با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 38، شماره 2 - شماره پیاپی 62، تابستان 1403، صفحه 251-478 
مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضدتعرق بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن گیاه دارویی سیاهدانه (Nigella sativa L.)

صفحه 251-261

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.57369.0

زینب صفایی، مجید عزیزی، غلامحسین داوری نژاد، حسین آرویی

چکیده خشکی از جمله تنش­های فیزیکی است که به‌عنوان عامل محدودکننده رشد گیاهان در بیشتر نقاط جهان شناخته شده است. به‌منظور ارزیابی اثر فواصل آبیاری و ترکیبات ضدتعرق بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن سیاهدانه، تحقیقی در سال زراعی 1392- 1391 در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در قالب آزمایش کرت­های خرد شده با طرح پایه بلوک‌­های کامل تصادفی انجام شد. در کرت‌­های اصلی فواصل آبیاری (8 و 16 روز) و در کرت‌­های فرعی ترکیبات ضدتعرق کیتوزان (1، 5/0، 25/0 و صفر درصد)، موسیلاژ اسفرزه (5/1، 1، 5/0 و صفر درصد) و صمغ عربی (75/0، 5/0، 25/0‌ و صفر درصد) با سه تکرار قرار گرفتند. صفات اندازه­گیری شده عبارت بودند از: عملکرد دانه، تعداد کپسول در بوته، تعداد دانه در کپسول، وزن دانه در بوته، وزن هزار دانه، تعداد دانه در بوته، شاخص برداشت و میزان روغن. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تیمار‌­های مختلف آبیاری و ترکیبات ضدتعرق تأثیر معنی­داری بر تمامی صفات مورد مطالعه به‌جز وزن هزار دانه داشتند. افزایش فواصل آبیاری عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن سیاهدانه را کاهش داد. ترکیبات ضدتعرق تأثیر معنی­داری بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان روغن داشتند. در بین تیمار­های مورد مطالعه، بیشترین عملکرد دانه (760 کیلوگرم در هکتار) و درصد روغن (05/27 درصد) و کمترین آن‌ها (419 کیلوگرم در هکتار و 57/23 درصد) به‌ترتیب در تیمار­های ترکیب ضدتعرق کیتوزان 1 درصد با فاصله آبیاری هشت روز و تیمار صمغ عربی 25/0 درصد با فاصله آبیاری 16 روز حاصل شد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر بسترهای مختلف بر ویژگی‌های خاک و صفات فیزیولوژیکی گیاهان ختمی (Aleca rosea L.) تحت تنش خشکی

صفحه 263-279

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71383.1073

تکتم اورعی، محمود شور، علی تهرانی فر، سید حسین نعمتی، عطیه اورعی

چکیده کاربرد مواد آلی به‌عنوان یک استراتژی مناسب به‌منظور کاهش تخریب خاک در آب‌وهوای خشک و نیمه‌ خشک ارائه شده است. به‌منظور بررسی اثر آبیاری و بسترهای کشت بر رشد دو اکوتیپ ختمی زینتی، آزمایشی در شرایط مزرعه تعریف شد. تیمارهای آزمایش شامل دو اکوتیپ (̓مشهد̒ و ̓تهران̒)، سه سطح رطوبتی (80، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و چهار بستر کشت (خاک، خاک + کود حیوانی، خاک + شلتوک برنج، خاک + کاه و کلش گندم) بودند. عناصر ماکرو (نیتروژن، فسفر و پتاسیم)، هدایت الکتریکی، pH خاک و صفات فیزیولوژیکی گیاه (نشت الکترولیت، محتوای نسبی آب، پرولین، کربوهیدرات) و وزن خشک اندازه‌گیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که اثرات سه‌گانه اکوتیپ× تنش خشکی × بسترهای کشت بر تغییرات میزان عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم خاک مزرعه در پایان آزمایش معنی‌دار نشد، امّا بیشترین تغییرات این عناصر در بستر خاک + کود حیوانی مشاهده شد و همچنین، این تغییرات در خاک حاوی اکوتیپ مشهد بیشتر بود. میزان شوری بستر خاک + کود حیوانی در هر دو اکوتیپ نسبت به بستر خاک، 78 درصد افزایش یافت. از طرفی، تغییرات اسیدیته خاک در سطح آبیاری 40 درصد نسبت به شاهد کمتر بود و این تغییرات در بستر خاکی 60 درصد کاهش یافت. تمامی پارامترهای فیزیولوژیکی و رشدی گیاهان ختمی تحت تیمارهای آزمایش قرار گرفت و بیشترین میزان شاخص کلروفیل (68)، محتوای نسبی آب (72 درصد) و وزن خشک (95 گرم) در اکوتیپ مشهد تحت تیمار 80 درصد ظرفیت زراعی در بستر خاک + کود حیوانی و بیشترین کربوهیدرات (82 میلی‌گرم در گرم وزن خشک) در اکوتیپ مشهد تحت تیمار 40 درصد ظرفیت زراعی در بستر خاک + کود حیوانی به ثبت رسید. بدین منظور، کاربرد کود حیوانی همراه با خاک با فراهم نمودن عناصر ماکرو اثرات منفی تنش خشکی را کاهش می‌دهد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر نانو کلات آهن و سایکوسل بر شاخص‌های رشدی بنت قنسول

صفحه 281-301

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72172.1086

بهزاد کاویانی، ناصر نگهدار

چکیده استفاده مناسب از مواد مغذی و تنظیم­کننده­های رشد گیاهی، نقش مهمی در افزایش کمیت و کیفیت گیاهان زراعی و باغی دارد. کودهای نانو می‌توانند جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی مرسوم باشند. کاهش رشد در برخی گیاهان زینتی توسط کاهنده­های رشد مانند سایکوسل کیفیت کلی آن‌ها را افزایش می­دهد. در این پژوهش، به‌منظور ارزیابی اثر مقادیر مختلف نانو کلات آهن و سایکوسل بر شاخص­های رشدی گیاه زینتی بنت قنسول (Euphorbia pulcherrima Willd.)، آزمایشی به‌­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل نانو کلات آهن در پنج غلظت (صفر، 9/0، 8/1، 6/3 و 5/4 گرم در لیتر) و سایکوسل نیز در پنج غلظت (صفر، 500، 1000، 1500 و 3000 میلی‌گرم در لیتر) بودند. در پژوهش حاضر، صفات ارتفاع ساقه، طول میان­گره، تعداد گره، طول، تعداد و حجم ریشه، تعداد برگ، سطح برگ، میزان کلروفیل کل، میزان آهن برگ و تعداد و طول عمر براکته­های رنگی اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد که کمترین ارتفاع ساقه و بیشترین تعداد برگ، سطح برگ، طول ریشه، حجم ریشه، تعداد و ماندگاری براکته­های رنگی، در تیمار 8/1 گرم در لیتر نانو کلات آهن بدون یا با غلظت 1000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل به‌دست آمد. کمترین حجم ریشه و کمترین مقدار کلروفیل کل، در تیمار حاوی 5/4 گرم در لیتر نانو کلات آهن همراه با 3000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل (بالاترین غلظت نانو کلات آهن و سایکوسل استفاده‌‌شده) مشاهده شد. رشد ریشه در غلظت 3000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل کاهش یافت. در مجموع، مناسب­ترین تیمار به‌­ویژه برای کاهش ارتفاع ساقه و افزایش برخی صفات رویشی (مانند تعداد برگ) و گل‌دهی (مانند ماندگاری براکته)، تیمار 8/1 گرم در لیتر نانو کلات آهن همراه با 1000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل بود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر باکتری‌های حل‌کننده فسفات در تأمین فسفر از سنگ فسفات و بهبود رشد دانهال‌های پسته (Pistacia vera L.) در سطوح مختلف شوری آب آبیاری

صفحه 303-319

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.78915.1194

فرهاد آذرمی آتاجان، محمد حسن سیاری زهان، عبدالله میرزایی

چکیده استفاده از باکتری‌های حل‌کننده فسفات (PSB) متحمل به شوری از روش‌های مؤثر در افزایش کارایی سنگ فسفات، تأمین فسفر مورد نیاز گیاه و بهبود رشد آن در محیط‎های شور می‌باشد. به‌منظور بررسی نقش PSB در تأمین فسفر مورد نیاز دانهال‌های پسته در شرایط شور، آزمایشی ‌به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانه‌ای انجام شد. فاکتورهای آزمایشی شامل PSB در سه سطح [شاهد (PSB0)، باکتری Pseudomonas sp. 1 (PSB1) و باکتری Pseudomonas sp. 2 (PSB2)]، سنگ فسفات در دو سطح (صفر و 30 میلی‎گرم فسفر از منبع سنگ فسفات) و شوری آب آبیاری در سه سطح (صفر، 5 و 10 دسی زیمنس بر متر) بود. نتایج نشان داد که شوری آب موجب کاهش وزن خشک اندام هوایی و ریشه، کلروفیل، کاروتنوئیدها، مقدار نسبی آب و شاخص پایداری غشای برگ و غلظت فسفر اندام هوایی و ریشه دانهال‌های پسته گردید. در مقابل، پرولین، قندهای محلول و سدیم با افزایش شوری آب در برگ دانهال‌ها انباشته شد. با توجه به نتایج، اگرچه کاربرد سنگ فسفات به‌تنهایی تأثیر چندانی بر شاخص‌های مورد مطالعه نشان نداد، امّا کاربرد ‌هم‌زمان آن با باکتری‌ها بیشترین نقش را در بهبود رشد دانهال‌های پسته ‌به‌ویژه در شرایط شور داشت. بیشترین مقدار وزن خشک اندام هوایی (1/89 گرم بر دانهال) و ریشه (1/59 گرم بر دانهال)، کلروفیل b (1/30 میلی‎گرم بر گرم وزن تر)، کاروتنوئیدها (1/35 میلی‎گرم بر گرم وزن تر)، قندهای محلول (59/1 میلی‎گرم بر گرم وزن تر)، پرولین (36/7 میلی‎گرم بر گرم وزن تر)، مقدار نسبی آب برگ (91/0 درصد)، شاخص پایداری غشا (84/0 درصد)، غلظت فسفر اندام هوایی (0/39 درصد) و غلظت فسفر ریشه (0/35 درصد) از کاربرد ‌هم‌زمان سنگ فسفات و باکتری‌ها (‌به‌ویژه سویه PSB2) در شرایط غیرشور ‌به‌دست آمد. از طرفی، تلقیح با PSB (هم ‌به‌صورت مجزا و هم همراه با سنگ فسفات) موجب کاهش تجمع سدیم در اندام هوایی و ریشه دانهال‌های پسته شد. ازاین‌رو، استفاده از باکتری‎های حل‌کننده فسفات با کارایی بالا و خصوصیات محرک رشدی مناسب، می‎تواند علاوه‎بر افزایش کارایی سنگ فسفات و تأمین فسفر مورد نیاز دانهال‌ها موجب بهبود رشد و افزایش مقاومت آن‌ها به تنش شوری گردد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی کاربرد خاکی اسید هیومیک و تنش کم‌آبیاری بر رشد، خواص کیفی میوه و کارآیی مصرف آب عروسک پشت پرده (Physalis peruviana L.)

صفحه 321-337

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.80428.1226

سید امیر حسین موسوی، فاطمه نکونام، طاهر برزگر، زهرا قهرمانی، جعفر نیکبخت

چکیده به‌منظور بررسی اثر اسید هیومیک بر رشد، خواص کیفی میوه و کارآیی مصرف آب عروسک پشت پرده (Physalis peruviana L.) تحت شرایط کم­آبیاری، آزمایشی به‌صورت کرت‌‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در سال ۱۴۰۰ اجرا شد. تیمار‌های آزمایشی شامل سه سطح آبیاری (100، 80 و 60 درصد نیاز آبی گیاه) و سه سطح اسید هیومیک (صفر، 5/1 و 3 کیلوگرم در هکتار) بود. نتایج نشان داد که تنش کم­آبیاری به­طور معنی­داری رشد و عملکرد میوه را کاهش داد، به‌طوری‌که تیمار کم­آبیاری 60 درصد باعث کاهش 6/18 درصد ارتفاع بوته و 2/22 درصد عملکرد میوه در مقایسه با آبیاری 100 درصد شد. کاربرد خاکی اسید هیومیک، ارتفاع بوته، عملکرد میوه در بوته، کارایی مصرف آب و کلروفیل کل و خواص کیفی میوه از جمله اسیدیته قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول و ویتامین ث میوه را تحت شرایط آبیاری نرمال و کم آبیاری افزایش داد. بیشترین ارتفاع بوته (۳۳/۲۰۰ سانتی‌متر)، کلروفیل کل (۴۲/۲ میلی­گرم بر گرم وزن تر)، اسیدیته قابل تیتراسیون (۸۱/۱ درصد) و ویتامین ث (۵۲/۱۹ میلی­گرم بر گرم وزن تر) با کاربرد خاکی ۳ کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک تحت شرایط کم­آبیاری 100 درصد نیاز آبی گیاه به­دست آمد. حداکثر مواد جامد محلول میوه (۶۳/۱۲ درجه بریکس) و کارایی مصرف آب (23/۱ کیلوگرم بر متر مکعب) در گیاهان تیمار شده با اسید هیومیک 3 کیلوگرم در هکتار در شرایط آبیاری ۶۰ درصد مشاهده شد. در مقایسه با گیاهان شاهد تحت آبیاری 100 درصد، کاربرد اسید هیومیک 3 کیلوگرم در هکتار تحت آبیاری 100 و 80 درصد، به‌ترتیب باعث افزایش 25 و 4 درصد مقدار عملکرد میوه شد و در شرایط کم­آبیاری 60 درصد نیاز آبی با کاهش 11 درصد عملکرد میوه، در مصرف آب 40 درصد صرفه­جویی شد. با توجه به نتایج، کاربرد اسید هیومیک 3 کیلوگرم در هکتار جهت بهبود کارایی مصرف آب، عملکرد و کیفیت میوه عروسک پشت پرده گونه پروویانا تحت شرایط آبیاری نرمال و کم­آبیاری پیشنهاد می­شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی ترکیبات فیتوشیمیایی عصاره‌های اتانولی و اتیل استاتی سه اکوتیپ گیاه دارویی درمنه کوهی (Artemisia aucheri)

صفحه 339-352

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.80951.1233

سپیده هوشمند، سعیده علیزاده سالطه، صاحبعلی بلندنظر، الیاس آریاکیا

چکیده از جمله گیاهان با ارزش ایران، گونه‌های جنس Artemisia متعلق به تیره کاسنی (Asteraceae) می‌باشند که پراکندگی نسبتاً وسیعی در نقاط مختلفی از ایران دارند. با توجه به اینکه پتانسیل آنتی‌اکسیدانی به‌میزان قابل توجهی با ماهیت حلال، روش استخراج گیاه جمع‌آوری ‌شده از هر منطقه و نیز بستگی به پارامترهای زیادی از جمله آب‌وهوا، ارتفاع و نور دارد. در این مطالعه، گیاه دارویی درمنه کوهی با نام علمی Artemisia aucheri از سه ناحیه مختلف ایران (سمنان، مازندران و اصفهان) در سال 1400 جمع‌آوری و پتانسیل آنتی‌اکسیدانی این اکوتیپ‌ها ارزیابی شد. در این تحقیق، خواص دارویی از جمله محتوای آنتی‌اکسیدانی (با دو روش DPPH و FRAP)، مقدار فنل کل و فلاونوئید در عصاره‌های قطبی (اتانول) و غیرقطبی (اتیل استات) و درصد و تنوع ترکیبات اسانس مورد ارزیابی قرار گرفت. اکوتیپ سمنان دارای بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدان (95/15 درصد) می‌باشد. حلال غیرقطبی اتیل استات فعالیت احیاکنندگی بالاتری را نشان داده که این مورد بیانگر این است که نوع حلال مورد استفاده در عصاره‌گیری بر فعالیت آنتی‌اکسیدانی بسیار مؤثر می‌باشد. اکوتیپ اصفهان دارای بیشترین محتوای فنلی در عصاره قطبی (62/62 میلی‌گرم معادل اسید گالیک بر گرم وزن خشک) و اکوتیپ مازندران بیشترین محتوای فلاونوئیدی را در عصاره غیرقطبی (8/52 میلی‌گرم معادل کورستین بر گرم وزن خشک) نشان داد. اکوتیپ سمنان دارای بیشترین ترکیبات مونوترپن اکسیژن‌دار، بیشترین ترکیب در اسانس را در بین دیگر اکوتیپ‌ها دارا بود. این نتایج بیانگر این مورد هستند که گونه A. aucheri دارای منابع غنی آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی بوده و می‌توانند در صنایع غذایی و دارویی کاربرد فراوان داشته باشند. تنوع محتویات فنلی، ترکیبات اسانس و آنتی‌اکسیدانی مشاهده شده در سه اکوتیپ مورد مطالعه می‌تواند به‌علت عوامل مختلف اکولوژیکی، ژنتیکی، جغرافیایی و فاکتورهای تغذیه‌ای باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی تأثیر نانو لوله‌های کربن و کینتین بر رشد و باززایی مریم گلی (Salvia nemorosa) تحت شرایط درون شیشه‌ای

صفحه 353-366

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.84810.1293

یونس پوربیرامی هیر، اسماعیل چمنی، مهسا احدزاده، شبنم شاکر، رقیه نبی پور سنجبد

چکیده گونه Salvia nemorosa گیاهی دارویی، علفی و چند ساله از خانواده نعناعیان است. نانو لوله­های کربن نوعی دگرشکلی6 از اتم­های کربن هستند که به‌دلیل خاصیت آب‌دوستی موجب افزایش جذب آب و رشد قسمت­های مختلف گیاهان می­شوند. سایتوکنین­ها نیز معمولاً در تقسیمات سلولی شرکت می­کنند و با حذف غالبیت انتهایی باعث پرآوری شاخه­ها می­شوند. با توجه به اهمیت­های ذکر شده، این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر نانو لوله­های کربن، کینتین و همچنین، اثرات متقابل آن‌ها بر خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی مریم گلی تحت شرایط درون شیشه­ای انجام شد. بعد از کشت بذر در محیط کشت MS، گیاهان حاصل با حذف برگ­ها به‌صورت تک گره برش داده شده و به محیط تیمار اصلی نانو لوله­های کربن (صفر، ۱۰، ۲۰، ۴۰ و ۸۰ میلی‌گرم بر لیتر) و کینتین (صفر، دو و چهار میلی‌گرم بر لیتر) منتقل شدند. پس از گذشت ۴۰ روز برخی شاخص­های مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر متقابل نانو لوله­های کربن × کینتین بر شاخص­های وزن تر، تعداد شاخه، تعداد برگ، تعداد ریشه، سطح برگ، طول ریشه، ارتفاع گیاهچه، درصد زنده­مانی، درصد جوانه­زنی، محتوای رنگیزه­های فتوسنتزی معنی­دار نبود. در مقابل، اثر متقابل دو تیمار بر محتوای فلاونوئید و فنل کل اختلاف معنی­دار را نشان داد. بیشترین محتوای فنل در ترکیب تیماری 80 میلی‌گرم بر لیتر نانو لوله کربن و چهار میلی‌گرم بر لیتر کینتین به‌دست آمد. از طرف دیگر، افزایش غلظت نانو لوله­های کربن تا 80 میلی‌گرم بر لیتر، میانگین تولید شاخساره، تعداد برگ، سطح برگ، ارتفاع گیاه، تعداد ریشه، طول ریشه، محتوای کلروفیل a، b، کارتنوئید، محتوای فنل و فلاونوئید را به‌طور معنی­داری افزایش داد. همچنین با افزایش غلظت کینتین (چهار میلی‌گرم بر لیتر)، تعداد شاخه، محتوای کلروفیل a و b به‌طور معنی­داری افزایش یافت. براساس نتایج حاصل از این پژوهش می­توان از نانو لوله­های کربن (80 میلی‌گرم بر لیتر) به‌منظور پرآوری و افزایش متابولیت­های گیاه مریم گلی استفاده نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی واکنش‌های رشدی و بیوشیمیایی گیاه دارویی مرزنجوش (Origanum majorana) به فلزات سنگین کادمیم و سرب

صفحه 367-380

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.84918.1296

محمد باقر رضوی نیا، نسیبه پورقاسمیان، فرزاد نجفی

چکیده آلودگی به فلزات سنگین یکی از معضلات اصلی زیست‌محیطی و کشاورزی در دهه­های اخیر است. مطالعه حاضر به بررسی پاسخ­های رشدی و بیوشیمیایی گیاه دارویی مرزنجوش بستانی (Origanom marjoram) در برابر تنش عناصر سنگین کادمیوم و سرب پرداخته است. این مطالعه در طرح فاکتوریل و در قالب بلوک کامل تصادفی با چهار تکرار در گلخانه دانشگاه شهید باهنر مرکز آموزش عالی کشاورزی بردسیر در سال 1400 انجام شد. فاکتور اول شامل کادمیوم در چهار سطح (صفر، 6، 12 و 24 میلی ­گرم در کیلوگرم خاک) و فاکتور دوم شامل سرب در چهار سطح ( صفر، 150، 300 و 450 میلی­ گرم در کیلوگرم خاک) در نظر گرفته شد. وزن خشک اندام هوایی و ریشه، غلظت سرب و کادمیوم در اندام هوایی و ریشه، پراکسیداسیون لیپیدها (MDA)، فلاونوئید، آنتوسیانین، فنول کل، پرولین، پروتئین، آنتی‌اکسیدانت­های آنزیمی شامل، گایاکول پراکسیداز (GPX)، آسکوربات پراکسیداز (APX) و کاتالاز (CAT) اندازه‌گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که کلیه صفات مذکور تحت تأثیر اثرات ساده سرب و کادمیوم قرار گرفتند. اثر متقابل کادمیوم × سرب روی پرولین، پروتئین، GPX، پلی فنل، فلاونوئید و آنتوسیانین معنی‌دار نبود. وزن خشک اندام هوایی و ریشه در حضور کادمیوم و سرب کاهش و غلظت عناصر سرب و کادمیوم، افزایش پیدا کرده است، بااین‌حال، این آسیب در حضور کادمیوم بیشتر از سرب بود. حضور کادمیوم در محیط حاوی سرب اثر بازدارندگی در جذب سرب توسط گیاه داشت و بالعکس. بیشترین میزان MDA در ترکیب غلظت سرب 450 و کادمیوم 24 میلی­ گرم بر کیلوگرم گزارش شد. بررسی فعالیت سه آنزیم نشان داد که حداکثر فعالیت آنزیم کاتالاز در ترکیب کادمیوم 6 و سرب 450 میلی­ گرم بر کیلوگرم به‌میزان 0/066 و کمترین آن در شاهد 27/0 واحد جذب بر گرم وزن تر بود. همچنین، بیشترین فعالیت APX در ترکیب غلظت 24 کادمیوم و صفر سرب 3/21 و کمترین آن در شاهد 0/97 واحد جذب بر گرم وزن تر گیاه گزارش شد. استفاده از کادمیوم و سرب در بالاترین سطح مصرفی نسبت به شاهد، به‌ترتیب سبب افزایش فعالیت GPX به‌میزان 204 و 40 درصد گردید. در بررسی فنول کل، فلاونوئید و آنتوسیانین و پروتئین، با افزایش غلظت کادمیوم از صفر به 24 میلی­ گرم بر کیلوگرم، به‌ترتیب 52، 42، 208 و 81 درصد و برای پروتئین 39 درصد کاهش نشان داد. این صفات با افزایش سرب از صفر به 450، به‌ترتیب، 14، 14، 58 و 40 درصد افزایش و برای پروتئین 24 درصد کاهش نشان داد. با توجه به نتایج موجود به نظر می‌رسد که با افزایش عناصر سنگین متابولیت‌های ثانویه افزایش یافته و به دنبال آن مقاومت به فلز سنگین نیز افزایش می­یابد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر محلول‌پاشی ‌قبل از برداشت اسید فرولیک و نانوکیتوسان برخصوصیات کیفی و فیتوشیمیایی میوه سیب رقم ̓رد دلیشز̒ (Malus domestica cv. Red Delicious)

صفحه 381-392

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.84985.1300

سجاد مصطفایی، محمدرضا اصغری

چکیده سیب (Malus domestica) یکی از میوه‌های تجاری مهم می‌باشد که به‌دلیل الگوی تنفسی فرازگرا در پس ‌از‌ برداشت فساد‌پذیری بالایی دارد. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های محققان کشاورزی افزایش کمیت و کیفیت مواد غذایی است و به‌دلیل اثرات نامطلوب مواد شیمیایی بر سلامت انسان و ایمنی محیط زیست، تولید محصولات ارگانیک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل در سیستم‌های تولید مواد‌غذایی مورد توجه قرار گرفته است. استفاده از تیمار‌های نانو‌کیتوسان و اسید‌ فرولیک به‌عنوان ترکیبات سالم و طبیعی در فرایند تولید محصولات باغی می‌تواند تأثیرات بسیار مطلوبی در فرایند تولید داشته باشد. در این آزمایش که در سال 1398 در باغ سیب ̓رد‌ دلیشز̒ در منطقه زرآباد شهرستان خوی واقع در شمال غرب استان آذربایجان غربی به‌منظور بهبود کیفیت میوها در زمان ‌برداشت انجام گرفت، درختان سیب در سه مرحله با محلول نانوکیتوسان در سه غلظت (صفر، 5 و 10 میلی‌لیتر) و اسید‌ فرولیک در سه غلظت (صفر، 0/1 و 1 میلی‌مولار) به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی و در چهار تکرار مورد بررسی قرار گرفت و خصوصیات کیفی و بیوشیمیایی میوه‌ها در زمان ‌برداشت بررسی شدند. نتایج نشان داد که تیمار با نانوکیتوسان و اسید فرولیک تأثیر معنی­داری بر صفات اندازه­گیری شده داشت، بیشترین میزان سفتی بافت میوه در زمان ‌برداشت در تیمار نانوکیتوسان 10 میلی‌لیتر و اسید فرولیک 1 میلی‌مولار،کمترین میزان اسیدیته قابل تیتراسیون در شاهد، بیشترین میزان ویتامین ث و آنزیم PAL در تیمار نانوکیتوسان 10 میلی‌لیتر و اسید فرولیک 1 میلی‌مولار و بیشترین میزان pH و کمترین میزان مواد جامد محلول در شاهد مشاهده گردید.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی تأثیر سطوح مختلف کود مرغی و سولفات پتاسیم بر صفات کیفی و پارامترهای بیوشیمیایی گیاه شنبلیله (Trigonella foenum- graceum L.)

صفحه 393-406

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85718.1307

محمد حسین امینی فرد، سجاد ندافان، حسن بیات، مهدی جهانی

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر کود مرغی و سولفات پتاسیم بر میزان صفات بیوشیمیایی و عملکرد گیاه شنبلیه، پژوهشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سال زراعی 1401-1400 انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل کود پلیت مرغی در سه سطح (صفر، 1000 و 2000 کیلوگرم در هکتار) به‌صورت کاربرد خاکی و سولفات پتاسیم (سولوپتاس) در چهار سطح (صفر، 1/5، 3 و 5 در هزار) به‌صورت محلول پاشی بودند. نتایج نشان داد که کود مرغی در همه صفات به‌جز میزان قند محلول و فعالیت آنتی‌اکسیدانی، سبب افزایش معنی‌دار صفات بیوشیمیایی و عملکرد دانه شنبلیله شد، به‌طوری‌که تیمار 2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی، بالاترین میزان فنل (10/793 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک)، میزان فلاونوئید (4/475 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک)، کلروفیل a (2/591 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) و کلروفیل b (055/3 میلی‌‌گرم بر گرم وزن تر) و عملکرد دانه (1185/8 کیلوگرم در هکتار) را به خود اختصاص داد. در تأثیر سولفات پتاسیم (سولوپتاس) بر صفات بیوشیمیایی شنبلیله مشاهده شد که همه صفات به‌جز میزان فنل و فعالیت آنتی‌اکسیدانی، همگی در سطح سه در هزار، دارای بالاترین میزان بودند که با سطح پنج در هزار اختلاف معنی‌داری نداشتند. نتایج اثر متقابل تیمارها نشان داد که در تمام صفات به‌جز صفت فعالیت آنتی‌اکسیدانی، بالاترین میزان مصرف هر دو کود، بیشترین میزان صفات بیوشیمیایی و عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند، به‌طوری‌که، بیشترین سطوح هر دو تیمار (2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی و سولوپتاس 5 در هزار) سبب افزایش عملکرد دانه، میزان فنل و کلروفیل b نسبت به سطح شاهد شد. بیشترین میزان کلروفیل a نیز مربوط به برهم‌کنش 2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی و سولوپتاس 3 در هزار به‌میزان 3/11 میلی‌گرم بر گرم وزن‌تر بود. در مجموع، در بین سطوح مورد بررسی در دو تیمار، سطح 2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی و 3 در هزار سولوپتاس برای دستیابی به افزایش عملکرد دانه و بهبود صفات بیوشیمیایی برای گیاه شنبلیله پیشنهاد می‌گردد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر باکتری‌های حل‌کننده فسفات بر میزان آلکالوئیدهای مورفین، پاپاورین، و نوسکاپین خشخاش (Papaver somniferum L.)

صفحه 407-418

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85697.1306

سمانه سماوات، مهدیه صالحی وژده نظری، مهدی یحیی زاده بلالمی، مهشید رحیمی فرد

چکیده تاکنون بیش از 40 نوع آلکالوئید مختلف در گیاه دارویی و ارزشمند خشخاش (Papaver somniferum L.)، شناخته شده که مهم‌ترین آن‌ها مورفین، کدءین، تباءین، نوسکاپین و پاپاورین است. بیوسنتز این آلکالوئیدها ممکن است به‌شدت تحت تأثیر انواعی از الیسیتورهای زنده و غیرزنده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات سویه‌های باکتریایی با قابلیت حل‌کنندگی فسفات معدنی به‌عنوان الیسیتورهای زنده، بر میزان تولید آلکالوئیدهای مورفین، پاپاورین، و نوسکاپین در گیاه خشخاش انجام شده است. در این پژوهش، قابلیت حل‌کنندگی فسفات معدنی توسط چهار سویه باکتریایی Enterobacter xiangfangensis S2،Pantoea dispersa S7 ، Pantoea stewartii S25 و Pseudomonas canadensis S36 به‌روش کمّی و به کمک محیط کشت مایع Sperber ارزیابی شد. در شرایط گلخانه، اثر محلول‌پاشی بوته‌های خشخاش با سوسپانسیون سویه‌های باکتریایی (CFU.ml-1 108) بر میزان آلکالوئیدهای مورفین، پاپاورین، و نوسکاپین موجود در کپسول، ساقه، و برگ خشخاش بررسی شد. آلکالوئیدها به‌روش الکلی استخراج و توسط دستگاه HPLC ردیابی شدند. تمامی آزمون‌ها در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی و با سه تکرار به‌ازای هر تیمار انجام شدند (P<0.05). نتایج نشان داد که بیشترین (458/67 میکروگرم بر میلی‌لیتر) و کمترین (130/47 میکروگرم بر میلی‌لیتر) میزان حل‌کنندگی فسفات به‌ترتیب مربوط به سویه‌های S2 و S36 بود. در تیمار با سویه‌های باکتریایی مشخص شد که سطح مورفین موجود در ساقه و برگ و نیز کپسول در اغلب موارد افزایش معنی‌داری در قیاس با شاهد را نشان داد. میزان پاپاورین موجود در ساقه و برگ کاهش معنی‌داری داشت، ولی در کپسول تغییرات معنی‌داری نداشت. نوسکاپین موجود در ساقه و برگ نیز افزایش معنی‌داری داشت و از 0/8 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک در شاهد به 8/12 در تیمار S2 رسید. درصورتی‌که میزان نوسکاپین کپسول فقط در تیمار با S2 و S36 افزایش معنی‌داری داشت و سایر سویه‌ها اختلاف معنی‌داری با شاهد نداشتند. به این ترتیب با انتخاب سویه‌های باکتریایی سازگار و کارآمد از گروه باکتری‌های حل‌کننده فسفات، می‌توان سطح آلکالوئیدهای مورفین، پاپاورین، و نوسکاپین در اندام‌های هوایی گیاه دارویی و ارزشمند خشخاش را به‌طور چشمگیری افزایش داد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی و مطالعه ارقام پیاز زرد و سفید (Allium cepa L.) در شرایط آب‌و‌هوایی جنوب استان کرمان

صفحه 419-429

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85799.1310

مهلا قاسمی، سمیه ساردویی نسب، قاسم محمدی نژاد، سمیه امینی زاده

چکیده پیاز یکی از سبزی­های اصلی و پرمصرف در جهان است که هر ساله ژنوتیپ‌های زیادی اعم از بومی و وارداتی در کشور کشت می‌شوند. استان‌های جنوبی کشور حدود 50 درصد از سطح زیر کشت را به کشت پیاز اختصاص داده‌اند. بنابراین، گزینش ژنوتیپ‌های برتر سازگار با مناطق جنوبی برای حصول حداکثر عملکرد امری ضروری است. در این مطالعه، با هدف بررسی سازگاری ارقام پیاز خارجی (چهار رقم پیاز سفید و چهار رقم پیاز زرد) در شرایط آب‌و‌هوایی جنوب استان کرمان، آزمایشی در قالب طرح مربع لاتین با چهار تکرار در ایستگاه تحقیقاتی واقع در جنوب استان کرمان انجام شد. صفات فنوتیپی شامل: تعداد روز تا سوخ‌دهی، تعداد روز تا رسیدن، قطر غده، طول غده، ارتفاع بوته، تعداد لایه‌های خوراکی، وزن تر بوته، وزن خشک بوته، طول برگ، درصد آلودگی به فوزاریوم و عملکرد غده مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس تفاوت معنی‌داری در سطح یک درصد بین ارقام پیاز سفید و زرد از لحاظ صفات مورفولوژیک نشان داد. براساس نتایج به‌دست آمده، ارقام ̓مینروا̒ (پیاز سفید) و ̓ریوبراوو̒(پیاز زرد) به‌عنوان ارقام زودرس و با درصد آلودگی کمتر به فوزاریوم معرفی شدند و ارقام ̓سوبرانا̒ (پیاز زرد) و ̓سایروس̒ (پیاز سفید) به‌عنوان ارقام با عملکرد غده بالابرای کاشت در مناطق جنوبی استان کرمان و همچنین برای استفاده در برنامه‌های به‌نژادی پیاز معرفی گردیدند. در هر دو نوع پیاز قطر غده، طول غده، وزن تر بوته و وزن خشک بوته همبستگی بالا، مثبت و معنی‌داری با عملکرد غده نشان دادند، در نتیجه برای افزایش عملکرد و اهداف به‌نژادی می‌توان به گزینش پیازهایی با قطر و وزن خشک بوته بیشتر اقدام نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثرات محلول‌پاشی محرک‌های رشدی بر ویژگی‌های فیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه دارویی زوفا (Hyssopus officinalis L. Subsp. angustifolius Bieb.) در شرایط آبیاری مختلف

صفحه 431-449

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85939.1311

مهراب یادگاری

چکیده زوفا با نام علمیHyssopus officinalis L.  از گیاهان دارویی با ارزش و بومی ایران و از خانواده نعناعیان است. عدم رعایت اصول بهره‌برداری، از مخاطرات نابودی این گیاه ارزشمند محسوب می‌گردد. این مطالعه از بهار (اردیبهشت ماه) سال 1401 تا پاییز (مهرماه) سال 1402 در مزرعه تحقیقاتی شهرکرد انجام شد. براساس طبقه‌بندی اقلیمی کوپن، این منطقه دارای اقلیم سرد و نیمه خشک است. تحقیق حاضر در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار به‌صورت کرت‌های یک بار خرد شده در جهت ارزیابی محرک‌های رشدی آلی بر برخی صفات فیزیولوژیکی، فیتوشیمیایی، اسانس و ترکیبات اسانس گیاه دارویی زوفا انجام گردید. در هر سال، تیمارها در سه مرحله قبل از گل‌دهی، شروع گل‌دهی و 50 درصد گل‌دهی اعمال و در زمان گل‌دهی کامل اقدام به برداشت شد. تیمارهای دوره آبیاری (چهار، شش و هشت روز یک بار) در کرت‌های اصلی و محلول‌پاشی برگی (کیتوزان، اسید سالیسیلیک و فنیل آلانین) در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. اسانس‌گیری به‌روش تقطیر با آب، در دستگاه کلونجر و شناسایی ترکیبات با دستگاه GC/MS  و GC-FID انجام شد. با توجه به نتایج به‌دست‌ آمده، محرک‌های آلی به‌طور معنی‌داری (0/01<p) بر صفات فیزیولوژیکی و اسانس گیاه زوفا تأثیر داشتند. در مورد صفات فیزیولوژیکی بالاترین مقادیر در دو سال تحقیق برای صفات محتوای کلروفیل (17/12- 17/31 میلی‌گرم در کیلوگرم وزن تر) و فنول (1/77- 1/81 میلی‌گرم در کیلوگرم وزن تر) در تیمارهای کیتوزان (0/5 گرم در لیتر) و فنیل آلانین (1000 میلی‌گرم در لیتر) تحت دور آبیاری چهار و شش روز به‌‌دست آمد. در بین محرک‌های مورد استفاده، اثر کیتوزان بر افزایش میزان کلروفیل کل بیشتر از سایر محرک‌ها بود. در بیشتر صفات مورد ارزیابی، گیاهان تحت تیمار کیتوزان 0/5 گرم در لیتر و فنیل آلانین 1000 میلی‌گرم در لیتر در یک گروه آماری قرار گرفتند. کاربرد اسید سالیسیلیک و فنیل آلانین در مقادیر بالا بر بسیاری از صفات مورد مطالعه تأثیر معنی‌داری نداشت و با گیاهان شاهد در یک گروه آماری قرار گرفتند. براساس نتایج دو ساله محرک‌های مورد بررسی اثر معنی­ داری بر کمیت و کیفیت اسانس داشتند. بیشترین مقدار اسانس (0/89- 0/91 درصد) از گیاهان تیمار شده با کیتوزان (0/5 گرم در لیتر) در دور آبی چهار و شش به‌دست آمد که در قیاس با شاهد افزایشی بیش از 63 درصد داشت. تجزیه ترکیبات اسانس زوفا به‌دست آمده از GC/MS مشخص نمود که ترکیبات غالب اسانس در تمامی تیمارها در دو سال انجام تحقیق شامل بتا- پینن، پینوکامفون، سیس- پینوکامفون، میرتنول، سابینن، 3- کارن، کامفور (مونوترپن‌های حلقوی) بودند. بیشترین مقادیر ترکیبات مهم و تعیین‌کننده کیفیت اسانس شامل بتا- پینن (17/93- 18/53 درصد)، پینوکامفون (24/97- 25/12 درصد)، سیس- پینوکامفون (42/87- 45/12 درصد)، غالباً در تیمارهای کیتوزان در دوره‌های آبیاری چهار و شش روز یک بار به‌دست آمد. ماده مؤثره سیس- پینوکامفون از مونوترپن‌های حلقوی ترکیب غالب در اسانس تمامی گیاهان بود. براساس نتایج به­دست آمده، استفاده از کیتوزان با غلظت 0/5 گرم در لیتر می­تواند نقش مؤثری در بهبود صفات فیزیولوژیکی، فیتوشیمیایی و اسانس زوفا تحت شرایط اقلیمی سرد و نیمه خشک داشته باشد. ≤

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

کاربرد تیمار گاما آمینو بوتیریک اسید بر آسیب سرمازدگی و خواص آنتی‌اکسیدانی موز رقم ̓کاوندیش̒ (Musa acuminata cv. Cavendish) در طی انبارمانی سرد

صفحه 451-463

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86061.1314

زهرا پاک کیش، سمیه مهاجرپور، صفورا سعادتی

چکیده در این پژوهش، تأثیر تیمار پس از برداشت گاما آمینو بوتیریک اسید (گابا) با غلظت‌های (صفر، 2/5 و 5 میلی‌مولار) به‌صورت غوطه­وری به‌مدت پنج دقیقه بر سرمازدگی و خواص آنتی‌اکسیدانی میوه موز در طی نگهداری در دمای پنج درجه سلسیوس مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه‌برداری هر چهار روز یک بار در روزهای صفر، 4، 8، 12، 16، 20 و 24 انبارمانی انجام گرفت. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. صفات مختلفی از قبیل آسیب سرمازدگی، مالون دی آلدهید، آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت شامل کاتالاز، آسکوربات پراکسیداز، پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز، ظرفیت مهار رادیکال­های DPPH و میزان تجمع H2O2 مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که میزان سرمازدگی در میوه‌های موز در پاسخ به تیمار 5 میلی‌مولار گابا کمتر بود که با کاهش نشت یونی و تجمع مالون دی آلدهید همراه بود. میوه‌های شاهد، بیشترین میزان نشت یونی و آسیب سرمازدگی را داشتند. میزان فعالیت آنزیم­های آنتی‌اکسیدانی و هم‌چنین ظرفیت آنتی‌اکسیدانی در میوه‌های موز در طی دوره انبارمانی سرد تحت تأثیر تیمارهای گابا در مقایسه با شاهد افزایش یافت. میزان تجمع H2O2 که از مهم‌ترین شاخص­های تنش اکسیداتیو در سلول است، تحت انبارمانی در دمای پایین در شاهد بیش از تیمارهای گابا افزایش یافت. در تیمار 5 میلی‌مولار گابا میزان H2O2 در طی دوره انبارمانی تقریباً ثابت ماند. به‌طور کلی، تیمار 5 میلی‌مولار گابا مؤثرترین تیمار برای کاهش اثرات سرمازدگی و حفظ خواص آنتی‌اکسیدانی میوه‌های موز رقم ̓کاوندیش̒ در دوره انبارمانی طولانی‌مدت بود.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

تأثیر زمان و غلظت‌های مختلف هیپوکلریت‌ سدیم، قارچ‌کش کاربندازیم و کلرید جیوه در مهار آلودگی‌ پیاز لاله واژگون (Fritillaria spp.) در محیط کشت بافت

صفحه 465-478

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86540.1322

لطافت مرادی، سید نجم الدین مرتضوی، میترا اعلائی

چکیده رفع آلودگی به­عنوان یک چالش اساسی در تکنیک کشت سلول، بافت و اندام گیاهی به‌شمار می‌رود. با اینکه روش‌های مختلفی برای این منظور وجود دارد، امّا توسعه روش‌های ضدعفونی مختص هر گونه یک عامل مهم در استقرار و موفقیت سیستم کشت بافت به‌شمار می‌رود. لذا، پژوهش حاضر به­منظور بررسی تأثیر زمان و غلظت‌های مختلف هیپوکلریت‌ سدیم، قارچ­کش کاربندازیم و کلرید جیوه در مهار آلودگی‌ پیازهای لاله واژگون (Fritillaria spp.) در محیط کشت بافت به­صورت طرح کاملاً تصادفی در آزمایشگاه بیوتکنولوژی دانشگاه زنجان اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل قارچ­کش 0/1 درصد در زمان‌های مختلف (صفر، 30،25، 35 و 40 دقیقه)، پنج سطح هیپوکلریت سدیم (صفر ، 1، 1/5، 2، 2/5 و 3 درصد) در زمان‌های مختلف (صفر ، 7، 9، 10، 12 و 15 دقیقه)، الکل 70 درصد با زمان (صفر ، 60 و 90 ثانیه) و کلرید جیوه (صفر ، 0/1 و 0/2 درصد) بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با وجود اینکه کمترین درصد آلودگی در زمان 40 دقیقه قارچ­کش کاربندازیم، الکل 70 درصد در زمان 90 ثانیه، غلظت 3 درصد و زمان 15 دقیقه هیپوکلریت سدیم و غلظت 0/2 درصد کلرید جیوه حاصل شد، امّا میزان زنده‌مانی ریزنمونه‌ها به کمترین میزان کاهش یافت و باعث قهوه‌ای شدن ریزنمونه‌ها شد. طبق نتایج حاصل، بهترین تیمار با رفع آلودگی 80 درصد و درصد زنده­مانی بالا، زمان 30 دقیقه قارچ­کش، زمان 60 ثانیه الکل 70 درصد، هیپوکلریت سدیم 2 و 2/5 درصد به­ترتیب به‌مدت 12 و 10 دقیقه و کلرید جیوه 0/1 درصد به‌مدت هفت دقیقه بود. لذا استفاده از تیمارهای ذکر شده در شرایط کشت درون شیشه‌ای، جهت کاهش آلودگی و ریزازدیادی پیازهای گیاه لاله واژگون پیشنهاد می‌گردد.