با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 39، شماره 1 - شماره پیاپی 65، بهار 1404، صفحه 172-1 
مقالات پژوهشی میوه کاری

تعیین مناسب‌ترین زمان برداشت میوه زیتون (Olea europea L.) ارقام 'زرد' و 'آربکین' براساس ویژگی‌های فیزیولوژیک

صفحه 11-1

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.75205.1138

سعیده کیوانفر، داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی

چکیده میوه زیتون (Olea europea L.) از خانواده Oleaceae، دارای اسیدهای چرب غیراشباع است و نقش آنتی‌اکسیدانی دارد. ویژگی تجزیه و تحلیلی مراحل بلوغ، یک پیش‌نیاز برای زمان برداشت میوه در هر رقم و کیفیت محصولات زیتون است. ایجاد وقفه بین برداشت و استحصال روغن زیتون، باعث ایجاد شرایط نامطلوب در این میوه می‌شود. بنابراین، تعیین بهترین زمان برداشت میوه حائز اهمیت است. برای تعیین زمان مناسب برداشت و اثر آن روی کیفیت روغن، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل با دو فاکتور شامل رقم در دو سطح (̓زرد̒ و ̓آربکین̒) و زمان برداشت در شش سطح (3، 10، 17 و 24 آبان و 1 و 8 آذر) بر پایه طرح بلوک‌های کامل تصادفی انجام شد. شاخص‌های فیزیولوژیک از جمله درصد روغن، میزان ترکیبات فنولیک، درجه پراکسیداسیون، مقدار اسید اولئیک، اسیدیته و نیروی جداسازی میوه از دم ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که بالاترین درصد روغن میوه (54 و 52 درصد)، به‌ترتیب در رقم ̓آربکین̒ برداشت‌‌شده در دو زمان هشتم و اول آذر به‌دست آمد. پایین‌ترین درصد روغن میوه (45 درصد) نیز در میوه رقم ̓زرد̒ برداشت‌شده در تاریخ سوم آبان به‌دست آمد. همچنین بالاترین غلظت پلی‌فنل (90/815 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و اسید اولئیک (89/77 درصد)، به‌ترتیب در رقم ̓زرد̒ برداشت‌‌شده در سوم آبان و اول آذر به‌دست آمد. علاوه‌براین بیشترین (30/6 نیوتن) و کمترین (20/3 نیوتن) نیروی لازم برای جدا کردن دم از فرابر، به‌ترتیب در میوه‌های رقم ̓زرد̒  و ̓آربکین̒  برداشت‌شده در تاریخ سوم آبان و هشتم آذر به‌کار گرفته شد. در مجموع، نتایج نشان داد که مناسب‌ترین زمان برای برداشت رقم ̓زرد̒ ، 17 آبان و برای رقم ̓آربکین̒، 24 آبان است.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر انواع خاک‌پوش و سطوح مختلف تنش آبی بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه مارچوبه (Asparagus afficinalis)

صفحه 29-13

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.83056.1270

منصوره کرمانی، شهرام امیرمرادی

چکیده این پژوهش به­صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1400-1401 در یک مزرعه دوساله مارچوبه رقم ATLAS نزدیک شهرستان مشهد اجرا شد. فاکتورهای آزمایشی شامل انواع خاک­پوش (کاه جو، کاه مارچوبه و پلاستیک) و سطوح تنش آبی شامل آبیاری پس از 50 (بدون تنش)، 70 (تنش خفیف)، 100 (تنش متوسط) و 150 (تنش شدید) میلی‌متر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A بود. تاریخ اعمال تنش­های آبی از 15 فروردین ماه تا 10 شهریور ماه 1401 بود. نتایج نشان داد که عملکرد ساقه تر، تعداد ساقه قابل برداشت، طول ساقه، قطر ساقه، وزن تر و خشک ساقه و میزان کلروفیل در سطوح مختلف تنش آبی کاهش و میزان پرولین افزایش معنی­داری داشت. محتوای کاروتنوئیدها نیز فقط در تنش آبی شدید کاهش معنی­داری نسبت به شاهد پیدا کرد. استفاده از خاک­پوش در شرایط بدون تنش باعث افزایش معنی­دار تمامی صفات مورد مطالعه به‌جز پرولین شد، به‌طوری‌که کاه مارچوبه با 76 درصد افزایش در عملکرد ساقه تر نسبت به شاهد در اولین رتبه قرار داشت و پس از آن کاه جو و پلاستیک در رتبه­های دوم و سوم قرار داشتند. همچنین خاک­پوش باعث تقلیل اثرات منفی تنش آبی بر تمامی صفات شد، به‌طوری‌که عدم کاربرد خاک­پوش در شرایط تنش خفیف، متوسط و شدید به‌ترتیب باعث کاهش 21، 36 و 46 درصدی در عملکرد ساقه تر شد. امّا کاربرد کاه مارچوبه به‌عنوان بهترین خاک­پوش در شرایط تنش خفیف، متوسط و شدید به‌ترتیب باعث کاهش 10، 13 و 16 درصدی در عملکرد ساقه تر گردید.  

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر اسیدهای آمینه بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس مرزه بختیاری (Saturjea bachtiarica Bunge.) تحت شرایط کم‌آبیاری

صفحه 56-31

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.86940.1328

مهراب یادگاری

چکیده مرزه بختیاری (Satureja bachtiarica) از گیاهان با ارزش دارویی و کاربردی در صنایع داروسازی و غذایی کشور می‌باشد. این گیاه در اسانس، فلاونوئید و گلیکوزیدهای مونوترپن‌دار غنی است. ترکیبات اصلی اسانس این گیاه شامل آلفا-پینن، پی-سایمن، کارواکرول و گاما-ترپینن است. پژوهش حاضر در جهت یافتن بهترین تیمارهای محلول‌پاشی اسیدهای آمینه بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس گیاه مرزه بختیاری در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه آزاد شهرکرد به‌صورت کرت‌های یک‌بار خردشده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال‌های زراعی 1401-1402 انجام گردید. دوره‌های آبیاری (سه، شش و نه روز یک‌بار) در کرت‌های اصلی و محلول‌پاشی برگی اسیدهای آمینه (لیزین، متیونین، فنیل آلانین و پرولین) به همراه شاهد در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. در هر سال، در سه مرحله (سه ماه پس از استقرار نشاءها، اواخر رشد رویشی و ابتدای گل‌دهی) محلول‌پاشی انجام شد و در زمان گل‌دهی کامل اقدام به برداشت شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که اسیدهای آمینه به‌طور معنی‌داری بر صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس مرزه بختیاری تأثیر داشتند. بالاترین محتوای کلروفیل (41/1-54/1 میلی‌گرم در گرم وزن تر) و فنل (45/2-72/2 میلی‌گرم در گرم وزن تر) در تیمارهای متیونین و فنیل آلانین با دوره آبیاری سه روز یک‌بار به‌دست آمد. بیشترین اسانس (09/1-61/1 درصد) از گیاهان تحت تیمار با متیونین (5/2 گرم در لیتر) و فنیل آلانین (100 میکرومولار) با دور آبیاری سه روز یک‌بار حاصل شد. ترکیبات اصلی اسانس شامل پی-سایمن (12/17-45/19 درصد)، گاما-ترپینن (14/18-87/16 درصد) و کارواکرول (12/45-24/51 درصد) جزء مونوترپن‌های حلقوی بودند. براساس نتایج به‌دست‌آمده مشخص شد که اسیدهای آمینه اثر معنی‌داری بر مونوترپن‌های حلقوی مانند آلفا-ترپینن، گاما-ترپینن، کارواکرول، تیمول و پی-سایمن داشتند. افزایش در مقادیر کمّی و کیفی اسانس با کاربرد اسیدهای امینه مشاهده گردید. تیمارهای متیونین و فنیل آلانین بیشترین اثرگذاری را بر مقدار اسانس و کارواکرول گیاهان تحت تیمار داشتند. مقادیر مونوترپن‌های حلقوی در تمام گیاهان تحت تیمار بیشتر از سزکویی ترپن‌ها بودند. تنش‌های محیطی نقش بسزایی در رشد و تولید متابولیت‌های ثانویه در گیاهان دارویی دارند که از این میان، تنش خشکی منجر به تغییر مقادیر ترکیبات غالب اسانس مرزه بختیاری در پژوهش حاضر شد. محلول­پاشی متیونین (5/2 گرم در لیتر) و فنیل آلانین (100 میکرومولار) برتر از سایر تیمارها منجر به افزایش صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس شد. لذا استفاده از تیمارهای مذکور به‌ویژه متیونین می‌تواند نقش مؤثری در بهبود صفات مورفوفیزیولوژیکی و اسانس مرزه بختیاری تحت شرایط اقلیمی مشابه داشته باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر کاربرد کودهای آلی و محلول‌پاشی اسید هیومیک بر خصوصیات رشدی استویا(Stevia rebaudiana Bertoni.) در یک خاک شور

صفحه 72-57

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88409.1351

سمیرا تندیسه بنا، علیرضا آستارایی، امیر لکزیان

چکیده ­کاربرد کودهای آلی در خاک­های شور که عمدتاً به‌دلیل نبود پوشش گیاهی مناسب با کمبود مواد آلی و به دنبال آن کمبود رطوبت مواجه هستند، از طریق اصلاح خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک می­تواند موجب بهبود رشد و تحمل گیاهان در خاک­های شور شود. در این تحقیق از دو نوع کود آلی به‌عنوان اصلاح‌کننده خصوصیات خاک شور و محلول‌پاشی اسید هیومیک به‌عنوان محرک رشد گیاه استویا (Stevia rebaudiana Bertoni.) استفاده شد. این پژوهش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی شامل فاکتور اول: 1- شاهد (بدون کود آلی)، 2- ورمی کمپوست 20 تن در هکتار، 3- ورمی کمپوست 40 تن در هکتار، 4- کمپوست قارچ مصرفی 20 تن در هکتار، 5- کمپوست قارچ مصرفی40 تن در هکتار و فاکتور دوم شامل: محلول‌پاشی اسید هیومیک در دو سطح صفر و 1/0 درصد با سه تکرار بودند. میزان فتوسنتز، سطح برگ، وزن خشک گیاه، pH، شوری، جرم مخصوص ظاهری و کربن آلی خاک به‌منظور تعیین مؤثرترین ماده آلی در شرایط تنش شوری خاک مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که کود کمپوست قارچ مصرف‌شده (SMC) موجب کاهش معنی­دار pH خاک و جرم مخصوص ظاهری خاک، افزایش شوری و کربن آلی خاک شد. سطح برگ گیاه کاهش یافت، ولی منجر به افزایش فنول کل، کلروفیل a، b، کلروفیل کل و کاروتنوئید برگ شده و موجب افزایش معنی­دار وزن خشک گیاه استویا در خاک شور گردید. بیشترین وزن خشک گیاه با کاربرد 40 تن بر هکتار کود SMC و محلول‌پاشی اسید هیومیک به‌دست آمد که نسبت به شاهد (بدون کود) 12/45 درصد بیشتر بود. بنابراین کود SMC می­تواند اصلاح­کننده مناسبی برای خاک شور باشد، محلول‌پاشی اسید هیومیک نیز فقط همزمان با کاربرد SMC تأثیر مثبت معنی­داری داشت.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

گیاه دارویی و ادویه‌ای زنجبیل (Zingiber officinale Roscoe.): تحلیل تولید، بازار جهانی و پتانسیل‌های ایران در تولید و تجارت

صفحه 92-73

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88778.1358

فائزه رضوانی نیا، سحر زمانی، محمدتقی عبادی

چکیده زنجبیل (Zingiber officinale Roscoe.) گیاهی چندساله و ریزوم­دار بوده که به‌عنوان مهم‌ترین ادویه در تجارت جهانی مطرح می­باشد. ریزوم زنجبیل علاوه‌بر دارو به‌عنوان ادویه و طعم­دهنده در غذاها، نوشیدنی­ها و غیره کاربرد گسترده دارد و نیز توسط سازمان بهداشت جهانی و سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد به‌عنوان مکمل غذایی تعریف شده است. در این مطالعه، ضمن بررسی و تحلیل بازار جهانی این ادویه ارزشمند، پتانسیل­های ایران در خصوص تولید جهت تأمین نیاز داخلی و ورود به مسیر صادرات بررسی شد. در این پژوهش، اطلاعات مربوط به‌میزان تولید، عملکرد و سطح زیرکشت زنجبیل در کشورهای مختلف از سایت سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) استخراج شد. به‌منظور ارزیابی تجارت زنجبیل، از اطلاعات صادرات و واردات زنجبیل در ایران و جهان طی سال‌های 2022-2010 میلادی مرکز تجارت جهانی استفاده شد. طبق ارزیابی­های به‌دست‌آمده، میزان تولید کل زنجبیل در جهان از 571/718/1 تن در سال 2010 با افزایش 183 درصدی به 216/874/4 تن در سال 2022 رسیده است و هند، نیجریه، چین، نپال و اندونزی جزء کشورهای اصلی تولیدکننده زنجبیل در جهان طی این سال­ها بوده­اند. همچنین بررسی میزان تجارت جهانی زنجبیل نشان داد که صادرات این محصول از حدود 9/655 میلیون دلار در سال 2010 با رشد 37 درصدی به 5/900 میلیون دلار در سال 2022 افزایش یافت و میزان واردات نیز با رشد 97 درصدی از 7/568 میلیون دلار در سال 2010 به 125/1 میلیارد دلار افزایش داشت که این آمار بیانگر افزایش تجارت جهانی این محصول می­باشند. چین، هلند، هند، پرو و تایلند به‌عنوان کشورهای برتر صادرکننده و کشورهای آمریکا، ژاپن، هلند، آلمان و پاکستان به‌عنوان برترین واردکننده­های زنجبیل معرفی شدند. بررسی آمارهای ایران نشان داد که ارزش صادرات کل زنجبیل توسط ایران در سال 2022، 000/15 دلار بوده است، در‌حالی‌که میزان واردات از 35/1 میلیون دلار در سال 2010 به 36/6 میلیون دلار رسید که افزایش 7/4 برابری حجم واردات این محصول را نشان می­دهد. مقصد زنجبیل­های صادر­شده از ایران، کشورهای عراق و آذربایجان بوده و مبدأ زنجبیل­های وارد­شده به ایران، کشورهای چین، امارات متحده عربی و هند بوده است. در ایران، استان تهران تنها استان تولیدکننده زنجبیل کشور بود که با 3/0 هکتار سطح زیر کشت معادل 23 تن در هکتار زنجبیل در شرایط گلخانه­ای تولید نموده است. در ایران، تولیدات کمتر از حد نیاز داخلی موجب افزایش چشمگیر واردات نسبت به صادرات این گیاه شده است. بنابراین، با توجه به ارزیابی و موفقیت کشت محصولات مشابه در کشور، وجود اراضی وسیع و شرایط آب‌و‌هوایی بهینه به‌ویژه در استان­هایی مانند سیستان و بلوچستان و هرمزگان، پیشنهاد می­گردد که کشت زنجبیل مورد توجه قرار گیرد تا ضمن تأمین بازارهای داخلی، به صادرات گسترده نیز دست یافت. همچنین با توجه به سطح زیر کشت گلخانه­های کشور که 000/24 هکتار می­باشد، با در نظر گرفتن متوسط تولید 10 تن زنجبیل در هکتار، اگر تنها 10 درصد از کشت گلخانه­ای موجود به کشت زنجبیل اختصاص داده شود، می­توان دست کم 000/24 تن زنجبیل تازه تولید نمود که به‌طور کامل پاسخگوی نیاز داخلی خواهد بود و امکان صادرات را نیز مهیا می­نماید.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر تیمار اسید آمینه L- فنیل آلانین، سلنیوم و کود بیولوژیک نیتروکسین روی برخی از ویژگی‌‌های فیزیکوشیمیایی میوه‌های گوجی بری (Lycium barbarum cv. GB1)

صفحه 107-93

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88862.1360

سعید فتاحی سیاه کمری، ولی ربیعی، محمود شور، سیلوانا نیکولا

چکیده گوجی‌بری (Lycium barbarum cv. GB1) می­تواند منبع آنتی اکسیدان­های طبیعی برای تولید غذای انسان باشد. به‌منظور بررسی اثر تیمارهای ال- فنیل آلانین، سلنیوم و نیتروکسین، آزمایشی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد که فاکتورهای آن شامل اسید آمینه L- فنیل آلانین (5/0، 1 و 5/1 میلی­مولار) بود. سدیم سلنات (25/0، 5/0 و 1 میلی­گرم در لیتر) و کود بیولوژیک نیتروکسین (166، 333 و 500 میکرولیتر در لیتر) در سه سطح و آب مقطر به‌عنوان شاهد استفاده شد. در پایان آزمایش، صفاتی مانند مواد جامد محلول، اسید قابل تیتراسیون، محتوای فنول کل، فلاونوئید و فعالیت آنزیم فنیل‌آلانین آمونیالیاز مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تیمارهای مورد استفاده در این آزمایش تأثیر معنی‌داری بر ویژگی‌های فیزیولوژیکی و شیمیایی گیاه گوجی بری داشتند. نتایج نشان داد که بیشترین میزان اسید قابل تیتراسیون (896/0 درصد) در نمونه­های تیمارشده با نیتروکسین در غلظت 333 میکرولیتر به‌دست آمد. بیشترین میزان (56/18 میلی­گرم در گرم) این شاخص در میوه­های تیمارشده با فنیل­آلانین در غلظت 5/1 میلی­مولار به‌دست آمد. بیشترین مقدار این شاخص در میوه­های تحت تیمار فنیل­آلانین در غلظت 1میلی­مولار به‌دست آمد که این شاخص 98/61 درصد بیشتر از میزان فلاونوئید ثبت‌شده در میوه­های گوجی­بری در شرایط شاهد به­دست آمد. همچنین نتایج نشان داد که با وجود کاهش فعالیت آنزیم پلی­فنول­اکسیداز طی افزایش غلظت سلنیوم، فعالیت این آنزیم طی شرایط استفاده از سلنیوم در غلظت 1 میلی­گرم در لیتر 66/13 درصد بیشتر از فعالیت آنزیم پلی­فنل­اکسیداز در شرایط شاهد بود. با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، استفاده از نیتروکسین در غلظت 333 میکرولیتر و فنیل آلانین در غلظت 5/1 میلی­مولار برای افزایش عملکرد و خصوصیات فیزیکوشیمیایی، در جهت ارتقاء کشاورزی ارگانیک و پایدار می­تواند قابل توصیه باشد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

بررسی تأثیر غلظت‌های مختلف اسید سالیسیلیک و اسید سیتریک روی برخی از ویژگی‌های کیفی و بار میکروبی هندوانه (Citrullus lanatus) برش‌خورده

صفحه 121-109

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88902.1361

وحید عجمی، سید حسین نعمتی

چکیده بار میکروبی و نرم­شدن بافت میوه در اثر برش­خوردن میوه‌ها باعث کاهش کیفیت در اثر تنفس بالای میوه و اتلاف آب از عوامل محدودکننده عمر پس از برداشت میوه‌های تازه برش­خورده هندوانه (Citrullus lanatus) می‌باشد. در پژوهش حاضر، اثر اسید سیتریک و اسید سالیسیلیک روی برخی از شاخص‌های کیفی قطعات برش­خورده میوه هندوانه رقم ̓کریسمون̒ طی دوره انبارمانی مورد ­بررسی قرار گرفت. در ابتدا، پوست میوه جدا شد و سپس گوشت میوه به قطعات چهار سانتی‌متر در چهار سانتی‌متر برش داده­شد و در محلول‌های اسید سالیسیلیک (1 و 2 میلی­مولار) و اسید سیتریک (5/0 و 1 میلی‌مولار) به‌مدت دو دقیقه غوطه‌ور شد. غوطه‌وری در آب مقطر با دمای 25 درجه سلسیوس نیز به­عنوان شاهد معرفی شد. سپس میوه‌ها در پوشش‌هایی از جنس پلی­اتیلن با پوشش سلوفان بسته‌بندی شدند و به‌مدت 14 روز در دمای چهار درجه سلسیوس نگهداری شدند. نتایج نشان داد که اسید سالیسیلیک در هر دو غلظت (1 و 2 میلی­مولار) و اسید سیتریک 1 میلی‌مولار باعث کاهش چشم­گیر بار میکروبی و کاهش افت وزن شد. همچنین، تیمارهای ذکر­شده، افزایش مواد جامد محلول کل را در طی مدت زمان نگهداری میوه‌های برش­خورده هندوانه مهار کردند و باعث حفظ استحکام بافت میوه نیز شدند. نتایج ارزیابی شاخص‌های رنگ و خواص ارگانولپتیک بیانگر این بود که تیمارهای اسید سالیسیلیک در هر دو غلظت (1 و 2 میلی­مولار) و اسید سیتریک 1 میلی‌مولار باعث حفظ هر چه بهتر کیفیت میوه نسبت به شاهد شدند. بهترین تیمار کاربرد اسید سالسیلیک با غلظت 2 میلی‌مولار نشان داده شد. به­طور کلی، در بین تیمارهای مورد استفاده در این آزمایش، اسید سالیسیلیک دو میلی‌مولار بهترین نتیجه را در حفظ کیفیت میوه تازه برش­خورده هندوانه در طی انبار سرد داشت.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر سطوح مختلف فسفر و محلول‌پاشی روی بر ویژگی‌های رشد، میزان روغن و فاکتورهای بیوشیمیایی گیاه دارویی عدس‌الملک (Securigera securidaca)

صفحه 137-123

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.88891.1362

سعیده محتشمی، حسین غلامی، عسکر غنی، مجاهد کمالی زاده

چکیده در این پژوهش به‌منظور بررسی تأثیر سطوح مختلف فسفر و محلول­پاشی روی بر ویژگی­های رشد، میزان روغن و فاکتور­های بیوشیمیایی گیاه دارویی عدس­الملک (Securigera securidaca)، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. تیمارها شامل چهار سطح فسفر (صفر، 50، 100 و 150 کیلوگرم در هکتار) و سه سطح محلول­پاشی روی در دوره گل‌دهی (بدون محلول­پاشی به‌عنوان شاهد، محلول­پاشی با غلظت چهار گرم در لیتر: دو هفته یک‌بار و هفته­ای یک‌بار) بودند. مهم‌ترین شاخصه­های رشد و عملکرد شامل تعداد ساقه، طول ساقه، تعداد غلاف در بوته، تعداد بذر در هر غلاف، طول غلاف و عملکرد بذر اندازه­گیری شد. همچنین مهم‌ترین ویژگی­های بیوشیمیایی عصاره بذر (فلاون و فلاونول، فلاونوئید کل، ترکیبات فنلی کل، میزان تانن و فعالیت آنتی­اکسیدانی)، درصد روغن و عملکرد روغن بذر نیز مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که کاربرد فسفر به‌تنهایی در افزایش تعداد ساقه، طول ساقه اصلی، عملکرد بذر، عملکرد روغن، میزان فلاونوئیدها و فعالیت آنتی­اکسیدانی بذر عدس‌الملک مؤثرتر از کاربرد تلفیقی فسفر و روی بود. کاربرد 50 کیلوگرم فسفر و محلول­پاشی دو هفته یک‌بار موجب افزایش تعداد ساقه، طول ساقه اصلی، تعداد غلاف در هر بوته، عملکرد بذر، میزان ترکیبات فنلی و عملکرد روغن شد، درحالی‌که کاربرد 100 کیلوگرم فسفر بدون کاربرد روی، در افزایش میزان فلاونوئیدها و فعالیت آنتی­اکسیدانی مؤثرتر بود. بااین‌حال کاربرد روی در افزایش ترکیبات فنلی، میزان تانن­، درصد روغن و عملکرد بذر مؤثر بود. به­طور کلی، با توجه به شرایط موجود در این تحقیق، علی‌رغم تفاوت­هایی که در صفات اندازه­گیری‌شده در پاسخ به مقادیر فسفر و روی دیده شد، غلظت 50 کیلوگرم فسفر و محلول­پاشی دو هفته یک‌بار روی، در بیشتر صفات نتایج رضایت‌بخشی نسبت به سایر تیمارها داشت.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر محلول‌پاشی آهن، روی و کلسیم در مراحل بلوغ میوه بر بروز و شدت عارضه سفیدشدگی آریل انار (Punica granatum L.)

صفحه 153-139

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89090.1366

ثریا کرمی، سکینه فرجی

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسه ترکیبات معدنی (غلظت عناصر آهن، روی و کلسیم) و بیوشیمیایی (محتوای آنتوسیانین) انارهای (Punica granatum L.) مبتلا به عارضه سفیدشدگی آریل و سالم رقم ̓ملس ساوه̒ (سال 1401) و بررسی اثر محلول­پاشی عناصر معدنی اشاره‌شده در بروز و شدت عارضه سفیدشدگی آریل (سال 1402) طراحی گردید. در سال 1402، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل (2×3×3) در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار و دو مرحله (شروع تشکیل میوه و شروع رسیدگی میوه) اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل محلول­پاشی با سه غلظت سولفات آهن (صفر، دو و چهار در هزار به‌ترتیب F0، F2 و F4)، سه غلظت سولفات روی (صفر، سه و شش در هزار به‌ترتیب Zn0، Zn3 و Zn6) و دو غلظت کلسیم کلرید (صفر و چهار در هزار به‌ترتیب Ca0، و Ca4) بودند. براساس آزمون (38  df=،05/0 t(α=مستقل، به استثناء غلظت Zn، غلظت عناصر Fe، Ca و محتوای آنتوسیانین در میوه­های سالم بیشتر از میوه­های آسیب‌دیده بود. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که محلول­پاشی با سولفات آهن، سولفات روی و کلسیم کلرید به­صورت جداگانه یا ترکیبی در کاهش وقوع و شدت سفیدشدگی آریل مؤثر بود. از سوی دیگر، تأثیر مشارکت عنصر کلسیم در کاهش بروز عارضه سفیدشدگی آریل قابل ملاحظه و حاکی از اثر هم­افزایی عنصر کلسیم با عناصر آهن و روی بود؛ به­طوری‌که کاربرد همزمانZn -Fe در ترکیب با Ca کارآیی بیشتری نسبت به سایر تیمارها برای کاهش صفات مورد اشاره داشت. ازاین‌رو، به­منظور کاهش همزمان در وقوع و شدت عارضه سفیدشدگی آریل انار، محلول­پاشی با سولفات آهن چهار در هزار -سولفات روی شش یا سه در هزار- کلسیم کلرید چهار در هزار ( Fe4Zn6Ca4 ،Fe4Zn3Ca4) در دو مرحله شروع تشکیل میوه و شروع رسیدگی میوه انار توصیه می­شود.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

مطالعه شاخص‌های جوانه‌زنی بذر و صفات مورفوفیزیولوژیک گل جعفری (Tagetes erecta Antigua orange) در کیفیت‌های مختلف نور LED LED

صفحه 172-155

https://doi.org/10.22067/jhs.2024.89366.1370

رسول عباس زاده فاروجی، عبدالله حاتم زاده، احمد شریفی، سیده مهدیه خرازی

چکیده به‌منظور مطالعه شاخص‌های مورفوفیزیولوژیک و جوانه‌زنی بذر گل جعفری (Tagetes erecta Antigua orange) در پاسخ به کیفیت‌های مختلف نور LED تحقیق حاضر در گروه بیوتکنولوژی علوم باغبانی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل پنج کیفیت نور سفید (100%)، نور آبی (100%)، نور قرمز (100%)، 30% نور آبی + 70 % نور قرمز و 70% نور آبی + 30% نور قرمز بود. در ابتدا شاخص‌های جوانه زنی بذر در ظروف پتری دیش در زیر پنل‌های نوری اندازه گیری گردید و پس از کاشت بذرها در زیر پنل‌های نوری، شاخص‌های فیزیولوژیک و مورفولوژیک گیاه در فاصله زمانی 15 روز یکبار در چهار مرحله اندازه‌گیری گردید. مطالعه شاخص‌های جوانه‌زنی نشان داد که کمترین میانگین زمان جوانه زنی، بیشترین سرعت جوانه‌زنی، بیشترین طول ریشه‌چه، طول ساقه‌چه، تعداد ریشه جانبی و وزن تر ریشه‌چه در تیمار نور قرمز (100%) و پس از آن در تیمار نور قرمز (70%) + نور آبی (30%) مشاهده شد. استفاده از نور قرمز (100%) سرعت جوانه‌زنی، طول ریشه‌چه، طول ساقه‌چه، تعداد ریشه جانبی و وزن تر ریشه‌چه را به ترتیب تقریبا 14%، 29%، 48%، 100% و 67% در مقایسه با تیمار شاهد بهبود بخشید. بیشترین ارتفاع گیاه در ابتدا و انتهای رشد مربوط به گیاهان رشد یافته در تیمار نور قرمز (100%) بود. در انتهای مرحله رشدی (75 روز پس از کشت بذر) گیاهان تحت تیمار نور قرمز (100%) از لحاظ قطر ساقه، طول بزرگترین برگ مرکب، تعداد برگ و تعداد شاخه جانبی به ترتیب تقریبا 37%، 6%، 33% و 31% در مقایسه با تیمار نور سفید در همان مرحله رشدی افزایش داد. علاوه بر این، وزن تر و خشک گیاه را در مقایسه با تیمار شاهد در همان مرحله رشدی به ترتیب تقریبا 56% و 9% افزایش یافت. مطالعه وزن تر و خشک ریشه نشان داد که اعمال تیمار نور قرمز (100%) این دو شاخص را تقریبا نزدیک به 3 برابر در مقایسه با تیمار شاهد افزایش داد. کمترین وزن تر و خشک ریشه در تیمار نور آبی (100%) و پس از آن تیمار نور قرمز (30%) + نور آبی (70%) مشاهده شد. همچنین، گیاهان رشد یافته در شرایط نور قرمز (100%) در مقایسه با گیاهان رشد یافته در سایر تیمارهای نوری دارای محتوی نسبی آب برگ بیشتر و نشت الکترولیت کمتری بودند. به طور کلی بر اساس نتایج پژوهش مشخص گردید که استفاده از نور قرمز (100%) منجر به افزایش درصد و سرعت جوانه‌زنی بذر گل جعفری گردید. علاوه بر این، استفاده از نور قرمز در شرایط کنترل شده منجر به افزایش شاخص‌های رشدی گیاه در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایش گردید. از این رو، استفاده از نور قرمز در مراحل مختلف رشدی گل جعفری در شرایط کنترل شده قابل توصیه می‌باشد.