عملکرد و کیفیت پرتقال ’ناولینا‘ (Citrus sinensis cv. Navelina) روی پایههای مختلف
صفحه 18-1
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90972.1396
نگین اخلاقی امیری، علی اسدی کنگرشاهی
چکیده استان مازندران، 70 درصد کل پرتقال کشور را تولید میکند. برای تداوم تولید پایدار، استفاده از ارقام و پایههای متنوع و بررسی آنها در شرایط منطقه ضروری است. ازاینرو، تأثیر سه پایه سهبرگچهای مرکبات بر رشد رویشی و عملکرد کمّی و کیفی پرتقال رقم ’ناولینا‘ (Citrus sinensis cv. ’Navelina‘) طی هفت سال از زمان کاشت (1392) بررسی شد. در سال هفتم، پایه ’کاریزو سیترنج‘ (’Carrizo citrange‘)، بیشترین (765/0) و پایه ’سوینگل سیتروملو‘ (’Swingle citrumelo‘) کمترین (655/0) سازگاری ریختشناختی را با رقم ’ناولینا‘ نشان دادند. حجم متوسط درختان در سال هفتم از حداقل 48/4 مترمکعب روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘ تا حداکثر 24/5 مترمکعب روی پایه ’سیترنج C-35‘ (’C-35 citrange‘) متغیر بود. سه اصله از درختان روی پایه ’سیترنج C-35‘در سالهای پنجم و ششم، علائم کلروز شدید و ریزش برگ نشان دادند که دو اصله با مدیریت تغذیه و آبیاری دوباره به حالت طبیعی برگشتند، ولی یک اصله بهطور کامل زوال یافت. با اندازهگیری برخی از ویژگیهای میوه در نیمه آبان سالهای چهارم تا هفتم، متوسط اندازه میوه 282 گرم، متوسط ضخامت پوست 4/4 میلیمتر، نسبت طول به عرض میوه 011/1، مقدار پوست به وزن میوه 4/46 درصد، مقدار آب میوه به وزن میوه 2/41 درصد و شاخص برداشت از حداقل 84/8 روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘ تا حداکثر 74/10 روی پایه ’کاریزو سیترنج‘ متغیر بود. بالاترین متوسط عملکرد چهار سال (61/16 تن در هکتار) و بالاترین کارآیی عملکرد متوسط و سال پایانی (بهترتیب 07/6 و 77/7 کیلوگرم بر مترمکعب) روی پایه ’کاریزو سیترنج‘ ثبت شد. با توجه به نتایج، شروع برداشت پرتقال ’ناولینا‘ روی پایههای ’کاریزو سیترنج‘ و ’سیترنج C-35‘ از ابتدای آبان ماه (دو هفته زودتر از پرتقال ’تامسون ناول‘، رقم غالب منطقه) و روی پایه ’سوینگل سیتروملو‘، 20-15 آبان (همزمان با پرتقال ’تامسون ناول‘) میباشد.
بهینهسازی شرایط کشت درون شیشهای برای کالوسزایی گیاه گل راعی (Hypericum perforatum L.) بومی ایران
صفحه 30-19
https://doi.org/10.22067/jhs.2021.59629.0
منیزه عبدالله پور، مجید عزیزی، سیامک کلانتری، یوسف علی سعادت
چکیده گل راعی (Hypericum perforatum L.) یکی از مهمترین گیاهان دارویی میباشد که در درمان افسردگی به کار برده میشود. این تحقیق با هدف بهینهسازی کالوسزایی گیاه گل راعی در شرایط کشت درون شیشهای انجام گردید. بهمنظور مطالعه و بررسی وضعیت کالوسزایی گیاه گل راعی بومی ایران (توده آزاد شهر) از ریزنمونههای برگ و ساقه حاصل از شاخسارههای درون شیشهای این گیاه استفاده شد. ریزنمونهها در غلظتهای مختلف 2,4-D (25/0، 5/0 و 1 میلیگرم در لیتر) همراه با دو نوع سیتوکینین بنزیل آمینو پورین (BA) و کینیتین (Kin) (2/0، 5/0 و 1 میلیگرم در لیتر) و نیز غلظت یک میلیگرم در لیتر نفتالین استیک اسید (NAA) کشت شدند. کالوسها در ریزنمونه برگ در شرایط تاریکی رشد بیشتری داشته و بیشترین وزنتر کالوس (30/2 گرم) در تیمارهای 25/0 میلیگرم در لیتر 2,4-D + یک میلیگرم در لیتر کینیتین و 5/0 میلیگرم در لیتر 2,4-D + یک میلیگرم در لیتر بنزیل آمینو پورین به دست آمد. کالوسهای بهدستآمده پس از مدت کوتاهی قهوهای شدند. بهمنظور کنترل قهوهای شدن کالوسها، اثر نور (تاریکی و روشنایی ضعیف)، محیط کشت (محیط کشت MS و محیط کشت MS با ویتامینهای محیط B5) و چهار غلظت پلیونیل پیرولیدین (صفر، 50، 100 و 200 میلیگرم در لیتر) مورد بررسی قرار گرفت. روشنایی اثری بر کالوسزایی و قهوهای شدن کالوسها نداشت، ولی موجب کاهش رشد آنها گردید. استفاده از پلیونیل پیرولیدین منجر به کنترل قهوهای شدن کالوسها نشد، اگرچه رشد کالوسها را بهبود بخشید و بیشترین وزن تر کالوس (10/4 گرم) در غلظت 100 میلیگرم در لیتر پلیونیل پیرولیدین و در ریزنمونه برگ به دست آمد.
تأثیر اسیدفولویک بر ویژگیهای مورفو-فیزیولوژیکی و عمر گلجای رز رقم (Rosa hybrida c.v Dolce vita) تحت تنش شوری
صفحه 44-31
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92084.1410
مریم داننده، رسول آذرمی، موسی ترابی گیگلو، اسماعیل چمنی، زهرا اصلانی
چکیده گل رز (Rosa hybrida) یکی از مهمترین گلهای شاخه بریده در صنعت گلکاری است. شوری یکی از عوامل محیطی تأثیرگذار بر رشد و کیفیت این گیاه محسوب میشود. تغذیه مناسب میتواند نقش مهمی در افزایش تحمل گیاهان به تنشهای محیطی ایفا کند. این آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار، در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل شاهد (بدون شوری و بدون اسیدفولویک)، شوری با غلظت 120 میلیمولار، شوری + اسیدفولویک10 میلیگرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک30 میلیگرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک 60 میلیگرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک 90 میلیگرم در لیتر، شوری + اسیدفولویک 120 میلیگرم در لیتر بود. تنش شوری با استفاده از سدیم کلرید اعمال گردید و محلول غذایی روزانه متناسب با مرحله رشدی گیاه بهمیزان 100 تا 150 میلیلیتر به هر تیمار اضافه شد. نتایج نشان داد که اعمال تنش شوری با غلظت 120 میلیمولار باعث کاهش معنیدار در وزن تر برگ، وزن تر ساقه، تعداد گل، عمر گلجای، قطر گل، محتوای نسبی آب برگ و میزان کلروفیل a، b و کل در مقایسه با شاهد شد. همچنین نتایج نشان داد که کاربرد اسیدفولویک تأثیر معنیداری بر صفات مورد مطالعه داشت، بهطوریکه موجب افزایش شاخصهای رشدی، فیزیولوژیکی و کیفی گل رز گردید. براساس یافتههای این پژوهش، بهکارگیری اسیدفولویک میتواند در کاهش اثرات منفی تنشهای اسمزی و بهبود رشد و کارآیی گیاه رز در شرایط تنش شوری مؤثر باشد.
اثر محلولپاشی پوتریسین بر رشد و ویژگیهای فیزیولوژیکی نشاء گلگاوزبان ایرانی (Echium amoenum) در شرایط شوری
صفحه 60-45
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91889.1413
بهروز رحیم خانی، محبوبه ناصری، احمد احمدیان، مسعود علی پناه
چکیده پلیآمینها، نقش مهمـی در پاسخ به تنش در گیاهان ایفا میکنند، همچنین سطح پلیآمینها در گیاهان در شرایط تنش افزایش پیدا میکند. بهمنظور بررسی اثر پوتریسین بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی نشاء گلگاوزبان ایرانی (Echium amoenum) در شرایط تنش شوری، آزمایشی گلدانی در سال 1402 در گلخانه دانشگاه تربت حیدریه انجام شد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی اثر پوتریسین (یک نوع پلیآمین) بر ویژگیهای رشد و فیزیولوژیکی گلگاوزبان در شرایط تنش شوری ناشی از سدیم کلرید (NaCl) بود. تیمارهای آزمایشی بهصورت فاکتوریل با دو عامل کاربرد پوتریسین و تنش شوری با نمک سدیم کلرید، در قالب طرح کاملاً تصادفی در گلخانه انجام شد. عامل اول: پوتریسین در دو سطح صفر و 5/1 میلیمولار و عامل دوم: تنش شوری در سه سطح 6/1 ،4 و 8 دسیزیمنس بر متر بود. نتایج نشان داد که شوری تمام شاخصهای رویشی و رنگیزهها را بهطور معنیداری کاهش و میزان پرولین و درصد نشت یونی را افزایش داد. کاربرد پوتریسین باعث افزایش تمامی شاخصهای رشدی و رنگیزههای نشاء گلگاوزبان ایرانی در تمام سطح شوری شد و از این طریق با افزایش میزان فتوسنتز در گیاه به رشد بهتر گیاه در شرایط تنش شوری کمک کرد. بیشترین وزن خشک نشاء گلگاوزبان (6/0 گرم)، محتوای نسبی آب برگ (85 درصد)، کلروفیل a (4 میلیگرم بر گرم) و کلروفیل b (2/1 میلیگرم بر گرم) در تیمار محلولپاشی پوتریسین و شوری 6/1 دسیزیمنس بر متر به دست آمد. همچنین بیشترین میزان پرولین (61/11 میکرومول بر گرم) و قندهای محلول (02/1 میلیگرم بر گرم) در تیمار شوری 8 دسیزیمنس بر متر و کاربرد 5/1 میلیمولار پوتریسن حاصل شد. بهطورکلی محلولپاشی پوترسین (5/1 میلیمولار) از طریق افزایش رنگیزههای فتوسنتزی و صفات رشدی و افزایش پرولین و قندهای محلول میتواند بهعنوان یک راهکار مفید و عملی برای مقابله به تنش شوری در گیاه دارویی گلگاوزبان مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر پیشتیمارهای مختلف بر جوانهزنی بذر گیاه دارویی درمنه سفید (Artemisia herba-alba): راهکاری برای احیای یک گونه در معرض خطر
صفحه 76-61
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92128.1414
افسانه عزیزی، محمد محمودی سورستانی، حسین معتمدی، مجید بگ نظری
چکیده درمنه سفید (Artemisia herba-alba) گیاهی ارزشمند با کاربردهای دارویی و معطر میباشد که امروزه در لیست گیاهان در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی تیمارهای مختلف در دو آزمایش بهصورت جداگانه در آزمایشگاه علوم باغبانی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1403-1402 طراحی و انجام شد. آزمایش اول بهصورت فاکتوریل برپایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل اول آزمایش شامل تیمارهای هورمون اسیدجیبرلیک در سه غلظت، پتاسیم نیترات در سه غلظت به همراه شاهد بودند که بهصورت جداگانه اعمال شدند. عامل دوم شامل مدت زمان اعمال پرایمینگ در دو زمان 12 و 24 ساعت بود. براساس نتایج آزمایش اول، آزمایش دوم با تیمار برتر در آزمایش اول به همراه تیمارهای سرمادهی خشک و مرطوب بهعنوان عامل اول در تلفیق با تیمار نوری در چهار سطح بهعنوان عامل دوم انجام شد. براساس یافتههای آزمایش اول، بیشترین طول ساقهچه (13 میلیمتر)، ریشهچه (12 میلیمتر) و گیاهچه (25 میلیمتر)، وزن تر (011/0 گرم) و خشک گیاهچه (0022/0 گرم)، شاخص بنیه طولی (3/1806) و بنیه وزنی (1604/0)، درصد جوانهزنی (71 درصد)، سرعت جوانهزنی (1/8 بذر در روز) و فعالیت آنزیم آلفا-آمیلاز (0676/0 میلیگرم بر گرم وزن تر در دقیقه) در تیمار اسیدجیبرلیک 500 میلیگرم بر لیتر ثبت گردید. نتایج آزمایش دوم نشان داد که تحت تیمار 16 ساعت نور در تلفیق با هورمون اسیدجیبرلیک بیشترین شاخص بنیه طولی (2427) و وزنی (169/0)، درصد جوانهزنی (78 درصد)، سرعت جوانهزنی (73/9 بذر در روز) و میزان فعالیت آنزیم آلفا-آمیلاز (082/0 میلیگرم بر گرم وزن تر در دقیقه) ثبت گردید. تیمار تلفیقی 16 ساعت نور به همراه هورمون اسیدجیبرلیک، بیشترین تأثیر را بر شکست خواب بذر گیاه درمنه سفید داشت. تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از تیمار تلفیقی نور به همراه هورمون اسیدجیبرلیک، یک راهبرد بسیار مؤثر و کمهزینه جهت رفع خواب بذر و جوانهزنی گیاه دارویی درمنه سفید میباشد.
اثر محلولپاشی جلبک دریایی و ساکارز بر برخی از شاخصهای رشدی، فیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی ریحان (Ocimum basilicum L.)
صفحه 91-77
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92476.1418
عارفه خوشنودی آبرودی، وحید اکبرپور، محمدعلی بهمنیار، محبوبه آشناور
چکیده ریحان (Ocimum basilicum L.) گیاهی دارویی و معطر متعلق به خانواده نعناعیان است. در این پژوهش، اثر جلبک دریایی بهعنوان کود آلی نوین و ساکارز بهعنوان کربوهیدرات مؤثر در رشد، بر ویژگیهای کمّی و کیفی ریحان مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل سطوح مختلف کود مایع جلبک دریایی (A؛صفر، 1، 2 و 3 میلیلیتر در لیتر) و عصاره ساکارز (S؛ صفر، 5/2، 5 و 5/7 گرم در لیتر) بودند. نتایج نشان داد که اثر متقابل این دو عامل بر ارتفاع بوته، وزن تر و خشک بوته، سطح برگ، میزان کلروفیل، کاروتنوئید، آنتوسیانین، فعالیت آنتیاکسیدانی، فنل و فلاونوئید در سطح یک درصد معنیدار بود. بیشترین ارتفاع بوته (83/43 سانتیمتر)، وزن تر بوته (34/5 گرم)، وزن خشک بوته (65/0 گرم) و فعالیت آنتیاکسیدانی (46/64 درصد) در تیمار A1S7.5 مشاهده شد. تیمار A2S7.5 بیشترین میزان کلروفیل a، b و کل را داشت. بیشترین سطح برگ (65/9 سانتیمترمربع) از تیمار A2S2.5، بیشترین کاروتنوئید (636/0 میلیگرم بر گرم وزن تر) از تیمار A3S0، بیشترین آنتوسیانین (28/10 میلیگرم بر گرم وزن خشک) در تیمار A3S2.5، و بیشترین فنل و فلاونوئید از تیمار A2S7.5 به دست آمد. بهطورکلی، کاربرد همزمان جلبک دریایی و ساکارز، تأثیرات مثبت و معنیداری بر خصوصیات ریحان داشت.
بررسی صفات رویشی و زینتی گونههای مختلف مریمگلی (Salvia spp.) درشرایط آبوهوایی بیرجند
صفحه 109-93
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92524.1419
مریم عباس پور، حسن بیات، محمد حسین امینی فرد، فرید مرادی نژاد
چکیده مریمگلی (Salvia spp.) یکی از بزرگترین و مهمترین جنسهای خانواده نعناعیان است که بهدلیل ارزش زینتی بالا و داشتن مقاومت به تنشهای محیطی بهویژه کمآبی، پتانسیل قابل توجهی برای استفاده در فضای سبز شهری دارد. با توجه به شرایط آبوهوایی خشک و نیمهخشک شهرستان بیرجند، شناسایی گونههای گیاهی متحمل به تنش خشکی و دارای خصوصیات زینتی مناسب، ضروری به نظر میرسد. افزایش تقاضا برای استفاده از گیاهان زینتی با مصرف آب پایین در فضاهای سبز شهری، لزوم ارزیابی گونههای مختلف مریمگلی را در این منطقه برجسته میکند. این پژوهش با هدف شناسایی و معرفی گونههای مریمگلی با بهترین صفات رویشی و زینتی در شرایط آبوهوایی بیرجند بهمنظور استفاده در فضای سبز شهری و گلدانهای تزئینی انجام شد.در این پژوهش، صفات رویشی و زینتی 14 گونه مختلف مریمگلی (بومی و وارداتی) در شرایط مزرعه طی سالهای 1401 تا 1403 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که بین گونههای مختلف مریمگلی برای کلیه صفات مورد بررسی تفاوت معنیداری در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. بیشترین ارتفاع گیاه (93/32 سانتیمتر)، عرض برگ (80/63 سانتیمتر) و تعداد برگ (337) بهترتیب از گونههای Salvia nemorosa SA036، Salvia sclarea var turkestanica SA060 و Salvia officinalis به دست آمد. از نظر صفات زایشی، بیشترین طول ساقه گلدهنده (15/49 سانتیمتر)، طول گلآذین اصلی (10/34 سانتیمتر) و تعداد گلآذین جانبی (12 عدد) از گونه Salvia sclarea SA058 به دست آمد. بیشترین (0/23) و کمترین (0/2) تعداد ساقه گلدهنده بهترتیب در گونههای Salvia reuterina و Salvia firgida مشاهده شد. کمترین ماندگاری گل روی بوته (25 روز) مربوط به گونه Salvia chorassanicaبود و سایر گونهها بیشترین ماندگاری گل را داشتند و بین آنها اختلاف معنیداری مشاهده نشد. نتایج این تحقیق نشان داد که گونههای مختلف مریمگلی دارای تنوع قابل ملاحظهای از لحاظ صفات ریختشناختی هستند که این امر، اهمیت آنها را بهعنوان گیاهان زینتی مناسب برای کشت در شرایط خشک و نیمهخشک برجسته میکند. بنابراین، نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای برنامههای اصلاحی، انتخاب ژنوتیپهای برتر و توسعه پایدار فضای سبز در مناطق خشک و نیمهخشک کشور مورد استفاده قرار گیرد
بررسی صفات کمّی و کیفی رازیانه (Foeniculum vulgare Mill) تحت تأثیر زمان و سطوح مختلف محلولپاشی با نانوکودپتاسیم
صفحه 128-111
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92581.1420
نساء قره باغلی، احمد مهربان
چکیده رازیانه (Foeniculum vulgare Mill) از گیاهان ارزشمند دارویی خانواده چتریان و دارای مصارف متعدد دارویی و غذایی میباشد. پژوهش حاضر بهمنظور بررسی اثرات زمان و سطوح مختلف محلولپاشی نانوذرات پتاسیم بر خصوصیات رشدی و اسانس رازیانه طی دو سال زراعی 1401-1400 و 1402-1401، بهصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در شهرستان رزن استان همدان اجرا گردید. زمان محلولپاشی در سه مرحله ساقهدهی، گلدهی و میوهدهی؛ و غلظتهای مختلف نانوکودپتاسیم با ترکیب نانواکسیدپتاسیم در پنج غلظت شامل عدم محلولپاشی (شاهد)، 2، 3، 4 و 5 در هزار بودند. نتایج نشان داد که محلولپاشی در مرحله ساقهدهی با غلظت 3 در هزار از نانوکودپتاسیم بیشترین اثر مثبت بر افزایش ارتفاع بوته، عملکرد زیستتوده، عملکرد دانه، وزن هزار دانه، تعداد چتر در بوته، کربوهیدرات دانه، میزان کلروفیل a، b و کل را داشت. بیشترین افزایش صفات رشد رازیانه مربوط به عملکرد دانه بود. بیشترین درصد اسانس دانه (37/4 درصد) در تیمار 5 در هزار نانوکودپتاسیم، و بیشترین عملکرد اسانس دانه (5/69 کیلوگرم در هکتار) در تیمار 4 در هزار نانوکودپتاسیم در مرحله میوهدهی به دست آمد. نتایج این پژوهش تأیید میکند که برای بهبود صفات کیفی رازیانه با محلولپاشی نانوکودپتاسیم، بهترین زمان مرحله میودهی میباشد. با توجه به هدف تولید میتوان غلظت محلولپاشی را تعیین کرد. ازآنجاکه ارزش گیاهان دارویی بیشتر به تولید عملکرد اسانس مرتبط است، بهمنظور دستیابی به حداکثر عملکرد اسانس دانه، محلولپاشی در غلظت 4 در هزار نانوکودپتاسیم در مرحله میوهدهی پیشنهاد میشود.
اسانس اکالیپتوس (Eucalyptus spp) در شمال ایران: مقایسه ترکیبات با استانداردهای جهان و تولیدکنندههای برتر
صفحه 144-129
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93102.1425
زکیه ضیائی موحد، عباس یداللهی، لیلا سمیعی، محمدتقی عبادی، علی مختصی بیدگلی
چکیده اسانس اکالیپتوس (Eucalyptus spp) بهدلیل داشتن ترکیباتی نظیر 1,8-سینئول و آلفاپینن، در صنایع مختلف از جمله دارویی و غذایی کاربرد زیادی دارد. با وجود معرفی گونههای مختلف این گیاه در ایران، مطالعات تطبیقی اندکی در زمینه مقایسه کیفیت و کمیت اسانسها با گونههای دیگر در ایران و کشورهای دیگر صورت گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی ترکیبات شیمیایی اسانس E. camaldulensis و E. globulus در شمال ایران و مقایسه آن با استانداردهای جهانی انجام شد. برگها از منطقه بهشهر جمعآوری و اسانس بهروش تقطیر با آب استخراج گردید. بازده اسانسها با فرمول وزنی-وزنی محاسبه و ترکیبات شیمیایی با روشهای کروماتوگرافی گازی و کروماتوگرافی گازی-طیفسنجی جرمی شناسایی شد. بازده در E. globulus 6/2 درصد و در E. camaldulensis 2/1 درصد بود. 1,8-سینئول، ترکیب غالب هر دو گونه بود. E. globulus با 19/83 درصد 1,8-سینئول کاملاً منطبق با استاندارد ISO 3065:2011 بود، درحالیکه مقدار 1,8-سینئول در E. camaldulensis (بهمقدار 46/39 درصد) پایینتر از حد استاندارد قرار داشت. آلفاپینن در E. globulus به مقدار 24/7 درصد در محدوده استاندارد و در E. camaldulensis بهمقدار 28/13 درصد بالاتر از حد استاندارد قرار داشت. مقدار ترکیب 1,8-سینئول E. globulus در محدوده استاندارد ISO 770:2002 قرار داشت و آلفاپینن اندکی کمتر از حداقل استاندارد بود. مطابقت ترکیب اصلی E. globulusبا استانداردها، آن را به گزینه مناسبی بهمنظور استفاده در صنایع دارویی و غذایی تبدیل میکند. هرچند E. camaldulensis از نظر مقدار 1,8-سینئول با استانداردها مطابقت نداشت، امّا دارا بودن درصد بالای آلفاپینن و ترکیبات متنوعتر، این اسانس را برای کاربردهایی که به مونوترپنهای متنوع نیاز دارد، مناسب میسازد.
ارزیابی هیبریدهای امیدبخش گوجهفرنگی (Solanum lycopersicum L.) با تأکید بر صفات کیفیت میوه و ماندگاری
صفحه 161-145
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93191.1426
زهره سادات قیاسی لیمنجوبی، محمود لطفی، حسین رامشینی، سعادت ساریخانی
چکیده گوجهفرنگی (Solanum lycopersicum L.)، مهمترین محصول بعد از سیبزمینی در بین سبزیجات است. متأسفانه در ایران بخش زیادی از بذر مصرفشده برای این محصول وارداتی است. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه 26 هیبرید منتخب از بین 180 هیبرید اولیه انجام گردید تا بهترین آنها از نظر عملکرد و کیفیت میوه معرفی شود. نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری بین ژنوتیپها از نظر صفات پایداری کاسبرگ، تعداد میوه در بوته، شاخص زودرسی، وزن تک میوه، ماندگاری، سفتی بافت میوه و اسیدیته قابل تیتراسیون در سطح احتمال 01/0 و صفات اسیدیته و مواد جامد محلول در سطح احتمال 5 درصد وجود داشت. تجزیه به مؤلفههای اصلی نشان داد که دو مؤلفه اول 60 درصد تغییرات را توجیه کردند. در گروهبندی ژنوتیپها با این روش، هیبریدهای ‘H114’، ‘gH168’، ‘gH181’، ‘gH55’ و ‘gH57’ با هیبریدهای تجاری و پرطرفدار ’Bedero‘ و ’Brivio‘ در یک گروه قرار گرفتند. در نمودار تجزیه به مؤلفههای اصلی صفات کیفی، دو مؤلفه اول 1/52 درصد تغییرات را توجیه کردند. بر همین اساس، هیبریدهای ‘gH57’، ‘H163’ و ‘H107’ با ارقام تجاری ’Bedero‘ و Brivio’‘ در یک گروه قرار گرفتند. با توجه به صفت تعداد میوه در بوته، هیبرید ‘H114’ با 84 و هیبرید ‘H163’ با تعداد 76 میوه برترین بودند. هیبریدهای ‘gH74’، ‘H107’ و ‘H163’ بیشترین اسیدیته قابل تیتراسیون را داشتند. از نظر ماندگاری میوه، هیبرید ‘gH168’ بهترین نتیجه (13 روز) را داشت. در مورد صفت شکل میوه، هیبریدهای ‘gH57’، ‘gH14’، ‘gH55’، ‘H114’ و ‘H163’ و در مورد صفت رنگ گوشت، هیبرید ‘gH55’ برترین هیبریدها شناخته شدند. در نهایت، با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، سه هیبرید ‘gH55’، ‘gH57’ و ‘H163’ بهعنوان هیبریدهای متتخب معرفی شدند.
ارزیابی کارآیی ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بر ویژگیهای بیوشیمیایی و عملکرد گردو ایرانی رقم ’چندلر‘ (Juglans regia L. var. Chandler)
صفحه 182-163
https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93226.1427
صغری حیدری، ولی ربیعی، اصغر سلیمانی، فهیمه نصر
چکیده گردوی ایرانی(Juglans regia L.) ، یک محصول مهم تجاری است که ارزش اقتصادی و تغذیهای ویژهای دارد و تقاضا برای گردوهای با کیفیت روزبهروز در بازار ملی و بینالمللی در حال افزایش است. ازاینرو، مدیریت مواد مغذی گردو یکی از عوامل مهم برای افزایش عملکرد و بهبود کیفیت مغز گردو میباشد. این پژوهش با هدف بررسی کارآیی ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بهعنوان جایگزین کودهای سولفاته بر صفات بیوشیمیایی و عملکرد گردو رقمChandler (’چندلر‘) اجرا شد. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و پنج درخت در هر واحد آزمایشی در باغی با درختان شش ساله رقم ’چندلر‘ حاصل از نهالهای کشت بافتی در مجتمع کشت و صنعت خرمدره اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل T1: تغذیه رایج باغ (شاهد) شامل نیترات پتاسیم و کلسیم 50 کیلوگرم در هکتار + سولفات پتاسیم 200 کیلوگرم در هکتار، T2: تیوسولفات کلسیم 100 لیتر در هکتار + سولفات پتاسیم 200 کیلوگرم در هکتار، T3: نیترات پتاسیم و کلسیم 50 کیلوگرم در هکتار + تیوسولفات پتاسیم 100 لیتر در هکتار + 125 کیلوگرم سولفات پتاسیم، T4: تیمار تیوسولفات کلسیم 100 لیتر در هکتار + تیوسولفات پتاسیم 100 لیتر در هکتار + 125 کیلوگرم سولفات پتاسیم بودند. نتایج نشان داد که همه تیمارها در افزایش کیفیت، ترکیبات بیوشیمایی و عملکرد گردو رقم ’چندلر‘ مؤثر بودند. تیمار تیوسولفات کلسیم در تلفیق با تیوسولفات پتاسیم بهطور مؤثری باعث افزایش فنل کل و فلاونوئید کل، آنتیاکسیدان کل، پروتئین خام، چربی خام میوه نسبت به شاهد شد. کمترین میزان آهن، اسیداولئیک و اسیدلینولئیک در شاهد مشاهده گردید. همچنین بیشترین عملکرد درخت (81/2 کیلوگرم میوه خشک) و کارآیی عملکرد در سطح مقطع تنه (5/38 گرم بر سانتیمترمربع) از تیمار تیوسولفات کلسیم به دست آمد. بهطورکلی، استفاده از ترکیبات تیوسولفات کلسیم و پتاسیم بهعنوان بخشی از راهبرد تغذیهای در باغات گردو برای بهبود عملکرد و کیفیت میوه توصیه میشود.
