با همکاری انجمن علمی منظر ایران

نشریه علوم باغبانی توسط دانشگاه فردوسی مشهد با همکاری انجمن علمی منظر ایران منتشر می‌شود. این نشریه از نیمه دوم سال 1387 راه‌اندازی شده و در ابتدا به‌صورت دوفصلنامه و از فروردین ماه سال 1390 به‌صورت فصلنامه (چهار بار در سال) منتشر می‌شود. این نشریه، مقالات پژوهشی محققان محترم را در زمینه‌های میوه‌کاری، سبزی‌کاری، گیاهان داروئی، گیاهان زینتی و فضای سبز و بیوتکنولوژی و اصلاح گیاهان را که برای اولین بار منتشر می‌شود، می‌پذیرد.

در این نشریه مقالات در سه نوع پژوهشی، کوتاه و مروری قابل بررسی و چاپ هستند.

تاریخ آخرین به‌روزرسانی وب سایت نشریه: 1405/02/15

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر کاربرد نانو پلیمر سوپر جاذب، کودهای کامل گرومور، آهن و روی بر عملکرد کمّی و کیفی گیاه آگاو (Agave americana cv. Marginata) تحت تنش خشکی

صفحه 203-183

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.90365.1384

مهراب یادگاری

چکیده با توجه به ارزشمندی گیاه آگاو آمریکانا رقم ’مارجیناتا‘ (Agave americana cv. Marginata) از خانواده آگاواسه در صنایع مختلف غذایی و دارویی، پژوهش حاضر به‌صورت طرح کرت‌های دوبار خرد‌شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد در سال‌های 140۳-140۲ انجام شد. در این تحقیق، سطوح تنش خشکی (میزان تبخیر از تشت تبخیر کلاس A در سه سطح ظرفیت مزرعه (D1)، 50 درصد (D2) و 75 درصد تخلیه رطوبتی (D3))به‌عنوان کرت­های اصلی، سطوح پلیمر سوپر جاذب (استفاده (S1) و عدم استفاده (S2)) در کرت‌های فرعی و 15 ترکیب محلول‌پاشی (کودهای گرومور1 (F1)، گرومور2 (F2)، گرومور3 (F3)، لیبفر آهن (F4)، لیبفر روی (F5)، گرومور1 + لیبفر آهن (F6)، گرومور1 + لیبفر روی (F7)، گرومور2 + لیبفر آهن (F8)، گرومور2 + لیبفر روی (F9)، گرومور3 + لیبفر آهن (F10)، گرومور3 + لیبفر روی (F11)، گرومور1 + لیبفر آهن + لیبفر روی (F12)، گرومور2 + لیبفر آهن + لیبفر روی (F13)، گرومور3 + لیبفر آهن + لیبفر روی (F14)، شاهد (عدم استفاده از تیمارهای مغذی-F15) ) در کرت‌های فرعی فرعی قرار گرفتند. پس از رسیدن گیاهان به مرحله شش الی هشت برگی، در شش مرحله با فواصل 14 روزه، تیمارهای مغذی به‌صورت محلول‌پاشی برگی اضافه گردید. صفات ریخت‌شناختی (وزن تر و خشک ریشه و برگ، ضخامت و طول برگ)، صفات فیزیولوژیکی (کلروفیل کل و مقادیر عناصر روی، آهن و نیتروژن ساختارهای برگ و ریشه) و صفات فیتوشیمیایی (هکوژنین، ساپونین، پروتئین برگ و ریشه) مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به‌دست‌آمده نشان‌دهنده اثرگذاری معنی‌دار تیمارهای مورد استفاده بر صفات مورد ارزیابی بود. افزودن کودها به‌ویژه کود گرومور1 (20-20-20) به همراه محلول‌پاشی ریزمغذی آهن و روی منجر به افزایش بیشترین مقادیر در اکثر صفات مورد بررسی شد. بیشترین مقادیر وزن خشک برگ (11/30 گرم در گیاه)، وزن خشک ریشه (82/3 گرم در گیاه)، کلروفیل کل (82/2 میلی‌گرم در گرم وزن تر)، هکوژنین (48/35 میلی‌گرم در کیلوگرم وزن تر) و ساپونین (86/66164 میلی‌گرم در کیلوگرم وزن تر) اغلب در تیمار D1S1F12 به دست آمد، هرچند که در برخی موارد با تیمارهای D1S1F14 و D2S1F14 تفاوت معنی‌داری نداشت. کمترین مقادیر صفات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی در گیاهان تحت تیمار تنش خشکی شدید-عدم کاربرد پلیمر سوپر جاذب و عدم تیمار مغذی (D3S2F15) تولید شدند. با توجه به نتایج حاصل از این تحقیق، می‌توان کود کامل گرومور (NPK) با ترکیب 20-20-20 را به‌عنوان مؤثرترین تیمار برای افزایش صفات مورد ارزیابی گیاه آگاو، از جمله مقادیر هکوژنین و ساپونین تحت شرایط گلخانه‌ای برای تحقیقات آینده پیشنهاد نمود.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

قابلیت تلاقی سه گونه قارچ صدفی (Pleurotus spp.) و ارزیابی خصوصیات هیبریدهای حاصل

صفحه 216-203

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.91744.1406

مرتضی تقوی شربیانی، علیرضا مطلبی آذر، جابر پناهنده، امین جهانیان

چکیده مهم‌ترین برنامه توسعه هر کشوری، تأمین منابع غذایی کافی است و با توجه به افزایش بی رویه جمعیت، تنها با استفاده از روش‌های کشاورزی سنتی نمی‌توان بر مشکل کمبود مواد غذایی غلبه کرد. امروزه قارچ‌های خوراکی یکی از منابع مهم تأمین مواد غذایی در دنیا محسوب می‌شوند و کشت آن‌ها با افزایش جمعیت به‌طور پیوسته در حال افزایش است. ازاین‌رو اهمیت کارهای اصلاحی روی قارچ‌‌های خوراکی روزبه‌روز بیشتر احساس می‌شود. در این تحقیق، سه گونه قارچ صدفی (فلوریداPleurotus osturatus var. Florida،ارنجی P. eryngii و P. corncucopiae قارچ زرد) به‌منظور بهره‌مندی از صفات ویژه هر گونه و تجمع آن‌ها در یک گونه، با همدیگر تلاقی داده شدند. مونوکاریون هر یک از گونه‌ها تهیه گردید. سپس منوکاریون دو گونه به‌فاصله پنج میلی‌متر از هم قرار داده شدند. برای کشت اسپان هیبریدها و والدین برای هرکدام سه بستر حاوی کلش گندم (به وزن 8/6 کیلوگرم) تهیه و استریل شدند. نتایج نشان داد که از بین 300 تلاقی، فقط در چهار تلاقی، میسلیوم منوکاریون‌های فلوریدا و ارنجی به ‌طرف هم رشد کرده و با تشکیل قوص اتصال، دی‌کاریون تولید کردند و چهار هیبرید به‌نام‌های ‘H1، ‘H11، ‘H32 و ‘H40 به ‌دست آمد. درحالی‌که از بین 300 تلاقی بین منوکاریون‌های فلوریدا با قارچ زرد و نیز 100 تلاقی بین منوکاریون‌های ارنجی با قارچ زرد به علت ناسازگاری بین گونه‌ای، هیچ دی‌کاریونی تولید نشد. اسپان هیبرید‌های تولیدی به همراه فلوریدا و ارنجی، تهیه گردید و سپس در بسترهای استریل به‌صورت طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار کشت شدند. از لحاظ پنجه‌دوانی بین ژنوتیپ‌ها اختلاف قابل ملاحظه‌ای وجود داشت و هیبریدها از این لحاظ به ارنجی شبیه بوده و در مدت زمان طولانی‌تری نسبت به فلوریدا پنجه‌دوانی کردند. هیبرید ‘H40 و ‘H32 به‌ترتیب با 32 و 36 روز از تعداد روز تا ظهور اولین پین، کوتاه‌ترین دوره کشت را داشتند و نسبت به والدین و سایر هیبریدها زودرس‌تر بودند. هیبرید ‘H40 با دارا بودن وزن تر اندام خوراکی مشابه با ارنجی یک هیبرید مناسب محسوب می‌گردد. هیبرید ‘H40 از عملکرد (وزن تر) و زیست‌توده بیشتری نسبت به هیبریدهای دیگر برخوردار بوده و مشابه ارنجی بود. حداقل اسپورزایی در هیبریدهای ‘H1 و ‘H11 مشاهده گردید که این مقدار اسپورزایی حتی کمتر از ارنجی بود. هیبرید ‘H40 هرچند از نظر برخی صفات هیبرید مطلوبی به نظر می‌رسد، امّا از اسپورزایی زیاد و مشابه فلوریدا برخوردار بود.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

مطالعه مقایسه‌ای تیمارهای کوتاه‌مدت و بلندمدت نانوسیلور، اسیدسالیسیلیک و برخیاسانس‌های‌ گیاهی بر خصوصیات ژربرا (Gerbera jamesonii Bol.) رقم ‘Rosalin’

صفحه 236-217

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60101.0

مهروالسادات متغیر، مجید عزیزی، علی تهرانی فر

چکیده ژربرا (Gerbera jamesonii Bol.) جزء ده گل شاخه بریده برتر دنیا است و استفاده از آن با توجه به گوناگونی رنگ و شکل، مورد توجه علاقه‌مندان به گل می‌باشد. با توجه به عمر پس از برداشت کوتاه این گل، پژوهش در مورد افزایش عمر گل بریده آن اهمیت ویژه‌ای دارد. در این تحقیق، اثر تیمارهای کوتاه‌مدت و بلندمدت بر عمر گلجای و برخی صفات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گل بریده ژربرا رقم رزالین (Gerbera jamesonii Bol cv ‘Rosalin’) مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش براساس آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد که در آن عامل اول ترکیب شیمیایی نانوسیلور (5 و 10 میلی‌گرم در لیتر)، اسید سالیسیلیک (50 و 100 میلی‌گرم در لیتر) و آب مقطر (شاهد) به‌صورت تیمار کوتاه‌مدت (24 ساعته) و عامل دوم ساکارز (چهار درصد)، اسانس‌های گیاهی نعنا فلفلی (Mentha pipperita L.) (100 میلی‌گرم در لیتر)، آویشن باغی (Thymus vulgaris L.) (100 میلی‌گرم در لیتر)، میخک هندی (Eugenia caryophyllata Thunb) (300 میلی‌گرم در لیتر) و آب مقطر (شاهد) به‌صورت تیمار دائمی اعمال گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تیمار کوتاه‌مدت نانوسیلور همراه با تیمارهای بلندمدت اسانس‌های آویشن باغی و نعنا فلفلی تأثیر مثبتی در ماندگاری (به‌ترتیب 25/14 و 14 روز) گل بریده داشته و با حفظ طولانی‌تر خصوصیات فیزیولوژیکی همچون محتوای کلی آب و وزن تر نسبی گل، از طریق افزایش معنی‌دار فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز ( به‌ترتیب 43/241 درصد و 94/233 درصد در روز هفتم سنجش) و کاهش سرعت افزایش مقدار مالون‌دی‌آلدهید (به‌ترتیب 88/14 درصد و 44/19 درصد در روز هفتم) در گلچه‌ها موجب طولانی‌تر شدن عمر پس از برداشت گل بریده ژربرا رقم رزالین گردید.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر محلول­پاشی اسید سالیسیلیک بر افزایش مقاومت به شوری در کشت هیدروپونیک گیاه موسیر (Allium hirtifolium Boiss.)

صفحه 250-237

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.92108.1412

نسرین فرهادی، مژگان عبدشاهیان، سمانه متقی

چکیده شوری یکی از مهم‌ترین عوامل محدود‌کننده رشد در بسیاری از گونه­های گیاهی می­باشد، بنابراین استفاده از راهکارهایی جهت افزایش مقاومت گیاهان به شوری حائز اهمیت می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر محلول­پاشی اسید سالیسیلیک بر افزایش مقاومت به شوری گیاه موسیر (Allium hirtifolium Boiss.) در قالب طرح فاکتوریل برپایه طرح بلوک­های تصادفی با سه تکرار در سال 140۳-140۲ انجام شد. تیمارهای مورد بررسی شامل تنش شوری در چهار سطح (صفر، 30، 60 و 90 میلی­مولار کلرید سدیم) و محلول­پاشی با اسید سالیسیلیک در چهار سطح (صفر، 1 و 5/1 و 2 میلی­مولار) می‌باشد. با افزایش سطح شوری، سطح برگ و رنگیزه‌های فتوسنتزی در گیاه موسیر به­طور ‌معنی‌داری کاهش یافت، به­طوری­که کمترین وزن تر و خشک پیاز در گیاهان تحت تنش شدید شوری (90 میلی‌مولار) ثبت گردید. تیمار شوری از زمان کشت پیازها اعمال شد و محلول­پاشی اسید سالیسیلیک در چهار، شش و هشت هفته بعد از کاشت انجام گردید. مقدار ترکیبات اسمولیتی، فنل کل، آلیسین و پیروات و همچنین فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی با افزایش شدت تنش افزایش معنی‌داری نشان دادند. براساس نتایج حاصل، محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک در افزایش مقاومت به شوری گیاه موسیر مؤثر بود، بطوریکه از طریق افزایش ظرفیت آنتی­اکسیدانی از نظر ترکیبات آنتی­اکسیدانی (فنل کل، پیروات و آلیسین) و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدان (کاتالاز، پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و سوپر اکسید دیسموتاز)، منجر به محدود شدن قابل توجه تجمع پراکسید هیدروژن و پراکسیداسیون لیپیدها در موسیر گردید. براساس نتایج حاصل، مقاومت به شوری گیاه موسیر در واکنش به محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک با افزایش ظرفیت آنتی‌اکسیدانی گیاه در ارتباط می­باشد که منجر به بهبود میزان رنگیزه­های فتوسنتزی و در نتیجه عملکرد پیاز موسیر در شرایط شوری شد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بهبود رشد و عملکرد گوجه‌فرنگی رقم 240 (Lycopersicon esculentum cv. 240) تحت پوشش نور تکمیلی و محلول‌پاشی فسفر و کلسیم

صفحه 262-251

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60433.0

لادن آژدانیان، حسین آرویی، مجید عزیزی

چکیده به‌عنوان یک منبع نور مصنوعی، لامپ­های LED می­توانند به رشد بهتر و سریع­تر محصولات گلخانه­ای کمک شایانی کنند. در این بین، نور آبی و قرمز برای رشد گیاه از اهمیت ویژه­ای برخوردار می­باشند. در این تحقیق، اثر متقابل نور تکمیلی و تغذیهبه‌صورت یک آزمایش گلدانی تحت شرایط کشت بدون خاک در گلخانه بر روی گوجه‌فرنگی رقم ’هیبرید 240‘(Lycopersicon esculentum cv.240) ، در قالب آزمایش کرت­های خردشده برپایه طرح کاملاً تصادفی با سه تیمار نوری شامل نور طبیعی (شاهد)، 60 درصد نور قرمز+ 40 درصد نور آبی و 90 درصد نور قرمز + 10 درصد نور آبی و دو تیمار تغذیه شامل عدم محلول‌پاشی با کود تجاری کالفومیت (محلول تجاری کالفومیت حاوی عناصر فسفر و کلسیم در غلظت بالا به همراه عناصر ریزمغذی) و محلول‌پاشی با غلظت دو در هزار در سه تکرار پایه‌ریزی و اجرا شد. نتایج بدست‌آمده نشان داد که کاربرد نور تکمیلی بر عملکرد میوه، قطر ساقه و ارتفاع بوته، مدت زمان رسیدن محصول و تعداد برگ (p0.05) معنی‌دار بود، به‌طوری‌که بیشترین ارتفاع مربوط به تیمار نوری 60 درصد قرمز + 40 درصد آبی (38/25 متر) و کمترین آن در تیمار نوری شاهد (72/20 متر) مشاهده شد. همچنین کوتاه‌ترین زمان رسیدن مربوط به تیمار نوری 90 درصد قرمز+ 10 درصد آبی در مدت 29 روز و بیشترین زمان صرف‌شده تا رسیدن محصول مربوط به شاهد در 45 روز بود. محلول‌پاشی با کالفومیت توانست بر قطر ساقه و تعداد برگ اثر معنی‌داری بگذارد. در صفاتی مانند عملکرد میوه، تعداد گل و برگ اثر متقابل تغذیه و نور تکمیلی نیز معنی‌دار بود. بیشترین تعداد برگ مربوط به تیمار نوری 60 درصد قرمز + 40 درصد آبی و همچنین محلول‌پاشی با کالفومیت (118 عدد) بود. همچنین بیشترین تعداد گل (50 عدد) مربوط به تیمار نوری 90 درصد قرمز + 10 درصد آبی و کالفومیت و کمترین تعداد گل (15 عدد) مربوط به تیمار شاهد بود. از لحاظ عملکردی، بیشترین عملکرد (3553 گرم میوه در بوته) در تیمار محلول‌پاشی‌شده با کالفومیت به همراه تیمار نوری 90 درصد قرمز + 10 درصد آبی حاصل شد و کمترین آن (434 گرم میوه در بوته) مربوط به تیمار نوری شاهد و عدم محلول‌پاشی بود. به نظر می‌رسد که کاربرد نورهای تکمیلی به همراه تغذیه مناسب می­تواند عملکرد و رشد و توسعه گیاه گوجه‌فرنگی را در شرایط گلخانه بهبود بخشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

پاسخ مورفوفیزیولوژیک و فیتوشیمیایی ریحان (Ocimum basilicum L.) به طیف‌های نوری مختلف و محلول‌پاشی اسید آسکوربیک

صفحه 280-263

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93634.1431

سروش تفاخری، وحید اکبرپور، محمد کاظم سوری

چکیده ریحان (Ocimum basilicum L.) از جمله گیاهان سبزی-دارویی ارزشمند و متعلق به فصل گرم است که در شرایط نور پایین فصل سرد، با افت رشد و عملکرد مواجه می‌شود. این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر طیف‌های مختلف نور LED و محلول‌پاشی اسید‌ آسکوربیک روی برخی از صفات مورفولوژیک و رنگیزه‌های فتوسنتزی ریحان، در سال 1403 به‌صورت گلدانی و در قالب طرح کرت‌های خرد شده برپایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار انجام شد. عامل اصلی شامل چهار ترکیب طیفی نور (آبی-قرمز به نسبت‌های 75:25، 50:50، 25:75 و نور کامل) و عامل فرعی، محلول‌پاشی اسید‌ آسکوربیک در دو سطح (کاربرد غلظت 5/0 در هزار و عدم کاربرد) بود. نتایج نشان داد که تیمار نور قرمز-آبی (75:25) موجب بهبود معنی‌دار صفاتی چون قطر ساقه (8 درصد)، تعداد شاخه جانبی (26 درصد)، تعداد برگ (15 درصد)، وزن تر برگ (39 درصد) و وزن خشک بوته (25 درصد) در مقایسه با شاهد شد. محلول‌پاشی اسید‌ آسکوربیک نیز اثر افزایشی قابل توجهی در این صفات داشت، به‌طوری‌که قطر ساقه، تعداد شاخه جانبی، تعداد برگ، وزن تر برگ، و وزن خشک بوته به‌ترتیب 23 درصد، 21 درصد، 20 درصد، 44 درصد و 31 درصد افزایش یافتند. همچنین بیشترین حجم و وزن خشک ریشه در تیمار تلفیقی نور آبی-قرمز (75:25) و اسید‌ آسکوربیک مشاهده شد. بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی در تیمار نور قرمز-آبی (50:50) بدون محلول‌پاشی و بیشترین فلاونوئید نیز در تیمار قرمز-آبی (75:25) حاصل گردید. نتایج نشان داد که ترکیب طیف‌های نوری منتخب همراه با کاربرد اسید‌ آسکوربیک، راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد و کیفیت ریحان در شرایط نور محدود می‌باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی تأثیر اسید هیومیک و پتاسیم سیلیکات بر شاخص­های رشد، عملکرد و اسانس زیره سبز (Cuminum cyminum L.)

صفحه 296-281

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93814.1433

محمد حسین امینی فرد، لیلا اسدالللهی، حسن بیات

چکیده زیره سبز (Cuminum cyminum L.) از جمله مهم‌ترین و اقتصادی‌ترین گیاهان دارویی مناطق خشک و نیمه‌خشک کشور محسوب می­شود. به­منظور بررسی اثر اسید هیومیک و پتاسیم سیلیکات بر رشد و عملکرد زیره سبز آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1402 انجام شد. عامل اول شامل اسید هیومیک در سه سطح (صفر، 5 و 10 کیلوگرم در هکتار) و عامل دوم پتاسیم سیلیکات در سه سطح (صفر، دو و چهار در هزار) بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که مصرف پتاسیم سیلیکات و اسید هیومیک بر خصوصیات رویشی، زایشی و اسانس زیره سبز معنی­دار بود، به­طوری­که بیشترین ارتفاع بوته و تعداد ساقه فرعی از مصرف دو در هزار پتاسیم سیلیکات و بیشترین وزن تر و خشک بوته از مصرف چهار در هزار پتاسیم سیلیکات به دست آمد. نتایج اثر متقابل تیمارها نشان داد که بیشترین وزن هزاردانه، عملکرد دانه و عملکرد اسانس از مصرف چهار در هزار پتاسیم سیلیکات و 10 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک و بیشترین ارتفاع بوته، تعداد چترک و تعداد دانه در چترک از مصرف دو در هزار پتاسیم سیلیکات و 5 کیلوگرم در هکتار اسید هیومیک به دست آمد. با‌ توجه به ‌یافته­های این پژوهش، به­نظر می­رسد که استفاده هم‌زمان از پتاسیم سیلیکات (چهار در هزار) و اسید هیومیک (10 کیلوگرم در هکتار) می­تواند برای بهبود بخشیدن به عملکرد دانه و اسانس زیره سبز مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر حجم سلول سینی نشاء و کیفیت نور بر رشد، شاخص‌های فتوسنتزی و کیفیت نشاء پیاز

صفحه 316-297

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93976.1435

فهیمه قائمی زاده، فرشاد دشتی

چکیده استفاده از حجم مناسب سلول سینی نشاء و کیفیت نور می‌تواند منجر به بهبود کیفت نشاء پیاز شود. بدین منظور، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل شامل دو سطح حجم سلول (28 و 18 سی‌سی) و سه سطح ترکیب نوری (75 درصد قرمز: 25 درصد آبی، 50 درصد قرمز: 50 درصد آبی، 75 درصد آبی: 25 درصد قرمز) و در سه تکرار روی پیاز رقم قرمز آذرشهر اجرا شد. پس خروج اولین برگ حقیقی (طول برگ‌لپه‌ای حدود پنج سانتی‌متر)، گیاهان به اتاقک رشد مجهز به لامپ‌های ال‌ای‌دی منتقل و به مدت 45 روز تحت تیمار نوری قرار گرفتند. براساس نتایج به‌دست‌آمده، در سلول 18 سی‌سی در مقایسه با 28 سی‌سی و در تمامی سطوح نوری، طول نشاء، طول پهنک بلندترین برگ و طول ساقه مجازی افزایش و طول ریشه، وزن تر و وزن خشک کاهش یافت. امّا در سلول 18 سی‌سی استفاده از تیمار نوری 75 درصد قرمز : 25 درصد آبی، بالاترین کیفیت نشاء با طول 5/25 سانتی‌متر، قطر ساقه مجازی 13/2 میلی‌متر، طول ساقه مجازی 4/3 میلی‌متر و وزن خشک 34 میلی‌گرم را منجر شد. اگرچه در تمام سطوح نوری کاهش حجم سلول منجر به کاهش رنگیزه‌های فتوسنتزی، Fv/Fm، کاهش دی‌اکسید‌کربن زیر روزنه، نرخ فتوسنتز، کربوهیدرات محلول و میزان فنل شد. امّا بالاترین میزان این شاخص‌ها در سلول کوچک، در تیمار نوری 75 درصد قرمز : 25 درصد آبی مشاهده شد. در مجموع، به نظر می‌رسد که در سلول کوچک‌تر با تراکم کاشت بالا، استفاده از ترکیب نوری 75 درصد قرمز : 25 درصد آبی می‌تواند منجر به بهبود رشد و افزایش کیفیت نشاء گردد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود مقاومت به تنش اکسیداتیو و افزایش کیفیت و ماندگاری گل شاخه‌بریده مریم (Polianthes tuberosa) با ترکیبات ضدمیکروبی و آنتی‌اکسیدانی

صفحه 332-317

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94068.1439

محسن محمدی، داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی

چکیده این مطالعه با هدف بررسی تأثیر سولفات آلومینیوم، اسانس گیاه چوچاق (Eryngium spp.)، کلرید کبالت و ۸-هیدروکسی‌ کوئینولین سولفات بر عمر پس از برداشت گل شاخه‌بریده مریم (Polianthes tuberosa) انجام شد. گل‌های شاخه‌بریده مریم به‌دلیل اهمیت زینتی و اقتصادی بالا، با چالش‌هایی مانند کاهش عمر گلجای و افت کیفیت پس از برداشت مواجه هستند. این مشکل عمدتاً ناشی از عوامل مختلفی مانند کم‌آبی، انسداد آوندها به‌دلیل رشد باکتری‌ها، تجمع اتیلن و تنش‌های اکسیداتیو است. پژوهش حاضر شامل ۱۳ تیمار از سطوح مختلف ترکیبات ضدمیکروبی و آنتی‌اکسیدانی (سولفات آلومینیوم در سه سطح ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ میلی‌گرم در لیتر؛ اسانس چوچاق در سه سطح ۱۰، ۲۰ و ۴۰ درصد؛ کلرید کبالت در سه سطح ۲۰۰، ۳۰۰ و ۴۰۰ میلی‌گرم در لیتر؛ ۸-هیدروکسی‌ کوئینولین سولفات در سه سطح ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میلی‌گرم در لیتر؛ و یک شاهد)، در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد. عمر گلجای، جذب آب، کاهش وزن تر، محتوای کلروفیل، میزان مالون‌دی‌آلدئید به‌عنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدها، تعداد کلونی‌های باکتری و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تیمار با سولفات آلومینیوم در غلظت‌های ۱۰۰ و ۵۰ میلی‌گرم در لیتر به‌طور معنی‌داری عمر گلجای را افزایش داده و از کاهش وزن تر جلوگیری کرد. سولفات آلومینیوم با بهبود جذب آب و حفظ محتوای کلروفیل، به افزایش ماندگاری گل‌ها کمک کرد. اسانس چوچاق به‌ویژه در غلظت‌های ۲۰ و ۴۰ میلی‌گرم در لیتر نیز به‌دلیل خواص ضدمیکروبی و آنتی‌اکسیدانی، تأثیر مثبتی بر حفظ کیفیت گل‌ها داشت. یافته­ای این آزمایش راهکارهای جدیدی را برای صنعت گل‌های زینتی ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که استفاده از این ترکیبات می‌تواند به‌عنوان یک روش مؤثر برای بهبود عمر پس از برداشت و کیفیت گل‌های شاخه‌بریده مریم مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تولید و مقایسه خصوصیات کمّی و کیفی فامیل­های نیمه­خواهری با والدین در پیاز (Allium cepa L.) روزکوتاه

صفحه 348-333

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94114.1440

عبدالستار دارابی، زهرا عباسی

چکیده هدف اصلی از اجرای برنامه­های اصلاحی، تغییر و بهبود ژنتیکی صفات مورد نظر در گونه منتخب گیاهی و تولید ارقام با پتانسیل تولید بیشتر است. برای ایجاد ارقام آزاد گرده­افشان، روش پلی­کراس گزینه­ای مناسب، کم‌هزینه و آسان است که منجر به تولید فامیل­های نیمه­خواهری می­شود. از این­رو، برای تولید فامیل­های نیمه­خواهری، بذور نُه رقم انتخابی پیاز (Allium cepa L.) روزکوتاه (هشت هیبرید سحر، پالیز، صبا، ساوانا سوئیت، گلدن‌آی، داستر و ایمپراتریز و رقم آزادگرده‌افشان تگزاس ارلی­گرانو) در اوایل آذرماه سال 1399 در گلخانه مرکز تحقیقات اصفهان کشت شدند.پس از اجرای طرح ژنتیکی پلی­کراس در خزانه در قالب نقشه مربع لاتین، فامیل‌های نیمه­خواهری در سال 1400 تهیه شدند. در سال زراعی 1402-1401 خصوصیات کمّی و کیفی نتاج به همراه والدین در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی شامل 18 تیمار با سه تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی بهبهان مقایسه شدند. رقم پالیز حداکثر عملکرد (31/79 تن در هکتار) را تولید نمود، ولی افزایش عملکرد این رقم نسبت به ارقام سحر، صبا، ساوانا­سویت و گلدن­آی و فامیل­های نیمه­خواهری صبا و تگزاس‌ارلی­گرانو معنی­دار نشد. رقم تگزاس­ارلیگرانو بیشترین درصد ماده خشک سوخ (87/8) را به خود اختصاص داد. کاهش این صفت در ارقام صبا و پریماورا و ژنوتیپ نیمه­خواهری ساوانا سویت در مقایسه با این رقم قابل توجه نبود. از نظر انبارمانی، کمترین میزان ضایعات (74/9 درصد) در رقم سحر ثبت شد. اختلاف این صفت در ارقام پالیز، صبا، پریماورا و تگزاس­­گرانوارلی و فامیل‌های نیمه­خواهری پالیز، ساوانا­سویت، داستر، پریماورا و تگزاس‌ارلی­گرانو در مقایسه با رقم مزبور ­قابل ملاحظه نبود. براساس این نتایج و مقایسه تاریخ رسیدگی، عملکرد و ضایعات انباری سوخ در نتایج نیمه‌خواهری با والد مادری و میانگین والدین و با تأکید بر دو معیار عملکرد و خاصیت انبارمانی، نتاج نیمه‌خواهری تگزاس‌ارلی‌گرانو، صبا و داستر انتخاب شدند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر فرآیند رسیدن بر خصوصیات کمّی و کیفی میوه دو توده ملون (Cucumis melo L.) کم‌تر شناخته‌شده

صفحه 366-349

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94365.1445

الناز سلیمانی‌فرد، کامبیز مشایخی، سیدجواد موسوی‌زاده، مهدی زارعی

چکیده به‌منظور بررسی تأثیر فرآیند رسیدن بر خصوصیات کمّی و کیفی میوه دو توده ملون (Cucumis melo L.) کم‌تر شناخته‌شده (چاقرچه و زامچه)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل برپایه طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار طی دو سال انجام شد. نتایج نشان داد که بین زمان‌های مختلف برداشت در تمام صفات اندازه‌گیری‌شده در هر دو توده تفاوت معنی‌داری وجود داشت. در هر دو توده، وزن تر، طول و قطر میوه، ضخامت گوشت و درصد گوشت میوه طی دوره رشد‌و‌نمو میوه به‌طور معنی‌داری افزایش یافتند، در‌حالی‌که سفتی بافت میوه، ضخامت پوست، درصد پوست و درصد بذر روند کاهشی معنی‌داری از خود نشان دادند. هم‌چنین میزان مواد جامد محلول، درجه اسیدی و شاخص طعم طی دوره رسیدگی میوه در هر دو توده به‌طور معنی‌داری افزایش یافتند، در‌حالی‌که مقدار اسیدیته قابل تیتراسیون در همین دوره روند کاهشی معنی‌داری داشت. با پیشرفت رسیدن میوه، سطوح اسید‌ آسکوربیک، فنل کل و فعالیت آنتی‌اکسیدانی روند افزایشی از خود نشان دادند، به‌طوری‌که طی 30 روز پس از تشکیل میوه به حداکثر میزان خود رسیدند، امّا پس از آن تا پایان دوره برداشت به‌طور معنی‌داری کاهش یافتند. هم‌چنین بین دو توده ملون مورد بررسی در تمامی صفات اندازه‌گیری‌شده تفاوت معنی‌داری وجود داشت، به‌طوری‌که بیشترین وزن تر، طول و قطر میوه، سفتی بافت میوه، ضخامت پوست، ضخامت گوشت، درصد پوست، درصد بذر، اسیدیته قابل تیتراسیون، اسید‌ آسکوربیک، فنل کل و فعالیت آنتی‌اکسیدانی در چاقرچه ثبت گردید. نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق نشان داد که فعالیت آنتی‌اکسیدانی همبستگی مثبت و بسیار معنی‌داری با فنل‌ کل (r = 0.936) و اسید‌ آسکوربیک (r = 0.869) داشت. با توجه به داده‌ها، درجه رسیدگی و نوع توده، شاخص‌های اصلی و مهم کنترل‌کننده خصوصیات کمّی و کیفی میوه ملون می‌باشند. هم‌چنین این نتایج، بینش‌ علمی در مورد زمان برداشت برای به حداکثر رساندن ارزش غذایی و بازارپسندی دو توده ملون ارائه می‌دهد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر دما و اسید سولفوریک بر بهبود جوانه‌زنی بذور سه جمعیت گیاه دارویی موسیر ایرانی(Allium hirtifolium) و ارزیابی خصوصیات میکرومورفولوژی با استفاده از میکروسکوپ الکترونی نگاره(SEM)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 12 اسفند 1402

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.84817.1295

هدی ساجدی مهر، محیا ساجدی مهر، مجید عزیزی

چکیده چکیده

گیاهان دارویی با سطح بالایی از فعالیت‌های آنتی‌اکسیدانی، به دلیل تأثیر بر طیف وسیعی از بیماری‌ها از قبیل: دیابت، بیماری‌های التهابی، پارکینسون، آلزایمر، بیماری‌های قلبی و عروقی، فشار خون و دیگر بیماری‌های ناشی از استرس اکسیداتیو، از اهمیت بالایی برخوردار هستند.گیاه موسیر یکی از بزرگ‌ترین جنس از گروه تک لپه‌ها است. در پژوهش حاضر، تأثیر چهار دمای مختلف ( 5، 10، 15و 20 درجه‌ی سانتی‌گراد) و چهار زمان متفاوت اسید‌شویی با اسید سولفوریک ( 0، 5، 10، 15 دقیقه) بر جوانه‌زنی و خصوصیات میکرومورفولوژی بذور سه جمعیت (فریدون‌شهر، تیران و خوانسار) گیاه موسیر مورد بررسی قرار گرفت. از طرف دیگر، میکروسکوپ الکترونی اسکن (نگاره) (SEM) با درجات مختلفی از بزرگ‌نمایی، برای تأثیر تیمار اسید سولفوریک، بر روی سطح بذور استفاده گردید. آزمایش به ‌صورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. در پایان آزمایش، صفات درصد جوانه‌زنی، میانگین مدت زمان جوانه‌زنی، سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه و طول ساقچه اندازهگیری شد. همچنین صفاتی نظیر قطر، طول، حجم و وزن بذور نیز مورد بررسی آماری قرار گرفتند. نتایج میکروسکوپ الکترونی نشان داد، در هر سه جمعیت بذور گیاه موسیر ایرانی، پوسته‌ی بذر، پس از استفاده از تیمار اسیدشویی به وسیله‌ی اسید سولفوریک با زمان 15 دقیقه، دچار تغییرات محسوس و معنی‌داری نسبت به بذور شاهد شده و برجستگی‌های سطح بذر، توسط اسید سولفوریک از بین رفته و سطح بذر حالت فرورفتگی و برآمدگی‌های طبیعی خود را نسبت به شاهد ندارد. همچنین تأثیر دما، مدت زمان اسیدشویی و جمعیت بذور، برصفات درصد جوانه‌زنی، سرعت‌جوانه‌زنی، میانگین مدت زمان جوانه زنی، طول ریشه‌چه و طول ساقه‌چه، در سطح احتمال یک درصد، معنی‌دار بود. جمعیت فریدون‌شهر، بیشترین درصد‌جوانه‌زنی (16/69 درصد)، سرعت جوانه‌زنی 7/3 (تعداد بذر در روز) و میانگین مدت زمان جوانه‌زنی 64/9 (تعداد بذر در روز ) را در دمای 5 درجه‌ی ‌سانتی‌گراد و زمان 15 دقیقه اسیدشویی داشت. بیشترین طول ساقه‌چه و طول ریشه‌چه (7/19 و 81/8 (میلی‌متر) به ترتیب در جمعیت تیران با دمای 20 درجه‌ی سانتی‌گراد و زمان 15 دقیقه اسیدشویی و جمعیت خوانسار با دمای 20 درجه‌ی سانتی‌گراد و زمان 5 دقیقه اسیدشویی داشت. نتایج نشان می‌دهد، با توجه به خواب بذور و نیاز سرمایی در آن‌ها، بهترین دما، برای جوانه‌زنی بذور گیاه موسیر، دمای 5 درجه‌ی سانتی‌گراد با زمان 15 دقیقه اسیدشویی توسط اسید سولفوریک است. تنوع در جمعیت‌های گیاه موسیر، تأثیر به سزایی در نحوه‌ی عملکرد در بهبود جوانه‌زنی بذور، در این گیاه دارد.



واژه‌های کلیدی: تنوع موسیر( مورفولوژی بذر )، چینه سرمایی، خراش‌دهی بذر، جوانه‌زنی، میکروسکوپ الکترونی‌ روبشی (SEM)

کوتاه پژوهشی سبزیکاری

بررسی خصوصیات کیفی برخی از ارقام و لاین‌های تجاری کاهو

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 آبان 1404

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94326.1443

سید حسن موسوی، نسرین فرهادی

چکیده در پژوهش حاضر صفات بیوشیمیایی و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی ده ژنوتیپ کاهو (باتاویا، میگنونت، پرایز هد، بول رد، تانگو، فرانسوی قرمز، آیس‌گرین، لاین‌های 4، 7 و 20 رومن) در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه و آزمایشگاه تحقیقاتی پژوهشکده گلخانه و محیط‌های کنترل شده مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا نشاهای ژنوتیپ‌های مورد مطالعه تهیه و سپس در مزرعه کشت شدند. در پایان فصل رشد، در برگ‌های هر یک از ارقام و لاین‌های کاهو، میزان اسیدیته قابل تیتراسیون، pH، مواد جامد محلول، رنگیزه‌ها، فنول کل، آنتوسیانین و فعالیت آنتی‌اکسیدانی اندازه‌گیری شد. نتایج جدول تجزیه واریانس نشان داد که صفات کیفی مورد مطالعه به‌طور معنی‌دار تحت تأثیر نوع رقم کاهو قرار گرفتند. بیشترین اسیدیته قابل تیتراسیون (52/1 درصد)، pH (38/5) و مواد جامد محلول (83/6 بریکس) به‌ترتیب در ارقام بول رد، آیس گرین و لاین 20 رومن ثبت شد. بیشترین میزان کلروفیل a (36/13 میلی‌گرم در گرم وزن تر) و b (57/7 میلی‌گرم در گرم وزن تر) به‌ترتیب در رقم میگنونت و رقم فرانسوی قرمز ثبت گردید. لاین 20 رومن بیشترین و لاین 7 رومن کمترین مقدار کاروتنوئیدها را نشان دادند. تفاوت قابل توجهی بین ژنوتیپ‌های کاهو از نظر مقدار فنول کل مشاهده گردید. بیشترین مقدار فنول کل در رقم بول رد (17/616 میلی‌گرم در گرم وزن تر) و به دنبال آن رقم فرانسوی قرمز (95/553 میلی‌گرم در گرم وزن تر) ثبت گردید. ارقام بول رد و میگنونت به‌ترتیب با 768/3 و 823/1 میلی‌مول در گرم وزن تر بیشترین میزان آنتوسیانین را دارا بودند. از نظر ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، رقم بول رد (75/97 درصد)، لاین 20 رومن (41/93 درصد) و رقم میگنونت (74/92 درصد) دارای بالاترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی بودند. بر اساس نتایج به‌دست آمده ارقام بول رد، میگنونت، فرانسوی قرمز و لاین 20 رومن با داشتن خصوصیات مطلوب کیفی برای کشت و تولید کاهو قابل توصیه می‌باشند.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود کیفیت و ماندگاری میوه گوجه‌فرنگی گیلاسی رقم آذر با استفاده از نانوامولسیون حاوی موسیلاژ اسفرزه (Plantago psyllium) و اسانس مرزنجوش (Origanum vulgar)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 آبان 1404

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.95093.1454

سمیه بیگی، حسین آرویی، مجید عزیزی، محبوبه ناصری

چکیده گوجه‌فرنگی گیلاسی (Solanum lycopersicum cv. Azar) به‌دلیل اندازه کوچک، طعم مطلوب و ارزش غذایی بالا از جمله ویتامین C، از اهمیت اقتصادی و تغذیه‌ای بالایی برخوردار است. این میوه به‌دلیل فساد میکروبی عمر کوتاهی دارد. در این راستا، بهره‌گیری از پوشش‌های خوراکی، ترکیبات ضدمیکروبی طبیعی و فناوری نانوامولسیون‌ها می‌تواند رویکردی مؤثر برای حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری این محصول محسوب شود. این پژوهش با هدف بررسی تاثیر موسیلاژ اسفرزه، اسانس مرزنجوش و نانوامولسیون حاوی این دو ترکیب بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی گوجه‌فرنگی گیلاسی رقم آذر انجام شد. این آزمایش در قالب طرح فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی به مدت ۲۸ روز نگهداری در دمای ۴ درجه سانتی‌گراد اجرا گردید. نتایج نشان داد اسانس مرزنجوش عمدتا از ترکیبات مونوترپنی (5/67 %) مانند گاما-ترپینن (۲/۲۴%)، ا-سیمن (۱/۲۰%) و کارواکرول (۹/۱۶%) تشکیل شد. نانوامولسیون حاوی موسیلاژ اسفرزه و اسانس مرزنجوش با اندازه ذرات ۳/۲۱۹ نانومتر، پتانسیل زتای ۵/۴۰- میلی‌ولت و شاخص پراکندگی ۱۸۴/۰، پایداری بالایی را نشان داد. این تیمار به‌طور معنی‌داری، کمترین کاهش وزن (3/78%) و بالاترین میزان آب میوه (76%)، کمترین چگالی آب میوه (6/77 %)، کمترین نشت الکترولیت و بار میکروبی را در مقایسه با گروه شاهد از خود نشان داد. علاوه‌براین، میزان ویتامین C (۱۳/۴ میلی‌گرم بر گرم وزن تر)، اسیدیته (۶۱/۰ درصد) و سفتی را حفظ نمود و در پایان دوره نگهداری کیفیت حسی برتری داشت. این اثرات مطلوب به دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی و ضد میکروبی قوی اسانس مرزنجوش و همچنین نقش موسیلاژ اسفرزه در ایجاد یک لایه محافظ نیمه‌تراوا روی میوه بود که باعث کاهش تنفس، تبخیر آب و فعالیت عوامل میکروبی گردید. در مجموع، استفاده از نانوامولسیون موسیلاژ اسفرزه حاوی اسانس مرزنجوش به‌عنوان یک پوشش طبیعی مؤثر، برای افزایش عمر انباری و حفظ کیفیت گوجه‌فرنگی گیلاسی پیشنهاد می‌شود.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بررسی تاثیر باکتری‌های محرک‌ رشد Pseudomonas putida وCurtobacterium spp و اسید ‌آمینه ال-گلوتامیک اسید بر خصوصیات رشدی و مورفوفیزیولوژیک گیاه‌ داوودی(Chrysanthemum morifolium) تحت شرایط شوری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 دی 1404

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95591.1466

فریبا باقری برما، عبدالحسین رضایی نژاد، مصطفی عالی‌فر، حسین میرزایی نجفقلی

چکیده به منظور ارزیابی امکان تعدیل تنش شوری در گیاه ‌داوودی (Chrysanthemum morifolium)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل تنش شوری در چهار سطح صفر، ۳۰، ۶۰، ۹۰ میلی‌مولار کلرید ‌‌‌سدیم، به‌صورت آبیاری هر سه روز یک بار (90 درصد ظرفیت زراعی) و فاکتور دوم در پنج سطح شامل شاهد، گلوتامیک ‌اسید ۳۰۰ و ۶۰۰ میلی‌مولار، باکتری‌های‌ محرک‌ رشد Pseudomonas putidaو Curtobacterium spp بود. نتایج نشان داد که افزایش شدت تنش شوری باعث کاهش معنی‌داری در ویژگی‎های رویشی و زیست توده، شاخص مقاومت به تنش، محتوای کلروفیلی برگ و محتوای نسبی ‌آب شد. همچنین منجر به افزایش معنی‌دار در طول ریشه، نشت الکترولیت، میزان مالون ‌دی‌آلدهید و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی شد. استفاده از باکتری‌های ‌محرک‌‌ رشد و گلوتامیک‌ اسید منجر به افزایش معنی‌دار در ویژگی‌های مورد مطالعه نسبت به شاهد شد. باکتری ها و اسید آمینه با افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و بهبود تعادل آبی ازطریق افزایش محتوای نسبی آب و ثبات غشای سلولی اثرات تنش شوری را بهبود بخشیدند. به‌طور‌کلی، نتایج حاصل از این پژوهش نشان ‌داد که در شوری صفر و ۳۰ میلی‌مولار کاربرد گلوتامیک ‌اسید ۶۰۰ میلی‌مولار و در شوری ۶۰ و 90 میلی‌مولار گلوتامیک ‌اسید ۳۰۰ میلی‌مولار بیشترین تاثیر را داشتند. گیاهان در شوری90 میلی‌مولار به گل نرفتند. در تمامی سطوح تنش Curtobacterium spp موثرتر از Pseudomonas putida بود. این نتایج نشان می‌دهد که استفاده از مواد محرک رشد فوق می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود مقاومت و حفظ عملکرد گیاه داوودی در شرایط شور مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی بیولوژی گلدهی، گرده افشانی و تشکیل میوه در تعدادی از ارقام و ژنوتیپ های عناب (Ziziphus jujuba Mill.) و معرفی والد مادری مناسب برای دوررگ‌گیری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 بهمن 1404

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95120.1459

سیدعلی موسوی نژاد، محمدرضا فتاحی مقدم، ذبیح اله زمانی، هادی زراعتگر

چکیده عناب از گیاهان مهم و اقتصادی در استان خراسان جنوبی ایران است که پژوهش‌های اصلاحی برای آن ضروری است. هدف از این پژوهش، مطالعه بیولوژی گلدهی برخی نمونه های ایرانی و چینی عناب، بررسی موانع تلاقی کنترل شده در آن و یافتن والد مادری مناسب برای برنامه‌های اصلاحی بود. بدین‌منظور صفات زایشی پنج رقم و یک ژنوتیپ امیدبخش عناب موجود در کلکسیون مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان جنوبی ارزیابی شدند و گرده‌افشانی و امکان تلاقی میان آن‌ها بررسی شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که ارقام و ژنوتیپ‌های مورد مطالعه در اکثر صفات مورد مطالعه در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی‌داری داشتند. درصد تشکیل میوه در حالت گرده‌افشانی آزاد بین صفر تا 64/31 درصد متغیر بود که بالاترین آن در رقم لی مشاهده شد؛ با این حال این رقم هیچ جنین سالمی تولید نکرد. به طور کلی در میوه عناب درصد بالایی بذر پوک و بذر با جنین ناقص یا سقط شده مشاهده می‌شود. در میان نمونه‌های مورد مطالعه، رقم لانگ و ژنوتیپ ۱ بالاترین درصد تشکیل جنین سالم را دارا بودند (به‌ترتیب 9/22 و 51/16 درصد). گرده‌افشانی کنترل‌شده نشان داد والد پدری نیز نقش موثری در درصد تشکیل میوه دارد. در هیچ‌کدام از نمونه‌های مورد مطالعه، هر گل به‌تنهایی نمی‌توانست خود را بارور کرده و تبدیل به میوه شود که این نشان می‌دهد در صورتی که هرکدام از این ارقام به‌عنوان والد مادری در برنامه‌های اصلاحی در نظر گرفته شوند، برای تلاقی کنترل شده نیازی به اخته کردن ندارند و فقط کافی است گل‌ها با کیسه‌ای پوشیده شوند تا با گرده خارجی آلوده نشوند. نهایتاً رقم لانگ و ژنوتیپ 1 باتوجه به درصد تشکیل میوه و جنین بالاتر، به‌عنوان والد مادری مناسب در برنامه‌های اصلاحی عناب برای انجام تلاقی پیشنهاد می‌شوند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی اثر سطوح مختلف کود اسید فولیک و سولفات پتاسیم بر عملکرد کمی و کیفی زیره سبز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 اسفند 1404

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.96511.1475

لیلا اسداللهی، محمد حسین امینی فرد، حسن بیات

چکیده زیره سبز به‌عنوان یکی از گیاهان دارویی ارزشمند مناطق خشک و نیمه‌خشک، بهبود عملکرد و کیفیت بیوشیمیایی آن از طریق مدیریت تغذیه‌ای مؤثر اهمیت ویژه‌ای دارد. به‌منظور بررسی اثر اسید فولیک و سولوپتاس بر عملکرد کمی و کیفی زیره سبز آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه بیرجند در سال 1402 انجام شد. فاکتور اول شامل اسید فولیک در سه سطح (0، 5 و 10 کیلوگرم در هکتار) و فاکتور دوم سولفات پتاسیم (سولوپتاس) در سه سطح (0، 2 و 4 در هزار) بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که مصرف سولوپتاس و اسید فولیک بر خصوصیات زایشی و خصوصیات بیوشیمیایی زیره سبز معنی‌دار بود نتایج اثر متقابل تیمارها نشان داد که بیشترین تعداد چترک از مصرف 4 در هزار سولو پتاس و 10 کیلوگرم در هکتار اسید فولیک و بیش‌ترین وزن هزاردانه از مصرف 2 در هزار سولو‌پتاس و 5 کیلوگرم در هکتار اسید فولیک به‌دست آمد. بیشترین عملکرد دانه از مصرف 2 در هزار سولوپتاس و 10 کیلوگرم در هکتار اسید فولیک به دست آمد. بیشترین میزان فنول، فلاونوئید، آنتی اکسیدان و عملکرد اسانس از مصرف 4 در هزار سولوپتاس و 10 کیلوگرم در هکتار اسید فولیک به دست آمد. با توجه به یافته‌های این پژوهش به‌نظر می‌رسد استفاده همزمان از سولوپتاس (2 و 4 در هزار) و اسید فولیک (10 کیلوگرم در هکتار) می‌تواند برای بهبود بخشیدن به عملکرد دانه و خصوصیات بیوشیمیایی زیره سبز مورد استفاده قرار گیرد.خصوصیات بیوشیمیایی زیره سبز مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بهینه‌سازی دمای خشک‌کن با تمرکز بر ترکیبات بیوشیمیایی و ویژگی‌های رنگ کاسبرگ‌های چای ترش (Hibiscus sabdariffa)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 اسفند 1404

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.92352.1417

فاطمه برنا، لیلا صیدمحمدی

چکیده چای‌ترش (Hibiscus sabdariffa) به‌عنوان یکی از گیاهان دارویی مهم، حاوی ترکیبات زیست‌فعالی مانند آنتوسیانین‌ها، ‌فنل‌ها و فلاونوئیدها است که نقش مهمی در خواص آنتی‌اکسیدانی و رنگ‌دهی آن دارند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر دماهای مختلف خشک‌کردن (30، 50، 70 و 85 درجه سانتی‌گراد) بر ترکیبات بیوشیمیایی و شاخص‌های رنگ کاسبرگ‌های چای‌ترش در سال 1402 در گروه باغبانی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان انجام شد. کلیه نمونه‌های گیاهی مورد استفاده در این تحقیق از یک مزرعه واقع در شهرستان باوی، در یک زمان مشخص و تحت شرایط کاملاً یکسان جمع‌آوری شدند. نتایج نشان داد که دمای 70 درجه سانتی‌گراد به‌عنوان دمای بهینه برای خشک‌کردن کاسبرگ‌های چای‌ترش شناخته می‌شود، چرا که در این دما بیشترین میزان ترکیبات فنلی (3/1560 میلی‌گرم اسید گالیک در 100 گرم وزن خشک)، فلاونوئیدی (96/415 میلی‌گرم کوئرستین در 100 گرم وزن خشک) و آنتوسیانین‌ها (48/48 میلی‌گرم سیانیدین-3-گلوکوزید در گرم وزن خشک) حفظ ‌شد. همچنین بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی و شدت رنگ قرمز نیز در این دما مشاهده گردید. در مقابل، افزایش دما به 85 درجه سانتی‌گراد منجر به کاهش چشمگیر آنتوسیانین‌ها (69/1 میلی‌گرم) و افزایش قابل‌توجه شاخص قهوه‌ای شدن (25/18) شد. این تغییرات، همراه با کاهش درصد رنگ قرمز و افزایش درصد رنگ آبی، به وضوح نشان‌دهنده تخریب ترکیبات زیست‌فعال و کاهش کیفیت رنگ محصول بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها، همبستگی مثبت بین فعالیت آنتی‌اکسیدانی با محتوای آنتوسیانین و فلاونوئیدها و همبستگی منفی قوی بین شاخص قهوه‌ای شدن و محتوای آنتوسیانین را تأیید کرد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد کنترل دقیق دما در فرآیند خشک‌کردن برای حفظ کیفیت بیوشیمیایی و ظاهری کاسبرگ‌های چای‌ترش ضروری است و دمای ۷۰ درجه سانتی‌گراد به‌عنوان بهترین دما توصیه می‌شود، در حالی که دماهای بالاتر (مانند ۸۵ درجه) به دلیل تخریب ترکیبات حساس، کیفیت محصول را به شدت کاهش می‌دهند و باید از آن‌ها اجتناب کرد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی ویژگی‌های بیوشیمیایی هفت ژنوتیپ‌ بومی بادام در منطقه خدابنده، استان زنجان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97655.1494

رسول جعفری، ولی ربیعی، علی سلیمانی، رقیه محمودی

چکیده بادام، به‌عنوان یک گونه سازگار در مناطق معتدله، قادر به تطبیق با شرایط خاک و اقلیم‌های مختلف است و همین امر منجر به شکل‌گیری ژنوتیپ‌های متنوع با ویژگی‌های باغبانی و آجیلی متفاوت شده است. به‌منظور ارزیابی خصوصیات بیوشیمیایی و شناسایی ژنوتیپ‌های برتر، مطالعه‌ای بر روی هفت ژنوتیپ بومی بادام در منطقه خدابنده استان زنجان، در قالب طرح بلوک کامل تصادفی و در سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان‌دهنده وجود تنوع قابل‌توجه بین ژنوتیپ‌ها از نظر صفات بیوشیمیایی بود. بیشترین و کمترین ظرفیت آنتی‌اکسیدانی با میانگین 37/29 و 34/13 درصد به‌ترتیب در ژنوتیپ‌های آقبلاغ 1 و آقبلاغ 4 مشاهده شد. همچنین، بیشترین مقادیر فنول کل، فلاونوئید و ویتامین E به‌ترتیب مربوط به ژنوتیپ‌های ولی‌داغی 3، آقبلاغ 4 و آقبلاغ 2 بود. بعلاوه، ژنوتیپ ولی‌داغی 3 بیشترین مقدار پروتئین، خاکستر و فیبر خام را دارا بود، در حالی‌که بیشترین میزان چربی در ژنوتیپ آقبلاغ 2 مشاهده شد. بررسی میزان عناصر معدنی نشان داد ژنوتیپ آقبلاغ 1 از نظر عناصر نیتروژن، فسفر، پتاسیم، روی و مس برتری داشت و بیشترین مقادیر منگنز و آهن به‌ترتیب در ژنوتیپ‌های آقبلاغ 2 و ولی‌داغی 2 ارزیابی شد. نتایج تجزیه به مؤلفه‌های اصلی نشان داد دو مؤلفه اول در مجموع 61/52 درصد (مؤلفه اول با سهم 17/31 درصد و مؤلفه دوم با 44/21 درصد از واریانس کل) از تنوع کل داده‌ها را تبیین کردند و بر اساس صفات مورد بررسی، ژنوتیپ‌ها در چهار گروه مجزا طبقه‌بندی شدند. در نهایت می‌توان ژنوتیپ‌های آقبلاغ 1و2 را به دلیل دارا بودن مقادیر بالای ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، چربی، فیبر، ماده خشک، ویتامین E و برخی عناصر معدنی بالا و ولی‌داغی 3 را به دلیل سطوح بالای فنول کل، پروتئین، فیبر و خاکستر به عنوان ژنوتیپ‌هایی با ارزش تغذیه‌ای بالا به عنوان ژنوتیپ‌هایی مناسب کاربردهای صنعتی و فرآوری جهت استفاده در برنامه‌های اصلاحی بادام پیشنهاد نمود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی امکان سنجی تولید انگور در شرایط گلخانه‌ای در استان خراسان رضوی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95687.1474

ابراهیم گنجی مقدم، سید ابوالقاسم حقایقی مقدم، نجمه محمدزاده، ملیحه مرشدلو

چکیده تغییرات اقلیمی در سال‌های اخیر به یکی از چالش‌های جدی در کشاورزی تبدیل شده است. کشت گلخانه‌ای انگور به دلیل حفظ درختان میوه در شرایط تنش‌های محیطی، تولید محصول نوبرانه و استفاده بهینه از منابع آبی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این پژوهش در گلخانه به مساحت 2500 متر مربع در استان خراسان رضوی (شهرستان چناران)، با 800 اصله تاک 3 ساله شامل سه رقم یاقوتی، فلیم سیدلس و ترکمن-4 به روش کشت خاکی با فواصل 2× 5/1 که به فرم سیستم T (چهار طبقه) تربیت شدند، طی سال‌های 1403 و 1404 انجام شد. محلول‌پاشی با نیترات‌پتاسیم دو هفته قبل از تورم جوانه‌ها در چهار سطح 0، 1، 3 و 5 درصد، به عنوان جایگزین بخشی از نیاز سرمایی انجام شد. اثر مثبت کاربرد محلول‌پاشی 5 درصد نیترات پتاسیم بر درصد باز شدن جوانه ارقام انگور منجر به فعال شدن 33/63 درصد جوانه‌ها در رقم یاقوتی شد که نسبت به شاهد افزایش داشت. نتایج مقایسه میانگین داده‌ها نشان داد که بیشترین وزن خوشه (25/236 گرم)، طول خوشه (75/173 میلیمتر)، طول دم (5/61 میلیمتر)، میانگین وزن یک حبه (2/3 گرم) و عرض حبه (05/16 میلیمتر) در رقم فلیم سیدلس مشاهده شد. کمترین میزان اسیدیته در انگور یاقوتی (092/0 نرمال) مشاهده شد. با توجه به میزان تراکم تاک‌های کشت شده در گلخانه میزان عملکرد کل به دست آمده معادل 8000 کیلوگرم بود. تولید انگور گلخانه‌ای در حدود 49 درصد کاهش مصرف آب را در مقایسه با تولید انگور در فضای باز نشان داد. رقم انگور یاقوتی نسبت به ارقام دیگر زودرس‌تر بود که باعث می‌شود با قیمت بالایی به فروش برسد. با توجه به عملکرد بالای رقم فلیم سیدلس (6/3161 کیلوگرم) و کیفیت خوب، از نظر وزن خوشه، طول خوشه و میانگین وزن حبه و زودرس بودن، می‌تواند در کنار رقم یاقوتی در گلخانه کشت شود.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تاثیر ارتفاع کشت در سیستم کاشت عمودی بر عملکرد و کیفیت کاهو (Lactuca sativa) ارقام لولوبیوندا و لولوروزا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97390.1488

مهگل شهلاپور، علی سلیمانی، فاطمه نکونام، طاهر برزگر، محسن ثانی خانی

چکیده کاهو با نام علمی Lactuca sativa L. از خانواده Asteraceae، یکی از مهم‌‌ترین و قدیمی‌‌ترین سبزی‌‌های سالادی در جهان به شمار می‌رود. منابع طبیعی برای پرورش سبزی ها مانند زمین‌‌های کشاورزی در نتیجه گسترش شهر‌ها و تغییرات آب ‌و هوایی در حال کاهش است. این محدودیت‌‌ها، نیاز مبرم به توسعه سیستم‌‌های تولید غذایی نوین و پایدار را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، کشاورزی عمودی به‌عنوان یک راهکار امید بخش در عرصه تولید محصولات کشاورزی مطرح شده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ارتفاع کشت در سیستم عمودی برجی بر عملکرد و کیفیت دو رقم کاهوی فرانسوی لولوبیوندا و لولوروزا انجام شد. آزمایش به‌صورت کرت‌‌های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار و در سه سطح ارتفاع کشت (40-70، 115-145 و 190-220 سانتی‌متر) اجرا گردید. صفات اندازه‌گیری شده شامل صفات کمی (تعداد برگ، ارتفاع بوته، شاخص سطح برگ و عملکرد کل) و صفات کیفی شامل (کلروفیل کل، آنتوسیانین، فنل کل و نیترات) بودند. نتایج نشان داد بیش‌ترین مقادیر صفات رشدی (تعداد برگ (6/17 برگ)، ارتفاع بوته (3/24 سانتی‌متر)، و عملکرد در واحد سطح (9/659 گرم در مترمربع)) در ارتفاع دوم (115-145 سانتی‌متر) حاصل شد. از نظر رقم، لولوبیوندا برتری رشدی نشان داد، در حالی‌که رقم لولوروزا در ارتفاع سوم (190-220 سانتی‌متر) دارای بالا‌ترین محتوای آنتوسیانین (83/0 میکرومول بر گرم وزن تر) و فنل کل (15/1 میکروگرم بر میلی لیتر) بود. عملکرد کل سیستم عمودی ۷۶/۱ کیلوگرم بر متر مربع به‌ دست آمد که از میانگین کشت افقی بالا‌تر است. این یافته‌‌ها نشان می‌‌دهد که به ‌کارگیری سیستم کشت عمودی با بهینه‌‌سازی ارتفاع و انتخاب رقم مناسب، راهکاری مؤثر برای افزایش تولید در واحد سطح و بهبود کیفیت غذایی محصول است. نتایج این تحقیق می‌‌تواند مبنای علمی برای توسعه کشاورزی عمودی و برنامه‌‌ریزی تولید محصولات سالم‌‌تر با باز‌دهی بالا‌تر قرار گیرد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی نقش سایبان و تغذیه نیتروژنه در بهبود مقدار نیتروژن و صفات رشدی بوته های مادری و دختری توت‌فرنگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.96537.1476

سیده معصومه حائری، مهدی حدادی نژاد، کامران قاسمی، بیژن کاووسی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سایبان و نسبت‌های نیترات به آمونیوم بر رشد و جذب نیتروژن در توت‌فرنگی انجام شد تا بهترین شرایط برای تولید نشا تعیین شود. نشاها از نهالستان تجاری تهیه و در اسفند به بستر خاکی منتقل شدند. تیمارهای آزمایش شامل سایبان (30 و 50%) و نسبت‌های نیترات به آمونیوم (0:100، 25:75، 50:50، 75:25) بودند. در بهار آبیاری و گل‌گیری و سپس تغذیه انجام و در تیرماه سایبان‌های 30 و 50 درصد نصب شدند. صفات مختلف از جمله وزن تر و خشک ریشه و برگ، ارتفاع بوته، قطر طوقه، محتوای نیتروژن و... برای بوته های مادری و دختری اندازه‌گیری شدند. در بوته‌های دختری، بالاترین وزن تر و خشک ریشه (543/0 و 24/0 گرم) در نسبت ۷۵:۲۵ و سایبان ۵۰% حاصل شد. همچنین، ارتفاع بوته (5/12سانتی‌متر) و وزن تر برگ (77/0گرم) در سایبان ۵۰% به حداکثر رسید. در بوته‌های مادری، بیشترین تعداد ریشه (83/34) در سایبان ۳۰% شاهد مشاهده شد، درحالی‌که وزن تر ریشه در نسبت ۵۰:۵۰ به اوج خود رسید(06/3 گرم). بیشترین تعداد برگ (5/10) و سطح برگ (75/64سانتی‌متر مربع) نیز در سایبان ۳۰% بدست آمد. قطر طوقه (25/1 سانتی‌متر) در سایبان ۵۰% با نسبت ۵۰:۵۰ افزایش یافت. محتوای نیتروژن برگ‌ها در سایبان ۳۰% و نسبت ۰:۱۰۰ به 64/2% رسید که ۳۲% بیشتر از تیمار شاهد بود. نتایج نشان داد که سایبان 30% همراه با نسبت‌های متعادل نیترات به آمونیوم (به‌ویژه 50:50) بیشترین تأثیر مثبت را بر رشد و جذب نیتروژن دارد. این یافته‌ها می‌تواند در مدیریت گلخانه‌های توت‌فرنگی برای بهبود عملکرد نشاها مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

نقش دوپامین در تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی و کاهش پیری میوه گیلاس (Prunus avium L.) طی انبار سرد

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95654.1468

نرمین کریمیان، فرهنگ رضوی، مرتضی سلیمانی اقدم

چکیده میوه‌های گیلاس در دوره پس از برداشت به‌دلیل فعال شدن مسیرهای اکسیداتیو و افزایش تولید رادیکال‌های آزاد، به‌سرعت دچار افت کیفیت و کاهش عمر انبارمانی می‌شوند. بهره‌گیری از ترکیبات زیست‌فعال در مرحله پس از برداشت محصولات باغی، یکی از رویکردهای جدید در کشاورزی پایدار به‌شمار می‌رود، که می‌تواند با کاهش ضایعات، افزایش عمر انبارمانی و قفسه‌ای و نیز حفظ سیستم آنتی‌اکسیدانی، کیفیت محصولات را بهبود بخشد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی اثر تیمارهای دوپامین بر فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی و شاخص‌های آسیب اکسیداتیو در طی پس از برداشت میوه گیلاس رقم «تک‌دانه» انجام شد. این مطالعه، به‌صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی، در سه تکرار اجرا گردید. عامل نخست، شامل غلظت‌های مختلف دوپامین (صفر، 50، 100 و 200 میکرومولار) و عامل دوم مدت زمان انبارمانی بود. میوه‌ها پس از تیمار، به‌مدت 7، 14، 21 و 28 روز در دمای 5/0±1 درجه‌ی سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 85 تا 90 درصد نگهداری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین فعالیت آنزیم‌های سوپراکسیددیسموتاز و کاتالاز و نیز کمترین میزان مالون‌دی‌آلدئید، پراکسید هیدروژن و نشت یونی در تیمار دوپامین با غلظت 200 میکرومولار مشاهده گردید. در حالی‌که، غلظت 100 میکرومولار بیشترین فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و آسکوربات‌پراکسیداز را ایجاد کرد. این تغییرات با حفظ استحکام بافت، کاهش سرعت پیری و تغییر رنگ دم میوه همراه بود. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد، که دوپامین با تقویت سیستم دفاعی آنتی‌اکسیدانی و کاهش آسیب‌های اکسیداتیو، می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد فیزیولوژیکی مؤثر برای کاهش پیری، حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه گیلاس در انبار سرد مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

پایش تأثیرات مواد اولیه بر عملکرد قارچ تکمه‌ای (Agaricus bisporus L.): مطالعه‌ای در مقیاس صنعتی در چندین دوره تولید

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97011.1480

صاحب سودائی مشائی، گل نوش بنی طالبی

چکیده قارچ‌های خوراکی یکی از منابع پروتئین غیرحیوانی، به بخشی از رژیم غذایی ما در سطح جهانی تبدیل شده‌اند؛ اما داده‌های مربوط به پایش مواد اولیه مورد استفاده و تأثیر آنها بر تولید قارچ هنوز کمیاب است. بنابراین، درک خوبی از اثرات مواد اولیه مورد نیاز برای تولید قارچ و ارزیابی پتانسیل بهبود تولید قارچ مورد نیاز است. این پژوهش در کارخانه تولید کمپوست و قارچ نگین دوره شهرکرد در استان چهارمحال و بختیاری، با 5 دوره تولید (بهار 1401، تابستان 1401، پاییز 1401، زمستان 1401، بهار 1402 و تابستان 1402) به عنوان 5 تیمار آزمایش انجام شد که در مجموع 258 مشاهده که هر کدام در سه تکرار ثبت و برخی صفات در بخش تولید کمپوست و سالن‌های تولید قارچ خوراکی اندازه‌گیری گردید. مواد اولیه تهیه کمپوست شامل کاه گندم، کود مرغی، گچ، باگاس نیشکر و اوره بود. نتایج نشان داد که این شرکت تولید قارچ در طی زمان مورد بررسی از ترکیب مواد اولیه متفاوتی استفاده نموده است که منجربه میزان عملکرد قارچ، راندمان بیولوژیک و نرخ تولید متفاوتی شده است که میزان عملکرد قارچ تکمه‌ای در دوره 5 (بهار 1402) بیشتر بوده و نسبت به دوره 4 (زمستان 1401) حدود 6/25 درصد افزایش نشان داد. تجزیه و تحلیل عاملی (PCA) نشان داد که حدود 65 درصد از واریانس کل با چهار مؤلفه معنی‌دار با مقادیر ویژه بیش از یک و واریانس‌های کمتر از 5 درصد و ارزش اشتراکی بالای 53 درصد توضیح داده شد. مؤلفه اصلی اول با مقدار کود مرغی (57/0)، مقدار گچ (60/0)، مقدار اوره (65/0)، EC خاک پوششی (65/0) و ظرفیت نگهداشت آب خاک پوششی (44/0) همبستگی مثبت و قوی داشت. مطالعه حاضر نشان داد که فصول مختلف تولید قارچ تحت تأثیر مقادیر مواد اولیه و شرایط محیطی قرار گرفتند که روی عملکرد قارچ تکمه‌ای تأثیر گذاشتند و از جمله مواد خام اولیه که بر عملکرد تأثیر بیشتری نشان داد مقدار باگاس نیشکر، کود مرغی و اوره مصرفی بود. این مطالعه پتانسیل مقادیر متناسب برای افزایش تولید قارچ و دستیابی به اهداف خاص تغذیه‌ای و بهره‌وری در سیستم‌های کشت قارچ را نشان داد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر نانوکیتوسان بر فعالیت آنزیم‌های هیدرولیز کننده، محتوای قند و ترکیبات بیوشیمیایی خرما رقم «مکتوم» در مرحله رطب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97806.1497

ابتهال ریاض مکطوف المعارج، محمدرضا اصغری، عباس حسنی، حبیب شیرزاد، پری زاهدی پور ششگلانی

چکیده خرما یکی از محصولات مهم و با ارزش غذایی بالا می‌باشد که مرحله بلوغ و میزان رسیدگی محصول در زمان برداشت تأثیر مستقیم بر کیفیت خوراکی و ترکیبات بیوشیمیایی آن دارد. پوشش خوراکی نانوکیتوسان می‌تواند با تأثیر بر فعالیت‌های متابولیکی خرما موجب تغییر در میزان ترکیبات بیوشیمیایی آن شود. در این آزمایش تیمار پس از برداشت خرما رقم «مکتوم» در مرحله رطب توسط نانوکیتوسان در غلظت‌های (صفر، 5/0، 1، 5/1 و 2 درصد) در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد بررسی قرار گرفت. تیمار پس از برداشت نانوکیتوسان به-خصوص غلظت 1 درصد موجب کاهش معنی‌دار مواد جامد محلول کل و افزایش میزانِ اسید کل رطب در پایان دوره نگهداری (45 روز در دمای 1 ± 2 سانتی‌گراد) نسبت به شاهد شد. همچنین میزان قند کل و قندهای احیاء‌کننده در پاسخ به تیمار نانوکیتوسان کاهش پیدا کردند در حالیکه افزایش معنی‌داری در میزان ساکارز در نمونه‌های تیمار شده با نانوکیتوسان مشاهده شد. فعالیت آنزیم‌های هیدرولیز کننده اینورتاز و سلولاز در پاسخ به تیمار نانوکیتوسان کاهش پیدا کردند. همچنین نانوکیتوسان تأثیر مثبت و معنی‌دار در افزایش فعالیت آنتی-اکسیدان کل و بیوسنتز برخی متابولیت‌ها داشت و بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدان کل و بیشترین میزان فنول کل و اسیدهای آمینه آزاد کل در غلظت 1 درصد نانوکیتوسان اندازه‌گیری شد که به‌ترتیب 7/18، 1/11 و 9/17 درصد بیشتر از نمونه شاهد بودند. کاهش فعالیت آنزیم‌های هیدرولیز کننده، کاهش قند کل و تغییر محتوای قندهای محلول و همچنین افزایش ترکیبات آنتی‌اکسیدانی می‌توانند نشان دهنده‌ی تأثیر مثبت و معنی‌دار نانوکیتوسان در کاهش فعالیت‌های متابولیکی و در نتیجه حفظ کیفیت رطب در پایان دوره نگهداری باشند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی سطوح مختلف کود سوپرفسفات تریپل بر برخی خصوصیات کمی و کیفی پسته رقم سفید

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.95604.1467

صدیقه وطن خواه حجت آباد، مهدی خیاط

چکیده به‌منظور بررسی اثر سطوح مختلف کود سوپر فسفات تریپل بر برخی خصوصیات کمی و کیفی پسته رقم سفید آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار، طی دو سال متوالی (1402 (OFF) و 1403 (ON)) در باغ‌های پسته شهرستان فردوس استان خراسان جنوبی اجرا شد. تیمار آزمایشی شامل سوپرفسفات تریپل در چهار سطح (صفر، 150، 300 و 600 گرم به ازای هر درخت) بود. نتایج مقایسه میانگین حاصل از آزمایش نشان داد که بیش‌ترین طول شاخه در هر دو سال آزمایش از مصرف 600 گرم کود فسفر حاصل شد. مصرف 300 گرم کود در سال OFF منجر به بیش‌ترین تعداد خوشه در شاخه شد. در سال ON مصرف 600 گرم کود بیش‌ترین تعداد خوشه در شاخه را داشت. بیش‌ترین تعداد دانه در خوشه در سال OFF از مصرف 300 گرم و در سال ON در تیمار شاهد مشاهده شد. در سال OFF بیش‌ترین درصد خندانی و کم‌ترین درصد پسته‌های دهان بست مربوط به تیمار شاهد بود. کم‌ترین درصد پوکی در سال OFF مربوط به مصرف 600 گرم کود بود. در سال OFF از مصرف 300 گرم و در سال ON از مصرف 600 گرم کود بیش‌ترین عملکرد حاصل شد. در هر دو سال آزمایش از مصرف 600 گرم کود بیش‌ترین کلرفیل a و b به‌دست آمد. بیش‌ترین میزان فسفر شاخه طی دو سال آزمایش از مصرف 300 گرم کود حاصل شد. در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که مصرف مقادیر بالاتر از 300 گرم سوپر فسفات تریپل می‌تواند سبب افزایش برخی خصوصیات رویشی و زایشی پسته شود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

کاربرد برگی ترکیبات محرک زیستی بر ویژگی‌های رنگ پوست، فعالیت آنزیم PAL و محتوای عناصر غذایی میوه سیب رقم ’رد دلیشز‘

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97974.1499

فاطمه نکونام، افسانه صالحی

چکیده رنگ پوست میوه، به عنوان شاخص کلیدی بازارپسندی سیب ’رد دلیشز‘، تحت تأثیر عوامل محیطی و تغذیه‌ای پیچیده‌ای قرار دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر محلول‌پاشی ترکیبات محرک زیستی بر ویژگی‌های رنگ پوست، فعالیت آنزیم کلیدی فنیل‌آلانین‌آمونیالیاز و غلظت عناصرغذایی میوه سیب، به‌صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1402 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد برگی عصاره جلبک‌دریایی (075/0 و 15/0 درصد)، اسیدآمینه (1/0 و 2/0 درصد)، اسیدهیومیک (03/0 درصد)، کود تجاری همارنگ (5/0 درصد)، کود شیمیایی ترکیبی نیتروژن، روی و بور (اوره 1%، کلات روی3/0% و اسیدبوریک1/0%) و محلول‌پاشی با آب مقطر (شاهد) بود. نتایج نشان داد که بیشترین محتوای آنتوسیانین پوست میوه با کاربرد کود تجاری همارنگ (افزایش 92/137 درصدی) نسبت به شاهد حاصل شد. بالاترین شاخص نسبت محتوای آنتوسیانین به مجموع کلروفیل و کاروتنوئید در تیمار اسیدهیومیک (28/252 درصدی) نسبت به شاهد به‌دست آمد که نشان‌دهنده فعال‌سازی مؤثرتر مسیر تولید رنگ قرمز است. کود شیمیایی ترکیبی باعث افزایش اندکی در محتوای کلروفیل کل (افزایش 16/51 درصدی) نسبت به شاهد شد و کمترین شاخص نسبت آنتوسیانین به مجموع کلروفیل و کاروتنوئید را (کاهش 89/38 درصدی) نسبت به شاهد ایجاد کرد. بیشترین میزان فعالیت آنزیم فنیل‌آلانین‌آمونیالیاز در میوه‌های تیمار شده با کود تجاری همارنگ (افزایش 43/139 درصدی) نسبت به شاهد مشاهده شد. شاخص‌های رنگ‌سنجی نشان دادند که تمام کودهای زیستی باعث افزایش معنی‌دار رنگ قرمز شدند اما کود همارنگ بیشترین شاخص رنگ کل (افزایش 58/79 درصدی در شاخص قرمزی) نسبت به شاهد را ثبت کرد. کمترین میزان شاخص رنگ کل نیز با کود شیمیایی ترکیبی (کاهش 39/64 درصدی در شاخص قرمزی) نسبت به شاهد حاصل شد. همبستگی‌های معنی‌داری بین محتوای آنتوسیانین با عناصری مانند فسفر (68/0r=)، آهن (66/0r=)، بور (63/0r=) و روی (44/0r=) در میوه مشاهده شد. بر اساس نتایج به دست آمده می‌توان گفت کاربرد برگی کودهای زیستی، به ویژه همارنگ (5/0 درصد) و اسید هیومیک (03/0 درصد)، رویکردی مؤثر برای بهبود کیفیت رنگ میوه سیب 'رد دلیشز' از طریق تحریک مسیرهای بیوشیمیایی و بهبود جذب عناصرغذایی کلیدی است.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر کیتوزان و پوتریسین بر رشد و برخی صفات فیزیولوژیکی گیاه دارویی ریحان (Ocimum basilicum L.) در شرایط هیدروپونیک

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97641.1495

شهربانو اسدی قربانی، سعیده علیزاده سالطه، صاحبعلی بلندنظر، فریبرز زارع نهندی

چکیده ریحان یکی از سبزی‌های معطر علفی با خواص دارویی است که اسانس آن در صنایع مختلف داروسازی، صنایع غذایی، آرایشی و بهداشتی استفاده می‌شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی ریحان در شرایط هیدروپونیک تحت تأثیر سطوح مختلف کیتوزان و پوتریسین بر روی صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی این گیاه انجام شد. به همین منظور آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز انجام گرفت. فاکتورهای آزمایشی شامل کیتوزان در سه سطح صفر، 01/0 و 02/0 درصد و پوتریسین در سه سطح صفر، 01/0 و 1/0 درصد بود. گیاهان در مرحله رشد کامل بصورت اسپری محلول‌پاشی شدند. یک ماه بعد از تیمار، گیاهان برداشت و صفاتی مانند ارتفاع بوته، سطح برگ و عملکرد وزن تر و خشک اندام هوایی، حجم و وزن تر و خشک ریشه در متر‌مربع، کلروفیل a، b، کل و کارتنوئید، فنول، فلاونوئید کل و فعالیت آنتی‌اکسیدانی اندازه‌گیری شد. مطابق نتایج به دست آمده محلول‌پاشی با کیتوزان و پوتریسین موجب افزایش ارتفاع بوته، سطح برگ ، حجم و وزن تر ریشه شد. و بر روی صفاتی مانند فنول، فلاونوئید و کارتنوئید تأثیر قابل توجهی نداشت. حداکثر سطح برگ 27/35 سانتی‌متر‌مربع مربوط به تیمار پوتریسین با غلظت 01/0 درصد و کیتوزان با غلظت 02/0 درصد بود و کمترین سطح برگ 25/24 سانتی‌مترمربع مربوط به تیمار پوتریسین با غلظت 1/0 درصد و کیتوزان با غلظت 01/0درصد بود. حداکثر کلروفیل کل گیاه 6/9 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ مربوط به تیمار پوتریسین با غلظت 01/0 درصد همراه با کیتوزان با غلظت 01/0 درصد بود و کمترین کلروفیل کل گیاه مربوط به تیمار پوتریسین با غلظت 01/0 درصد و کیتوزان با غلظت صفر درصد بود. با توجه به یافته‌های این پژوهش به نظر می‌رسد کاربرد پلی‌آمین‌ها و الیسیتورهای زیستی رهیافت مناسب برای تولید بیوماس در مورد گیاه دارویی ریحان می‌باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر غلظت‌های مختلف تنظیم‌کننده‌های رشد بر ریزازدیادی دو اکوتیپ سنبل‌الطیب (Valeriana officinalis L.) در شرایط درون شیشه‌ای

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97495.1491

سمیه نجفی، علیرضا مطلبی آذر، سمانه کاظمیانی نجف‌آبادی، مینا امانی، مصطفی ولیزاده

چکیده استفاده از روش‌های زیست‌فناوری برای تکثیر و اصلاح ژنتیکی گیاهان دارویی می‌تواند بسیار مفید و از نظر تجاری سودآور باشد. در این پژوهش، اثر غلظت‌های مختلف IBA (0 و 1/0 میلی‌گرم در لیتر)، BAP (1، 2 و 3 میلی‌گرم در لیتر) و GA3 (0 و 1 میلی‌گرم در لیتر) بر ریزازدیادی و تولید گیاهچه‌های درون شیشه‌ای دو اکوتیپ سنبل‌الطیب از شیراز و مشهد مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش، ریزنمونه‌ها شامل جوانه‌های جانبی گیاهچه‌های درون‌شیشه‌ای حاصل از هر دو اکوتیپ بودند. نتایج نشان داد که تعداد شاخساره تحت‌تأثیر غلظت‌های مختلف BAP و GA3 و همچنین اثرات متقابل این دو تنظیم‌کننده رشد و اکوتیپ‌ها قرار گرفت. بیشترین تعداد شاخساره (5/11) در محیط کشت MS حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر BAP و 1 میلی‌گرم در لیتر GA3 به‌دست آمد. حداکثر طول شاخساره (24/2 سانتیمتر) در محیط کشت حاوی 1 میلی‌گرم در لیتر BAP و 1/0 میلی‌گرم در لیتر IBA به‌دست آمد. همچنین، اکوتیپ شیراز در محیط کشت حاوی 3 میلی‌گرم در لیتر BAP بیشترین تعداد برگ (36/14) را داشت. در اکوتیپ شیراز با ترکیبات هورمونی مناسب، حداکثر قطر توده شاخساره (89/13 میلیمتر) و عرض برگ (26/8 میلیمتر) به‌دست آمد. وزن تر گیاهچه‌ها (6/3 گرم) در اکوتیپ شیراز در محیط کشت حاوی 2 میلی‌گرم در لیتر BAP، 1 میلی‌گرم در لیتر GA3 و 1/0 میلی‌گرم در لیتر IBA به حداکثر رسید که نسبت به تیمار شاهد افزایش قابل توجهی نشان داد. به‌طورکلی، این نتایج نشان‌دهنده تأثیر مثبت استفاده از هورمون‌های BAP و GA3 بر ریزازدیادی و بهبود ویژگی‌های رشد گیاهچه‌های سنبل‌الطیب است.

مقالات پژوهشی میوه کاری

غربالگری اولیه سازگاری پانزده رقم وارداتی فندق در شرایط اقلیمی کوهستانی استان گیلان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 تیر 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.97463.1493

شکراله حاجی وند، زهره روحی ویشکائی، داوود جوادی مجدد

چکیده با توجه به اهمیت اقتصادی و اجتماعی فندق و پتانسیل بالقوه ایران جهت تبدیل به یکی از تولیدکنندگان بزرگ این محصول در جهان، پژوهشی با هدف ارزیابی ارقام وارداتی فندق از کشور روسیه در منطقه‌ای از توابع شهرستان رودسر استان گیلان با ارتفاع ۱۷۵۰ متر از سطح دریا در روستای صمدآباد از سال 1402 در ﻗﺎﻟﺐ ﻃﺮح ﺑﻠـﻮکﻫـﺎی ﻛﺎﻣـﻞ ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﺑﺎ پنج ﺗﻜﺮار (هر تکرار سه پاجوش یکنواخت و هم سن از هر رقم) انجام شد. پانزده رقم باقمارنسکی، وارتاشن، خچتوی، چلسی، ولگراش، پرونس، سوچی، گوبان، مورفینسکی، ترابوزان،کالیب، اترک، ایزدب، پروستوریکا و قفقاز، بدون رقم شاهد محلی در فواصل 4×4 متر کشت شدند. سازگاری با محیط و صفات رویشی، زایشی و مشخصات میوه در سال‌های 1402 تا 1404 مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها در قالب آزمایش تجزیه مرکب انجام شد. نتایج بررسی فنولوژی ظهور برگ‌ و شاتون‌ نشان داد طی هر دو سال 1404-1403 ارقام باقمارنسکی و وارتاشن جز ارقام زود برگ‌ده و رقم پروستوریکا جز رقم دیربرگ‌ده ثبت شد. به‌علاوه در هر دو سال در رقم باقمارنسکی ظهور شاتون‌ها زودتر و در رقم خچتوی دیرتر اتفاق افتاد. از بین ارقام مورد مطالعه رقم قفقاز بالاترین صفت طول شاخساره و تعداد جوانه بر روی شاخساره را نشان داد. طول نهال در رقم اترک (28/179 سانتی‌متر) بالاتر از سایر ارقام و کم‌ترین مقدار مربوط به رقم گوبان (45/47 سانتی‌متر) بود. از بین پانزده رقم رقم مورفینسکی بیش‌ترین تعداد پاجوش و ارقام قفقاز و پرونس کم‌ترین تعداد پاجوش را نشان دادند. بیش‌ترین تعداد شاتون در ارقام مورد مطالعه مربوط به رقم وارتاشن و کم‌ترین تعداد در رقم گوبان مشاهده شد. رقم باقمارنسکی با میانگین 11/2 سانتی‌متر دارای بیش‌ترین صفت طول شاتون و رقم گوبان با میانگین 28/0 سانتی‌متر کم‌ترین مقدار این شاخص را دارا بودند. به‌علاوه، از بین پانزده رقم، شش رقم سوچی، پروستوریکا، چلسی، وارتاشن، قفقاز و کالیب زودتر از سایر ارقام مورد مطالعه به بار نشستند. رقم وارتاشن (70/3) دارای بیشترین تعداد فندقه در هر خوشه بود. در میان ارقام مورد بررسی، رقم چلسی با میانگین وزن فندقه 79/4 گرم و رقم پروستوریکا با میانگین وزن مغز 61/1گرم، بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند. ضرایب همبستگی نشان داد بین برخی از صفات اندازه‌گیری شده از قبیل وزن فندقه و مغز همبستگی معنی‌داری وجود دارد. بر اساس نتایج این پژوهش، ارقام سوچی، پروستوریکا، چلسی و قفقاز به دلیل باردهی زودتر و صفات پومولوژیکی مناسب، به عنوان گزینه‌های اولیه دارای پتانسیل مناسب برای ارزیابی‌های بعدی به عنوان گزینه جایگزین احتمالی با ارقام محلی توصیه می‌شوند. علی‌رغم محدودیت ناشی از عدم وجود ارقام بومی منطقه در فاز مقدماتی، یافته‌های حاصل از این پژوهش گام نخست و ضروری برای غربالگری اولیه و انتخاب ژنوتیپ‌های مستعد جهت ارزیابی‌های دقیق‌تر چند ساله و مقایسه‌ای با ارقام بومی در مطالعات آتی و توصیه‌های عملی برای کشت فندق در ایران فراهم می‌کند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر اتیل‌متان‌سولفونات (EMS) بر صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی و تغییرات ژنتیکی گیاه اسفناج (Spinacia oleracea L) رقم ویروفلای

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 06 مرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.96827.1483

فرنوش صبوری، زهرا قهرمانی، یاور وفایی، طاهر برزگر، فهیمه صالحی

چکیده این پژوهش با هدف بررسی اثر غلظت‌ها و زمان‌های مختلف تیمار اتیل‌متان‌سولفونات (EMS) بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و تغییرات ژنتیکی گیاه اسفناج (Spinacia oleracea L.) رقم ویروفلای انجام شد. آزمایش در سال‌های ۱۴۰۱-۱۴۰۲ در گلخانه علوم باغبانی دانشگاه کردستان به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. بذرهای اسفناج با چهار غلظت EMS شامل صفر (شاهد)، 25/0، 5/0 و ۱ درصد و در دو زمان تیمار ۷۵ و ۱۵۰ دقیقه مورد تیمار قرار گرفتند. پس از شست‌وشوی کامل بذرها، کشت در شرایط یکنواخت گلخانه‌ای انجام شد و صفات مورفولوژیکی شامل ارتفاع بوته، وزن تر و وزن خشک شاخساره اندازه‌گیری گردید. همچنین برخی شاخص‌های فیتوشیمیایی از جمله میزان فلاونوئید، ویتامینC، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی، نیترات، اسید اگزالیک و عناصر معدنی سدیم و پتاسیم مورد ارزیابی قرار گرفت. به‌منظور بررسی تغییرات ژنتیکی، از نشانگرهای مولکولی ISSR و SCOT برای تحلیل الگوی باندهای DNA استفاده شد.
نتایج نشان داد که با افزایش غلظت EMS، ارتفاع بوته به‌طور معنی‌داری کاهش یافت یعنی از 96/10 سانتی‌متر در تیمار شاهد به 66/8 سانتی‌متر در غلظت یک درصد رسید. در مقابل، غلظت‌های پایین EMS اثر مثبتی بر تجمع زیست‌توده داشت. بیشترین وزن تر شاخساره (56/15 گرم) و وزن خشک شاخساره (76/1 گرم) در غلظت 25/0 درصد مشاهده شد. شاخص‌های فیتوشیمیایی نیز تحت تأثیر EMS قرار گرفتند مثلاً در غلظت یک درصد بیشترین میزان آسکوربیک اسید ppm 709/1 مشاهده شد و همچنین بیشترین میزان فلاونوید (mg/gFW 17/13 ) و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی (µmol/g FW 44/37 ) در غلظت 25/0 درصد EMS مشاهده شد. نتایج حاصل از تجزیه مولکولی نشان داد که تیمار EMS موجب تغییر در الگوی باندهای DNA، ظهور باندهای جدید و حذف برخی باندهای موجود گردید که بیانگر افزایش تنوع ژنتیکی در گیاهان شده است. به‌طور کلی، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد کنترل‌شده EMS در غلظت‌های پایین می‌تواند روشی مؤثر برای القای جهش‌های مفید و افزایش تنوع ژنتیکی در اسفناج رقم ویروفلای باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تاثیر تلقیح با قارچ اندوفیت Serendipita indica بر بهبود صفات مورفوفیزیولوژیکی و جذب عناصر غذایی ترکیب پیوندی بادام تحت تنش شوری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 مرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.93088.1424

شبنم مصطفوی، جعفر حاجی‌لو، صاحبعلی بلندنظر

چکیده بادام (Prunus dulcis Mill.) یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین میوه‌های خشک در جهان بوده و بومی فلات ایران می‌باشد. تنش شوری یکی از مهم‌ترین عوامل محدود‌کننده کشت و تولید بادام در سراسر جهان محسوب می‌شود. همزیستی با قارچ‌های اندوفیت می‌تواند باعث بهبود رشد و تحمل به تنش شوری در گیاه میزبان گردد. این پژوهش به‌منظور بررسی تاثیر همزیستی با قارچ Serendipita indica و سه سطح شوری (صفر، 60 و 120 میلی‌مولار) بر صفات مورفوفیزیولوژیک و محتوای عناصر غذایی رقم بادام ̓سوپرنوا̒ پیوند شده بر پایه GF677 در شرایط گلخانه، به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی انجام شد. نتایج حاصل نشان داد، سطح تک برگ گیاهان تلقیح شده در شوری 60 و 120 میلی‌مولار به‌طور معنی‌داری و به‌ترتیب 9/19 و 4/24 درصد بیشتر از گیاهان تلقیح نشده بود. گیاهان تلقیح شده به‌طورمعنی‌داری نسبت فلورسانس متغیر به حداکثر (8/9 درصد)، شاخص سبزینگی برگ (3/19 درصد)، محتوای فنل (31/27 درصد) و فلاونوئید کل(79/23 درصد) بیشتری در شوری 120 میلی‌مولار داشتند. در شوری بالا، گیاهان تلقیح شده به‌طور معنی‌داری ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل بیشتر (13 درصد) و محتوای پراکسید هیدروژن (27 درصد) کمتری در مقایسه با گیاهان تلقیح نشده داشتند. در شوری 60 و 120 میلی‌مولار، محتوای سدیم برگی در گیاهان تلقیح شده به‌طور معنی‌داری کم‌تر از گیاهان تلقیح نشده بود (به‌ترتیب 8/54 و 2/26 درصد). تلقیح با قارچ باعث بهبود جذب پتاسیم در برگ و ریشه بادام گردید. نتایج این مطالعه نشان داد می‌توان از S. indica به‌عنوان یک بهبود دهنده زیستی برای افزایش تحمل به شوری در گیاهان بادام استفاده کرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بهره‌برداری از قابلیت ترکیب و هتروزیس برای توسعه ارقام هیبرید فلفل شیرین (Capsicum annuum L.) عملکرد بالا

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 مرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.98361.1507

زهرا رودباری، شهربانو وکیلی بسطام

چکیده برای تولید بذر هیبرید، اولین گام اصلی دستیابی به لاین‌های است که بالاترین قابلیت ترکیب‌ عمومی و خصوصی را داشته باشند. درک اساس ژنتیکی هتروزیس و قابلیت ترکیب برای ایجاد هیبریدهای برتر فلفل با افزایش بهره وری و سازگاری بسیار مهم است. به همین منظور بین 8 لاین والدینی فلفل شیرین با ویژگی‌های متمایز از طریق روش دای‌آلل یک‌طرفه ( 8×8 ) تلاقی انجام و 28 ترکیب هیبریدی حاصل شد. تجزیه واریانس والدین و هیبریدها که پیش‌نیاز تظاهر هتروزیس برای صفات مختلف است انجام شد و نتایج نشان داد که لاین‌های والدینی ازنظر تمام صفات مورد ارزیابی، تفاوت معنی‌داری باهم داشتند. میانگین مربعات ناشی از ترکیب‌پذیری عمومی (GCA) و ترکیب‌پذیری خصوصی (SCA) برای همه صفات موردمطالعه معنی‌دار و حاکی از دخالت واریانس ژنتیکی افزایشی و غیر افزایشی در بیان صفات موردمطالعه بود. در کنترل صفات وزن، طول و قطر میوه، اثر افزایشی ژن‌ها بیش از غیر افزایشی بوده و جز غیر افزایشی بر اساس درجه غالبیت از نوع غالبیت ناقص بود. در صفات ضخامت دم میوه، عملکرد میوه و روز تا رسیدگی جز غیر افزایشی پررنگ‌تر از جز افزایشی بوده و اثر فوق غالبیت در کنترل این صفات نقش بیشتری داشت. مطالعه اثرات ترکیب‌پذیری عمومی و همچنین میانگین صفات نشان داد که لاین 400 به‌عنوان یک والد ایده‌آل برای ترکیب‌پذیری عمومی در تمام صفات و همچنین لاین 296 ترکیب‌کننده عمومی مناسبی برای صفات طول میوه و ارتفاع بوته بود. لاین‌های 318 و 245 نیز نقش مهمی در بهبود صفات هیبریدهای تولیدی از نظر وزن میوه و عملکرد داشتند. بر اساس میزان ترکیب‌پذیری خصوصی دورگ‌های 296×400، 245×400، 318×245 و 318 ×400 با داشتن ویژگی‌های مطلوبی که منجر به افزایش عملکرد شد، در مقایسه با شاهد تجاری و میانگین والدین یا رفتار مشابهی داشته و یا برتری نشان دادند. این هیبریدها می‌توانند پس از آزمایشات سازگاری وارد فاز معرفی رقم گردند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر کم‌آبیاری بر برخی ویژگی‌های مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی گل‌مکزیکی (Agastache foeniculum)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 مرداد 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.99351.1522

حیدر محمدی، عباس حسنی، فاطمه سفیدکن، محمد فتاحی، امیر رحیمی، زهرا عظیم زاده

چکیده گل‌مکزیکی یا آگاستاکه (Agastache foeniculum L.)، گیاهی دارویی و چندساله از تیره نعناع است که اسانس آن به دلیل خواص آنتی‌اکسیدانی، ضدالتهابی و ضدمیکروبی در صنایع داروسازی و غذایی کاربرد دارد. با توجه به چالش جهانی خشکی و محدودیت منابع آب در ایران، افزایش بهره‌وری و بهینه‌سازی مصرف آب در بخش کشاورزی ضروری است. در این پژوهش، اثر کم‌آبیاری در مراحل مختلف رشد بر برخی ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی گل‌مکزیکی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار بررسی شد. تیمارها شامل آبیاری کامل، قطع یک نوبت آبیاری در مرحله استقرار بوته، غنچه‌دهی، گلدهی و استقرار+غنچه‌دهی بودند. نتایج نشان داد کم‌آبیاری موجب کاهش معنی‌دار طول گل‌آذین، وزن تر و خشک اندام‌های هوایی، محتوای کلروفیل و نیتروژن برگ شد. بیشترین (1/2054 کیلوگرم در هکتار) و کمترین (4/973 کیلوگرم در هکتار) عملکرد پیکر رویشی خشک به‌ترتیب در آبیاری کامل و قطع آبیاری در دو مرحله استقرار+غنچه‌دهی مشاهده شد. در مقابل، محتوای فنول کل، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی و درصد اسانس در پاسخ به تیمار کم‌آبیاری افزایش یافت. اگرچه کم‌آبیاری در مراحل مختلف رشدی عملکرد اسانس را کاهش داد، اما این کاهش در تیمارهای قطع آبیاری در مرحله استقرار بوته و گلدهی نسبت به آبیاری کامل معنی‌دار نبود. طبق نتایج تجزیه اسانس، متیل‌کاویکول و لیمونن اجزای غالب اسانس بودند که تحت تأثیر تیمارهای کم‌آبیاری تغییرات زیادی را نشان ندادند. براساس یافته‌های این پژوهش، قطع یک نوبت آبیاری در مرحله گلدهی یا استقرار بوته را می‌توان به‌عنوان راهبردی مناسب برای صرفه‌جویی در مصرف آب بدون افت معنی‌دار عملکرد و کیفیت اسانس در گل‌مکزیکی توصیه نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

مدل‌یابی تجربه بازدیدکنندگان در برخی باغ‌های عکاسی استان مازندران با رویکرد معادلات ساختاری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.99326.1521

زهره نظری، حسین زارعی، حسین کاظمی، فاطمه شفیعی

چکیده باغ‌های عکاسی به ‌عنوان شکلی نوین از فضاهای سبز موضوعی و تجربه محور، نقش مهمی در تقویت تعامل انسان با طبیعت و تجربه‌های زیبایی‌شناختی دارند. با وجود گسترش این فضاها، سازوکارهای شکل‌گیری رضایت بازدیدکنندگان و کیفیت تجربه آنان کمتر به ‌صورت نظام‌مند بررسی شده است. از این‌رو پژوهش حاضر با هدف ارائه و آزمون مدلی ساختاری، برای بررسی تجربه و رضایت بازدیدکنندگان در باغ‌های عکاسی استان مازندران بارویکرد کمی و به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته بر اساس طیف لیکرت پنج‌درجه‌ای شامل شش متغیر اصلی ( ترجیحات بصری، ادراک زیبایی‌شناختی، ادراک ذهنی فضایی، سبک باغ‌سازی، نگرش مفهومی و رضایت کلی) گردآوری و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. شاخص‌های برازش مدل ساختاری حاکی از کفایت و قدرت پیش‌بینی مناسب مدل بودند (۰/۵۳۰GOF =) . مدل ساختاری توانست ۸/ ۳۹ درصد از واریانس متغیر رضایت کلی را تبیین کند (۳۹۸/۰= R² ).
نتایج نشان داد که سبک باغ‌سازی بیشترین اثر مستقیم را بر ادراک ذهنی فضایی(۰/۵۲= β) و ترجیحات بصری(۰/۵۰ = β) داشت و نگرش مفهومی قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده رضایت کلی بازدیدکنندگان(۰/۶۳= β) بود. همچنین، در میان شاخص‌های فضایی، گویه‌های ایجاد احساس آرامش و راحتی با بار عاملی ۸۰۱/ ۰ و گویه تنوع گل و پوشش گیاهی با بار عاملی۸۵۸/ ۰ و حس تعادل و هماهنگی در فضا با بار عاملی۸۳۸/ ۰ و هماهنگی سبک طراحی باغ با طبیعت محیط با بار عاملی۷۶۴/ ۰ بیشترین بار عاملی را به خود اختصاص دادند. بر اساس رتبه‌بندی میانگین پاسخ‌های کاربران، ایجاد احساس آرامش و راحتی در فضا، طراحی فضاهای آبی با میانگین۷۴/۴، بهره‌گیری از نور طبیعی با میانگین ۷۵/۴ و هماهنگی سبک طراحی باغ با طبیعت با میانگین ۷۲/۴، نیز از مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر در شکل‌گیری تجربه مطلوب بازدیدکنندگان بودند.
یافته‌ها بیانگر آن است رضایت در باغ‌های عکاسی حاصل تعامل هم‌زمان ابعاد فیزیکی، ادراکی و معنایی فضا است. بنابراین، طراحی موفق این فضاها نیازمند توجه یکپارچه به کیفیت بصری، انسجام فضایی، تنوع کاشت و تجربه چندحسی کاربران است. بر این اساس، به طراحان توصیه می‌شود سازماندهی فضایی باغ‌های عکاسی را بر پایه مسیرهای روایت‌محور با نقاط مکث عکاسانه طراحی و آب را به‌عنوان عنصری کلیدی در ایجاد عمق بصری و آرامش به‌کار گیرند. گونه‌های گیاهی با تنوع رنگ و بافت را ، با الگوی کاشت لایه‌ای و متناوب جایگذاری نمایند و هماهنگی با زمینه طبیعی بستر اقلیمی را به‌عنوان اصل هویت‌بخش در طراحی لحاظ کنند. مدل پیشنهادی می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کاربردی در طراحی و مدیریت باغ‌های عکاسی و سایر فضاهای سبز تجربه‌محور مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

الگوی عملکرد و تجزیه و تحلیل چند متغیره صفات کمی در ژنوتیپ‌های فلفل شیرین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 شهریور 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.98765.1518

بهشاد رجایی، سید حسین نعمتی

چکیده چکیده:
این پژوهش با هدف بررسی تنوع ژنتیکی، شناسایی صفات مؤثر بر عملکرد و ارائه مدل‌های آماری برای پیش‌بینی عملکرد و اجزای آن در ژنوتیپ‌های فلفل شیرین (Capsicum annuum.) در شرایط گلخانه‌ای انجام شد. در این مطالعه، 72 ژنوتیپ در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار ارزیابی شدند. صفات مورد بررسی شامل عملکرد بوته، تعداد و میانگین وزن میوه، ابعاد میوه، ارتفاع بوته، ضخامت کورتکس، ضخامت دمگل و شاخص زودرسی بود. داده‌های حاصل با استفاده از تجزیه واریانس، ضرایب همبستگی، تجزیه خوشه‌ای به روش Ward و مدل‌های رگرسیون خطی چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ژنوتیپ‌ها برای بیشتر صفات اختلاف معنی‌داری وجود دارد که بیانگر تنوع ژنتیکی قابل توجه در جمعیت مورد مطالعه است. در میان ژنوتیپ‌ها، G71 با عملکرد 06/3138 گرم بیشترین عملکرد را نشان داد. عملکرد بوته همبستگی مثبت و معنی‌داری با تعداد میوه، وزن میوه، عرض میوه و ارتفاع بوته نشان داد و بیشترین همبستگی بین عملکرد و تعداد میوه مشاهده شد (r=0/74±0/08 وزن میوه با عرض میوه، ضخامت کورتکس و ضخامت دمگل همبستگی مثبت و معنی‌داری داشت. مدل‌های رگرسیون چندمتغیره نیز نشان دادند که ارتفاع بوته، شاخص زودرسی و ضخامت دمگل در پیش‌بینی عملکرد، و عرض و طول میوه همراه با ضخامت کورتکس در تعیین وزن میوه نقش مهمی دارند. تجزیه خوشه‌ای ژنوتیپ‌ها را در سه گروه مجزا طبقه‌بندی کرد؛ به‌طوری‌که گروه سوم برای بهبود عملکرد و گروه اول برای صفات کیفی میوه برتری داشتند. در مجموع، نتایج نشان داد که استفاده همزمان از صفات مرتبط با تعداد و وزن میوه می‌تواند در انتخاب ژنوتیپ‌های برتر و بهبود عملکرد فلفل شیرین مؤثر باشد. گزینش زودهنگام ژنوتیپ‌های فلفل شیرین را می‌توان براساس صفاتی که همبستگی معنی‌داری با عملکرد دارند، انجام داد. بر این اساس مدل عملکرد بر اساس صفات ارتفاع بوته، ضخامت دمگل و زودرسی پیشنهاد می‌گردد. همچنین متوسط وزن میوه براساس صفات عرض میوه، طول میوه و ضخامت گوشت میوه پیشنهاد می‌گردد.
کلمات کلیدی:
فلفل شیرین، تنوع ژنتیکی، مدل‌سازی، تجزیه خوشه‌ای، عملکرد بوته، اصلاح نباتات

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

مطالعه شاخص های فیزیولوژیک و مورفولوژیک در سه گونه پوششی فضای سبز شهری در شرایط تنش خشکی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 مهر 1405

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93610.1430

محمد احمدپور، آزاده موسوی بزاز، علی تهرانی فر

چکیده با توجه به بحران روزافزون کم‌آبی در مناطق خشک و نیمه‌خشک ایران و نیاز به کاهش مصرف آب در فضای سبز شهری، استفاده از گیاهان پوششی مقاوم به خشکی به‌عنوان جایگزینی برای چمن اهمیتی ویژه‌ یافته است. این پژوهش با هدف بررسی تحمل به تنش خشکی در سه گونه گیاهی شامل فستوکا بلند(Festuca arundinacea) ، فیلا (Phyla nodiflora) و سدوم گرزی (Sedum acre) به‌صورت گلدانی و در قالب طرح کاملاً تصادفی با چهار سطح رطوبتی ۲۰، ۴۰، ۶۰ و ۸۰ درصد ظرفیت زراعی و سه تکرار انجام گرفت. پس از استقرار کامل گیاهان، دوره اعمال تنش خشکی و بررسی صفات به‌مدت ۷۵ روز ادامه یافت. صفات مورفولوژیک نظیر ارتفاع اندام هوایی، طول ریشه و وزن تر و خشک اندام‌ها، و همچنین صفات فیزیولوژیک مانند محتوای نسبی آب برگ، نشت الکترولیت، کلروفیل مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که فیلا در بیشتر صفات عملکرد بهتری نسبت به سایر گونه‌ها داشت و مقاومت بالاتری به تنش خشکی از خود نشان داد، در حالی‌که سدوم گرزی حساس‌ترین گونه بود. بیشترین ارتفاع اندام هوایی در گیاه چمن در سطح شاهد، (80 درصد رطوبت) بود که با سطح تنش FC 60% تفاوت معنی‌داری نداشت اما در گیاه فیلا بیشترین ارتفاع در سطح 60 درصد رطوبت مشاهده شد. در گیاه چمن، بیشترین مقدار کلروفیل b در سطح تنش ۶۰ درصد ظرفیت زراعی مشاهده شد. گیاه فیلا بیشترین مقدار این صفت را در سطح چهارم تنش (۲۰ درصد ظرفیت زراعی) داشت و گونه‌ سدوم گرزی نیز الگوی مشابهی با گیاه چمن نشان داد. با افزایش شدت تنش خشکی، کاهش معنی‌داری در شاخص‌های رشد و فیزیولوژیکی مشاهده شد. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که فیلا می‌تواند به‌عنوان گزینه‌ای مناسب و کم‌مصرف در طراحی فضای سبز شهری در مناطق خشک پیشنهاد گردد. با این حال، بررسی‌های بیشتر در مقیاس میدانی و بلندمدت برای تأیید کارایی این گونه‌ها در شرایط مختلف اقلیمی و مدیریتی توصیه می‌شود.

تعیین زمان و روش پیوند انبه رقم لنگرا در شرایط آب و هوایی رودان هرمزگان

دوره 24، شماره 2، زمستان 1389

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v1389i2.7990

اسماعیل پورقاسمی، عبدالحسین ابوطالبی

چکیده چکیده در بین روشهای تکثیر انبه، پیوند متداولترین روش می باشد ولی عدم آگاهی کافی باغداران از نحوه و زمان مناسب پیوند، مهمترین مشکل در تولید نهال پیوندی انبه است. به منظور تعیین مناسب ترین زمان و روش پیوند برای دستیابی به حداکثر گیرایی، این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با دو فاکتور زمان(هر 15 روز یکبار از 15 فروردین تا 15 اردیبهشت و 15 مرداد تا 15 آبان) و دو روش پیوند (نیمانیم جانبی و اسکنه) با 10 تکرار انجام گرفت. پایه ها بذری بودند و پیوندک ها از یک تک درخت انبه رقم لنگرا تهیه شدند. 30 و 60 روز پس از پیوند، درصد گیرائی پیوند و رشد پیوندک ها اندازه گیری شد. براساس نتایج بهترین زمان پیوند 15 فروردین با 100 درصد گیرایی و بهترین روش پیوند، اسکنه با 85 درصد موفقیت نسبت به پیوند نیمانیم جانبی بود. بیشترین میزان رشد پیوندک پس از 60 روز در روش پیوند اسکنه و تاریخ های 15 و 30 فروردین ماه بود. در مجموع نتایج نشان داد که تحت شرایط آب و هوائی رودان مناسب ترین زمان پیوند 15 تا 30 فروردین ماه و پیوند اسکنه نسبت به جانبی موفق تر و مناسب تر می باشد. واژه های کلیدی: انبه، پیوند زنی، زمان پیوند، روش پیوند

اثر کودهای سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی بر شاخص های فیزیکوشیمیایی میوه و برگ خرما (.Phoenix dactylifera L) رقم مضافتی

دوره 31، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 457-468

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v31i3.36474

الیاس آریاکیا، حمیدرضا روستا، ناهید رحمی زاده

چکیده با توجه به نیاز تغذیه‌ای بالای درخت خرما (Phoenix dactylifera L.)، لازم است تا اثر کودهای پر مصرف بر شاخص‌های فیزیکوشیمیایی برگ و میوه آن مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک‌های کامل تصادفی شامل تیمار کودی سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی به صورت چالکود در اسفند ماه و در منطقه بم اعمال گردید. نمونه‌برداری جهت آنالیز برگ و میوه، به ترتیب در خرداد ماه و برداشت محصول خرما انجام شد. نتایج نشان داد با توجه به تاثیر معنی‌دار عناصر نیتروژن، گوگرد و پتاسیم فراهم شده توسط کودهای مذکور بر شاخص‌های مورد نظر، بیشترین محتوای نیتروژن و آهن و رنگدانه‌های فتوسنتزی کاروتنویید و کلروفیل (a و کل) برگ و وزن میوه خرما به ترتیب از اثر متقابل کودهای سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی، به دست آمد. بیشترین محتوای پتاسیم در برگ، TSS و نسبت TSS/TA در میوه، از تیمارهای سولفات آمونیوم (500 گرم) و سولفات پتاسیم (1500 گرم) همراه با کود دامی حاصل شد. بنابراین به منظور بهبود شاخص‌های فیزیکوشیمیایی برگ و میوه درخت خرما، ترکیب کودی سولفات آمونیوم و سولفات پتاسیم همراه با کود دامی توصیه می‌شود.

ارزیابی میزان مقاومت به سرما در برخی از ارقام زیتون بااندازه گیری فلورسانس کلروفیل و آسیب های ظاهری

دوره 24، شماره 2، زمستان 1389

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v1389i2.7992

نگار سیم کش زاده، مصطفی مبلی، نعمت الله اعتمادی، بهرام بانی نسب

چکیده چکیده کاشت زیتون (L. Olea europaea) به علت تحمل به شوری، خشکی و همیشه سبز بودن، در سال های اخیر در فضای سبز مورد توجه قرار گرفته است. از عوامل محدود کننده کاشت این گیاه در مناطق معتدله و سردسیر، مقاومت کم به دماهای پائین می باشد. تعیین ارقام مقاوم به سرما یکی از معیارهای مهم برای افزایش کاربری این درخت در فضای سبز شهری به شمار می رود. بدین منظور و نیز برای مقایسه دو روش ارزیابی ظاهری و اندازه گیری کلروفیل فلورسنسی، آزمایشی بر روی درختان 7 ساله 15 رقم زیتون که به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار کاشته شده بودند اجرا شد. در روش ظاهری، خسارات سرمای زمستان سال های 85 و 1386 به گیاهان (درصد خشکی درختان با امتیازدهی و درصد ریزش برگ ها) مورد اندازه گیری قرار گرفت. نتایج این آزمایش نشان داد رقم آمفی سیس به عنوان رقمی مقاوم و پس از آن گرگان و شنگه، و ارقام کرونایکی و رشید به عنوان ارقامی حساس در مواجهه با سرما می باشند. در روش اندازه گیری کلروفیل فلورسنسی نیز، در تیرماه 1387 نمونه های برگ از هر رقم در 5 دمای0، 5-، 10-، 15- و 20- درجه سانتیگراد به تدریج و حداقل برای یکساعت قرار گرفتند. سپس، شاخص Fv / Fm به کمک دستگاه اندازه گیری کلروفیل فلورسنسی تعیین شد. نتایج نشان داد دو دمای 0 و 5- درجه سانتیگراد، تنشی به نمونه ها وارد نکرده و همه ارقام در این دو دما مقاومت نشان دادند (نسبت Fv / Fm بیشتر از 83/0 بدست آمد). با کاهش دما به 10- و 15- درجه سانتیگراد میزان تنش وارده به گیاهان به ترتیب افزایش یافت و در این میان، رقم رشید، کمترین میزان Fv / Fm (به ترتیب 243/0 و 001/0) یعنی بیشترین سرمازدگی را داشت. کاهش دما به 20- درجه سانتیگراد موجب کاهش بیشتر Fv / Fm در مقایسه با 15- درجه سانتیگراد از نظر آماری نشد و از این لحاظ، تفاوتی بین ارقام، مشاهده نگردید. بر اساس این روش در بین ارقام مورد مطالعه، ارقام شنگه، گرگان و آمفی سیس به عنوان ارقام مقاوم تر و ارقام رشید، اسپانیا، مانزانیلا و کرونایکی به عنوان ارقامی حساس در مواجهه با دماهای پائین می باشند که نتایج بدست آمده از ارزیابی ظاهری را تأیید می کند. واژه های کلیدی: بررسی ظاهری، مقاومت به سرما، زیتون، کلروفیل فلورسنسی

اثرات مصرف اسید جیبرلیک بر بی‌دانه کردن و برخی صفات کمی و کیفی میوه سه رقم انگور دانه دار ایرانی

دوره 31، شماره 1، بهار 1396، صفحه 110-121

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.44918

حامد دولتی بانه، حکمت جعفری، رسول جلیلی مرندی، رحیم عبدالهی

چکیده به منظور مطالعه اثرات اسید جیبرلیک در دو زمان 7 و 14 روز قبل از شروع گلدهی بر القاء بی‌دانگی و بعضی صفات کمی و کیفی خوشه و حبه سه رقم انگور دانه‌دار ایرانی شامل قزل اوزوم، ریش بابا قرمز و خلیلی قرمز، پژوهشی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در پنج تکرار اجرا شد. نتایج نشان داد بوته‌های تیمار شده با جیبرلین در مقایسه با شاهد از لحاظ درصد جوانه‌زنی دانه گرده، درصد تشکیل میوه، طول و وزن تر چوب خوشه، تعداد شات بری و حبه‌های بی‌دانه در خوشه، وزن حبه‌های بی‌دانه، طول دم حبه و TSS اختلاف معنی دار نشان دادند. جیبرلین باعث کاهش جوانه‌زنی دانه گرده ارقام مورد بررسی شد. تیمار جیبرلین درصد تشکیل میوه را افزایش داد اما واکنش ارقام متفاوت بود. اسید جیبرلیک موجب افزایش طول محور خوشه انگور شد و این افزایش در رقم ریش بابا و قزل اوزوم بیشتر از خلیلی بود. نتایج نشان داد که هورمون جیبرلین باعث ایجاد بی‌دانگی در حبه‌ها شد و اثر آن روی رقم ریش بابا قرمز بیشتر از قزل اوزوم و خلیلی قرمز بود. در انگور قزل اوزوم تیمار شده با جیبرلین در مرحله 7 روز قبل از گلدهی وزین‌ترین حبه‌های بی‌دانه بدست آمد، گرچه تعداد حبه‌های بی‌دانه این رقم کمتر از ارقام دیگر بود. جیبرلین موجب افزایش طول دم حبه‌ها شد. بیشترین طول دم حبه مربوط به رقم قزل اوزوم بود که در 14 روز قبل از گلدهی با جیبرلین تیمار شده بود. درصد مواد جامد محلول (TSS) در تیمارهای غوطه ورسازی شده با جیبرلین بیشتر از تیمارهای شاهد بود. مصرف قبل از شروع گلدهی هورمون جیبرلین با غلظت 100 میلی‌گرم در لیتر در هر سه رقم مورد بررسی باعث تولید حبه‌های بیدانه ریز شد که در صورت تکرار مصرف هورمون جیبرلین با غلظت 20 تا 40 پی‌پی‌ام در مرحله بعد از تشکیل میوه می‌توان حبه‌های بی‌دانه با اندازه قابل قبول تولید نمود.

بررسی هورمون‌های جیبرلین، بنزیل آدنین و زآتین و درجه حرارت بر شکست خواب ریزغده سیب زمینی

دوره 23، شماره 2، زمستان 1388

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v1388i2.2587

روناک ساسانی، حمیدرضا خزاعی، احمد نظامی

چکیده چکیده با توجه به این که دوران خواب در جوانه‌های ریز غده سیب زمینی یکی از عوامل محدود کننده کشت آنها پس از برداشت غده‌ها است، این آزمایش بر اساس طرح آشیانه در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار با هدف یافتن موثر ترین هورمون و دما جهت شکست سریعتر خواب ریز غده سیب زمینی در بهار سال 1387 صورت گرفت. تیمارهای آزمایش شامل هورمون‌های جیبرلیک اسید (در دو سطح 5/2 و 5 میلی گرم در لیتر)، زآتین (در دوسطح 5/1 و 3 میلی گرم در لیتر )، بنزیل آدنین (در دو سطح 5 و10 میلی گرم در لیتر) و شاهد(آب مقطر) و سه تیمار دمایی 5، 10 و 15 درجه سانتی گراد بودند. نتایج نشان داد صفاتی نظیر سرعت و درصد جوانه زنی، میانگین طول جوانه، تعداد جوانه‌های فعال، وزن غده ها، بطور معنی داری (01/0(P≤ تحت تأثیر تیمار هورمونی و دمایی قرار گرفتند. در خصوص سرعت و درصد جوانه زنی تحت تیمارهای هورمونی، تفاوت معنی داری بین هورمون‌ها مشاهده نشد، اما کمترین مربوط به تیمار شاهد بترتیب با مقادیر 4/14 و11 درصد بود. بیشترین تأثیر بر میانگین طول جوانه مربوط به هورمون جیبرلین 5 میلی گرم در لیتر بود. دمای 10 درجه سانتی گراد بیشترین تأثیر را بر فعال شدن جوانه‌ها داشت. در دمای پایین تأثیر هورمون بر صفات تحت بررسی چندان قابل توجه نبود. بیشترین و کمترین کاهش وزن غده‌ها به ترتیب در دمای 5 و 15 درجه سانتی گراد حاصل شد. واژه‌های کلیدی: سیب زمینی، خواب ریز غده، شکست خواب

گیاهان دارویی

بررسی تنوع ژنوتیپی گل محمدی (Rosa damascena Mill.) در ایران براساس میزان اسانس و برخی صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 372-359

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76452.1167

بهزاد کاویانی، رعنا محمدی پور، داود هاشم آبادی، محمدحسین انصاری، رسول انسی نژاد، احمد رضا بریموندی

چکیده گل محمدی (Rosa damascena Mill.) به‌عنوان یک گونه گیاهی چند منظوره (خوراکی، دارویی، معطره و زینتی)، مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و اسانس گل این گیاه کاربردهای زیادی در صنایع مختلف دارد. تنوع گسترده‌ای از نظر عملکرد گل و اسانس در بین ژنوتیپ‌های مختلف گل محمدی در شرایط متفاوت بوم‌شناختی در ایران مشاهده شده است. ارزیابی تنوع ژنتیکی در میان گل‌های محمدی ایران به‌منظور اصلاح ژنوتیپ‌های این گل‌ها با ویژگی‌های باغی مناسب حائز اهمیت زیادی است. در این پژوهش، تنوع ژنتیکی ژنوتیپ‌های جمع‌آوری‌شده از استان‌های گیلان، ایلام، گلستان، تهران و کاشان به‌منظور معرفی ژنوتیپ برتر و بهره‌برداری از آن در برنامه‌های اصلاحی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق در قالب طرح بلوک‌های کاملاً تصادفی در 3 تکرار اجرا شد و برای هر تکرار 5 پاجوش در نظر گرفته شد. نمونه‌ها از نظر عملکرد اسانس، تعداد حلقه‌های مختلف گل و ویژگی‌های مورفولوژیک و فیزیولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمونه‌برداری برای اندازه‌گیری شاخص‌های مورفولوژیک و فیزیولوژیک، بعد از بازشدن غنچه‌های گل در اوایل اردیبهشت ماه انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان اسانس (042/0 و 038/0 درصد)، به‌ترتیب از گلبرگ‌های ژنوتیپ‌های ̓ایلام̒ و ̓کاشان̒ به‌ دست آمد. بیشترین وزن گلبرگ (70/2 و 30/2 گرم)، به‌ترتیب مربوط به گلبرگ‌های ژنوتیپ‌های ̓ایلام̒ و ̓کاشان̒ بود. بالاترین طول و عرض گلبرگ نیز در این دو ژنوتیپ به دست آمد. بیشترین تعداد گلبرگ (80/71 در هر بوته) مربوط به نمونه‌های ̓گیلان̒ بود. بالاترین میزان کلروفیل a، مربوط به ژنوتیپ ̓ایلام̒ و بالاترین میزان کلروفیل b، کاروتنوئید و آنتوسیانین، مربوط به ژنوتیپ‌ ̓کاشان̒ بود. در مجموع؛ ژنوتیپ‌های ̓ایلام̒ و ̓کاشان̒ به‌دلیل عملکرد بالا در تولید اسانس و اغلب صفات ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی به‌عنوان ژنوتیپ‌های برتر و ذخایر توارثی مناسب برای برنامه‌های اصلاحی پیشنهاد می‌شوند. گسترش رویشگاه‌های گل محمدی اطلاعات مفیدی را برای تولید انبوه در آینده و مدیریت منابع ژنتیکی فراهم می‌نماید.

فیزیولوژی پس از برداشت

بهبود کیفیت و ماندگاری نارنگی کینو (Citrus reticulata L.) با استفاده از تیمارهای قبل و پس از برداشت ملاتونین

دوره 39، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 401-387

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.89185.1368

سکینه ملایی محمد آبادی، سمیه رستگار

چکیده نارنگی کینو (Citrus reticulata L.)، یکی از مهم‌ترین مرکبات کشت‌شده در کشور، پس از برداشت مستعد کاهش کیفیت به‌دلیل از دست دادن رطوبت و تغییرات فیزیولوژیکی است. حفظ کیفیت این میوه در طول دوره نگهداری، از جمله اهداف اصلی پژوهشگران می‌باشد. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کاربرد قبل و بعد از برداشت ملاتونین بر کیفیت میوه نارنگی کینو در زمان برداشت و همچنین در مدت نگهداری در سردخانه می‌باشد. آزمایشی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی روی درختان 10 ساله نارنگی کینو در باغی واقع در شهرستان رودان انجام شد. محلول‌پاشی درختان با سه غلظت ملاتونین (صفر، 100 و 200 میکرومولار)، یک ماه قبل از برداشت به فاصله هفت روز یک‌بار تکرار گردید. میوه‌ها در مرحله‌ بلوغ تجاری برداشت و به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول بلافاصله پس از برداشت از نظر ویژگی‌های مختلف فیزیکوشیمیایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه دوم به‌مدت 30 دقیقه در محلول ملاتونین (100 و 200 میکرومولار) غوطه‌ور شدند. سپس در دمای پنج درجه سانتی‌گراد به‌مدت 60 روز نگهداری شدند. ارزیابی خصوصیات کمّی و کیفی میوه در روزهای 30 و 60 انبارمانی انجام گردید. براساس نتایج به‌دست‌آمده، کاربرد قبل از برداشت ملاتونین نقش مؤثری در افزایش وزن میوه، وزن گوشت و حجم آب، اسیدیته قابل تیتراسیون و محتوای اسید آسکوربیک‌ میوه در زمان برداشت داشت. همچنین، محلول‌پاشی به‌طور معنی‌داری باعث افزایش محتوای اسید آسکوربیک‌، فنل، فلاونوئید و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی میوه گردید. در پایان انبارمانی، میوه‌های تیمار‌شده نسبت به شاهد کاهش وزن کمتری نشان دادند. به‌طوری‌که حداقل کاهش وزن در میوه‌های محلول‌پاشی‌شده با ملاتونین 200 میکرومولار و میوه‌های غوطه‌ورشده پس‌ از برداشت در ملاتونین 200 میکرومولار مشاهده شد. همچنین میوه‌های تیمار‌شده، محتوای اسید آسکوربیک‌ و فلاونوئید بیشتری نسبت به شاهد نشان دادند. در روز 60 انبارمانی، بیشترین ظرفیت انتی‌اکسیدانی در میوه‌های محلول‌پاشی‌شده با غلظت 100 میکرومولار مشاهده شد. به‌طور کلی، در ارزیابی بازارپسندی و خصوصیات ظاهری میوه، تیمار‌های محلول‌پاشی‌شده وضعیت بهتری نسبت به سایر تیمارها نشان دادند.

ابر واژگان

نشریات مرتبط