با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 36، شماره 2 - شماره پیاپی 54، تابستان 1401، صفحه 329-547 
مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر پیوند و تنش آبی بر عملکرد و خصوصیات مورفو-فیزیولوژیکی ریشه خیار گلخانه‌ای (Cucumis sativus L.)

صفحه 329-342

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61641.0

رسول آذرمی، یاسر حسینی

چکیده برای بررسی تاثیر پیوند و تنش آبی بر خصوصیات مورفولوژیکی ریشه و عملکرد خیار گلخانه­ای، (Cucumis sativus L. var. Nagen 972)، آزمایشی به­صورت کرت خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارها شامل پایه­های ’فلکسی فورت‘، ’شینتوزا‘،’ ناگن‘ و بدون پیوند یا شاهد بود و تنش­های خشکی در سه سطح 90، 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی اعمال گردید. نوع پیوند مورد استفاده حفره‌ای بود. نتایج نشان‌داد تعداد برگ، تعداد ریشه­جانبی، محتوای کلروفیل و درصد نشت الکترولیت در گیاهان آبیاری شده با 90 درصد ظرفیت زراعی به ترتیب 41، 1310 و 16 درصد بیشتر از تنش آبی 40 درصد ظرفیت زراعی بود. تعداد برگ، غلظت کلروفیل به‌ترتیب در پایه­های کدوی ’فلکسی­فورت‘ و ’شینتوزا‘ تقریباً 21 و 9 درصد بیشتر از گیاهان غیرپیوندی بود. درحالی­که بیشترین نشت الکترولیت در پایه غیرپیوندی مشاهده گردید. بیشترین عملکرد، وزن‌تر ریشه و طول ریشه و هدایت روزنه­ای برگ در پایه ’فلکسی فورت‘ آبیاری شده با 90 درصد ظرفیت زراعی و کمترین آن­ها در گیاهان غیرپیوندی آبیاری شده با 40 درصد ظرفیت زراعی حاصل شد. لذا می­توان گفت که گیاهان پیوند شده بر روی پایه­های ’فلکسی­فورت‘ و ’شینتوزا‘ نسبت به پایه ’ناگن‘ و حالت غیرپیوندی در شرایط تنش آبی 60 و 40 درصد ظرفیت زراعی رشد و عملکرد بهتری داشتند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

معرفی مقاوم‌ترین ژنوتیپ‌های سرو کوهی(Juniperus spp.) به تنش خشکی بر پایه شاخص‌های فیزیولوژیکی و آنتی اکسیدانی

صفحه 343-353

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v39i1.88559

ساقی کیقبادی، رضا فتوحی قزوینی، یحیی تاجور، عاطفه صبوری

چکیده خشکی یکی از مهمترین تنش­های محیطی است که انواع گیاهان از جمله گیاهان زینتی را تحت تاثیر قرار می دهد. شناسایی و انتخاب ژنوتیپ­های مقاوم گیاهان زینتی برای اجرای پروژه­های فضای سبز ضروری به نظر می رسد. بدین منظور پژوهشی به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با یازده ژنوتیپ رونده اُرس، در دو سطح آبیاری (تیمار شاهد  یا آبیاری و خشکی شدید) در آزمایشگاه پژوهشکده مرکبات و میوه­های گرمسیری رامسر انجام شد. تنش خشکی موجب کاهش رنگیزه­های فتوسنتزی در ژنوتیپ­های مورد بررسی گردید. محتوای قندهای محلول، پرولین و پروتئین محلول کل در شرایط تنش خشکی افزایش یافتند و بیشترین افزایش نسبت به گیاهان شاهد در ژنوتیپ G3 به‌ترتیب 8/30 میلیگرم بر گرم وزن خشک، 5/30 میکروگرم بر گرم وزن خشک و 2/965 میکروگرم بر گرم وزن تر بدست آمد. همچنین بیشترین افزایش در میزان صفات پراکسید هیدروژن در ژنوتیپ G11، مالون دی آلدئید در ژنوتیپ G4 و نشت یونی در ژنوتیپ G10 نسبت به گیاهان شاهد مشاهده شد. بیشترین فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز در ژنوتیپ G3 (57/85 درصد)، محتوای فنل کل در ژنوتیپ G5 (09/181 درصد) و فلاونوئید کل در ژنوتیپ G8 (46/98 درصد) مشاهده شد. ژنوتیپ G3 (رونده معمولی) بر مبنای بالا بودن مقادیر آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، قندهای محلول، پرولین و پروتئین محلول نسبت به خشکی مقاومترین ژنوتیپ شناخته شد. ژنوتیپ  G5نیز به ‌دلیل افزایش فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز و افزایش تولید فلاونوئید کل در گروه ژنوتیپ­های مقاوم قرار گرفت. بنابراین در ژنوتیپ­های اُرس افزایش متابولیت­های سازگار و سیستم آنتی اکسیدانی، مکانسیم حفاظتی کارآمدی در برابر آسیب اکسیداتیو ناشی از تنش خشکی است.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی شاخص‌های رشدی لوبیا قرمز (.Phaseolus vulgaris L) و بادرشبی (Dracocephalum moldavica) در الگوهای مختلف کشت مخلوط در حضور ریزجانداران

صفحه 355-371

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67092.0

مینا باقری، میرحسن رسولی صدقیانی، اسماعیل رضایی چیانه، محسن برین

چکیده این مطالعه با هدف ارزیابی اثر تلقیح میکروبی بر عملکرد و اجزای عملکرد بادرشبی و لوبیا قرمز در کشت خالص و مخلوط بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانه­ای در دانشگاه ارومیه اجرا گردید. فاکتورها شامل تلقیح میکروبی (باکتری­های PGPR، AMF، تلقیح تلفیقی PGPR + AMF و بدون تلقیح) و الگوهای کشت [(یک ردیف بادرشبی +یک ردیف لوبیا (1:1)، دو ردیف بادرشبی+ دو ردیف لوبیا (2:2)، دو ردیف بادرشبی+ یک ردیف لوبیا (2:1)، یک ردیف بادرشبی+ دو ردیف لوبیا (1:2) و کشت خالص لوبیا و بادرشبی] بودند. صفات مورد بررسی برای لوبیا شامل ارتفاع بوته، تعداد شاخه­های فرعی، تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در نیام، وزن هزار دانه، عملکرد دانه و زیست­توده، برای گیاه بادرشبی شامل ارتفاع بوته، تعداد برگ، تعداد شاخه­های فرعی، عملکرد زیست­توده و درصد اسانس بود. نتایج نشان داد که صفات اندازه­گیری شده برای دو گونه تحت تأثیر الگوهای مختلف کشت قرار گرفتند. بیشترین عملکرد زیست­توده و عملکرد دانه لوبیا به­ترتیب با 70/9 و20/3 گرم بوته از کشت خالص لوبیا حاصل شد. اﺛﺮ ﻧﻮع تلقیح میکروبی ﻧﻴﺰ ﺑﺮ صفات مورد بررسی لوبیا و بادرشبی معنی­دار بود. به­طوری­که بیشترین عملکرد دانه لوبیا و بالاترین درصد اسانس (52/0 درصد) بادرشبی در تیمار تلقیح تلفیقی  AMF+PGPR مشاهده گردید. . آنالیز ترکیبات شیمیایی اسانس بادرشبی نشان داد که Geranyl acetate، Geranial، Geraniol و Neral ترکیبات اصلی بودند که در کشت مخلوط تحت کاربرد کودهای زیستی بهبود یافتند. همچنین، نسبت برابری زمین در تمام الگوهای کشت مخلوط بیشتر از یک بود و بالاترین میزان این شاخص (67/1) از تیمار کشت مخلوط 2:2 در شرایط تلقیح با PGPRها حاصل شد که معادل 67 درصد افزایش در بهره­وری استفاده از زمین (نسبت به کشت خالص دو گونه) بود. به نظر می­رسد که این الگو می­تواند در بهبود بهره­وری استفاده از زمین­های کشاورزی، به ویژه در نظام­های تولید گیاهان دارویی، مناسب­تر باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی تحمل برخی از ارقام انگور نسبت به تنش خشکی با استفاده از مطالعات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی

صفحه 373-388

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67767.1004

شیما سروری، احمد اصغرزاده، علی مرجانی، ملیحه صمدی کاظمی

چکیده تنش خشکی یکی از مهم­ترین فاکتورهای غیر زیستی محدود کننده رشد و نمو و تولید محصول در گیاهان باغی است. به منظور بررسی اثر قطع آبیاری بر صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی ارقام مختلف انگور، آزمایشی دو ساله طی سال­های 1397 تا 1399، به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی و در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد اجرا شد. فاکتور اول شامل تیمار آبیاری در دو سطح (ظرفیت مزرعه­ای و تنش خشکی 15 روزه) و فاکتور دوم شامل 18 رقم انگور (’کلاهداری‘،’کج انگور‘،’ فخری ‘،’ سفید بریان ‘،’دیوانه‘، ’صاحبی‘، ’لعل‘،’سیاه شیره‘،’شیرگی‘،’گرمه‘،’خلیلی‘،’کج­انگور سنجری‘،’کشمشی‘،’قره­قات‘،’مسکه‘،’عسگری‘’ فلیم سیدلس ‘و ’بیدانه سفید‘) بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی باعث افزایش معنی دار مقدار نشت الکترولیت (29/62)، فعالیت آنزیم­های پراکسیداز (056/0کاتال در میلی­لیتر) و کاتالاز (92/0کاتال در میلی‌لیتر) و کاهش غلظت محتوای نسبی آب برگ (95/61 درصد)، میزان نسبی کلروفیل (85/16)، کلروفیل a (45/3 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ)، کلروفیل b (12/1 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) و کارتنوئید (84/2 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) گردید. ارقام مورد مطالعه بر اساس صفات مورد بررسی به سه گروه متحمل (بیدانه سفید، گرمه، مسکه، فلیم سیدلس، فخری، خلیلی و دیوانه)، نیمه مقاوم (کلاهداری، سفید بریان، صاحبی، لعل، شیرگی، کج انگور سنجری و عسگری) و حساس به خشکی (سیاه، قره قات، کج انگور و کشمشی) تقسیم­بندی شدند. رقم بیدانه سفید در بین ارقام مورد مطالعه، با داشتن بالاترین میزان محتوای نسبی آب برگ (81/77 درصد)، میزان نسبی کلروفیل (62/28)، کارتنوئید (81/4 میلی‌گرم برگرم وزن تر برگ) و کمترین میزان نشت الکترولیت (5/31)، و رقم گرمه با بالاترین میزان کلروفیل a (64/6 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ)، کلروفیل b (12/2 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ) و آنزیم­های پراکسیداز (0618/0 کاتال در میلی­لیتر) و کاتالاز ( 959/0کاتال در میلی­لیتر) جزء متحمل­ترین ارقام بودند. با توجه به نتایج این مطالعه به­نظر می­رسد که رقم بیدانه سفید مقاومت بیشتری نسبت به تنش خشکی دارد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی برخی پارامترهای بیوشیمایی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی گیاه ریحان (Ocimum basilicum L.) در واکنش به ورمیکمپوست و سولفات مس

صفحه 389-400

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69217.1029

محمد حسین امینی فرد، محبوبه عسگریان، مهدی جهانی، مهدی خیاط

چکیده ورمی کمپوست یکی از روش­های مناسب تبدیل مواد زاید آلی به کودهای آلی می باشد و استفاده از آن باعث بهبود شرایط فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک می‌شود.  همچنین مس یک عنصر ریزمغذی گیاه است، به گونه‌ای که کمبود آن، متابولیسم گیاه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به منظور بررسی تأثیر ورمی‌کمپوست و سولفات مس بر صفات بیوشیمیایی گیاه دارویی ریحان، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند اجرا شد. فاکتورها شامل ورمی‌کمپوست در سه سطح (صفر، 5 و 10 تن در هکتار) و سولفات مس در سه سطح (صفر، 3 و 6 در هزار) با سه تکرار بودند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که ورمی‌کمپوست اثر معنی‏داری بر میزان کلروفیل، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، آنتوسیانین، فلاونوئید، قند و عملکرد بیولوژیک ریحان داشت، به‌طوری‌که بیشترین میزان فلاونوئید (26/3 میلی‌گرم بر گرم) با کاربرد 10 تن در هکتار ورمی‌کمپوست و کمترین میزان آن (65/2 میلی‌گرم بر گرم) از شاهد بدست آمد. تیمار 10 تن در هکتار ورمی‌کمپوست، 05/37 درصد نسبت به شاهد،  قند گیاه را افزایش داد. سولفات مس نیز بر میزان کلروفیل a و کل، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، فنول، محتوی آنتوسیانین، قند و عملکرد بیولوژیک تأثیرگذار بود، به‌طوری‌که بیشترین میزان فعالیت فنول و قند (به‌ترتیب 29/15 و 99/12 میلی‌گرم بر گرم) از تیمار 3 در هزار سولفات مس و کمترین میزان آن‌ها (به‌ترتیب 98/10 و 19/9 میلی‌گرم بر گرم) از شاهد بدست آمد. نتایج اثرات متقابل نیز نشان داد، بیشترین میزان کلروفیل a (62/1 میلی‌گرم برگرم)، کلروفیل  b (57/2 میلی‌گرم بر گرم)، کلروفیل کل (19/4 میلی‌گرم بر گرم)، فعالیت آنتی‌اکسیدانی (57/92 درصد) و آنتوسیانین (03/3 میلی‌گرم بر گرم) با کاربرد 10 تن در هکتار ورمی‌کمپوست و سولفات مس 3 در هزار بدست آمد. علاوه‌ بر این بیشترین افزایش در عملکرد بیولوژیک (3/20968 کیلوگرم در هکتار) با کاربرد تیمار پنج تن در هکتار ورمی‌کمپوست همراه با سولفات مس شش در هزار و کمترین آن (7/16596 کیلوگرم در هکتار) مربوط به شاهد بود.  با توجه به نتایج این آزمایش، می‌توان تیمار10 تن در هکتار ورمی‌کمپوست و سولفات مس 3 در هزار را بعنوان تیمار برتر برای بهبود برخی صفات بیوشیمیایی و آنتی‌اکسیدانی  گیاه ریحان توصیه نمود.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

ارتقاء صفات مورفولوژیک، بیوشیمیایی و آنتی اکسیدانی دانهال‌های مکزیکن لایم تلقیح شده با اندوفیت قارچی استخراج شده از جلبک سبز

صفحه 401-414

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69603.1039

لیلا بقازاده دریایی، داود صمصام پور، عبدالنبی باقری، جلوه سهرابی پور

چکیده اندوفیت­ها میکروارگانیسم­های مفیدی هستند که نقش مهمی در محافظت از گیاهان در برابر عوامل بیماری­زا و تنش­های غیرزیستی ایفا می­کنند. این مطالعه با هدف استفاده از اندوفیت قارچی Aspergillus niger همزیست با جلبک سبز Cladophoropsis membranacea برای ارتقا صفات مورفولوژیک، بیوشیمیایی، آنتی اکسیدانی و رنگدانه­های فتوسنتزی دانهال­های مکزیکن لایم صورت گرفته است. از مناطق ساحلی شهرستان بوشهر، نمونه­ جلبک جمع­آوری شد. اندوفیت قارچی بر اساس مورفولوژیک و مولکولی بر پایه تکثیر نواحی ITS1 و ITS4 با استفاده از تکنیک PCR مورد شناسایی قرار گرفت. بذور استریل شده مکزیکن لایم در سینی­های کشت حاوی پیت­ماس اتوکلاو شده کشت و در مرحله چهار برگی به گلدان­های جدید منتقل شدند. هشت ماه بعد، تلقیح انجام و پس از سه ماه صفات مورفولوژیک، بیوشیمیایی، آنتی اکسیدانی و میزان رنگدانه­های فتوسنتزی مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان دادند، اکثر صفات مورد بررسی، اختلاف معنی­داری نسبت به نمونه­های شاهد داشتند. از جمله صفات مورفولوژیک اندازه­گیری شده می­توان به افزایش تعداد برگ (42/144 درصد)، وزن تر ریشه (13/144 درصد)، وزن تر ساقه (85/94 درصد) و عرض ریشه (55/105 درصد) نسبت به گیاه شاهد اشاره کرد که اکثراً در سطح 1 درصد معنی­دار بودند. اندوفیت قارچی توانسته بود سطح رنگدانه­های فتوسنتزی از جمله کلروفیل آ (98/10 درصد) و کاروتنوییدها (62/40 درصد) را به­طور معنی­داری نسبت به شاهد افزایش دهد. در بررسی ظرفیت آنتی اکسیدانی دانهال­ها، آنزیم­های کاتالاز، پراکسیداز، سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون ردوکتاز و اسکوربیک پراکسیداز اندازه­گیری شدند. اندوفیت توانسته بود باعث روند افزایشی آنزیم­های آنتی اکسیدانت در دانهال­های مکزیکن لایم پس از تلقیح شود. همچنین، اندوفیت قارچی توانسته بود باعث افزایش معنی­دار عدد اسپد و کاهش معنی­دار مالون دی آلدئید در دانهال­های تلقیح شده نسبت به شاهد شود. به­طورکلی، اندوفیت­های قارچی همزیست با ماکروجلبک­ها می­توانند به­عنوان گزینه مناسبی برای افزایش تحمل گیاهان نسبت به تنش­های زیستی و غیر زیستی از جمله شوری مورد توجه واقع شوند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی تنوع مورفولوژیکی و ارزیابی عملکرد لاین‌های گوجه‌فرنگی با استفاده از تجزیه‌ آماری چند متغیره

صفحه 415-427

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70173.1048

ساسان گل چشمه، غفار کیانی، سیدکمال کاظمی تبار، سعید نواب پور

چکیده گوجه‌فرنگی محصولی با طیف وسیعی از ژنوتیپ‌ها با عملکردهای متفاوت است و گزینش بر اساس صفت عملکرد و اجزای آن می‌تواند به برنامه‌های اصلاحی این گیاه سرعت ببخشد. در پژوهش حاضر به‌منظور ارزیابی عملکرد و اجزای آن روی 25 لاین گوجه‌فرنگی، آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. صفات شامل تعداد روز تا گلدهی، تعداد روز از جوانه‌زنی تا اولین رنگ‌گیری میوه (زودرسی)، ارتفاع بوته (سانتی­متر)، تعداد میوه در بوته، وزن میوه در بوته (گرم)، عملکرد میوه در بوته (گرم)، طول و عرض میوه (سانتی‌متر) بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد در میان تمامی لاین‌ها تفاوت معنی‌داری از نظر صفات مورد بررسی وجود دارد. همچنین تجزیه به مولفه‌های اصلی نیز بر اساس صفات مورفولوژیک نشان داد که دو مولفه اصلی اول، در مجموع 75 درصد از تنوع فنوتیپی کل در بین داده‌ها را توجیه کردند و صفات تعداد روز از جوانه‌زنی تا اولین رنگ‌گیری میوه (606/0-)، تعداد روز تاگلدهی (516/0-)، وزن میوه در بوته (492/0)، عرض میوه (480/0)، طول میوه (472/0)، ارتفاع بوته (445/0-)، عملکرد میوه در بوته (395/0) و تعداد میوه در بوته (367/0-) بیش‌ترین سهم را در تغییرات عملکرد داشتند. همچنین تجزیه خوشه‌ای به‌روش UPGMA نیز لاین‌های مورد مطالعه را در نه گروه قرار داد و لاین‌های گروه IX از نظر صفات عملکرد و اجزای آن، لاین‌های گروه VIII از نظر زودرسی و گلدهی و لاین‌های گروه IV از نظر تعداد میوه در بوته در وضعیت مطلوبی قرار داشتند و لاین‌های موجود در گروه‌های I و V نیز برای تمامی صفات در وضعیت متوسطی بودند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی خصوصیات ادافیکی، مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی جمعیت‌های وحشی گیاه گلدر (Otostegia persica B.) در رویشگاه‌های بلوچستان، ایران

صفحه 429-442

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70495.1053

منیره نعمتی نژاد، عبدالشکور رئیسی، محمد رضا اصغری پور، فاطمه نصرتی

چکیده عوامل محیطی از مهمترین فاکتورهای مؤثر بر صفات کمی و کیفی گیاهان دارویی است. این پژوهش در سال 1397 با هدف بررسی برخی ویژگی‌های ادافیکی، مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه گلدر در رویشگاه­های طبیعی بلوچستان در قالب طرح آشیانه­ای به صورت کاملاً تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. صفاتی نظیر اجزاء اسانس برگ و گل جمعیت کوه بیرک مهرستان نیز مورد ارزیابی قرار گرفت. مناطق مورد بررسی عبارت بودند از، 1- سراوان (روستاهای کوه سونط و ناهوک)، 2- خاش (روستاهای کوه پنج انگشت و پشت کوه)، 3- سرباز (روستاهای پادیک و مرکز سرباز کلات) و 4- مهرستان (روستاهای زرد و کوه بیرک) بودند. نتایج نشان داد که کمترین (80/7) و بیشترین (50/8) سطح pH به ترتیب در زرد و کوه­بیرک از شهرستان مهرستان، حداقل (29/1) و حداکثر (38/4) میزان EC به ترتیب در پنج انگشت و ناهوک، کمترین (53/43 دسی­زیمنس بر متر) و بیشترین (73/50 دسی­زیمنس بر متر) سطح Na به ترتیب در کوه بیرک و ناهوک، بیشترین میزان N  و P در پشت­کوه خاش، بیشترین مقدار K کل، K قابل جذب و بیشترین درصد سیلت در منطقه کوه سونط سراوان اندازه­گیری شد. حداکثر فاصله میانگره، طول دمبرگ، طول و عرض برگ و تعداد شاخه­های اصلی و شاخه­های فرعی در منطقه کوه­بیرک شهرستان مهرستان و بیشترین ارتفاع گیاه در منطقه ناهوک سراوان وجود داشت. حداکثر میزان فلاونوئیدهای برگ و فلاونوئید ریشه (به ترتیب 83/1 و 11/0 میلی‌گرم کوئرستین بر گرم وزن نمونه) و فنل ساقه (86/1 میلی­گرم گالیک اسید بر گرم وزن نمونه) در منطقه پنج انگشت شهرستان خاش، بیشترین میزان فلاونوئید ساقه و ریشه (به ترتیب 45/0 و 11/0 کوئرستین بر گرم وزن نمونه) در منطقه زرد شهرستان مهرستان، بیشترین فنل برگ (38/2 میلی­گرم گالیک اسید بر گرم وزن نمونه) و کربوهیدرات ریشه (73/1 میلی­گرم بر گرم) در منطقه پشت کوه خاش و حداکثر میزان کربوهیدرات برگ (99/1 میلی‌گرم بر گرم) در منطقه کوه­سونط سراوان بدست آمد. آنالیز ترکیبات شیمیایی اسانس تعداد 12 ترکیب در برگ و ۳۱ ترکیب در گل را نشان داد. بیشترین اجزاء اسانس در برگ و گل به ترتیب Thymol با سهم 12 درصدی و Benzene, 1-(1,5-dimethyl-4-hexenyl)-4-methyl- (CAS)) با سهم 13 درصدی بودند. به طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد در بین جمعیت­های مورد مطالعه از نظر تمام ویژگی­های مورد بررسی تنوع قابل ملاحظه­ای وجود داشت که نشان می­دهد عوامل محیطی همانند عوامل ژنتیکی در ایجاد تنوع در خصوصیات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی این گیاه موثر هستند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تاثیر سطوح مختلف محلول‌پاشی عناصر ریزمغذی روی، آهن و منگنز بر خصوصیات زایشی و عملکرد انگورVitis vinifera L. در برخی تاکستان‌های استان زنجان

صفحه 443-457

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71776.1078

حاجعلی محبی، علی عبادی، مهدی طاهری، محبوبه ضرابی، محمدرضا بی همتا

چکیده به­منظور ارزیابی اثرات تغذیه­ای کودهای ریزمغذی به­صورت منفرد و در ترکیب باهم بر روی رشد و عملکرد گیاه انگور، در استان زنجان، شهرستان­های ابهر و خرمدره در سه باغ (مکان) تحت کشت انگور رقم ’بیدانه سفید‘، طی دو سال متوالی (96-1394) تحقیقی انجام پذیرفت. تیمارها شامل دو سطح از کودهای کلات روی ( 1/0 و 3/0 درصد) آهن (1/0 و 2/0 درصد) و منگنز (1/0 و 2/0 درصد) و سطوح شاهد بود. این  پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه­ی طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا و در دو سال متوالی تکرار شد. بررسی صفات مورفو-فیزیولوژیک نشان داد که مصرف این کودها به­صورت انفرادی و یا ترکیبی، دارای اثرات مثبت معنی­داری (افزایش 4/4- 132 درصد) برروی تمامی صفات اندازه­گیری شده (18 صفت) در مراحل مختلف رشد و نمو بود. اثر ساده مکان برای صفاتی مانند عملکرد هر بوته و شاخص تولید محصول در هکتار معنی­دار و در سایر صفات غیر معنی­دار بود. در مواردی این عامل معنی­دار باشد. نشان دهنده­ی اثر مستقیم این عامل بر روی آن صفات است. اثر ساده عامل سال برای همه صفات بجز درصد قند آب میوه و اثرات متقابل چند جانبه­ی آن با سطوح تیماری در اکثریت صفات، معنی­دار نبود؛ که نشان دهنده­ی احتمال عدم تأثیرگذاری سال روی بیش­تر صفات در نمونه­های تحت تیمار می‌باشد. در مجموع در میان ترکیبات تیماری، کم­ترین افزایش نسبت به شاهد (4/4 درصد) در سطح تیماری کود منگنز 1/0 درصد و در بین صفات اندازه­گیری شده در صفت اسیدیته آب میوه (24/20 درصد) و بیش­ترین افزایش نسبت به شاهد (132 درصد) در ترکیب تیماری روی 3/0+ آهن 2/0+ منگنز 2/0 درصد و نیز صفات تعداد گل آذین و تعداد خوشه در هر شاخه (28/126 درصد) و پس از آن­ها تعداد خوشه در هر بوته (19/104 درصد) مشاهده گردید. از این­رو این صفات نسبت به سایر صفات اندازه­گیری شده پاسخ بهتری نشان دادند به­عنوان صفات شاخص و ترکیب تیماری روی 3/0 + آهن 2/0 + منگنز 2/0 درصد که نسبت به سایر ترکیبات به­ویژه شاهد برتری داشت، به­عنوان ترکیب کودی پیشنهادی پیشنهاد می­شوند.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

تاثیر خاکپوش‌های پلی‌اتیلنی رنگی بر خصوصیات کیفی، میزان عملکرد و پارامترهای فلورسانس کلروفیل توت‌فرنگی رقم ’کاماروسا‘

صفحه 459-470

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70983.1064

سعید شیوخی

چکیده مدیریت ناکارآمد مزارع توت­فرنگی، یکی از عوامل مهم در کاهش قابل توجه عملکرد و کیفیت میوه توت فرنگی (Fragaria × ananassa, Duch.) به­حساب می­آید. در این پژوهش، به منظور بررسی تاثیر خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی بر خصوصیات کیفی، میزان عملکرد، پارامترهای فلورسانس و کلروفیل برگ گیاه توت­فرنگی رقم ’کاماروسا‘، آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با چهار تیمار آزمایشی شامل؛ خاکپوش پلی­اتیلنی رنگی (سیاه، قرمز، سفید) و شاهد (بدون خاکپوش) در سه تکرار در طی سال­های زراعی 96-1395 و 97-1396انجام شد. بر پایه یافته­ها، تاثیر رنگ خاکپوش­های پلی­اتیلنی بر میزان عملکرد میوه دارای تفاوت معنی­دار بود (p ≤ 0.01). به­طوری‌که عملکرد کل میوه در زمان­های برداشت اول و دوم به­ترتیب (175 و 185روز پس از کاشت) به­گونه­ای بود که بیشترین عملکرد میوه توت­فرنگی در کاربرد خاکپوش قرمز و کمترین آن در گیاهان بدون خاکپوش ( شاهد) مشاهده گردید. در حالی­که در زمان برداشت سوم (200 روز پس از کاشت)، این خاکپوش­های سیاه و سفید بودند که بیشترین مقدار عملکرد را به­خود اخنتصاص دادند. بیشترین میزان مواد جامد محلول (TSS) میوه، مربوط به تیمارهای دارای خاکپوش در مقایسه با شاهد بود، اما تفاوت چندانی میان خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی مشاهده نشد. همچنین نتایج گویای آن بود که، تاثیر خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی بر پارامترهای فلورسانس و شدت سبزینگی برگ معنی­دار بود (p ≤ 0.05). نتایج حاکی از آن بود که رنگ خاکپوش­های پلی­اتیلنی تاثیر چشمگیری بر میزان فلورسانس اولیه، نسبت فلورسانس اولیه به فلورسانس متغیر (Fv/Fo) و شدت سبزینگی برگ داشت. به­طوریکه در هر دو سال زراعی، بیشترین میزان نسبت Fv/Fo ، Fo  و شدت سبزینگی مربوط به خاکپوش­های پلی­اتیلنی رنگی بود و کمترین میزان آن در تیمار شاهد مشاهده شد. این در حالی بود که رنگ خاکپوش­ها تاثیر چندانی بر میزان نسبت Fv/Fm نداشت. در واقع می­توان اینگونه اظهار داشت که، پاسخ گیاه نسبت به رنگ خاکپوش­های پلی­اتیلنی در مقایسه با تیمار شاهد، سبب بهبود عملکرد میوه و افزایش بهره­وری سیستم فتوسنتزی گیاه توت­فرنگی می­شود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

کاربرد برگی نانو ذرات کلات روی، بر ویژگی‌های کمی و کیفی توت‌فرنگی رقم ’سابرینا‘ در شرایط محلول‌دهی متفاوت

صفحه 471-487

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72513.1091

پریسا صادقی، حمید حسن پور

چکیده کمبود آب یکی از منابع مهم تنش­های غیرزنده است، به­طوری­که باعث کاهش رشد، نمو و عملکرد در طول مراحل رویشی و زایشی می­گردد. پژوهش­ها نشان داده است که استفاده از نانو کودها می­تواند ضمن کاهش میزان مصرف کود به دلیل جذب بالاتر آن به علت سطح ویژه زیاد، در جهت بدست آوردن عملکرد بالا مفید واقع شوند. در این پژوهش، به­منظور بررسی تأثیر نانو ذرات کلات روی بر برخی از ویژگی­های کمی و کیفی توت­فرنگی رقم ’سابرینا‘ در شرایط کم­محلول­دهی (مقادیر متفاوت محلول غذایی: 90، 110 و 130 میلی­لیتر)، بوته­های توت­فرنگی با نانو ذرات کلات روی (صفر، 1 و 5/1 گرم در لیتر) محلول­پاشی شدند. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. در پایان دوره آزمایش صفاتی از قبیل کلروفیل a وb  برگ، pH، اسیدیته کل3، مواد جامد محلول4، کاروتنوئید کل، وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، وزن، طول و عرض میوه و عملکرد بوته مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بر همکنش تیمارهای کم­محلول­دهی و تیمار استفاده از نانو ذرات کلات روی بر وزن میوه، وزن خشک اندام هوایی و عملکرد معنی­دار بود، به طوری‌که بیشترین میزان، در تیمار 130 میلی­لیتر محلول غذایی و در غلظت 5/1 گرم در لیتر نانو ذرات کلات روی مشاهده گردید. همچنین، در صفات طول و عرض میوه، pH، اسیدیته کل، مواد جامد محلول، کلروفیل a و b و کاروتنوئید کل اثرات اصلی تیمار محلول­دهی و تیمار نانو ذرات کلات روی در سطح احتمال 1 درصد معنی­دار بودند. به­طوری­که در تیمار نانو ذرات کلات روی، بیشترین میزان این صفات در غلظت 5/1 گرم در لیتر نانو ذرات و در تیمار کم­محلول­دهی نیز بیشترین میزان، در تیمار شاهد (محلول­دهی کامل) مشاهده شد. به­طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش، نشان داد که غلظت 5/1 گرم بر لیتر نانو ذرات کلات روی، بیشترین تأثیر را در افزایش عملکرد توت­فرنگی رقم ’سابرینا‘ تحت شرایط کم­محلول­دهی داشت.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

مطالعه اثر کاربرد لایه نفوذناپذیر خاک و خاکپوش برگ خرما بر برخی صفات مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی بادمجان (Solanum melongena L.) در شرایط تنش کم‌آبیاری

صفحه 489-503

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72001.1084

مجید امیری رودان، محمدرضا حسندخت، داود صادق زاده اهری، امیر موسوی

چکیده استفاده از خاکپوش­های طبیعی و مصنوعی جهت کاهش تبخیر از سطح خاک و حفظ رطوبت یکی از بهترین اقدامات در جهت استفاده بهینه از منابع محدود آب و افزایش عملکرد گیاهان می­باشد .به­منظور مطالعه کاربرد لایه نفوذناپذیر خاک بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی بادمجان (Solanum melongena L.) با استفاده از خاکپوش برگ خرما در شرایط تنش کم‌آبی آزمایشی در منطقه رودان استان هرمزگان انجام شد. تیمارها شامل تنش کم آبی در سه سطح (40، 70 و 100 درصد نیاز آبی گیاه)، خاکپوش در دو سطح (برگ خرما و عدم خاکپوش) و لایه نفوذناپذیر از جنس پلاستیک در سه عمق (صفر، 100 و 120 سانتی­متر) در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد بیشترین تعداد میوه در بوته (13 میوه) متعلق به تیمار بدون خاکپوش و لایه 120 سانتی­متری نفوذناپذیر و نیاز آبی 100 درصد بود. کاربرد خاکپوش برگ خرما و لایه نفوذناپذیر در عمق 120 سانتی­متری و نیاز آبی 70 و 40 درصد موجب افزایش میزان کلروفیل شد. بیش‌ترین میزان کلروفیل کل (88/1 میلی­گرم بر گرم وزن تر) متعلق به تیمار نیاز آبی 40 درصد با استفاده از خاکپوش برگ خرما و لایه نفوذناپذیر120 سانتی‌متری بود. بیشترین میزان پرولین متعلق به عدم استفاده از خاکپوش خرما، کاربرد لایه نفوذناپذیر در عمق صفر سانتی­متری و نیاز آبی 40 درصد و کمترین آن متعلق به تیمار خاکپوش برگ خرما، کاربرد لایه نفوذناپذیر در عمق 120 سانتی‌متری و نیاز آبی 100 درصد بود. بیشترین کارایی مصرف آب در تیمار نیاز آبی 40 درصد، استفاده از خاکپوش برگ خرما و لایه نفوذناپذیر در عمق 120 سانتی‌متری به­دست آمد. افزایش 12 درصدی عملکرد میوه در استفاده از خاکپوش برگ خرما و لایه نفوذناپذیر عمق 120 سانتی­متری زمین به دست آمد. به نظر می­رسد، لایه نفوذناپذیر و خاکپوش برگ خرما با کاهش اثرات منفی تنش آبی بر گیاه، باعث افزایش عملکرد میوه و کارآیی مصرف آب شد. در نهایت می­توان استفاده از خاکپوش برگ خرما و لایه نفوذناپذیر در عمق 120 سانتی­متری را برای مزارع بادمجان در مقابله با تنش خشکی توصیه کرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی خصوصیات کمپوست زباله شهری غنی شده با پودر خون، پودر استخوان و خاک فسفات و تاثیر آن بر رشد اسفناج (.Spinacia oleracea L)

صفحه 505-518

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72864.1097

جواد آهوی، علیرضا آستارایی، رضا خراسانی، امیر لکزیان

چکیده استفاده از افزودنی‌های مختلف جهت غنی‌سازی و بهبود خصوصیات کمپوست تولید شده از جمله روش‌های مرسوم می‌باشد. در این تحقیق هدف بررسی تاثیر دو ترکیب آلی (پودر خون و پودر استخوان) و یک ترکیب معدنی (خاک فسفات) بر خصوصیات کمپوست زباله شهری و همچنین تاثیر این تیمارها بر خصوصیات رشدی و غلظت عناصر غذایی در گیاه اسفناج می‌باشد. این تحقیق در دو بخش جداگانه انجام شد. هدف بخش اول بررسی تاثیر افزودنی‌های آلی و معدنی بر خصوصیات کمپوست زباله شهری بود. فاکتورهای آزمایشی شامل چهار نوع کمپوست شاهد(بدون افزودنی)، همراه با 1 درصد پودر خون، با 1 درصد پودر استخوان و با 5 درصد خاک فسفات بودند. در بخش دوم این تحقیق و در یک آزمایش گلخانه‌ای تاثیر تیمارهای حاصل از کمپوست غنی شده بعلاوه یک تیمار شاهد (بدون کمپوست) بر خصوصیات رشدی و غلظت عناصر غذایی در اندام هوایی گیاه اسفناج مورد بررسی قرار گرفت. نتایج داده‌های کمپوست غنی‌سازی شده نشان داد که تیمارهای آزمایشی باعث کاهش هدایت الکتریکی و کربن آلی می­گردد که بیشترین کاهش در تیمار خاک فسفات به ترتیب با 5/14 درصد و 9/8 درصد نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد. کمترین نسبت C/N با 26/8  و بیشترین مقادیر نیتروژن با مقدار 5/2 درصد در تیمار پودر خون  بدست آمد. تیمار خاک فسفات باعث افزایش مقدار فسفر 215 درصدی در مقایسه با شاهد شد. اضافه کردن پودر خون باعث افزایش مقدار آهن شد بطوری که میزان آن به 6/706 میلی‌گرم بر کیلوگرم رسید. میزان اسید هیومیک، شاخص هوموسی شدن و درجه پلیمریزاسیون در تیمار خاک فسفات به ترتیب با 72/5 درصد ، 48/28 و 54/56 دارای بیشترین مقادیر در مقایسه با سایر تیمارها بودند. تاثیر تیمارهای کمپوست غنی­سازی شده در کشت گلخانه نیز نشان از تاثیر مثبت این تیمارها بر وزن خشک گیاه بود. به طوری که بیشترین افزایش در تیمار پودر خون با مقدار 59 درصد نسبت به تیمار شاهد مشاهده شد، و بیشترین میزان جذب فسفر در تیمار خاک فسفات با 5/87 درصد رشد نسبت به تیمار شاهد ملاحظه گردید. بیشترین مقادیر جذب آهن و نیتروژن در اندام هوایی به ترتیب در تیمار پودر خون با 1177 میلی­گرم در کیلوگرم وزن خشک گیاه و 13/3 درصد بود. در این تحقیق پودر خون به عنوان بهترین تیمار در غنی‌سازی کمپوست زباله شهری مشخص شد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

اثرات برهمکنش پایه و پیوندک بر خصوصیات رشدی و باردهی درختان جوان گلابی

صفحه 519-531

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.73938.1112

مصطفی علیزاده فلاح، مهراب یادگاری، غلامحسین داوری نژاد، سید حسین نعمتی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی صفات رویشی و باردهی دو رقم گلابی ’درگزی‘ و ’لوئیس­بن‘ (’بیروتی‘) بر روی پایه­های ‘OH×F69’ و ’پیرودوارف‘ در طی سال­های 1400-1398 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در باغات نمونه آستان قدس رضوی در مشهد انجام گردید. ارتفاع درخت، فاصله میانگره‌ها، میزان رشد رویشی شاخه­های فصل جاری، قطر تنه، زاویه شاخه‌ها، سطح برگ، تعداد پاجوش، مدت زمان گلدهی، تعداد گل­ها، درصد تشکیل میوه و عملکرد تولید میوه در نهال­های پیوندی سه ساله ارزیابی شد. بررسی ظاهری درختان در طی سال­های اولیه مورد بررسی نشان دهنده رشد، استقرار و وضعیت ظاهری مطلوب ارقام گلابی پیوند شده روی پایه’ پیرودوارف‘ بود. ارقام و پایه­های مورد مطالعه به­طور معنی­داری رشد و عملکرد میوه گلابی را در ترکیب­های مختلف پیوندی تحت تأثیر قرار دادند. در هر دو سال مورد مطالعه ارتفاع و رشد رویشی شاخه­های فصل جاری هر دو رقم روی پایه ‘OH×F69’ به­طور معنی­داری بیشتر از پایه ’پیرودوراف‘ بود، با این وجود در هر دو رقم بیشترین قطر تنه در پایه ’پیرودوارف‘ مشاهده گردید. بررسی زمان آغاز گلدهی و رسیدگی میوه­ها در ترکیب­های مختلف پیوندی نشان داد که این صفات تنها تحت تأثیر رقم بوده است و در رقم ’درگزی‘ گلدهی و رسیدگی میوه­ها دیرتر از رقم ’بیروتی‘ صورت گرفت. اگرچه تعداد گل در هر درخت تنها تحت تأثیر رقم مورد مطالعه بود اما اثرات متقابل رقم × پایه بر درصد تشکیل میوه اولیه و نهایی و عملکرد میوه معنی­دار بود. درصد تشکیل میوه اولیه و نهایی در رقم ’درگزی‘ بر روی پایه ’پیرودوراف‘ به ترتیب 91/45 و 86/47 درصد بیشتر از پایه ‘OH×F69’ بوده است. در هر دو رقم بیشترین عملکرد میوه (51/3 کیلوگرم در هر درخت) در نهال­های پیوندی روی پایه ’پیرودوارف‘ مشاهده گردید. بر روی این پایه عملکرد میوه در رقم ’درگزی‘ 39/2 برابر بیشتر از رقم ’بیروتی‘ بود. بر اساس نتایج به­دست آمده جهت کنترل رشد رویشی و دستیابی به بیشترین عملکرد میوه در شرایط آب و هوایی منطقه مورد مطالعه، پیوند رقم ’درگزی‘ بر روی پایه ’پیرودوارف‘ پیشنهاد می­گردد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

پاسخ فاکتورهای رشدی و فیزیولوژیکی پاجوش‌های زرشک (Berberis vulgaris L.) تلقیح شده با باکتری‌های محرک رشد گیاه به شوری آب آبیاری

صفحه 533-547

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74621.1126

سعید دقیقی، فرهاد آذرمی آتاجان، نسیبه چوپانی آقچ

چکیده استفاده از باکتری‌های محرک رشد گیاه (PGPR) از روش‌های نوین برای افزایش تحمل گیاه به تنش شوری است. به‌منظور بررسی نقش باکتری‎های محرک رشد گیاه بر رشد و برخی ویژگی­های فیزیولوژیکی پاجوش‌های زرشک تحت تنش شوری، مطالعه‌ای بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار در نهالستان اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل باکتری‎های محرک رشد گیاه در سه سطح (شاهد (بدون تلقیح) و تلقیح با باکتری‎های Pseudomonas sp. P1 و Pseudomonas sp. P2) و شوری آب آبیاری در سه سطح (شاهد، 6 و 12 دسی‌زیمنس بر متر از منبع کلرید سدیم) بود. نتایج نشان داد که شوری آب آبیاری موجب کاهش وزن خشک برگ، غلظت کلروفیل و کاروتنوئید، مقدار نسبی آب و نسبت پتاسیم به سدیم برگ پاجوش‌های زرشک شد. در مقابل با افزایش شوری، مقدار پرولین و قند کل و غلظت عناصر فسفر، سدیم و کلر برگ افزایش یافت. همچنین تلقیح با باکتری‎ها وزن خشک برگ، کلروفیل، کاروتنوئید، غلظت پتاسیم، محتوای نسبی آب و نسبت پتاسیم به سدیم را بویژه در شرایط شور افزایش داد. همچنین در شرایط شور، غلظت سدیم، کلر، فسفر، پرولین و قند کل در برگ پاجوش‌های زرشک تلقیح شده با باکتری‎ها کاهش یافت. بیشترین مقدار وزن خشک برگ (70/0 گرم)، کلروفیل کل (92/0 میلی‎گرم بر گرم وزن تر)، کاروتنوئید (51/0 میلی‎گرم بر گرم وزن تر)، پتاسیم برگ (48/0 درصد) و قند کل برگ ( 7/43 میلی‎گرم بر گرم وزن خشک) از کاربرد باکتری‌های محرک رشد گیاه در شرایط بدون تنش شوری بدست آمد. همچنین کاربرد باکتری‎ها در شرایط شور منجر به کاهش مقدار فسفر و قند کل در برگ شد. باکتری‌های محرک رشد گیاه استفاده شده در این پژوهش با کاهش تجمع سدیم و کلر در برگ، افزایش غلظت کلروفیل و کاروتنوئیدها و افزایش مقدار فسفر و پتاسیم در برگ، موجب بهبود رشد و استقرار پاجوش­های زرشک در شرایط شور شدند.