با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 38، شماره 4 - شماره پیاپی 64، زمستان 1403، صفحه 789-627 
مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی تغییرات میزان اسانس وخواص بیوشیمیایی گیاه کاکوتی ( .Ziziphora clinopodioides Lam.)تحت تأثیر محلول‌پاشی اسیدسالیسیلیک

صفحه 637-627

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.59045.0

سمیه صادقی فرد، مجید عزیزی، سارا کریمی زینکانلو

چکیده تنظیم‌کننده‌های رشد، نقش حیاتی در طی مراحل رشدونموی گیاهان ایفا می‌کنند و کاربرد آن‌ها می‌توانند باعث بهبود و افزایش عملکرد گیاهان شوند. یکی از مهم‌ترین این ترکیبات اسیدسالیسیلیک می‌باشد که به‌منظور بررسی اثر محلول‌پاشی اسیدسالیسیلیک در مقادیر مختلف، بر عملکرد و متابولیت‌های ثانویه کاکوتی (Ziziphora clinopodioides)، آزمایشی به‌صورت کرت‌‌های خرد شده در زمان با سه تکرار در سال زراعی 94-1393 در مزرعه دانشکده کشاورزی شیروان و آزمایشگاه دانشگاه فردوسی مشهد به ‌اجرا درآمد. فاکتورهای آزمایشی شامل زمان‌‌های مختلف محلول‌پاشی اسیدسالیسیلیک (در سه زمان: آغاز رشد رویشی، در حین رشد رویشی و در زمان گل‌دهی) به‌عنوان فاکتور اصلی و غلظت‌‌های مختلف اسیدسالیسیلیک در چهار سطح (2-10، 4-10 و6-10 مولار و صفر (شاهد)) به‌عنوان فاکتور فرعی بودند. صفات مورد بررسی در این آزمایش شامل وزن تر و خشک، ارتفاع بوته، درصد و عملکرد اسانس، میزان ترکیبات فنل کل و فلاونوئیدها بودند. اثر متقابل اسیدسالیسیلیک × زمان محلول‌پاشی بر وزن تر و خشک، ارتفاع بوته، میزان فنل کل و فلاونوئیدهای کل در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. نتایج نشان داد که بیشترین وزن تر (7/264 گرم بر مترمربع) و خشک (1/93 گرم بر مترمربع) در تیمار 2-10 مولار اسیدسالیسیلیک در زمان محلول‌پاشی در حین رشد رویشی و کمترین مقدار آن در شاهد در زمان گل‌دهی به‌دست آمد. بیشترین ارتفاع بوته (29 سانتی متر) مربوط به تیمار 2-10 مولار اسیدسالیسیلیک و در حین رشد رویشی و کمترین مقدار آن (2/23 سانتی متر) مربوط به شاهد در زمان گل‌دهی بود. بیشترین میزان ترکیبات فنل کل (5/0 میلی‌گرم معادل اسیدگالیک در گرم وزن خشک) در تیمار 2-10 مولار اسیدسالیسیلیک در آغاز رشد رویشی و کمترین مقدار آن (24/0 میلی‌گرم معادل اسیدگالیک در گرم وزن خشک) در تیمار 2-10 مول اسیدسالیسیلیک در زمان گل‌دهی مشاهده شد. بیشترین میزان فلاونوئید (31/0 میلی‌گرم معادل کوئرسیتین در گرم وزن خشک) را تیمار 4-10 مولار اسیدسالیسیلیک در حین رشد رویشی و کمترین میزان (17/0 میلی‌گرم معادل کوئرسیتین در گرم وزن خشک) را تیمار 6-10 مول اسیدسالیسیلیک در آغاز رشد رویشی به خود اختصاص دادند. بیشترین درصد اسانس (66/1 درصد) مربوط به غلظت 2-10 مولار و در زمان گل‌دهی و کمترین میزان آن (33/0 درصد) مربوط به شاهد (صفر) و در حین رشد رویشی بود. همچنین نتایج مقایسه میانگین داده‌‌ها نشان داد که بالاترین عملکرد اسانس (142/1 میلی‌گرم در مترمربع) در حین رشد رویشی و در غلظت 2-10 مولار اسیدسالیسیلیک و کمترین میزان آن (221/0 میلی‌گرم در مترمربع) در زمان گل‌دهی و در شاهد مشاهده گردید. در مجموع، می‌توان اظهار نمود که به‌منظور دستیابی به بالاترین میزان عملکرد اسانس، میزان فنل کل و فلاونوئید کل، محلول‌پاشی غلظت اسیدسالیسیلیک 2-10 مولار در حین رشد رویشی مناسب­ترمی‌باشد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر محلول‌پاشی کلسیم‌کلرید و اسیدآسکوربیک و زمان برداشت بر صفات کیفی میوه ‌گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum cv. SV8320TD)

صفحه 653-639

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.82265.1265

زهرا خلیلی، فاطمه نکونام، طاهر برزگر، زهرا قهرمانی، ملیحه فرهنگ پور

چکیده به‌منظور مطالعه تأثیر محلول‌پاشی اسیدآسکوربیک و کلسیم‌کلرید و زمان برداشت بر کیفیت میوه گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum L. SV8320TD)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌ها‌ی کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمار‌های آزمایش شامل اسیدآسکوربیک در چهار سطح (صفر، 100، 200 و 300 میلی‌گرم در لیتر) و کلسیم‌کلرید در چهار سطح (صفر، 3/0 ،6/0 و 9/0 درصد) و زمان برداشت میوه در دو مرحله نارنجی و قرمزرنگ بود. نتایج نشان داد که میوه­های برداشت شده در مرحله قرمزرنگ دارای ویتامین ث، مواد جامد محلول، فنل، فلاونوئید و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی بیشتری در مقایسه با میوه­های نارنجی‌رنگ بودند. کاربرد اسید‌آسکوربیک و کلسیم‌کلرید به‌طور فزاینده‌ای کیفیت میوه را بهبود بخشیدند. بیشترین میزان سفتی بافت (7/21 و 4/21 کیلوگرم بر سانتی‌متر) به‌ترتیب در میوه‌های نارنجی‌رنگ تحت تیمار اسید‌آسکوربیک 100 میلی‌گرم در لیتر و کلسیم‌کلرید 9/0 درصد و میوه‌های قرمز‌رنگ حاصل از تیمار اسیدآسکوربیک 200 میلی‌گرم در لیتر و کلسیم‌کلرید 9/0 درصد به‌دست آمد. حداکثر مقدار مواد جامد محلول (9/4 درصد بریکس)، ویتامین ث (1/46 ملی­گرم در 100 میلی­لیتر)، فنل و فلاونوئید و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (36 درصد) در میوه­های قرمزرنگ حاصل از گیاهان تیمار شده با اسید‌آسکوربیک 300 میلی‌گرم در لیتر و کلسیم‌کلرید 9/0 درصد مشاهده شد. کمترین میزان اسیدیته و حداکثر اسید قابل تیتراسیون با کاربرد اسیدآسکوربیک 300 میلی­گرم در لیتر و همه سطوح کلسیم‌کلرید در میوه­های قرمزرنگ حاصل شد. با توجه به نتایج، کاربرد اسید‌آسکوربیک 300 میلی‌گرم در لیتر و کلسیم‌کلرید 9/0 درصد جهت بهبود شاخص‌های کیفی میوه گوجه‌فرنگی پشنهاد می‌شود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

اثر تنک شیمیایی و دستی بر خصوصیات بیوشیمیایی میوه خرمای (Phoenix dactylifera L.) رقم ̓خضراوی̒ در طی نمو میوه

صفحه 673-655

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87570.1337

منصور جلالی، نوراله معلمی، اسمعیل خالقی، شهره زیودار، مصطفی رحمتی جنیدآباد

چکیده تنک میوه یکی از عملیات باغی محسوب می‌شود که بر خصوصیات کمّی و کیفی میوه تأثیر می‌گذارد. به‌‌منظور بررسی اثر تنک دستی و شیمیایی بر خصوصیات بیوشیمیایی میوه خرما (Phoenix dactylifera L.) رقم ̓خضراوی̒ در مراحل مختلف رشد‌و‌نمو میوه، آزمایشی در دانشگاه شهید چمران اهواز در سال‌های متوالی ۱۴۰۱ و 140۲ اجرا شد. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام‌ گردید. تیمارهای آزمایش شامل تنک دستی (خوشه‌چه) (عدم تنک، حذف ۳۳ و 25 درصد از خوشه‌چه­ها در مرحله کیمری) و تنک شیمیایی (صفر، 50 و ۱۰۰ میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید در مرحله حبابوک) بود. صفات کیفی اندازه­گیری‌ شده شامل درصد مواد جامد محلول کل، pH، درصد اسیدیته کل، شاخص طعم، میزان فعالیت آنتی­اکسیدانی، فنل کل، میزان تانن محلول کل، اسیدآسکوربیک، آنزیم­های پلی­گالاکتروناز، پکتین­متیل­استراز، سلولاز و اینورتاز و درصد قندهای احیاء، غیراحیاء و کل میوه بودند. نتایج این آزمایش نشان ‌داد که تنک دستی و شیمیایی باعث بهبـود ویژگی­های کیفی میوه (میزان فنل کل، تانن محلول کل، اسیدآسکوربیک، فعالیت آنزیم­های پلی­گالاکتروناز، پکتین­متیل­استراز و درصد قندهای احیاء و کل) در مرحله تمار گردیده و همچنین بر شاخص­هایی نظیر مواد جامد محلول کل، pH و آنزیم­های سلولاز و اینورتاز در مراحل خلال و رطب مؤثر بود. نتایج نشان ‌داد که تغییرات صفات کیفی شامل مواد جامد محلول کل، pH، درصد اسیدیته کل، شاخص طعم، آنزیم­های پلی­گالاکتروناز، پکتین­متیل­استراز، سلولاز و اینورتاز و درصد قندهای احیاء و کل تا اواخر دوره رشد (از مرحله کیمری تا تمار) سیر صعودی داشتند. تغییرات روند رشد صفاتی نظیر فنل کل، میزان تانن محلول کل، اسیدآسکوربیک، و درصد قند غیراحیاء از مرحله کیمری تا مرحله تمار روند نزولی داشت. به‌طور کلی نتایج به‌دست آمده نشان داد که تیمار تنک دستی با حذف ۲۵ درصد از تعداد کل خوشه‌چه­ها و تنک شیمیایی با ۱۰۰ میلی‌گرم در لیتر نفتالین استیک اسید، موجب بهبود کیفیت میوه خرما رقم ̓خضراوی̒ گردیده و قابل توصیه به نخل­داران است.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

پاسخ‌‌های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی گیاه نعنا فلفلی (Mentha piperita L.) به تنش فلزات سنگین در محیط‌‌های شهری

صفحه 692-675

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87813.1341

کیوان پورحسین، بهرام عابدی، محمود شور

چکیده کشاورزی شهری به‌عنوان یکی از ویژگی­های اساسی برنامه‌ریزی شهری، به‌علت داشتن مزایای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به افزایش کیفیت زندگی شهری کمک می‌کند. بااین‌حال، آلودگی به فلزات سنگین در شهرها موجب تجمع این فلزات در قسمت­های مختلف گیاهان کاشته شده و نیز خطر مصرف خوراکی آن‌ها را در فضای سبز شهری در پی خواهد داشت. این تحقیق به‌منظور ارزیابی میزان جذب عناصر سرب و کادمیوم و تأثیر آن روی برخی از خصوصیات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه نعنا فلفلی (Mentha piperita L.) در دو بوستان از فضای سبز شهری منطقه نُه مشهد (بوستان فاز چهار کلانتری و بوستان نسیم) اجرا گردید. این گیاه که به‌عنوان یک گیاه پوششی دارای رشد سریع است که علی‌رغم زیبایی در شکل برگ‌ها و ایجاد رایحه مطبوع برای مخاطبان بوستان‌ها، توانایی تولید محصول را نیز به‌صورت اقتصادی دارد، به‌عنوان گیاه هدف انتخاب شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار شکل گرفت. عامل اول مکان، که دو بوستان فاز چهار کلانتری (به‌عنوان منطقه با درجه آلودگی بالاتر) و نسیم (به‌عنوان منطقه با درجه آلودگی کم‌تر) با توجه به آنالیز خاک، در نظر گرفته شدند. عامل دوم نیز زمان‌ برداشت (15 خرداد، 15 تیر و 15 مرداد) در نظر گرفته شد. نتایج حاکی از آن بود که در بوستان فاز چهار، فعالیت آنزیم­های آنتی‌اکسیدانی آسکوربات پراکسیداز، کاتالاز و پراکسیداز بالاتر بود. از سوی دیگر، محتویات غلظت کلروفیل‌های a، b و کاروتنوئید و کلروفیل کل در بوستان نسیم بالاتر بود. علاوه‌براین، در بوستان فاز چهار نسبت به بوستان نسیم در زمان­ برداشت، محتوای فنل کل، فلاونوئید، پرولین، غلظت عناصر کادمیوم و سرب روند کاهشی داشت، امّا میزان این صفات در برداشت اول نسبت به برداشت­های بعدی بیشتر بود. درصد اسانس نیز با افزایش جذب عناصر سرب و کادمیوم در بوستان فاز چهار نسبت به بوستان نسیم روند افزایشی نشان داد. به­طور کلی، می­توان بیان داشت که آلودگی به فلزات سنگین سرب و کادمیوم در بوستان فاز چهار نسبت به بوستان نسیم بیشتر بود که خود عاملی در جهت کاهش خصوصیات رشدی گیاه نعنا فلفلی گردید.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر محلول‌پاشی عصاره جلبک دریایی بر صفات مورفوفیزیولوژیک نشاء گل‌گاوزبان ایرانی (Fisch. & Mey Echium amoenum) در شرایط تنش شوری

صفحه 704-693

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88537.1353

بهروز رحیم خانی، محبوبه ناصری، احمد احمدیان، مسعود علی پناه

چکیده به‌منظور بررسی اثرات محلول‌پاشی عصاره جلبک دریایی روی نشاهای گل‌گاوزبان (Fisch. & Mey Echium amoenum) در شرایط تنش شوری، آزمایشی به‌‌صورت فاکتوریل با دو فاکتور جلبک دریایی و تنش شوری با نمک کلرید سدیم، در قالب طرح کاملاَ تصادفی در گلخانه انجام شد. در این آزمایش، تیمارها شامل غلظت ppm 1500 از عصاره جلبک دریایی و سه سطح شوری ( 6/1، 4 و 8 میلی‌موس بر متر) بود. یک هفته بعد از اولین محلول‌پاشی عصاره‌های جلبک دریایی، اعمال تنش شوری آغاز گردید. به‌منظور جلوگیری از ایجاد شوک در گیاهان، تیمار شوری به‌تدریج و در سه مرحله انجام شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثرات ساده تیمارهای شوری و جلبک دریایی و همچنین اثرات متقابل شوری در جلبک دریایی بر وزن تر اندام هوایی، وزن تر ریشه، طول ریشه و وزن خشک کل بوته گل‌گاوزبان معنی­دار بود. عصاره جلبک دریایی سبب افزایش میزان پرولین و پتاسیم در برگ گیاه گردید و از این طریق سبب کاهش اثرات مخرب تنش شوری برای گیاه گل‌گاوزبان شد. علاوه‌براین محلول‌پاشی گیاه گل‌گاوزبان با استفاده از عصاره جلبک دریایی سبب افزایش میزان کلروفیل در گیاه گردید و از این طریق با افزایش میزان فتوسنتز در گیاه به رشد بهتر گیاه در شرایط تنش شوری کمک کرد. استفاده از عصاره جلبک سبب افزایش میزان قند محلول تحت شرایط تنش شوری گردید. به‌طوری‌که در غلطت­های 6/1، 4 و 8 میلی‌موس بر متر تنش شوری، میزان قند محلول به‌ترتیب 80، 33 و 33 درصد افزایش یافت. استفاده از عصاره جلبک دریایی سبب کاهش 11 و 15 درصدی میزان سدیم در غلظت­های 4 و 8 شوری شد. همچنین جلبک دریایی، جذب پتاسیم را 33 و 24 درصد در غلطت­ها شوری افزایش داد. با توجه‌ به نتایج به‌دست‌آمده می­توان نتیجه گرفت که کاربرد جلبک دریایی می­تواند اثرات منفی تنش شوری را در نشاء گل‌گاوزبان ایرانی کاهش دهد، همچنین به‌دلیل قیمت پایین و در دسترس بودن می‌تواند به‌عنوان یک کود زیستی مناسب برای حفظ رشد گیاه در شرایط تنش شوری استفاده گردد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی خصوصیات مهم رویشی، فنولوژی و میوه‌شناختی 36 ژنوتیپ امیدبخش بادام (Prunus dulcis L.) روی پایه رویشی GN15

صفحه 726-705

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88253.1347

سیداصغر موسوی، اکرم وطن خواه، علی ایمانی

چکیده این پژوهش به‌منظور بررسی خصوصیات رویشی، کمّی و کیفی خشک‌میوه و مغز در 36 رقم و ژنوتیپ امید­بخش بادام (Prunus dulcis L) انجام شد. ارقام و ژنوتیپ­های امیدبخش در یک شرایط محیطی یکسان در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در ایستگاه تحقیقات بادام در منطقه سامان وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری روی پایه رویشی 15GN در سال 1397 پیوند و در بهار، تابستان و پاییز 1402 از نظر صفات مهم رویشی، فنولوژیکی، کمّی و کیفی خشک‌میوه و مغز ارزیابی و مقایسه شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که صفات ارتفاع درخت، عرض تاج‌پوشش درخت ، قطر پایه و پیوندک، طول و قطر شاخه و نسبت ارتفاع به طول تاج‌پوشش درخت در ارقام و ژنوتیپ­های مورد بررسی معنی­دار بود. نتایج نشان داد که ارقام و ژنوتیپ­های مورد بررسی از نظر کلیه صفات خشک‌میوه و مغز تفاوت معنی­داری داشتند که نشان‌دهنده وجود تنوع بین ارقام و ژنوتیپ­های مورد بررسی است. براساس نتایج مقایسه میانگین صفات رویشی، بیشترین ارتفاع در ژنوتیپ­های 4GA، 3GA و 35GA، بیشترین عرض تاج‌پوشش درخت در ژنوتیپ­های 5GA، 17GA، 3GA، 20GA، 15GA و 5GA و بیشترین قطر پایه و پیوندک و بیشترین طول و قطر شاخه یک‌ساله در ژنوتیپ 18GA مشاهده شد. بیشترین عملکرد در ژنوتیپ­های 20GA، 16GA و 26GA مشاهده شد. براساس نتایج به‌دست آمده، ارقام و ژنوتیپ­های 5GA، 24GA، 12GA، 9GA و 1GA از نظر صفات خشک‌میوه و مغز برتری نسبی نشان دادند به‌طوری‌که ژنوتیپ 24GA نسبتاً دیرگل، ژنوتیپ­های 1GA و 5GA خیلی دیرگل بودند و گل‌دهی ارقام و ژنوتیپ­های 9GA، 12GA و 24GA روی اسپور و 5GA و 1GA مختلط بود. قطر خشک‌میوه همبستگی مثبت و معنی­داری با وزن خشک‌میوه و طول و قطر مغز (7/0=r) نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که ژنوتیپ 35GA پیوند شده روی پایه 15GN بیشترین طول، عرض و قطر خشک‌میوه، بیشترین وزن خشک و وزن مغز، رنگ مغز روشن، مغز بدون چروکیدگی، بیشترین درصد مغز و بیشترین نسبت وزن مغز به وزن خشک‌میوه را دارا بود.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی رشد و عملکرد تره ایرانی (Allium ampeloperasum subsp. Persicum) در پاسخ به محلول‏پاشی نانوذرات مس تحت تنش شوری

صفحه 743-727

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86565.1323

فرهاد شاکرمی، صادق موسوی فرد، عبدالحسین رضایی نژاد، فرهاد بیرانوند

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر محلول‎پاشی نانوذرات مس بر ویژگی‎های رشد و عملکرد گیاه تره ایرانی (Allium ampeloperasum subsp. Persicum) تحت شرایط تنش شوری بود. آزمایش به‌‎صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. فاکتور اول شامل محلول‌پاشی نانوذرات مس در سه سطح صفر (شاهد)، 150 و 300 میلی‎گرم بر لیتر و فاکتور دوم شامل تنش شوری در چهار سطح صفر (شاهد)، 50، 100 و 150 میلی‎مولار کلرید سدیم بود که به‌صورت آبیاری سه روز یک‌بار (در سطح 90 درصد ظرفیت زراعی) انجام شد. نتایج آزمایش نشان داد که افزایش تنش شوری موجب کاهش معنی‌داری در ارتفاع بوته، قطر ساقه و پیاز، تعداد برگ، حجم ریشه، وزن تر و خشک اندام هوایی، پیاز و ریشه، شاخص مقاومت به تنش، محتوای کلروفیل a، b و کل، کارتنوئید، شاخص ثبات کلروفیل و محتوای نسبی آب شد و از سوی دیگر، باعث افزایش قابل توجهی در طول ریشه، درصد ماده خشک، نشت الکترولیت، میزان مالون دی‌آلدئید و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌‌اکسیدانی از جمله پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز در گیاه تره ایرانی شد. نتایج نشان داد که محلول‌پاشی نانوذرات مس اثرات تنش شوری را با افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و بهبود تعادل آبی تعدیل کرد. استفاده از هر دو غلظت نانوذرات مس باعث افزایش معنی‌داری در تمامی‏ ویژگی‌های مورد مطالعه نسبت به شاهد شد. به‌طور کلی، نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تنش شوری در همه‏ سطوح دارای اثرات منفی بر رشد و عملکرد در تره ایرانی می‏باشد، درصورتی‌که کاربرد نانوذرات مس به‌ویژه در غلظت 150 میلی‎گرم بر لیتر با افزایش شاخص ثبات کلروفیل، بهبود روابط آبی گیاه و همچنین افزایش شاخص مقاومت گیاه به تنش منجر به افزایش قطر پیاز، وزن تر و خشک اندام هوایی و پیاز شد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی اثر غلظت‌های مختلف محیط‌کشت موراشیک و اسکوگ (MS) و ساکارز در تولید ریزغده سیب‌زمینی (Solanum tuberosum L.) در شرایط درون شیشه‌ای

صفحه 762-745

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87157.1330

فهیمه یارمحمدی، علیرضا مطلبی آذر، سمانه کاظمیانی، مینا امانی

چکیده هدف از این پژوهش، بررسی افزایش سرعت ریزغده­زایی و بهبود صفات ریزغده­زایی، تعیین بهترین غلظت ساکارز (80 و 160 ­گرم در لیتر)، نمک­های عناصر پرمصرف (2 Mac, Mac, ½ Mac) و کم­مصرف (2Mic, Mic, ½ Mic) و غلظت­های مختلف محیط کشت MS برای بهبود سرعت و کمیت ریزغده­زایی در سیب­زمینی (Solanum tuberosum L.) رقم ̓آگریا̒ اجرا شد. از جوانه­های جانبی حاصل از شاخساره­های درون شیشه­ای به­عنوان ریزنمونه استفاده شد و تحت شرایط استریل روی محیط­های کشت مختلف به­منظور ریزغده­زایی کشت شدند و کشت­ها در تاریکی مداوم و دمای 2±18 درجه سانتی­گراد در اتاق رشد نگهداری شدند. در طی یک ماه سرعت آغازش ریزغده و پس از گذشت دو ماه صفات ریزغده­زایی اندازه­گیری شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر غلظت عناصر کم­مصرف­ و اثرات متقابل عناصر کم­مصرف با غلظت­های مختلف ساکارز و عناصر پرمصرف فقط در مورد دو صفت درصد و سرعت آغازش ریزغده معنی­دار بوده، درحالی­که تمامی صفات ریزغده­زایی از اثر متقابل عناصر کم­مصرف × پرمصرف به­طور معنی­داری متأثر شدند. در تمامی محیط­های کشت دارای 80 گرم در لیتر ساکارز، درصد آغازش ریزغده­ها 100 درصد و سرعت آغازش نیز حداکثر بود. بااین‌حال، بالاترین درصد تشکیل ریزغده، وزن، طول، قطر و تعداد جوانه روی ریزغده، در محیط­کشت 2Mac دارای 160 گرم در لیتر ساکارز به­دست آمد. نتایج نشان داد که ریزغده­هایی که وزن و اندازه بیشتری داشتند، از درصد رکود بیشتری برخوردار بودند و جوانه­های روی ریزغده­ها طی مراحل ریزغده­زایی، قادر به جوانه­زنی و تولید ریزغده نبودند. در همه محیط­های کشت استفاده شده همراه با 80 گرم در لیتر ساکارز، درصد آغازش ریزغده­ها 100 درصد و سرعت آغازش غده بیشتر بود، ولی زمانی­که از دوبرابر غلظت عناصر پرمصرف و 160 گرم در لیتر ساکارز استفاده شد، درصد آغازش و سرعت آغازش ریزغده کاهش یافت. در این تحقیق مشخص شد که ریزغده­های تولیدی با وزن و اندازه بیشتر، از درصد رکود بیشتری برخوردار بودند و طی مراحل ریزغده­زایی، جوانه­های روی ریزغده­ها قادر به جوانه­زنی و تولید ریزغده نبودند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر تیمار سایتوکینین روی برخی از صفات ریخت‌شناختی و فیتوشیمیایی پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ روی پایه ̓سیتروملو̒

صفحه 775-763

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87914.1343

سید محمود غلامی، مهدی حدادی نژاد، حسین مرادی، حسین صادقی

چکیده رقم ̓تاراکو̒ یکی از محبوب‌ترین ارقام پرتقال خونی به‌شمار می‌آید که ازدیاد آن از طریق پیوند روی پایه پررشد ̓سیتروملو̒ صورت می‌گیرد، ولی در پیوند بهاره دچار رکود می‌شود. با توجه به نقش سایتوکینین‌‌ها در بیدار شدن و رشدونمو جوانه‌‌ها، پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثر زمان (13، 15 و 17 روز پس از پیوند) و غلظت ترکیبات سایتوکینینی (5000 میلی‌گرم در لیتر بنزیل آدنین، 1000 میلی‌گرم در لیتر کینتین و 50 میلی‌گرم در لیتر تی‌دیازورون) بر رفع رکود و برخی صفات پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ روی پایه پررشد سیتروملو̒ در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری انجام شد. نتایج نشان داد که زمان و نوع هورمون اثر معنی‌داری روی رفع رکود و رشد پیوندک بهاره  ̓تاراکو̒  دارند، به‌طوری‌که اعمال تیمار هورمونی تی دیازورون 13 روز پس از پیوندزنی منجر به رفع رکود در بیش از 90 درصد پیوندک‌‌ها گردید. همچنین مشخص شد که تیمارهای تی‌دیازورون و بنزیل آدنین نتیجه بهتری در مقایسه با تیمار کینتین روی بیدار شدن جوانه و رشد اولیه پیوندک بهاره ̓تاراکو̒ داشتند. تیمار 50 میلی‌گرم در لیتر تی‌دیازورون، بیشترین تعداد جوانه‌ شکفته شده (67/91)، سطح برگ (04/118 سانتی‌متر مربع) و تعداد برگ (50/16) را به‌ویژه در زمان اعمال 13 روز پس از پیوندزنی دارا بود. به‌طورکلی، با توجه به نتایج به‌دست آمده، استفاده از 50 میلی‌گرم در لیتر تی‌دیازورون در 13 روز پس از پیوندزنی را می‌توان به‌عنوان یک راهکار عملی و مؤثر به‌منظور افزایش بیدار شدن جوانه و رشدونمو پیوندک بهاره رقم ̓تاراکو̒ روی پایه ̓سیتروملو̒ برای تولیدکنندگان نهال این رقم توصیه نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی شاخص‌های ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی نرگس‌های بومی ایران (Narcissus tazetta) در اقلیم معتدل

صفحه 789-777

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88637.1356

سحر میرزایی، مهرانگیز چهرازی

چکیده نرگس (Daffodil) با نام علمی Narcissus tazetta، متعلق به خانواده Amaryllidaceae و گیاهی دائمی و سوخ­دار می‌باشد که به‌عنوان گل بریدنی و گیاه گلدانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. کشور ایران دارای سرمایه عظیمی از نرگس­های بومی بوده، لذا حفظ و نگهداری از آن جهت جلوگیری از انقراض یکی از وظایف دست­اندرکاران می­باشد. بنابراین، این پژوهش با هدف جمع­آوری و ارزیابی ژنوتیپ­های بومی نرگس و معرفی ژنوتیپ­های برتر انجام شد. در این پژوهش، سوخ ژنوتیپ­های بومی گل نرگس از نرگس­زارهای طبیعی مناطق مختلف کشور جمع­آوری گردید. پس از جمع­آوری سوخ­ها از عرصه (دو نوع شهلا و پرپر، از پنج منطقه)، اقدام به کشت آن‌‌ها در سه تکرار در مزرعه پژوهشی پژوهشکده گل و گیاهان زینتی گردید. ارزیابی صفات ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی گل­های نرگس در مزرعه از جمله ارتفاع شاخه گل­دهنده، تعداد برگ، تعداد گلچه در هر شاخه، دوره گل‌دهی و میزان کلروفیل و فلاونوئید، اندازه، تعداد و وزن تر و خشک سوخ­های دختری یادداشت و بررسی شد. طبق نتایج این پژوهش، ژنوتیپ‌‌های مازندران و ایلام بالاترین مقادیر شاخص‌‌های ریخت‌شناختی را نشان دادند. با مقایسه جمعیت­های مختلف گل نرگس شهلا مشاهده شد که جمعیت مازندران دارای بیشترین ارتفاع ساقه گلدار (38/16 سانتی‌متر)، تعداد گل (9/11)، تعداد برگ (34/55)، دوره گل‌دهی (33/47 روز)، تعداد سوخ­ دختری (53/8)، اندازه سوخ دختری (39/48 میلی‌متر)، وزن تر سوخ دختری (88/15 گرم) و وزن خشک سوخ دختری (68/10 گرم) را داشت. همچنین ژنوتیپ‌های ̓خوزستان̒ و ̓مازندران̒ بیشترین مقادیر را برای شاخص‌های فیزیولوژیکی نشان دادند، به­گونه­ای که جمعیت خوزستان بیشترین میزان کلروفیل (229/2 میلی‌گرم بر گرم)، کاروتنوئید (594/1 میلی‌گرم در گرم) و فلاونوئیدها (525/1 میلی‌گرم در میلی‌لیتر) را داشتند. بنابراین، می­توان نرگس بومی مناطق مازندران، ایلام و خوزستان را به‌عنوان برترین ژنوتیپ­ها معرفی نمود.