با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 38، شماره 3 - شماره پیاپی 63، پاییز 1403، صفحه 479-625 
مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

اثر تراکم گیاه و الگوی کاشت بر رشد و خصوصیات فیزیولوژیک گل لاله رقم ʹSpryngʹ

صفحه 479-492

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.72661.1092

داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی، کبری شاکری کیاسرایی، رسول انسی نژاد، محمد رضا صفری مطلق

چکیده گل لاله (Tulipa L.) از خانواده سوسن، از گل­های پیازی و تک‌لپه می‌باشد که با بذر و سوخ قابل تکثیر است. مدت زمان از کاشت بذر تا تولید گل در این گیاه طولانی است. هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی اثر تراکم و الگوی کاشت بر ویژگی‌های رشد رویشی و گلدهی در گل لاله رقم ʹSpryngʹ بود. این پژوهش به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی با 3 تکرار در 27 پلات انجام گردید. سه الگوی کاشت (مربع، مثلث و مستطیل) به‌عنوان فاکتور اول و سه تراکم کاشت (25، 45 و 65 پیاز در هر متر مربع) به‌عنوان فاکتور دوم در نظر گرفته شد. صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک در مرحله رشد رویشی و زایشی اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد شاخه گل بریده (59/90) در گیاهان کاشته‌شده در الگوی کاشت مثلثی با تراکم کاشت 65 گیاه در هر متر مربع شمارش شد. کمترین زمان تا آغاز گلدهی (69/30 روز) و بالاترین میزان کلروفیل برگ (13/57 میکروگرم در میلی‌لیتر) در گیاهان کاشته‌شده در الگوی کاشت مثلثی با تراکم کاشت 45 بوته در هر متر مربع به‌دست آمد. بیشترین ماندگاری گل (12/73 روز) و بالاترین میزان کاروتنوئید (1/68 میکروگرم در میلی‌لیتر) در گیاهان کاشته‌شده در الگوی کاشت مربعی با تراکم کاشت 45 بوته در هر متر مربع حاصل شد. در مجموع، نتایج کلی این پژوهش نشان داد که تراکم 45 بوته در متر مربع و الگوی کاشت مثلث یا مربع، برای بهبود خصوصیات کمی و کیفی گل لاله در شرایط آب و هوایی گیلان مناسب است.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

اثر همزیستی اندوفیت‌هایAspergillus niger وOD14 Bacillus aquimaris با دانهال‌های مکزیکن لایم تحت شرایط تنش شوری

صفحه 493-508

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.73232.1101

لیلا بقازاده دریایی، داود صمصام پور، عبدالنبی باقری، جلوه سهرابی پور

چکیده رشد و عملکرد گیاهان به‌سبب تنش‌های زنده و یا غیر زنده متعدد محدود می‌شود. در سال‌های اخیر، افزایش خشکی و خشکسالی در ایران روی کیفیت آب آبیاری تأثیرگذار بوده و آن‌را به سمت شور شدن سوق داده است. میکروارگانیسم‌های اندوفیت نقش مهمی در محافظت از گیاهان میزبان خود در برابر تنش­های زیستی و غیرزیستی ایفا می‌کنند. در این مطالعه، از ترکیب اندوفیتی قارچی Aspergillus niger و باکتریایی OD14 Bacillus aquimaris همزیست با جلبک دریایی، به‌ترتیب در غلظت‌های 106×1 سلول در یک میلی‌لیتر و 108×1 سلول در یک میلی‌لیتر، به‌منظور ارتقاء تحمل دانهال‌های لیموترش رقم مکزیکن لایم نسبت به تنش شوری استفاده شد. اندوفیت قارچی و باکتریایی بر اساس مورفولوژیک و مولکولی (به‌ترتیب بر پایه تکثیر نواحی ITS1 و ITS4 و ژن 16s rRNA) با استفاده از تکنیک PCR مورد شناسایی قرار گرفتند. تلقیح در مرحله هشت ماهگی دانهال‌ها انجام و پس از گذشت سه ماه، تنش شوری صفر، 2000، 4000 و 6000 میکروزیمنس بر سانتی‌متر به‌صورت مرحله به مرحله اعمال شد. پس از هشت هفته، صفات مورفولوژیک، بیوشیمیایی، آنتی‌اکسیدانی و میزان رنگدانه‌های فتوسنتزی دانهال‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان دادند، اکثر صفات مورد بررسی، اختلاف معنی‌داری نسبت به نمونه‌های شاهد داشتند. در شوری 6000 میکروزیمنس بر سانتی‌متر، اندوفیت باعث افزایش وزن تر و خشک ساقه (به‌ترتیب 206/81 و 202/38 درصد)، وزن تر و خشک برگ (به‌ترتیب 203/49 و 870/58 درصد) و وزن تر و خشک ریشه (به‌ترتیب 347/41 و 421/95 درصد) نسبت به شاهد شد. ترکیب اندوفیتی توانسته بود سطح رنگدانه‌های فتوسنتزی از جمله کلروفیل a (65/21 درصد)، کلروفیل b (11/9 درصد) و کاروتنوییدها (59/09 درصد) را به‌طور معنی‌داری نسبت به شاهد افزایش دهد. در بررسی ظرفیت آنتی‌اکسیدانی دانهال‌ها در بالاترین سطح شوری، ترکیب اندوفیتی توانسته بود باعث روند افزایشی آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانت کاتالاز (141/84 درصد)، پراکسیداز (66/8 درصد)، سوپراکسید دیسموتاز (60/01 درصد)، گلوتاتیون ردوکتاز (232/41 درصد) و اسکوربیک پراکسیداز (24/88 درصد) نسبت به شاهد شود. همچنین، ترکیب اندوفیتی توانست باعث کاهش معنی‌دار مالون دی آلدئید (35/18 درصد) و افزایش قندهای محلول (17/85 درصد) و پروتئین کل (22/62 درصد) در دانهال‌های تلقیح شده نسبت به شاهد شود. به‌طور کلی، اندوفیت‌های قارچی و باکتریایی همزیست با ماکروجلبک‌ها می‌توانند به‌عنوان گزینه مناسب برای افزایش تحمل گیاهان نسبت به تنش‌های زیستی و غیر زیستی از جمله شوری مورد استفاده قرار گیرند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر باکتری‌های محرک رشد در شرایط آبکشت بر غلظت آهن، عملکرد و ترکیبات فنولیک کاهو

صفحه 509-521

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.82408.1266

پرستو مولائی، فاطمه نکونام، محمد بابا اکبری ساری

چکیده یکی از مهمترین سبزی‌های برگ‌دار، کاهو (Lactuca sativa L.) است که مقصد تولید آن به بازارهای بین‌المللی و ملی می‌باشد. کاهو از سبزی‌هایی است که در سیستم‌های کشت هیدروپونیک شناور، برای بهره‌وری بالاتر در استفاده از آب و کودها تولید می‌گردد. کاربرد باکتری‌های محرک رشد برای افزایش عملکرد و کیفیت محصولات کشاورزی در نظام‌های پایدار کشاورزی دارای اهمیت ویژه‌ای می‌باشد. بدین جهت، به‌منظور بررسی تأثیر کاربرد باکتری‌های محرک رشد در شرایط آبکشت، بر ویژگی‌های کیفی و عملکرد کاهو رقم ‘New Red Fire’، آزمایشی به‌صورت طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل پنج سطح از باکتری‌های محرک رشد (Pseudomonas vancouverensis، Pseudomonas Koreensis، Pseudomonas putida، Pantoea agglomerans، ترکیب چهار گونه باکتری) و تیمار شاهد بدون تلقیح باکتریایی بود. صفات مورد بررسی شامل وزن تر بوته، تعداد برگ، محتوای فنول کل و فلاونوئید کل، محتوای آنتوسیانین، غلظت آهن، کلروفیل‌ها و کاروتنوئید کل بود. نتایج نشان داد، اثر کاربرد باکتری‌های محرک رشد بر صفات مورد بررسی معنی‌دار گردید. بیشترین عملکرد بیولوژیک، محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی و غلظت آهن در برگ، با کاربرد تیمار باکتری ترکیبی مشاهده شد، به‌طوری‌که افزایش 388/2 درصد کلروفیل a، 439/8 درصد کلروفیل b، 398/3 درصد کلروفیل کل، 246/3 درصد محتوای کاروتنوئید، 26/2 درصد غلظت آهن، 42/6 درصد وزن تر بوته و 22/2 درصد تعداد برگ نسبت به گیاهان شاهد حاصل شد. با این حال، کاربرد باکتری‌های محرک رشد در گیاه کاهو با تسهیل شرایط رشد و افزایش جذب عناصر غذایی، موجب کاهش معنی‌دار سنتز ترکیبات فنولیک از جمله محتوای فنول کل، فلاونوئید کل و آنتوسیانین در مقایسه با گیاهان شاهد، در شرایط آبکشت گردید. با توجه به اینکه بهترین تیمار این پژوهش در اغلب صفات مورد بررسی، کاربرد باکتری ترکیبی بود، برای دستیابی به حداکثر عملکرد، افزایش سودمندی کل و کاهش مصرف نهاده‌های شیمیایی، استفاده از باکتری ترکیبی توصیه می‌شود. البته اگر بتوان با اعمال راهکارهایی به‌صورت همزمان کیفیت تغذیه‌ای کاهو به‌ویژه محتوای ترکیبات فنولیکی و فلاونوئیدی گیاه را نیز در شرایط آبکشت افزایش داد، بسیار مطلوب‌تر خواهد بود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی اثر پایه بر میزان مقاومت برخی ارقام گلابی پیوندی به بیماری آتشک

صفحه 523-536

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.83573.1277

جواد صمیمی رباط، یحیی سلاح ورزی، علی تهرانی فر، ناصر بیک زاده

چکیده  باکتری عامل بیماری آتشک (Erwinia amylovora) یکی از بزرگترین چالش‌ها در تولید میوه گلابی است و فقدان روش‌های کنترل مؤثر، بر نیاز به ارقام مقاوم به این بیماری تأکید می‌کند. بنابراین، آزمایشات تعیین سطوح حساسیت برای ایجاد برنامه‌های اصلاح نژادی که مقاومت در برابر این بیماری را تضمین کند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر پایه بر میزان مقاومت ارقام گلابی پیوندی به بیماری آتشک و بررسی اثر انتقال مقاومت یا حساسیت به بیماری از پایه‌های مقاوم به ارقام گلابی با سنجش سیستم USDA در باغات گلابی آستان قدس رضوی و باغات نیشابور با دو رقم گلابی (̓درگزی̒ و ̓کوشیا̒) پیوند شده بر روی دو پایه (̓درگزی̒ و ̓پیردوارف̒) اجرا شد، و مقیاس گاردنر نیز بر روی نهال‌های یکساله در گلخانه بررسی شد، همچنین مجموع قندهای سوربیتول، ساکارز و pH عصاره برگی در روزهای صفر تا 18 پس از آلودگی طی چهار مرحله اندازه‌گیری شد. با القا باکتری مقدار قندها از روز 6 تا 12 پس از آلودگی در رقم و پایه ̓کوشیا̒/ ̓پیردوارف̒ از 30 به 20 میلی‌گرم (33 درصد کاهش قندها) ولی در رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓درگزی̒ از 35 به 25 میلی‌گرم (29 درصد کاهش قندها) و در دو رقم و پایه ̓درگزی̒/̓درگزی̒ و ̓درگزی̒/̓پیردوارف̒ ثابت ماند. در مورد pH هم، در نهال‌ها با رقم ̓کوشیا̒ پیوند شده روی پایه ̓درگزی̒ نیز این روند مشاهده شد. به این ترتیب pH در روزهای صفر، 3، 6 و 12 به‌ترتیب برابر 5/5، 6/5، 5/3 و 5/2 اندازه‌گیری شد. این در حالی است که در بافت برگ‌های ارقام و پایه‌های ̓درگزی̒/̓پیردوارف̒ و ̓درگزی̒/̓درگزی̒ این مقدار به‌ترتیب 5/5 و 5/6 و این روند طی روزهای مختلف تقریبا ثابت بود. نتایج نشان داد که پایه ̓درگزی̒ تا حدودی اثر مقاومت خود را بر روی رقم حساس ̓کوشیا̒ گذاشت، به‌طوری‌که میزان مقاومت رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓درگزی̒ بیشتر از میزان مقاومت رقم و پایه ̓کوشیا̒/̓پیردوارف̒ بود. بطور کلی طبق نتایج بدست آمده احتمال می‌رود که پایه مقاوم، مقاومت به بیماری آتشک را تا حدودی به ارقام حساس منتقل نموده است. بنابراین در برنامـه بـه‌زراعی گلابـی بـه‌منظور مقاومت به بیماری آتشک می‌توان از پایه مقاوم به بیماری آتشک استفاده کرد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

مطالعه مقاومت به خشکی در اکوتیپ‌های مختلف سیر بر اساس شاخص‌های تحمل در شرایط آب‌و‌هوایی همدان

صفحه 537-549

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85395.1303

مهدی کاکایی

چکیده خشکی و محدودیت آب از جمله مهمترین مسائل مرتبط با بخش کشاورزی برای افزایش راندمان و تولید مطلوب محصولات زراعی و باغی در دنیا و از جمله ایران می‌باشد. عبور موفق از خشکی مستلزم تحقیقات و پژوهش‌های کاربردی در این بخش می‌باشد. در این پژوهش برای بررسی تنوع‌ژنتیکی اکوتیپ‌های سیر، غربال و شناسایی اکوتیپ‌های متحمل به تنش خشکی، تعداد شش اکوتیپ سیر در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 402-1401 در دو شرایط محیطی تحت تنش خشکی و بدون تنش خشکی طراحی و اجرا گردید. شاخص‌های تحمل به خشکی مورد بررسی عبارت بودند از: شاخص عملکرد (YI)، شاخص تحمل تنش (STI)، شاخص میانگین هارمونیک (HAM)، شاخص بهره‌وری متوسط (MP)، شاخص پایداری عملکرد (YSI)، شاخص حساسیت به تنش (SSI) و شاخص تحمل (TOL) که بر اساس عملکرد اقتصادی سیر در دو شرایط محیطی فوق‌الذکر اندازه‌گیری شدند. بر اساس نتایج حاصله از تجزیه واریانس، شاخص عملکرد در شرایط بدون تنش خشکی و شاخص عملکرد در شرایط تنش خشکی در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار گردید. در این مطالعه، شاخص‌های STI، SSI،MP ، GMP، HAM، YI، YSI، DI و STS در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شدند که نشان‌دهنده تنوع موجود در بین اکوتیپ‌های سیر از نظر شاخص‌های مورد مطالعه می‌باشد. بر اساس نتایج تجزیه به مؤلفه‌های اصلی برای شاخص‌های تحمل به خشکی، مجموع دو مؤلفه اول و دوم 94 درصد از تغییرات ایجاد شده را توجیه نمودند. همبستگی بین عملکرد در شرایط بدون تنش خشکی (Yp) با صفات عملکرد در شرایط تنش خشکی (Ys) و شاخص‌های MP، GMP،HAM ، YI، ATI، YSI و STS همبستگی مثبت و معنی‌داری را نشان داد. در نمودار بای‌پلات اکوتیپ‌های ̓بهار 2̒ و ̓سولان̒ در جوار شاخص‌های STI، ATI،  GMPو MP که شاخص‌های تحمل به خشکی می‌باشند قرار گرفتند و این دو اکوتیپ (̓بهار 2̒ و ̓سولان̒) بر اساس نمودار سه بعدی نیز در گروه اول قرار گرفتند. لذا بر اساس نمودار بای‌پلات نیز این اکوتیپ‌ها، اکوتیپ‌های مطلوب و شاخصی بوده‌اند. بر اساس تجزیه خوشه‌ای اکوتیپ‌ها به دو گروه دسته‌بندی شدند، گروه اول شامل اکوتیپ‌های ̓مریانج̒، ̓بهار 1̒ و ̓امام‌زاده‌کوه̒ (̓توئیجین̒) و گروه دوم شامل اکوتیپ‌های ̓بهار 2̒، ̓سولان̒ و ̓اسدآباد̒ بودند. در گروه اول اکوتیپ‌هایی با عملکرد کمتر و در گروه دوم اکوتیپ‌هایی با عملکرد بالاتر و مناسب‌تر قرار گرفتند. به‌طور کلی و بر اساس کلیه تجزیه‌های آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر به‌ترتیب اکوتیپ‌های ̓بهار 2̒ و ̓سولان̒ بیشترین عملکرد زیست‌توده را به خود اختصاص دادند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی کاربرد قارچ‌های مایکوریزا و تریکودرما بر عملکرد ریزوم و مواد مؤثره گیاه زنجبیل

صفحه 551-562

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.85675.1308

فائزه رضوانی نیا، محمدتقی عبادی، ناصر صفایی

چکیده زنجبیل گیاهی دارویی و ادویه‌ای است که ریزوم، اسانس و عصاره آن مورد توجه می‌باشد. مطالعات متعددی، تأثیر مثبت تلقیح گیاهان با قارچ‌ها‌‌ی مایکوریزا و تریکودرما را بر مؤلفه‌های رشد و عملکرد گزارش نموده‌اند. لذا، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی بر روی گیاه زنجبیل انجام شد. فاکتورها شامل تلقیح گیاهان با قارچ‌ها‌‌ی تریکودرما (Trichoderma harizanum)، مایکوریزا (G. etunicatum و Glomus fasciculatum) و تلفیق قارچ‌ها‌‌ بودند. هنگام برداشت، صفات ریختی و عملکرد ریزوم ارزیابی گردید و سپس خصوصیات کیفی نظیر رنگ، میزان فیبر، درصد و اجزای اسانس ریزوم‌ها بررسی شدند. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار صفت طول ساقه (35/68 سانتی‌متر)، وزن تر و خشک ساقه (22 و 10/2 گرم)، شاخص سبزینگی (18/17)، وزن تر و خشک برگ (34/46 و 8/96 گرم)، تعداد برگ (9/46 عدد) و فیبر ریزوم (4/28 درصد) به تیمار تلقیح با مایکوریزا اتونیکیتوم تعلق داشت ولی بیشترین تعداد ساقه، شاخص تیرگی/روشنایی و شاخص رنگ زرد/آبی ریزوم در تیمار شاهد به‌ترتیب با مقادیر 7/16، 73/29 و 98/6 مشاهده شد. بیشترین وزن تر و خشک ریزوم (35/5 و 5/2 گرم) تحت تیمار مایکوریزا فاسیکولیتوم و بالاترین میزان اسانس (0/4 درصد) تحت تیمار تلفیق مایکوریزا اتونیکیتوم با تریکودرما مشاهده شد. کامفن، 1و8-سینئول، نرال و ژرانیال به‌عنوان ترکیبات اصلی اسانس شناسایی شدند و میزان آنها در تیمار تلقیح با قارچ‌ها بیشتر از شاهد بود. به‌طور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که تیمار تلقیح ریزوم‌ها با قارچ مایکوریزا اتونیکیتوم سبب دستیابی به میزان مطلوب صفات رشد، عملکرد ریزوم و مواد مؤثره در گیاه زنجبیل گردید.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

بهینه‌سازی محیط‌کشت و ترکیب ماده تنظیم‌کننده رشد در افزایش راندمان تولید گیاهچه در ریزازدیادی گردو

صفحه 563-575

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86286.1318

مرضیه قربانی، خسرو پرویزی، محمد یزدان دوست همدانی، داراب حسنی

چکیده این تحقیق به‌منظور بهینه‌سازی دستورالعمل کشت بافت گردو و تعیین بهترین محیط‌کشت و ترکیب ماده تنظیم‌کننده رشدی در ریزازدیادی این گیاه، در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان اجرا شد. جوانه‌های جانبی و انتهایی گردو رقم ̓چندلر̒، از ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻴﺎﻧﻲ ﺷﺎﺧﻪﻫﺎی ﺳﺎل ﺟﺎری، برداشت شده و پس از مراحل سترون‌سازی در شرایط استریل داخل محیط‌کشت ﭘﺎﻳﻪ DKW حاوی 2 میلی‌گرم بر لیتر ماده تنظیم‌کننده رشد ﺑﻨﺰﻳﻞآدﻧﻴﻦ و مقدار 0/01 میلی‌گرم بر لیتر ماده تنظیم‌کننده رشد ایندول‌بوتریک‌اسید، 1 گرم بر لیتر پلی‌وینیل‌پیرولیدین و 2 گرم ذغال فعال کشت شدند. پس از مرحله استقرار که با تورم و سرسبزی جوانه­ ها و عدم وجود هر نوع علائم نکروزه و رنگ­پریدگی آن­ها همراه بود، به‌منظور پرآوری، از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. بدین‌منظور از محیط‌کشت DKW حاوی ماده تنظیم‌کننده رشد گیاهی بنزیل‌آمینو‌پورین در پنج سطح با غلظت‌های صفر، 0/5، 1، 1/5 و 2 میلی‌گرم بر لیتر در ترکیب با 0/01 میلی­ گرم در لیتر بوتیریک‌اسید به‌عنوان فاکتور اول و پنج سطح مختلف آدنین‌سولفات (صفر، 20 و 40، 60 و 80 میلی‌گرم بر لیتر) به‌عنوان فاکتور دوم، مورد استفاده قرار گرفت. پس از دو ماه ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی رﺷﺪ ﺷﺎﻣﻞ صفات وزن گیاهچه، طول ساقه نورسته، تعداد برگ، تعداد جوانه و تعداد برگچه در هر گیاهچه، در محیط‌کشت‌های مختلف مورد اندازه‌گیری قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصل از تجزیه واریانس، دو ماده تنظیم‌کننده رشد گیاهی بنزیل‌آمینو‌پورین و آدنین‌سولفات اثر بسیار معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد بر صفات مورد بررسی نشان دادند. متناسب با افزایش غلظت در هر دو ماده تنظیم­ کننده رشد، میزان پرآوری و رشد گیاهچه‌ها افزایش پیدا کرد. به‌طوری‌که در محیط کشت‌های حاوی 2 میلی‌گرم بر لیتر بنزیل‌آمینو‌پورین و 80 میلی‌گرم بر لیتر آدنین‌سولفات در مقایسه با سایر غلظت­ ها، اثرات مثبت قابل توجهی در کلیه صفات مورد بررسی ایجاد گردید.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

تمایز ارقام مقاوم ملون در برابر قارچ Fusarium oxysporum f. sp. melonis بر اساس صفات ظاهری و الگوی حضور ژن‌های مقاومت

صفحه 577-597

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86574.1324

فرهاد شکوهی فر، مجتبی ممرآبادی، صهبا طوسی

چکیده دست‌یابی به نشانگرهای مرتبط به صفت مقاومت به بیماری پژمردگی فوزاریومی ملون می‌تواند در پیشبرد برنامه‌های اصلاحی مؤثر باشد. بدین منظور تعدادی از ارقام استاندارد ملون شامل ‘Charentais T’، ‘Charentais Fom1’، ‘Charentais Fom2’ و ‘BG-5384’ با سطوح مقاومتی مختلف در برابر قارچ Fusarium oxysporum f. sp. melonis، و یک رقم محلی به نام’خاتونی‘، از نظر صفات ظاهری گیاه و همچنین الگوی حضور ژن‌های مقاومت در برابر بیماری‌ها مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس نتایج بدست آمده هر چند امکان تمایز ارقام بر اساس صفات ظاهری ممکن بود ولی از آنجا که مطالعه این صفات در ارزیابی تعداد زیاد نمونه‌ها در مطالعات گزینشی کاری بسیار زمان‌بر و هزینه‌بر است، الگوی حضور ژن‌های مقاومت در داده‌های ژنومی این ارقام مورد بررسی قرار گرفت. آنالیزهای داده‌های ژنومی ملون با هدف مکان‌یابی موقعیت گروه لینکاژی MRGH21 به‌عنوان یکی از گروه‌های لینکاژی حامل تعدادی از ژن‌های مقاومت انجام شد. توالی این گروه لینکاژی از دو پایگاه بانک ژن در NCBI و پایگاه MELONOMICS ردیابی شد و توالی حدفاصل دو ژن MRGH12 (MELO3C022143.2.1) و MRGH13 (MELO3C000335.2.1) در برگیرنده این گروه لینکاژی روی کروموزوم شماره Ch09 استحصال شد. وجود جهش‌های نقطه‌ای متعدد در داده‌های ژنومی سبب شد تا توالی ژن MRGH13 جهت ردیابی در ارقام ملون مورد بررسی قرار گیرد. آغازگرهای اختصاصی PSh21-F/R برای ردیابی بخشی از توالی این ژن طراحی شد. نتایج ردیابی نشان داد تک باند اختصاصی در ارقام ‘Charentais Fom1’ و ‘BG-5384’ منطبق با اندازه مورد انتظار قابل ردیابی است. نقش احتمالی پروتئین کدشونده توسط ژن MRGH13 با آنالیز توالی آن در ابزار تحت شبکه InterPro این پروتئین را به‌عنوان یک عضو خانواده پروتئین‌های حامل توالی‌های تکراری غنی از لوسین تایید نمود و موقعیت دمین‌های TIR، NB-ARC و LRR را مشخص نمود. فرآیندهای زیستی مرتبط با پروتئین MRGH13 در ابزار تحت شبکه QuickGO ارتباط آن را در مسیر پیام‌رسانی تنظیم‌کننده پاسخ‌های ایمنی نشان داد. در مطالعات آتی ارزیابی قابلیت تمایز ارقام مقاوم براساس ژن‌های مقاومت از جمله ژن MRGH13 در تعداد بیشتری از نمونه‌ها مورد بررسی پیشنهاد می‌گردد. همچنین با توجه به کارکردهای پیش‌بینی‌شده برای پروتئین MRGH13 بررسی نحوه برهمکنش آن با دیگر پروتئین‌های مقاومت و همچنین پروتئین‌های عوامل بیماری‌زا می‌تواند در شناسایی نقش کارکردی آن در مقاومت مفید باشد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بررسی اثر پایه‌های مختلف بر شاخص‌های ریخت‌شناسی، فیتو‌شیمیایی و مولکولی میوه پرتقال ’تامسون‌ناول‘ در زمان بلوغ تجاری

صفحه 599-610

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86813.1326

فاطمه احمدی، محمد مهدی شریفانی، امیر موسوی، نگین اخلاقی امیری، مصطفی خوشحال سرمست، خلیل زینلی نژاد

چکیده کیفیت بیرونی و درونی مرکبات از قبیل رنگ، شکل و طعم موجب افزایش سود اقتصادی می‌گردد. قدرت رشدی پایه نیز سبب تغییرات کمی و کیفی و عامل مؤثر بر زمان بلوغ تجاری میوه می‌باشد که برای باغداران و تولیدکنندگان حائز اهمیت است. با توجه به ویژگی‌های میوه در درختان پیوندی، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات سه پایه مختلف مرکبات بر برخی صفات ریخت‌شناسی، فیتوشیمیایی و مولکولی میوه پرتقال ’تامسون‌ناول‘ صورت گرفت. این تحقیق در سال 1398 در ایستگاه تحقیقات باغبانی قائم‌شهر، مازندران در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با درختان یکنواخت و 10 ساله پرتقال ’تامسون‌ناول‘ پیوند شده روی سه پایه ’پونسیروس‘، ’سیترنج‘ و ’سیتروملو‘ در چهار تکرار انجام شد. نمونه‌ها در اواخر مهر‌ماه جمع‌آوری شده و به‌منظور ادامه تحقیقات به آزمایشگاه تحقیقاتی گروه باغبانی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان منتقل گردیدند. اندازه‌گیری روی صفات ریخت‌شناسی، ویژگی‌های کیفی و ترکیبات فنلی میوه و نیز بیان نسبی ژن ساکارز‌فسفات‌سنتاز صورت گرفت. نتایج نشان داد که صفات طول، قطر، نسبت طول به قطر، وزن و چگالی میوه پرتقال ’تامسون‌ناول‘ در زمان بلوغ تجاری روی پایه ’پونسیروس‘ نسبت به دو پایه دیگر میزان بیشتری داشت. در حالی‌که میزان ویتامین ث در پایه ’سیتروملو‘ بالاتر بود. بیشترین میزان اسیدیته و EC متعلق به پایه ’پونسیروس‘ و کمترین میزان آن متعلق به پایه ’سیترنج‘ بود. میزان قند‌کل و مواد جامد محلول در پایه پاکوتاه ’پونسیروس‘ بالاتر از سایر پایه‌ها مشاهده شد در حالی‌که کمترین میزان آن‌ها در پایه پابلند ’سیتروملو‘ ثبت گردید. اسیدیته قابل تیتراسیون و بیان نسبی ژن CitSPS1 در پایه ’سیترنج‘ نسبت به دو پایه دیگر بالاترین مقدار بود. بیشترین میزان فنل‌کل، فلاونوئید‌کل و درصد فعالیت آنتی‌اکسیدانی در پایه ’پونسیروس‘ وجود داشت. قدرت رشدی پایه‌های مختلف مرکبات سبب شد که درختان پاکوتاه نسبت به درختان پابلند، میزان انباشت شاخص‌های فیتو‌شیمیایی بالاتری داشته باشند. به‌طور کلی پایه ’پونسیروس‘ به‌دلیل بلوغ تجاری زودرس میوه از توان مناسبی برای تازه‌خوری برخوردار گردید.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

کاربرد پس از برداشت ال-فنیل‌آلانین بر ماندگاری و ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی توت‌فرنگی رقم ̓سابرینا̒ در طی نگهداری در سردخانه

صفحه 611-625

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87437.1334

کریم منداحکی، حمید حسن پور

چکیده توت‌فرنگی یکی از میوه‌هایی است که به‌دلیل رنگ، شکل، عطر و طعم آن معروف و به‌دلیل محتوای بالای ترکیبات فعال زیستی مانند ویتامین C، ویتامین E، بتا کاروتن و آنتوسیانین‌ها، یکی از مهم‌ترین میوه‌ها از نظر اقتصادی در سراسر جهان می‌باشد اما این میوه در برابر بیماری‌ها و پوسیدگی بسیار آسیب‌پذیر است. یکی از چالش‌های مهم جهانی ضایعات مواد غذایی است. از ترکیبات شیمیایی نظیر اسیدهای آمینه می‌توان جهت افزایش ماندگاری پس از برداشت به‌عنوان یک تیمار مناسب استفاده کرد. در این پژوهش اثر تیمار پس از برداشت ال_فنیل‌آلانین در غلظت‌های (صفر، 4 و 8 میلی‌مولار) و زمان انبارمانی (5، 10 و 15 روز) بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه توت‌فرنگی رقم ̓سابرینا̒ طی مدت انبارمانی به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصله، بیشترین مقدار شاخص رنگ b* در تیمار 4 میلی‌مولار، مواد جامد محلول (تیمار 8 میلی‌مولار)، شاخص طعم (تیمار 4 میلی‌مولار)، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (تیمار 4 میلی‌مولار) و محتوی فنل کل (تیمار 8 میلی‌مولار) بود. همچنین کمترین درصد کاهش وزن و کاهش سفتی در تیمار 4 میلی‌مولار مشاهده شد. بطور کلی نتایج بدست آمده نشان داد که می‌توان از تیمار 4 میلی‌مولار ال-فنیل‌آلانین به‌عنوان مناسب‌ترین غلظت برای افزایش ماندگاری پس از برداشت توت‌فرنگی رقم ̓سابرینا̒ استفاده نمود.