با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 36، شماره 4 - شماره پیاپی 56، زمستان 1401، صفحه 735-948 
مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی تاثیر زمان حلقه‌برداری تنه درخت بر شدت عارضه ترکیدگی و ویژگی‌های کمی و کیفی میوه‌ی دو رقم انار

صفحه 735-745

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61829.0

سیده فاطمه متولیان، بهرام عابدی، یحیی سلاح ورزی، علی تهرانی فر

چکیده از مشکلات عمده تولید انار که تقریبأ در تمام مناطق انارکاری دنیا بخصوص در مناطق گرم و خشک شایع است، عارضه ترکیدگی میوه آن می‌باشد که بعد از کرم گلوگاه انار بیشترین خسارت را به باغ‌داران وارد می‌نماید. از سوی دیگر تحقیقات مختلف گویای این واقعیت می‌باشد که حلقه‌برداری بر ویژگی‌های کمی و کیفی میوه درختان مختلف تاثیر دارد؛ بنابراین آزمایشی به منظور بررسی تاثیر زمان حلقه‌برداری بر ویژگی‌های کمی، کیفی و همچنین شدت عارضه ترکیدگی دو  رقم ’شیرین پوست قرمز‘ و ’ملس‘ در شهرستان مهدی‌شهر استان سمنان انجام پذیرفت. حلقه‌برداری در سه زمان تمام‌گل، دو ماه پس از تمام‌گل و چهار ماه پس از تمام‌گل انجام گرفت. نتایج نشان داد حلقه‌برداری در زمان تمام‌گل و دو ماه پس از تمام‌گل توانست درصد ترکیدگی میوه را در هر دو رقم به طور چشمگیری نسبت به تیمار شاهد (عدم حلقه‌برداری) کاهش دهد. همچنین در بین دو رقم مورد مطالعه درصد ترکیدگی در رقم ’شیرین پوست قرمز ‘ بیشتر از رقم ’ملس‘ بود. علاوه بر این، حلقه‌برداری در زمان تمام‌گل و چهار ماه پس از تمام‌گل توانست میزان وزن، حجم میوه و میانگین وزن 100 آریل را افزایش دهد. از بین دو رقم مورد مطالعه در پژوهش نیز رقم ’ملس‘ نسبت به رقم ’شیرین پوست‌قرمز‘ میزان مواد جامد محلول و درصد اسید قابل تیتراسیون بالاتری نشان داد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر سطوح مختلف ایندول بوتیریک اسید (IBA) و نفتالین استیک اسید (NAA) روی ریشه‌زایی قلمه ساقه گلابی

صفحه 747-761

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61925.0

بهزاد کاویانی، مریم جمالی، محمد رضا صفری مطلق، علیرضا اسلامی

چکیده گلابی یک درخت چوب سخت است که اغلب از بذر رشد می­کند. تکثیر از طریق بذر زمان­بر است و احتمال تغییرات ژنتیکی را افزایش می­دهد. مناسب­ترین روش تکثیر گلابی، استفاده از قلمه ساقه می باشد که سخت ریشه­زا است. در این پژوهش از غلظت­های 1000، 2000 و 4000 میلی­گرم در لیتر ایندول بوتیریک اسید (IBA) و نفتالین استیک اسید (NAA) برای تسهیل ریشه‌زایی قلمه ساقه گلابی  رقم ’بارتلت‘ استفاده شد. نتایج نشان داد که کمترین زمان (59 روز) تا شروع ریشه­زایی قلمه­ها و بیشترین تعداد ریشه (16) در قلمه­های تیمارشده با 1000 میلی‌گرم در لیتر NAA همراه با 2000 میلی‌گرم در لیتر IBA به‌دست آمد. این تیمار به عنوان بهترین تیمار برای ریشه­زایی قلمه ساقه گلابی پیشنهاد می­شود. بالاترین درصد ریشه‌زایی (66/57 درصد) در قلمه‌های تیمارشده با 4000 میلی‌گرم در لیتر IBA به­دست آمد. بیشترین تعداد برگ (93/9) در قلمه­های تیمارشده با 2000 میلی‌گرم NAA همراه با 4000 میلی‌گرم IBA مشاهده شد. در این پژوهش؛ حجم ریشه، طول ریشه، ارتفاع قلمه و وزن تر و وزن خشک قلمه­ها نیز اندازه­گیری شد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ویژگی‌های مورفولوژیک و ترکیبات فیتوشیمیایی مرزه (Satureja hortensis L.) در پاسخ به کاربرد کود پلت مرغی و سولفات روی

صفحه 763-776

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67877.1006

رقیه راعی، وحید اکبرپور، محمدعلی بهمنیار

چکیده مدیریت کود یکی از عوامل اصلی در جهت رسیدن به کشاورزی پایدار محسوب می‌شود. از این رو نظام کشاورزی تلفیقی استفاده از مواد آلی همراه با مصرف بهینه کودهای شیمیایی را توصیه می‌کند. مدیریت تلفیقی کود دامی با کود شیمیایی روش مهمی برای افزایش تولید و حفظ باروری خاک می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش کود آلی پلت مرغی و سولفات روی در پرورش گیاه مرزه می‌باشد. آزمایش حاضر به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاَ تصادفی با 3 تکرار انجام گرفت. فاکتور اول کود مرغی با چهار سطح (صفر، 3، 6، 9 تن در هکتار) و فاکتور دوم سولفات روی با چهار سطح (صفر، 50، 100، 150 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک) بود. با توجه به نتایج به‌دست آمده، اثر کود آلی مرغی، سولفات روی و برهمکنش آنها بر بیشتر صفات مورد بررسی معنی‌دار بود. بیشترین ارتفاع بوته در تیمار کود آلی مرغی 9 تن در هکتار + سولفات روی 100 میلی‌گرم در کیلوگرم خاک مشاهده شد که نسبت به شاهد 26/79 درصد افزایش نشان داد و کمترین ارتفاع بوته متعلق به تیمار شاهد بود. کلروفیل کل در تیمار کود مرغی 6 تن در هکتار + 150 میلی‌گرم سولفات روی در کیلوگرم، افزایش قابل توجهی نسبت به شاهد داشت. بیشترین میزان نیتروژن برگ در تیمار کود مرغی 9 تن در هکتار + 50 میلی‌گرم سولفات روی در کیلوگرم با افزایش 03/82 درصدی نسبت به شاهد به دست آمد و عنصر روی با افزایش 75/222 درصدی در تیمار کود مرغی 9 تن در هکتار + 150 میلی‌گرم سولفات روی در کیلوگرم مشاهده شد. تیمار کود مرغی 6 تن در هکتار + 150 میلی‌گرم درکیلو گرم با 53/261 درصد افزایش نسبت به شاهد حاوی بیشترین درصد اسانس بود. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد استفاده از نسبت‌های تلفیقی کود آلی مرغی و سولفات روی در بهبود صفات رویشی، عناصر در دسترس گیاه و درصد اسانس موثر واقع شده است.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

حفظ کیفیت و کاهش قهوه‌ای شدن گلبرگ‌های گل شاخه‌بریده نرگس رقم ’شهلای شیراز‘ با استفاده از سدیم‌نیتروپروساید

صفحه 777-789

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69103.1028

معظمه شهابی، سمیه رستگار

چکیده یکی از عمده­ترین مشکلات در مرحله پس­از­برداشت گل شاخه­بریده نرگس رقم ’شهلای شیراز‘ (Narcissus tazetta L.cv. Shahla-e-Shiraz)، کوتاه بودن عمر پس­از­برداشت آن است که به­طور عمده به­دلیل پژمردگی و قهوه­ای شدن سریع گلبرگ­های آن می­باشد. مطالعه حاضر به‌منظور بررسی تأثیر تیمار سدیم­نیتروپروساید بر حفظ کیفیت و جلوگیری از فرآیند قهوه­ای شدن گلبرگ­های گل شاخه­بریده نرگس انجام شد. آزمایش حاضر به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به­صورت فروبری کوتاه­مدت در سدیم­نیتروپروساید در دو غلظت (25 و 50 میکرومولار) به­مدت 24 ساعت برروی گل­های شاخه­بریده نرگس انجام شد. محلول ساکارز 2 درصد و همچنین آب­مقطر به­عنوان شاهد در نظر گرفته شدند. در این آزمایش شاخص­های مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به­دست آمده، بیشترین کیفیت ظاهری گل (03/3) و بیشترین محتوی نسبی آب گلبرگ (1/43 درصد) در پایان آزمایش در گل­های تیمار شده با 25 میکرومولار سدیم­نیتروپروساید مشاهده شد. کمترین میزان قهوه­ای شدن (3/22 درصد) و تغییرات رنگ (ΔE) و بیشترین روشنایی رنگ گلبرگ­ها (L*) (47/35) نیز در تیمار 25 میکرومولار سدیم­نیتروپروساید مشاهده شد. تیمار 25 میکرومولار سدیم­نیتروپروساید به­طور معنی­داری فعالیت آنزیم پلی­فنل اکسیداز را به یک پنجم نسبت به شاهد کاهش داد. این غلظت همچنین تأثیر معنی­داری در کاهش نشت­یونی و حفظ پایداری غشای­سلولی (3/73 درصد) نسبت به شاهد (5/69 درصد) داشت. نتایج نشان داد که غلظت مناسب سدیم­نیتروپروساید با حفظ محتوی نسبی آب گلبرگ، کاهش نشت­یونی وحفظ پایداری غشای­سلولی و کاهش فعالیت آنزیم پلی­فنل اکسیداز (PPO) نقش موثری در مهار فرایند قهوه­ای شدن گلبرگ­های گل شاخه­بریده نرگس داشت.

مقالات پژوهشی میوه کاری

اثر پایه و پیوندک بر جذب عناصر غذایی دو رقم انار’رباب نیریز‘ و’خفر جهرم‘

صفحه 791-802

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.69299.1031

حمید رضا کریمی، نعیمه بی نیاز، علی اکبر محمدی میریک، مجید اسمعیلی زاده، زینب حاتمیان

چکیده به منظور بررسی اثر پایه و پیوندک بر جذب عناصر غذایی در دو رقم انار’رباب نیریز‘ و ’خفر جهرم‘ پژوهشی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصافی با دو فاکتور پیوندک در دو سطح (’رباب نیریز‘ و ’خفر جهرم‘) و پایه در چهار سطح (’پوست قرمز علی آقایی‘، ’گرچ داداشی‘ ،’گرچ شهوار‘و بدون پیوند) و با پنج تکرار به اجرا در آمد. نتایج نشان داد که برهمکنش پایه و پیوندک بر جذب عناصر تاثیرگذار است. بیشترین میزان فسفر (89/0 درصد ماده خشک)، پتاسیم (95/0 درصد ماده خشک) و کلسیم (59/2 درصد ماده خشک) برگ به­ترتیب در نهال­های پیوندی با پیوندک’رباب نیریز‘ روی پایه ’گرچ داداشی‘، پیوندک ’خفر جهرم‘ روی پایه ’گرچ داداشی‘، پیوندک’رباب نیریز‘ روی پایه’گرچ شهوار‘مشاهده شد. همچنین بیشترین میزان آهن (75 میلی­گرم بر گرم وزن خشک)، منگنز (65 میلی­گرم بر گرم وزن خشک) و مس (25 میلی­گرم بر گرم وزن خشک) برگ به­ترتیب در نهال­های پیوندی با پیوندک ’رباب نیریز‘ روی پایه ’گرچ داداشی‘، پیوندک’خفر جهرم‘روی پایه ’گرچ داداشی‘و در هر دو پیوندک روی پایه’گرچ شهوار‘به­دست آمد. بر­اساس پژوهش فوق می­توان بیان کرد که نوع پایه بر غلظت عناصر معدنی شاخساره انار تاثیرگذار است.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

اثر طیف‌های مختلف نور بر کارایی فتوسنتز گیاه گل سنگ (Hypoestes phyllostachya)

صفحه 803-815

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70123.1046

داوود کاظمی، مریم دهستانی اردکانی

چکیده کیفیت نور دریافتی توسط برگ­ها بر فتوسنتز گیاه تاثیر می­گذارد. در پژوهش حاضر اثر طیف­های مختلف نور بر کارایی فتوسنتز گیاه گل سنگ (Hypoestes phyllostachya) مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق با استفاده از آزمون OJIP که از روش­های دقیق محاسبه کارایی فتوسنتز در گیاه می­باشد، اثرات طیف نور بر فتوسنتز تجزیه و تحلیل شد. آزمایش در بهار سال 99 در گلخانه تجاری با شش اتاقک رشد مجهز به نور معمولی گلخانه (شاهد)، 100 درصد نور آبی، 15 درصد نور آبی + 85 درصد نور قرمز، 30 درصد نور آبی + 70 درصد نور قرمز، 15 درصد نور آبی + 65 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید و 30 درصد نور آبی + 50 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید، روی دانهال­های چهار برگی گیاه آپارتمانی گل سنگ در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. پس از دو ماه قرارگیری گیاهان در زیر نورهای مختلف با دوره نوری 12 ساعت روشنایی و تاریکی با شدت نوری 250 میکرومول بر مترمربع بر ثانیه، پارامترهای بیوفیزیک فتوسنتزی بررسی شد. بیشترین میزان شاخص حداکثر کارایی کوانتومی فتوسیستم II و حداکثر فلورسانس متغیر نسبی (FM/F0) در تیمارهای نوری 15 درصد نور آبی + 65 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید+ 70 درصد نور قرمز و 15 درصد نور آبی + 65 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید حاصل شد. میزان جذب نور به ازای هر مرکز واکنش (ABS/RC) در گیاهان تحت تیمار نوری 30 درصد نور آبی + 50 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید نور سفید و نیز شاهد بیشتر از سایر تیمارها بود. میزان گرفتن الکترون به ازای هر مرکز واکنش (TR0/RC) و انرژی اتلاف شده به ازای هر مرکز واکنش (DI0/RC) در گیاهان تحت تیمار نوری 30 درصد نور آبی + 50 درصد نور قرمز + 20 درصد نور سفید و نیز شاهد افزایش یافت. شاخص عملکرد بر پایه جذب انرژی نورانی در تیمار 30 درصد نور آبی + 70 درصد نور قرمز بالاتر بود به­طوری­که 25/74 درصد بیشتر از شاهد بود. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تیمارهای نوری ترکیبی مخصوصاً 30 درصد نور آبی + 70 درصد نور قرمز بیشترین تاثیر را در افزایش کارایی فتوسنتز و نور آبی و شاهد کمترین تاثیر را داشتند.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

بررسی اثر اندازه مریستم و منشاء پیوندک در ریزپیوندی گیلاس در شرایط درون شیشه‌ای

صفحه 817-827

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70383.1050

محمد اسماعیل نداف، ابراهیم گنجی مقدم، غلامرضا ربیعی، عبدالرحمان محمدخانی

چکیده این مطالعه، با هدف بررسی تاثیر اندازه و منشاء پیوندک روی ریزپیوندی گیلاس در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی در طی سال‌های 1396-1394 انجام شد. این پژوهش در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاَ تصادفی انجام شد. فاکتور اول: رقم در هفت سطح (’زرد‘، ’سیاه مشهد‘، ’دوم رس‘، ’بینگ‘، ’پیش رس‘، ’تکدانه ‘ و ’حاج یوسفی‘) و فاکتور دوم: نوع پیوندک در چهار سطح (ریزپیوندک با اندازه‌های دو و پنج میلی‌متری با منشاء درون شیشه­ای و برون شیشه­ای) بود. عملیات ریزپیوندی با ریزپیوندک‌هایی از نوک شاخه ارقام گیلاس روی پایه‌های ’گیزلا 6 ‘ به روش اسکنه انجام شد. گیاهان ریزپیوندی شده، ابتدا برروی محیط کشت MS حاوی یک میلیگرم برلیتر بنزیل آمینو پورین (BAP ) و بعد از سه هفته، در محیط پرلیت با محلول غذاییMS  حاوی یک میلی‌گرم بر لیتر ایندول بوتیریک اسید (IBA) قرار گرفتند و سپس به بستر پرلیت:پیت موس (به نسبت یک :یک) منتقل شدند. نتایج نشان داد که در همه شاخص‌ها بین تیمارهای نوع پیوندک و اثرات متقابل رقم در نوع پیوندک، به جز زمان گیرایی پیوند، اختلاف معنی‌دار بود، اما تفاوت معنی‌داری بین ارقام (به جز رشد طولی پیوندک) وجود نداشت. در نوع پیوندک، ریزپیوندک‌های پنج میلی‌متری با منشاء درون شیشه­ای دارای بیشترین درصد موفقیت پیوند (42 درصد)، تعداد برگ (7/3)، رشد طولی (3/6 سانتی‌متر) و زمان گیرایی پیوند (دو روز) بودند و در نهایت در بین تمام ریزپیوندهای موفق، درصد ریشه زایی، 41 درصد و درصد سازگاری، 3/25 درصد بدست آمد. در مجموع استفاده از ریز پیوندک‌های 5 میلی‌متری درون شیشه­ای در همه ارقام گیلاس، برای ریزپیوندی روی پایه ’گیزلا‘ کارایی بهتری داشت.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر ساکارز بر جنین‌زایی رویشی مستقیم مارچوبه اکتاپلوئید

صفحه 829-842

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70871.1061

زینب طوسی، سید جواد موسوی زاده، کامبیز مشایخی، مهدی علیزاده

چکیده جنین­زایی رویشی، روش جدیدی برای ازدیاد گیاهان در شرایط درون شیشه­ای است. کارآیی روش جنین‌زایی رویشی به‌شدت به ترکیبات محیط کشت بستگی دارد. مانند ساکارز که متداول‌ترین منبع کربوهیدرات است که درکشت بافت گیاهی استفاده می‌شود .ساکارز محصول نهایی فتوسنتز و قند اولیه منتقل‌شده در آوند آبکش اکثر گیاهان است. به‌منظور بررسی تأثیر غلظت‌های مختلف ساکارز بر جنین‌زایی رویشی مارچوبه (Asparagus officinalis L.) اکتاپلوئید، آزمایشی با پنج تیمار ساکارز (3، 6، 9، 12 و 15 درصد) انجام پذیرفت. برای انجام این آزمایش ریزنمونه­های مارچوبه حاوی یک جوانه در محیط B5 در فاز القایی جنین رویشی دارای هورمون 2, 4-D کشت شدند و بعد از دو هفته به فاز ظهور جنین منتقل گردیدند. در ادامه بعد از چهار هفته در مرحله ظهور جنین­ها، تعداد جنین­های رویشی تولیدشده در مراحل کروی شکل و قطبی در دو بزرگنمایی 20 و 40 میکرون، شمارش و عکس‌برداری شد و میزان تأثیر غلظت‌های ساکارز بر میزان رنگیزه­های فتوسنتزی و خصوصیات فیتوشیمیایی اندازه­گیری شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که اختلاف معنی­داری بین غلظت­های مختلف ساکارز از لحاظ تشکیل جنین­های رویشی گیاه مارچوبه وجود دارد. در غلظت 9 و 15 درصد ساکارز به­ترتیب بیش­ترین و کم­ترین تعداد جنین کروی و قلبی تشکیل شد. همچنین نتایج به­دست آمده از تجزیه و تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که در غلظت 9 درصد ساکارز بیش­ترین میزان رنگیزه­های فتوسنتزی و نشاسته مشاهده شد. درنهایت در این پژوهش مشخص شد که بهترین غلظت مؤثر بر جنین­زایی رویشی مارچوبه اکتاپلوئید، غلظت 9 درصد ساکارز می­باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

اثر اسید استیک بر pH محلول کود آهن (سکوسترین و نانو) و تأثیر آن بر خصوصیات کمی و کیفی توت‌فرنگی رقم ’دیامنت‘

صفحه 843-855

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.71574.1076

معصومه جعفری، علی اکبر شکوهیان، اسماعیل چمنی، اکبر قویدل

چکیده به­منظور بررسی اثر اسید استیک بر pH محلول­غذایی آهن (سکوسترین و نانو کود) و تأثیر آن بر ویژگی­های کمی و کیفی توت­فرنگی رقم ’دیامنت‘، این پژوهش به صورت کرت­های دوبار خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با 3 تکرار در ایستگاه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی در طی سال­های ۱۳۹۴ تا۱۳۹۶ به اجرا در آمد. تیمارهای آزمایش شامل محلول­پاشی سطوح آهن (سکوسترین 25 گرم و نانو 1 گرم) درکرت‌هایی اصلی، سطوح اسید استیک (شاهد، 1، 2و 3 درصد) در کرت­های فرعی و سطوح صابون کشاورزی مویان (شاهد و 5/7 درصد) در کرت­هایی فرعی­فرعی قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان داد که اثر متقابل سه جانبه محلول­پاشی اسید استیک با آهن همراه با صابون کشاورزی بر میانگین غلظت آهن برگ و تعداد میوه در سطح احتمال پنج درصد و در کلروفیل کل در سطح احتمال یک درصد معنی­دار بود که بهترین نتیجه در صفت­های ذکر شده از ترکیب تیماری 2 درصد اسید استیک با آهن سکوسترین همراه با 5/7 درصد صابون کشاورزی مویان حاصل شد. اثر متقابل دو جانبه اسید استیک و نوع آهن بر صفت­های pH آب میوه، حجم میوه، وزن تر و خشک میوه در سطح احتمال پنج درصد و در عملکرد در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بودند. در صفت­های حجم میوه، وزن تر میوه، وزن خشک میوه و عملکرد بهترین نتایج مربوط به ترکیب تیماری 2 درصد اسید استیک با کود آهن سکوسترین بود.،ولی در صفت pH آب میوه بهترین نتیجه از ترکیب تیماری 3 درصد اسید استیک با آهن سکوسترین بدست آمد. اثر متقابل دو جانبه عنصر آهنو صابون کشاورزی بر میزان مواد جامد محلول در سطح احتمال پنج درصد و اسیدکل میوه‌ی توت‌فرنگی در سطح احتمال یک­درصد معنی‌دار بودند. در مورد صفت­های مواد جامد محلول و اسیدیته قابل تیتراسیون، تیمار آهن سکوسترین و صابون کشاورزی مویان، بهترین نتیجه را داشتند. با توجه به نتایج حاصل از این بررسی، ترکیب تیماری 2 درصد اسید استیک با آهن سکوسترین همراه با 5/7 درصد صابون کشاورزی مویان به دلیل کاهش کشش سطح برگ موجب بهبود قدرت جذب آهن محلول غذایی و افزایش ویژگی­های کمی و کیفی توت­فرنگی توصیه می­گردد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

مطالعه سیتوژنتیکی برخی از گونه‌های آویشن بومی ایران

صفحه 857-867

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.72022.1082

مهدی مرادی، حسین نستری نصرآبادی، کمال قاسمی بزدی

چکیده آویشن از مهمترین گیاهان دارویی است که کاربردهای وسیعی در صنایع دارویی، غذایی، آرایشی و بهداشتی دارد. پژوهش‌های سیتوژنتیکی، نقش مهمی در تعیین قرابت گونه‌ها ایفا می‌کند و به عنوان اولین تجزیه فیلوژنی و تکامل گروه‌های خویشاوند مطرح است. تعداد، اندازه و شکل کروموزوم از فاکتورهای مهم در بررسی تکامل هستند. در اصلاح ژنتیکی هر گونه گیاهی داشتن اطلاعات کافی در خصوص سطح پلوئیدی و ویژگی‌های کاریوتیپی از مهم‌ترین نیازهای اولیه اصلاح‌گران می‌باشد. در این مطالعه ویژگی‌های کاریوتیپی برخی گونه‌های آویشن متعلق به بخش Serpyllum و زیر بخش Kotschyani مورد مطالعه قرار گرفت. در این مطالعه از سلول‌های مریستم ریشه‌چه و در مرحله متافاز میتوز برای بررسی ویژگی‌های کروموزومی و کاریوتیپی استفاده شد. بر اساس نتایج، عدد پایه کروموزومی در اکثر گونه‌ها 15=x و در برخی گونه‌ها 14=x بود. دو سطح پلوئیدی (دیپلوئید و تتراپلوئید) در میان گونه‌های مختلف مشاهده شد. کروموزوم‌ها در اکثر گونه‌ها، به صورت متاسانتریک و ساب متاسانتریک بودند. بر اساس تقارن درون کروموزمی (A1 و TF) برخی جمعیت‌های گونهThymus eriocalyx  متقارن‌ترین و ابتدایی‌ترین کاریوتیپ و گونه‌های Thymus lancifolious وThymus fedtschenkoi نامتقارن‌ترین و کامل‌ترین کاریوتیپ را دارا بودند و بر اساس تقارن بین کروموزمی (A2) گونه Thymus eriocalyx دارای نامتقارن‌ترین کاریوتیپ بود. بر اساس جدول دوطرفه استیبنز اکثر جمعیت‌ها در کلاس 1A و 1B قرار گرفتند ولی در جمعیت‌های گونهT. lancifolious کلاس 2A و3B  نیز مشاهده شد. نتایج حاصل از این مطالعه می‌تواند برای درک بهتر جایگاه تاکسونومیکی و برنامه‌های اصلاح و اهلی‌سازی مفید باشد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تعیین کارایی کود سیلیسیم و تربیت بوته بر عملکرد بادمجان (Solanum melongena) گلخانه‌ای رقم ’دنیس‘ و ماندگاری پس از برداشت میوه

صفحه 869-883

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72451.1090

حسین ذاکری، زهرا رودباری

چکیده سیلیسیم عنصری ضروری برای رشد گیاه نیست اما نقش آن در بهبود عملکرد به‌واسطه کاهش تنش‌های محیطی و ماندگاری محصول بسیار حائز اهمیت است. از سویی در تولید سبزیجات گلخانه‌ای، سودآوری وابسته به عملکرد بـالا و میزان کیفیت در واحد سطح می‌باشـد کـه می‌تواند بـا مـدیریت صحیح هرس ساقه افـزایش یابد. لذا به‌منظور بررسی اثر محلول‌پاشی کود سیلیسیم از منبع کلات سیلیسیم در مراحل مختلف رشد گیاه و تربیت بوته در گیاه بادمجان، آزمایشی گلخانه‌ای در محیط خاکی به‌صورت کرت­های خرد شده در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در 3 تکرار در منطقه میناب اجرا شد. در این آزمایش، مصرف کود سیلیسیم به‌عنوان فاکتور اصلی در 4 سطح (صفر و 2 در هزار در فاز رویشی، 2 در هزار در فاز زایشی و 2 در هزار در دو فاز رویشی و زایشی) و نوع هرس به‌عنوان فاکتور فرعی نیز در 4 سطح (بدون هرس، هرس دوشاخه، هرس سه‌شاخه و هرس چهارشاخه) اعمال شد. نتایج نشان داد که شیوه تربیت بوته با تاثیر مثبت بر طول میوه، ارتفاع بوته، وزن میوه منجر به افزایش متوسط عملکرد بوته از 720 گرم به 1300 گرم در هر چین شد. همچنین محلول‌پاشی سیلیسیم از طریق افزایش غلظت سیلیسیم موجود در گیاه و تأثیر مثبت بر تعداد میوه در بوته سبب افزایش 64 درصدی عملکرد بوته نسبت به عدم محلول­پاشی سیلیسم شد. درصد افت وزن میوه نیز از 10 درصد در شرایط بدون دریافت سیلیسیم به 1 درصد کاهش معنی‌داری یافت. اثر متقابل محلول­پاشی با سیلیسیم در دو مرحله رویشی و زایشی و تربیت بوته به­صورت چهار شاخه کاهش درصد آلودگی قارچی را به‌دنبال داشت. لذا مصرف سیلیسیم در دو مرحله رویشی و زایشی به‌ویژه در گلخانه‌های سنتی فاقد سیستم‌های تهویه مناسب همراه با هرس چهار شاخه قابل توصیه است.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود خصوصیات پس‌از‌برداشت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ با کاربرد قبل‌‌از‌‌برداشت جلبک قهوه‌ای (Ascophyllum nodosum)

صفحه 885-901

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73178.1100

مهشید غفوری، فرهنگ رضوی، مسعود ارغوانی، ابراهیم عابدی قشلاقی

چکیده جلبک قهوه‌ای جزو زیست محرک‌هایی است که بدون اثرات مخرب زیسـت محیطی در تولید محصولات باغی و زراعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این پژوهش به‌منظور بررسی تـأثیر تیمار جلبک قهوه‌ای به‌صـورت محلـول‌پاشـی بر روی شاخه، برگ و میوه بـر برخی خصوصیات کیفی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ به صورت فاکتوریل (فاکتور اول: محلول‌پاشی جلبک قهوه‌ای در چهار سطح (صفر، 1، 2 و 3 گرم در لیتر) در سه زمان 110، 125 و 140 بعد از مرحله تمام گل؛ فاکتور دوم: زمان انبارمانی در 4 سطح صفر، 30، 60 و 90 روز پس از انبارمانی) بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصـادفی بـا سـه تکرار انجام شد. میوه‌های تیمار شده به مدت 90 روز در شرایط انباری با دمای 1 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 90 درصد نگهداری شدند و به صورت ماهیانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده حاکی از تـأثیر معنی‌دار تیمار عصاره جلبک قهوه‌ی بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمار عصاره جلبک قهوه‌ای موجب حفظ سفتی بافت میوه، ویتامین ث، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، فنل، فلاونوئید کل و آنزیم فنیل آلانین آمونیالیاز (PAL) در مقایسه با تیمار شاهد شدند. تیمار 3 گرم در لیتر جلبک قهوه‌ای بهترین تـأثیر را در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی (40/40 درصد)، درصد کاهش وزن میوه (87/41 درصد)، اسید قابل تیتراسیون (37/25 درصد)، ویتامین ث (26/33 درصد) ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (70/26 درصد) ، فنل کل (17/81)، فلاونوئید کل (67/103 درصد) و فعالیت آنزیم PAL (75/153 درصد) نسبت به شاهد در 90 روز انبارمانی داشت. با توجه به اثرات مثبت تیمار عصاره جلبک قهوه‌ای بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه کیوی در طی دوره انبارداری، چنین به نظر می‌رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان یک راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه کیوی رقم هایوارد قابل توصیه باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

کاربرد مقادیر مختلف نیترات آمونیوم به صورت کوددهی پایه بر برخی صفات مورفو- فیزیولوژیکی گیاه سجافی (Chlorophytum comosum)

صفحه 903-915

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73430.1103

مژده اسکو، عزیزاله خندان میرکوهی، روح انگیز نادری

چکیده جهت ارزیابی تاثیر سطوح مختلف نیترات آمونیوم بر شاخص‌های رشدی و فیزیولوژیکی گیاه سجافی (Chlorophytum comosum) آزمایشی بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 4 تیمار و 3 تکرار به اجرا درآمد. از چهار سطح مختلف نیترات آمونیوم (100 (به‌عنوان شاهد)، 200، 400 و600 میلی‌‎گرم در کیلوگرم خاک) استفاده شد. تیمارها، ماهانه و به صورت چالکود اعمال گردید. صفات مورد بررسی شامل صفات مورفولوژیک (ارتفاع، تعداد برگ، تعداد دستک، وزن ‌تر اندام‌ هوایی، وزن ‌خشک‌ اندام ‌هوایی، وزن ‌تر ریشه، وزن ‌خشک‌ ریشه، حجم ریشه، عمق ‌ریشه، طول‌ ریشه، وزن گلدان، سطح ‌برگ) و صفات فیزیولوژیک (کلروفیل کل، مقدار‌ پروتئین کل، مقدار نیترات موجود در بافت و میزان پرولین) بود و همچنین آنالیز بسترکشت قبل از شروع آزمایش انجام شد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که اثر سطوح مختلف نیترات آمونیوم بر همه صفات مورد ارزیابی به جز وزن گلدان، عمق ریشه، طول ریشه و حجم ریشه معنی‌دار بود. با افزایش سطوح مختلف تیمار، ارتفاع، تعداد برگ، وزن‌ تر ‌اندام‌ هوایی، وزن‌ خشک ‌اندام ‌هوایی، وزن ‌تر‌ ریشه، وزن ‌خشک‌ ریشه و سطح برگ افزایش یافت. بیشترین میزان کلروفیل، پروتئین و نیترات بافت در تیمار 400 میلی‌گرم نیترات آمونیوم مشاهده شد و با افزایش کاربرد نیترات آمونیوم مقدار آنها کاهش یافت. بیشترین مقدار پرولین (20/11 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در تیمار 600 میلی‌گرم نیترات آمونیوم و کمترین مقدار (57/3 میکروگرم بر میلی‌لیتر) در تیمار شاهد مشاهده شد. با توجه به نتایج بدست آمده تیمار 400 میلی‌گرم نیترات آمونیوم موجب افزایش شاخص‌های رشد و عملکرد و افزایش جنبه زینتی گیاه سجافی به عنوان یک گیاه برگ زینتی گردید.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

تاثیر محلول‌پاشی برگی اسیدسالیسلیک، اسپرمیدین و سدیم نیتروپروساید بر برخی ویژگی‌های رشدی، گل‌دهی، رنگیزه‌های فتوسنتزی و عمر گلجای لیزیانتوس رقم ’ماریاچی بلو‘

صفحه 917-936

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74334.1118

محدثه پیری، زهره جبارزاده

چکیده امروزه اهمیت اقتصادی و ارزش گیاهان زینتی به‏ویژه گل‌های شاخه‌بریده در جهان افزایش پیدا کرده است و ماندگاری گل‌ها یکی از موضوعات مهم در تجارت گل‌های شاخه‌بریده است، بنابراین ارائه راه‌کارهایی که باعث بهبود کیفیت گیاهان و افزایش ماندگاری آن­ها شود امری ضروری است. به این منظور در پژوهش حاضر تاثیر اسپرمیدین، اسیدسالیسلیک و سدیم نیتروپروساید بر رشد و کیفیت گل و همچنین عمرگلجای گیاه لیزیانتوس رقم ‘Mariachi Blue’ ، در قالب طرح کاملاَ تصادفی با 4 تکرار که هر تکرار شامل 2 گلدان بود در شرایط کشت بدون خاک، در گلخانه پژوهشی دانشکده کشارورزی دانشگاه ارومیه بررسی شد. تیمارهای مورد بررسی شامل اسپرمیدین در غلظت‌های 5/0، 1 و 2 میلی‌مولار، اسید­سالیسلیک در غلظت­های 5/0، 1 و 5/1 میلی‌مولار، سدیم نیتروپروساید در غلظت‌های 50، 100 و 200 میکرومولار و تیمار شاهد (محلول­پاشی با آب مقطر) بودند. نتایج به دست آمده نشان دادند که تیمارهای مورد استفاده موجب افزایش معنی­دار برخی شاخص­های مورفولوژیکی، رنگیزه­های فتوسنتزی و عمر گلجای نسبت به شاهد شدند. با توجه به نتایج حاصل، اسیدسالیسلیک باعث افزایش تمامی شاخص‌های اندازه­گیری شده (به غیر از وزن تر گل) نسبت به شاهد شد. اسپرمیدین، طول ساقه، وزن تر برگ، وزن تر و خشک گل، طول و قطر گل، شاخص کلروفیل، کلروفیل b، کاروتنوئید و عمر گلجای را نسبت به شاهد افزایش داد و سدیم نیتروپروساید نیز به غیر از سطح برگ، وزن خشک برگ، کلروفیل a و عمر گلجای در بقیه شاخص‌ها تاثیر مثبتی داشت. به طور کلی در این پژوهش، اسیدسالیسلیک و اسپرمیدین در غلظت 1 میلی‌مولار و  سدیم­نیتروپروساید در غلظت­های 50 و 100 میکرومولار موثرترین تیمارها در بهبود شاخص‌های رشدی، گلدهی و عمر گلجای گل لیزیانتوس بودند.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی اثر غلظت‌های مختلف و روش کاربرد یونیکونازول و سایکوسل بر رشد رویشی و خصوصیات بیوشیمیایی دورگ لیلیوم (Longiflorum×Asiatic cv. Eyeliner)

صفحه 937-948

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75071.1133

مهناز کریمی، فاطمه سلیمی، علی پاکدین پاریزی

چکیده پژوهش حاضر به­منظور ارزیابی اثر کندکننده­های رشد و روش کاربرد آن­ها در تولید گیاه پاکوتاه لیلیوم (رقم آیلاینر) انجام گرفت. آزمایش به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاَ تصادفی با دو فاکتور شامل استفاده از کندکننده­های رشد (سایکوسل؛ صفر، 1000 و 1500 میلی­گرم در لیتر) و یونیکونازول؛ صفر، 5 و 10 میلی­گرم در لیتر) و نحوه کاربرد این مواد (محلول­پاشی برگ و غوطه­وری سوخ) انجام شد. با توجه به نتایج به­دست آمده اثر تیمارها و نحوه کاربرد آن­ها بر بیشتر صفات مورد بررسی معنی­دار بود، به­طوریکه کمترین ارتفاع ساقه با 67 درصد کاهش نسبت به شاهد، در تیمار محلول­پاشی یونیکونازول با غلظت 10 میلی­گرم در لیتر به­دست آمد. همچنین بیشترین کلروفیل کل در همین تیمار به روش غوطه­وری ثبت شد. کوتاه‌ترین زمان تشکیل غنچه در تیمار سایکوسل با غلظت 1500 میلی‌گرم در لیتر مشاهده شد. غوطه­وری سوخ­ها در کاهش زمان تشکیل غنچه در مقایسه با محلول­پاشی موثرتر بود. قطر گل در تیمار 1500 سایکوسل به روش غوطه‌وری در حداکثر بود اما با تیمار 1000 سایکوسل به روش غوطه‌وری و تیمار یونیکونازول 10 میلی‌گرم در لیتر محلول‌پاشی تفاوت معنی­داری نداشت. فعالیت آنزیم کاتالاز نیز در گیاهان محلول­پاشی شده بیشتر از تیمارهای غوطه­وری بود. بیشترین میزان فعالیت این آنزیم با 23/54 درصد افزایش نسبت به تیمار شاهد در تیمار سایکوسل 1500 میلی‌گرم در لیتر مشاهده شد. همچنین بیشترین فعالیت آنزیم گایاکول پراکسیداز در گیاهان محلول­پاشی شده با 1000 میلی­گرم در لیتر سایکوسل به­دست آمد که تفاوت معنی­داری با تیمار 1500 سایکوسل در روش غوطه­وری نداشت. لذا با توجه به اینکه تیمار یونیکونازول 10 میلی­گرم در لیتر تاثیر معنی­داری در مقایسه با دیگر تیمارها در کاهش ارتفاع نشان داد، بنابراین استفاده یونیکونازول با غلظت 10 میلی­گرم در لیتر به­صورت غوطه­وری و محلول­پاشی در تولید گیاه گلدانی لیلیوم توصیه می­شود.