با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 37، شماره 2 - شماره پیاپی 58، تابستان 1402، صفحه 293-588 
مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

خصوصیات بیوشیمیایی میوه دوازده ژنوتیپ بومی زرشک (Berberis spp.)

صفحه 293-306

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61176.0

احمد بالندری، مجید عزیزی، مهسا خدابنده

چکیده انواع زرشک، ریزمیوه­هایی با رنگ­ها و طعم­های جذاب هستند که تنوع بی­نظیری در ایران دارند. در این پژوهش خصوصیات بیوشیمیایی میوه دوازده ژنوتیپ بومی زرشک مورد مطالعه قرار گرفت. این خصوصیات شامل درصد مواد جامد محلول (TSS)، اسیدیته قابل تیتراسیون (TA)، نسبت TSS/TA، pH، میزان فنل کل، فلاونوئید کل، آنتوسیانین کل، محتوای پروتئین، فیبر خام، قند کل، عناصر معدنی شامل آهن، منیزیوم، روی و مس بودند. نتایج حاکی از تنوع بالای خصوصیات بیوشیمیایی در میان ژنوتیپ­ها بود. کدژنوتیپ 1-13 دارای بیشترین TA (61/5 گرم اسید مالیک در 100 گرم وزن تر) و بیشترین TSS (ºBrix 50/5) بود. کدژنوتیپ 1-5 دارای بیش‌ترین میزان فنل کل (61/1482 میلی­گرم اسید گالیک) و کدژنوتیپ 2- 14 حائز بیش‌ترین میزان فلاونوئید کل (53/837 میلی­گرم کوئرستین) و آنتوسیانین کل (06/452 میلی­گرم سیانیدین3 گلیکوزید) در یک‌صد گرم میوه خشک بود. بالاترین میزان فیبرخام (96/54 درصد)، آهن (49/138 قسمت در میلیون) و منیزیوم (39/1426 قسمت در میلیون) مربوط به کدژنوتیپ 1-10 و بالاترین میزان پروتئین (26/4 درصد) و مس (80/6 قسمت در میلیون) به کدژنوتیپ 2-14 اختصاص یافت. از لحاظ محتوای قند کل، دو کدژنوتیپ بی دانه و 3-5 به ترتیب با میزان 61/59 و 67/25 درصد قند، تفاوت چشمگیری نسبت به سایر کدژنوتیپ­ها داشتند. در مجموع ارزیابی صفات اندازه­گیری شده، کدژنوتیپ 2-14 به دلیل دارا بودن بالاترین میزان فلاونوئید کل، آنتوسیانین کل، پروتئین و مس ژنوتیپ برتر بود. بررسی خصوصیات بیوشیمیایی میوه زرشک­های ‌بومی و بهره­وری از ارزش­های تغذیه­ای این محصول ارزشمند می‌تواند منجر به کسب دانش فنی در زمینه تهیه فرآورده­های غذایی زرشک به عنوان یک فناوری بومی شده و سبب توسعه ‌اقتصادی‌‌ در مناطق تولید زرشک گردد. 

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بررسی تاثیر کودهای آلی و شیمیایی بر کیفیت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ طی نگهداری در سردخانه

صفحه 307-324

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.70366.1054

معصومه کیااشکوریان، طاهره رئیسی، بیژن مرادی، جواد فتاحی مقدم، مازیار فقیه نصیری

چکیده تقاضای مصرف کنندگان برای محصولات ارگانیک به‌علت آگاهی از سلامت و کیفیت غذایی آن‌ها رو به افزایش است. کودهای آلی سلامت خاک و تعادل اکولوژیکی منطقه را حفظ می‌کنند. کشاورزی ارگانیک، به‌عنوان یک سیستم کشاورزی جایگزین برای محافظت از سلامت انسان و محیط زیست می‌تواند کیفیت و ماندگاری محصول را بهبود بخشد. کیوی‌فروت یکی از محصولات مهم کشاورزی در شمال ایران است که در مبادلات تجاری و اشتغال مردم منطقه نقش مؤثری دارد. مطالعه اثر انواع کودهای آلی قابل دسترس در شمال کشور در تغذیه تاک‏های کیوی‏فروت به‌علت گران شدن کودهای شیمیایی و شکل‌گیری بازار مصرف میوه‌های ارگانیک ضروری است. بنابراین تحقیق حاضر با هدف مقایسه تاثیر کاربرد پنج نوع کود آلی و کود شیمیایی بر کیفیت میوه کیوی رقم ’هایوارد‘ طی نگهداری در سردخانه انجام شد. این پژوهش در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با شش تیمار (شامل کود شیمیایی، کود گوسفندی، کود گاوی، کود مرغی، ورمی‏کمپوست و آزولا) و سه تکرار روی تاک‌های کیوی‏فروت رقم ’هایوارد‘ طی چهار سال اجرا شد. میوه‌های هر یک از تیمارها بعد از رسیدن مقدار مواد جامد محلول کل میوه (TSS) به حد مناسب 5/6 (تقریباً اواسط آبان) برداشت و در سردخانه با دمای 5/0 درجه سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 90 درصد قرار داده شدند. نمونه‌برداری از میوه‌ها در زمان برداشت و با فواصل 30 روز پس از انتقال به سردخانه انجام و ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی شامل رنگ گوشت میوه، مواد جامد محلول، اسیدیته، سفتی بافت میوه و کاهش وزن میوه اندازه‌گیری شد. هم‌چنین در پایان سه ماه نگهداری میوه‌های در سردخانه ارزیابی حسی میوه‌ها انجام گردید. نتایج نشان داد مقدار مواد جامد محلول کل و اسیدیته کل در میوه‌های تغذیه شده با کودهای آلی بیشتر از کود شیمیایی بود. بیشترین سفتی گوشت میوه در تغذیه با کود گاوی در سال چهارم با میانگین 74/8 و کمترین مقدار در تغذیه با کود شیمیایی با 2/3 کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع بدست آمد. میزان سفتی میوه‌ها طی نگهداری در سردخانه روند کاهشی معنی‌داری را نشان داد. نسبت مواد جامد محلول به اسیدیته طی انبارداری به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. هم‌چنین نتایج آنالیز حسی نشان داد میوه‌های تولید شده با کاربرد ورمی‌کمپوست از پذیرش کلی بیشتر نسبت به سایر تیمارهای کوددهی برخوردار بودند. به‌طور کلی استفاده از کودهای آلی گاوی و ورمی‌کمپوست اثر مطلوبی را بر ویژگی‌های مهم میوه کیوی چون مقدار سفتی، کاهش وزن، مواد جامد محلول، اسیدیته و کیفیت حسی نشان داد. بنابراین چنین میوه‌هایی کیفیت انبارداری بهتری را در سردخانه خواهند داشت. در نتیجه به‌نظر می‌رسد با کاهش مصرف کودهای شیمیایی در باغ‌های کنونی، تولید کیوی به استانداردهای تعریف شده برای میوه ارگانیک بسیار نزدیک خواهد شد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر کاربرد برخی کودهای شیمیایی و آلی و تنش خشکی بر فعالیت آنزیم‌های سوپراکسید دسموتاز، پراکسیداز و پروتئین محلول کل در انگور رقم ’بیدانه قرمز‘

صفحه 325-336

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.73313.1102

اکرم فاطمی، آسیه صفری، محسن سعیدی، زهرا کلاه چی

چکیده تنش خشکی یکی از مهم­ترین عوامل محدودکننده عملکرد و کیفیت گیاهان است. در این پژوهش تأثیر تنش خشکی و کاربرد برخی کودهای شیمیایی و آلی بر فعالیت برخی آنزیم­های آنتی اکسیدانی برگ انگور ’بیدانه قرمز‘ در گلخانه بررسی شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با تیمارهای کودی: شاهد، سولفات پتاسیم (1250 میلی­گرم بر کیلوگرم)، کمپوست (پنج درصد وزنی) و بایوچار (ده درصد وزنی) در شرایط بدون تنش و تنش خشکی (به ترتیب 40 و 80 درصد رطوبت ظرفیت زراعی) در چهار تکرار انجام شد. فعالیت آنزیم­های سوپراکسید دسموتاز و پراکسیداز و مقدار پروتئین محلول کل برگ انگور اندازه­گیری شدند. یافته­ها نشان داد که اثر متقابل تنش خشکی و تیمار کودی بر فعالیت آنزیم­های سوپراکسید دسموتاز و پراکسیداز و مقدار پروتئین محلول کل برگ انگور معنی­دار بود (P<0.01). در شرایط تنش خشکی، بین تیمارهای کودی، فعالیت آنزیم سوپراکسید دسموتاز در تیمار سولفات پتاسیم به طور معنی­داری کمتر از تیمارهای کمپوست (2/19 درصد) و بایوچار (1/21 درصد) بود (P<0.01). در شرایط تنش خشکی، فعالیت آنزیم پراکسیداز در تیمار کمپوست به طور معنی­داری (P<0.01) بیشتر از تیمار سولفات پتاسیم (50 درصد) بود و با تیمار بایوچار اختلاف معنی­داری نداشت. بیشترین پروتئین محلول کل در تیمار بایوچار نسبت به شاهد (با افزایش دو برابری) دیده شد. افزایش پروتئین محلول کل برگ انگور با کاربرد بایوچار در شرایط تنش خشکی به افزایش فعالیت آنزیم­های سوپراکسید دسموتاز و پراکسیداز و قابلیت جذب عناصر غذایی پر مصرف و کم مصرف نسبت داده شد. بنابراین به منظور توصیه کودی در شرایط مشابه از نظر نوع خاک، سن و رقم انگور و نوع بایوچار، کاربرد بایوچار سپس کمپوست و در پایان سولفات پتاسیم پیشنهاد می­شود.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر جیبرلیک‌اسید و میدان مغناطیسی بر ماندگاری توت‌فرنگی رقم ’سلوا‘ در شرایط تنش دمایی

صفحه 337-350

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74406.1121

محمدرضا زندی، عبدالحسین ابوطالبی جهرمی، بهنام بهروزنام، عبدالرسول ذاکرین

چکیده این پژوهش به منظور بررسی تیمار هورمونی جیبرلیک اسید و میدان مغناطیسی بر صفات مرتبط با ماندگاری توت فرنگی رقم’سلوا‘، در شرایط تنش دمایی، به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تیمارهای تحقیق شامل جیبرلیک اسید در سه سطح شاهد (صفر)، 50 و 100 میلی‌گرم در لیتر، میدان مغناطیسی در 3 سطح شاهد،10 و 20 میلی‌تسلا و تنش دمایی در سه سطح 2، 8 و 20 درجه سانتی‌گراد بودند. میوه‌های توت فرنگی رقم ‘سلوا‘ تحت تأثیر تیمارهای مغناطیسی قرار داده شد و سپس به مدت 2 دقیقه در محلول‌ هورمونی جیبرلیک اسید غوطه‌ور و پس از خشک کردن، به مدت 8 روز در یخچال‌های مختلف با دماهای مطابق با تیمارهای پژوهش نگهداری شدند. صفات مورد بررسی شامل وزن میوه، قطر میوه، طول میوه، درصد رطوبت میوه، اسیدیته قابل تیتراسیون، pH آب‌میوه و ویتامین C بود. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که اثرات ساده و متقابل سه‌گانه تیمارها بر تمام صفات مورد مطالعه معنی‌دار بود. مقایسه میانگین اثر متقابل سه‌گانه تیمار جیبرلیک اسید × میدان مغناطیسی × دما نشان داد که بیشترین مقدار وزن میوه (49/19 گرم)، بیشترین مقدار قطر میوه (7/33 میلی‌متر)، بیشترین طول میوه (62/48 میلی‌متر)، بیشترین مقدار رطوبت میوه (65/34 درصد)، در تیمار 50 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید، میدان مغناطیسی 10 میلی‌تسلا و دمای 8 درجه سانتی‌گراد حاصل گردید. کمترین مقدار وزن میوه (65/10 گرم) در تیمار بدون جیبرلیک اسید، عدم استفاده از میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. کمترین مقدار کاهش وزن میوه (74/3 درصد) در تیمار 50 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید، میدان مغناطیسی 20 میلی‌تسلا و دمای 2 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. کمترین مقدار قطر میوه (52/21 میلی‌‌متر)، کمترین مقدار طول میوه (63/25 میلی‌متر) در تیمار عدم مصرف جیبرلیک اسید، عدم وجود میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. کمترین مقدار اسیدیته قابل تیتراسیون (31/0 درصد)، کمترین مقدار pH آب میوه (68/4) و بیشترین مقدار ویتامین C (92/34 میلی‌گرم در 100 میلی‌لیتر) در تیمار عدم مصرف جیبرلیک اسید، عدم استفاده از میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد و کمترین مقدار ویتامین C نیز معادل 20/5 میلی‌گرم در 100 میلی‌لیتر در تیمار عدم مصرف جیبرلیک اسید، عدم استفاده از میدان مغناطیسی و دمای 20 درجه سانتی‌گراد بدست آمد. از لحاظ اثر متقابل سه‌گانه تیمارهای پژوهش، بهترین تیمار مؤثر بر افزایش مدت زمان نگهداری توت فرنگی، تیمار ترکیبی مصرف 50 میلی‌گرم در لیتر جیبرلیک اسید و میدان مغناطیسی 10 میلی‌تسلا و دمای 8 درجه سانتی‌گراد بود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی تاثیر محلول‌پاشی پرولین بر میزان رنگدانه‌های فتوسنتزی و اسمولیت‌های پایه UCB1 پسته در شرایط تنش آبی

صفحه 351-362

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75455.1145

مسعود فتاحی، عبدالرحمان محمدخانی

چکیده باتوجه به مشکلات کم‌آبی در بیشتر مناطق ایران استفاده از اسیدهای آمینه می‌تواند در کاهش اثرات زیانبار تنش خشکی بر محصولات مختلف مانند کاهش رشد و عملکرد موثر باشد. زیرا اسیدهای آمینه مانند پرولین منجر به تنظیم بهتر اسمزی سلول شده و به ادامه فعالیت سلول در شرایط تنش خشکی کمک می‌کند. در این راستا آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بصورت گلدانی طراحی و اجرا شد. تیمارهای استفاده شده در این آزمایش شامل اعمال تنش خشکی در سه سطح ( 100 درصد (شاهد)، 70 و 40 درصد ظرفیت زراعی) و محلول‌پاشی برگی پرولین در سه سطح (صفر (شاهد)، 75 و 150 میلی‌گرم در لیتر آب) بود. نتایج نشان داد، درصد رطوبت ریشه در تیمار 75 و 150 میلی‌گرم در لیتر آب پرولین نسبت به شاهد بیشتر بود. با افزایش شدت تنش خشکی غلظت کلروفیل a، b، کل و کارتنوئیدها کاهش یافت. هر دو سطح تیمار پرولین باعث افزایش کلروفیل کل نسبت به تیمار عدم محلول‌پاشی پرولین (سطح صفر) گردید. گلایسین‌بتائین برگ، قند محلول برگ و ریشه، نشت الکترولیت‌ها و پرولین برگ و ریشه با شدت تنش خشکی افزایش یافت. محلول‌پاشی پرولین باعث کاهش نشت الکترولیت و افزایش محتوای نسبی آب برگ (LRWC) و پرولین برگ و ریشه گردید. نتایج نشان داد محلول‌پاشی برگی پرولین می‌تواند با افزایش درصد رطوبت برگ و ریشه، RWC، غلظت کلروفیل، غلظت پرولین برگ و ریشه و کاهش نشت الکترولیت‌ها تحمل پایه UCB1 در برابر کمبود آب را بهبود دهد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی صفات زراعی، تولید محصول و شاخص‌های اقتصادی در کشت مخلوط اسفناج با نخود

صفحه 363-376

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75899.1153

جواد حمزه ئی، مسعود خیشوند

چکیده به‌‌منظور بررسی صفات زراعی، عملکرد و شاخص‌های اقتصادی در کشت مخلوط اسفناج با نخود، آزمایشی به صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار در سال زراعی 96-1395 در شهرستان تویسرکان اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل کشت مخلوط افزایشی 20 درصد نخود با اسفناج، کشت مخلوط جایگزینی 60 درصد اسفناج + 40 درصد نخود و کشت‌‌های خالص اسفناج و نخود بودند. ارتفاع بوته، تعداد شاخه در بوته و عملکرد دانه اسفناج به طور معنی‌داری تحت تأثیر کشت مخلوط قرار گرفتند. بیشترین ارتفاع بوته و کمترین تعداد شاخه در بوته اسفناج از کشت مخلوط جایگزینی به‌دست آمد. کشت مخلوط افزایشی و کشت خالص اسفناج نیز بدون تفاوت معنی‌دار کمترین ارتفاع بوته و بیشترین تعداد شاخه در بوته را داشتند. بیشترین عملکرد دانه اسفناج مربوط به کشت مخلوط افزایشی بود. تیمارهای کشت مخلوط افزایشی و کشت خالص از لحاظ عملکرد دانه و بیولوژیک اسفناج تفاوت معنی‌داری با هم نداشتند. در گیاه نخود نیز ارتفاع بوته، تعداد شاخه در بوته، تعداد غلاف در بوته و عملکرد دانه تحت تأثیر کشت مخلوط قرار گرفتند. بیشترین ارتفاع بوته و کمترین تعداد شاخه و تعداد غلاف در بوته نخود از کشت مخلوط افزایشی به‌دست آمد. بیشترین عملکرد دانه نخود نیز مربوط به کشت خالص نخود بود. اسفناج و نخود به ترتیب گیاهان غالب و مغلوب بودند. ارزیابی شاخص‌های اقتصادی نیز سودمندی کشت مخلوط اسفناج با نخود را نشان دادند. به طوری که بالاترین نسبت برابری زمین، نسبت برابری ماده خشک، شاخص بهره‌وری سیستم و شاخص سودمندی مالی از کشت مخلوط افزایشی حاصل شد. در مجموع نتایج بیانگر این است که نخود گیاه مناسبی جهت کشت مخلوط با اسفناج است. به طوری که کشت مخلوط افزایشی 20 درصد نخود با اسفناج، عملکرد اسفناج و  کارایی استفاده از زمین را بهبود بخشیده و می‌تواند بیشترین سود اقتصادی را عاید کشاورز کند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بهبود فعالیت‌های آنتی‌اکسیدانی گیاه دارویی ریحان تحت تأثیر گونه‌های مختلف قارچ میکوریزا در شرایط تنش کم‌آبی

صفحه 377-389

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76064.1157

مینا امانی، محسن سبزی نوجه ده، سعیده علیزاده سالطه، مهدی یونسی حمزه خانلو، بیوک آقا فرمانی، حسین هاتف هریس، شیوا محمدیان، سودا پیرطریقت

چکیده کمبود آب یکی از عوامل محدودکننده رشد و عملکرد گیاهان می­باشد که به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک جهان از جمله ایران به طرق مختلف باعث محدودیت کاشت گیاهان و کاهش عملکرد محصول می­شود. بهره­گیری از رابطه همزیستی گیاه با قارچ‌های میکوریزای آربوسکول‌دار یکی از راهکارهای کاهش تنش کم­آبی در گیاهان به شمار می‌رود. مطالعه حاضر با ‏هدف ارزیابی برخی از صفات فیزیولوژیکی گیاه دارویی ‏ریحان ‎در شرایط گلخانه­‏‎ای تحت تأثیر سطوح مختلف کم­آبی به همراه سه گونه ‏قارچ میکوریزا به صورت فاکتوریل در قالب طرح ‏پایه بلوک‎‏­‏‎های کامل تصادفی با سه تکرار در شرایط گلخانه­ای انجام گرفت. فاکتورهای ‏آزمایشی شامل تنش کم آبی در سه سطح (تنش شدید: 25 درصد طرفیت مزرعه­ای؛ تنش متوسط: 50 درصد طرفیت مزرعه­ای؛ تنش ملایم: 75 درصد طرفیت مزرعه­ای؛ و تیمار شاهد: 100 درصد ‏ظرفیت ‏مزرعه­ای؛ و سه گونه قارچ میکوریزا شامل Glomus intraradices‎، ‏‏Glomus mosseae،‏‎Glomus etunicatum ‎‏ ‏به میزان 30 گرم در هر گلدان و تیمار شاهد (بدون تلقیح قارچ) بود. ‏مطابق نتایج به دست آمده ‏افزایش سطح تنش ‏کم­آبی باعث کاهش رشد گیاهان گردید. همزیستی با میکوریزا باعث ‏کاهش اثرات مخرب تنش کم‌آبی بر گیاه شد. ‏با اعمال تنش کم­آبی میزان مالون دی آلدهید، آنزیم کاتالاز و پراکسیداز، فعالیت آنتی­‏اکسیدانی و فلاونوئید کل افزایش و ‏فنول ‏کل کاهش یافت. با توجه به نتایج آزمایش می­توان بیان کرد که ‏G. mosseaeدر مقایسه با سایر گونه­ها تأثیر بیشتری در ‏بهبود ‏اثرات سوء ناشی از تنش کم­آبی در اکثر صفات مورد ارزیابی داشت. درحالی­که تأثیر قارچ ‏G. intraradicse‏ بر فلاونوئید کل، آنزیم کاتالاز و پراکسیداز بالاتر از گونه ‏G. mosseae‏ بود. در نهایت نتایج ‏مشخص کرد که استفاده از قارچ میکوریزا در ‏مقایسه ‏با شاهد (بدون تلقیح با قارچ)‏‎ ‎می‎­‎تواند‎ ‎ابزار مناسبی ‏برای بهبود صفات فیزیولوژیکی و فعالیت­های آنتی­اکسیدانی در ‏شرایط تنش کم‎­‎آبی باشد. ‏

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی ویژگی‌های اکوفیزیولوژیکی، بیوشیمیایی و علف‌کشی اسطوخودوس افراشته، سنا بومی، زامور و بادمجان وحشی

صفحه 391-407

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76154.1159

حسین غلامی، محمدجمال سحرخیز، محسن شیردل، کهزاد سرطاوی، حمید مزارعی

چکیده اسطوخودوس افراشته (Lavandula stricta)، سنا بومی (Cassia obovata)، زامور (Cocculus pendulus) و بادمجان وحشی (Solanum xanthocarpum) از گونه‌های قابل رویش در استان بوشهر می‌باشند و تاکنون گزارشی مبنی بر توصیف ویژگی‌های اکوفیزیولوژیک، علف­کشی و بیوشیمیایی این گونه‌ها در ایران وجود ندارد. برای این منظور، گیاهان مورد نظر در بهار سال 1398 در استان بوشهر از طبیعت جمع‌آوری و در شرایط سایه و جریان هوای آزاد به‌منظور عصاره‌گیری و اندازه‌گیری صفات مورد نظر، خشک شدند. در بین گیاهان مورد مطالعه بیشترین و کمترین میزان فنول کل به‌ترتیب در گیاهان زامور جمع‌آوری شده در کیلومتر 3 جاده گله‌دار و گیاه سنا بومی جمع‌آوری شده در منطقه کاکی مشاهده گردید. گیاهان اسطوخودوس افراشته برداشت شده از منطقه گلوگاه، دارای بالاترین میزان فلاونوئید کل بود. کمترین و بیشترین میزان فلاوون و فلاونول مربوط به گیاهان سنا بومی و زامور بود. در این مطالعه، بیشترین میزان فعالیت آنتی‌اکسیدانی به‌ترتیب در گیاهان زامور، اسطوخودوس افراشته و بادمجان وحشی گزارش گردید. گیاهان سنا بومی جمع‌آوری شده از منطقه کاکی دارای کمترین میزان فعالیت آنتی‌اکسیدانی بود. گیاهان اسطوخودوس افراشته برداشت شده از منطقه گلوگاه، دارای ترکیبات فنولی پی‌کوماریک اسید و الاژیک اسید می‌باشد. در بین اسیدهای فنولی مورد ارزیابی، اسیدهای فنولی کاتچین و پی‌کوماریک اسید در گیاهان زامور جمع‌آوری شده در کیلومتر 3 جاده گله‌دار مشاهده شد. گیاه سنا بومی جمع‌آوری شده از منطقه کاکی و اسطوخودوس افراشته دارای الاژیک اسید در پیکره رویشی بودند. نتایج این بررسی نشان داد اسیدهای فنولی شناسایی شده در بادمجان وحشی جمع‌آوری شده از بندر سیراف، کافئیک اسید، کلروژنیک اسید، پی‌کوماریک اسید، وانیلین و هسپریدین بود. در بین اسیدهای فنولی شناسایی شده، کلروژنیک اسید ترکیب غالب در بادمجان وحشی بود. نتایج این پژوهش نشان داد بیشترین اثر بازدارندگی روی جوانه‌زنی بذور پنیرک مربوط به غلظت 1000 میکرولیتر در لیتر عصاره‌های زامور و بادمجان وحشی بود، به نحوی که به طور کامل جوانه‌زنی را متوقف کردند. به ‌طور کلی با افزایش غلظت عصاره از صفر تا 1000 میکرولیتر در لیتر، شاخص آللوپاتی در مورد همه گیاهان منفی‌تر شد. افزون بر این، با به کارگیری عصاره‌های الکلی گیاهان مورد مطالعه و افزایش غلظت از صفر تا 1000 میکرولیتر در لیتر، میانگین درصد، سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه و ساقه‌چه سلمه‌تره به طور معنی‌داری کاهش یافت. کمترین شاخص آللوپاتی در غلظت 1000 میکرولیتر در لیتر عصاره بادمجان وحشی مشاهده شد که بیشترین اثر بازدارندگی (شاخص آللوپاتی 58/0-) را بر رشد و جوانه‌زنی بذور سلمه‌تره داشت. با توجه به پتانسیل بالای علف­کشی عصاره‌های زامور و بادمجان وحشی، می‌توان از آن‌ها در راستای مدیریت علف‌های هرز پنیرک و سلمه‌تره استفاده کرد. همچنین می‌توان از عصاره گیاه زامور به عنوان یک منبع آنتی‌اکسیدان طبیعی در صنایع مرتبط استفاده نمود.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

اثر خاموشی ژن چالکون ایزومراز بر مسیر تولید رنگ در گیاه اطلسی با استفاده از فناوری RNAi

صفحه 409-421

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76190.1162

فاطمه کیخا آخر، عبدالرضا باقری، نسرین مشتاقی، مسعود فخرفشانی

چکیده رنگ گل یکی از مهمترین خصوصیات گیاهان زینتی است که نقش ویژه ای را در فروش این نوع گیاهان ایفا می­کند. در سال­های اخیر با استفاده از فناوری­های نوین از قبیل مهندسی ژنتیک ارقام جدیدی وارد بازار شده است که یکی از موثرترین روش‌های آن، کاهش مقدار رنگدانه‌های داخلی گل بوسیله ممانعت از فعالیت آنزیم‌های ضروری مورد نیاز برای بیوسنتز آن‌ها می‌باشد. روش RNAi یک فناوری نوین خاموشی ژن است که امکان بررسی ژن‌های دخیل در تولید رنگ گل را فراهم کرده است. در این پژوهش، با استفاده از این فناوری نوین، نقش ژن چالکون ایزومراز (chi) به عنوان یکی از ژن‌های کلیدی در مسیر بیوسنتزی آنتوسیانین‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در این آزمایش سازه RNAi ژن chi طراحی شد و به اطلسی­های با رنگ گل بنفش و صورتی انتقال یافت. لاین‌های تراریخته، تغییرات متنوعی را در رنگ گل نشان دادند و به گروه­های فنوتیپی متفاوتی تقسیم شدند. این تغییرات بیشتر به صورت کاهش مقدار تجمع رنگدانه‌ها و کمرنگ شدن گل‌ها بود. با بررسی بیان ژن chi، کاهش معنی‌دار بیان این ژن نیز مشاهده شد. بطور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که خاموشی ژن با استفاده از فناوری RNAi می‌تواند روش مناسبی برای کاهش بیان ژن باشد به طوری که با استفاده از این روش می­توان به نقش ژن­های مختلف در مسیرهای بیوسنتزی ترکیبات از جمله آنتوسیانین­ها پی برد. علاوه بر این، ژن چالکون ایزومراز به عنوان یکی از ژن‌های موثر در مسیر بیوسنتزی آنتوسیانین‌ها در گیاه اطلسی شناخته شد که می‌تواند در تولید رنگ در این گیاه نقش داشته باشد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی پاسخ‌های رشدی، عملکردی و فیزیولوژیکی خیار شاخدار آفریقایی (Cucumis metuliferus L.) به تنش کم آبیاری

صفحه 423-436

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76473.1169

مسلم قریشی، فاطمه نکونام، طاهر برزگر، جعفر نیکبخت

چکیده تنش خشکی به­عنوان یک تنش غیرزیستی مهم رشد و عملکرد گیاهان را کاهش می­دهد. به منظور بررسی اثر تنش کم آبیاری بر رشد، عملکرد و شاخص­های فیزیولوژیکی خیار شاخدار آفریقایی، آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه پژوهشی دانشگاه زنجان در سال 1398 انجام شد. سطوح آبیاری شامل سه سطح 100، 80 و 60 درصد نیاز آبی گیاه بود. نتایج نشان داد که تنش کم­آبیاری، رشد و عملکرد میوه را بطور معنی­داری کاهش داد. کمترین طول بوته، تعداد میوه (9/10) و عملکرد بوته (6/1 کیلوگرم) در تیمار کم آبیاری 60 درصد حاصل شد. وزن میوه تحت تاثیر تنش کم­آبیاری افزایش یافت و بیشترین وزن متوسط میوه (05/164 گرم) در تیمار کم آبیاری 80 درصد حاصل شد. کیفیت میوه به­طور معنی­داری تحت تاثیر تیمار آبیاری قرار گرفت. سفتی بافت میوه و مقدار ویتامین ث تحت تنش کم­آبیاری کاهش یافت و مواد جامد محلول کل، مقدار فنل کل و ظرفیت آنتی اکسیدانی میوه افزایش یافت به­طوری که بیشترین مقدار مواد جامد محلول (43/4 درصد بریکس)، فنل (6/7 میلی­گرم بر گرم وزن تر) و ظرفیت آنتی­اکسیدانی (78/48 درصد) و حداقل مقدار ویتامین ث (02/10 میلی­گرم بر 100 میلی­لیتر) و سفتی بافت میوه (73/2 کیلوگرم بر سانتی­متر مربع) در تیمار کم آبیاری 60 درصد مشاهده شد. با افزایش تنش کم­آبیاری، محتوای نسبی­آب برگ و محتوای کلروفیل، غلظت عناصر فسفر و پتاسیم برگ کاهش یافت. درصد نشت­یونی، محتوای کاروتنوئید و تجمع پرولین در پاسخ به افزایش تنش کم­آبیاری به طور معنی­داری افزایش یافت. در تیمار کم آبیاری 80 درصد، اگرچه عملکرد میوه 9/13 درصد کاهش یافت ولی در مصرف آب 20 درصد صرفه­جویی شد و با افزایش مواد جامد محلول و ظرفیت آنتی­اکسیدانی، کیفیت میوه و اندازه میوه بهبود یافت.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر نانو کامپوزیت گلایسین بتائین پوشش‌دار شده با کیتوسان بر ریز غده‌زایی درون شیشه‌ای سیب زمینی رقم ‏آگریا تحت شرایط تنش شوری ملایم

صفحه 437-451

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76343.1165

صدیقه محمودی سوره، علیرضا مطلبی آذر، جابر پناهنده، غلامرضا گوهری، امین جهانیان

چکیده در سال‌های اخیر، کاربرد نانوذرات به طور موفقیت آمیزی در کشت بافت گیاهی استفاده شده است که با به کار بردن این مواد تاثیر شگرفی در حذف آلودگی‌های میکروبی ریز نمونه‌ها و همچنین نقش مثبت این مواد در کالوس زایی، اندام‌زایی، جنین‌زایی سوماتیکی، تنوع سوماکلونال، انتقال ژنتیکی و تولید متابولیت‌های ثانویه داشته است. در این پژوهش اثر نانوکامپوزیت گلایسین بتائین پوشش‌دار شده با کیتوسان در دو غلظت 120 و 240 میلی گرم در لیتر، گلایسین بتائین به تنهایی در دو غلظت 20 و 40 میلی‌گرم در لیتر، کیتوسان در غلظت 240 میلی‌گرم در لیتر، ترکیب گلایسین بتائین 20 و کیتوسان 240 میلی‌گرم در لیتر، ترکیب گلایسین بتائین 40 و کیتوسان 240 میلی‌گرم در لیتر و تیمار شاهد در دو وضعیت با تنش شوری ملایم (50 میلی‌مولار کلرید سدیم) و بدون تنش شوری همراه با 80 گرم ساکارز جهت بررسی صفات مربوط به ریز غده‌زایی سیب زمینی رقم ’آگریا‘ در شرایط درون کشت شیشه‌ای بررسی شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 16 تیمار و 3 تکرار اجرا شد. ریز غده‌های تولید شده در تیمار نانوکامپوزیت گلایسین پوشش‌دار شده با کیتوسان در ماه اول، دوم، سوم و چهارم بیشترین تعداد ریز غده را ایجاد نمودند. در تیمارهای دارای شوری ملایم تعداد ریز غده در ماه اول، دوم، سوم و چهارم، تعداد چشم در غده و ریز غده جوانه‌زده بیشترین مقدار را نسبت به تیمار بدون شرایط شوری ملایم دارا بودند. همچنین گیاهان تیمار شده با نانوکامپوزیت گلایسین بتائین پوشش‌دار شده با کیتوسان در صفات اندازه‌گیری شده ریزغده، اثرات مثبت و تاثیرگذار بیشتری نسبت به تیمارهای کیتوسان و گلایسین بتائین همراه با کیتوسان را نشان دادند. با توجه به یافته‌های این پژوهش به نظر می‌رسد استفاده از مواد نانوکامپوزیت در افزایش تعداد ریز غده و کاهش رشد رویشی شاخساره سیب زمینی درون شیشه‌ای رقم ’آگریا‘ موثر واقع شده است.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی اثر قارچ میکوریزا (Piriformospora indica) بر صفات مورفولوژیکی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه دارویی استویا (Stevia rebaudiana) تحت تنش خشکی

صفحه 453-465

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75337.1173

اسمعیل نبی زاده، مسعود حق شناس، خدیجه احمدی

چکیده گیاه دارویی استویا از خانواده Asteraceae، حاوی ترکیبات طبیعی، به ویژه استویوزید و ریبائودیوزید A است که تخمین زده می­شود 150 تا 400 برابر شیرین­تر از ساکاروز باشد. به­منظور بررسی اثر قارچ اندوفیت Piriformospora indica در شرایط تنش آبی بر خصوصیات رویشی، پارامترهای فیزیولوژیکی و عناصر ریزمغذی گیاه دارویی استویا، آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار در سال 97-1396 اجرا شد. عامل اول تنش خشکی در چهار سطح (25، 45، 60 و 80 درصد ظرفیت مزرعه) و عامل دوم تلقیح نشاء با قارچ در دو سطح (عدم تلقیح و تلقیح باP. indica) بودند. صفات مورد مطالعه شامل کولونیزاسیون ریشه، وزن خشک، تعداد برگ، ارتفاع بوته، قطر ساقه، کلروفیل a، b، کلروفیل کل، کاروتنوئید، پرولین، قندهای محلول، قدرت آنتی­اکسیدانی و عناصر ریزمغذی شامل مس، آهن، روی و منگنز بودند. نتایج نشان داد که صفات مورد ارزیابی در پژوهش حاضر تحت تأثیر تیمارهای اصلی قارچ و تنش خشکی قرار گرفتند. نهال­هایی که با قارچ اندوفیت P. indica تلقیح شده دارای بیش­ترین درصد کولونیزاسیون ریشه، پارامترهای رشد، محتوای رنگیزه­های فتوسنتزی، ترکیبات محلول و عناصر ریزمغذی نسبت به عدم تلقیح بودند. تنش خشکی موجب افزایش قندهای محلول، میزان پرولین و قدرت آنتی­اکسیدانی برگ گیاه دارویی استویا شد و با افزایش تنش خشکی از 80 درصد ظرفیت زراعی به 25 درصد باعث کاهش مابقی صفات شد. طبق نتایج مقایسه میانگین اثر برهمکنش قارچ در تنش خشکی، بیش­ترین میزان کولونیزاسیون ریشه، قطر ساقه  و محتوای کاروتنوئید در تلقیح گیاه با قارچ P. indica و تنش 25 درصد و قدرت آنتی­اکسیدانی در تنش 80 درصد مشاهده شد. باتوجه به نتایج تحقیق حاضر استفاده از قارچ P. indica بیش­ترین تأثیر مثبت بر خصوصیات کمی و کیفی گیاه دارویی استویا نسبت به عدم تلقیح قارچ برخوردار بود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر محلول‌پاشی زمستانه اوره بر تغییرات پلی‌آمین‌های برگ، گره، عملکرد و خصوصیات زایشی درختان نارنگی ’کینو‘

صفحه 467-479

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77067.1176

فاطمه کرم نژاد، نوراله معلمی، اسماعیل خالقی

چکیده با توجه به نقش پلی‌آمین‌ها در تشکیل گل و تولید میوه، این تحقیق در سال 95-1394 به منظور بررسی تاثیر اوره بر میزان پلی‌‌آمین‌های آزاد و تولید گل و میزان محصول در درختان 17 ساله نارنگی رقم ’کینو‘ انجام شد. تیمارها شامل سه غلظت اوره (صفر، 75/0 و 5/1 درصد) و سه زمان محلول‌پاشی (1 دی ماه، 15 دی ماه و 30 دی ماه) با سه تکرار قبل از گل‌انگیزی بر روی درختان اعمال شد. پلی‌آمین‌ها در دو اندام برگ و گره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این آزمایش از برگ و گره در، 1، 3 و 5 هفته بعد از محلول‌پاشی، نمونه‌برداری و مقدار پلی‌آمین‌های پوتریسین، اسپرمیدین، اسپرمین و نیتروژن اندازه گیری شد. بیشترین مقدار پلی‌آمین‌ها و نیتروژن در برگ‌ها و گره‌ها بعد از محلول‌پاشی 30 دی ماه با غلظت اوره 5/1 درصد به دست آمد. ولی بتدریج با گذشت زمان بعد از محلول‌پاشی مقدار پلی‌آمین‌ها و نیتروژن در برگ و گره کاهش یافت. غلظت پلی‌آمین‌ها در برگ و گره بسته به غلظت اوره و زمان محلول‌پاشی، متفاوت بود. نتایج این تحقیق نشان داد که اسپرمین پلی‌آمین غالب در برگ‌ها و گره‌ها (به‌ترتیب 01/ 44 و 41/34 نانو مول بر گرم بافت تر) بود. همچنین نتایج نشان داد که محلول‌پاشی اوره در زمستان باعث افزایش تعداد گل و عملکرد محصول نارنگی کینو گردید. با توجه به نتایج این پژوهش می‌توان محلول‌پاشی اوره در دی‌ماه، با غلظت 5/1 درصد را به منظور افزایش عملکرد نارنگی رقم ’کینو‘ توصیه کرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تاثیر پایه بادنجان وحشی (Solanum torvum) بر میزان تحمل به تنش خشکی گوجه‌فرنگی بر اساس شاخص‌های رشدی و فیزیولوژیکی

صفحه 481-495

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76513.1170

دامون اخگر، حمید رضا کریمی، سید رسول صحافی، سید حسین میردهقان

چکیده به‎منظور بررسی تاثیر پایه بادنجان وحشی بر میزان تحمل به خشکی گوجه‎فرنگی رقم ’دافنیس‘ و ’ایزابلا‘، پژوهشی به‎صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. فاکتور‌ها شامل دور آبیاری در سطح 3 (شاهد)، 6 و 9 روز یکبار و فاکتور ترکیب پیوندی در شش سطح شامل غیرپیوندی ’دافنیس‘ و ’ایزابلا‘، خودپیوندی ’دافنیس‘، خودپیوندی ’ایزابلا‘، پیوندک ’دافنیس‘ بر روی پایه بادنجان وحشی (تورووم)، پیوندک ’ایزابلا‘ بر روی پایه بادنجان وحشی (تورووم) بودند. در پایان تنش خشکی، پارامترهای رویشی شامل ارتفاع گیاه، وزن خشک ریشه، وزن خشک اندام هوایی و همچنین پارامترهای فتوسنتزی، روابط آبی و عناصر غذایی گیاه اندازه‎گیری شدند. نتایج نشان داد که با افزایش دور آبیاری اکثر پارامترهای رویشی و غلظت رنگدانه‎های فتوسنتزی و عناصر غذایی کاهش یافت، به‎طوری که بالاترین مقدار با دور آبیاری 3 روز و کمترین مقدار در دور آبیاری 9 روز مشاهده شد همچنین برهمکنش دور آبیاری و ترکیب پیوندی بر برخی پارامترهای رویشی و اکوفیزیولوژیکی معنی‌دار شد بطوریکه کمترین میزان وزن خشک اندام‎هوایی در دور آبیاری 9 روز در گیاهان پیوندی ’دافنیس‘ بر روی پایه ’تورووم‘ مشاهده شد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر می‌توان بیان کرد ترکیب پیوندی ’ایزابلا‘ بر روی پایه تورووم مقاومت بالاتری به تنش خشکی داشت.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر اسید آسکوربیک بر رشد و برخی ویژگی‌های بیوشیمیایی نشاء فلفل دلمه‌ای (Capsicum annuum) تحت تنش شوری

صفحه 497-508

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77340.1182

سپیده پارساجو، فرشاد دشتی

چکیده شوری خاک و آب یکی از مشکلات در حال افزایش کشاورزی و از مهم‌ترین موانع تولید محصول در جهان است. ترکیبات زیادی در زمینه کاهش اثرات زیان آور تنش شوری مورد استفاده قرار گرفته است. اسید آسکوربیک آنتی‌اکسیدان محلول در آب می‌باشد که با بی اثر کردن رادیکال‌های آزاد موجب مقاومت گیاهان در برابر تنش‌های محیطی می‌شود. در این پژوهش تأثیر اسید آسکوربیک بر کاهش اثرات شوری در تولید نشاء گیاه فلفل دلمه‌ای در شرایط کشت گلخانه‌ای مطالعه شده است. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در دو سطح نمک کلرید سدیم (صفر و 100 میلی‌مولار) در آب آبیاری و چهار سطح اسید آسکوربیک (صفر، یک، سه و پنج میلی‌مولار) با سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد تنش شوری موجب افزایش نشت یونی و تولید مالون‌دی‌آلدئید شد و کاربرد اسید آسکوربیک در غلظت 5 میلی­مولار موجب کاهش میزان این صفات در شرایط تنش شوری شد. تنش شوری موجب افزایش میزان پرولین و کاهش کلروفیل کل و پروتئین برگ نشاء فلفل دلمه‌ای شد در حالی‌که کاربرد اسید آسکوربیک با غلظت 5 میلی‌مولار موجب افزایش صفت‌های نام برده شد. از طرف دیگر در گیاهان تحت تنش شوری جذب عناصر آهن، روی، مس و فسفر کاهش و سدیم افزایش یافت که کاربرد اسید آسکوربیک باعث افزایش تجمع سه عنصر اول و کاهش تجمع سدیم در برگ گیاهان شد. از نظر شاخص‌های رشد، تنش شوری باعث کاهش صفات رشدی (تعداد برگ، سطح برگ، وزن تر ریشه و برگ) شد و تیمار با اسید آسکوربیک اثر تنش شوری را بر پارامترهای رویشی کاهش داد بطوری‌که تحت تنش شوری، تیمار اسید آسکوربیک 5 میلی­مولار توانست سطح برگ را نسبت به تیمار شوری بدون کاربرد اسید آسکوربیک افزایش دهد. از طرف دیگر کاربرد اسید آسکوربیک باعث افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی کاتالاز و پراکسیداز شد. به‌طور کلی با توجه به نتایج حاصله می‌توان گفت محلول‌پاشی با غلظت 5 میلی‌مولار اسید آسکوربیک در نشاء گیاه فلفل دلمه‌ای باعث بهبود مقاومت به شرایط تنش شوری می‌شود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی نانو دی‌اکسید تیتانیوم بر ویژگی‌های مورفولوژیک و بیوشیمیایی برخی از رقم‌های توت‌فرنگی در شرایط کشت هیدروپونیک

صفحه 509-522

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77464.1183

فاطمه جوان، یحیی سلاح ورزی، مریم کمالی

چکیده توت­فرنگی به دلیل عطر، طعم و دارا بودن ارزش غذایی بالا جایگاه خود را در رژیم غذایی میلیون­ها نفر در جهان پیدا کرده است. امروزه عواملی از قبیل تغیرات آب و هوایی، محدود شدن منابع آب و خاک، افزایش آلودگی محیط زیست، مشکلاتی در زمینه کشاورزی و تولید غذای کافی و سالم به وجود آورده است. از این رو دانشمندان برای غلبه بر این مشکلات ابزارهای گوناگونی به کار می­برند که از آن جمله می­توان به فناوری نانو اشاره نمود. به همین منظور پژوهشی برای بررسی تأثیر محلول­پاشی نانو دی­اکسید تیتانیوم بر برخی ویژگی­های مورفولوژیک و بیوشیمیایی در چهار رقم توت­فرنگی در گلخانه هیدروپونیک گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1400-1399 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل چهار سطح نانو دی­اکسید تیتانیوم (صفر، 5، 10 و 20 میلی­گرم بر لیتر) و چهار رقم توت­فرنگی (’سابرینا‘، ’پاروس‘، ’گاویوتا‘ و’ کاماروسا‘) بود. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با چهار تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که اختلاف معنی­داری بین ارقام مورد مطالعه از نظر صفات مورد بررسی وجود داشت. در سطح 10 میلی­گرم بر لیتر نانو دی­اکسید تیتانیوم تعداد میوه در ارقام ’سابرینا‘ (72/1)، ’پاروس‘ (03/2)، ’گاویوتا‘ (59/2) و ’کاماروسا‘ (65/1) برابر نسبت به تیمار شاهد و سطح برگ بوته در ارقام’سابرینا‘ (1/10 درصد)، ’پاروس‘ (8/19 درصد)، ’گاویوتا‘ (3/22 درصد) و ’کاماروسا‘ (1/6 درصد) نسبت به تیمار شاهد و وزن خشک بخش هوایی در ارقام’سابرینا‘ (7/23 درصد)، ’پاروس‘ (8/18 درصد)، ’گاویوتا‘ (6/26 درصد) و ’کاماروسا‘ (5/21 درصد) نسبت به تیمار شاهد و طول رانر در ارقام ’پاروس‘ (51 درصد) و ’گاویوتا‘ (9/42 درصد) نسبت به تیمار شاهد افزایش یافت. هم چنین در سطح 10 میلی­گرم بر لیتر نانو دی­اکسید تیتانیوم بیشترین میزان وزن خشک ریشه (8 گرم) و طول ریشه (1/30 سانتی­متر) در رقم ’گاویوتا‘ و طول رانر (2/166 سانتی­متر) در رقم ’پاروس‘ بدست آمد. بیشترین میزان pH آبمیوه در رقم ’گاویوتا‘ (97/3)، اسیدیته قابل تیتراسیون در رقم ’کاماروسا‘ (4/3 میلی­گرم بر 100 گرم وزن تازه برگ)، مواد جامد محلول در رقم ’کاماروسا‘ (5/9 درجه بریکس) و آنتی­اکسیدان در رقم ’سابرینا‘ (9/90 درصد) در سطح 20 میلی­گرم بر لیتر نانو دی­اکسید تیتانیوم بدست آمد. بر اساس نتایج بدست آمده ارقام ’گاویوتا‘ و ’پاروس‘ نسبت به دو رقم دیگر، از کارایی و عملکرد بهتری برخوردار بودند.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی اثر سطوح مختلف تنش خشکی بر ارقام بادام

صفحه 523-540

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77478.1184

اسماعیل صفوی، مهراب یادگاری، سیداصغر موسوی، بیژن حقیقتی

چکیده جهت مقایسه واکنش رشدی ارقام مختلف بادام به سطوح مختلف تنش خشکی، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهار محال و بختیاری در دو سال زراعی 1398-1399 و 1399-1400 اجرا گردید. دوره­های مختلف آبیاری بر اساس درصد رطوبت قابل استفاده خاک بین ظرفیت زراعی تا نقطه پژمردگی شامل 70 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (شاهد یا بدون تنش)، 50 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش ملایم)، 30 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش متوسط) و 10 درصد رطوبت ظرفیت زراعی (تنش شدید) به عنوان فاکتور اصلی آزمایش در نظرگرفته شد. فاکتور فرعی شامل 14 رقم تجاری بادام (’مامایی‘، ’ربیع‘،’صبا ‘،’آراز‘،’اسکندر‘،’آیدین‘،’شاهرود 6، 7، 8، 10، 12، 13 و 21 ‘و ’پایه رویشی GN‘) بود که همگی بر روی ’پایه رویشی GN‘ پیوند زده شده بودند. در هر دو سال مورد مطالعه، سه ماه پس از اعمال تنش صفات رشدی و غلظت عناصر غذایی در برگ نهال­های تحت تیمار اندازه­گیری شد. بر اساس نتایج تجزیه واریانس، صفات مورفولوژیکی نهال­های بادام در هر دو سال مورد مطالعه به­طور معنی­داری تحت تأثیر نوع رقم، سطح تنش خشکی و اثرات متقابل آن­ها قرار گرفتند. افزایش شدت تنش خشکی همراه با کاهش معنی­دار ارتفاع، رشد تاج، تعداد و طول شاخه­های جانبی و سطح برگ ارقام مختلف بوده است. در همه ارقام، تنش خشکی باعت کاهش معنی­دار طول و عرض تاج نهال­ها گردید و تحت تنش شدید خشکی، رقم ’GN‘ بزرگترین تاج و رقم ’ربیع‘ کوچکترین تاج را داشتند. بیشترین طول شاخه در شرایط تنش خشکی در رقم ’GN‘ ثبت گردید و کمترین طول شاخه در رقم ’مامایی‘، مشاهده شد که تفاوت معنی­داری با ارقام ’شاهرود 13‘،’ربیع‘،’صبا ‘،’شاهرود 7‘،’شاهرود 6‘ و ’اسکندر‘ نداشتند. در شرایط بدون تنش و همچنین سطوح مختلف تنش خشکی، ارقام ’GN‘ (76/37 سانتی­متر مربع) و ’شاهرود 10‘ (81/31 سانتی­متر مربع) بیشترین سطح برگ را داشتند و کمترین سطح برگ در شرایط تنش خشکی در رقم ’شاهرود6‘ مشاهده گردید. بررسی نتایج اندازه­گیری غلظت عناصر پرمصرف و کم مصرف  نشان داد که افزایش شدت تنش کم­آبی همراه با کاهش معنی­دار مقدار نیتروژن، فسفر، منگنز و روی در برگ ارقام مورد مطالعه بادام بود، با این وجود مقدار پتاسیم و آهن در گیاهان رشد یافته تحت تنش خشکی بیشتر از شرایط نرمال آبیاری بود. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، در شرایط تنش خشکی رقم ’GN‘ در مقایسه با سایر ارقام مورد مطالعه از نظر شاخص­های رشدی و غلظت عناصر پرمصرف و کم­مصرف، مقاومت بیشتری داشت و کم­تر تحت تأثیر شدت­های بالای کم­آبی قرار گرفت.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی نقش اسید هیومیک برسمیت کروم و چگونگی جذب و انتقال آن در گیاه کاهو (Lactuca sativa L. var. longifolia)

صفحه 541-560

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.78131.1188

آزاده امیدی، علیرضا آستارایی، حجت امامی

چکیده اسید هیومیک‌ها مجموعه‌ای از پلی‌الکترولیت‌های ناهمگن با گروه عاملی فراوان هستند که ممکن است به شکل قابل توجهی، نقش کلیدی در تحرک و جذب کروم موجود در خاک و در نهایت جذب توسط گیاه، ایفا کنند. پژوهش حاضر به صورت آزمایش گلخانه‌ای در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد (مهر –دی 1396) با هدف بررسی تأثیر اسید هیومیک در خاک آلوده به کروم بر وزن خشک ریشه، شاخساره، ساقه و برگ، همچنین غلظت کروم در شاخساره و ریشه، فاکتور انتقال، فاکتور انباشت شاخساره و ریشه گیاه کاهو رقم ’سیاهو‘؛ به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور، 1- سطح کروم (صفر، 25 و 50 میلی­گرم بر کیلوگرم خاک) و 2- اسید هیومیک (صفر، 5 و 10 درصد) در سه تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش سطوح کروم در خاک، وزن­های خشک برگ، شاخساره، ساقه و ریشه به ترتیب 83، 101، 207 و 65 درصد برای سطح 25 میلی‌گرم کروم برکیلوگرم و 194، 219، 355 و 92 درصد برای سطح 50 میلی‌گرم کروم بر کیلوگرم کاهش معنی‌دار داشتند. افزایش اسید هیومیک موجب افزایش وزن خشک اجزاء مختلف گیاه، تحت تنش کروم شد. افزودن کروم به خاک، غلظت کروم در شاخساره و ریشه، فاکتور انتقال، فاکتور انباشت زیستی شاخساره و ریشه را به طور معنی‌داری افزایش داد. با کاربرد سطح صفر اسید هیومیک + 50 میلی‌گرم کروم بر کیلوگرم، غلظت کروم در شاخساره از 0016/0 (شاهد) به 7/37 و در ریشه از 051/0 (شاهد) به 330 میلی­گرم در کیلوگرم وزن خشک و فاکتور انتقال از 032/0 به 118/0 افزایش یافت. برهمکنش کروم و اسیدهیومیک موجب کاهش معنی‌دار غلظت کروم در اندام هوایی، فاکتور انباشت شاخساره و افزایش غلظت کروم در ریشه و به‌تبع آن، کاهش فاکتور انتقال گردید؛ به‌طوری‌که بیشینه غلظت کروم در شاخساره در تیمار 50 میلی­گرم کروم بر کیلوگرم و در نبود اسید هیومیک، (7/47 میلی‌گرم در کیلوگرم) مشاهده شد؛ درحالی­که کمترین مقدار کروم در هر تیمار کروم، با 10 درصد اسید هیومیک مشاهده شد. بیشینه غلظت کروم در ریشه (367 میلی‌گرم برکیلوگرم وزن خشک) و فاکتور انباشت ریشه (5/28) در تیمار 50 میلی‌گرم کروم + 10 درصد اسیدهیومیک مشاهده شد. کوچک بودن فاکتور انتقال کروم نشان می‌دهد در کاهو تنها بخش اندکی از کروم از ریشه به اندام هوایی منتقل شده است و با افزودن اسیدهیومیک نیز، انتقال کروم از ریشه به اندام هوایی کاهش می‌باید. همچنین مدل رگرسیونی نشان داد که با افزایش وزن خشک شاخساره فاکتور انتقال به طور خطی و معنی‌دار با**79/0- R2 =، کاهش یافت. مدل رگرسیونی برازش شده وزن خشک شاخساره با فاکتور انباشت شاخساره، توانست این فاکتور را برای کروم با **93/0-Adjusted R2  =  پیش­بینی کند. بنابراین بیشترین سطح اسیدهومیک (10 درصد) بکار رفته، بیشترین تأثیرگذاری را بر پارامترهای اندازه‌گیری شده داشته و این اصلاح کننده احتمالاً به خاطر ماهیت کمپلکس‌کنندگی و احیاکنندگی با افزایش انباشت کروم در ریشه، کاهش انتقال کروم از ریشه به اندام هوایی و در نتیجه کاهش انباشت این عنصر در شاخساره موجب افزایش زیست توده هوایی و ریشه کاهو شده و توانست تا حدودی اثرات سمی کروم را تعدیل کند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر ملاتونین بر برخی ویژگی‌های فیزیولوژیکی و مورفولوژیکی گشنیز (Coriandrum sativum L.) و شوید (Anethum graveolens L.) تحت شرایط تنش شوری

صفحه 561-575

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.78109.1189

میلاد چراغی، علی اصغر حاتم نیا، فردین قنبری

چکیده دو گونه دارویی گشنیز (Coriandrum sativum L.) و شوید (Anethum graveolens L.) گیاهانی علفی و یکساله از خانواده چتریان هستند که کاربردهای متعددی در صنایع دارویی و غذایی دارند. ملاتونین در گیاهان به­عنوان محرک زیستی یا مولکول تحریک­کننده رشد مورد ارزیابی قرار گرفته است و موجب افزایش تحمل به تنش­های زنده و غیرزنده و بهبود رشد و توسعه گیاه می­شود. این پژوهش در قالب آزمایشی فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام در سال 1400 انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل پنج سطح شوری (صفر، 40، 80، 120 و 160 میلی­مولار) و دو سطح محلول­پاشی برگی ملاتونین (صفر و 100 میکرومولار) است. مقایسه میانگین داده­ها نشان داد که با افزایش سطح تنش شوری کاهش معنی­داری در سطح احتمال 5 درصد در پارامترهای اندازه­گیری شده در دو گیاه گشنیز و شوید مشاهده شده است. با این حال، کاربرد ملاتونین سبب کاهش اثرات منفی تنش شوری در دو گیاه شده است، به­طوری­که در سطح شوری 160 میلی­مولار کلرید سدیم کاربرد ملاتونین به ترتیب سبب افزایش 6 و 61/3 برابری وزن تر و خشک شاخساره گیاه گشنیز شده است. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده­ها نشان داد که ملاتونین اثر معنی­داری در سطح احتمال 1 و 5 درصد بر روی همه پارامترهای مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی اندازه­گیری شده در هر دو گیاه دارد. گونه، تنش شوری، ملاتونین و اثرات متقابل آنها دارای تاًثیر معنی­داری در سطح احتمال 1 درصد بر روی میزان پرولین و فنل کل بوده است. نتایج نشان داد که با افزایش سطح شوری میزان پروتئین کل در هر دو گیاه گشنیز و شوید کاهش یافته است، ولی میزان این کاهش در نمونه­هایی که تحت تیمار ملاتونین قرار گرفته بودند کمتر می­باشد. در گیاه گشنیز میزان کاهش پروتئین کل در سطح شوری 160 میلی­مولار نسبت به شاهد 31/42 درصد می­باشد ولی این کاهش در نمونه­هایی که تحت تیمار ملاتونین قرار گرفتند 9/28 درصد بود. به­طور­کلی می­توان گفت که کاربرد خارجی ملاتونین سبب تعدیل اثرات منفی تنش شوری شده و بنابراین می­توان از ملاتونین جهت بهبود رشد گیاهان تحت تنش استفاده کرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

مطالعه تغییرات برخی روابط آبی و فتوسنتز خالص سه توده ملون ایرانی (Cucumis melo) تحت تنش کم آبی

صفحه 577-588

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.78942.1196

نجمه زینلی پور، فاطمه عاقبتی

چکیده کم آبیاری به عنوان یک رویکرد ارزشمند برای تولید پایدار و بهبود کارآیی مصرف آب به ویژه در مناطقی که با کمبود آب رو به رو هستند، مورد توجه قرار گرفته است. از این رو به منظور بررسی اثر تنش کم آبی بر برخی روابط آبی و نرخ فتوسنتز خالص در گونه­های ملون ایرانی، آزمایشی به صورت طرح کرت­های خرد شده در قالب بلوک­های کامل تصادفی با چهار تکرار در مجتمع گلخانه‌ای واقع در منطقه ماهان در سال 1398 انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل؛ سه سطح آبیاری (شروع آبیاری در پتانسیل­های ماتریک 45- (شاهد)، 55- و 65- کیلوپاسکال) و سه نوع از توده‌های ملون بومی ایران شامل؛ دستنبوی بیرجند و دو گونه گرمک اصفهان و شهداد بودند. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن بود که بیشترین نرخ فتوسنتز خالص به میزان 1/20 میکرومول کربن دی اکسید بر متر مربع بر ثانیه و هدایت روزنه‌ای برگ به میزان 987/0 میلی‌مول کربن دی اکسید بر متر مربع بر ثانیه در بوته‌های توده گرمک اصفهان تحت آبیاری شاهد (45- کیلوپاسکال) دیده شد. سرعت تعرق برگ نیز در پتانسیل‌های ماتریک 55- و 65- کیلوپاسکال نسبت به آبیاری شاهد کاهش نشان داد. بیشترین میزان سبزینگی برگ در پتانسیل ماتریک 45- کیلوپاسکال در هر سه توده (گرمک شهداد، گرمک اصفهان و دستنبوی بیرجند) مورد مطالعه مشاهده گردید. کاهش عملکرد محصول در شدیدترین سطح تنش با پتانسیل ماتریک 65- کیلوپاسکال در هر سه توده گرمک شهداد، گرمک اصفهان و دستنبوی بیرجند مشاهده شد. میزان پتانسیل اسمزی در هر سه توده در پتانسیل ماتریک 45- در پایین‌ترین حد خود بود. بالاترین میزان پتانسیل تورژسانس نیز در پتانسیل ماتریک 45- در دو توده گرمک شهداد و گرمک اصفهان مشاهده شد. بیشترین میزان کارآیی مصرف آب در شرایط تنش کم آبی شدید (پتانسیل ماتریک 65- کیلوپاسکال) و در توده گرمک اصفهان به دست آمد. هم‌چنین درصد رطوبت نسبی برگ در هر سه توده در پتانسیل ماتریک 65- در پایین‌ترین مقدار خود بود. هر سه گروه ملون مورد آزمایش تحت تیمار کم آبیاری 55- کیلوپاسکال در تناسب با گیاهان شاهد هم‌چنان از میزان مؤلفه‌های فتوسنتزی بهتری برخوردار بودند و ضمن ارتقاء کارآیی مصرف آب به عنوان یک سطح تنش خفیف در محدوده تحمل نسبی این گیاهان قرار داشته است. از این رو شاید بتوان توده دستنبوی بیرجند را دارای قابلیت تنظیم اسمزی بهتری در شرایط تنش رطوبتی دانست و این توده را متحمل‌تر از دو توده بومی دیگر در شرایط کم آبیاری تلقی کرد.