با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 37، شماره 3 - شماره پیاپی 59، پاییز 1402، صفحه 589-886 
مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی اثر غنی‌سازی دی‌اکسید کربن بر صفات آناتومیکی برگ دو گونه فیکوس زینتی (Ficus elastica و Ficus benjamina) در شرایط گلخانه

صفحه 589-597

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.61791.0

ناهید زمردی، محمود شور، علی تهرانی فر، مرتضی گلدانی

چکیده دی‌اکسید کربن یکی از گازهای موجود در اتمسفر می‌باشد. غلظت دی‌اکسیدکربن اتمسفر طی چند دهه گذشته افزایش یافته است. بنابراین انتظار می‌رود که این افزایش روی گیاهان موثر واقع شود. به‌منظور ارزیابی اثرات غلظت‌های مختلف دی‌اکسید‌کربن بر برخی صفات آناتومیکی دو گونه فیکوس زینتی (فیکوس بنجامین و فیکوس الاستیکا) یک آزمایش اسپلیت پلات بر پایه‌ی طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. تیمارهای موردنظر شامل دو گونه فیکوس زینتی و سه غلظت دی‌اکسید کربن (غلظت 380 پی‌پی‌ام (شاهد)، 700 و 1050 پی­پی‌ام) بودند. در این آزمایش، هشت صفت آناتومیکی نظیر تراکم روزنه، تراکم سلول­های اپیدرمی، عرض روزنه، طول روزنه، شاخص روزنه، مساحت روزنه، مساحت اپیدرم و قطر روزنه روی گیاهان مورد نظر ارزیابی گردید. نتایج نشان داد که تقریبا تمام صفات مورد مطالعه تحت تأثیر دی‌اکسید کربن قرار گرفت. غلظت 700 پی­پی‌ام دی‌اکسید­کربن بیشترین تاثیر را بر صفات مورد مطالعه داشت. غلظت 700 پی­پی­ام بیشترین تأثیر را بر صفت مساحت روزنه داشت. میانگین عرض روزنه و تراکم روزنه به‌ترتیب 28/21 و 91 درصد نسبت به میانگین شاهد افزایش یافت. همچنین این نتایج نشان داد که بیشترین میانگین تراکم روزنه، تراکم سلول­های اپیدرمی، مساحت روزنه و قطر روزنه مربوط به گونه فیکوس الاستیکا بود. در بین گونه­های مورد بررسی، گونه فیکوس الاستیکا نسبت به گونه فیکوس بنجامین در تمامی صفات برتری نشان داد. در واقع پاسخ روزنه­ها به تغییرات محیطی به صفاتی همچون قطر روزنه، تراکم روزنه، شاخص روزنه، اندازه سلول­های محافظ و منافذ روزنه و سطح برگ مربوط است که در تبادلات گازی بین گیاه و جو شرکت می‌کنند.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر مقادیر و روش‌های مختلف کاربرد پوتریسین بر عمر گلجایی، برخی شاخص‌های فیزیولوژیکی و فعالیت آنزیمی میخک (Dianthus caryophyllus L.)

صفحه 599-614

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71518.1075

سید عباس راضی، داود هاشم آبادی، بهزاد کاویانی

چکیده میخک (Dianthus caryophyllus L.) یکی از مهم­ترین گل­های شاخه­بریده­ی جهان است که ارزش بالایی در صنعت گلکاری دارد. این گل فرازگرا به اتیلن و تنش آبی پس از برداشت بسیار حساس است و عمر گلجایی نسبتاً پایینی دارد. بیشتر اثرات منفی روی گل­های شاخه­بریده ناشی از تولید اتیلن است. استفاده از ترکیبات کاهنده یا ممانعت­کننده­ی سنتز اتیلن راهی مؤثر در افزایش عمر پس از برداشت میخک است. هدف از پژوهش حاضر، افزایش عمر گلجایی گل شاخه­بریده­ی میخک رقم ’تمپو‘ با استفاده از مقادیر 01/0، 02/0 و 05/0 میلی­‌مولار پوتریسین و روش­های کاربرد پیوسته، پالس و اسپری بود. یک آزمایش بر پایه­ی طرح کاملاً تصادفی با 10 تیمار در 3 تکرار و 150 شاخه گل انجام شد. در این پژوهش، صفات عمر گلجایی، درجه بریکس، جذب آب، کاهش وزن تر، درصد ماده خشک، کاروتنوئید گلبرگ، کلروفیل برگ، نشت یونی، آنزیم پراکسیداز، آنزیم سوپراکسیددیسموتاز و اتیلن اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین عمر گلجایی (14 روز) در گل­های شاخه‌بریده­ی تیمارشده با 02/0 میلی­مولار پوترسین به صورت اسپری (محلول‌پاشی) مشاهده شد. این تیمار همچنین باعث تولید کمترین اتیلن (36/2 نانولیتر در لیتر در ساعت در گرم وزن تر)، بیشترین جذب آب (88/1 میلی‌لیتر در هر گرم وزن تر) و بیشترین فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز (04/23 واحد آنزیم در هر گرم وزن تر) گردید. برخی شاخص­های فیزیولوژیک و فعالیت آنزیمی دیگر نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. در صفات عمر گلجایی، جذب آب، درجه‌ی بریکس، درصد ماده‌ی خشک، میزان کاروتنوئید و فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز و سوپراکسیددیسموتاز، کمترین ارزش در گل­های شاخه­بریده­ی شاهد ثبت شد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر سطوح مختلف اسیدهیومیک و سولفات روی بر صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی مریم گلی (Salvia officinalis L.)

صفحه 615-627

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74403.1120

فاطمه خسروی، محمدعلی بهمنیار، وحید اکبرپور

چکیده اسیدهیومیک، ماده­ای آلی است که طی فرآیندهای شیمیایی در خاک ساخته شده و منجر به بهبود رشد ریشه و قسمت هوایی گیاه، افزایش نفوذ عناصر در گیاه و بهبود نفوذپذیری آب می‌شود. عنصر روی در حفظ غشای سلول ریشه، فعال کردن آنزیم‌های آنتی اکسیدانی، در ساخت RNA و DNA تأثیر بسزایی دارد. در این تحقیق اثر اسید هیومیک و سولفات روی بر بعضی صفات مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی گیاه مریم گلی مورد مطالعه قرار گرفته است.کاربرد توام این دو ماده با احتمال اینکه کارایی جذب افزایش یابد، صورت گرفت. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو فاکتور (فاکتور اول شامل غلظت‌های صفر، 5/1، 3 و 5/4 گرم در هزار اسید هیومیک و فاکتور دوم شامل غلظت‌های صفر، 3، 6 و 9 گرم در هزار سولفات روی)، با پنج تکرار در سال زراعی 1400 به صورت گلدانی و در هوای آزاد انجام شد. نتایج نشان داد که در اثر استفاده از اسیدهیومیک و سولفات روی، صفات مورفولوژیکی (ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، وزن تر و خشک اندام هوایی و قطر ساقه) بهبود یافته و بیشترین تاثیر در غلظت‌های 5/1 و 5/4 گرم در هزار اسید هیومیک و 3 و 6 گرم در هزار سولفات روی مشاهده شد. صفات فیتوشیمیایی نیز تحت تأثیر مثبت اسید هیومیک و سولفات روی قرار گرفتند به گونه‌ای که بیشترین اثر در رنگدانه‌های فتوسنتزی (کارتنوئید، کلروفیل a، کلروفیل b و کلروفیل کل) ناشی از کاربرد غلظت‌های 5/4 گرم در هزار اسید هیومیک و 6 گرم در هزار سولفات روی بوده است. در تیمار بدون کاربرد سولفات روی، افزایش غلظت اسید هیومیک تا 3 گرم در هزار منجر شده تا بیشترین میزان آن (372/0 میلی‌گرم گالیک اسید بر گرم بافت تازه) مشاهده شود و بیشترین میزان فلاونوئید (527/0 میلی‌گرم کوئرسین بر گرم بافت تازه) در تیمار 5/4 گرم در هزار اسید هیومیک و غلظت صفر سولفات روی به دست آمد. ضمناً غلظت‌های 5/1 و 3 گرم در هزار اسید هیومیک باعث افزایش میزان اسانس از 15/1 درصد (گیاه شاهد) به 40/1 درصد شد. با توجه به نتایج حاصل شده، کاربرد اسید هیومیک به تنهایی و همراه با سولفات روی، بیشترین تاثیر را در اکثر صفات مورد بررسی داشته است.

مقالات پژوهشی میوه کاری

اثر شدت هرس و تعداد جوانه در هر شاخه بر عملکرد و کیفیت انگور ’رطبی‘

صفحه 629-641

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.74612.1125

محمدجواد کرمی

چکیده انگور یکی از محصولات مهم و غالب باغی استان فارس و انگور ’رطبی‘ یکی از رقم­های مهم انگور آبی در این استان است. دو روش هرس در انگور وجود دارد (هرس بلند و هرس کوتاه). تفاوت این دو روش هرس، در طول شاخه یک ساله نگهداری شده پس از انجام هرس است. در هرس بلند شاخه­های با بیش از سه جوانه اما در هرس کوتاه شاخه­های کوتاه دو تا سه جوانه­ای نگهداری می­شود. به منظور تعیین شدت هرس مناسب، واکنش این رقم به دو سطح شدت هرس (سبک با فرمول 20+40 و شدید با فرمول 20+20) و سه سطح تعداد جوانه در هر نقطه بارده (3، 6 و 9 جوانه‌ای) به مدت سه سال با  آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در شیراز بررسی گردید. نتایج نشان داد که اثر متقابل شدت هرس × طول شاخه بارده بر ویژگی­های تعداد خوشه، وزن و تعداد حبه (p≤0.01) و بر ویژگی میانگین عملکرد و مقدار اسید میوه (p≤0.05) معنی‌دار بود. هم‌چنین اثر شدت هرس بر عملکرد، تعداد خوشه و وزن حبه و اثر تعداد جوانه در هر شاخه بارده بر عملکرد، تعداد خوشه و تعداد حبه معنی‌دار بود. بیشترین عملکرد در هرس سبک با شاخه­های شش جوانه­ای (9/34 تن در هکتار) و نه جوانه­ای (1/33 تن در هکتار) بدست آمد. بیشترین تعداد خوشه (126 خوشه در هر کرت) در هرس سبک با شاخه نه جوانه­ای، سنگین­ترین حبه­ها (7/5 گرم) در هرس شدید با شاخه شش جوانه­ای و بیشترین تعداد حبه (126 عدد) در هرس شدید با شاخه سه جوانه­ای مشاهده شد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی اثر قارچ آربوسکولار بر گیاه دارویی علف لیمو (Cymbopogon citratus) تحت تنش شوری

صفحه 643-653

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75236.1140

فائزه سلیمانی، داود صمصام پور، عبدالنبی باقری

چکیده شوری یکی از مهم ترین عوامل محدودکننده رشد و تولید گیاهان محسوب می‌شود. کاربرد قارچ‌ها به عنوان یک کود بیولوژیک می‌تواند در تامین نیاز غذایی گیاهان و کاهش اثرات تنش‌های محیطی بر گیاهان مفید باشد. گیاهان دارویی دارای مخازن غنی از مواد مؤثره اساسی بسیاری از داروها می­باشند. با توجه به اهمیت گیاهان دارویی به­ویژه در صنعت داروسازی و کمبود آن­ها در طبیعت، بررسی جنبه­های مختلف زراعی این گیاهان از اهمیت بسزایی برخوردار است، با توجه به گسترش روز افزون خاک­های شور، دستیابی به راه­حل­هایی که بتوان از تنش­های محیطی زنده و غیرزنده جلوگیری و یا حداقل نسبت به کاهش آن‌ها اقدام نمود، ضروری به­نظرمی­رسد. یکی از این روش­ها استفاده از روابط همزیستی قارچ‌های میکوریزا با گیاهان میزبان می­باشد که به کاهش تنش ناشی از شوری منجر می­شود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر قارچ آربوسکولار بر صفات رویشی و بیوشیمیایی گیاه علف لیمو در شرایط تنش شوری انجام گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با دو عامل شوری (صفر، 5، 10 و 15 دسی‌زیمنس بر متر کلرید کلسیم) و قارچ (عدم تلقیح و تلقیح با قارچ) انجام شد. صفات ارتفاع بوته، طول ریشه، وزن تر و خشک برگ، محتوای نسبی آب، آنزیم‌های کاتالاز، پراکسیداز و پلی ‌فنل‌اکسیداز اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد تحت شرایط تنش شوری 15 دسی‌زیمنس بر متر ارتفاع بوته، طول ریشه، وزن تر و خشک برگ، محتوای نسبی آب، آنزیم‌های کاتالاز، پراکسیداز و پلی فنل اکسیداز در گیاه علف لیمو تلقیح شده به قارچ آربوسکولار در مقایسه با شاهد (عدم تلقیح) افزایش معنی‌داری یافت. به­طور کلی براساس نتایج این تحقیق، می‌توان نتیجه گرفت که با به کارگیری قارچ آربوسکولار می‌توان تحمل شوری گیاه علف لیمو را افزایش داد و اقدام به کشت آن در آب و خاک شور نمود.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر پوشش‌دهی کیتوسان و ژل آلوئه‌ورا بر شاخص‌های کیفیت و عمر انبارمانی انگور ’عسگری‘

صفحه 655-668

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.75778.1151

عبداله احتشام نیا، شیرین تقی پور، سارا سیاه منصور

چکیده میوه انگور در مراحل پس از برداشت، به دلیل نرم شدن بافت، بسیار فسادپذیر می‌باشد که همین امر عمر پس از برداشت آن را کوتاه می‌کند. پوشش‌های خوراکی مانند کیتوسان و ژل آلوئه‌ورا با ایجاد ساختار محافظت کننده در برابر آسیب‌های مکانیکی و تغییر اتمسفر درونی بافت، می‌توانند کیفیت میوه‌ها را افزایش دهند. به همین منظور، در این بررسی اثر محلول‌پاشی کیتوسان (در سه غلظت صفر، 2 و 3 درصد) قبل از برداشت و ژل آلوئه‌ورا (صفر، 25 و 33 درصد) بعد از برداشت، بر کیفیت و ماندگاری میوه انگور رقم عسگری در پنج زمان مختلف (صفر، 7، 14، 21 و 28 روز پس از برداشت) در دمای 4 درجه سانتی‌گراد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان دهنده معنی‌دار بودن اثر تیمار و زمان انبارمانی بر صفات مورد نظر در سطح یک درصد بود. میوه‌های تیمار شده با کیتوسان و ژل آلوئه‌ورا دارای سفتی بافت، شاخص طعم، محتوای فنلی، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و اسیدهای قابل تیتراسیون بالاتر و شاخص پوسیدگی و اسیدیته کم‌تر از شاهد بودند. بالاترین میزان محتوای فنل، آنتی‌اکسیدان، شاخص طعم و اسیدیته قابل تیتراسیون در هر پنج زمان اندازه گیری متعلق به تیمارهای کیتوسان 2 درصد به همراه هر دو غلظت ژل آلوئه‌ورا (25 و 33 درصد) و کم‌ترین میزان مربوط به تیمار شاهد بود. در تیمار شاهد، در مدت زمان انبارمانی درصد شاخص پوسیدگی افزایش یافت و در انگورهای تیمار شده با کیتوسان و ژل آلوئه‌ورا روند پوسیدگی کندتر بود و کم‌ترین میزان پوسیدگی در تیمار کیتوسان 2 درصد به همراه ژل آلوئه‌ورا در روز 14ام مشاهده شد. به طور کلی، بر اساس نتایج به دست آمده مشاهده شد که کاربرد قبل از برداشت کیتوسان و پس از برداشت ژل آلوئه‌ورا، عمر پس از برداشت انگور ’عسگری‘ را افزایش داد و موجب بهبود صفات کیفی در آن شد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر ال-‌آرژنین و پوشش خوراکی ژل آلوئه‌ورا بر خصوصیات کمی و کیفی خرمای ’پیارم‘ طی انبار

صفحه 669-683

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.76576.1171

پوران کریمی تزرجی، سمیه رستگار، حامد حسن زاده خانکهدانی

چکیده  رقم ’پیارم‘ یکی از ارقام مهم تجاری و اقتصادی خرما در ایران محسوب می‌شود که بازارپسندی بالایی دارد. حفظ خصوصیات ظاهری و کیفی میوه طی مدت انبار اهمیت زیادی دارد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر پوشش خوراکی ال‌-آرژنین و ژل آلوئه‌ورا بر حفظ خصوصیات ظاهری و کیفیت خرمای نیمه‌خشک ’پیارم‘ در طول انبارداری است. این آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. فاکتور اول شامل تیمارها (شاهد، غلظت‌های 1، 2 و 5 میلی‌مولار ال‌‌-آرژنین و غلظت‌های 25، 50 و 75 درصد ژل آلوئه‌ورا) و فاکتور دوم شامل ماه­های مختلف نگهداری (9 ماه) بودند. نمونه‌ها هر ماه مورد بررسی قرار گرفتند. صفات مختلف شامل درصد کاهش وزن، درصد کل مواد جامد محلول (TSS)، اسید قابل تیتر، فنول کل، فلاونوئید، شاخص‌های رنگ شامل L*، a*، b* و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی بررسی شد. براساس نتایج به­دست آمده با گذشت زمان انبارمانی، شاخص رنگ L*، a* و b*، TSS و درصد کاهش وزن افزایش و صفات فنول، فلاونوئید و آنتی‌اکسیدان کاهش معنی­داری یافتند. تیمارها بر صفات شاخص رنگ a* و b*، درصد کاهش وزن، فنول، فلاونوئید و آنتی­اکسیدان اثرمعنی‌داری داشتند اما بر صفات TSS و اسید قابل تیتر اثر معنی‌داری نداشتند؛ به­طوری که بیش­ترین میزان شاخص رنگ a* و b* در تیمار ال‌-آرژنین 1 میلی‌مولار و فنول و فلاونوئید در ال‌-آرژنین 2 میلی‌مولار و کم‌ترین میزان درصد کاهش وزن به‌ترتیب در تیمار ژل آلوئه‌ورا 25 و 75 درصد مشاهده شد. بطور کلی تیمار ال-آرژنین 1 میلی‌مولار و ژل آلوئه‌ورا با غلظت 75 درصد در حفظ کیفیت انبارمانی مناسب بودند.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر کودهای زیستی و شیمیایی بر عملکرد و کیفیت کاهو رقم ’نیورد فایر‘( Lactuca sativa cv. New Red Fire)

صفحه 685-697

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.76893.1175

پرستو مولائی، طاهر برزگر، محمد بابا اکبری ساری، فاطمه نکونام، زهرا قهرمانی

چکیده این پژوهش به منظور یافتن کودهای جایگزین، سازگار با محیط‌زیست برای افزایش شاخص­های کیفی و کمی و کاهش اثرات منفی کودهای شیمیایی در گیاه کاهو گلخانه­ای رقم New Red Fire به صورت طرح کاملا تصادفی در سه تکرار به اجرا درآمد. تیمارهای مورد بررسی در این تحقیق 14 تیمار شامل شاهد (بدون مصرف کود و بدون تلقیح)، تلقیح با سه سطح از باکتری­های انحلال­کننده پتاسیم (باکتری­های سودوموناس کورینسیس، سودوموناس ونکورنسیس و ترکیب دو سویه باکتری­های سودوموناس کورینسیس و سودوموناس ونکورنسیس) + 100 درصد کود نیتروژن و فسفر، تلقیح با سه سطح از باکتری­های انحلال­کننده فسفر (باکتری­های سودوموناس پوتیدا، پانتوآگلومرانس و ترکیب دو سویه باکتری­های سودوموناس پوتیدا و پانتوآگلومرانس) + 100 درصد کود نیتروژن و پتاسیم، تلقیح با یک سطح از ترکیب باکتری­های انحلال­کننده پتاسیم و فسفر (باکتری­های سودوموناس کورینسیس، سودوموناس ونکورنسیس، سودوموناس پوتیدا و پانتوآگلومرانس) + 100 درصد کود نیتروژن، تلقیح با یک سطح قارچ مایکوریزا از ترکیب سه گونه قارچ گلوموس موسه­آ، گلوموس اتونیکاتوم و گلوموس اینترادیاسه + 100 درصد کود نیترون و پتاسیم، پنج سطح کود شیمیایی ترکیبی از عناصر نیتروژن، فسفر و پتاسیم به صورت N100P100K100، N100P100K0، N100P0K100، N100P25K100 و N100P100K25 با توجه به آزمون خاک بود. نتایج مقایسه میانگین داده­ها نشان داد، با کاربرد ترکیب باکتری‌های انحلال­کننده پتاسیم و فسفر + 100 درصد کود نیتروژن حداکثر وزن تازه بوته (افزایش 3/42 درصد)، قطر تاج بوته (افزایش 4/41 درصد) نسبت به گیاهان شاهد و حداقل تجمع نیترات برگ (14/21 میکروگرم در گرم وزن خشک) بعد از گیاهان شاهد نسبت به سایر تیمارها حاصل شد. کاربرد باکتری سودوموناس کورینسیس + 100 درصد کود نیتروژن و فسفر موجب حداکثر محتوای آنتوسیانین (افزایش 2/62 درصد) و مواد جامد محلول (افزایش 5/82 درصد) نسبت به گیاهان شاهد گردید. بیشترین میزان ویتامین ث (39/32 میلی­گرم در 100 میلی­لیتر) با اعمال کود شیمیایی N100P100K100 حاصل شد. با کاربرد ترکیب باکتری‌های انحلال­کننده پتاسیم و فسفر + 100 درصد کود نیتروژن و باکتری سودوموناس ونکورنسیس + 100 درصد کود نیتروژن و فسفر، حداکثر اسید قابل تیتراسیون با افزایش 5/154 درصد نسبت به گیاهان شاهد بدست آمد. با توجه به نتایج آزمایش می­توان بیان کرد، تلقیح بذر با ترکیب باکتری‌های انحلال­کننده پتاسیم و فسفر + 100 درصد کود نیتروژن نقش موثری در بهبود خصوصیات رشدی و کیفیت گیاه کاهو دارد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی گوناگونی ریختی میوه در برخی گونه‌های فلفل (Capsicum ssp.)

صفحه 699-709

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.77363.1179

زهرا رودباری، محمدرضا ایمانی، جواد سرحدی، سیب گل خوشکام، رضا یونس زاده

چکیده به منظور اطلاع از میزان تنوع موجود در جمعیت فلفل (Capsicum ssp.) و توارث ویژگی­های میوه جهت بهره­برداری در برنامه‌های اصلاحی تولید بذر، نیاز به جمعیتی متنوع از نظر ویژگی­های تاثیرگذار بر عملکرد میوه است. به‌همین منظور 42 ژنوتیپ از 7 گونه مختلف فلفل از بانک ژن موسسه تحقیقات ژنتیک گیاهی و گیاهان زراعی آلمان تهیه شد. ژنوتیپ­ها در گلخانه هیدروپونیک در منطقه زرندیه استان مرکزی در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در سال 1400 کشت شده و از نظر صفات وزن میوه، طول و قطر میوه، شاخص شکل میوه (طول/قطر)، ضخامت گوشت میوه، تعداد میوه در بوته/چین و عملکرد میوه در سه چین مورد ارزیابی قرار گرفتند. همچنین وراثت‌پذیری عمومی صفات بر مبنای واریانس ژنتیکی و فنوتیپی محاسبه شد. براساس نتایج حاصل تفاوت معنی‌داری بین ژنوتیپ ها ازنظر صفات مورد ارزیابی مشاهده شد. صفات از وراثت­پذیری عمومی بالایی برخوردار بودند و گزینش بر اساس این صفات می‌تواند به بهبود ویژگی‌های میوه در به­نژادی فلفل کمک کند. ژنوتیپ‌های 318 (کاپی، زرد و شیرین)، 287 (کشیده، قرمز و تند)، 348 (گرد، قرمز و شیرین)، 272 (مثلثی، قرمز و شیرین)، 309 (بلوکی، قرمز و شیرین) و 296 (کشیده، قرمز و شیرین) به دلیل داشتن عملکرد بالا، میوه‌های با سایز مناسب و بازارپسند می‌توانند پس از ارزیابی سازگاری به‌عنوان رقم معرفی شوند. علاوه بر این، با توجه به تنوع قابل‌توجه در جمعیت مورد ارزیابی، می‌توان به تولید ارقام هیبرید با ویژگی‌های متمایز در برنامه‌های اصلاحی مبادرت نمود.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی اجزای واریانس ژنتیکی و قابلیت‌های ترکیب‌پذیری برخی صفات کمی در ارقام گوجه‌فرنگی با استفاده از تجزیه لاین‌×‌تستر

صفحه 711-722

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.78350.1190

غفار کیانی، ساسان گل چشمه

چکیده پژوهش حاضر با هدف برآورد اجزای واریانس ژنتیکی و قابلیت‌های ترکیب‌پذیری عمومی و خصوصی برخی صفات کمی در ژنوتیپ‌های گوجه‌فرنگی با استفاده از تجزیه لاین×تستر انجام شد. لاین‌های SC و V به‌عنوان پایه مادری و تسترهای L، R و MZ به‌عنوان والدین پدری با یکدیگر تلاقی یافتند و در سال بعدی شش نتاج هیبرید به‌همراه والدین تلاقی‌ها در آزمایشی به‌صورت طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری کشت شدند. صفات مورد ارزیابی شامل تعداد روز تا اولین‌گل‌دهی، زودرسی (تعداد روز از جوانه‌زنی تا اولین رنگ‌گیری میوه)، تعداد میوه در بوته، وزن میوه در بوته (گرم)، عملکرد میوه (گرم)، طول و عرض میوه (سانتیمتر) بودند. نتایج تجزیه واریانس لاین×تستر نشان داد میانگین مربعات والدین و تسترها برای تمامی صفات به‌جز طول و عرض میوه و میانگین مربعات تلاقی‌ها و لاین‌ها برای تمامی صفات به‌جز طول میوه معنی‌دار بودند. اثر لاین×تستر برای تمامی صفات به‌جز تعداد میوه در بوته و طول میوه معنی‌دار بود. لاین SC برای بهبود صفات تعداد روز تا اولین گلدهی، زودرسی، ارتفاع بوته، وزن میوه در بوته و عرض میوه و لاین V برای بهبود صفت تعداد میوه در بوته ترکیب‌شونده‌های عمومی مناسبی با تسترها بودند. تستر L برای بهبود تمام صفات به‌جز عملکرد و تستر MZ برای بهبود صفت ارتفاع بوته بهترین ترکیب‌شونده‌های عمومی با لاین‌های مادری بودند. در میان تلاقی‌ها، تلاقی SC×L برای بهبود صفات زودرسی و عرض میوه و تلاقی‌های SC×R و V×MZ به‌ترتیب برای بهبود صفات ارتفاع بوته و وزن میوه در بوته ترکیب‌شونده‌های خصوصی مطلوبی بودند. بررسی متوسط وضعیت ژنوتیپ‌ها نشان داد از میان ارقام والدینی، لاین SC و از میان تلاقی‌ها، ژنوتیپ L×SC کم‌ترین میانگین‌ها را برای صفات تعداد روز تا اولین گلدهی و زودرسی داشتند. همچنین لاین SC برای صفت تعداد میوه در بوته و تلاقی L×SC برای صفات وزن میوه در بوته، عملکرد و عرض میوه بیش‌ترین میانگین‌ها را به خود اختصاص دادند. در میان والدین، لاین‌های مادری SC و V به‌ترتیب برای صفات تعداد میوه در بوته و ارتفاع بوته، تستر L برای صفت عملکرد میوه و تستر MZ برای صفات وزن میوه در بوته و عرض میوه بیش‌ترین میانگین‌ها را ثبت کردند. در میان تلاقی‌ها، تلاقی L×SC برای صفات وزن میوه در بوته، عملکرد و عرض میوه، تلاقی L×V برای صفت تعداد میوه در بوته و تلاقی V×MZ برای صفت ارتفاع بوته بیش‌ترین میانگین‌ها را به خود اختصاص دادند. به‌طور کلی، بررسی متوسط وضعیت ژنوتیپ‌ها نشان داد هیبرید L×SC برای صفات تعداد روز تا اولین گلدهی، زودرسی، وزن میوه در بوته، عملکرد میوه و طول و عرض میوه برتر از والدین خود می‌باشد. برآورد واریانس‌های افزایشی و غیرافزایشی نشان داد در صفات ارتفاع بوته و وزن میوه در بوته، واریانس افزایشی نقش اصلی داشته و گزینش از میان نسل‌های درحال تفکیک روش اصلاحی مناسبی برای صفات مذکور است. درحالی‌که برای صفات تعداد روز تا اولین گلدهی، زودرسی و عملکرد سهم واریانس غیرافزایشی بیش‌تر از واریانس افزایشی بود، لذا برای بهبود صفات مذکور تولید هیبرید توصیه می‌شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر تنش آبی و پساب شهری بر غلظت فلزات سنگین، عملکرد و ویژگی‌های‌کیفی ریحان (Ocimum basilicum L.)

صفحه 723-739

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79332.1203

سعید شیوخی سوغانلو، محمدعلی غلامی، یوسف قاسمی

چکیده به­منظور ارزیابی تأثیر تنش آبی و پساب شهری بر غلظت فلزات سنگین، عملکرد و برخی ویژگی­های گیاه ریحان، آزمایشی در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با تیمارهای آزمایشی شامل؛ عامل اول منبع آبیاری (I) در دو سطح )پساب و آب چاه) و عامل دوم تنش آبی (S) در شش سطح کم­ترین تنش (S1 and S2)، تنش متوسط (S3 and S4) و تنش شدید (S5 and S6) در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری اجرا شد. بر پایه یافته­ها، آبیاری با پساب باعث افزایش ارتفاع گیاه، وزن تر، وزن خشک، قطر ساقه، میزان کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل و کارتنوئید در مقایسه با آبیاری با آب چاه شد. در حالی‌که تأثیر چندانی بر میزان فلاونوئید، فنل و فعالیت آنتی­اکسیدانی نداشت. در شرایط ایجاد کم­ترین تنش بویژه سطح S1، میزان کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کارتنوئید، فلاونوئید، فنل و فعالیت آنتی­اکسیدانی برگ ریحان به­ترتیب با کاهش 3/63، 8/32، 7/40، 8/45، 3/46، 5/55 و 8/9 درصدی نسبت به شرایط تنش شدید S6، روبه­رو شد. این در حالی بود که بیشترین میزان ارتفاع گیاه، وزن تر، وزن خشک و قطر ساقه در سطح کم­ترین تنش S1، به­ترتیب با 6/48 سانتی­متر، 5/11 و 51/3 گرم در تک بوته و 4/3 میلی­متر مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که غلظت فلزات سرب و کادمیوم تحت تاثیر اثر متقابل منبع آبیاری و تنش آبی قرار گرفت. به‌طوری‌که بیشترین غلظت سرب و کادمیوم در تیمار آبیاری با پساب و سطوح تنش S4 و S5 به­ترتیب با 42/13، 40/13، 50/10 و 53/10 میلی­گرم بر کیلوگرم مشاهده شد. این در حالی بود که غلظت فلزات کروم و نیکل دستخوش تغییرات چندانی نشد. بر پایه یافته­ها، می­توان سطوح تنش S4 و S5 را در بهره­وری آب مناسب دانست و استفاده از پساب شهری در آبیاری گیاه ریحان را با در نظر گرفتن استانداردهای مجاز موجود، توصیه کرد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

ارزیابی همبستگی و تحلیل ضرایب مسیر صفات مرتبط با عملکرد میوه در توده‌های فلفل (Capsicum annum L.) ایرانی

صفحه 741-753

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.79460.1205

میترا جباری، رضا درویش زاده

چکیده با توجه به اهمیت اقتصادی عملکرد میوه و لزوم انتخاب گیاهان با بهره­وری بالا در برنامه­های به­نژادی، پژوهش حاضر به منظور تعیین ویژگی­های مورفولوژیک تأثیرگذار در عملکرد میوه و ارزیابی اثرات مستقیم و غیرمستقیم آن‌ها در 30 توده­ی فلفل ایرانی در قالب طرح کاملاً تصادفی با پنج تکرار به صورت گلدانی در محل گلخانه تحقیقاتی دانشگاه ارومیه طی سال 1396-1395 اجرا گردید. نتایج حاصل از همبستگی­های فنوتیپی نشان داد که عملکرد میوه دارای همبستگی مثبت و معنی­دار با صفات قطر میوه، دور میوه، وزن گوشت و وزن تک میوه بود، اما صفات تعداد میوه و طول میوه همبستگی فنوتیپی منفی و معنی­داری با عملکرد میوه داشتند. در بررسی همبستگی ژنتیکی، رابطه مثبت، قوی و معنی­داری بین عملکرد با وزن گوشت میوه (907/0)، دور میوه (891/0)، قطر میوه (697/0)، وزن تک میوه (646/0) و دور بوته (381/0) مشاهده گردید. بر اساس نتایج رگرسیون گام‌ به ‌گام برای عملکرد میوه هفت صفت وزن گوشت، دور بوته، قطر میوه، تعداد میوه، ارتفاع بوته، وزن کل بذر و تعداد شاخه به عنوان مؤثرترین صفات بر عملکرد میوه وارد مدل شدند که در مجموع 6/84 درصد از تغییرات کل عملکرد میوه را توجیه نمودند. بر اساس نتایج تجزیه مسیر صفات قطر میوه (709/0) و وزن گوشت (289/0) به‌ترتیب بیشترین اثر مثبت و مستقیم را بر عملکرد میوه نشان دادند. قطر میوه دارای همبستگی ژنتیکی مثبت، قوی و معنی­داری (697/0) با عملکرد میوه بود، همچنین اثر مستقیم مثبت (709/0) بر عملکرد میوه نشان داد که به طور تقریبی می­توان این دو ضریب را با هم برابر درنظر گرفت. لذا انتخاب مستقیم از طریق صفت قطر میوه می­تواند در بهبود عملکرد میوه در توده­های فلفل مفید باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

بررسی عوامل مؤثر در گیرایی پیوند سرشاخه‌کاری گیلاس در استان خراسان رضوی

صفحه 755-768

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79194.1201

ابراهیم گنجی مقدم، احمد مصطفی پور، محبوبه زمانی پور

چکیده سرشاخه‌کاری یک رویکرد جدید برای افزایش بهره­وری باغات مسن، جوان­سازی و تغییر رقم آن­هاست. با این هدف، تحقیقی در استان خراسان رضوی طی سه سال انجام شد. این پروژه در سه منطقه چناران، نیشابور و طرقبه شاندیز و شامل سه آزمایش مستقل بود. در هر سه آزمایش، پس از رشد پیوندک، میزان سازگاری و درصد گیرایی، رشد رویشی پیوندک، شروع باردهی، عملکرد، و ارزیابی اقتصادی بررسی شد. در آزمایش اول، جهت تعیین نوع پیوند و رقم بر موفقیت و درصد گیرایی پیوند، از آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک کامل تصادفی در سه تکرار و هر تکرار شامل 3 پیوند استفاده شد. فاکتور اول نوع پیوند در دو سطح (اسکنه و تاجی) و فاکتور دوم رقم در سه سطح (’استلا‘، ’سویت هارت‘ و ’سان برست‘) بود. نتایج نشان دادند که رقم ’سان برست‘ با 8/86 درصد گیرایی از بیشترین درصد و رقم ’استلا‘ با 3/64 درصد از کمترین درصد گیرایی پیوند برخوردار بودند. هم چنین، پیوند اسکنه نسبت به پیوند تاجی از درصد گیرایی بالاتری برخوردار بود. بنابراین، پیوند اسکنه با 65 درصد نسبت به پیوند تاجی با 13 درصد از موفقیت بیشتری برخوردار بود. در آزمایش دوم، ارزیابی اثر سن درخت و رقم بر درصد گیرایی پیوند انجام گرفت که جهت اجرای این مرحله از آزمایش فاکتوریل دو عامله، فاکتور اول سن درخت در دو سطح (10 و بالاتر از 20 سال) و فاکتور دوم نوع پیوند (اسکنه و تاجی) استفاده شد. نتایج نشان دادند که با افزایش سن درخت، درصد گیرایی پیوند بشدت کاهش یافت. درصد گیرایی پیوند در درختان جوان حدود 68 درصد و در درختان با سن بالای 25 سال 8 درصد بود. بر این اساس، انجام پیوند سرشاخه کاری در درختان مسن توصیه نمی گردد. در آزمایش سوم، اثر نگهداری شاخه آبکش و رقم بر درصد موفقیت پیوند بررسی شد که این مرحله از آزمایش فاکتوریل دو عامله که عامل اول حضور یا عدم حضور شاخه پرستار و عامل دوم رقم در سه سطح (’استلا‘، ’سان برست‘، ’سویت هارت‘) بود، استفاده شد. ارزیابی اولیه نشان داد که نگهداشت شاخه پرستار در سرشاخه‌کاری گیلاس تاثیر معنی‌داری در گیرایی پیوند ندارد. درصد گیرایی پیوند در درختان بدون شاخه پرستار حدود 78 درصد و در درختان با شاخه پرستار حدود 63 درصد بود. بر این اساس، نگهداری شاخه پرستار در سرشاخه‌کاری گیلاس توصیه نمی‌گردد. به طور کلی، سرشاخه­کاری در درختان گیلاس به منظور تغییر رقم باغ و بهره­وری بهتر باغ توصیه می‌گردد. 

مقالات پژوهشی میوه کاری

تأثیر محلول‌پاشی کلرید کلسیم و سولفات پتاسیم بر خصوصیات فیزیکی و بیوشیمیایی میوه عناب (Ziziphus jujuba Mill.)

صفحه 769-786

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79367.1204

محمد علی احمدی، سعید دقیقی، فرهاد آذرمی آتاجان، حسن بیات

چکیده به­منظور بررسی اثر محلول­پاشی کلرید کلسیم و سولفات پتاسیم بر خصوصیات فیزیکی و بیوشیمیایی میوه عناب دو آزمایش جداگانه (در دو منطقه سیوجان و ماژان) به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در شهرستان خوسف استان خراسان جنوبی در سال 1401 انجام شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل کلرید کلسیم (صفر، 5/0 و 1 درصد) و سولفات پتاسیم (صفر، 1/0 و 3/0 درصد) بودند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که محلول­پاشی کلرید کلسیم و سولفات پتاسیم در باغ سیوجان و ماژان بر خصوصیات فیزیکی و بیوشیمیایی میوه عناب معنی­دار بود. در باغ سیوجان بیشترین وزن تر (07/4 گرم) و خشک میوه (89/1 گرم)، طول (11/29 میلی­متر) و قطر (52/21 میلی­متر) میوه و سفتی بافت (81/18 نیوتون بر سانتی­متر مربع) در سطح 5/0 درصد کلرید کلسیم به­دست آمد. همچنین تیمار محلول­پاشی 5/0 درصد کلرید کلسیم در باغ سیوجان دارای بالاترین میزان کارتنوئید (473/0 میلی­گرم در 100 گرم وزن تر) و فنول کل (66/10 میلی­گرم اسیدگالیک در 100 گرم وزن تر) میوه بود. در باغ سیوجان بیشترین میزان کلسیم و پتاسیم میوه در سطح 1 درصد کلرید کلسیم به­دست آمد. در باغ ماژان بیشترین وزن تر (9/3 گرم) و خشک میوه (37/1 گرم)، طول و قطر میوه و سفتی بافت از محلول­پاشی 5/0 درصد کلرید کلسیم به­دست آمد. بالاترین میزان کارتنوئید (443/0 میلی­گرم در 100 گرم وزن تر) و فنول میوه (53/9 میلی­گرم اسید گالیک در 100 گرم وزن تر) در باغ ماژان در سطح 5/0 درصد کلرید کلسیم به­دست آمد. بیشترین محتوی کلسیم و پتاسیم میوه باغ ماژان در تیمار 1 درصد کلرید کلسیم حاصل شد. در باغ سیوجان بالاترین وزن تر (63/3 گرم) و خشک میوه (89/1 گرم)، طول (41/28 میلی­متر) و قطر (91/20 میلی­متر) میوه و سفتی بافت (61/18 نیوتون بر سانتی­متر مربع) در سطح 3/0 درصد سولفات پتاسیم به­دست آمد. بالاترین میزان شاخص­های بیوشیمیایی میوه عناب در باغ سیوجان از سطح 3/0 درصد سولفات پتاسیم به­دست آمد. اثر متقابل محلول­پاشی کلرید کلسیم و سولفات پتاسیم بر وزن تر  و خشک میوه، طول میوه و کارتنوئید میوه باغ سیوجان معنی­دار بود. در باغ ماژان نیز صفات وزن تر و خشک میوه، میزان کارتنوئید و فنول کل میوه تحت تأثیر اثر متقابل تیمارهای آزمایشی قرار گرفت و بیشترین میزان این صفات در سطح 5/0 درصد کلرید کلسیم و 3/0 درصد سولفات پتاسیم به­دست آمد. بر اساس نتایج این تحقیق، محلول­پاشی 5/0 درصد کلرید کلسیم و 3/0 درصد سولفات پتاسیم به­عنوان مؤثرترین تیمارها در این آزمایش، می­تواند نقش مؤثری در افزایش کمیت و کیفیت میوه عناب داشته باشند.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

بررسی اثر فاکتورهای مختلف بر القاء آندروژنز در کشت بساک گل جعفری آفریقایی (Tagetes erecta) و گل جعفری فرانسوی (Tagetes patula)

صفحه 787-799

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79502.1207

رضا شفیعی، محمدرضا عبداللهی، اصغر میرزائی اصل، سید سعید موسوی، حسن ساریخانی

چکیده تولید گیاهان هاپلویید، یک موضوع با اهمیت در برنامه‌های به نژادی جهت دستیابی سریع به لاین­های خالص به منظور تولید بذر هیبرید می‌باشد. در پژوهش حاضر، پاسخ بساک‌های دو گونه گل جعفری (Tagetes spp.) به القاء آندروژنز در کشت بساک در قالب دو آزمایش مجزا بررسی شد. در آزمایش اول، اثر متقابل ژنوتیپ (T1، T2، T3، T4 و T5) و اندازه غنچه (5-3، 10-5 و 15-10 میلی­متر) و در آزمایش دوم، اثر متقابل روش اعمال تیمار مانیتول (اضافه کردن غلظت‌های مختلف مانیتول به محیط کشت اصلی و پیش‌تیمار بساک‌ها با محیط کشت مایع حاوی غلظت‌های مختلف مانیتول بمدت 24 ساعت) و غلظت‌های مختلف مانیتول (صفر، 1/0، 2/0، 3/0، 4/0 و 5/0 مولار) بر القاء آندروژنز در کشت بساک گل جعفری بررسی گردید. نتایج نشان داد که مرحله میکروسپوری مناسب جهت کشت بساک گیاه گل جعفری مرحله تک هسته‌ای میانی تا دوهسته‌ای ابتدایی می‌باشد و مراحل میکروسپوری مذکور در غنچه‌هایی با اندازه 10-5 میلی‌متر مشاهده شد. همچنین ژنوتیپ‌های T3 و T4 بیشترین پاسخ به آندروژنز را نشان دادند. در آزمایش دوم بیشترین درصد کالوس­زایی از تیمار محیط کشت جامد حاوی 2/0 مولار مانیتول با 55/95 درصد کالوس­زایی بدست آمد. پیش‌تیمار با محیط کشت مایع حاوی 5/0 مولار مانیتول در روش دوم از نظر صفت تعداد نوساقه به ازای هر بساک و تعداد نوساقه به ازای هر کالوس برتری نشان داد. پیش‌تیمار با محیط کشت مایع حاوی 2/0 مولار مانیتول با باززایی گیاه کامل 11/31 درصد از نظر این صفت بعنوان برترین تیمار شناخته شد. نتایج شمارش کروموزومی نشان داد که از ۵ گیاه بررسی شده ۳ گیاه دی هاپلوئید بودند و ۲۴ کروموزوم در سلول‌های نوک ریشه‌شان داشتند در حالی‌که گیاهان مادری بررسی شده تتراپلوئید بودند و ۴۸ کروموزوم در سلول‌های نوک ریشه‌شان نشان دادند.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر کاربرد پس از برداشت آب گرم، کلرید کلسیم و کود نانو‌کلات کلسیم برکاهش آسیب سرمازدگی و افزایش عمر انبارمانی میوه پرتقال رقم ’محلی داراب‘

صفحه 801-819

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79650.1209

مجید راحمی، محمد حسن نظران، سمیرا ابولقاسمی، سحر صداقت، مریم زارع

چکیده استفاده از تیمارهای گرمایی به همراه کلسیم به عنوان روش­های فیزیکی مطمئن، و جایگزین به منظور کاهش آسیب سرمازدگی رو به افزایش است. در این پژوهش اثر تیمارهای پس از برداشت کلرید کلسیم و نانوکلات کلسیم بر سرمازدگی و ویژگی­های فیزیولوژیکی پرتقال رقم ’محلی داراب‘، فارس، در دمای 5/2±0 درجه سلسیوس و رطوبت نسبی 85 درصد به مدت 60 تا 120 روز بررسی شد. آزمایش به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی که فاکتور اول شامل کلرید کلسیم و نانوکلات کلسیم با غلظت های صفر، 3 و 6 درصد در آب سرد 20 درجه سلسیوس (شاهد) به مدت 25 دقیقه و آب گرم 45 درجه سلسیوس به مدت 15 دقیقه و فاکتور دوم زمان انبارمانی 60 روز و 120 روز بود. پس از انبارمانی ویژگی­های کمی و کیفی بررسی شدند. تیمارهای کلرید کلسیم و نانوکلات کلسیم به همراه آب گرم در مقایسه با شاهد سبب کمتر شدن کاهش از دست دادن وزن، مواد جامد محلول، اسیدیته، آسکوربیک اسید، نشت یونی و مالون دی آلدهید و فعالیت آنزیم­های آنتی‌اکسیدانی کاتالاز و پراکسیداز گردید. نتایج نشان داد که ترکیبات کلسیم همراه با آب گرم سبب حفظ میزان کلسیم، افزایش روشنایی و مقدار کروما و زاویه هیو در پوست میوه شدند. بین نانو کلات کلسیم و کلرید کلسیم در غنی­سازی کلسیم در گوشت و پوست میوه تفاوت معنی­داری دیده شد به‌طوری‌که نانو کلات کلسیم در مقایسه با کلرید کلسیم در پوست میوه تا 44 درصد و در گوشت میوه تا 41 درصد موجب حفظ بیشتر میزان کلسیم شد. نانو‌کلات کلسیم 3 و 6 درصد در دو ماه انبارداری نسبت به کلرید کلسیم به­ترتیب 159 و 400 درصد ثبات بیشتری در وزن میوه ایجاد کرد. میزان آسکوربیک اسید در میوه­های تیمار شده با نانو‌کلات کلسیم 6 درصد بعد از دو و چهار ماه انبارداری تا 73 درصد بیشتر از کلرید کلسیم مشاهده شد. نانو کلات کلسیم 3 درصد نسبت به کلرید کلسیم در طی دو ماه انبارداری تا 6/39 درصد از نشت یون پتاسیم جلوگیری کرد. مشخص گردید غوطه‌وری میوه­ها در تیمارهای نانو کلات کلسیم 3 یا 6 درصد به همراه تیمار دمایی آب گرم یا سرد، می­تواند در بهبود و حفظ کیفیت میوه­های پرتقال محلی در طول انبارمانی سرد تأثیر بسزایی داشته باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر طیف‌های مختلف نور بر عملکرد فتوسنتزی، شاخص‌های رشد و میزان اسانس گیاه مریم گلی (Salvia officinalis L.)

صفحه 821-841

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.78806.1211

مهدی مرادی، بهرام عابدی، حسین آرویی، ساسان علی نیائی فرد، کمال قاسمی بزدی

چکیده نور منبع انرژی برای فتوسنتز و عاملی تحریک‌کننده برای رشد و نمو گیاه می‌باشد. جنبه‌های مختلف نور شامل شدت، کیفیت و دوره تابش نور، رشد و نمو گیاهان و واکنش مربوط به روابط گازی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در مطالعه حاضر به منظور بررسی عملکرد فتوسنتزی، شاخص‌های رشدی و میزان اسانس گیاه مریم گلی در واکنش به طیف‌های مختلف نوری از شش تیمار نوری شامل نور سفید، قرمز، آبی و سه نور ترکیبی (قرمز30:آبی70، قرمز50:آبی50 و قرمز70:آبی30) ساطع شده از لامپ‌های LED با شدت نوری 10±250 میکرومول فوتون بر متر مربع در ثانیه در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار استفاده شد. نتایج به‌دست آمده حاکی از تاثیر معنی‌دار طیف‌های مختلف نوری بر صفات مورد بررسی در سطح پنج و یک درصد بود. درصد بیشتر نور قرمز به ویژه نور ترکیبی قرمز70:آبی30 باعث بهبود شاخص‌های رشدی گیاه گردید. ارزیابی‌های فتوسنتزی نشان داد بیشترین شدت فلورسانس در تمامی مراحل تست OJIP متعلق به نور قرمز و کمترین مقدار فلورسانس در نورهای ترکیبی قرمز50:آبی50 و قرمز70:آبی30 بود. کارایی سیستم تجزیه آب فتوسیستم II (Fv/F0) و حداکثر کارائی فتوسیستم II (Fv/Fm) در تیمار نور قرمز حداقل بودند. نور قرمز باعث کاهش شاخص کارایی سیستم به ازای نور جذب شده (PIABS) و افزایش عملکرد کوانتومی اتلاف انرژی (ФD0)، میزان جذب نور به ازای هر مرکز واکنش (ABS/RC) و میزان گرفتن الکترون (TR0/RC) شد. بیشترین و کمترین گشودگی دهانه‌ی روزنه به‌ترتیب در نور آبی و قرمز به دست آمد. نتایج نشان داد با افزایش نسبت نور قرمز، ابعاد و منفذ روزنه کوچکتر و موجب کاهش نرخ تعرق و اتلاف آب برگ و بهبود قابلیت حفظ آب برگ شد و بالعکس گیاهانی که تحت نور آبی پرورش یافته‌اند، دارای روزنه‌های بزرگتر با شکاف روزنه‌ای عریض‌تر بودند. طول و عرض روزنه در محیط نوری آبی نسبت به نور قرمز به‌ترتیب 52/20 و 47/10 درصد افزایش نشان داد. به نظر می‌رسد به وجود آمدن این خصوصیات روزنه‌ای در شرایط با نسبت زیاد نور آبی باعث افزایش هدایت روزنه‌ای و افزایش نرخ تعرق و کاهش محتوی نسبی آب برگ در گیاهان پرورش‌یافته در نور آبی گردیده است. بیشترین مقدار اسانس (75/1 درصد حجمی وزنی) در محیط نوری قرمز70:آبی30 مشاهده شد و نسبت به نور سفید افزایش 33/32 درصدی را نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد، برای تولید تجاری گیاه مریم گلی در محیط‌های کنترل شده با سیستم‌های نوردهی مصنوعی برای بهینه‌شدن تبادلات گازی گیاه (فتوسنتز و تعرق)، بهبود خصوصیات رشدی و فیتوشیمیایی، نور ترکیبی قرمز70:آبی30 مناسب می‌باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی کیفی مریم‌گلی دارویی (Salvia officinalis L.) تازه و خشک در نوبت‌های مختلف برداشت

صفحه 843-856

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79843.1213

اسما مشت زن، علیرضا یاوری، مژگان سلیمانی زاده

چکیده مریم­گلی دارویی با نام علمیSalvia officinalis L.  گیاهی علفی و چندساله و متعلق به تیره نعناع (Lamiaceae) می­باشد. این گیاه به‌دلیل دارا بودن اسانس، یک گیاه مهم اقتصادی در نظر گرفته می­شود. امروزه اسانس این گونه، در صنایع داروسازی، عطرسازی و فرآورده­های آرایشی- بهداشتی کاربردهای مهمی دارد. خشک کردن فرآیند پس از برداشتی است که در کشت و کارهای با مقیاس صنعتی، به­دلیل حجم بالای گیاه تازه تولیدی نیازمند فضای مکانی بزرگ و هزینه­های بالا، چه به لحاظ سخت­افزاری و چه به لحاظ نیروی انسانی، می­باشد تا پس از آن جهت استخراج اسانس به کارخانه انتقال یابد. بنابراین، این پژوهش با هدف بررسی عملکرد کمی و کیفی اسانس گیاه مریم­گلی دارویی در نوبت­های برداشت مختلف در طول فصل رشد از گیاه تازه و خشک در شرایط آب و هوایی شهرستان سعادت­شهر استان فارس انجام شد. بدین منظور، آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با ۳ تکرار اجرا گردید. عامل اول شامل سه نوبت برداشت و عامل دوم نوع ماده گیاهی (تازه و خشک) بود. نتایج نشان داد که اثر متقابل نوبت برداشت × نوع ماده گیاهی بر بازده اسانس گیاه مریم گلی در سطح احتمال ۱ درصد معنی­دار شد. مقایسه میانگین اثرات متقابل نوبت برداشت و نوع ماده گیاه نشان داد که بالاترین بازده اسانس گیاه مریم گلی مربوط به نوبت برداشت دوم و ماده گیاهی خشک که معادل ۱۸/۱ درصد (وزنی/وزنی) بود، به­دست آمد که نسبت به دیگر تیمارها، اختلاف معنی­داری را نشان داد. بررسی ترکیب­های تشکیل­دهنده اسانس این گونه مشخص کرد که در مجموع ۳۴ ترکیب در اسانس سرشاخه­های گل­دار گیاه مریم­گلی در نمونه‌های جمع­آوری شده شناسایی شد. هیدروکربن­های منوترپنی گروه اصلی سازنده ترکیبات در همه نمونه­های گیاهی مورد مطالعه بود. ترکیب‌های شاخص تشکیل­دهنده اسانس عبارت از 1، 8- سینئول، آلفا- توجون، بتا- پینن و کامفور بودند. نتایج نشان داد که اثر متقابل نوبت برداشت × نوع ماده گیاهی بر 1، 8- سینئول معنی­دار نمی­باشد، اما در ترکیبات آلفا- توجون و کامفور در سطح احتمال ۱ درصد و در بتا- پینن در سطح احتمال ۵ درصد معنی­دار گردید. در مجموع یافته­های حاصل از این پژوهش نشان داد که بیشترین عملکرد کمی اسانس در شرایط آب و هوایی سعادت­شهر استان فارس، از ماده گیاهی خشک و در نوبت برداشت دوم حاصل شد. این در حالی است که بیشترین میزان ترکیب­های هیدروکربن، به­عنوان شاخص کیفی اسانس مریم­گلی، در نوبت برداشت سوم در هر دو ماده گیاهی تازه و خشک مشاهده شد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر نانو ذرات کلسیم و نقره بر ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی گل شاخه بریده رز

صفحه 857-871

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.80161.1220

حمید سلیمانی، میترا اعلائی، مسعود ارغوانی

چکیده گل رز از جمله گل­های مهم شاخه بریده می­باشد که به دلیل عدم شرایط مناسب نگه­داری در زمان پس از برداشت راندمان تولید این گل به شدت کاهش می­یابد. در این تحقیق، اثر کاربرد نانو ذرات کلسیم قبل از برداشت همراه با کاربرد نانو ذرات نقره پس از برداشت بر ویژگی‌های مورفوفیزیولوژیکی گل‌های شاخه بریده رز رقم ‘Classic Cezanne’ مورد بررسی قرار گرفت. پژوهش حاضر در سال 1400 در گلخانه تجاری تولید گل رز در شهرستان نظرآباد استان البرز و موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی انجام شد. نانو ذرات کلسیم با غلظت‌های (صفر، 5 و 10 میلی‌گرم در لیتر) هر ده روز (از دو ماه قبل از برداشت) روی بوته‌های گل رز اسپری شدند. پس از برداشت گل­ها و انتقال آنها به آزمایشگاه، نانو ذرات نقره در غلظت‌های صفر، 5 و 10 میلی‌گرم در لیتر به آب مقطر حاوی ساکارز سه درصد گل اضافه شد. پس از برداشت گل‌ها در بازه زمانی صفر، 4، 8 و 12 روز صفات عمرگلجای، قطر گل، وزن تر نسبی شاخه گل­ها، میزان نسبی محلول جذب شده، پروتئین کل، مالون دی آلدئید و آنزیم سوپراکسید دیسموتاز مورد ارزیابی قرار گرفتند. عمرگلجایی تحت تاثیر تیمار با نانو ذرات کلسیم و نانو ذرات نقره (10 میلی­گرم بر لیتر) نسبت به شاهد 4 روز افزایش یافت. براساس نتایج، در روز دوازدهم اندازه‌گیری تیمار نانو ذرات کلسیم و نقره (غلظت 10 میلی‌گرم در لیتر) در مقایسه با شاهد (صفر میلی‌گرم در لیتر) باعث افزایش (14 درصد) قطر گل، وزن تر (12 درصد)، مقدار نسبی محلول جذب شده (46 درصد)، سوپراکسید دیسموتاز (21 درصد) و همچنین کاهش مالون دی آلدئید (37 دردصد) گردید. تیمارها باعث کاهش مقدار مالون دی آلدئید و همچنین افزایش میزان نسبی محلول جذب شده، پروتئین کل و آنزیم سوپراکسید دیسموتاز شدند. از طرفی نانو ذرات مورد استفاده در این آزمایش باعث فعال شدن سیستم آنتی­اکسیدانی آنزیمی در تیمارها شد. تیمار نانو ذرات کلسیم قبل از برداشت و نانو ذرات نقره پس از برداشت با فعال کردن سیستم آنزیم آنتی­اکسیدانی و حفظ توانایی جذب محلول باعث افزایش عمر گل­های شاخه بریده رز شد. به‌طور کلی تیمار با نانو ذرات کلسیم با غلظت 10 میلی‌گرم در لیتر قبل از برداشت و تیمار با نانو ذرات نقره با غلظت 10 میلی‌گرم در لیتر پس از برداشت، در روز دوازدهم موثرترین تیمار در اکثر صفات بودند. با توجه به نتایج به‌­دست‌ آمده از تحقیق حاضر، می‌توان نتیجه گرفت که استفاده از نانو ذرات کلسیم با نانو ذرات نقره در مقایسه با تیمار شاهد بر اکثر صفات تأثیر بسزایی داشته است. استفاده از نانو ذرات کلسیم با نانو ذرات نقره با افزایش جذب آب و در نتیجه افزایش وزن تازه نسبی، شرایط عمرگلجای را بهبود می­بخشد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر سطوح مختلف بیوچار تفاله گل محمدی، پوست سبز گردو و کود گاوی بر برخی خصوصیات بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و عملکرد گیاه دارویی گاوزبان اروپایی

صفحه 873-886

https://doi.org/10.22067/jhs.2023.79955.1218

اسماء نجارزاده، حسن فرحبخش، مهدی ناصر علوی، روح اله مرادی، مهدی نقی زاده

چکیده در سال­های اخیر استفاده از بیوچار توجه زیادی را به عنوان یک راهبرد قابل قبول برای افزایش بهره­وری گیاهان به خود جلب کرده است. در این مطالعه، تاثیر سه نوع بیوچار کود گاوی (75/0، 25/1، 5/2 و 5 درصد وزنی)، پوست سبز گردو (75/0، 25/1، 5/2 و 5 درصد وزنی) و تفاله گل محمدی (75/0، 25/1، 5/2 و 5 درصد وزنی) به همراه عدم کاربرد بیوچار در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار بر خصوصیات بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و عملکرد گیاه گاوزبان اروپایی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال 1400 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بیوچار تفاله گل محمدی و پوست سبز گردو به‌ترتیب بیشترین و کمترین میزان کربن آلی پایدار را دارا بودند. تیمارهای مورد بررسی بطور معنی­داری (p ≤0.01) صفات بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی و عملکرد گاوزبان اروپایی را تحت تاثیر قرار دادند. استفاده از بیوچار تفاله گل محمدی و کود گاوی موجب افزایش معنی­دار (p ≤0.01) عملکرد و رنگیزه­های فتوسنتزی نسبت به شاهد شدند. استفاده از بیوچار گل محمدی به میزان 5/2 درصد وزنی باعث افزایش 119 درصدی وزن اندام هوایی نسبت به تیمار عدم کاربرد بیوچار شد. تیمار 25/1 درصد وزنی از کود گاوی نیز 7/29 درصد وزن تر اندام هوایی را افزایش داد. بیوچار گردو نه تنها تاثیر مثبتی بر رشد و عملکرد گیاه نداشت، بلکه باعث کاهش رشد و عدم تولید گل در گاوزبان اروپایی شد. فعالیت آنزیم کاتالاز در تیمار 5/2 درصد بیوچار تفاله گل محمدی (47/0 واحد بر گرم پروتئین) و 25/1 درصد بیوچار کود گاوی (64/ 0 واحد بر گرم پروتئین) حداکثر بود، میزان پرولین نیز در تیمار75/0 درصد بیوچار پوست گردو (6/10 میکرومول بر گرم وزن تر) به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. بطور کلی، نتایج نشان داد از بین بیوچارهای مورد بررسی، بیوچار تفاله گل محمدی با نسبت 5/2 درصد وزنی مناسب ترین تیمار از نظر بهبود خصوصیات فیزیولوژیکی و رشدی گاوزبان اروپایی بود.