با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 39، شماره 3 - شماره پیاپی 67، پاییز 1404، صفحه 548-359 
مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی تنوع ژنوتیپی گل محمدی (Rosa damascena Mill.) در ایران براساس میزان اسانس و برخی صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک

صفحه 372-359

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76452.1167

بهزاد کاویانی، رعنا محمدی پور، داود هاشم آبادی، محمدحسین انصاری، رسول انسی نژاد، احمد رضا بریموندی

چکیده گل محمدی (Rosa damascena Mill.) به‌عنوان یک گونه گیاهی چند منظوره (خوراکی، دارویی، معطره و زینتی)، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و اسانس گل این گیاه کاربردهای زیادی در صنایع مختلف دارد. تنوع گسترده‌ای از نظر عملکرد گل و اسانس در بین ژنوتیپ‌های مختلف گل محمدی در شرایط متفاوت بوم‌شناختی در ایران مشاهده شده است. ارزیابی تنوع ژنتیکی در میان گل‌های محمدی ایران به‌منظور اصلاح ژنوتیپ‌های این گل‌ها با ویژگی‌های باغی مناسب حائز اهمیت زیادی است. در این پژوهش، تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های جمع‌آوری‌شده از استان‌های گیلان، ایلام، گلستان، تهران و کاشان به‌منظور معرفی ژنوتیپ برتر و بهره‌برداری از آن در برنامه‌های اصلاحی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق در قالب طرح بلوک‌های کاملاً تصادفی در 3 تکرار اجرا شد و برای هر تکرار 5 پاجوش در نظر گرفته شد. نمونه‌ها از نظر عملکرد اسانس، تعداد حلقه‌های مختلف گل و ویژگی‌های مورفولوژیک و فیزیولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمونه‌برداری برای اندازه‌گیری شاخص‌های مورفولوژیک و فیزیولوژیک، بعد از بازشدن غنچه‌های گل در اوایل اردیبهشت ماه انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان اسانس (042/0 و 038/0 درصد)، به‌ترتیب از گلبرگ‌های ژنوتیپ‌های ̓ایلام̒ و ̓کاشان̒ به‌ دست آمد. بیشترین وزن گلبرگ (70/2 و 30/2 گرم)، به‌ترتیب مربوط به گلبرگ‌های ژنوتیپ‌های ̓ایلام̒ و ̓کاشان̒ بود. بالاترین طول و عرض گلبرگ نیز در این دو ژنوتیپ به دست آمد. بیشترین تعداد گلبرگ (80/71 در هر بوته) مربوط به نمونه‌های ̓گیلان̒ بود. بالاترین میزان کلروفیل a، مربوط به ژنوتیپ ̓ایلام̒ و بالاترین میزان کلروفیل b، کاروتنوئید و آنتوسیانین، مربوط به ژنوتیپ‌ ̓کاشان̒ بود. در مجموع؛ ژنوتیپ‌های ̓ایلام̒ و ̓کاشان̒ به‌دلیل عملکرد بالا در تولید اسانس و اغلب صفات ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی به‌عنوان ژنوتیپ‌های برتر و ذخایر توارثی مناسب برای برنامه‌های اصلاحی پیشنهاد می‌شوند. گسترش رویشگاه‌های گل محمدی اطلاعات مفیدی را برای تولید انبوه در آینده و مدیریت منابع ژنتیکی فراهم می‌نماید.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر کودهای آهن و اندازه ریزغده بر کیفیت غده سیب‌زمینی (Solanum tubersum L.)

صفحه 386-373

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.87850.1340

محسن پوراحمدی، رضا ضرغامی، مرجان دیانت، علی محمدی ترکاشوند

چکیده به‌منظور بررسی اثر اندازه‌های مختلف ریزغده‌ها و کودهای نانواکسید آهن و کلات آهن بر کیفیت غده سیب‌زمینی، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در گلخانه مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی همدان در طی سال‌های زراعی 98-1397 و 99-1398 اجرا گردید. عوامل آزمایشی شامل سطوح وزنی ریزغده در سه سطح 3-1، 5-3 و 10-5 گرم و کودهای مختلف آهن در هفت سطح 1- صفر، 2- کلات آهن به‌صورت خاک کاربرد به‌میزان 20 میکرومولار، 3- نانواکسید آهن به‌صورت خاک کاربرد به‌میزان 20 میکرومولار، 4- محلول‌پاشی یک درصد کلات آهن 5- محلول‌پاشی دو درصد کلات آهن، 6- محلول‌پاشی یک درصد نانواکسید آهن و 7- محلول‌پاشی نانواکسید آهن دو درصد بود. نتایج نشان داد که با افزایش وزن ریزغده‌ها، تعداد چشم روی غده و محتویآهن، پروتئین و اسیدهای آمینه آلانین، گلایسین، متیونین و لیزین غده افزایش یافت. در ریزغده 3-1 گرم، بیشترین میزان اسید آمینه لیزین به‌میزان 76/1 میکرومول در گرم وزن‌تر از کاربرد دو درصد نانواکسید آهن حاصل شد. در ریزغده 5-3 گرم، بیشترین پروتئین به‌میزان 86/4 درصد در تیمار 20 میکرومولار نانواکسید آهن حاصل شد، در ریزغده 10-5 گرم، بالاترین پروتئین به‌میزان 67/4، 81/4، 16/5، 4/5 و 67/5 درصد به ترتیب در تیمارهای دو درصد کلات آهن، یک درصد کلات آهن، دو درصد نانواکسید آهن، 20 میکرومولار نانواکسید آهن و 20 میکرومولار کلات آهن به‌ دست آمد. بیشترین بهبود خصوصیات کمّی و کیفی غده سیب‌زمینی در ریزغده‌های 10-5 گرم مشاهده شد. بنابراین محلول‌پاشی کود نانواکسید آهن (دو درصد) جهت افزایش وزن غده و محتوای آهن، پروتئین و اسیدهای آمینه در ریزغده‌‌های سیب زمینی توصیه می­شود.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود کیفیت و ماندگاری نارنگی کینو (Citrus reticulata L.) با استفاده از تیمارهای قبل و پس از برداشت ملاتونین

صفحه 401-387

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89185.1368

سکینه ملایی محمد آبادی، سمیه رستگار

چکیده نارنگی کینو (Citrus reticulata L.)، یکی از مهم‌ترین مرکبات کشت‌شده در کشور، پس از برداشت مستعد کاهش کیفیت به‌دلیل از دست دادن رطوبت و تغییرات فیزیولوژیکی است. حفظ کیفیت این میوه در طول دوره نگهداری، از جمله اهداف اصلی پژوهشگران می‌باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کاربرد قبل و بعد از برداشت ملاتونین بر کیفیت میوه نارنگی کینو در زمان برداشت و همچنین در مدت نگهداری در سردخانه می‌باشد. آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی روی درختان 10 ساله نارنگی کینو در باغی واقع در شهرستان رودان انجام شد. محلول‌پاشی درختان با سه غلظت ملاتونین (صفر، 100 و 200 میکرومولار)، یک ماه قبل از برداشت به فاصله هفت روز یک‌بار تکرار گردید. میوه‌ها در مرحله‌ بلوغ تجاری برداشت و به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول بلافاصله پس از برداشت از نظر ویژگی‌های مختلف فیزیکوشیمیایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه دوم به‌مدت 30 دقیقه در محلول ملاتونین (100 و 200 میکرومولار) غوطه‌ور شدند. سپس در دمای پنج درجه سانتی‌گراد به‌مدت 60 روز نگهداری شدند. ارزیابی خصوصیات کمّی و کیفی میوه در روزهای 30 و 60 انبارمانی انجام گردید. براساس نتایج به‌دست‌آمده، کاربرد قبل از برداشت ملاتونین نقش مؤثری در افزایش وزن میوه، وزن گوشت و حجم آب، اسیدیته قابل تیتراسیون و محتوای اسید آسکوربیک‌ میوه در زمان برداشت داشت. همچنین، محلول‌پاشی به‌طور معنی‌داری باعث افزایش محتوای اسید آسکوربیک‌، فنل، فلاونوئید و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی میوه گردید. در پایان انبارمانی، میوه‌های تیمار‌شده نسبت به شاهد کاهش وزن کمتری نشان دادند. به‌طوری‌که حداقل کاهش وزن در میوه‌های محلول‌پاشی‌شده با ملاتونین 200 میکرومولار و میوه‌های غوطه‌ورشده پس‌ از برداشت در ملاتونین 200 میکرومولار مشاهده شد. همچنین میوه‌های تیمار‌شده، محتوای اسید آسکوربیک‌ و فلاونوئید بیشتری نسبت به شاهد نشان دادند. در روز 60 انبارمانی، بیشترین ظرفیت انتی‌اکسیدانی در میوه‌های محلول‌پاشی‌شده با غلظت 100 میکرومولار مشاهده شد. به‌طور کلی، در ارزیابی بازارپسندی و خصوصیات ظاهری میوه، تیمار‌های محلول‌پاشی‌شده وضعیت بهتری نسبت به سایر تیمارها نشان دادند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی برخی از ویژگی‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی میوه در بعضی از ارقام انگور (Vitis vinifera L.)

صفحه 419-403

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89578.1374

عبدالله گودرزی، مهراب یادگاری، سیداصغر موسوی، حبیب الله نوربخش

چکیده این پژوهش با هدف مطالعه صفات ریخت‌شناختی، عملکردی و غلظت برخی عناصر غذایی در 12 رقم تجاری انگور (Vitis vinifera L.) ̓̓بی‌دانه قرمز̒، ̓̓فلیم سیدلس̒، ̓̓پرلت̒، ̓̓کاشمری 1̒، ̓̓شاهرودی̒، ̓̓یاقوتی̒، ̓̓کاشمری 2̒، ̓̓عسگری دایی نصرالله̒، ̓̓ریش بابا̒، ̓̓سیاه محلی̒، ̓عسگری̒ و ̓̓سیاه حسن آباد̒) طی دو فصل رشد 1401-1400 و 1402-1401 در باغ کلکسیون ارقام انگور در ایستگاه تحقیقات باغبانی منطقه سامان در استان چهارمحال و بختیاری در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی انجام شد. نتایج بیانگر تفاوت معنی­دار ارقام مورد مطالعه از نظر خصوصیات رشدی (قطر تنه، طول شاخه یک‌ساله، تعداد و فاصله میان‌گره و سطح برگ) می­باشد. همچنین صفات مربوط به عملکرد بوته شامل طول خوشه، عرض خوشه، وزن خوشه، طول حبه و عرض حبه به­طور معنی­داری تحت تأثیر نوع رقم انگور بود و بیشترین عملکرد در رقم ̓̓فلیم سیدلس̒ (19/7 کیلوگرم در بوته تاک) ثبت گردید. براساس نتایج حاصل، ارقام مورد ارزیابی انگور از نظر غلظت عناصر غذایی پرمصرف و کم‌مصرف در برگ تفاوت معنی­داری با یکدیگر داشتند. نتایج همبستگی بیانگر اثر مثبت و معنی­دار سطح برگ، مشخصات خوشه، و غلظت عناصر غذایی نیتروژن، فسفر، پتاسیم و منیزیم، آهن، منگنز، روی و بور بر عملکرد بوته تاک انگور می­باشد. نتایج تجزیه خوشه­ای، ارقام مورد مطالعه انگور را در سه گروه عملکرد بالا، متوسط و پایین طبقه­بندی کرد. نتیجه تجزیه به مؤلفه­های اصلی نیز مطابق با نتایج حاصل از تجزیه خوشه­ای بود. براساس یافته­های این پژوهش، ارقام ̓̓پرلت̒، ̓فلیم سیدلس̒، ̓̓بی‌دانه قرمز̒، ̓سیاه حسن آباد̒ و ̓ریش بابا̒ از نظر صفات مورد ارزیابی نسبت به سایر ارقام برتر بوده که می­توان برای مطالعات و برنامه­های به­نژادی بیشتر مورد بررسی قرار داد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

مقایسه اثر اسانس نعناع فلفلی (Mentha × piperita L.) به دو صورت آزاد و نانوکپسوله‌شده بر برخی خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه گوجه‌فرنگی گیلاسی (Solanum lycopersicum L.)

صفحه 440-421

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89741.1377

معصومه وکیلی قرطاول، حسین آروئی، شیوا گل محمدزاده، محبوبه ناصری، لیلا بندیان

چکیده گوجه­فرنگی گیلاسی (Solanum lycopersicum L.) به‌دلیل داشتن مواد مغذی ضروری مانند قندها، اسیدها، ویتامین­ها، مواد معدنی، ترکیبات فنلی، کاروتنوئیدهایی مانند لیکوپن نقش کلیدی در رژیم غذایی انسان دارند. با این‌حال، این میوه به‌دلیل خاصیت پس­رسی، فسادپذیر بوده و ماندگاری کوتاهی دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر غلظت‌های مختلف (025/0، 05/0، 075/0، 1/0 و 2/0 درصد) اسانس نعناع فلفلی و نانوذرات لیپیدی جامد حاوی اسانس نعناع فلفلی بر خواص فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی میوه گوجه‌فرنگی گیلاسی رقم سانتیاگوی هلندی به‌مدت 28 روز نگهداری در سردخانه با دمای هشت درجه سلسیوس انجام شد. نتایج نشان داد که میوه­های تیمارشده با تیمار نانوذرات لیپیدی جامد حاوی اسانس به­ویژه در غلظت 2/0 درصد، میزان آب میوه (حدود 85 درصد)، اسیدیته کل (حدود 51 درصد)، محتوای کلروفیل کل، محتوای آنتوسیانین، فلاونوئید و فلاونول بیشتری در مقایسه با میوه­های تیمارشده با اسانس آزاد و گروه شاهد داشتند. با این‌حال، این تیمار میزان مواد جامد محلول (حدود 54 درصد)، چگالی آب میوه (حدود 75 درصد)، محتوای کاروتنوئید، لیکوپن و pH آب میوه کمتری در مقایسه با میوه­های تیماردشده با اسانس آزاد و گروه شاهد داشتند. این تیمار همچنین به­طور مؤثری میزان نشت الکترولیت غشاء سلولی میوه (حدود 56 درصد) را کاهش داد، ولی میزان نشت الکترولیت میوه­های تیمارشده با اسانس آزاد نعناع فلفلی در غلظت­های 1/0 و 2/0 درصد در مقایسه با گروه شاهد بالاتر بود. بنابراین، ترکیب اسانس با نانوذرات لیپیدی جامد می‌تواند کیفیت میوه را حفظ کرده و از آسیب بافتی جلوگیری کرده و فرآیند رسیدن را به تأخیر بیندازد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

پاسخ عملکرد و اجزای عملکرد انگور رقم ̓یاقوتی̒ (Vitis vinifera L.) در مراحل رشد به کم‌آبیاری

صفحه 454-441

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90206.1382

منصور فاضلی رستم پور

چکیده تنش کم‌آبی یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش عملکرد کمّی و کیفی انگور در منطقه سیستان است که سالانه منجر به از بین رفتن حداقل بیش از نیمی از محصول می‌شود. با هدف افزایش بهره‌وری منابع آب در تاکستان‌‌های سیستان، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خرد‌شده نواری در ایستگاه تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی شهرستان زهک طی سال‌های 1398 تا 1402 انجام گردید. تیمارهای آزمایش شامل آبیاری شاهد (آبیاری کامل)، آبیاری پس از تخلیه 35 درصد آب و آبیاری پس از تخلیه 70 درصد آب قابل استفاده تاک به کرت‌های افقی و مرحله آبیاری شامل مرحله شکفتن جوانه تا گل‌دهی، گل‌دهی تا تغییر رنگ خوشه، تغییر رنگ خوشه تا برداشت میوه و مرحله برداشت میوه تا ریزش برگ به کرت‌های عمودی اختصاص یافت. کم‌آبیاری باعث کاهش صفات وزن محور خوشه، طول خوشه، عرض خوشه، تعداد حبه در خوشه، قطر حبه، وزن حبه، وزن خوشه، تعداد خوشه در تاک، عملکرد میوه و افزایش نرخ کاهش عملکرد میوه گردید. آنالیز رگرسیون چندگانه خطی نشان داد که صفات اثرگذار بر عملکرد میوه انگور رقم ̓یاقوتی̒ شامل طول خوشه، عرض خوشه، وزن خوشه و تعداد خوشه در تاک بود. کم‌ترین عملکرد میوه و همچنین افزایش نرخ کاهش عملکرد در شرایط آبیاری پس از تخلیه 70 درصد آب قابل استفاده در مرحله گل‌دهی تا تغییر رنگ خوشه مشاهده شد که به‌ترتیب به‌میزان 1111 کیلوگرم در هکتار و 7/82 بود. نتایج نشان داد که آبیاری پس از 35 درصد کمبود رطوبت خاک در مراحل تورم جوانه تا گل‌دهی، گل‌دهی تا تغییر رنگ خوشه، تغییر رنگ حبه تا برداشت میوه و برداشت میوه تا ریزش برگ به‌ترتیب باعث کاهش میزان عملکرد میوه نسبت به آبیاری کامل در مراحل متناظر به‌میزان 9/27، 38، 1/7 و 1/4 درصد گردید. به‌طور کلی، با کاهش میزان آبیاری در مراحل تغییر رنگ خوشه تا برداشت میوه به‌میزان 35 درصد کمبود رطوبت خاک، می‌توان باعث صرفه‌جویی در مصرف آب و عدم کاهش معنی‌دار عملکرد گردید.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر 24- اپی براسینولید بر ارزش غذایی و بازارپسندی میوه توت فرنگی رقم ‘مونتری’ (Fragaria × ananasa cv. Monterey)

صفحه 470-455

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90277.1383

صفا محمد علی کاظم الجنابی، محمدرضا اصغری، پری زاهدی پور ششگلانی

چکیده توت­فرنگی، میوه­ای پرمصرف با ارزش تغذیه­ای بالا می­باشد که مصرف آن نقش مؤثری در کاهش بیماری­های مزمن انسان دارد. استفاده از محرک­های سالم به­منظور بهبود کیفیت و بازارپسندی این محصول می­تواند در عین­حال ارزش تغذیه­ای این محصول را نیز بهبود ببخشد. در این آزمایش تیمار پس از برداشت میوه­های توت­فرنگی رقم ‘مونتری’ توسط 24- اپی براسینولید در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. -24- اپی براسینولید در غلظت­های یک و سه میکرومولار تأثیر مثبت در افزایش غلظت ترکیبات زیست‌فعال میوه­های توت­فرنگی تیمار شده از جمله فنل کل به‌میزان 5/16 درصد و 5/19 درصد، فلاونوئید کل به‌­میزان 5/5 درصد و 9 درصد و آنتوسیانین کل به‌میزان 12 درصد و 17 درصد در پایان دوره نگهداری (10 روز در دمای 1 ± 1 درجه سانتی­گراد و سپس 24 ساعت در دمای اتاق) نسبت به شاهد داشت که این افزایش همبستگی مثبت و معنی­داری با افزایش فعالیت آنتی­اکسیدانی کل میوه­های توت­فرنگی نشان داد. فعالیت آنزیم­های فنیل­ آلانین­ آمونیالیاز و تیروزین آمونیالیاز به­عنوان آنزیم­های مهم مسیر فنیل پروپانوئید در پاسخ به تیمار پس از برداشت 24- اپی براسینولید نیز افزایش پیدا کردند. 24- اپی براسینولید علاوه‌بر تأثیر مثبت در افزایش متابولیت­های ثانویه و ترکیبات آنتی­اکسیدانی که موجب بهبود ارزش تغذیه­ای میوه توت فرنگی شد، بهبود خواص حسی و بازارپسندی محصول را نیز به­همراه داشت. به­طوری‌که توت­فرنگی­های تیمار‌شده با 24- اپی براسینولید، اسیدیته کم، مواد جامد محلول بیشتر، طعم و سفتی بهتری در مقایسه با نمونه شاهد داشتند. تأثیر مثبت 24- اپی براسینولید در افزایش میزان متابولیت­های ثانویه با فعالیت آنتی­اکسیدانی موجب شد که میوه­های تیمار‌شده کیفیت، ماندگاری و بازارپسندی بهتری در مقایسه با میوه­های شاهد در پایان دوره نگهداری داشته باشند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی تأثیرپذیری عملکرد کاهوی آیسبرگ (Lactuca sativa var. Bruma Rz) از برهم‌کنش بقایای گیاهان پوششی و وجین دستی

صفحه 487-471

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90386.1386

فاطمه احمدنیا، علی عبادی، مسعود هاشمی

چکیده بیشترین کاهش ارزش تجاری و کیفیت محصولات برگی از جمله کاهو (Lactuca sativa L.) ناشی از حضور علف‌های‌هرز در مزارع است. استفاده از نهاده‌های شیمیایی یک روش موفق در مهار علف‌های‌هرز محسوب می‌گردد، امّا خطر تجمع نهاده‌های شیمیایی در بافت‌های گیاهی و کاهش سلامت انسان موجب افزایش استفاده از روش‌های ایمن و سازگار با محیط زیست شده است. گیاهان پوششی یکی از راهبردهای سازگار با محیط زیست برای مهار علف­های­هرز در مزارع هستند. این آزمایش در بهار سال 1398 به­صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل کشت خالص و مخلوط گیاهان پوششی چاودار (Secale cereal L.)، خلر (Lathyrus sativus)، شاهد (بدون کشت گیاهان پوششی) و سطوح وجین دستی علف­های­هرز (یک بار­، دو بار و بدون وجین دستی) بود. نتایج نشان داد که بیشترین وزن خشک گیاهان پوششی (59/530 گرم در مترمربع) از کشت خالص چاودار حاصل شد. کمترین وزن خشک کل علف‌های‌هرز متعلق به کشت مخلوط گیاهان پوششی با یک بار وجین دستی بود. بیشترین عملکرد کاهوی آیسبرگ (70/3 کیلوگرم در مترمربع) در کشت مخلوط بدون وجین دستی و بیشترین تعداد برگ (55/21 و 44/21)، قطر طوقه (15/4 و 18/4 سانتی‌متر) و قطر تاج (به­ترتیب 12/22 و 65/22 سانتی‌متر) از کشت خالص خلر و کشت مخلوط به ‌دست آمد. نتایج این آزمایش بر تأثیر میزان وزن خشک گیاهان پوششی بر کاهش تعداد دفعات وجین دستی علف­های­هرز و بهبود عملکرد در محصولات برگی تأکید داشت.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی تنوع ریخت‌شناختی و فنولوژیکی برخی ژنوتیپ‌های امیدبخش پسته (Pistacia vera L.) در باغستان سنتی قزوین

صفحه 503-489

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90560.1388

پوریا کاکوند، علی سلیمانی، فرهنگ رضوی، گارت برار

چکیده پسته (Pistacia vera L.) یکی از محصولات مهم باغبانی ایران است و شناسایی و انتخاب ژنوتیپ‌های مقاوم به شرایط نامساعد محیطی، خاک و بیماری‌ها، نقش بسزایی در افزایش عملکرد و گسترش سطح زیر کشت این محصول ارزشمند دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و ارزیابی برخی از ژنوتیپ‌های امیدبخش پسته مادری براساس ویژگی‌های ریخت‌شناختی و فنولوژیکی در محدوده 20 هکتاری باغستان سنتی قزوین است. در این پژوهش، 25 ویژگی ریخت‌شناختی، 15 ویژگی کمّی و پنج ویژگی کیفی در 24 ژنوتیپ مادری پسته براساس توصیف‌نامه بین‌المللی پسته (IPGRI) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه واریانس داده‌ها بر پایه طرح آشیانه‌ای با استفاده از نرم‌افزار SAS9.2 انجام شد و آنالیزهای چندمتغیره همبستگی، تجزیه خوشه‌ای و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی با استفاده از نرم‌افزار Statistica 18.8 صورت گرفت. نتایج تجزیه خوشه‌ای براساس ویژگی‌های کمّی، ژنوتیپ‌ها را در چهار گروه مجزا دسته‌بندی کرد. همچنین، نتایج تجزیه به مؤلفه‌های اصلی نشان داد که دو مؤلفه اول و دوم به‌ترتیب 64/24 و 85/15 درصد از واریانس کل مشاهده‌شده در جمعیت پسته را تبیین می‌کنند. بیشترین طول، عرض و ضخامت مغز در ژنوتیپ ‘SiA1’ مشاهده شد. علاوه‌بر این، برگ‌های سه برگچه‌ای با بزرگ‌ترین سطح برگ و همچنین کیفیت بالای مغز و درصد خندانی بالا نیز در ژنوتیپ ‘SiC’ مشاهده گردید. خوشه‌بندی براساس ویژگی‌های کیفی، ژنوتیپ‌های پسته را در فاصله همبستگی هشت، به چهار دسته با زیرگروه‌های مختلف تقسیم کرد و تجزیه به مؤلفه‌های اصلی براساس ویژگی‌های کیفی نیز ژنوتیپ‌ها را به چهار دسته تقسیم نمود که اجزای هر دسته از لحاظ ویژگی‌های کیفی به یکدیگر شباهت داشتند. در مجموع با توجه به بسیاری از صفات ارزشمند مرتبط با مغز پسته می­توان ژنوتیپ­های ‘SiA1’ و ‘SiC’ را به‌عنوان ژنوتیپ­های امیدبخش جهت استفاده در برنامه­های اصلاحی و مطالعاتی در نظر گرفت.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اصلاح هندوانه (Citrullus lanatus (Thund) Matsum and Nakai) آجیلی: ارزیابی و گزینش از بین جمعیت‌های برخی نژادهای بومی

صفحه 523-505

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90646.1390

کاظم حکم آبادی، سید حسین نعمتی، رضا توکل افشاری

چکیده جهت ارزیابی تنوع ژنتیکی و حذف نژادهای محلی ضعیف و کم کیفیت در نسل اول و بررسی بهبود ژنتیکی در نسل دوم 10 نژاد محلی هندوانه ایران از طریق بررسی صفات رشدی و مرتبط با بذر، پژوهشی طی دو سال در شهرستان‌ فاروج اجرا شد. بذر نژادهای محلی ̕جابانی̒ (چهار نژاد محلی)، ̓سنبک̒ (چهار نژاد محلی) و ̓کلاله̒ (دو نژاد محلی) از جوین، کاشان و گرگان، براساس رنگ پوست میوه و صفات مرتبط با بذر تفکیک و جمع‌آوری شدند. کشت مستقیم بذر در اراضی شهرستان فاروج صورت گرفت. ارزیابی 10 نژاد محلی در سال اول (نسل اول) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار و10 نمونه در واحد آزمایشی اجرا شد. سپس گزینش بین توده‌ای و گزینش دورن توده­ای از بین 10 نژاد محلی با توجه به یکنواختی و به‌ویژه داده­های صفات کلیدی مرتبط با بذر از جمله عملکرد بذر و درصد مغز به دانه انجام گردید. چهار نژاد محلی گزینش‌شده از سال اول مجدداً در سال دوم (نسل دوم) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار و 10 نمونه در واحد آزمایشی ارزیابی شدند. در نهایت، آنالیز داده‌‌های نژادهای محلی گزینش‌شده در سال اول و دوم به‌صورت آزمایش اسپیلت پلات تجزیه واریانس گردید. بررسی تغییرات مورفوفیزیولوژیک و عملکردی نژادهای محلی مختلف هندوانه در نسل اول نشان داد که نژادهای محلی ̓کلاله 1̒ و ̕کلاله 2̒ و ̓جابانی 1̒ و ̓جابانی 3̒ از نظر صفات رشدی و عملکرد میوه دارای برتری نسبت به سایر نژادهای محلی می‌باشند، امّا در نسل دوم، ̓جابانی 1̒ بهترین عملکرد میوه را از نظر وزنی و درصد گوشت میوه داشت و این نژادها می‌توانند به‌عنوان نژادهای محلی مادری جهت اصلاح هندوانه آجیلی مورد استفاده قرار گیرند. همچنین در نسل اول بررسی صفات تعیین‌کننده کیفیت و کمیت دانه مانند وزن هزاردانه، درصد وزن مغز به دانه، طول، عرض و ضخامت بذر، و ضخامت پوست بذر نشان داد که نژاد محلی ̓جابانی 1̒ و ̓جابانی 3̒ مطلوب‌ترین می‌باشند. در سال دوم نیز نژاد محلی ̓جابانی 1̒ و ̓جابانی 3̒ بالاترین کمیت و کیفیت دانه را به خود اختصاص داد و جهت کشت به‌عنوان هندوانه آجیلی مطلوب می‌باشند. مقایسه دو نسل هرکدام از نژادهای محلی برگزیده نشان داد که اکثر صفات میوه و دانه تحت تأثیر نسل بهبود می‌یابند و نسل دوم میوه‌های سنگین‌تر با عملکرد دانه بیشتری ایجاد کرد. همچنین این بهبود صفات مربوط به میوه در نژاد محلی ̓جابانی 1̒ و بهبود صفات دانه در نژاد محلی ̓کلاله 1̒ نسبت به سایر نژادهای محلی چشمگیرتر می‌باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر سطوح زغال زیستی بر رشد و برخی خصوصیات کیفی گیاه دارویی مرزه (Satureja hortensis L.) در شرایط تغذیه‎ گوگردی

صفحه 548-525

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91238.1400

محمد بهزاد امیری، وحید محمدزاده کاخکی، محمدحسین امینی فرد

چکیده امروزه تولید محصولات کشاورزی سالم به‎ویژه در حوزه گیاهان دارویی بسیار مورد تأکید بوده و در راستای نیل به اهداف کشاورزی پایدار، استفاده از نهاده‎های بوم‎سازگار جایگزین نهاده‎های مخرب شیمیایی امری اجتناب‎ناپذیر است. به‎منظور بررسی اثر مقادیر مختلف بیوچار و گوگرد معمولی و نانوکود گوگرد در مرزه، آزمایشی به‎صورت کرت‎های خردشده در قالب طرح پایه بلوک‎های کامل تصادفی طی دو سال زراعی (1401-1399) در مجتمع آموزش عالی گناباد با سه تکرار انجام شد. مقادیر مختلف زغال زیستی (شامل مقادیر صفر، 5، 10 و 20 تن در هکتار) به‎عنوان عامل اصلی و تیمارهای تغذیه‎ای گوگردی (شامل کاربرد خاکی گوگرد، محلول‎پاشی نانوکود گوگرد و شاهد) به‎عنوان عامل فرعی در نظر گرفته شد. نتایج آزمایش نشان داد که در هر دو سال زراعی بیشترین ارتفاع بوته (به‎ترتیب با 41 و 39 سانتی‎متر ارتفاع بوته در سال زراعی اول و دوم) و تعداد شاخه فرعی (به‌ترتیب با 28 و 30 شاخه فرعی در سال زراعی اول و دوم) در تیمار کاربرد تلفیقی 20 تن در هکتار زغال زیستی و محلول‎پاشی نانوکود گوگرد به دست آمد و در هر دو سال زراعی، استفاده از گوگرد معمولی و محلول‎پاشی نانوکود گوگرد در سطوح بالاتر زغال زیستی (10 و 20 تن در هکتار) منجر به تولید سطح برگ و قطر ساقه بیشتری نسبت به کاربرد این نهاده‎های تغذیه‎ای گوگردی در سطوح پایین‎تر زغال زیستی شد. نتایج اثرات متقابل مقادیر مصرفی زغال زیستی و تیمار تغذیه‎ای در سال زراعی 1400-1399 نشان داد که با افزایش مقادیر زغال زیستی تا سطح 10 تن در هکتار، اثرات مثبت گوگرد معمولی و نانوگوگرد در بهبود میزان اسانس محسوس‎تر بود، به‎طوری‎که بیشترین میزان اسانس (40/2 درصد) در تیمار کاربرد همزمان 10 تن در هکتار زغال زیستی و مصرف خاکی گوگرد معمولی به دست آمد. در هر دو سال زراعی، بیشترین میزان اسانس (به‎ترتیب با 10/2 و 13/2 درصد اسانس در سال‎های زراعی اول و دوم) در تیمار 10 تن در هکتار بیوچار حاصل شد. بیشترین تأثیر تیمارهای تغذیه‎ای گوگردی بر میزان کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل زمانی مشاهده شد که از آن‎ها همزمان با زغال زیستی استفاده گردید، بدین صورت که میزان کلروفیل a در شرایط محلول‎پاشی نانوکود گوگرد همزمان با کاربرد 5، 10 و 20 تن در هکتار زغال زیستی به‎ترتیب 42، 54 و 72 درصد در سال زراعی اول و به‎ترتیب 43، 54 و 73 درصد در سال زراعی دوم بیشتر از مقدار این صفت در شرایط محلول‎پاشی جداگانه نانوکود گوگرد بود. به‎طور کلی، براساس نتایج این پژوهش، به ‎نظر می‎رسد که مصرف تلفیقی زغال زیستی با گوگرد معمولی و یا نانوکود گوگرد ضمن بهبود خصوصیات کمّی مرزه می‎تواند منجر به بهبود ویژگی‎های فیزیولوژیکی آن شده و تولید محصول عاری از مواد شیمیایی را در این گیاه دارویی ارزشمند تضمین کند.