بررسی تأثیر سطوح مختلف کود مرغی و سولفات پتاسیم بر صفات کیفی و پارامترهای بیوشیمیایی گیاه شنبلیله (Trigonella foenum- graceum L.)
دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 393-406
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85718.1307
محمد حسین امینی فرد، سجاد ندافان، حسن بیات، مهدی جهانی
چکیده بهمنظور بررسی تأثیر کود مرغی و سولفات پتاسیم بر میزان صفات بیوشیمیایی و عملکرد گیاه شنبلیه، پژوهشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سال زراعی 1401-1400 انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل کود پلیت مرغی در سه سطح (صفر، 1000 و 2000 کیلوگرم در هکتار) بهصورت کاربرد خاکی و سولفات پتاسیم (سولوپتاس) در چهار سطح (صفر، 1/5، 3 و 5 در هزار) بهصورت محلول پاشی بودند. نتایج نشان داد که کود مرغی در همه صفات بهجز میزان قند محلول و فعالیت آنتیاکسیدانی، سبب افزایش معنیدار صفات بیوشیمیایی و عملکرد دانه شنبلیله شد، بهطوریکه تیمار 2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی، بالاترین میزان فنل (10/793 میلیگرم بر گرم وزن خشک)، میزان فلاونوئید (4/475 میلیگرم بر گرم وزن خشک)، کلروفیل a (2/591 میلیگرم بر گرم وزن تر) و کلروفیل b (055/3 میلیگرم بر گرم وزن تر) و عملکرد دانه (1185/8 کیلوگرم در هکتار) را به خود اختصاص داد. در تأثیر سولفات پتاسیم (سولوپتاس) بر صفات بیوشیمیایی شنبلیله مشاهده شد که همه صفات بهجز میزان فنل و فعالیت آنتیاکسیدانی، همگی در سطح سه در هزار، دارای بالاترین میزان بودند که با سطح پنج در هزار اختلاف معنیداری نداشتند. نتایج اثر متقابل تیمارها نشان داد که در تمام صفات بهجز صفت فعالیت آنتیاکسیدانی، بالاترین میزان مصرف هر دو کود، بیشترین میزان صفات بیوشیمیایی و عملکرد دانه را به خود اختصاص دادند، بهطوریکه، بیشترین سطوح هر دو تیمار (2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی و سولوپتاس 5 در هزار) سبب افزایش عملکرد دانه، میزان فنل و کلروفیل b نسبت به سطح شاهد شد. بیشترین میزان کلروفیل a نیز مربوط به برهمکنش 2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی و سولوپتاس 3 در هزار بهمیزان 3/11 میلیگرم بر گرم وزنتر بود. در مجموع، در بین سطوح مورد بررسی در دو تیمار، سطح 2000 کیلوگرم در هکتار کود مرغی و 3 در هزار سولوپتاس برای دستیابی به افزایش عملکرد دانه و بهبود صفات بیوشیمیایی برای گیاه شنبلیله پیشنهاد میگردد.
ارزیابی و مطالعه ارقام پیاز زرد و سفید (Allium cepa L.) در شرایط آبوهوایی جنوب استان کرمان
دوره 38، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 419-429
https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85799.1310
مهلا قاسمی، سمیه ساردویی نسب، قاسم محمدی نژاد، سمیه امینی زاده
چکیده پیاز یکی از سبزیهای اصلی و پرمصرف در جهان است که هر ساله ژنوتیپهای زیادی اعم از بومی و وارداتی در کشور کشت میشوند. استانهای جنوبی کشور حدود 50 درصد از سطح زیر کشت را به کشت پیاز اختصاص دادهاند. بنابراین، گزینش ژنوتیپهای برتر سازگار با مناطق جنوبی برای حصول حداکثر عملکرد امری ضروری است. در این مطالعه، با هدف بررسی سازگاری ارقام پیاز خارجی (چهار رقم پیاز سفید و چهار رقم پیاز زرد) در شرایط آبوهوایی جنوب استان کرمان، آزمایشی در قالب طرح مربع لاتین با چهار تکرار در ایستگاه تحقیقاتی واقع در جنوب استان کرمان انجام شد. صفات فنوتیپی شامل: تعداد روز تا سوخدهی، تعداد روز تا رسیدن، قطر غده، طول غده، ارتفاع بوته، تعداد لایههای خوراکی، وزن تر بوته، وزن خشک بوته، طول برگ، درصد آلودگی به فوزاریوم و عملکرد غده مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج تجزیه واریانس تفاوت معنیداری در سطح یک درصد بین ارقام پیاز سفید و زرد از لحاظ صفات مورفولوژیک نشان داد. براساس نتایج بهدست آمده، ارقام ̓مینروا̒ (پیاز سفید) و ̓ریوبراوو̒(پیاز زرد) بهعنوان ارقام زودرس و با درصد آلودگی کمتر به فوزاریوم معرفی شدند و ارقام ̓سوبرانا̒ (پیاز زرد) و ̓سایروس̒ (پیاز سفید) بهعنوان ارقام با عملکرد غده بالابرای کاشت در مناطق جنوبی استان کرمان و همچنین برای استفاده در برنامههای بهنژادی پیاز معرفی گردیدند. در هر دو نوع پیاز قطر غده، طول غده، وزن تر بوته و وزن خشک بوته همبستگی بالا، مثبت و معنیداری با عملکرد غده نشان دادند، در نتیجه برای افزایش عملکرد و اهداف بهنژادی میتوان به گزینش پیازهایی با قطر و وزن خشک بوته بیشتر اقدام نمود.
تأثیر باکتریهای محرک رشد بر شاخصهای رشدی و بیوشیمیایی کاهو تحت تنش زیستی سفیدک پودری
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 67-82
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.79038.1198
پرستو مولائی، فاطمه نکونام
چکیده بهمنظور ارزیابی تأثیر باکتریهای محرک رشد بر شاخصهای رشدی و بیوشیمیایی کاهو در شرایط تنش زیستی قارچ سفیدک پودری، آزمایشی بهصورت طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه زنجان، در سال 1399 اجرا شد. گیاهان در شرایط تنش زیستی قارچ سفیدک پودری با پنج سطح از باکتریهای محرک رشد شامل سودوموناسکورینسیس، سودوموناسونکورنسیس، سودوموناسپوتیدا، پانتوآگلومرانس و ترکیب چهار گونه باکتری محرک رشد (سودوموناسکورینسیس + سودوموناسونکورنسیس + سودوموناسپوتیدا + پانتوآگلومرانس) و یک سطح کود شیمیایی NPK تیمار شدند. دو تیمار شاهد (بدون تلقیح باکتری ریزوسفری و بدون افزودن کود شیمیایی) در شرایط بدون تنش و تحت تنش زیستی بود. نتایج نشان داد، حداکثر وزن تازه، درصد ماده خشک بوته و تعداد برگ در کاربرد تیمار باکتری ترکیبی حاصل شد، بهطوریکه نسبت به گیاهان شاهد با تنش، 5/59 درصد وزن تازه بوته، 8/34 درصد ماده خشک بوته و 2/42 درصد تعداد برگ افزایش یافت. بیشترین محتوای کلروفیل کل (افزایش 5/38 درصد) با کاربرد باکتری سودوموناس کورینسیس و پانتوآگلومرانس نسبت به گیاهان شاهد تحت تنش بدست آمد. همچنین با کاربرد باکتری پانتوآگلومرانس کاهش 100 درصدی لکههای نکروزه و 2/25 درصدی لکههای کلروزه مشاهده شد. افزایش لکههای کلروزه (8/55 درصد)، لکههای نکروزه (8/88 درصد)، فعالیت آنزیم کاتالاز (4/28 درصد)، آنزیم پراکسیداز (1/49 درصد)، محتوای فنول کل (52 درصد) و فلاونوئید کل (3/39 درصد) نسبت به گیاهان شاهد تحت تنش، در کاربرد تیمار کود شیمیایی NPK حاصل شد. کاربرد باکتریهای محرک رشد و کود شیمیایی NPK اثر معنیداری بر فعالیت آنتیاکسیدانی گیاه کاهو تحت تنش زیستی نداشت. حداکثر محتوای آنتوسیانین (افزایش 6/55 درصد) با کاربرد باکتری کورینسیس نسبت به گیاهان شاهد تحت تنش بدست آمد. بهطور کلی تلقیح بذر کاهو با باکتریهای محرک رشد موجب افزایش معنیدار رنگیزه آنتوسیانین در برگ، محتوای کلروفیل کل، ترکیبات فنولی، مقاومت گیاه میزبان به تنش زیستی سفیدک پودری و متعاقباً بهبود شاخصهای رشدی و عملکرد (وزن تازه بوته قابل برداشت) گردید. با توجه به نتایج این پژوهش، پیش تیمار بذر کاهو با باکتریهای محرک رشد برای بهبود عملکرد و کیفیت کاهو در شرایط قارچ سفیدک پودری توصیه میشود.
تأثیر نانوورقه گرافناکسید بر پرآوری و ریزغدهزایی درون شیشهای در سیبزمینی رقم ̓آگریا̒
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 101-115
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.80099.1217
فرزاد عبدالهی، علیرضا مطلبی آذر، غلامرضا گوهری، بهرام دهدار، امیر کهنمویی، فاطمه شریعت
چکیده گرافن، نوع جدیدی از نانومواد برپایه کربن است که دارای خواص فیزیکی منحصر به فرد بوده و کاربردهای بیولوژیکی بالقوه مهمی دارا میباشد. نانوورقه گرافناکسید (NGO)6 پتانسیل زیادی در جهت بهبود عملکرد گیاهان در زمینههای مختلف نشان داده است. از تکنولوژی تولید ریزغده نیز بهعنوان ابزاری برای کاهش زمان لازم بهمنظور تولید منابع اقتصادی گیاه، افزایش کیفیت غدههای بذری و تولید ریزغده در تمام طول سال استفاده میشود. هدف از این مطالعه ارزیابی تأثیر NGO بر بهبود پرآوری و ریزغدهزایی سیبزمینی رقم ̓آگریا̒ در شرایط درونشیشهای بود. بدین منظور ریز نمونههای تک گره حاصل از گیاهچههای درون شیشهای عاری از ویروس روی محیط کشت موراشیگ و اسکوگ تغییر یافته (MS)، دارای چهار غلظت نانوورقه گرافناکسید (NGO) (صفر، 25، 50 و 75 میلیگرم بر لیتر) در قالب طرح کاملا تصادفی با چهار تکرار کشت و نگهداری شد و شاخصهای پرآوری یادداشتبرداری شد. سپس ریز نمونههای تک گره به محیطکشت MS با چهار غلظت NGO (صفر، 25، 50 و 75 میلیگرم بر لیتر) انتقال یافت و به مدت دو ماه در شرایط تاریکی کامل نگهداری شدند، سپس شاخصهای تولید ریزغده اندازهگیری شد. نتایج آزمایش نشان داد که غلظتهای مختلف NGO در هر دو مرحله پرآوری و ریز غدهزایی، تأثیر معنیداری بر روی همه صفات داشت. بین غلظتهای مختلف NGO، 75 میلیگرم برلیتر غلظت ایدهآل برای برخی از صفات پرآوری از جمله طول و عرض برگ و وزنترگیاهچه بود. تعداد برگ و ظهور شاخساره نیز بهترتیب در غلظتهای 50 و 25 میلیگرم بر لیتر NGO تحت تأثیر اثرات مثبت آن قرار گرفتند. کاربرد 25 میلیگرم بر لیتر NGO، بهترین غلظت برای تمام صفات ریزغدهزایی بجز وزن ریزغده بود. اگرچه این آزمایش بدون استفاده از تنظیمکنندههای رشد انجام شد اما افزودن NGO به محیطکشت موجب افزایش عملکرد پرآوری و ریزغدهزایی گردید. نتایج این پژوهش نشان داد، غلظتهای 50 و 75 میلیگرم بر لیتر NGO ایدهآلترین غلظت برای مرحله پرآوری و 25 میلیگرم بر لیتر NGO مطلوبترین در مرحله ریزغدهزایی میباشند. بنابراین میتوان NGO را بهعنوان ابزاری برای ریزازدیادی کارآمد و افزایش کمیت و کیفیت غدههای بذری سیب زمینی استفاده کرد.
اثر غلظتهای مختلف سالیسیلیک اسید در افزایش مقاومت به تنش گرما در خیار رقم ̓رشید̒
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 165-177
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.82087.1263
لیلا چهلتنان، سعید خسروی، سید حسین نعمتی
چکیده دمای بالا در تابستان از عوامل مهم کاهش رشد و عملکرد خیار در بسیاری از مناطق کشور میباشد. با توجه به تأثیر مثبت تنظیمکنندههای رشد گیاهی از جمله سالیسیلیک اسید بر کاهش اثرات نامطلوب تنشهای مختلف، آزمایشی بهمنظور بررسی اثر سالیسیلیک اسید بر کاهش اثرهای نامطلوب تنش گرما بر روی دانهالهای خیار رقم ̓رشید̒ بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار دمایی (25، 30، 35 و 40 درجه سانتیگراد) و سه غلظت سالیسیلیک اسید (صفر، 5/0 و 1 میلیمولار) در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد طراحی و بررسی شد. نتایج نشان داد تنش گرمایی وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه، سطح برگ، شاخص کلروفیل و پلیفنل اکسیداز را کاهش و مقدار نشت یونی، پرولین و فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز را افزایش داد. کاربرد 1 میلیمولار سالیسیلیک اسید باعث کاهش اثرهای منفی تنش دمایی شد، بهنحویکه سبب افزایش وزن خشک ریشه، وزن تر و خشک اندام هوایی بهترتیب به میزان 36، 4/16 و 7/23 درصد نسبت به شاهد و همچنین کاهش نشت یونی به میزان 13 درصد و افزایش شاخص کلروفیل، سطح برگ، میزان پرولین، فعالیت آنزیمهای پلیفنل اکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز بهترتیب به میزان 7/9، 2، 7/37، 6/35 و 51/31 درصدی نسبت به شاهد شد. اثرات متقابل سالیسیلیک اسید و تنش گرما بر وزن تر ساقه، شاخص کلروفیل، سطح برگ، نشت یونی، پرولین، فعالیت آنزیمهای پلیفنل اکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز معنیدار بود. بطور کلی بهترین نتایج مربوط به کاربرد 1 میلیمولار سالیسیلیک اسید بود که بهطور معنیداری سبب کاهش اثرات منفی تنش گرمایی بر خیار رقم ̓رشید̒ شد.
تأثیر میزان نیتروژن و آبیاری بر برخی صفات فیزیولوژیک، کمی و کیفی میوه گوجهفرنگی گلخانهای رقم ̓ نیوتن ̒
دوره 38، شماره 1، بهار 1403، صفحه 213-233
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.85208.1301
سعید محمدزاده، مرتضی گلدانی، فاطمه یعقوبی، محمد بنایان اول
چکیده مدیریت پایدار مصرف آب و کودهای نیتروژن برای حصول تولید بالا حائز اهمیت است. بهمنظور بررسی سطوح مختلف آبیاری و کود نیتروژن، آزمایشی در دو سال 01-1400 و 02-1401 بهصورت اسپلیتپلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. میزان آب آبیاری بهعنوان عامل اصلی در سه سطح 75، 100 و 125 درصد نیاز آبی گیاه و عنصر غذایی نیتروژن بهعنوان عامل فرعی در چهار سطح صفر (شاهد)، 75 (5/7 گرم در متر مربع)، 150 (15 گرم در متر مربع) و 225 (5/22 گرم در متر مربع) کیلوگرم در هکتار از منبع اوره در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان عملکرد (1/65 کیلوگرم در متر مربع) در آبیاری 125 درصد نیاز آبی و کود نیتروژن 225 کیلوگرم در هکتار بهدست آمد. هرچند، در تیمار شاهد بدون کود، آبیاری 100 و 125 درصد نیاز آبی تفاوت معنیداری در عملکرد نداشتند. در تمام تیمارهای کودی، بیشترین میزان کارایی مصرف آب در تیمار 100 درصد نیاز آبی مشاهده شد و تیمارهای 75 و 125 درصد نیاز آبی بهترتیب در جایگاه دوم و سوم قرار گرفتند. بیشترین میزان کارایی مصرف آب (285 کیلوگرم بر متر مکعب) در تیمار 100 درصد نیاز آبی و کود نیتروژن 225 کیلوگرم در هکتار بهدست آمد. بیشترین میزان تجمع نیترات در خوشه ششم (12/6 میلیگرم در کیلوگرم) و هفتم (29/6 میلیگرم در کیلوگرم) در تیمار آبیاری 75 درصد نیاز آبی و کود نیتروژن 225 کیلوگرم در هکتار و در خوشه هشتم (43/6 میلیگرم در کیلوگرم) در تیمار آبیاری به میزان 100 درصد نیاز آبی و مصرف 225 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژن بهدست آمد. بهطور کلی، نتایج نشان داد هر چند مصرف زیاد کود نیتروژن باعث افزایش تجمع نیترات در سطوح مختلف آبی شد، ولی افزایش حجم آبیاری علاوهبر افزایش خصوصیات عملکردی، میزان تجمع نیترات را در گوجهفرنگی کاهش داد. همچنین، تفاوت عملکرد میوه در آبیاری 125 و 100 درصد نیاز آبی محسوس نبود و با مصرف کمتر آب، مقدار تولید بهینه و کارایی مصرف بهبود یافت. لذا باتوجهبه نتایج بهدستآمده بهترین تیمار مورد توصیه در شرایط گلخانهای، آبیاری به میزان 100 درصد نیاز آبی و مصرف 250 کیلوگرم در هکتار کود نیتروژنه میباشد.
بررسی اثر سالیسیلیکاسید بر تعدیل تنش شوری در گوجهفرنگی
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 931-948
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79421.1206
جابر پناهنده، محمد صدیق زارع فر، علیرضا مطلبی آذر، فریبرز زارع نهندی، مینا امانی
چکیده سالیسیلیک اسید یکی از ترکیبات مفید برای گیاهان محسوب میشود که نقش مهمی در مقاومت گیاهان به تنشهای محیطی از جمله تنش شوری دارد. بدینمنظور جهت بررسی تأثیر سالیسیلیک اسید در تعدیل اثرات تنش شوری در گوجهفرنگی آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی، با 12 تیمار، در 3 تکرار و با مجموع 36 واحد آزمایشی در گلخانهی هیدروپونیک گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز در بهار و تابستان سال 1397 صورت گرفت. تیمارها شامل دو سطح سالیسیلیک اسید (صفر و 1 میلیمولار) و سه سطح شوری (صفر ، 35 و 70 میلیمولار NaCl) بر روی دو ژنوتیپ گوجهفرنگی توده محلی بانه و لاین نیمه پاکوتاه (Semi Dwarf) بود. نتایج نشان داد که با افزایش تنش شوری تا سطح 70 میلیمولار، شاخصهای رویشی در هر دو ژنوتیپ کاهش یافت. درحالیکه برهمکنش تیمار سالیسیلیکاسید در تنش شوری باعث افزایش شاخصهای رویشی شد. بیشترین عملکرد مربوط به ژنوتیپ Semi Dwarf بدون تنش شوری (1373 گرم) است. با اعمال تنش شوری و سالیسیلیک اسید میزان اسیدیته قابل تیتراسیون و ویتامین ث در هر دو ژنوتیپ افزایش یافت. برهمکنش سطوح مختلف شوری در سالیسیلیکاسید باعث افزایش میزان پرولین شد، اما اثر متقابل تنش شوری × سالیسیلیک اسید باعث کاهش میزان کلروفیل شد. این نتایج نشان میدهد که تیمار با سالیسیلیک اسید میتواند تحمل گیاه را در برابر تنش شوری از طریق تجمع پرولین و در نتیجه حفظ فشار تورژسانس سلولها افزایش دهد.
مطالعه اثرات سالیسیلیک اسید و گابا بر خصوصیات فیزیولوژیکی نشاء و عملکرد گوجهفرنگی رقم ’سیران‘ (Lycopersicum esculentum cv. Seyran)
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 949-962
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79509.1208
نجمه زینلی پور، فاطمه عاقبتی، بهاره نژاد شاهرخ آبادی
چکیده بهمنظور بررسی اثر سالیسیلیک اسید و گاما آمینوبوتیریک اسید بر خصوصیات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی نشاء گوجه فرنگی رقم ’سیران‘ آزمایشی بهصورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان انجام گرفت. در این پژوهش گاما آمینوبوتیریک اسید (گابا) به عنوان عامل اول با سه سطح (صفر، 5 و 10 میلیگرم در لیتر) و اسید سالیسیلیک بهعنوان عامل دوم با سه سطح (صفر، 5/0 و 5/1 میلیمولار) بهصورت محلولپاشی برگی مورد استفاده قرار گرفتند و صفاتی نظیر؛ قطر ساقه نشاء، نشت یونی، محتوای نسبی آب، کلروفیل کل، عملکرد، هدایت روزنهای، نرخ فتوسنتز خالص، کاتالاز، پراکسیداز، پرولین و مالوندیآلدئید اندازهگیری شدند. گابای 10 میلیگرم در لیتر در ترکیب با سالیسیلیک اسید 5/1 میلیمولار سبب افزایش قطر ساقه نشاء، محتوای نسبی آب، نرخ فتوسنتز خالص، میزان فعالیت آنزیمهای کاتالاز و پراکسیداز شد. همچنین این تیمار سبب کاهش سه برابری نشت یونی در مقایسه با شاهد گردید. همچنین گابای 10 میلیگرم در لیتر به همراه دو غلظت کاربردی سالیسیلیک اسید در این پژوهش (5/0 و 5/1 میلیمولار)، میزان کلروفیل کل و عملکرد را تا حدود دو برابر نمونههای شاهد افزایش داد. هدایت روزنهای نیز در غلظت 5/1 میلیمولار سالیسیلیک اسید در تمام سطوح پیشنهادی گابا در بهترین میزان بود. بالاترین مقدار تجمع پرولین در تیمار 10 میلیگرم در لیتر گابا در تمامی غلظتهای کاربردی سالیسیلیک اسید رخ داد. مجموع نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان داد که در اغلب صفات کاربرد غلظت 10 میلیگرم در لیتر گاما آمینوبوتیریک اسید (گابا) و 5/1 میلیمولار سالیسیلیک اسید در بهبود صفات مورفولوژی، فیزیولوژی و بیوشیمیایی موجود در نشاء گوجه فرنگی مؤثرتر واقع شد.
ارزیابی نتاج و معرفی ژنوتیپهای برتر نسل دوم حاصل از تلاقی طالبی ’سمسوری‘با رقم تجاری ’گالیا‘
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 963-980
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.76677.1172
صفدر پورممبینی، محمود لطفی، حسین رامشینی
چکیده ارقام بومی طالبی در ایران کیفیت و طعم مطلوبی دارند ولی بهدلیل حساسیت به بیماریهای قارچی و ویروسی و عملکرد پایین در مقایسه با ارقام هیبرید وارداتی به تدریج از چرخه تولید حذف میشوند. بهمنظور ترکیب صفات و تشکیل جمعیت اصلاحی، طالبی رقم ’سمسوری‘ با یک رقم هیبرید تجاری از گروه گالیا که در سالهای اخیر بهدلیل مقاومت به بیماریها، قطر گوشت و شیرینی بالا بسیار مورد استقبال جالیزکاران قرار گرفته است، تلاقی داده شد. در این پژوهش تعداد 1000 عدد گیاه نسل دوم حاصل از تلاقی رقم ’سمسوری‘ با رقم ’کوری‘، به همراه بذرهای والدی و نسل اول آنها کشت شدند تا به روش شجرهای، بوتهها ضمن خودگشنی، در شرایط طبیعی مزرعه برای صفات زراعی، مقاومت به بیماریها و در آزمایشگاه برای صفات کمی و کیفی میوه مورد ارزیابی و گزینش قرار گیرند. نتایج نشان داد همه صفات کمی مورد ارزیابی، بجز ضخامت پوست میوه (661/0) و شاخص شکل میوه (531/0) دارای وراثتپذیری عمومی بالای 85 درصد بودند. میانگین همه صفات کمی به جز مواد جامد محلول (8/10) و ضخامت گوشت میوه (52/3) در جمعیت F1 نسبت به میانگین والدین کمتر بود. در جمعیت F2 برای تمام صفات کمی تفکیک متجاوز مثبت نسبت به والد برتر و تفکیک متجاوز منفی نسبت به والد با ارزش کمتر مشاهده شد. در جمعیت F2 نزدیک به 80 درصد ژنوتیپها کاملاً مشبک و 20 درصد دارای میزان شبکه کمتر و یا بدون شبکه روی پوست میوه بودند. این نتایج با نسبتهای ژنتیکی 3 به 1 مندلی همخوانی داشت. همچنین 35 درصد ژنوتیپهای جمعیت F2 خطدار بودند و بیش از 80 درصد آنها رنگ پوست میوه متمایل به زرد و رنگ گوشت میوه سبز داشتند. با توجه به اینکه انتخاب براساس صفات با وراثتپذیری بالا در نسلهای اولیه قابل اعتماد و موفقیت آمیزتر خواهد بود، بنابراین بهتر است گزینش ژنوتیپهای برتر در این جمعیت بهترتیب براساس صفات مهم اقتصادی، وزن میوه، مواد جامد محلول و زودرسی صورت گیرد.
بررسی تنوع لاینهای اصلاحی خیار از طریق تجزیه به عاملها و تجزیه خوشهای
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 997-1011
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79997.1214
علی میرحسینی، معظم حسن پور اصیل، جمالعلی الفتی، محمدباقر فرهنگی
چکیده یکی از کلیدیترین نکات در برنامههای بهنژادی، استفاده از تنوع ژنتیکی موجود در یک گونه معین است. بهمنظور مطالعه تنوع ژنتیکی و گروهبندی برخی از لاینهای گیاه خیار، تعداد 27 لاین از این گیاه برای 21 صفت مورفولوژیکی با استفاده از روش تجزیه به عاملها و تجزیه خوشهای ارزیابی شدند. این آزمایش در قالب طرح کاملا تصادفی، در سه ردیف جداگانه و با سه تکرار در دانشکده علوم کشاورزی دانشگاه گیلان انجام شد. نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که تفاوت معنیداری بین ژنوتیپهای خیار از نظر تمامی صفات مورد مطالعه وجود داشت. نتایج مقایسه میانگین نیز نشان داد که بعضی از لاینها از لحاظ عملکرد و سایر صفات مهم نسبت به سایر لاینها برتری داشتند. تمام صفات بررسی شده به جز صفات طول 15 میانگره ابتدایی (87 درصد)، طول و عرض لوب انتهایی (63 و 61 درصد)، سطح برگ (73 درصد) و وزن تک میوه (26 درصد) از وراثتپذیری عمومی بالایی (90 درصد) برخوردار بودند. تجزیه خوشهای بر مبنای میانگین دادهها، لاینهای مورد مطالعه را در چهار گروه قرار داد. نتایج تجزیه به عاملها، 8 عامل را معرفی نمود که حدود 88 درصد از تغییرات کل را توجیه کردند، که سهم هر کدام از عاملها بهترتیب 52/23، 63/12، 81/11، 95/9، 6/8، 34/7، 27/6 و 21/4 درصد بود. بهطور کلی، نتایج نشان داد که لاینهای L57 و L54 در صفتهای وزن کل میوه و تعداد میوه میتوانند از جمله لاینهای امیدبخش مناسب کاشت در شرایط گلخانهای معرفی شوند. اطلاعات بهدست آمده از این مطالعه میتواند برای معرفی رقم و یا تولید هیبرید در برنامههای بهنژادی بعدی مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر کیفیتهای مختلف نور LED بر شاخصهای مورفوفیزویولوژیکی گیاه خیار (Cucumis sativus L.)
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1029-1041
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.80257.1222
محمد زارع مهرجردی، نسیم صفری، سیده مهدیه خرازی، آزاده خادم، احمد شریفی
چکیده در طی رشد گیاه، کیفیت نور بر بسیاری از شاخصهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی تأثیر میگذارد. امروزه استفاده از نور تکمیلی بهطور قابل توجهی عملکرد محصول و کیفیت آن را در شرایط کمبود نور طبیعی بهخصوص در فصلهای پاییز و زمستان بهبود میبخشد. دیودهای ساطعکننده نور (Light-emitting diode) بهعنوان منابع نور جایگزین در محیطهای کشاورزی کنترلشده پیشنهاد شدهاند. در این راستا، پژوهش حاضر بهمنظور بررسی چگونگی تأثیر کیفیت نور بر دانهالهای خیار (Cucumis sativus L.) رقم Officer در شرایط کنترل شده آزمایشگاهی انجام شد. آزمایش در 4 کیفیت متفاوت نور آبی، قرمز، سفید و ترکیبی (آبی+قرمز+سفید) با توانایی فتوسنتزی یکسان بود. نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد که بین تیمارهای نوری از نظر صفات، ارتفاع بوته، سطح برگ، وزن خشک ریشه و وزن تر اندام هوایی تحت تأثیر کیفیت نور قرار گرفت و اختلاف بین آنها در روزهای مختلف پس از کشت معنیدار بود. ارتفاع بوته در تیمار نور قرمز و نور آبی در مقایسه با تیمار سفید و تیمار نور ترکیبی (قرمز+آبی+سفید) بهترتیب 3/58 و 3/133 درصد افزایش داشت. کمترین ارتفاع بوته در تیمار نور ترکیبی مشاهده شد. این درحالی است که بیشترین وزن تر اندام هوایی در نورهای سفید و آبی، بیشترین سطح برگ در نورهای سفید و قرمز و بیشترین وزن خشک ریشه نیز در نور سفید مشاهد شد. صفات تحت تأثیر قرار گرفته جزء دسته صفاتی هستند که تحت تأثیر هورمون جیبرلین قرار میگیرند. بهطور کلی مشخص گردید که رشد گیاه خیار تحت تأثیر کیفیتهای مختلف نور قرار گرفته است و با توجه به هدف تولید و شرایط موجود میتوان کیفیت نور مناسب برای کسب حداکثر سرعت رشد گیاه را انتخاب نمود.
اثر پایه و تلقیح با قارچ میکوریزا بر رشد، عملکرد و کیفیت میوه خیار گلخانهای در شرایط کشت بدون خاک
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1147-1161
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.81876.1256
اصغر مارزی زاده، صاحبعلی بلندنظر
چکیده بهمنظور بررسی اثر پایه و تلقیح با قارچ میکوریزا بر رشد و عملکرد خیار گلخانهای در شرایط کشت بدون خاک، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در گلخانه گروه علوم باغبانی دانشگاه تبریز اجرا گردید. فاکتور اول با دو سطح، پیوند خیار رقم ’ناگین‘ روی پایه کدوی ’شینتوزا‘ و رقم ’ناگین‘ غیر پیوندی همزیست با قارچ میکوریزا Diversispora versiformis، همچنین، عدم تلقیح با قارچ میکوریزا بهعنوان فاکتور دوم بود. نتایج بدست آمده نشان داد اثر پایه و قارچ میکوریزا بر صفات کمی خیار معنیدار بود. بطوریکه پایه شینتوزا تلقیح شده با قارچ میکوریزا بیشترین تأثیر را بر افزایش رشد رویشی، افزایش عملکرد تک بوته داشت. عملکرد در این تیمار با 6/2115 گرم در بوته بیشترین عملکرد میوه و گیاهان شاهد غیر پیوندی و فاقد میکوریزا با تولید 6/1569 گرم در بوته کمترین عملکرد میوه را به خود اختصاص دادند. که حدود 34 درصد نسبت به شاهد غیر پیوندی و فاقد میکوریزا افزایش عملکرد را نشان میدهد. همچنین در تیمار گیاهان پیوندی و تلقیح شده با قارچ میکوریزا، صفات کیفی میوه از جمله Ec عصاره میوه، ظرفیت آنتیاکسیدانی و محتوای مواد جامد محلول (TSS) میوه افزایش یافت. در ضمن سایر صفات کیفی میوه از جمله pH و فنل کل میوه، سفتی بافت میوه، اسیدیته قابل تیتراسیون میوه معنیدار نبود. بنابراین کاربرد قارچ میکوریزا بر روی پایه شینتوزا برای تولید خیار گلخانهای در شرایط کشت بدون خاک در بستری از پیتماس و پرلایت به نسبت 2:1، بهعنوان یکی از راهکارهای مؤثر در بهبود عملکرد محصول گلخانهای پیشنهاد میگردد.
مقایسه برخی ویژگیهای مورفوفیزیولوژیک و عملکرد هیبریدهای خیار (Cucumis sativus)
دوره 37، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1179-1190
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.83485.1276
کریم عرب سلمانی، امیرهوشنگ جلالی، پیمان جعفری
چکیده بهمنظور مقایسه عملکرد، اجزای عملکرد و برخی ویژگیهای مورفوفیزیولوژیک هیبریدهای خیار گلخانهای تولید شده در داخل کشور پژوهشی در سال 1401 در شرایط گلخانه در شهرستان ورامین انجام شد. در این پژوهش 11 هیبرید خیار گلخانهای به همراه 4 هیبرید وارداتی بهعنوان شاهد در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. تفاوت هیبریدهای آزمایشی از نظر صفات عملکرد، طول میوه، قطر میوه، طول برگ، عرض برگ، ارتفاع بوته، طول میانگره، تعداد میوه در بوته و وزن میوه در هر بوته در سطح یک درصد از نظر آماری معنیدار بود. براساس نتایج بهدستآمده هیبرید IR4 (با نام تجاری سنم) با عملکرد کل 49/11 کیلوگرم در هر بوته نسبت به میانگین عملکرد سایر هیبریدها، 8/32 درصد عملکرد بیشتر تولید نمود اما تفاوت معنیداری بین این هیبرید و هیبرید IR5 با عملکرد 61/10 کیلوگرم در متر مربع وجود نداشت. در دو هیبرید (IR4) و (IR5) بهترتیب 6/24 و 9/22 درصد از کل عملکرد تولیدی مربوط به 10 چین مرحله دوم برداشت بود. هیبریدهای (IR11) و (IR6) بهترتیب با طول میوه 60/16 سانتیمتر و 12/11 سانتیمتر بیشترین و کمترین طول میوه را داشتند. شاخص شکل میوه (نسبت طول میوه به قطر) در هیبرید (IR11) نسبت به هیبریدهای (IR4) و (IR5) بهترتیب 27 و 19 درصد بیشتر بود. برتری عملکردی دو هیبرید آزمایشی (IR4) و (IR5) و برابری عملکرد 7 هیبرید آزمایشی دیگر (از 11 هیبرید مطالعه شده) در مقایسه با هیبریدهای شاهد میتواند نویدبخش تولید ارقام هیبرید خیار گلخانهای توسط شرکتهای داخل کشور باشد.
تأثیر کودهای زیستی و شیمیایی بر عملکرد و کیفیت کاهو رقم ’نیورد فایر‘( Lactuca sativa cv. New Red Fire)
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 685-697
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76893.1175
پرستو مولائی، طاهر برزگر، محمد بابا اکبری ساری، فاطمه نکونام، زهرا قهرمانی
چکیده این پژوهش به منظور یافتن کودهای جایگزین، سازگار با محیطزیست برای افزایش شاخصهای کیفی و کمی و کاهش اثرات منفی کودهای شیمیایی در گیاه کاهو گلخانهای رقم New Red Fire به صورت طرح کاملا تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. تیمارهای مورد بررسی در این تحقیق 14 تیمار شامل شاهد (بدون مصرف کود و بدون تلقیح)، تلقیح با سه سطح از باکتریهای انحلالکننده پتاسیم (باکتریهای سودوموناس کورینسیس، سودوموناس ونکورنسیس و ترکیب دو سویه باکتریهای سودوموناس کورینسیس و سودوموناس ونکورنسیس) + 100 درصد کود نیتروژن و فسفر، تلقیح با سه سطح از باکتریهای انحلالکننده فسفر (باکتریهای سودوموناس پوتیدا، پانتوآگلومرانس و ترکیب دو سویه باکتریهای سودوموناس پوتیدا و پانتوآگلومرانس) + 100 درصد کود نیتروژن و پتاسیم، تلقیح با یک سطح از ترکیب باکتریهای انحلالکننده پتاسیم و فسفر (باکتریهای سودوموناس کورینسیس، سودوموناس ونکورنسیس، سودوموناس پوتیدا و پانتوآگلومرانس) + 100 درصد کود نیتروژن، تلقیح با یک سطح قارچ مایکوریزا از ترکیب سه گونه قارچ گلوموس موسهآ، گلوموس اتونیکاتوم و گلوموس اینترادیاسه + 100 درصد کود نیترون و پتاسیم، پنج سطح کود شیمیایی ترکیبی از عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم به صورت N100P100K100، N100P100K0، N100P0K100، N100P25K100 و N100P100K25 با توجه به آزمون خاک بود. نتایج مقایسه میانگین دادهها نشان داد، با کاربرد ترکیب باکتریهای انحلالکننده پتاسیم و فسفر + 100 درصد کود نیتروژن حداکثر وزن تازه بوته (افزایش 3/42 درصد)، قطر تاج بوته (افزایش 4/41 درصد) نسبت به گیاهان شاهد و حداقل تجمع نیترات برگ (14/21 میکروگرم در گرم وزن خشک) بعد از گیاهان شاهد نسبت به سایر تیمارها حاصل شد. کاربرد باکتری سودوموناس کورینسیس + 100 درصد کود نیتروژن و فسفر موجب حداکثر محتوای آنتوسیانین (افزایش 2/62 درصد) و مواد جامد محلول (افزایش 5/82 درصد) نسبت به گیاهان شاهد گردید. بیشترین میزان ویتامین ث (39/32 میلیگرم در 100 میلیلیتر) با اعمال کود شیمیایی N100P100K100 حاصل شد. با کاربرد ترکیب باکتریهای انحلالکننده پتاسیم و فسفر + 100 درصد کود نیتروژن و باکتری سودوموناس ونکورنسیس + 100 درصد کود نیتروژن و فسفر، حداکثر اسید قابل تیتراسیون با افزایش 5/154 درصد نسبت به گیاهان شاهد بدست آمد. با توجه به نتایج آزمایش میتوان بیان کرد، تلقیح بذر با ترکیب باکتریهای انحلالکننده پتاسیم و فسفر + 100 درصد کود نیتروژن نقش موثری در بهبود خصوصیات رشدی و کیفیت گیاه کاهو دارد.
بررسی گوناگونی ریختی میوه در برخی گونههای فلفل (Capsicum ssp.)
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 699-709
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77363.1179
زهرا رودباری، محمدرضا ایمانی، جواد سرحدی، سیب گل خوشکام، رضا یونس زاده
چکیده به منظور اطلاع از میزان تنوع موجود در جمعیت فلفل (Capsicum ssp.) و توارث ویژگیهای میوه جهت بهرهبرداری در برنامههای اصلاحی تولید بذر، نیاز به جمعیتی متنوع از نظر ویژگیهای تاثیرگذار بر عملکرد میوه است. بههمین منظور 42 ژنوتیپ از 7 گونه مختلف فلفل از بانک ژن موسسه تحقیقات ژنتیک گیاهی و گیاهان زراعی آلمان تهیه شد. ژنوتیپها در گلخانه هیدروپونیک در منطقه زرندیه استان مرکزی در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در سال 1400 کشت شده و از نظر صفات وزن میوه، طول و قطر میوه، شاخص شکل میوه (طول/قطر)، ضخامت گوشت میوه، تعداد میوه در بوته/چین و عملکرد میوه در سه چین مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین وراثتپذیری عمومی صفات بر مبنای واریانس ژنتیکی و فنوتیپی محاسبه شد. براساس نتایج حاصل تفاوت معنیداری بین ژنوتیپ ها ازنظر صفات مورد ارزیابی مشاهده شد. صفات از وراثتپذیری عمومی بالایی برخوردار بودند و گزینش بر اساس این صفات میتواند به بهبود ویژگیهای میوه در بهنژادی فلفل کمک کند. ژنوتیپهای 318 (کاپی، زرد و شیرین)، 287 (کشیده، قرمز و تند)، 348 (گرد، قرمز و شیرین)، 272 (مثلثی، قرمز و شیرین)، 309 (بلوکی، قرمز و شیرین) و 296 (کشیده، قرمز و شیرین) به دلیل داشتن عملکرد بالا، میوههای با سایز مناسب و بازارپسند میتوانند پس از ارزیابی سازگاری بهعنوان رقم معرفی شوند. علاوه بر این، با توجه به تنوع قابلتوجه در جمعیت مورد ارزیابی، میتوان به تولید ارقام هیبرید با ویژگیهای متمایز در برنامههای اصلاحی مبادرت نمود.
ارزیابی اجزای واریانس ژنتیکی و قابلیتهای ترکیبپذیری برخی صفات کمی در ارقام گوجهفرنگی با استفاده از تجزیه لاین×تستر
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 711-722
https://doi.org/10.22067/jhs.2023.78350.1190
غفار کیانی، ساسان گل چشمه
چکیده پژوهش حاضر با هدف برآورد اجزای واریانس ژنتیکی و قابلیتهای ترکیبپذیری عمومی و خصوصی برخی صفات کمی در ژنوتیپهای گوجهفرنگی با استفاده از تجزیه لاین×تستر انجام شد. لاینهای SC و V بهعنوان پایه مادری و تسترهای L، R و MZ بهعنوان والدین پدری با یکدیگر تلاقی یافتند و در سال بعدی شش نتاج هیبرید بههمراه والدین تلاقیها در آزمایشی بهصورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری کشت شدند. صفات مورد ارزیابی شامل تعداد روز تا اولینگلدهی، زودرسی (تعداد روز از جوانهزنی تا اولین رنگگیری میوه)، تعداد میوه در بوته، وزن میوه در بوته (گرم)، عملکرد میوه (گرم)، طول و عرض میوه (سانتیمتر) بودند. نتایج تجزیه واریانس لاین×تستر نشان داد میانگین مربعات والدین و تسترها برای تمامی صفات بهجز طول و عرض میوه و میانگین مربعات تلاقیها و لاینها برای تمامی صفات بهجز طول میوه معنیدار بودند. اثر لاین×تستر برای تمامی صفات بهجز تعداد میوه در بوته و طول میوه معنیدار بود. لاین SC برای بهبود صفات تعداد روز تا اولین گلدهی، زودرسی، ارتفاع بوته، وزن میوه در بوته و عرض میوه و لاین V برای بهبود صفت تعداد میوه در بوته ترکیبشوندههای عمومی مناسبی با تسترها بودند. تستر L برای بهبود تمام صفات بهجز عملکرد و تستر MZ برای بهبود صفت ارتفاع بوته بهترین ترکیبشوندههای عمومی با لاینهای مادری بودند. در میان تلاقیها، تلاقی SC×L برای بهبود صفات زودرسی و عرض میوه و تلاقیهای SC×R و V×MZ بهترتیب برای بهبود صفات ارتفاع بوته و وزن میوه در بوته ترکیبشوندههای خصوصی مطلوبی بودند. بررسی متوسط وضعیت ژنوتیپها نشان داد از میان ارقام والدینی، لاین SC و از میان تلاقیها، ژنوتیپ L×SC کمترین میانگینها را برای صفات تعداد روز تا اولین گلدهی و زودرسی داشتند. همچنین لاین SC برای صفت تعداد میوه در بوته و تلاقی L×SC برای صفات وزن میوه در بوته، عملکرد و عرض میوه بیشترین میانگینها را به خود اختصاص دادند. در میان والدین، لاینهای مادری SC و V بهترتیب برای صفات تعداد میوه در بوته و ارتفاع بوته، تستر L برای صفت عملکرد میوه و تستر MZ برای صفات وزن میوه در بوته و عرض میوه بیشترین میانگینها را ثبت کردند. در میان تلاقیها، تلاقی L×SC برای صفات وزن میوه در بوته، عملکرد و عرض میوه، تلاقی L×V برای صفت تعداد میوه در بوته و تلاقی V×MZ برای صفت ارتفاع بوته بیشترین میانگینها را به خود اختصاص دادند. بهطور کلی، بررسی متوسط وضعیت ژنوتیپها نشان داد هیبرید L×SC برای صفات تعداد روز تا اولین گلدهی، زودرسی، وزن میوه در بوته، عملکرد میوه و طول و عرض میوه برتر از والدین خود میباشد. برآورد واریانسهای افزایشی و غیرافزایشی نشان داد در صفات ارتفاع بوته و وزن میوه در بوته، واریانس افزایشی نقش اصلی داشته و گزینش از میان نسلهای درحال تفکیک روش اصلاحی مناسبی برای صفات مذکور است. درحالیکه برای صفات تعداد روز تا اولین گلدهی، زودرسی و عملکرد سهم واریانس غیرافزایشی بیشتر از واریانس افزایشی بود، لذا برای بهبود صفات مذکور تولید هیبرید توصیه میشود.
ارزیابی همبستگی و تحلیل ضرایب مسیر صفات مرتبط با عملکرد میوه در تودههای فلفل (Capsicum annum L.) ایرانی
دوره 37، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 741-753
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.79460.1205
میترا جباری، رضا درویش زاده
چکیده با توجه به اهمیت اقتصادی عملکرد میوه و لزوم انتخاب گیاهان با بهرهوری بالا در برنامههای بهنژادی، پژوهش حاضر به منظور تعیین ویژگیهای مورفولوژیک تأثیرگذار در عملکرد میوه و ارزیابی اثرات مستقیم و غیرمستقیم آنها در 30 تودهی فلفل ایرانی در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تکرار به صورت گلدانی در محل گلخانه تحقیقاتی دانشگاه ارومیه طی سال 1396-1395 اجرا گردید. نتایج حاصل از همبستگیهای فنوتیپی نشان داد که عملکرد میوه دارای همبستگی مثبت و معنیدار با صفات قطر میوه، دور میوه، وزن گوشت و وزن تک میوه بود، اما صفات تعداد میوه و طول میوه همبستگی فنوتیپی منفی و معنیداری با عملکرد میوه داشتند. در بررسی همبستگی ژنتیکی، رابطه مثبت، قوی و معنیداری بین عملکرد با وزن گوشت میوه (907/0)، دور میوه (891/0)، قطر میوه (697/0)، وزن تک میوه (646/0) و دور بوته (381/0) مشاهده گردید. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام برای عملکرد میوه هفت صفت وزن گوشت، دور بوته، قطر میوه، تعداد میوه، ارتفاع بوته، وزن کل بذر و تعداد شاخه به عنوان مؤثرترین صفات بر عملکرد میوه وارد مدل شدند که در مجموع 6/84 درصد از تغییرات کل عملکرد میوه را توجیه نمودند. بر اساس نتایج تجزیه مسیر صفات قطر میوه (709/0) و وزن گوشت (289/0) بهترتیب بیشترین اثر مثبت و مستقیم را بر عملکرد میوه نشان دادند. قطر میوه دارای همبستگی ژنتیکی مثبت، قوی و معنیداری (697/0) با عملکرد میوه بود، همچنین اثر مستقیم مثبت (709/0) بر عملکرد میوه نشان داد که به طور تقریبی میتوان این دو ضریب را با هم برابر درنظر گرفت. لذا انتخاب مستقیم از طریق صفت قطر میوه میتواند در بهبود عملکرد میوه در تودههای فلفل مفید باشد.
بررسی صفات زراعی، تولید محصول و شاخصهای اقتصادی در کشت مخلوط اسفناج با نخود
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 363-376
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75899.1153
جواد حمزه ئی، مسعود خیشوند
چکیده بهمنظور بررسی صفات زراعی، عملکرد و شاخصهای اقتصادی در کشت مخلوط اسفناج با نخود، آزمایشی به صورت طرح بلوکهای کامل تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در شهرستان تویسرکان اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل کشت مخلوط افزایشی 20 درصد نخود با اسفناج، کشت مخلوط جایگزینی 60 درصد اسفناج + 40 درصد نخود و کشتهای خالص اسفناج و نخود بودند. ارتفاع بوته، تعداد شاخه در بوته و عملکرد دانه اسفناج به طور معنیداری تحت تأثیر کشت مخلوط قرار گرفتند. بیشترین ارتفاع بوته و کمترین تعداد شاخه در بوته اسفناج از کشت مخلوط جایگزینی بهدست آمد. کشت مخلوط افزایشی و کشت خالص اسفناج نیز بدون تفاوت معنیدار کمترین ارتفاع بوته و بیشترین تعداد شاخه در بوته را داشتند. بیشترین عملکرد دانه اسفناج مربوط به کشت مخلوط افزایشی بود. تیمارهای کشت مخلوط افزایشی و کشت خالص از لحاظ عملکرد دانه و بیولوژیک اسفناج تفاوت معنیداری با هم نداشتند. در گیاه نخود نیز ارتفاع بوته، تعداد شاخه در بوته، تعداد غلاف در بوته و عملکرد دانه تحت تأثیر کشت مخلوط قرار گرفتند. بیشترین ارتفاع بوته و کمترین تعداد شاخه و تعداد غلاف در بوته نخود از کشت مخلوط افزایشی بهدست آمد. بیشترین عملکرد دانه نخود نیز مربوط به کشت خالص نخود بود. اسفناج و نخود به ترتیب گیاهان غالب و مغلوب بودند. ارزیابی شاخصهای اقتصادی نیز سودمندی کشت مخلوط اسفناج با نخود را نشان دادند. به طوری که بالاترین نسبت برابری زمین، نسبت برابری ماده خشک، شاخص بهرهوری سیستم و شاخص سودمندی مالی از کشت مخلوط افزایشی حاصل شد. در مجموع نتایج بیانگر این است که نخود گیاه مناسبی جهت کشت مخلوط با اسفناج است. به طوری که کشت مخلوط افزایشی 20 درصد نخود با اسفناج، عملکرد اسفناج و کارایی استفاده از زمین را بهبود بخشیده و میتواند بیشترین سود اقتصادی را عاید کشاورز کند.
ارزیابی پاسخهای رشدی، عملکردی و فیزیولوژیکی خیار شاخدار آفریقایی (Cucumis metuliferus L.) به تنش کم آبیاری
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 423-436
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76473.1169
مسلم قریشی، فاطمه نکونام، طاهر برزگر، جعفر نیکبخت
چکیده تنش خشکی بهعنوان یک تنش غیرزیستی مهم رشد و عملکرد گیاهان را کاهش میدهد. به منظور بررسی اثر تنش کم آبیاری بر رشد، عملکرد و شاخصهای فیزیولوژیکی خیار شاخدار آفریقایی، آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه زنجان در سال 1398 انجام شد. سطوح آبیاری شامل سه سطح 100، 80 و 60 درصد نیاز آبی گیاه بود. نتایج نشان داد که تنش کمآبیاری، رشد و عملکرد میوه را بطور معنیداری کاهش داد. کمترین طول بوته، تعداد میوه (9/10) و عملکرد بوته (6/1 کیلوگرم) در تیمار کم آبیاری 60 درصد حاصل شد. وزن میوه تحت تاثیر تنش کمآبیاری افزایش یافت و بیشترین وزن متوسط میوه (05/164 گرم) در تیمار کم آبیاری 80 درصد حاصل شد. کیفیت میوه بهطور معنیداری تحت تاثیر تیمار آبیاری قرار گرفت. سفتی بافت میوه و مقدار ویتامین ث تحت تنش کمآبیاری کاهش یافت و مواد جامد محلول کل، مقدار فنل کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی میوه افزایش یافت بهطوری که بیشترین مقدار مواد جامد محلول (43/4 درصد بریکس)، فنل (6/7 میلیگرم بر گرم وزن تر) و ظرفیت آنتیاکسیدانی (78/48 درصد) و حداقل مقدار ویتامین ث (02/10 میلیگرم بر 100 میلیلیتر) و سفتی بافت میوه (73/2 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع) در تیمار کم آبیاری 60 درصد مشاهده شد. با افزایش تنش کمآبیاری، محتوای نسبیآب برگ و محتوای کلروفیل، غلظت عناصر فسفر و پتاسیم برگ کاهش یافت. درصد نشتیونی، محتوای کاروتنوئید و تجمع پرولین در پاسخ به افزایش تنش کمآبیاری به طور معنیداری افزایش یافت. در تیمار کم آبیاری 80 درصد، اگرچه عملکرد میوه 9/13 درصد کاهش یافت ولی در مصرف آب 20 درصد صرفهجویی شد و با افزایش مواد جامد محلول و ظرفیت آنتیاکسیدانی، کیفیت میوه و اندازه میوه بهبود یافت.
اثر نانو کامپوزیت گلایسین بتائین پوششدار شده با کیتوسان بر ریز غدهزایی درون شیشهای سیب زمینی رقم آگریا تحت شرایط تنش شوری ملایم
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 437-451
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76343.1165
صدیقه محمودی سوره، علیرضا مطلبی آذر، جابر پناهنده، غلامرضا گوهری، امین جهانیان
چکیده در سالهای اخیر، کاربرد نانوذرات به طور موفقیت آمیزی در کشت بافت گیاهی استفاده شده است که با به کار بردن این مواد تاثیر شگرفی در حذف آلودگیهای میکروبی ریز نمونهها و همچنین نقش مثبت این مواد در کالوس زایی، اندامزایی، جنینزایی سوماتیکی، تنوع سوماکلونال، انتقال ژنتیکی و تولید متابولیتهای ثانویه داشته است. در این پژوهش اثر نانوکامپوزیت گلایسین بتائین پوششدار شده با کیتوسان در دو غلظت 120 و 240 میلی گرم در لیتر، گلایسین بتائین به تنهایی در دو غلظت 20 و 40 میلیگرم در لیتر، کیتوسان در غلظت 240 میلیگرم در لیتر، ترکیب گلایسین بتائین 20 و کیتوسان 240 میلیگرم در لیتر، ترکیب گلایسین بتائین 40 و کیتوسان 240 میلیگرم در لیتر و تیمار شاهد در دو وضعیت با تنش شوری ملایم (50 میلیمولار کلرید سدیم) و بدون تنش شوری همراه با 80 گرم ساکارز جهت بررسی صفات مربوط به ریز غدهزایی سیب زمینی رقم ’آگریا‘ در شرایط درون کشت شیشهای بررسی شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 16 تیمار و 3 تکرار اجرا شد. ریز غدههای تولید شده در تیمار نانوکامپوزیت گلایسین پوششدار شده با کیتوسان در ماه اول، دوم، سوم و چهارم بیشترین تعداد ریز غده را ایجاد نمودند. در تیمارهای دارای شوری ملایم تعداد ریز غده در ماه اول، دوم، سوم و چهارم، تعداد چشم در غده و ریز غده جوانهزده بیشترین مقدار را نسبت به تیمار بدون شرایط شوری ملایم دارا بودند. همچنین گیاهان تیمار شده با نانوکامپوزیت گلایسین بتائین پوششدار شده با کیتوسان در صفات اندازهگیری شده ریزغده، اثرات مثبت و تاثیرگذار بیشتری نسبت به تیمارهای کیتوسان و گلایسین بتائین همراه با کیتوسان را نشان دادند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد استفاده از مواد نانوکامپوزیت در افزایش تعداد ریز غده و کاهش رشد رویشی شاخساره سیب زمینی درون شیشهای رقم ’آگریا‘ موثر واقع شده است.
تاثیر پایه بادنجان وحشی (Solanum torvum) بر میزان تحمل به تنش خشکی گوجهفرنگی بر اساس شاخصهای رشدی و فیزیولوژیکی
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 481-495
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76513.1170
دامون اخگر، حمید رضا کریمی، سید رسول صحافی، سید حسین میردهقان
چکیده بهمنظور بررسی تاثیر پایه بادنجان وحشی بر میزان تحمل به خشکی گوجهفرنگی رقم ’دافنیس‘ و ’ایزابلا‘، پژوهشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. فاکتورها شامل دور آبیاری در سطح 3 (شاهد)، 6 و 9 روز یکبار و فاکتور ترکیب پیوندی در شش سطح شامل غیرپیوندی ’دافنیس‘ و ’ایزابلا‘، خودپیوندی ’دافنیس‘، خودپیوندی ’ایزابلا‘، پیوندک ’دافنیس‘ بر روی پایه بادنجان وحشی (تورووم)، پیوندک ’ایزابلا‘ بر روی پایه بادنجان وحشی (تورووم) بودند. در پایان تنش خشکی، پارامترهای رویشی شامل ارتفاع گیاه، وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام هوایی و همچنین پارامترهای فتوسنتزی، روابط آبی و عناصر غذایی گیاه اندازهگیری شدند. نتایج نشان داد که با افزایش دور آبیاری اکثر پارامترهای رویشی و غلظت رنگدانههای فتوسنتزی و عناصر غذایی کاهش یافت، بهطوری که بالاترین مقدار با دور آبیاری 3 روز و کمترین مقدار در دور آبیاری 9 روز مشاهده شد همچنین برهمکنش دور آبیاری و ترکیب پیوندی بر برخی پارامترهای رویشی و اکوفیزیولوژیکی معنیدار شد بطوریکه کمترین میزان وزن خشک اندامهوایی در دور آبیاری 9 روز در گیاهان پیوندی ’دافنیس‘ بر روی پایه ’تورووم‘ مشاهده شد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر میتوان بیان کرد ترکیب پیوندی ’ایزابلا‘ بر روی پایه تورووم مقاومت بالاتری به تنش خشکی داشت.
اثر اسید آسکوربیک بر رشد و برخی ویژگیهای بیوشیمیایی نشاء فلفل دلمهای (Capsicum annuum) تحت تنش شوری
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 497-508
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77340.1182
سپیده پارساجو، فرشاد دشتی
چکیده شوری خاک و آب یکی از مشکلات در حال افزایش کشاورزی و از مهمترین موانع تولید محصول در جهان است. ترکیبات زیادی در زمینه کاهش اثرات زیان آور تنش شوری مورد استفاده قرار گرفته است. اسید آسکوربیک آنتیاکسیدان محلول در آب میباشد که با بی اثر کردن رادیکالهای آزاد موجب مقاومت گیاهان در برابر تنشهای محیطی میشود. در این پژوهش تأثیر اسید آسکوربیک بر کاهش اثرات شوری در تولید نشاء گیاه فلفل دلمهای در شرایط کشت گلخانهای مطالعه شده است. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در دو سطح نمک کلرید سدیم (صفر و 100 میلیمولار) در آب آبیاری و چهار سطح اسید آسکوربیک (صفر، یک، سه و پنج میلیمولار) با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد تنش شوری موجب افزایش نشت یونی و تولید مالوندیآلدئید شد و کاربرد اسید آسکوربیک در غلظت 5 میلیمولار موجب کاهش میزان این صفات در شرایط تنش شوری شد. تنش شوری موجب افزایش میزان پرولین و کاهش کلروفیل کل و پروتئین برگ نشاء فلفل دلمهای شد در حالیکه کاربرد اسید آسکوربیک با غلظت 5 میلیمولار موجب افزایش صفتهای نام برده شد. از طرف دیگر در گیاهان تحت تنش شوری جذب عناصر آهن، روی، مس و فسفر کاهش و سدیم افزایش یافت که کاربرد اسید آسکوربیک باعث افزایش تجمع سه عنصر اول و کاهش تجمع سدیم در برگ گیاهان شد. از نظر شاخصهای رشد، تنش شوری باعث کاهش صفات رشدی (تعداد برگ، سطح برگ، وزن تر ریشه و برگ) شد و تیمار با اسید آسکوربیک اثر تنش شوری را بر پارامترهای رویشی کاهش داد بطوریکه تحت تنش شوری، تیمار اسید آسکوربیک 5 میلیمولار توانست سطح برگ را نسبت به تیمار شوری بدون کاربرد اسید آسکوربیک افزایش دهد. از طرف دیگر کاربرد اسید آسکوربیک باعث افزایش فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی کاتالاز و پراکسیداز شد. بهطور کلی با توجه به نتایج حاصله میتوان گفت محلولپاشی با غلظت 5 میلیمولار اسید آسکوربیک در نشاء گیاه فلفل دلمهای باعث بهبود مقاومت به شرایط تنش شوری میشود.
بررسی نقش اسید هیومیک برسمیت کروم و چگونگی جذب و انتقال آن در گیاه کاهو (Lactuca sativa L. var. longifolia)
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 541-560
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.78131.1188
آزاده امیدی، علیرضا آستارایی، حجت امامی
چکیده اسید هیومیکها مجموعهای از پلیالکترولیتهای ناهمگن با گروه عاملی فراوان هستند که ممکن است به شکل قابل توجهی، نقش کلیدی در تحرک و جذب کروم موجود در خاک و در نهایت جذب توسط گیاه، ایفا کنند. پژوهش حاضر به صورت آزمایش گلخانهای در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد (مهر –دی 1396) با هدف بررسی تأثیر اسید هیومیک در خاک آلوده به کروم بر وزن خشک ریشه، شاخساره، ساقه و برگ، همچنین غلظت کروم در شاخساره و ریشه، فاکتور انتقال، فاکتور انباشت شاخساره و ریشه گیاه کاهو رقم ’سیاهو‘؛ به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور، 1- سطح کروم (صفر، 25 و 50 میلیگرم بر کیلوگرم خاک) و 2- اسید هیومیک (صفر، 5 و 10 درصد) در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش سطوح کروم در خاک، وزنهای خشک برگ، شاخساره، ساقه و ریشه به ترتیب 83، 101، 207 و 65 درصد برای سطح 25 میلیگرم کروم برکیلوگرم و 194، 219، 355 و 92 درصد برای سطح 50 میلیگرم کروم بر کیلوگرم کاهش معنیدار داشتند. افزایش اسید هیومیک موجب افزایش وزن خشک اجزاء مختلف گیاه، تحت تنش کروم شد. افزودن کروم به خاک، غلظت کروم در شاخساره و ریشه، فاکتور انتقال، فاکتور انباشت زیستی شاخساره و ریشه را به طور معنیداری افزایش داد. با کاربرد سطح صفر اسید هیومیک + 50 میلیگرم کروم بر کیلوگرم، غلظت کروم در شاخساره از 0016/0 (شاهد) به 7/37 و در ریشه از 051/0 (شاهد) به 330 میلیگرم در کیلوگرم وزن خشک و فاکتور انتقال از 032/0 به 118/0 افزایش یافت. برهمکنش کروم و اسیدهیومیک موجب کاهش معنیدار غلظت کروم در اندام هوایی، فاکتور انباشت شاخساره و افزایش غلظت کروم در ریشه و بهتبع آن، کاهش فاکتور انتقال گردید؛ بهطوریکه بیشینه غلظت کروم در شاخساره در تیمار 50 میلیگرم کروم بر کیلوگرم و در نبود اسید هیومیک، (7/47 میلیگرم در کیلوگرم) مشاهده شد؛ درحالیکه کمترین مقدار کروم در هر تیمار کروم، با 10 درصد اسید هیومیک مشاهده شد. بیشینه غلظت کروم در ریشه (367 میلیگرم برکیلوگرم وزن خشک) و فاکتور انباشت ریشه (5/28) در تیمار 50 میلیگرم کروم + 10 درصد اسیدهیومیک مشاهده شد. کوچک بودن فاکتور انتقال کروم نشان میدهد در کاهو تنها بخش اندکی از کروم از ریشه به اندام هوایی منتقل شده است و با افزودن اسیدهیومیک نیز، انتقال کروم از ریشه به اندام هوایی کاهش میباید. همچنین مدل رگرسیونی نشان داد که با افزایش وزن خشک شاخساره فاکتور انتقال به طور خطی و معنیدار با**79/0- R2 =، کاهش یافت. مدل رگرسیونی برازش شده وزن خشک شاخساره با فاکتور انباشت شاخساره، توانست این فاکتور را برای کروم با **93/0-Adjusted R2 = پیشبینی کند. بنابراین بیشترین سطح اسیدهومیک (10 درصد) بکار رفته، بیشترین تأثیرگذاری را بر پارامترهای اندازهگیری شده داشته و این اصلاح کننده احتمالاً به خاطر ماهیت کمپلکسکنندگی و احیاکنندگی با افزایش انباشت کروم در ریشه، کاهش انتقال کروم از ریشه به اندام هوایی و در نتیجه کاهش انباشت این عنصر در شاخساره موجب افزایش زیست توده هوایی و ریشه کاهو شده و توانست تا حدودی اثرات سمی کروم را تعدیل کند.
تأثیر ملاتونین بر برخی ویژگیهای فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی گشنیز (Coriandrum sativum L.) و شوید (Anethum graveolens L.) تحت شرایط تنش شوری
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 561-575
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.78109.1189
میلاد چراغی، علی اصغر حاتم نیا، فردین قنبری
چکیده دو گونه دارویی گشنیز (Coriandrum sativum L.) و شوید (Anethum graveolens L.) گیاهانی علفی و یکساله از خانواده چتریان هستند که کاربردهای متعددی در صنایع دارویی و غذایی دارند. ملاتونین در گیاهان بهعنوان محرک زیستی یا مولکول تحریککننده رشد مورد ارزیابی قرار گرفته است و موجب افزایش تحمل به تنشهای زنده و غیرزنده و بهبود رشد و توسعه گیاه میشود. این پژوهش در قالب آزمایشی فاکتوریل بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام در سال 1400 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل پنج سطح شوری (صفر، 40، 80، 120 و 160 میلیمولار) و دو سطح محلولپاشی برگی ملاتونین (صفر و 100 میکرومولار) است. مقایسه میانگین دادهها نشان داد که با افزایش سطح تنش شوری کاهش معنیداری در سطح احتمال 5 درصد در پارامترهای اندازهگیری شده در دو گیاه گشنیز و شوید مشاهده شده است. با این حال، کاربرد ملاتونین سبب کاهش اثرات منفی تنش شوری در دو گیاه شده است، بهطوریکه در سطح شوری 160 میلیمولار کلرید سدیم کاربرد ملاتونین به ترتیب سبب افزایش 6 و 61/3 برابری وزن تر و خشک شاخساره گیاه گشنیز شده است. نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادهها نشان داد که ملاتونین اثر معنیداری در سطح احتمال 1 و 5 درصد بر روی همه پارامترهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی اندازهگیری شده در هر دو گیاه دارد. گونه، تنش شوری، ملاتونین و اثرات متقابل آنها دارای تاًثیر معنیداری در سطح احتمال 1 درصد بر روی میزان پرولین و فنل کل بوده است. نتایج نشان داد که با افزایش سطح شوری میزان پروتئین کل در هر دو گیاه گشنیز و شوید کاهش یافته است، ولی میزان این کاهش در نمونههایی که تحت تیمار ملاتونین قرار گرفته بودند کمتر میباشد. در گیاه گشنیز میزان کاهش پروتئین کل در سطح شوری 160 میلیمولار نسبت به شاهد 31/42 درصد میباشد ولی این کاهش در نمونههایی که تحت تیمار ملاتونین قرار گرفتند 9/28 درصد بود. بهطورکلی میتوان گفت که کاربرد خارجی ملاتونین سبب تعدیل اثرات منفی تنش شوری شده و بنابراین میتوان از ملاتونین جهت بهبود رشد گیاهان تحت تنش استفاده کرد.
مطالعه تغییرات برخی روابط آبی و فتوسنتز خالص سه توده ملون ایرانی (Cucumis melo) تحت تنش کم آبی
دوره 37، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 577-588
https://doi.org/10.22067/jhs.2022.78942.1196
نجمه زینلی پور، فاطمه عاقبتی
چکیده کم آبیاری به عنوان یک رویکرد ارزشمند برای تولید پایدار و بهبود کارآیی مصرف آب به ویژه در مناطقی که با کمبود آب رو به رو هستند، مورد توجه قرار گرفته است. از این رو به منظور بررسی اثر تنش کم آبی بر برخی روابط آبی و نرخ فتوسنتز خالص در گونههای ملون ایرانی، آزمایشی به صورت طرح کرتهای خرد شده در قالب بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار در مجتمع گلخانهای واقع در منطقه ماهان در سال 1398 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل؛ سه سطح آبیاری (شروع آبیاری در پتانسیلهای ماتریک 45- (شاهد)، 55- و 65- کیلوپاسکال) و سه نوع از تودههای ملون بومی ایران شامل؛ دستنبوی بیرجند و دو گونه گرمک اصفهان و شهداد بودند. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن بود که بیشترین نرخ فتوسنتز خالص به میزان 1/20 میکرومول کربن دی اکسید بر متر مربع بر ثانیه و هدایت روزنهای برگ به میزان 987/0 میلیمول کربن دی اکسید بر متر مربع بر ثانیه در بوتههای توده گرمک اصفهان تحت آبیاری شاهد (45- کیلوپاسکال) دیده شد. سرعت تعرق برگ نیز در پتانسیلهای ماتریک 55- و 65- کیلوپاسکال نسبت به آبیاری شاهد کاهش نشان داد. بیشترین میزان سبزینگی برگ در پتانسیل ماتریک 45- کیلوپاسکال در هر سه توده (گرمک شهداد، گرمک اصفهان و دستنبوی بیرجند) مورد مطالعه مشاهده گردید. کاهش عملکرد محصول در شدیدترین سطح تنش با پتانسیل ماتریک 65- کیلوپاسکال در هر سه توده گرمک شهداد، گرمک اصفهان و دستنبوی بیرجند مشاهده شد. میزان پتانسیل اسمزی در هر سه توده در پتانسیل ماتریک 45- در پایینترین حد خود بود. بالاترین میزان پتانسیل تورژسانس نیز در پتانسیل ماتریک 45- در دو توده گرمک شهداد و گرمک اصفهان مشاهده شد. بیشترین میزان کارآیی مصرف آب در شرایط تنش کم آبی شدید (پتانسیل ماتریک 65- کیلوپاسکال) و در توده گرمک اصفهان به دست آمد. همچنین درصد رطوبت نسبی برگ در هر سه توده در پتانسیل ماتریک 65- در پایینترین مقدار خود بود. هر سه گروه ملون مورد آزمایش تحت تیمار کم آبیاری 55- کیلوپاسکال در تناسب با گیاهان شاهد همچنان از میزان مؤلفههای فتوسنتزی بهتری برخوردار بودند و ضمن ارتقاء کارآیی مصرف آب به عنوان یک سطح تنش خفیف در محدوده تحمل نسبی این گیاهان قرار داشته است. از این رو شاید بتوان توده دستنبوی بیرجند را دارای قابلیت تنظیم اسمزی بهتری در شرایط تنش رطوبتی دانست و این توده را متحملتر از دو توده بومی دیگر در شرایط کم آبیاری تلقی کرد.
