گل‌ها بیشتر و شدت روشنائی گل‌ها کاهش می‌یابد، همچنین با کاهش میزان روی در بافت گلبرگ، تمایل به تیرگی رنگ افزایش می‌یابد. منیزیم نیز برعکس کلسیم، همبستگی مثبت و معنی‌داری با درجه رنگ‌مایه و تمایل به قرمزی و همچنین همبستگی منفی و معنی‌داری با شدت روشنائی یا شفافیت گلبرگ‌ها نشان داد. در مجموع در این مطالعه، از بین یون‌های ارزیابی شده در ژربرا یون‌های آهن، کلسیم و منیزیم ارتباط موثرتری با مولفه‌های رنگ نشان دادند. هم‌چنین مقدار یون‌های فلزی آهن، مس، روی، منگنز، کلسیم و منیزیم در بافت گلبرگ ارقام مختلف ژربرا به ترتیب در محدوده 012/0–0076/0، 004/0–0035/0، 003/0– 0017/0، 3200/0–0021/0، 97/2–18/2 و 79/1–45/1 میلی‌گرم در هر گرم وزن تر گلبرگ متغیر بود.

مقالات پژوهشی

تاثیر کودهای ریزمغذی آهن و روی بر عملکرد و اجزای عملکرد آنیسون

صفحه 37-46

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48438

شیرین ناطقی، علیرضا پیرزاد، رضا درویش زاده

چکیده افزایش عناصر در خاک و محلول غذایی احتمالا منجر به افزایش عملکرد و افزایش مقدار عناصر برگ و بهبود کیفیت میوه می گردد. بنابراین، تعیین مقادیر مناسب عناصر غذایی برای افزایش عملکرد کمی و کیفی در گیاهان ضروری می باشد. دراین تحقیق اثر محلول پاشی کودهای آهن و روی بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی آنیسون Pimpinella anisum به‌صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه بررسی شد. نتایج تجزیه واریانس داده ها نشان داد که اثر متقابل بین آهن و روی بر تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک و دانه، و شاخص برداشت معنی دار شد. مقایسه میانگین ترکیبات تیماری نشان داد که بیشترین وزن هزار دانه (22/2 گرم) از ترکیب تیماری آهن صفر و روی 2 در هزار، و کمترین وزن هزار دانه (92/1 گرم) از کاربرد آهن 2 و روی صفردر هزار حاصل شد. بیشترین تعداد دانه در بوته (762)، عملکرد بیولوژیک (2652 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد دانه (1372 کیلوگرم در هکتار) از ترکیب تیماری روی 4 و آهن 6 در هزار، و کمترین تعداد دانه در بوته (272)، عملکرد بیولوژیک (716 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد دانه (470 کیلوگرم در هکتار) از تیمار آهن صفر و روی 6 در هزار حاصل شد. بیشترین شاخص برداشت (18/66 درصد) از تیمار بدون آهن و روی، و کمترین شاخص برداشت (67/46 درصد) از کاربرد آهن 4 و روی صفر در هزار به دست آمدند. درصد اسانس در مقادیر متوسط آهن و روی نسبت به شاهد افزایش داشت. ولی تجمع آهن و روی در سطوح بالاتری از محلول پاشی به حداکثر رسید.

مقالات پژوهشی

تأثیر تیمارهای مختلف کودی برخصوصیات کمّی و کیفی گیاه دارویی اسفرزه (Plantago ovata)

صفحه 47-54

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48440

قربانعلی اسدی، علی مومن، مینا نورزاده نامقی، سرور خرم دل

چکیده کاربرد کودهای آلی یکی از مهم‌ترین راهکارهای تغذیه ای گیاه در مقایسه با کودهای شیمیایی به‌ویژه در شرایط مدیریت ارگانیک گیاهان دارویی است. به منظور مطالعه اثر کودهای مختلف آلی و شیمیایی بر عملکرد، اجزای عملکرد و ویژگی های کیفی گیاه دارویی اسفرزه (Plantago ovata)، آزمایشی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 10 تیمار و سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی91-1390 اجرا شد. تیمارها شامل سه سطح کود نیتروژن (25، 50 و75 کیلوگرم در هکتار)، سه سطح کود گاوی (5،10 و 15 تن در هکتار)، سه سطح ورمی کمپوست (2، 4 و 6 تن در هکتار) و شاهد بودند. نتایج نشان داد که اثر کودهای مختلف بر تمامی صفات مورد مطالعه به‌جز میزان تورم اسفرزه معنی دار (05/0p≤) بود. به‌طوری‌که بهترین حالت برای تیمارهای 6 تن ورمی‌کمپوست و 15 تن کود گاوی مشاهده شد. بیشترین عملکرد دانه (4/548 کیلوگرم در هکتار) برای 6 تن ورمی‌کمپوست حاصل شد که نسبت به شاهد 26 درصد افزایش نشان داد. با افزایش مقدار کودهای آلی محتوی موسیلاژ، فاکتور تورم و میزان تورم اسفرزه افزایش یافت، بیشترین محتوی موسیلاژ و فاکتور تورم برای 15 تن کود گاوی (به ترتیب با3/35 درصد و 4/13میلی لیتر) به‌دست آمد. بدین ترتیب، با توجه به تأثیر مثبت کودهای آلی بر عملکرد کمی و کیفی اسفرزه در مقایسه با کود شیمیایی، چنین بنظر می رسد که این نهاده های آلی می توانند جایگزین مناسبی برای بهبود رشد و عملکرد گونه های دارویی نظیر اسفرزه در نظام های کم نهاده باشند.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر ترکیبات ضدتعرق طبیعی بر برخی از صفات فیزیولوژیکی و بیولوژیکی گیاه دارویی ریحان (Ocimum basilicum) تحت شرایط تنش خشکی

صفحه 55-67

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48441

روح اله عامری، مجید عزیزی، علی تهرانی فر، وحید روشن

چکیده به منظور بررسی تاثیر تنش خشکی و کاربرد ترکیبات ضدتعرق بر گیاه دارویی ریحان، آزمایش فاکتوریلی شامل 3 سطح آبیاری (شاهد- 500، تنش متوسط- 375 و تنش شدید- 250 میلی‌لیتر آبیاری در 24 ساعت) و 3 ترکیب ضدتعرق کیتوزان، موسیلاژ اسفرزه و موسیلاژ بارهنگ هر کدام در 3 سطح (5/0، 1 و 5/1 درصد وزن خشک به حجم حلال) با 3 تکرار و بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام پذیرفت. در این تحقیق صفاتی از قبیل، میزان فتوسنتز، تعرق روزنه‌ای، هدایت ‌روزنه‌ای، دی‌اکسید‌کربن اتاقک ‌روزنه، محتوای کلروفیل و کاروتنوئید‌ و دمای سطح برگ اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که اثر آبیاری و مواد ضدتعرق در صفات مورد اندازه‌گیری معنی‌دار بودند (01/0P≤ و 05/0P≤). بیشترین میزان صفات مورد اندازه‌گیری در سطح اول آبیاری و سطوح متفاوتی از ترکیبات ضدتعرق مشاهده شد. کلیه ترکیبات ضدتعرق، میزان تعرق را بطور معنی‌داری کاهش دادند و این کاهش در غلظت‌های بالاتر بیشتر بود. به‌طوری‌که ترکیب کیتوزان در سطوح 5/1 و 1 درصد نسبت به نمونه شاهد، میزان تعرق را تا دو برابر کاهش داد. در مورد فتوسنتز نیز تیمار 5/0 و 1 درصد کیتوزان توانستند تا 30 درصد میزان فتوسنتز را نسبت به شاهد افزایش دهند. هم‌چنین مشخص شد که با کاربرد ترکیبات ضدتعرق در شرایط آبیاری محدود میزان ماده خشک افزایش یافت. ترکیبات ضدتعرق درصد و عملکرد اسانس را نسبت به شاهد کاهش دادند. با توجه به نتایج به دست آمده در این آزمایش می‌توان بیان نمود که ترکیبات ضدتعرق با منشا طبیعی، ترکیباتی ایمن، ارزان و زیست تجزیه‌پذیر بوده و جایگزین مناسبی برای ترکیبات ضدتعرق شیمیایی متداول می‌باشند، اما تجاری نمودن این ترکیبات نیاز به آزمایشات تکمیلی دارد.

مقالات پژوهشی

تأثیر هورمون‌های رشد بر باززایی درون شیشه‌ای زنبق مردابی (Iris pseudacorus)

صفحه 68-78

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.21577

اسماعیل چمنی، مبینا طاهری

چکیده به‌منظور انجام این طرح، سه آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی در آزمایشگاه کشت بافت گروه باغبانی دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد. برای باززایی گیاه از بذر، از غلظت‏‏های مختلف NaOH(5، 10، 15و20 مولار) و خراش‏دهی با کاغذ سمباده (خراش‏دهی نرم، خراش‏دهی متوسط و خراش‏دهی سخت) استفاده شد. نتایج حاصل از مقایسه میانگین داده‏‏ها نشان داد که غلظت 20 مولار NaOH و نیز خراش‏دهی سخت با کاغذ سمباده بیشترین میزان جوانه‏زنی را داشتند. دو ماه پس از جوانه‌زنی بذور، هیپوکوتیل حاصل از دانهال‌های بذری طی دو آزمایش جداگانه تیمار شدند که در آزمایش اول غلظت‌های 1، 2 و 4 میلی‏گرم بر لیتر از هورمون‏های اکسین (پیکلرام و 2,4-D) و در آزمایش دوم غلظت‌های 1، 2 و 4 میلی‏گرم بر لیتر سایتوکینین (TDZ و BA) با 4 تکرار برای هر تیمار، در قالب طرح کاملاً تصادفی کشت شدند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‏ها نشان داد که بین تیمار‌ها در مقایسه با شاهد تفاوت معنی‏داری در سطح احتمال 1 درصد وجود داشت. نتایج حاصل از مقایسه میانگین داده‏ها در پارامترهای رشد کالوس نشان داد که غلظت 4 میلی‏گرم بر لیتر پیکلرام و 1 میلی‏گرم بر لیتر بیشترین تأثیر را بر القای کالوس در این گیاه داشت. نتایج حاصل از مقایسه میانگین داده‏ها در پارامترهای رشد گیاهچه نشان داد که تیمار BA با غلظت1 میلی‏گرم بر لیتر بیشترین میزان شاخه‌زایی را در این گیاه تولید نمود.

مقالات پژوهشی

ارزیابی تأثیر روش ضدعفونی ونوع بسته‌بندی برشاخص‌های کیفی رطب رقم برحی (Phoenix dactylifera cv. Barhee)

صفحه 79-86

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.21894

فاطمه روشنی، سید محمد حسن مرتضوی، احمد مستعان، ناجی صیاحی

چکیده رقم برحی یکی از مهم‌ترین ارقام تجاری خرما می‌باشدکه تولید آن در ایران عمدتاً در استان خوزستان صورت می‌گردد. این رقم در هر سه مرحله پایانی نمو به‌ویژه مرحله رطب، طرفداران زیادی دارد. بافت میوه خرما در مرحله رطب نرم بوده و به علت رطوبت و قند بالا، خیلی زود توسط میکروارگانیسم‌ها آلوده شده و عمر نگهداری کوتاهی دارد. استفاده از روش‌های نوین جهت ضدعفونی و بسته‌بندی مناسب می‌تواند با کاهش این محدودیت‌ها، سبب گسترش بازار مصرف این محصول با ارزش شود. در این پژوهش میوه‌های خرمای رقم برحی در مرحله رطب برداشت و پس از ضدعفونی به دو روش پاستوریزاسیون با حرارت و پرتودهی فرابنفش در بسته‌های از جنس پلی‌پروپیلن به دو روش کاملاً بسته (سیل) و منفذدار بسته‌بندی شدند. میوه‌ها در دمای 5 درجه سانتی‌گراد قرار گرفته و پس از گذشت سه ماه از نظر خصوصیات بیوشیمیایی و کیفی شامل درصدکاهش وزن، درصد آب بافت، غلظت مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، غلظت ترکیبات فنولی، میزان کلنی کپک رشد یافته و رنگ ظاهری آنالیز شدند. این پژوهش بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی در سه تکرار طراحی و اجرا شد. نتایج نشان دادکه ضدعفونی میوه‌ها به هر دو روش سبب کنترل قابل توجه بار میکروبی میوه رطب گردید و میوه‌های ضدعفونی شده با پرتو فرابنفش، کم‌ترین تغییرات از نظر رنگ سطحی، درصد کاهش وزن، اسیدیته قابل تیتر و غلظت مواد جامد محلول راداشتند. هم‌چنین میوه‌های قرار گرفته در بسته‌بندی سیل کاهش وزن ناچیزی داشته، و به دلیل عدم قرار گرفتن در معرض هوای محیط، از تغییرات رنگ و آلودگی میکروبی ناچیزی برخوردار بودند.

مقالات پژوهشی

کلروفیل، قند محلول و وزن خشک گل بابونه آلمانی در واکنش به متی‌ جاسمونات درشرایط تنش شوری

صفحه 87-94

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.22877

فاطمه سلیمی، فرید شکاری، جواد حمزه ئی

چکیده استفاده از تنظیم کننده های رشد گیاهی در شرایط محیطی تنش زا می تواند رشد گیاه و تولید محصول را بهبود بخشد. بنابراین، در این آزمایش واکنش سرعت فتوسنتز، کلروفیل، میزان قند محلول و عملکرد بابونه آلمانی به متیل جاسمونات در سطوح مختلف شوری مطالعه شد. مقادیر 0، 75، 150، 225 و 300 میکرومولار متیل جاسمونات به همراه سطوح شوری 2، 6، 10 و 14 دسی زیمنس بر متر به صورت فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار ارزیابی شد. اثر متیل جاسمونات و شوری بر سرعت فتوسنتز، اختلاف دمای برگ، محتوای رطوبت نسبی (RWC)، کلروفیل a، b و کلروفیل کل، میزان قند محلول و وزن خشک گل معنی دار شد. اثر متقابل متیل جاسمونات در شوری نیز بر تمامی صفات به جز اختلاف دمای برگ معنی دار بود. بیشترین میزان سرعت فتوسنتزی (99/9 میکرومول CO2 در متر مربع در ثانیه)، RWC (73/91 درصد)، کلروفیل a، b و کلروفیل کل به ترتیب 98/5، 18/41 و 10/45 میلی گرم در گرم و وزن خشک گل (73/3 گرم در گلدان) مربوط به تیمار 75 میکرومولار متیل جاسمونات و شوری 6 دسی زیمنس بر متر بود. ولی، این تیمار با تیمار 75 میکرومولار متیل جاسمونات در سطح شوری 2 دسی زیمنس بر متر از نظر RWC و وزن خشک گل تفاوت نداشت. بیشترین میزان قند محلول نیز از تیمار 75 میکرومولار متیل جاسمونات و سطح شوری 14 دسی زیمنس بر متر حاصل شد. در مجموع، کاربرد متیل جاسمونات منجر به افزایش RWC و کاهش اثرات سوء تنش شوری گردید. با کاهش RWC، میزان فتوسنتز، کلروفیل و وزن خشک گل کاهش و به دنبال آن اختلاف دمای برگ با محیط نیز بیشتر ارزیابی گردید.

مقالات پژوهشی

بررسی تغیییرات آنزیم‌های کاتالاز و پراکسیداز و پروتئین کل در پاسخ به تنش سرما در برخی ارقام انگور

صفحه 103-110

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.24987

مریم کریمی علویجه، علی عبادی، امیر موسوی، علیرضا سلامی

چکیده سرمازدگی یکی از مهم‌ترین استرس های محیطی می باشد که عملکرد و کیفیت بسیاری از محصولات کشاورزی را تحت تاثیر قرار می دهد. گیاهان مختلف برای تحمل سرما و از بین بردن صدمات ناشی از آن، از سیستم های مختلفی استفاده می‌کنند. یکی از این سیستم‌ها، سیستم آنزیمی می‌باشد. برای درک بهتر پاسخ ارقام مختلف انگور به شرایط تنش دمای پایین، تغییرات آنزیمی در طی زمان‌های مختلف بعد از تنش سرما به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه‌های برگی گرفته شده ازگیاهان انگور تحت تنش سرما، برای تهیه عصاره آنزیمی در دمای منهای 80 نگهداری شدند. کاهش دما تا مرز چهار درجه سانتیگراد برای انگیزش و القا ژنهای سنتز کننده پروتئین‌های سازگاری به سرما کافی است. نتایج این آزمایش نشان داد که با کاهش دما فعالیت آنزیمی بین شش رقم انگور ایرانی (اتابکی، خلیلی دانه‌دار، شاهرودی، رجبی سیاه، عسکری و بیدانه سفید) و هم‌چنین انگور آمریکایی ریپاریا تغییر یافت. بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز و پراکسیداز مربوط به انگور خلیلی دانه دار و گونه ریپاریا و کمترین فعالیت مربوط به ارقام رجبی سیاه، بیدانه سفید و شاهرودی بود. فعالیت آنزیم گوئیکولپراکسیداز، در تمامی ارقام در محدوده زمانی 12 ساعت پس از اعمال تنش سرما به حداکثر رسید و پس از آن تقریبا ثابت ماند، در حالی‌که حداکثر فعالیت آنزیم کاتالاز در بین ارقام مورد آزمایش در محدوده زمانی هشت ساعت مشاهده شد. هم‌چنین شرایط تنش باعث افزایش محتوی پروتئین کل در نمونه‌هایمورد آزمایش شد که در این سنجش، رقم خلیلی دانه‌دار بیشترین میزان پروتئین کل را دارا بود و بیشترین تجمع پروتئین در محدوده زمانی 12 ساعت مشاهده شد.

مقالات پژوهشی

اثر محلول پاشی عناصر ریز مغذی آهن، روی و منگنز بر عملکرد، اجزای عملکرد و روغن دانه همیشه بهار (L. Calendula officinalis)

صفحه 95-102

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.24618

اسماعیل رضائی چیانه، سعید زهتاب سلماسی، علیرضا پیرزاد، امیر رحیمی

چکیده اگر چه مطالعات متعددی درباره تاثیر عناصر ریز مغذی بر رشد و عملکرد گیاهان مختلف انجام شده است، اما اطلاعات کمی درباره تاثیر این عناصر ریز مغذی بر عملکرد و مقدار روغن دانه همیشه بهار (L. Calendula officinalis) وجود دارد. در این راستا، به منظور ارزیابی اثر محلول پاشی عناصر ریزمغذی آهن، روی و منگنز بر عملکرد، اجزای عملکرد و روغن دانه گیاه دارویی همیشه بهار، آزمایشی در سال زراعی 1389- 1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه پیام نور آذربایجان غربی- شهرستان نقده، در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار و هشت تیمار به اجرا در آمد. تیمارهای آزمایش شامل مصرف جداگانه عناصر ریز مغذی آهن، روی، منگنز و تیمارهای ترکیبی آنها (آهن+ روی، آهن+ منگنز، روی+ منگنز، آهن + روی+ منگنز) و تیمار عدم مصرف عناصر ریز مغذی (شاهد) بودند. محلول پاشی هریک از عناصر ریزمغذی با غلظت دو در هزار در دو مرحله ساقه دهی و شروع گلدهی انجام گرفت. صفات مورد مطالعه شامل ارتفاع بوته، تعداد کاپیتول در بوته، تعداد دانه در کاپیتول، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیکی، عملکرد دانه، درصد روغن دانه و عملکرد روغن بودند. نتایج نشان داد که محلول پاشی عناصر ریزمغذی بر تمام صفات مورد مطالعه اثر معنی داری داشته و سبب بهبود اجزای عملکرد، عملکرد دانه، درصد روغن و عملکرد روغن نسبت به تیمار شاهد گردید. تیمار محلول پاشی با آهن بیشترین تعداد دانه در کاپیتول، وزن هزار دانه و عملکرد بیولوژیکی و تیمار ترکیبی روی+ آهن بیشترین تعداد کاپیتول در بوته و عملکرد دانه (33/643 کیلوگرم در هکتار) و تیمار ترکیبی روی+ آهن+ منگنز بالاترین عملکرد روغن (20/124 کیلوگرم در هکتار) را تولید کردند، به طوریکه عملکرد دانه و عملکرد روغن به ترتیب 27/31 و 18/44 درصد بیشتر از تیمار شاهد بود. از نتایج به‌دست آمده در این آزمایش می توان نتیجه گیری کرد که استفاده از عناصر ریز مغذی به دلیل افزایش قابل ملاحضه عملکرد دانه و روغن در منطقه مورد آزمایش توصیه می-گردد.

مقالات پژوهشی

تاثیر BAP و TIBA بر روی پرآوری شاخساره در کشت درون شیشه ای رز رقم فول هاوس

صفحه 111-118

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.25304

سمیه حاجیان، سعداله علیزاده اجیرلو، فریبرز زارع نهندی

چکیده ریزازدیادی روشی مناسب برای تکثیر سریع و انبوه ارقام و پایه‌های رز مورد نیاز بالای بازار گل است. بعد از چند واکشت، میزان پرآوری شاخساره به شدت کاهش پیدا می کند و تنظیم کننده های رشد تاثیر مهمی در مرحله کلیدی پراوری این محصول دارند. در این تحقیق اثرات BAP و ضداکسین TIBA بر کمیت و کیفیت شاخه‌های تولید شده رقم فول هاوس رز مورد مطالعه قرار گرفت و در آن BAP و TIBA هر کدام در سه غلظت 0، 2/2 و 8/8 میکرومولار در مرحله پرآوری استفاده شدند. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار اجرا شد. پس از دو ماه قرارگیری شاخساره‌ها در مرحله‌ی پرآوری، پارامترهای درصد پرآوری، درصد زنده‌مانی شاخساره‌ها، تعداد شاخساره‌های جانبی، میزان رشد شاخساره‌ی اصلی، متوسط طول شاخساره‌های جانبی، تعداد برگ سبز در شاخساره‌ی اصلی، متوسط تعداد برگ سبز شاخساره‌های جانبی، متوسط تعداد برگ کلروز و نکروز شاخساره‌ها، متوسط قطر قاعده شاخساره‌های جانبی، وزن تر شاخساره‌ها و تعداد شاخساره‌های با نوک نکروزه شده اندازه‌گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که BAPروی تعداد برگ سبز شاخساره‌ی اصلی و تعداد شاخساره‌های با نوک نکروزه شده اثر معنی‌داری نداشت ولی سایر پارامترهای اندازه‌گیری شده را بهبود بخشید. غلظت 8/8 میکرو مولار BAP اثرات بهبوددهنده‌ی بیشتری نسبت به 2/2 میکرومولار آن داشت. غلظت بالای TIBA، تعداد شاخساره‌های با نوک نکروزه شده را به طور معنی‌داری افزایش داد. این آنتی‌اکسین روی وزن تر شاخساره‌ها اثر منفی داشت ولی سایر پارامترهای اندازه‌گیری شده را به طور معنی‌داری تحت تأثیر قرار نداد.

مقالات پژوهشی

تاثیر کودهای آلی، بیولوژیک و شیمیایی بر عملکرد پروتئین خام، روغن و اسیدهای چرب سیاهدانه (Nigella sativa L.)

صفحه 119-126

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.28253

پرویز رضوانی مقدم، سید محمد سیدی

چکیده به منظور بررسی اثرات کودهای آلی، بیولوژیک و شیمیایی بر عملکرد پروتئین خام و روغن بذر سیاهدانه و نیز مقادیر اسیدهای چرب تشکیل دهنده روغن آن، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و 12 تیمار در سال زراعی 89-1388 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. منابع کود (شامل ورمی کمپوست، اوره و شاهد) به عنوان عامل اول و کودهای بیولوژیک شامل نیتروکسین (دارای ازتوباکتر و آزوسپیریلوم)، میکوریزا، بیوسولفور (شامل تیوباسیلوس) + گوگرد و شاهد (عدم کود بیولوژیک)، عامل دوم آزمایش بودند. نتایج نشان داد که عملکرد پروتئین خام و روغن بذر سیاهدانه در کود ورمی کمپوست به طور معنی دار بیش از کود شیمیایی اوره بود. هم چنین در بین کودهای بیولوژیک، تنها بیوسولفور + گوگرد منجر به افزایش معنی دار عملکرد پروتئین خام و روغن بذر سیاهدانه شد. تجزیه شیمیایی بذور سیاهدانه به‌ترتیب نشان دهنده وجود 9/10 و 5/24 درصد پروتئین خام و روغن بذر بود. از نظر مقادیر اسیدهای چرب تشکیل دهنده ساختار روغن بذر، اسید لینولئیک (18/49 درصد) و اسید اولئیک (77/26 درصد) مهم ترین اسیدهای چرب غیراشباع و اسید پالمیتیک (68/12 درصد) اصلی ترین اسید چرب اشباع در سیاهدانه بودند.

مقالات پژوهشی

بررسی تغییرات بیوشیمیایی ایجاد شده در اثر محلول‌پاشی سالیسیلیک اسید و تیامین بر گل ژربرا رقم پینک الگانس (Gerbera jamesonii L., cv. Pink Elegance)

صفحه 127-133

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.30746

میثم منصوری، محمود شور، علی تهرانی فر، یحیی سلاح ورزی

چکیده ژربرا یکی از ده گل مهم شاخه بریده در جهان و ایران از نظر تولید و مصرف محسوب می شود. در مطالعه حاضر، به منظور بررسی اثر محلول-پاشی سالیسیلیک اسید و تیامین بر خصوصیات بیوشیمیایی گل ژربرا، آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با 4 تکرار در گلخانه تجاری شرکت گل آذین مقصود انجام شد. تیمار های آزمایش شامل صفر (آب شهری؛ شاهد)، سالیسیلیک اسید در غلظت های 75 و 150 میکرومولار و تیامین در غلظت های 250 و 500 میکرومولار بودند. محلول پاشی در دو مرحله و به فاصله دو هفته انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که تیمار های مورد استفاده تاثیر معنی داری بر خصوصیات بیوشیمیایی داشتند. تیامین در غلظت 250 میکرومولار سبب افزایش میزان کلروفیل a، b و کلروفیل کل، به ترتیب با میانگین 6/36، 2/17 و 1/61 میکروگرم بر گرم وزن تر شد، در حالیکه بیشترین میزان کاروتنوئید 8/7 میکروگرم بر گرم وزن تر مربوط به تیامین 500 میکرومولار می‌باشد. از سوی دیگر بیشترین میزان قندهای قابل احیا 5/181 میلی گرم بر گرم وزن تر در تیمار 75 میکرومولار سالیسیلیک اسید مشاهده شد. در این آزمایش، بیشترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز 5/94 و پراکسیداز 7/70 واحد آنزیم بر دقیقه در گرم وزن تر به ترتیب مربوط به تیمار 75 و 150 میکرومولار سالیسیلیک اسید بودند. از اینرو به نظر می رسد سالیسیلیک اسید و تیامین می توانند سبب افزایش رنگیزه های فتوسنتزی و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی گل ژربرا شوند.

مقالات پژوهشی

ارزیابی محتوای نسبی ژنوم و پاسخ به خشکی در دانهال های فستوکای بلند جمع آوری شده در ایران

صفحه 134-141

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.31417

محسن کافی، نیر اعظم خوش خلق سیما، عبدالمجید لیاقت

چکیده کاهش محتوای ژنوم می تواند مکانیسمی در جهت سازگاری با تنش های محیطی باشد، گزارش های متعددی از همبستگی بین اندازه ژنوم، شرایط آب و هوایی و وضعیت جوانه زنی در گیاهان گزارش شده است. محتوای نسبی ژنوم و رابطه آن با شاخص های استقرار گیاهچه تحت تنش خشکی در 14جمعیت از فستوکای بلند5 جمع آوری شده در ایران و دو رقم تجاری مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که جمعیت‌های فستوکای بلند تحت مطالعه به غیر از جمعیت بروجن (2 ایکس) همگی هگزاپلوئید (6 ایکس6) هستند. آنالیز کلاستر نتایج استقرار گیاهچه، تفاوت معنی‌داری را در محتوای نسبی ژنوم جمعیت های تحت مطالعه در چهار گروه نشان داد. جمعیت‌های اصفهان (گروه ІІ: با محتوای نسبی ژنوم 95/17 پیکوگرم) و قوچان (گروه VI: با محتوای نسبی ژنوم 56/18 پیکو گرم) به ترتیب با 100 درصد و 7/6 درصد جوانه زنی و طول برگ 8/8 و 3/2 سانتی‌متر در تنش 40 درصد ظرفیت زراعی به ترتیب مقاوم‌ترین و حساس‌ترین جمعیت‌ها طی تنش خشکی شدید در مراحل ابتدای سبز شدن بودند. همبستگی منفی معنی‌داری بین محتوای نسبی ژنوم در جمعیت های تحت مطالعه و دو رقم خارجی با درصد نهایی سبز شدن بذور (56/0-) و طول برگ (61/0-) مشاهده شد. به نظر می‌رسد کاهش محتوای نسبی ژنوم مکانیسمی در جهت سازگاری با تنش‌های محیطی باشد. در جمعیت‌های دو گروه І و II مقاومت به خشکی خوبی در مراحل ابتدایی جوانه زنی و رشد مشاهده گردید که نشان دهنده پتانسیل این جمعیت‌ها برای برنامه‌های اصلاحی آینده می‌باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی روابط بین عملکرد بذر و برخی از صفات میوه در توده‌های کدو خورشتی ایران (Cucurbita pepo L.)

صفحه 142-149

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.48446

رحیم برزگر، سعداله هوشمند، غلامعلی پیوست

چکیده به منظور بررسی عملکرد بذر در هر میوه کدو خورشتی (Cucurbita pepo L) و رابطه آن با سایر صفات میوه شامل طول، قطر، نسبت طول به قطر (شکل میوه)، ضخامت گوشت، وزن هزار دانه و وزن میوه، آزمایشی با 24 توده کدو خورشتی (زمستانه و تابستانه) در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. صفات مرفولوژیکی مختلف در 24 توده طبق دیسکریتور UPOV اندازه گیری شد و سپس با استفاده از تجزیه خوشه-ای به روش UPGMA در چهار گروه (غالباً بر اساس شکل میوه ) دسته بندی شدند. تجزیه همبستگی، تجزیه رگرسیون و تجزیه علیت جهت بررسی روابط بین صفات فوق و تاثیر آن بر میزان عملکرد میوه ها در هر یک از خوشه ها انجام شد. همبستگی منفی بین عملکرد بذر با شکل میوه (نسبت طول به عرض میوه) و طول میوه وجود داشت. اما وزن میوه، قطر میوه و وزن هزار دانه با عملکرد بذر همبستگی مثبت داشتند. نسبت وزن بذر به وزن میوه رابطه منفی با وزن میوه داشت. بنابراین میوه های کوچکتر برای عملکرد بیشتر بذر به ازای واحد سطح، مناسب‌تر هستند. تجزیه علیت نشان داد که در همه گروه ها وزن میوه بیشترین تاثیر مستقیم مثبتی بر عملکرد بذر به ازای هر میوه در همه گروه ها داشت.