با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 40، شماره 3، پاییز 1405 
مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی محتوای عناصر غذایی، ترکیبات بیوشیمیایی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی قارچ دارویی گانودرما لوسیدوم (Ganoderma lucidum)

صفحه 381-367

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77380.1181

ژاله زندوی فرد، مجید عزیزی، مجید درودی، آذر حسینی

چکیده قارچ دارویی Ganoderma lucidum یکی از مهم‌ترین قارچ‌‌های دارویی در سرتاسر جهان است که حاوی طیف وسیعی از ترکیبات دارویی ارزشمند است. این مطالعه به‌منظور بررسی میزان عناصر غذایی، محتوای ترکیبات بیوشیمیایی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی این قارچ طراحی شد. محتوای عناصر غذایی اندام بارده این قارچ به‌وسیله دستگاه اسپکترومتری نشری پلاسمای جفت‌شده القایی (ICP-OES) و محتوای ترکیبات بیوشیمیایی آن با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی با کارآیی فوق‌العاده بالا مجهز به طیف‌سنج جرمی (UPLC-MS) آنالیز گردید. به‌منظور بررسی قدرت آنتی‌اکسیدانی، عصاره‌گیری به‌روش التراسونیک با استفاده از دو حلال متانول ۸۰ درصد و آب داغ صورت گرفت و فعالیت آنتی‌اکسیدانی با شش آزمون شامل اندازه‌گیری فعالیت مهار رادیکال آزاد 1،1- دی فنیل-2- پیکریل هیدرازیل (DPPH)، رادیکال 2،2-آزینوبیس (3- اتیل بنزو تیازولین-6- سلفونیک اسید) (ABTS)، رادیکال سوپراکساید (SO)، رادیکال نیتریک اکساید (NO) و قدرت احیای آهن (FRAP) و قدرت شلاته‌کنندگی آهن (ICA) مورد ارزیابی قرار گرفتند. آنالیز واریانس یک‌سویه و متعاقب آن نیومن کولز توسط نرم‌افزار گراف پد پریزم 8 به‌منظور مقایسه میانگین‌‌ها به کار رفت. نتایج حاکی از آن بود که عناصر فسفر و پتاسیم (8/2910 و 8/1510 میلی‌گرم در کیلوگرم ماده خشک) به‌ترتیب بیشترین مقدار از درشت‌مغذی‌‌ها و عناصر آهن و روی (5/8 و 74/7 میلی‌گرم در کیلوگرم ماده خشک) سهم قابل توجهی از ریزمغذی‌‌ها را به خود اختصاص دادند. در مجموع، 37 ترکیب بیوشیمیایی شناسایی شد که گنودریک اسید با بیشترین مقدار (1/232 ± 1/15890 میکروگرم در گرم ماده خشک) و پس از آن سیناپیک اسید و سوکسینیک اسید (11/28 ± 4/2011 و 5/31 ± 33/1505 میکروگرم در گرم ماده خشک) به‌عنوان ترکیبات غالب شناسایی شدند. به‌طورکلی، هر دو عصاره آبی و متانولی، ظرفیت آنتی‌اکسیدانی قابل توجهی را در مهار رادیکال‌‌های آزاد DPPH، ABTS، SO و NO و همچنین قدرت احیاکنندگی و شلاته‌کنندگی آهن نشان دادند که این پتانسیل در یک رفتار وابسته به غلظت بیشتر نمایان شد. به‌طور کلی، عصاره متانولی قدرت آنتی‌اکسیدانی بالاتری نسبت به عصاره آب داغ نشان داد (مقدار IC50 پایین‌تر)؛ بااین‌وجود، هر دو عصاره حاوی طیفی از ترکیبات زیست‌فعال قارچ هستند که می‌تواند در فعالیت آنتی‌اکسیدانی آن‌ها نقش داشته باشد. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، قارچ G. lucidum پتانسیل قابل توجهی از نظر محتوای عناصر غذایی، ترکیبات زیست‌فعال و قدرت آنتی‌اکسیدانی به‌منظور کاربرد در صنایع غذایی و دارویی دارد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر سایه‌دهی و رنگ سایبان بر ویژگی‌‌های کمّی و کیفی میوه انار (Punica granatum L.) رقم ’رباب‘

صفحه 399-383

https://doi.org/10.22067/jhs.2026.91589.1405

علیرضا بنیان پور، فاطمه اسفندیاری بیات

چکیده انار (Punica granatum L.) میوه ای نیمه‌گرمسیری است که در مناطق مختلف استان فارس کشت می‌گردد. استان فارس با دارا بودن 27 هزار هکتار سطح زیرکشت انار، مهم‌ترین منطقه کاشت و تولید انار در ایران می‌باشد. تغییرات اقلیمی و گرم شدن آب‌و‌هوا همراه با کاهش نزولات جوی در سال‌‌های اخیر باعث گردیده که درختان انار در اکثر مناطق انار‌کاری دچار تنش‌‌های گرمایی و خشکی شده که این امر روی خصوصیات کمّی و کیفی میوه تأثیر گذاشته و باعث کاهش کیفیت و بازارپسندی میوه‌‌های تولید در باغات شده است. استفاده از سایبان یکی از راهکارهایی است که جهت کاهش تأثیر تنش‌‌های محیطی و بهبود شرایط پیرامون درخت پیشنهاد می­گردد. ازآنجایی‌که رنگ و میزان سایه‌دهی (تراکم) سایبان یکی از عوامل تأثیرگزار در انتخاب سایه‌بان بوده و روی کمیت و کیفیت میوه تولید‌شده نیز تأثیرگزار است، بنابراین در این پژوهش، تأثیر استفاده از انواع مختلف سایبان روی ویژگی‌‌های کمّی و کیفی میوه انار رقم ’رباب‘ بررسی گردید. این پژوهش در قالب طرح آماری بلوک‌های کامل تصادفی با نُه تیمار و سه تکرار در دو سال اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل استفاده از سایبان به رنگ‌های سفید و سبز با دو میزان سایه‌دهی متفاوت (30 و 50 درصد) و دو روش اجرا (روی داربست و روی تاج درخت) بود که با درختان شاهد (بدون پوشش) مقایسه شدند. نتایج نشان داد که استفاده از سایبان باعث بهبود ویژگی‌‌های مختلف میوه انار رقم ’رباب‘ گردید. استفاده از سایبان سفید و سبز با تراکم 50 درصد همراه با استفاده از داربست بهترین نتایج را به همراه داشت، به‌طوری که بیشترین وزن تر 100عدد دانه ( 74/46 گرم) ، وزن خشک 100 دانه (02/10 گرم) ، رنگ دانه (54/4 )، وزن میوه ( 414 گرم)، غلظت اسید آسکوربیک (26/0 میلی گرم درگرم آب میوه) و آنتوسیانین آب میوه (466/0 میلی گرم در گرم آب میوه) در این دو تیمار مشاهده شد. به‌طورکلی، استفاده از سایبان سفید یا سبز با تراکم حداقل 50 درصد روی داربست می‌تواند باعث بهبود خصوصیات کمّی و کیفی میوه تولید ‌شده گردیده و تأثیرات افزایش دمای محیط و خشکی را به نحو محسوسی کاهش دهد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

مطالعه شاخص‌‌های فیزیولوژیک و مورفولوژیک در سه گونه پوششی فضای سبز شهری در شرایط تنش خشکی

صفحه 414-401

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.93610.1430

محمد احمدپور، آزاده موسوی بزاز، علی تهرانی فر

چکیده با توجه به گسترش روزافزون مناطق خشک و تشدید بحران کم‌آبی در مناطق مختلف کشور، شناسایی گونه‌های پوششی مقاوم به خشکی برای جایگزینی چمن در فضای سبز شهری ضروری است. این پژوهش با هدف بررسی واکنش‌های ریخت‌شناختی و فیزیولوژیکی سه گونه پوششی شامل چمن فستوکا بلند‘ (Festuca arundinacea)، ’فیلا‘ (Phyla nodiflora) و ’سدوم گرزی‘ (Sedum acre) تحت سطوح مختلف تنش خشکی (۲۰، ۴۰، ۶۰ و ۸۰ درصد ظرفیت زراعی) انجام شد. نتایج نشان داد که با افزایش شدت تنش خشکی، صفاتی مانند طول ریشه، وزن تر و خشک، محتوای نسبی آب برگ و کلروفیل‌های a و bبه‌طور معنی‌داری کاهش یافتند، درحالی‌که نشت الکترولیت به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کرد. بیشترین طول اندام هوایی در ’فستوکا‘ در سطح ۸۰ درصد ظرفیت زراعی (5/13 سانتی‌متر) مشاهده شد، امّا در ’فیلا‘ بیشترین رشد در سطح رطوبتی۶۰ درصد (17 سانتی‌متر) به دست آمد که اختلاف معنی‌داری در سطح احتمال پنج درصد با سطح 80 درصد (14 سانتی‌متر) داشت. گونه ’فیلا‘ در اغلب صفات فیزیولوژیکی و عملکردی برتری داشت، بیشترین میزان کلروفیل a و b برای این گونه در سطح رطوبت 20 درصد مشاهده شد، درحالی‌که برای دو گونه دیگر، بیشترین مقدار در سطح رطوبت 60 درصد مشاهده شد. گیاه ’سدوم گرزی‘ با توجه به ساختار و عملکرد ریشه، در شرایط افزایش دوره آبیاری، بیشترین علائم تنش را از خود نشان داد. به‌طورکلی، نتایج این پژوهش نشان داد که ’فیلا‘ می‌تواند به‌عنوان گونه‌ای مقاوم و کم‌نیاز به آب، جایگزینی مناسب برای چمن در طراحی فضای سبز شهری مناطق خشک باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

برهم‌کنش بین پایه و پیوندک: سرشاخه­کاری تاک‌های انگور (Vitis vinifera) (پایه­ Bidaneh-sefid) به‌روش اسکنه­ای با استفاده از ارقام انگور خارجی به­عنوان پیوندک

صفحه 431-415

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94309.1444

سکینه فرجی، ثریا کرمی، سید محمدمهدی میرفتاح

چکیده پژوهش حاضر با هدف سرشاخه­کاری و تغییر رقم تاک‌های انگور (Vitis vinifera) رقم ’بی‌دانه سفید‘ در منطقه شازند استان مرکزی طی سال­های 1403-1401 طراحی شد. آزمایش به­صورت اسپلیت پلات با طرح پایه بلوک­ کامل تصادفی در سه تکرار با عامل اصلی روش پیوند در دو سطح (پیوند اسکنه­ای خشبی و اسکنه­ای سبز) و عامل فرعی رقم در شش سطح (ارقام انگور خارجی-تجاری به­عنوان پیوندک:’ترکمن 4‘، ’فلم­سیدلس‘، ’روبی­سیدلس‘، ’پرلت‘، ’آتوم­­­کینگ‘ و ’آتوم­رویال‘) اجرا شد. درصد موفقیت پیوند، رشد رویشی پیوندک یک‌ساله و میزان خسارت ناشی از تنش سرمای زمستانه و بهاره در سال اول و عملکرد، اجزای عملکرد و برخی شاخص­های کیفی میوه (مواد جامد محلول و شاخص طعم) در سال سوم ارزیابی گردید. براساس نتایج تجزیه واریانس، اثر ساده رقم و اثر متقابل پیوند×رقم بر همه صفات ارزیابی‌شده به­ترتیب معنی­دار و غیرمعنی­دار بود. از سوی دیگر، اثر ساده پیوند بر تمام صفات ارزیابی‌شده به‌استثناء شاخص­های کیفی میوه معنی­دار بود. بیشترین درصد موفقیت پیوند و رشد رویشی پیوندک یک‌ساله به­ترتیب در روش پیوند اسکنه­ای سبز (83 درصد) و خشبی (145 سانتی­متر) مشاهده شد. نتایج ارزیابی میزان خسارت ناشی از تنش سرمای زمستانه و سرمای دیررس بهاره در سال اول نشان­دهنده حساسیت بیشتر تاک­های پیوندشده به‌روش اسکنه­ای سبز نسبت به سرمای منطقه در مقایسه با روش اسکنه­ای خشبی بود. از سوی دیگر، تاک­های پیوندشده به‌روش اسکنه­ای خشبی، بیشترین مقادیر عملکرد و اجزای عملکرد را در سال سوم به خود اختصاص دادند (19 درصد افزایش عملکرد در مقایسه با روش اسکنه­ای سبز). براساس گروه‌بندی ارقام به‌روش وارد براساس فاصله اقلیدوسی، دو رقم ’آتوم­رویال‘ و ’ترکمن 4‘ از نظر صفات ارزیابی‌شده در سال اول در جایگاه برتری نسبت به سایر ارقام قرار گرفتند. از سوی دیگر ،همه ارقام ارزیابی‌شده به­عنوان پیوندک از مقادیر قابل قبولی مواد جامد محلول (TSS) (محدوده قابل قبول: بیشتر از 5/14 بریکس، محدوده ثبت‌شده 27-19 بریکس) و شاخص طعم میوه (شاخص طعم قابل قبول برابر 20، محدوده ثبت‌شده 35-27) برخوردار بودند. صرف نظر از نوع پیوند انجام‌شده به‌دلیل عدم معنی­داری اثر متقابل پیوند×رقم بر صفات اندازه­گیری‌شده در سال سوم، نتایج تجزیه به مؤلفه­های اصلی و بای­پلات ترسیمی براساس مؤلفه اول (عملکرد و اجزای همبسته با عملکرد شامل طول حبه، قطر حبه و وزن حبه) و مؤلفه دوم (مواد جامد محلول و شاخص طعم) نشان دادند که ارقام ’آتوم­رویال‘ و ’ترکمن 4‘ از جایگاه برتری در مقایسه با سایر ارقام (پیوندک و پایه) برخوردار بودند. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن است که نوع پیوند، زمان انتخاب‌شده و همچنین شرایط محیطی منطقه شازند برای سرشاخه­کاری انگور مناسب بود و دو رقم ’آتوم­رویال‘ و ’ترکمن 4‘ را می­توان به­عنوان منتخب مناسب برای سرشاخه­کاری تاکستان­های این منطقه با پایه ’بی‌دانه سفید‘ با هر یک از روش­های پیوند اسکنه­ای سبز یا خشبی به­دلیل حصول عملکرد اقتصادی مطلوب معرفی نمود. همچنین رقم ’ترکمن 4‘ را به‌دلیل زودرسی و رقم ’آتوم­رویال‘ را به­دلیل دیررس بودن می­توان به­ترتیب برای مناطقی از استان مرکزی با بارندگی­های زودرس پاییزه و مناطقی با تابستان­های طولانی پیشنهاد نمود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی ویژگی­های مورفوفیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) تیمار‌شده با نانوذرات پرولین و کود ضایعات ماهی در پاسخ به تنش شوری

صفحه 451-433

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94616.1446

زهرا مهدوی، بهروز اسماعبل پور، رسول اذرمی

چکیده شوری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مشکلات جهان به شمار می­آید. خاک شور باعث کاهش رشد و عملکرد در گیاهان می­شود. کاربرد نانوذرات و کودهای آلی از جمله روش­های نوین برای کاهش اثرات تنش شوری هستند. به این منظور، آزمایشی به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار انجام شد. تیمارهای مختلف در این آزمایش محلول­پاشی تعدیل­کننده­های شوری در پنج سطح (شاهد، 10 و 20 میلی­گرم در لیتر پرولین بدون کود مایع ضایعات ماهی، 10 و 20 میلی­گرم در لیتر پرولین به همراه کود مایع ضایعات ماهی 15 درصد) بود. تنش شوری به‌صورت نمک ‌سدیم ­کلرید در غلظت­های مختلف (صفر، 30، 60، 90 میلی‌مولار) اعمال گردید. نتایج نشان داد که شوری شاخص‌های رشد و محتوای نسبی آب را کاهش داده و رنگیزه a* و b* را تحت تأثیر قرار داده و فعالیت فنل کل، پراکسید هیدروژن (H2O2)، مالون دی‌آلدئید (MDA)، پرولین و کربوهیدرات­های کل را در مقایسه با نمونه­های شاهد افزایش داد. تنش شوری90 میلی­مولار باعث افزایش 68/71 درصدی کربوهیدرات کل، 33/73 درصدی پراکسید هیدروژن، 44/67 درصدی مالون دی‌آلدئید و 39/44 درصدی محتوای پرولین نسبت به شاهد شد. کاربرد هم‌زمان ۲۰ میلی‌گرم در لیتر نانوذرات پرولین با کود ضایعات ماهی منجر به کاهش 7/31 درصدی نشت الکترولیت غشاء، 66/56 درصدی سدیم ریشه و افزایش 23/78 درصدی پرولین، 98/72 درصدی کربوهیدرات کل، 42/71 درصدی پتاسیم ریشه و 45/62 درصدی کلسیم ریشه تحت تنش شوری ۹۰ میلی‌مولار در مقایسه با شاهد شد. به‌طورکلی، کاربرد نانوذره پرولین همراه با کود مایع ضایعات ماهی، می­تواند به‌عنوان یک راهکار جدید برای کاهش اثرات تنش شوری در گیاه استویا (Stevia rebaudiana Bertoni) و سایر محصولات زراعی و باغی استفاده شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی اثر الیسیتورهای مختلف بر خصوصیات رشدی و فیتوشیمیایی گیاه مریم‌گلی (Salvia officinalis L.) در شرایط کشت هیدروپونیک

صفحه 465-453

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94738.1449

رضا آزادی گنبد، نسرین فرهادی

چکیده استفاده از الیسیتورها در سیستم‌های کشت کنترل‌شده، راهکاری نوین برای بهبود کیفیت گیاهان دارویی است. در این راستا، پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثر محلول‌پاشی اسید سالیسیلیک (در سه سطح صفر، 5/0 و ۱ میلی‌مولار) و متیل جاسمونات (در سه سطح صفر، 25/0 و 5/0 میلی‌مولار) بر خصوصیات رشدی و فیتوشیمیایی گیاه مریم‌گلی (Salvia officinalis L.) در بستر هیدروپونیک در گلخانه‌ تحقیقاتی پژوهشکده گلخانه و محیط‌های کنترل‌شده طی سال 1404-1403 اجرا گردید. نتایج نشان داد که کاربرد ترکیبی الیسیتورها دارای اثر هم‌افزایی قابل توجهی بود، به‌طوری که تیمار 5/0 میلی‌مولار اسید سالیسیلیک به همراه 25/0 میلی‌مولار متیل جاسمونات، بیشترین زیست‌توده (وزن تر و خشک) را تولید کرد. همچنین ترکیبات مختلف این دو الیسیتور منجر به افزایش معنی‌دار رنگیزه‌های فتوسنتزی، فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی (پراکسیداز، آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز)، محتوای ترکیبات فنولی کل و درصد اسانس گردید. به‌طورکلی، این پژوهش نشان داد که تیمار ترکیبی و بهینه الیسیتورها می‌تواند به‌عنوان یک راهکار مؤثر برای افزایش هم‌زمان عملکرد کمّی (زیست‌توده) و کیفی (متابولیت‌های ثانویه) تولید صنعتی گیاه مریم‌گلی در سیستم‌های کشت بدون خاک به کار رود.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

مطالعه الگوی بیان ژن­های OeFAD7 و OeFAD3 طی مراحل رشدی میوه برخی ارقام زیتون‌های (Olea europaea L.) ایرانی و خارجی

صفحه 480-467

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94744.1451

فاطمه رازقی جهرمی، عبدالکریم زارعی، فرشید پروینی

چکیده میوه زیتون (Olea europaea L.) به‌خاطر میزان و کیفیت بالای روغن از اهمیت بالایی در بین محصولات باغی برخوردار است. میزان و کیفیت روغن بین ارقام مختلف زیتون متفاوت می­باشد و این تفاوت تا حدودی به ­زمینه ژنتیکی و بیان متفاوت ژن­های بیوسنتزی اسید چرب مربوط می­باشد. در این پژوهش، الگوی بیان ژن­های غیراشباع‌کننده اسید چرب OeFAD7 و OeFAD3 طی مراحل مختلف رسیدن میوه در دو بافت مزوکارپ و دانه چهار رقم زیتون شامل دو رقم بومی ’ماری‘ و ’شنگه‘ و دو رقم وارداتی ’آربکین‘ و ’کرونیکی‘ مورد مطالعه قرار گرفت. به این منظور، استخراج RNA کل از هر دو بافت­ دانه و مزوکارپ ارقام زیتون مورد بررسی در زمان­های 64، 90، 120، 150 و 180 روز پس از تمام‌گل انجام گرفت و سپس cDNA سنتز شد و با استفاده از آغازگرهای اختصاصی مربوط به ژن­های OeFAD7-1 و OeFAD3A بیان این دو ژن در چهار رقم ذکر‌شده مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنی‌دار بیان این ژن­ها در بافت­های مختلف، طی مراحل رسیدن میوه و بین ارقام مورد مطالعه بود. هرچند میزان بیان ژن OeFAD7 در بافت مزوکارپ میوه ارقام زیتون بسیار بیشتر از بافت دانه بود، ولی بیان ژن OeFAD3 در بافت دانه نسبت به مزوکارپ میوه بالاتر بود و حتی بیان این ژن در دانه در اکثر مراحل نمونه­گیری بیشتر از بیان ژن OeFAD7 در دانه بود. نتایج نشان داد که ژن OeFAD7 در مزوکارپ میوه تمام ارقام بررسی‌شده یک مرحله افزایش بیان را در طی رشد نشان داد که بسته به رقم این افزایش در مراحل مختلفی (90 یا 120 روز پس از تمام‌گل) ثبت گردید. رقم ’کرونیکی‘ نسبت به دیگر ارقام، رونوشت­های بیشتری از هر دوی این ژن­ها دارا بود و الگوی نسبتاً متفاوتی نسبت به بقیه ارقام مورد مطالعه طی رسیدن میوه از خود نشان داد. به‌طورکلی بیان این ژن­ها در ارقام بومی کمتر از ارقام وارداتی بود و از طرف دیگر، در بین ارقام ایرانی میزان بیان این ژن­ها در اکثر مراحل رشدی در رقم ’ماری‘ بیشتر از ’شنگه‘ بود. براساس نتایج این پژوهش می­توان پیشنهاد داد که ژن OeFAD7 اهمیت بیشتری در تبدیل اسید لینولئیک به اسید آلفالینولنیک در مزوکارپ میوه زیتون دارا می­باشد، درحالی‌که ژن OeFAD3 نقش مهم‌تری در تولید اسید آلفالینولنیک در دانه میوه ایفا می­کند. اطلاعات حاصل‌شده در این تحقیق می­تواند در مطالعات آتی با هدف بهبود کیفی روغن زیتون مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

افزایش ماندگاری قارچ دکمه‌ای (Agaricus bisporus) با استفاده از پوشش‌‌های نانوکامپوزیتی زیست‌تجدید‌پذیر مبتنی بر نانوکیتوزان و نانوهیدروکسی آپاتیت

صفحه 499-481

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.94580.1448

زهرا ضیائی قهنویه، محمدرضا راجی، عبدالله احتشام نیا، سید سجاد سهرابی

چکیده امروزه استفاده از پوشش­های طبیعی برای تولید محصولات­ غذایی سالم و حفظ محیط­زیست، یکی از مهم‌ترین چالش­های کشاورزی در جهان است. ازاین‌رو پژوهش حاضر با هدف جایگزینی پوشش­های نانوکامپوزیتی زیست‌تجدید‌پذیر مبتنی بر نانوکیتوزان و نانوهیدروکسی آپاتیت بر افزایش زمان ماندگاری پس از برداشت قارچ دکمه­ای (Agaricus bisporus) انجام شد. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در دمای چهار درجه سانتی­گراد صورت گرفت. تیمارهای آزمایش شامل پوشش­دهی قارچ دکمه­ای با غلظت­های مختلف نانوکیتوزان (صفر، یک و دو درصد) و نانوهیدروکسی آپاتیت (صفر، 40، 80 میلی‌گرم) به مدت 28 روز بود. بعد از پوشش­دهی، صفات اسیدیته قابل تیتراسیون، مالون دی‌آلدئید، مواد جامد محلول و اندازه­گیری­های آنزیمی مانند آنزیم کاتالاز، آنزیم پراکسیداز، آنزیم آسکوربات پراکسیداز و آنزیم پلی­فنل­اکسیداز قارچ­ها در روز­های صفر، 7، 14، 21 و 28 نگهداری یادداشت‌برداری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، بیش­ترین میزان اسیدیته قابل تیتراسیون، آنزیم کاتالاز و آنزیم آسکوربات پراکسیداز در تیمار پوشش نانوکیتوزان یک درصد حاوی نانوهیدروکسی آپاتیت 40 میلی­گرم طی روزهای نگهداری حاصل شد که نسبت به شاهد اختلاف معنی­داری داشت. همچنین بیش­ترین میزان مالون دی‌آلدئید، مواد جامد محلول و آنزیم پلی­فنل­اکسیداز در شاهد بدون پوشش در طی روزهای نگهداری به دست آمد. کم­ترین مقدار مالون دی‌آلدئید، مواد جامد محلول و آنزیم پلی­فنل­اکسیداز نیز در تیمار پوشش نانوکیتوزان یک درصد حاوی نانوهیدروکسی آپاتیت 40 میلی­گرم در طی روزهای نگهداری حاصل شد که نسبت به شاهد اختلاف معنی­داری داشت. در نهایت با توجه به یافته­های این مطالعه می­توان چنین اظهار نمود که پوشش­دهی نانوکیتوزان یک درصد حاوی نانوهیدروکسی آپاتیت 40 میلی­گرم می­تواند ماندگاری پس از برداشت قارچ دکمه­ای را تا 28 روز افزایش دهد که تا 14 روز قابلیت بازار­پسندی دارد. بنابراین استفاده از این پوشش برای افزایش عمر انبارمانی قارچ دکمه­ای توصیه می­شود.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

تأثیر تیدیازورون بر ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیک و بیوشیمیایی گیاه پروانش (Catharanthus roseus L.) تحت تنش کم‌آبیاری

صفحه 521-501

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.95290.1456

مینا قاسمی کمالوند، عبدالحسین رضایی نژاد، فرهاد بیرانوند، ناهید زمردی

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر محلول‎پاشی تیدیازورون بر مؤلفه‌های رشدی و ویژگی‎های فیزیوبیوشیمیایی گل پروانش (Catharanthus roseus L.) تحت شرایط تنش کم‌آبیاری بود. این آزمایش به‌‎صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. عامل اول شامل تنش کم‌آبیاری در سه سطح 80 (شاهد)، 50 و 20 درصد آب قابل دسترس و عامل دوم شامل محلول‌پاشی تیدیازورون در سه سطح صفر (شاهد)، 5/2 و 5 میلی‌گرم در لیتر بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که افزایش سطح تنش کم‌آبیاری باعث کاهش معنی‌دار مؤلفه‌های رشدی گیاه (مانند ارتفاع بوته، قطر ساقه، تعداد و سطح برگ، قطر گل، قطر و حجم ریشه و وزن تر و خشک اندام هوایی و ریشه)، سرعت تبادلات گازی (سرعت فتوسنتز و تعرق، هدایت روزنه‌ای و مزوفیلی و غلظت دی‌اکسید کربن درون سلولی)، محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی و محتوای نسبی آب برگ شد، از طرفی باعث افزایش قابل توجه طول ریشه، کارآیی مصرف آب فتوسنتزی، نشت الکترولیت، میزان مالون دی‌آلدئید و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌‌اکسیدانی از جمله پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز گردید. محلول‌پاشی تیدیازورون باعث افزایش شاخص‌های رشدی گیاه (اندام‌های هوایی و ریشه)، بهبود تبادلات گازی، محتوای رنگیزه‌های فتوسنتزی، شاخص ثبات کلروفیل، محتوای نسبی آب برگ و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی شد و در مقابل نشت الکترولیت و محتوای مالون دی‌آلدئید را کاهش داد. به‌طورکلی، نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تنش کم‌آبیاری دارای اثرات منفی بر رشد رویشی و زایشی در پروانش می‏باشد. بااین‌وجود، کاربرد تیدیازورون با بهبود رشد ریشه و افزایش فعالیت سیستم آنتی‌اکسیدانی آنزیمی، اثرات تنش کم‌آبیاری را کاهش و مقاومت گیاه به تنش را افزایش داد.

مقالات پژوهشی

اثر عناصر ریزمغذی و کودهای حاوی NPK روی برخی صفات فیزیولوژیکی، کیفیت و عملکرد میوه گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum) تحت تنش شوری

صفحه 536-523

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.95481.1463

آیدین توبه، احمد توبه

چکیده تنش شوری یکی از موانع اصلی تولید گوجه‌فرنگی است. این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر تغذیه تلفیقی با کودهای NPK و ریزمغذی‌ها بر بهبود شاخص‌های فیزیولوژیکی، عملکرد و کیفیت میوه گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum) تحت تنش شوری، در سال ۱۴۰۲ در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه محقق اردبیلی انجام شد. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید و شامل چهار سطح شوری (شاهد، دو، چهار و هشت دسی‌زیمنس بر متر) و چهار تیمار کودی (شاهد، NPK، ریزمغذی و ترکیب NPK + ریزمغذی) بود. نتایج نشان داد که افزایش شوری موجب کاهش معنی‌دار تعداد میوه در بوته، وزن متوسط میوه، شاخص سبزینگی، محتوای لیکوپن و عملکرد گردید، به‌طوری‌ که عملکرد میوه در هر بوته در تیمار هشت دسی‌زیمنس بر متر شوری نسبت به شاهد 54 درصد کاهش یافت. در مقابل، کاربرد تیمارهای کودی و به‌ویژه ترکیب NPK + ریزمغذی، اثرات منفی شوری را تا حد زیادی جبران کرد و موجب افزایش چشمگیر صفات مورد بررسی گردید؛ به‌گونه‌ای که بیشترین تعداد میوه (8/26 عدد)، میانگین وزن میوه (5/123 گرم) و عملکرد بوته (25/3 کیلوگرم) در این تیمار به ‌دست‌ آمد. همچنین این تیمار بالاترین شاخص سبزینگی (5/39) و محتوای لیکوپن (2/15 میلی‌گرم بر کیلوگرم) را ایجاد کرد. از نظر شاخص‌های فیزیولوژیکی نیز استفاده هم‌زمان NPK و ریزمغذی‌ها موجب کاهش پرولین و نشت الکترولیت و در عین حال افزایش فعالیت آنزیم‌های کاتالاز (5/30 واحد بر میلی‌گرم پروتئین) و پراکسیداز (نُه واحد بر میلی‌گرم پروتئین) شد که نشان‌دهنده تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی گیاه و افزایش مقاومت به شوری است. بنابراین، یافته‌ها بیانگر آن است که تغذیه متعادل با کودهای ماکرو و ریزمغذی، یک راهکار مدیریتی پایدار برای افزایش مقاومت و بهبود عملکرد گوجه‌فرنگی در خاک‌های شور محسوب می‌شود. این رویکرد می‌تواند ضمن کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی، به توسعه کشاورزی پایدار کمک کند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بهینه­سازی محیط‌کشت گل راعی(Hypericum perforatum) با هدف کال­زایی، باززایی و ریشه­زایی ریزنمونه­های برگ و ساقه

صفحه 547-537

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60331.0

نگین افشار زاده، مجید عزیزی، لیلا سمیعی

چکیده گل­راعی (Hypericum perforatum) با نام­های فارسی هوفاریقون، هزارچشم و گل شهناز، گیاهی چندساله و دارای مواد مؤثره باارزشی همچون هایپریسین، سودوهایپریسین و هایپرفورین می­باشد که از حیث اثرات ضدافسردگی، ضدسرطانی و افزایش ایمنی­بدن اهمیت دارد. کاربرد تکنیک­های کشت بافت در این گیاه به‌منظور هدایت آن به سمت تولید مواد دارویی ارزشمند آن می­باشد. لذا این پژوهش با هدف بهینه­سازی محیط‌کشت در راستای تولید کالوس، باززایی و ریشه­زایی صورت گرفت. این پژوهش به‌صورت دو آزمایش مجزا در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. آزمایش اول شامل شش تیمار هورمونی با سطوح متفاوتی از بنزیل‌آدنین و توفوردی بر­روی دو ریزنمونه برگ و ساقه، تحت دو شرایط نور و تاریکی بود. نمونه­های تیمار‌شده از لحاظ میزان کال­زایی و باززایی مورد بررسی قرار گرفتند. در آزمایش دوم، نمونه­های باززایی‌شده از ریزنمونه ساقه به‌منظور ریشه‌زایی به محیط‌کشت با چهار تیمار هورمونی شامل بنزیل آدنین و ایندول بوتیریک اسید انتقال یافتند. نتایج نشان داد که در آزمایش اول برای ریزنمونه برگ، تیمار بنزیل آدنین با غلظت سه میلی‌گرم بر لیتر و توفوردی با غلظت 5/2 میلی‌گرم بر لیتر با 98 درصد و برای ریزنمونه ساقه، تیمار بنزیل آدنین با غلظت چهار میلی‌گرم بر لیتر و توفوردی با غلظت 5/2 میلی‌گرم بر لیتر با 95 درصد بیشترین میزان کال­زایی را داشتند. از نظر باززایی نیز در ریزنمونه­های برگ و ساقه به­ترتیب تیمار­های حاوی چهار میلی‌گرم بر لیتر و سه میلی‌گرم بر لیتر بنزیل آدنین 8 و 62 درصد باززایی نشان دادند. در آزمایش دوم، نمونه­­های باززایی‌شده کالوس ساقه نیز در تیمار حاوی ایندول بوتیریک اسید با غلظت یک میلی‌گرم بر لیتر و تیمار فاقد هورمون بیشترین میزان ریشه­زایی و در تیمار حاوی 5/0 میلی‌گرم بر لیتر بنزیل آدنین همراه با ایندول بوتیریک اسید یک میلی‌گرم بر لیتر و تیمار فاقد ایندول بوتیریک اسید به‌ترتیب 100 و 86 درصد پُرآوری نشان دادند و ریشه­زایی نداشتند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

اثر کودآبیاری اسید هیومیک و اسید آمینه بر تغییرات مرفوفیزیولوژیکی گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum L.) گلخانه‌ای رقم ’ترمه‘ تحت شرایط کم‌آبیاری

صفحه 569-549

https://doi.org/10.22067/jhs.2025.95540.1464

مهدی شهریاری، حسین آروئی، بهرام عابدی

چکیده کم‌آبیاری به‌عنوان یک راهکار مدیریتی برای بهینه‌سازی مصرف آب در کشاورزی مطرح است، امّا می‌تواند باعث کاهش رشد و عملکرد محصولات شود. این پژوهش با هدف بررسی اثر کودآبیاری اسید هیومیک و اسید آمینه بر ویژگی‌های مرفوفیزیولوژیکی، عملکرد و کیفیت میوه گوجه‌فرنگی (Solanum lycopersicum L.) گلخانه‌ای رقم ’ترمه‘ تحت شرایط کم‌آبیاری در قالب دو آزمایش مستقل انجام شد. آزمایش‌ها به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار تکرار در شرایط گلخانه‌ای اجرا گردید. تیمارها شامل دو سطح آبیاری (100 و 70 درصد نیاز آبی)، دو سطح اسید هیومیک (صفر و سه گرم در لیتر) و دو سطح اسید آمینه (صفر و یک گرم در لیتر) بودند. صفات ریخت‌شناختی، غلظت عناصر غذایی برگ، و صفات کمّی و کیفی میوه اندازه‌گیری و ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که تنش کم‌آبیاری به‌طور معنی‌داری کلیه صفات رشدی، غلظت عناصر غذایی، عملکرد و اکثر شاخص‌های کیفی میوه را کاهش داد. کاربرد اسید هیومیک و اسید آمینه، این اثرات منفی را به‌طور قابل توجهی جبران کردند و در بسیاری از موارد، صفات را حتی نسبت به شاهد (آبیاری کامل بدون کود) نیز بهبود بخشیدند. اسید هیومیک در مقایسه با اسید آمینه برتری بیشتری در بهبود اکثر صفات اندازه‌گیری‌شده به‌ویژه جذب عناصر غذایی (مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم) و صفات کیفی میوه (مانند مواد جامد محلول، ویتامین ث، کاروتنوئیدها و لیکوپن) نشان داد. به‌طورکلی، می‌توان استفاده از اسید هیومیک (سه ‌گرم در لیتر) و اسید آمینه (یک ‌گرم در لیتر) را به‌عنوان راهکار مؤثر برای کاهش اثرات منفی کم‌آبیاری و بهبود عملکرد و کیفیت گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای توصیه نمود.