با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 39، شماره 4 - شماره پیاپی 68، زمستان 1404، صفحه 748-548 
مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر پروپانول، بوتانول و پنتانول بر عمر گلجای و کیفیت گل شاخه‌بریده میخک رقم ’نلسون‘ (Dianthus caryophyllus cv. Nelson)

صفحه 566-549

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.83721.1280

داود هاشم آبادی، امیرحسین سلیمانی، بهزاد کاویانی، نیره نظیری مقدم

چکیده گل شاخه‌بریده میخک (Dianthus caryophyllus cv. Nelson) از اهمیت اقتصادی بالایی در صنعت گلکاری برخوردار است. عمر پس از برداشت گل‌های زینتی شاخه‌بریده از جمله میخک، در تعیین کیفیت آن‌ها و ترجیح مصرف‌کنندگان مهم است. یکی از عوامل کاهش عمر پس از برداشت این گل، تولید اتیلن زیاد است. میخک فرازگرا و به اتیلن بسیار حساس می‌باشد. با توجه به نقش ترکیب‌های الکلی در ممانعت یا کاهش بیوسنتز اتیلن، در پژوهش حاضر، از غلظت‌های دو، چهار و شش درصد پروپانول، بوتانول و پنتانول به‌صورت پالس 24 ساعته، به‌منظور کاهش تولید اتیلن و افزایش عمر گلجای گل­های شاخه‌بریده میخک رقم نلسون استفاده گردید. آب مقطر به‌عنوان شاهد در نظر گرفته شد. بنابراین،  در مجموع 10 تیمار (سه غلظت پروپانول، سه غلظت بوتانول، سه غلظت پنتانول و آب مقطر) در نظر گرفته شد. در این پژوهش، عمر گلجای، برخی از صفات فیزیولوژیک (اتیلن، پروتئین گلبرگ، کلروفیل، ماده خشک، کاهش وزن تر، جذب محلول، کاهش درجه بریکس و مالون دی‌آلدئید) و آنزیم‌های آنتی‌اکسیدان (سوپراکسید دیسموتاز و پراکسیداز) اندازه‌گیری گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که پروپانول نقش مؤثرتری در کاهش تولید اتیلن و افزایش عمر گلجای نسبت به بوتانول و پنتانول داشت. همچنین براساس نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش، بیشترین عمر گلجای (11/14 روز)، در گل‌‌های شاخه‌بریده تیمارشده با دو درصد پروپانول مشاهده شد. این تیمار همچنین بالاترین مقدار جذب آب، درصد ماده خشک، پروتئین گلبرگ و کلروفیل برگ، همچنین کمترین مقدار تولید اتیلن را باعث شد. کمترین عمر گلجای (91/8 روز) نیز در گل‌‌های شاخه‌بریده شاهد مشاهده شد. پژوهش حاضر، اثر مثبت ترکیبات ضدعفونی‌کننده و ضدمیکروبی بر افزایش عمر گلجای و بهبود فعالیت آنزیم‌ها در گل شاخه‌بریده میخک رقم نلسون را نشان داد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی تأثیر برخی از کودهای زیستی بر خصوصیات رشدی، محتوای عناصر غذایی برگ و عملکرد میوه سیب (Malus domestica cv. Red delicious)

صفحه 582-567

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.87166.1329

افسانه صالحی، فاطمه نکونام، فرهنگ رضوی

چکیده پژوهش حاضر به­منظور بررسی اثر محلول­پاشی برگی برخی از کودهای زیستی بر خصوصیات رشدی و عملکرد میوه سیب (Malus domestica cv. Red delicious) در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در شرایط آب‌وهوایی زنجان انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل محلول­پاشی برگی جلبک دریایی (075/0 و 15/0 درصد)، اسیدآمینه (1/0 و 2/0 درصد)، اسیدهیومیک (03/0 درصد)، کود تجاری همارنگ (5/0 درصد)، کود شیمیایی ترکیبی (نیتروژن، روی و بور (اوره 1 درصد، کلات روی 3/0 درصد و اسیدبوریک 1/0 درصد)) و محلول­پاشی با آب مقطر (شاهد) بود. نتایج نشان داد که کاربرد برگی کودهای زیستی و شیمیایی به‌طور معنی­داری رشد و عملکرد میوه را افزایش دادند. به‌طوری‌که بیشترین افزایش رشد شاخه سال جاری (39 درصد) و سطح برگ (30/74 درصد) نسبت به شاهد با اعمال کود جلبک دریایی با غلظت 075/0 درصد به دست آمد. همچنین کود جلبک دریایی با غلظت 15/0 درصد، اسیدآمینه 2/0 درصد، اسیدهیومیک و اسیدآمینه 1/0 درصد باعث افزایش معنی­دار سطح برگ (به‌ترتیب 02/42، 57/35، 27/22 و 20/16 درصد) نسبت به شاهد شدند. محلول­پاشی جلبک دریایی، اسیدآمینه و ترکیب شیمیایی، شاخص کلروفیل را افزایش دادند. حداکثر افزایش شاخص کلروفیل (50 درصد) نسبت به شاهد با کاربرد کود شیمیایی ترکیبی در 130 روز بعد از شکوفایی کامل گل‌ها به دست آمد. بیشترین مقدار نیتروژن (66/1 درصد)، پتاسیم (03/1 درصد)، روی (150 میلی­گرم در کیلوگرم ماده خشک) و بور (5/82 میلی­گرم بر کیلوگرم ماده خشک) و کمترین مقدار فسفر (44/0 درصد) با کاربرد برگی کود شیمیایی ترکیبی به دست آمد. بیشترین محتوای آهن در برگ درختان تیمارشده با کود جلبک دریایی 15/0 درصد، اسیدهیومیک و کود زیستی تجاری به دست آمد. براساس نتایج مشاهده شد که کاربرد اسیدآمینه، جلبک دریایی و کود شیمیایی ترکیبی بیشترین تأثیر را در کاهش ریزش میوه (به‌ترتیب 97/36، 37/33 و 07/29 درصد نسبت به شاهد) و افزایش کارآیی عملکرد (به‌ترتیب 75/2 و 73/2 و 8/2 در مقایسه با 22/0 میوه در واحد سطح مقطع شاخه در شاهد) داشتند. براساس نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش می­توان گفت که کاربرد کودهای زیستی به‌خصوص جلبک دریایی (15/0 درصد) و اسیدآمینه (1/0 درصد)، جایگزین­های مناسب برای کودهای شیمیایی هستند و می­توانند نقش به­سزایی در افزایش شاخص­های رشدی و عملکرد سیب بدون اثر مخرب بر محیط زیست داشته باشند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

مطالعه گل‌دهی و تأثیر روش‌های مختلف گرده‌افشانی دستی در باروی برخی از گونه‌‌های سالویا (Salvia ssp.) بومی ایران

صفحه 595-583

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61510.0

قاسم اسماعیلی، مجید عزیزی، حسین آرویی، جمیل واعظی

چکیده از پیش‌نیازهای هر برنامه اصلاحی، آشنایی با جزئیات گرده‌افشانی و باروی در گیاه می‌باشد. در پژوهش پیش رو، مراحل فنولوژیکی و برخی از خصوصیات گل و همچنین فرآیند باروری گل تحت تأثیر تیمارهای مختلف گرده‌افشانی دستی در شرایط کشت‌شده برخی از گونه‌‌های سالویا مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد که تمام گونه‌ها دارای دوره گل‌دهی طولانی بین 15 روز برای گونه S. atropatana و تا 41 روز برای گونه S. virgata می‌باشند. گرده‌افشانی گل‌ها اغلب توسط زنبورها و مگس‌ها صورت می‌گیرد که نشان‌دهنده دگرگشنی گونه‌ها می‌باشد. کمترین نرخ سازگاری در گونه‌های S. atropatana (6/16 درصد) و S. syriaca (25 درصد) مشاهده شد. گونه S. virgata بیشترین میزان سازگاری (91 درصد) را در شرایط آب‌و‌هوایی مشهد نشان داد. دو گونه S. atropatana و S. syriaca با فاصله 1/7 و 2/5 میلی‌متری بین نوک پرچم تا سطح کلاله دارای گل‌های هترواستیل بودند. نتایج گرده‌افشانی دستی نشان داد که بیشترین درصد تشکیل بذر در تمام گونه‌ها با میانگین 63/73 درصد از طریق گرده‌افشانی آزاد حاصل گردید. تشکیل بذر در تیمار اتوگامی خودبه‌خودی به‌شدت پایین و بین 3 تا 2/12 درصد بود. تشکیل بذر در تیمار ژینوگامی در محدوده بین 2/10 درصد برای گونه S. syriaca و 5/32 درصد برای گونه S. frigida بود. گونه‌‌های مورد مطالعه دارای ناسازگاری نسبی یا شدید بودند که از عوامل دگرگشنی در این گونه‌ها می‌باشد. نتایج نشان داد که تیمارهای با امکان دسترسی به منابع دانه گرده متنوع، موفقیت بیشتری در تشکیل بذر داشتند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی اثرات دگرآسیبی برخی گونه‌های گیاهی بر جوانه‌زنی و رشد دانهال کاهو (Lactuca sativa var. Great lakes 366) با استفاده از روش ساندویچ

صفحه 610-597

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89712.1376

سمیه امینی، مریم شمشیرکش شهری

چکیده در تحقیق حاضر، فعالیت دگرآسیبی 56 گونه گیاهی متعلق به 18 خانواده با استفاده از روش ساندویچ ارزیابی شد. در ابتدا، نمونه­های گیاهی در دمای 40 درجه سانتی‌گراد خشک گردید. برای کشت از ظروف شش خانه­ای مخصوص استفاده شد. به یک ردیف از خانه­ها 10 میلی­گرم و به ردیف دیگر 50 میلی­گرم نمونه گیاهی پودر‌شده به‌همراه پنج میلی­لیتر محلول آگار 5/0 درصد اضافه گردید. بعد از منعقد شدن آگار، با اضافه کردن پنج میلی‌لیتر محلول دیگر آگار، نمونه گیاهی بین دو لایه از آگار قرار گرفت. سپس بر روی سطح آگار منعقد‌شده در هر یک از خانه­ها پنج عدد بذر کاهو (Lactuca sativa L.) واریته Great Lakes 366 به‌صورت عمودی کشت شدند. درب ظروف بسته شده و در انکوباتور با دمای 25 درجه سانتی‌گراد، در تاریکی قرار گرفتند. بعد از گذشت سه روز، طول ریشه­چه و ساقه­چه دانهال‌های کاهو اندازه‌گیری شد. سپس درصد بازدارندگی و درصد تحریک‌کنندگی رشد حاصل از هر گیاه محاسبه گردید. برای مقایسه راحت‌تر گیاهان، خوشه‌بندی داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار مینی‌تب انجام شد. با استفاده از این روش، 56 گونه گیاهی در 10 خوشه مجزا قرار گرفتند. بقایای برگی گیاه شوید و کنگرفرنگی از نظر فعالیت دگرآسیبی در یک خوشه قرار گرفتند و بیشترین اثر بازدارندگی رشد را در غلظت 10 میلی‌گرم نمونه گیاهی ایجاد کردند. میانگین درصد بازدارندگی رشد ریشه‌چه و ساقه‌چه دانهال کاهو که توسط این دو گیاه ایجاد شد، به‌ترتیب 95/94 و 65/87 درصد گزارش شد. همچنین 13 گیاه شامل برگ‌های گیاهان سلمک، جاشیر، ازمک، جعفری، گل میخک، پیچک صحرایی، نرگس، گلپر، زنگوله‌ای رنگین، علف قناری، کلم، نیلوفر و بذر گیاه کرفس در یک خوشه قرار گرفتند. این گروه نیز اثرات بازدارندگی رشد قابل توجهی داشتند. گرچه اثر بازدارندگی آن‌ها همواره کمتر از شوید و کنگر فرنگی بود. میانگین درصد بازدارندگی رشد ریشه‌چه و ساقه‌چه در این گیاهان با مقدار 10 میلی‌گرم نمونه گیاه خشک، به‌ترتیب 76/79 و 27/62 بود. نتایج این تحقیق نشان داد که پیکر رویشی گیاه هوفاریقون و گل راعی دیهیمی اثر تحریک‌کنندگی رشد بر دانهال کاهو داشتند. این گیاهان حتی در مقادیر کم (10 میلی‌گرم نمونه گیاه خشک) رشد ریشه‌چه را 65/14 درصد و رشد ساقه‌چه را 15/45 درصد افزایش دادند. صمغ گیاه مصطکی نیز در مقدار 50 میلی‌گرم، رشد ریشه‌چه را تا 90 درصد تحریک کرد. از بین گیاهان بررسی‌شده در این تحقیق، بقایای برگی گیاه سرو بر رشد ریشه‌چه اثر بازدارندگی داشت، ولی رشد ساقه‌چه را تحریک کرد. بقایای برگی گیاه گل گندم طلایی فقط در مقدار 10 میلی‌گرم اثر تحریک‌کنندگی رشد (3/43 درصد) بر ساقه‌چه را ایجاد کرد و در سایر موارد اثرات دگرآسیبی را به‌صورت بازدارندگی رشد نشان دادند. با توجه به اثرات بازدارندگی رشد مشاهده‌شده در این گیاهان، می‌توان به‌طور مستقیم از بقایای آن‌ها به‌منظور جلوگیری از رشد علف‌های هرز، در کشاورزی ارگانیک استفاده کرد. همچنین لازم است که در آینده تحقیقاتی در زمینه شناسایی دقیق نوع ترکیب یا ترکیبات دخیل در ایجاد پدیده دگرآسیبی در این گیاهان اجرا شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر نور تکمیلی (طیف و طول دوره نوردهی) LED بر برخی از صفات فیزیولوژیکی و میزان هایپریسین در گل راعی (Hypericum perforatum L.)

صفحه 629-611

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61538.0

الهه غفوریان حضوری اصفهان، مجید عزیزی

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر نور مکمل LED، بر خصوصیات رشدی و میزان ماده مؤثره در گیاه دارویی گل راعی (Hypericum perforatum L.) رقم ̓توپاز̒، تحقیقی در قالب دو آزمایش مستقل بر پایه طرح بلوک کامل تصادفی اجرا شد. در هر دو آزمایش، تأثیر چهار طیف نوری توأم با نور خورشید شامل نور قرمز (L1)، آبی (L2)، 67 درصد نور قرمز و 33 درصد نور آبی (L3)، سفید (L4)، 100 درصد نور طبیعی (L5)، با شدت مساوی به‌میزان 200 فوت شمع با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر نور مکمل (از طلوع تا غروب خورشید) بر صفات رشدی و بیوشیمیایی در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار بود. بیشترین وزن خشک بوته به‌ترتیب در برداشت اول و دوم مربوط به تیمار L3 (638/8 گرم و 923/66 گرم) بود. همچنین بیشترین درصد هایپریسین در برداشت اول مربوط به نور ترکیبی (تیمار L3) و برابر 17/0 درصد براساس وزن خشک به دست آمد. در آزمایش دوم، نور تکمیلی پس از غروب خورشید به‌منظور افزایش طول روشنایی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر طیف­های نور مکمل (به‌مدت چهار ساعت افزایش طول روز) تأثیر معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد بر صفات رشدی و بیوشیمیایی داشت. کمترین تعداد روز تا گل‌دهی مربوط به تیمار L3 (101 روز) به دست آمد که در مقایسه با شاهد شش روز زودتر بود. همچنین بیشترین میزان هایپریسین مربوط به تیمار L3 (26/0 درصد) بود. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، تأثیر مثبت نور LED به‌ویژه طیف ترکیبی نور قرمز و آبی بر خصوصیات رشدی و بیوشیمیایی و میزان هایپریسین در گیاه دارویی گل راعی کاملاْ مشهود بود و بنابراین می­توان از این تیمار برای بهبود کیفیت این گیاه مورد استفاده در صنایع داروسازی استفاده نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر نورهای مختلف LED قرمز و آبی بر خصوصیات ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی گیاه زوفا (Hyssopus officinalis L.)

صفحه 646-631

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.90559.1387

فاطمه اسماعیلی، حسن بیات، حسین نستری نصرآبادی، محمد حسین امینی فرد

چکیده نور، منبع اصلی انرژی برای فرآیند فتوسنتز و عامل مهمی برای رشد ‌و‌ نمو گیاه محسوب می‌شود. امروزه با استفاده از لامپ‌های LED، شرایط برای مطالعه طیف‌های مختلف نور و بهبود رشد و تولید انبوه گیاهان در محیط‌های کنترل‌شده فراهم می‌شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی خصوصیات ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی گیاه زوفا (Hyssopus officinalis L.) در واکنش به تیمارهای مختلف نوری LED شامل سفید، قرمز:آبی (70:30)، قرمز:آبی (30:70)، قرمز:آبی (50:50)، آبی100 درصد و قرمز 100 درصد با شدت نوری 10 ±250 میکرومول فوتون بر مترمربع در ثانیه ساطع‌شده از لامپ­های LED در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1402 در آزمایشگاه مجتمع آموزش عالی تربت­جام انجام شد. نتایج نشان داد که طیف‌های مختلف نوری تأثیر معنی‌داری بر ویژگی‌های رشدی و فیزیولوژیکی گیاه زوفا داشتند. در نور قرمز، بیشترین میزان وزن تر و خشک شاخساره، ریشه و کل گیاه ثبت شد، بیشترین میزان کلروفیل a، b، کلروفیل کل و اسانس در گیاهان رشد‌یافته در محیط‌ نوری ترکیب قرمز:آبی (30:70) به دست آمد. کمترین میزان آنتی­اکسیدان در تیمار شاهد مشاهده شد. تیمار ترکیبی نور قرمز:آبی (70:30) باعث افزایش 30 درصد کاروتنوئید نسبت به شاهد گردید. بیشترین و کمترین میزان فعالیت آنتی‌اکسیدانی به‌ترتیب در تیمارهای نوری قرمز:آبی (50:50) و شاهد ثبت گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از روش‌های نوین کشاورزی با سیستم‌های نوردهی مصنوعی سبب بهبود شاخص‌های رشدی و فیزیولوژیکی گیاه زوفا شده و کاربرد نور قرمز 100 درصد و ترکیب قرمز:آبی (70:30) به‌دلیل افزایش کارآیی تولید و حصول حداکثر عملکرد گیاه، از نظر اقتصادی و اجرایی قابل توصیه است.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر محلول‌پاشی سدیم سلنیت و کلسیم نیترات بر تجمع نیترات اسفناج (Spinacia oleracea L.) در منطقه شهرکرد

صفحه 662-647

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91050.1397

افسانه فرحمندی، بیژن حقیقتی، بابک مدنی

چکیده غلظت زیاد نیترات در سبزیجات، تهدید بزرگی برای سلامت انسان می‌باشد. سلنیوم با تأثیر بر رشد و نمو گیاهان و به‌خاطر حضور در سیستم‌های آنتی‌اکسیدانی، یک عنصر اساسی برای سلامتی انسان است. در این پژوهش تأثیر محلول‌پاشی سدیم سلنیت و نیترات کلسیم روی برخی خصوصیات رشد و بیوشیمیایی، ذخیره نیترات و سلنیوم و فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز در برگ گیاه اسفناج (Spinacia oleracea L.) مورد بررسی قرار گرفت. تیمارها شامل محلول‌پاشی کلسیم نیترات در سه سطح (5، 10 و 20 میلی‌مولار)، محلول‌پاشی سدیم سلنیت در سه سطح شامل ( 0.5، 1 و 1.5 میلی‌مولار) و شاهد (آب مقطر) می‌باشد. پس از گذشت مرحله‌ی رشدی گیاه (مرحله‌ی 8 تا 10 برگی)، شاخص‌های رشد و بیوشیمیایی، میزان نیترات و سلنیوم و فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز اندازه‌گیری شد. براساس نتایج به‌دست آمده، محلول‌پاشی سلنیت سدیم و کلسیم نیترات بر میزان کلروفیل‌‌های a ،b ،کل و کاروتنوئید معنی‌دار بود. بیشترین میزان فنل کل، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز در تیمار 20 میلی‌مولار کلسیم نیترات و 5 /1 میلی‌مولار سدیم سلنیت مشاهده شد. بالاترین میزان نیترات در تیمار شاهد و بیشترین میزان سلنیوم نیز در تیمار 5/1میلی‌مولار سدیم سلنیت بود. براساس نتایج به دست آمده ،کاربرد سلنیت سدیم باعث کاهش تجمع نیترات و فعالیت بهتر آنزیم نیترات ردوکتاز و غلظت سلنیوم در گیاه اسفناج شد. بنابراین محلول‌پاشی5/1 میلی‌مولار سدیم سلنیت در اسفناج برای نیل به حداکثر میزان ترکیبات آنتی‌اکسیدانی، سلنیوم و حداقل میزان انباشت نیترات توصیه می‌گردد.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

برآورد میزان خسارت ناشی از سرمازدگی در درختان گردو (Juglans regia) با استفاده از سنجش‌ازدور

صفحه 676-663

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91090.1398

الهام گوهری، حسین ترابزاده خراسانی، سعید الوندی، مرتضی حیدری مظفر

چکیده خسارت‌ سرمازدگی بهاره، از جمله مواردی است که مشمول پرداخت غرامت از سوی صندوق بیمه کشاورزی هستند. سرما‌زدگی ناگهانی از اثرات منفی در میزان باز‌دهی محصولات در باغ­ها است. به‌‌دلیل ارزش اقتصادی نسبتاً بالای محصولات باغی، باید از روش‌های دقیقی در برآورد میزان خسارت استفاده کرد. برخلاف محصولات زراعی که در سطح وسیع و به‌صورت یکنواخت کشت می‌شوند، تعمیم روش‌های نمونه‌برداری در این مطالعه به ‌کل منطقه بسیار دشوار بوده و موجب کاهش دقت مدل‌‌های برآورد خسارت می‌‌گردد. هدف اصلی این تحقیق، ارائه یک شاخص کمّی برای تخمین میزان خسارت وارده به درختان گردو (Juglans regia) بر مبنای سری زمانی تصاویر ماهواره­های Landsat و Sentinel-2 است؛ لذا براساس سری زمانی شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمال‌شده، شاخص خسارت سرمازدگی بهاره برای باغ‌های گردوی شهرستان تویسرکان محاسبه و در یک دوره زمانی نُه‌ساله (2013 تا 2021) مورد ارزیابی قرار گرفت. سری‌های زمانی شاخص پوشش گیاهی تفاضلی نرمال‌شده مورد استفاده توسط فیلتر ساویتزکی- گلای هموار شده‌اند تا اثرات عواملی مانند ابر، گردوغبار و نویز کاهش یابند. با مقایسه سری ‌زمانی هر سال با سال‌ مرجع و محاسبه سطح بین دو منحنی، شاخص خسارت سرمازدگی بهاره محاسبه شد که بیانگر میزان خسارت‌های وارده به درختان گردو است. ارزیابی عملکرد شاخص خسارت سرمازدگی بهاره نسبت به برآوردهای صندوق بیمه ‌کشاورزی نشان می‌دهد که این شاخص برای همه روستاها از طریق دو مدل چندجمله‌ای درجه 2 و رگرسیون خطی با ضریب‌های همبستگی به‌ترتیب 927/0=r  و 823/0 = r قادر به تخمین خسارت است. در این ‌بین، نقشه‌های توزیع مکانی و خسارت سرمازدگی بهاره، تناسب خوبی با خسارت‌های گزارش‌شده از طرف صندوق بیمه کشاورزی دارند. در نهایت، روش پیشنهادی می‌تواند جایگزین مقرون‌به‌صرفه­ای جهت برداشت داده میدانی خسارت برای درختان گردو با استفاده از تصاویر ماهواره­ای باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی ژنوتیپ‌های امیدبخش بادام(Prunus dulcis L) براساس خصوصیات رویشی، فنولوژی و کمّی و کیفی خشک میوه و مغز

صفحه 697-677

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91410.1402

سیداصغر موسوی، اکرم وطن خواه، علی ایمانی

چکیده با توجه به اهمیت اقتصادی و ارزش غذایی بادام، این پژوهش با هدف شناسایی و معرفی ژنوتیپ­های برتر و سازگار با شرایط اقلیمی استان چهارمحال و بختیاری انجام شد. این مطالعه، ارزیابی خصوصیات 44 ژنوتیپ امیدبخش بادام پیوند‌شده روی پایه رویشی GF677 در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات بادام وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری در منطقه سامان انجام گرفت. در این پژوهش، صفات رویشی، فنولوژیکی و پومولوژیکی خشک میوه و مغز در سال 1402 مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس صفات رویشی نشان داد که ارتفاع درخت، طول و عرض تاج، نسبت طول به عرض تاج و نسبت ارتفاع به طول تاج در ژنوتیپ­های مختلف معنی­دار بودند. نتایج نشان داد که ژنوتیپ­های مورد بررسی از نظر عملکرد، صفات فنولوژی، ویژگی‌های خشک میوه و مغز در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی­داری داشتند. درصد مغز در ژنوتیپ­های مورد مطالعه از 30/22 تا 9/77 درصد متفاوت بود. مطابق با نتایج، ژنوتیپ 4-4 پیوند‌شده روی پایه GF677 دارای عملکرد 750 گرم، درصد مغز 51 درصد، پوست سخت، پوست دارای درز و شکاف بسته، رنگ مغز خیلی روشن، دیرگل، عادت گل‌دهی مختلط، میزان دوقلویی کم و درصد پوکی کم، یکی از ژنوتیپ­های خوب برای منطقه چهارمحال و بختیاری به نظر می­رسد. براساس نتایج، ژنوتیپ­های بادام 4-4، TS-11، H، 2-3-2 و 2-0-4 با توجه به خصوصیات ارزشمند و تجاری شامل عملکرد، درصد مغز، سفتی پوست، پوکی، وزن مغز، درز و شکاف روی پوست، دوقلویی، قطر پوست چوبی، رنگ مغز و مهم‌تر از همه دیرگلی، ژنوتیپ­هایی با برتری نسبی از نظر صفات خشک و مغز بودند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بهبود شاخص‌های جوانه‌زنی، رشدی و بیوشیمیایی گیاه گاوزبان ایرانی (Echium amoenum Fisch & Mey.) تحت کیفیت‌های مختلف نور

صفحه 714-699

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91567.1404

رقیه نبی پور سنجبد، اسماعیل چمنی، یونس پوربیرامی هیر

چکیده گاوزبان ایرانی (Echium amoenum Fisch & Mey.) در طب سنتی ایران جایگاه ویژه­ای دارد. یکی از موانع ازدیاد آن، درصد جوانه­زنی پایین و غیریکنواخت آن است. اخیراً منابع نوری LED توانسته­اند جوانه­زنی گونه­های دارویی را به‌طور چشمگیری افزایش دهند. ازاین­رو، مطالعه حاضر برای بهبود ویژگی­های جوانه­زنی و رشدی گاوزبان ایرانی تحت تیمارهای LED انجام شد. این آزمایش در محل آزمایشگاه گروه علوم باغبانی و فضای سبز دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1402 اجرا گردید. آزمایش براساس طرح کاملاً تصادفی با چهار تیمار و چهار تکرار انجام شد. چهار تیمار نوری شامل 100 درصد نور سفید، 100 درصد نور آبی، 100 درصد نور قرمز و ترکیب نور آبی و قرمز (50:50) بود. گیاهان از نظر شاخص­های جوانه­زنی (درصد جوانه­زنی، سرعت جوانه­زنی، میانگین جوانه­زنی روزانه، انرژی جوانه­زنی، کارآیی بذر، کارآیی گیاهچه، شاخص بنیه بذر، ضریب سرعت جوانه­زنی و سرعت جوانه­زنی روزانه)، ریخت‌شناختی (وزن تر دانهال، وزن خشک دانهال، طول ریشه، طول ساقه، درصد ماده خشک ریشه­چه و درصد ماده خشک ساقه­چه) و بیوشیمیایی (رنگیزه­های فتوسنتزی، کربوهیدرات کل، پروتئین کل و فنل کل) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که نور قرمز، درصد جوانه­زنی (77 درصد)، سرعت جوانه­زنی (44/4)، میانگین جوانه­زنی روزانه (92/1)، انرژی جوانه­زنی (8/0)، کارآیی بذر (76 درصد)، کارآیی گیاهچه (61/97 درصد)، شاخص بنیه بذر (78/70 درصد) و ضریب سرعت جوانه­زنی (21/0) را به‌طور قابل توجهی بهبود بخشید. به‌طور مشابه، ویژگی­های رشدی گاوزبان از جمله وزن تر دانهال (14/0 گرم)، وزن خشک دانهال (05/0 گرم)، طول ساقه (4/3 سانتی‌متر)، طول ریشه (7/5 سانتی‌متر)، درصد ماده خشک ریشه­چه (17/3 گرم) و درصد ماده خشک ساقه­چه (39/2 گرم) تحت تأثیر مثبت نور قرمز افزایش یافتند. در شاخص­های بیوشیمیایی، کاربرد ترکیب نوری آبی و قرمز منجر به افزایش معنی­دار محتوای رنگیزه­های فتوسنتزی (کلروفیل a (49/603 میکروگرم بر گرم وزن تر)، کلروفیل b (08/313 میکروگرم بر گرم وزن تر) و محتوای کارتنوئیدهای کل (98/130 میکروگرم بر گرم وزن تر))، کربوهیدرات کل (25/192 میلی‌گرم بر گرم وزن تر)، پروتئین کل (46/28 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) و فنل کل (71/20 میلی‌گرم بر گرم وزن تر) شد. نتایج نشان داد که بذور گاوزبان ایرانی در گروه فتوبلاستیک مثبت قرار می­گیرند. ازاین‌رو، کاربرد نور قرمز می­تواند یک تیمار مؤثر برای بهبود ویژگی­های جوانه­زنی و رشدی گاوزبان ایرانی در مرحله دانهالی در نظر گرفته شود. در مراحل بعدی رشدی گیاه، واکنش گاوزبان ایرانی به کیفیت­های نوری متفاوت بود و ترکیب نور آبی و قرمز، به‌عنوان یک تیمار کارآمد برای بهبود شاخص­های بیوشیمیایی در نظر گرفته شد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

مقایسه اثرات کود مرغی و پودر خون با کود شیمیایی بر صفات رشد و عملکرد سیب‌زمینی (Solanum tuberosum L.) در شرایط کم‌آبیاری

صفحه 733-715

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91970.1408

خسرو پرویزی، علی قدمی فیروزآبادی، مهناز ختار، مهدی احمدیان

چکیده جهت بررسی و مقایسه اثرات پودر خون و کود مرغی با کود شیمیایی بر صفات رشد، عملکرد کل و همچنین کارآیی مصرف آب سیب­زمینی (Solanum tuberosum L.) در شرایط کم‌آبیاری، آزمایشی به‌صورت ‌فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سال زراعی 1402 و در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی همدان به اجرا در آمد. در این تحقیق، دو رقم سیب‌زمینی ̓̓بانبا̒  و ̓̓̓سانته̒ در دو سطح به‌عنوان عامل اول و مقدار آب آبیاری در سه سطح (100، 75 و50 درصد نیاز آبی براساس تبخیر و تعرق از تشتک تبخیر کلاس A) و تیمارهای کودی در سه سطح کود شیمیایی، کود مرغی و پودر خون به‌عنوان دو عامل دیگر مد نظر قرار گرفتند. صفات مرحله داشت شامل زمان تا 50 درصد جوانه‌زنی، تاریخ سبز شدن کامل، تاریخ پوشش کامل، شاخص­های رشدی (میزان کلروفیل، ارتفاع بوته، تعداد و طول استولون، سطح برگ، وزن تر و خشک ریشه و ساقه) اندازه‌گیری شدند. در هنگام برداشت، عملکرد کل برآورد شده و کارآیی مصرف آب تعیین گردید. همچنین میزان ماده خشک غده نیز اندازه­گیری گردید. با مقایسه میانگین تیمارهای آزمایش مشخص شد که میزان آبیاری و نوع تیمار کودی بر تمامی صفات رشد و همچنین عملکرد کل غده تأثیر معنی­دار داشته­اند. تفاوت معنی­داری در استفاده از نوع رقم سیب­زمینی در اغلب صفات رشد (به‌غیر از شاخص سطح برگ و میزان کلروفیل) و همچنین عملکرد کل غده به وجود آمد. با مقایسه میانگین اثرات متقابل رقم × تیمارهای کودی مشخص شد که واکنش دو رقم سیب­زمینی ̓̓̓سانته̒   و ̓̓بانبا̒  به اثرات استفاده از نوع کود در تمامی صفات رشد و همچنین عملکرد کل غده مشابه بود. امّا اثر تیمارهای کودی با سطوح مختلف آبیاری در تمامی صفات رشد، عملکرد و کارآیی مصرف آب معنی­دار نبود. به این ترتیب که کود مرغی و پودر خون در بهبود صفات رشد و عملکرد غده کل، در شرایط کم‌آبیاری نسبت به آبیاری نرمال تأثیر بیشتری نشان دادند؛ هرچند میزان تأثیرگذاری آن‌ها در مقایسه با همدیگر نیز متفاوت بود. در مجموع، با اعمال کم‌آبیاری و به‌ویژه با افزایش شدت تنش، صفات رشد و عملکرد کل سیب­زمینی کاهش پیدا کردند، امّا با کاربرد پودر خون و همچنین کود مرغی در مقایسه با کود شیمیایی اثرات نامطلوب کم‌آبیاری بر صفات رشد و همچنین عملکرد کل به‌صورت معنی­داری جبران شده و حتی بهبود یافت. در شرایط تنش متوسط و شدید، کاربرد کود مرغی و پودر خون، عملکرد کل را در مقایسه با عدم استفاده از آن‌ها به‌ترتیب 74/11 و 76/10 درصد افزایش داد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی میزان استخراج مواد مؤثره گیاه دارویی مرزنجوش (Origanum vulgare) تحت تأثیر پیش‌تیمار پلاسمای تخلیه سد دی‌الکتریک (DBD)

صفحه 748-735

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92105.1415

سعیده محتشمی

چکیده ساختار دیواره سلولی گیاهی، مقاومت اصلی در برابر انتشار مواد زیست­فعال به حلال را در فرآیند استخراج آن‌ها از مواد گیاهی ایجاد می­کند. اخیراْ پلاسمای سرد به‌عنوان یک فناوری پیش­تیمار قبل از استخراج استفاده می­شود که می­تواند به­طور مؤثر ساختار دیواره سلولی را مختل و در نتیجه راندمان استخراج مواد مؤثره را به­طور قابل توجهی بهبود بخشد. در این تحقیق، به‌منظور بررسی تأثیر پیش­تیمار پلاسمای تخلیه سد دی‌الکتریک (DBD) بر میزان استخراج مواد مؤثره گیاه دارویی مرزنجوش (Origanum vulgare)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. عامل اول شامل زمان در سه سطح (صفر، سه و شش دقیقه) و عامل دوم شامل ولتاژ در دو سطح (20 و 30 کیلوولت) بود. مواد مؤثره اندازه­گیری‌شده شامل میزان اسانس، فلاون­ها و فلاونول­ها، فلاونوئیدها، ترکیبات فنلی کل، فعالیت آنتی­اکسیدانی، تانن­ها و کربوهیدرات کل بود. نتایج نشان داد که بیشترین مقدار فلاونوئیدها (33/253 میلی­گرم معادل کوئرستین در گرم نمونه خشک)، ترکیبات فنلی کل (49/108 میلی­گرم معادل اسیدگالیک بر گرم وزن خشک) و فعالیت آنتی­اکسیدانی (65/83 درصد) در عصاره مرزنجوش در ولتاژ 30 کیلوولت به‌مدت سه دقیقه مشاهده شد، درحالی‌که کمترین میزان فلاونوئیدها (1/88 میلی­گرم)، ترکیبات فنلی کل (1/62 میلی­گرم) و فعالیت آنتی­اکسیدانی (12/48 درصد) در ولتاژ 30 کیلوولت به‌مدت شش دقیقه اندازه­گیری شد. تأثیر پیش‌تیمار پلاسما بر میزان استخراج اسانس معنی­دار نبود. بااین‌حال بیشترین (7/0 درصد) و کمترین (58/0 درصد) میزان اسانس به‌ترتیب در شاهد و ولتاژ 30 کیلوولت به‌مدت سه دقیقه مشاهده شد که نشان­دهنده تخریب غده­های اسانس و از دست رفتن اسانس در این ولتاژ بود. یافته­های این پژوهش نشان داد که ولتاژ 30 کیلوولت به‌مدت سه دقیقه منجر به افزایش مواد مؤثره غیرفرار نسبت به شاهد شد، درحالی‌که تیمار 30 کیلوولت به‌مدت‌ شش دقیقه مواد مؤثره غیرفرار را کاهش داد.