با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 36، شماره 1 - شماره پیاپی 53، بهار 1401، صفحه 1-328 
مقالات پژوهشی سبزیکاری

بررسی انبارمانی توده‌های پیاز ‌خوراکی (Allium cepa L.) بومی افغانستان در دو شرایط دمایی

صفحه 1-14

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60204.0

سید علی یعقوبی، سید حسین نعمتی، مجید عزیزی، محمود شور

چکیده پیاز خوراکی از نظر قابلیت انبارمانی دارای تنوع ژنتیکی زیادی است که شرایط محیطی از جمله دما نیز بر روی آن اثر می­گذارد. در این تحقیق قابلیت انبارمانی هشت توده پیاز خوراکی بومی افغانستان شامل «حنایی هرات»، «زرد‌هرات»، «قرمز‌هرات»، «مزارشریف»، «کابل»، «سرپل»، «قندوز» و «بلخاب»، به همراه رقم ایرانی «قرمز‌آذرشهر» و رقم تجاری «سویت‌گرانو» در دو دمای 5 درجه سانتی­گراد و دمای انبار معمولی در طی 120 روز (6 دوره 20 روزه) بررسی شد. این آزمایش از نیمه آبان تا نیمه اسفند سال 1390 در دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد انجام شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل خرد شده بر پایه طرح کاملاً تصادفی طرح‌ریزی و اجرا گردید. نتایج نشان داد بین ارقام از نظر صفات انبارمانی (درصد کاهش وزن، درصد سبزشدن، طول جوانه سبز شده و وزن جوانه سبز شده به وزن سوخ)، تفاوت معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. طی 120 روز انبارداری در انبار معمولی، بیشتر توده‌ها با سرعت زیادی شروع به سبزشدن کردند، به صورتی که در توده‌های حنایی هرات، قرمز کابل، سرپل، بلخاب و قرمز‌آذر‌شهر، 50 روز و در توده‌های بومی زرد‌هرات، مزارشریف و رقم سویت‌گرانو، حدود 75 روز پس از شروع انبارداری حدود 50 درصد از سوخ‌ها سبزشدند، اما توده بومی قندوز و قرمز‌‌هرات به ترتیب بیشترین و کمترین ماندگاری (50 درصد سبزشدن پس از 105 و 35 روز در دمای انبار معمولی) را داشتند. کمترین کاهش وزن مربوط به توده قندوز (3/14 درصد در انبار معمولی و 7/12 درصد در 5 درجه سانتی‌گراد) و بیشترین کاهش وزن مربوط به توده بلخاب (6/20 درصد در انبار معمولی و 6/14 درصد در 5 درجه سانتی‌گراد) بود. همچنین بین دو شرایط دمایی از نظر صفات اندازه‌گیری شده در سطح احتمال یک درصد تفاوت معنی‌دار وجود داشت. اثر متقابل زمان و رقم در مورد صفات کاهش وزن و سبزشدن، در سطح احتمال پنج درصد معنی‌دار شد، بنابراین الگوی کاهش وزن و سبزشدن ارقام طی دوره انباری با هم متفاوت بود. اثر متقابل زمان × شرایط دمایی در صفات کاهش وزن و سبزشدن در سطح احتمال یک درصد معنی‌دار شد. کاهش وزن در دمای 5 درجه سانتی‌گراد روند خطی کاهشی و سبزشدن روند خطی افزایشی با شیب کم داشت، در حالی که در مورد دمای انبار معمولی یک الگوی منحنی شکل وجود داشته به‌طوری‌که در اواسط دوره، کاهش وزن کمتر و سبز‌شدن بیشتر بوده است. اثر متقابل دما×رقم، فقط در مورد کاهش وزن در سطح احتمال 5 درصد معنی‌دار شد. کاهش وزن سوخ‌ها، در دمای انبار معمولی در ابتدا و انتهای دوره انبارداری بیشتر بود، اما در دمای 5 درجه سانتی‌گراد، کاهش وزن طبق یک مدل خطی در طول زمان انبارمانی کاهش یافت. درصد سبزشدن سوخ‌ها، در دمای انبار معمولی در فواصل ابتدایی دوره انبارداری با سرعت زیاد افزایش یافت و در فواصل انتهایی انبارمانی ثابت شد، اما در دمای 5 درجه سانتی‌گراد، درصد سبزشدن طبق یک مدل خطی با شیب بسیار کمی در طول زمان افزایش داشت. در مجموع از بین ارقام و توده‌های بومی مختلف پیاز مورد بررسی در این پژوهش، توده بومی قندوز انبارمانی بیشتری داشت. تنوع زیادی در انبارمانی توده‌های پیاز بومی افغانستان وجود دارد که می‌تواند در برنامه‌های اصلاحی مورد استفاده قرار گیرد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

ارزیابی قابلیت جایگزینی و مقایسه خصوصیات رشدی و کیفی چمن‌های شبدری با چمن‌های گراسی رایج در فضای سبز به منظور کاهش هزینه‌های سرزنی

صفحه 15-28

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.60852.0

الهام سعیدی پویا، علی تهرانی فر، علی گزانچیان، فاطمه کاظمی، محمود شور

چکیده امروزه بدلیل هزینه بالای نگهداری چمن (آبیاری و سرزنی)، شهرداری­ها و سازمان­های اداری در پی جایگزینی آن با سایر گیاهان پوششی می‌باشند. هدف از این آزمایش، مقایسه سه نوع چمن رایج رایگراس چندساله )رقم’دوبل(‘ ، فستوکای بلند )رقم ’الدرادو‘) و چمن مخلوط اسپورت تجاری با چمن­های شبدری، شبدر سفید )رقم ’کالوی‘) و شبدر میکرو )رقم ’پیپولینا(‘ به عنوان جایگزینی برای چمن­ها به منظور کاهش هزینه­های نگهداری می­باشد. این آزمایش در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. صفات مختلف و شاخص­های رشد به دفعات طی سال­های 1395 و 1396 ارزیابی شد. در ارزیابی­های اولیه درصد سبز­شدن، رایگراس چند­ساله بیشترین میزان را به خود اختصاص داد اما با گذشت 36 روز از کشت، پوشش­دهی تمامی گیاهان به 92 تا 98 درصد رسید و هیچ­گونه اختلاف معنی­داری از لحاظ درصد سبزشدن بین کرت­های چمن­های گراسی و شبدری نبود. از نظر تراکم، یکنواختی و میزان علف­هرز اختلاف معنی­داری بین گیاهان مشاهده نشد، اما از نظر کیفیت پس از سرزنی در هر دو سال، شبدر سفید بهترین کیفیت را داشت. ارتفاع و وزن خشک به عنوان شاخص­های رشدی در هر دو سال، در چمن­های گراسی بیش از شبدرها بود و شبدر میکرو کمترین مقادیر را نشان داد. با گرم شدن هوا، چمن تال­فسکیو بر سایرین از نظر ارتفاع و وزن خشک غالب گردید به طوریکه در تیرماه، میزان وزن خشک چمن در هر متر­مربع به ترتیب برای تال­فسکیو معادل 40، رایگراس (52/19)، اسپورت (68/15)، شبدر سفید (24/6) و شبدر میکرو (36/0) گرم بود. در نهایت، شاخص­های رشدی در چمن­های شبدری بسیار کمتر از گراس­ها بود که با توجه به این رشد کم، بالطبع هزینه­های نگهداری، بالاخص سرزنی کاهش می­یابد. این یک نکته مثبت در ارقام شبدر سفید و میکرو است که تا ماه­ها نیاز به سرزنی ندارد و در واقع، سرزنی به منظور حذف گل­ها صورت می­گیرد. بنابراین به عنوان جایگزینی با هزینه نگهداری کمتر، قابل توصیه می­باشند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

بررسی خصوصیات مورفو- فیزیولوژیکی نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) تحت تأثیر منابع کربنی اتانول و متانول

صفحه 29-41

https://doi.org/10.22067/jhs.2022.61778.0

وحید اکبرپور، مصطفی مطهری نژاد، محمدعلی بهمنیار

چکیده تغذیه گیاهان با الکل‌هایی نظیر اتانول و متانول به عنوان منابع کربنی یکی از روش‌های مناسب جهت افزایش خصوصیات کمّی و کیفی آن­ها می‌باشد. با توجه به اهمیت گیاه دارویی نعناع فلفلی (Mentha piperita L.) در تولید متابولیت‌های ثانویه باارزش و همچنین تأثیر اتانول و متانول بر برخی خصوصیات مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی این گیاه، آزمایشی گلدانی در قالب فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شاهد در سال 1397 انجام شد. تیمارهای محلول‌پاشی شامل غلظت‌های مختلف صفر، 15، 30 و 45 درصد از اتانول و متانول بود. نتایج نشان داد که اتانول 45 درصد بیشترین تأثیر را بر درصد اسانس، عملکرد اسانس و درصد پروتئین داشت. ولی استفاده از تیمار 15 درصد اتانول بالاترین مقدار را در سایر صفات (ارتفاع بوته، فنل و فلاونوئید کل) به خود اختصاص داد که با تیمار 45 درصد متانول در یک سطح آماری قرار داشت. همچنین بیشترین تعداد برگ و کلروفیل a در تیمار تلفیقی 15 درصد اتانول و 15 درصد متانول مشاهده شد، در صورتی‌که بالاترین میزان کلروفیل b و کلروفیل کل مربوط به کاربرد تلفیقی 15 درصد اتانول و 45 درصد متانول بود. بنابراین، با توجه به اثر مثبت محلول‌پاشی اتانول و متانول در خصوصیات رشدی گیاه نعناع فلفلی، استفاده از این ترکیبات الکلی توصیه می‌گردد.

مقالات پژوهشی سبزیکاری

تأثیر تیمارهای ویتامین C و B بر عملکرد قارچ تکمه‌ای و عمر پس از برداشت آن

صفحه 43-56

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.61967.0

سعید خسروی، مریم حقیقی، منیره محنت کش

چکیده قارچ خوراکی (Agaricus bisporus) مهم­ترین قارچی است که به‌صورت صنعتی کشت می‌شود و ویتامین­ها، هورمون­ها و آمینواسید‌ها موجب بهبود رشد رویشی قارچ و بالا رفتن عملکرد در فلش­های مختلف برداشت می­گردد. پژوهش حاضر به‌منظور بررسی اثر ویتامین B و C، بر رشد و عملکرد قارچ تکمه­ای و عمر پس از برداشت آن در ۲ آزمایش مجزا در کارخانه قارچ و انبار پس از برداشت انجام شد. آزمایش به­صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کامل تصادفی در ۳ تکرار شامل تیمارهای ویتامین C (صفر، ۳ و ۶ میلی­گرم برکیلوگرم) و ۳ سطح ویتامین B (صفر، ۵/۰ و ۱ میلی­گرم بر کیلوگرم) اعمال گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر اصلی ویتامین C، ویتامین B و اثرمتقابل آن­ها بر قطر کلاهک و پایه، میزان از دست‌دهی آب، وزن خشک، سختی پس از برداشت، یون نشتی، تعداد قارچ، آخرین سختی پس از برداشت، عملکرد، وزن درجه دو معنی‌دار بود. مکمل­های غذایی استفاده‌شده در این پژوهش بر افزایش رشد رویشی و عملکرد مؤثر بودند. نتایج به‌دست‌آمده از این مطالعه نشان داد تیمار 3 میلی‌گرم در کیلوگرم ویتامین C بیشترین میزان وزن خشک و کل، قطر کلاهک، قطر پایه، تعداد قارچ را موجب شد. وزن‌تر و خشک قطر کلاهک و پایه، نشت یونی و میزان از دست دهی آب در تیمار 1 میلی‌گرم در کیلوگرم ویتامین B بیشترین میزان را داشت. به نظر می‌رسد در صفات رویشی و پس از برداشت قارچ تفاوت زیادی بین غلظت­های مختلف ویتامین ث وجود ندارد اما با افزایش غلظت ویتامین B نتایج بهتری حاصل‌شده است. 

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

اثر ترکیب هورمونی اکسین و سیتوکینین بر ریزازدیادی گیاه سوسن شرقی (Lilium oriental hybrid ‘Casablanca’) با استفاده از ریزنمونه‌ی فلس پیاز

صفحه 57-69

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67900.1007

نیما جواهری، بهزاد کاویانی

چکیده تکثیر سوسن شرقی دورگ (Lilium oriental hybrid ‘Casablanca’)، به عنوان یک گیاه پیازدار چند ساله از خانواده­ی لیلیوم (Liliaceae) در شرایط درون‌شیشه­ای به دلیل فرآیند زمانبر تکثیر به روش طبیعی آن با استفاده از پیاز از اهمیت زیادی برخوردار است. از فنون کشت درون‌­شیشه­ای به دلیل باززایی سریع مواد گیاهی و تولید انبوه و یکنواخت گیاهان، در برنامه­های اصلاحی و تولید تجاری سوسن­ها استفاده می­شود. در این تحقیق به منظور افزایش سرعت تکثیر، اثر غلظت­های مختلف 6-بنزیل آدنین (BA؛ صفر، 5/0، 1 و 2 میلی­گرم در لیتر) و ɑ-نفتالن استیک اسید (NAA؛ صفر، 1/0، 2/0 و 4/0 میلی­گرم در لیتر) بر تکثیر درون‌­شیشه­ای سوسن شرقی دورگ کازابلانکا ارزیابی شد. فلس­ پیاز به ­عنوان ریزنمونه، محیط پایه­ی MS به عنوان محیط کشت و زغال فعال به عنوان جاذب ترکیبات فنلی به منظور ممانعت از قهوه­ای ­شدن محیط کشت و ریزنمونه استفاده شدند. بعد از 90 روز کشت، برخی صفات مرتبط با تکثیر درون‌­شیشه­ای از جمله رشد و نمو پیازچه­ها، برگچه­ها و ریشه­ها اندازه­گیری شدند. نتایج نشان دادند که بیشترین تعداد پیازچه (66/8) و ریشه (36/5) در محیط کشت غنی­شده با 5/0 میلی­گرم در لیتر BA همراه با 4/0 میلی­گرم در لیتر NAA و بیشترین تعداد برگ (33/4) در محیط­ کشت حاوی 1 میلی­گرم در لیتر BA همراه با 1/0 میلی­گرم در لیتر NAA تولید شدند. بعد از تکثیر، گیاهچه­ها برای سازگاری به بستری از کوکوپیت، پیت­ماس و پرلیت به نسبت مساوی منتقل شدند که حدود 90 درصد از گیاهچه­های باززایی­شده بقا داشتند و از نظر ریخت­شناسی شبیه پایه­های مادری بودند. بر اساس نتایج حاصل از پژوهش، حضور هر دو تنظیم‌کننده­ی رشد اکسین NAA و سیتوکینین BA برای ریزازدیادی بهینه (تولید پیازچه، برگچه و ریشه) بهینه­ی سوسن شرقی دورگ کازابلانکا لازم است.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

نقش ملاتونین بر خصوصیات پس از برداشت میوه گیلاس رقم ’سیاه مشهد‘ طی دوره انبارمانی

صفحه 71-85

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.67437.1001

بهاره قربانی، رقیه نجف زاده

چکیده میوه گیلاس دارای ارزش غذایی بالایی بوده و به دلیل طعم و مزه مطلوب، و ظاهر جذاب از اهمیت بالایی برخوردار است. این میوه به دلیل حساس بودن به صدمات حمل و نقل، کاهش رطوبت و فساد پذیر بودن عمر انبارمانی بسیار کوتاهی دارد. میوه گیلاس پس از برداشت، به­سرعت دچار زوال شده و در برخی موارد به­دلیل مدت زمان انتقال و بازاریابی، با کیفیت مناسب به­دست مصرف­کنندگان نمی‌رسد. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی جهت افزایش ماندگاری و حفظ کیفیت آن ضروری به نظر می­رسد. در پژوهش حاضر تیمار غوطه وری ملاتونین به مدت 15 دقیقه در چهار سطح صفر (شاهد)، 50، 100 و 200 میکرومولار به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بر روی میوه‌ گیلاس رقم ’سیاه مشهد‘ اعمال شد و میوه­ها در سردخانه در دمای 1±5 درجه سانتی­گراد و رطوبت نسبی 85 درصد به مدت 35 روز نگهداری شدند. پارامترهایی مانند کاهش­وزن، اسیدیته قابل تیتراسیون، اسیدهای آلی، مواد جامد محلول، آنتی­اکسیدان (DPPH)، ترکیبات فنلی، محتوای آنتوسیانین، فعالیت آنزیم‌­های پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز به مدت پنج هفته بررسی شدند. نتایج نشان داد میوه­‌های تیمار شده با ملاتونین در غلظت200 میکرومولار نسبت به سایر تیمارها و شاهد، میزان (40 درصد) کاهش ­وزن کمتری داشتند و همچنین در این میوه­ها میزان ترکیبات فنلی (25 میلی‌گرم بر صد گرم وزن تر اسید گالیک)، مواد جامد محلول (4 درصد بریکس) و فعالیت آنزیم­‌های پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز (20 واحد بر میلی­گرم پروتئین) افزایش یافتند. ترکیب ملاتونین خاصیت آنتی­اکسیدانی بالایی داشته و قادر است مانند یک ترکیب محافظت کننده عمل کرده و رادیکال­های آزاد را مهار نماید. در این پژوهش دیده شد غلظت200 میکرومولار توانسته است عمر انبارداری میوه گیلاس را با حفظ خواص آنتی­اکسیدانی بالا برده و کیفیت را بهبود بخشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی خصوصیات فنولوژیک، مورفولوژیک و پومولوژیک برخی از ارقام و ژنوتیپ‌های شلیل در شرایط اقلیمی استان خراسان رضوی

صفحه 87-101

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68236.1012

آمنه قهرمانی، ابراهیم گنجی مقدم، علی مرجانی

چکیده یکـی از مشـکلات عمده پرورش‌دهندگان شلیل عـدم دسترسی به ارقام جدید و پر محصول و استفاده از ارقام ناشناخته است که میزان تولید، بازارپسندی و کیفیت محصول آن‌ها کم مـی­باشـد. این پژوهش به­منظور مقایسه، گروه­بندی و انتخاب ژنوتیپ­های برتر از نظر صفات رشدی، مورفولوژیک و پومولوژیک 10 ژنوتیپ و رقم شلیل (’فلامینو‘، ’نکتارد‘، ’هنری‘، ’شانیاریا‘، ’رویزیانا‘، ’تاج شماره-1 و -2‘، ’شلیل شماره-1‘، ’آندروس‘ و ’سان­گلد‘ به­عنوان شاهد) به­صورت آزمایش بلوک­های کامل تصادفی در سه تکرار در سال­های 1398-1397 در مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی اجرا شد. ارقام و ژنوتیپ­های مورد بررسی از نظر صفات فنولوژیک، مورفولوژیک، پومولوژیک و بیوشیمیایی تفاوت معنی­داری نشان دادند. زودگل­ترین ارقام شلیل، ’فلامینو‘، ’نکتارد‘ و ’سان­گلد‘ (هفته چهارم اسفند) و ’هنری‘ و ’تاج شماره-2‘ دیرگل‌ترین (هفته اول فروردین) بودند. نتایج تست پانل نشان داد که ’فلامینو‘، ’هنری‘ و ’شانیاریا‘ دارای بالاترین رتبه از نظر میانگین حسی صفات رنگ، بافت، بو و طعم بودند. ’فلامینو‘ دارای بیشترین سبزینگی برگ (91/36) بود. ’هنری‘ با 6/44 کیلوگرم عملکرد، 55/3 کیلوگرم بر سانتی­متر مربع سفتی بافت میوه و 39/16 درصد مواد جامد محلول از نظر صفات بیوشیمیایی، برتری آماری نشان داد. ’فلامینو‘ و ’شلیل شماره-1‘ به­ترتیب با میانگین 76/138 و 51/129 گرم، بیشترین وزن میوه را داشتند که در مقایسه با شاهد افزایش 97/32 و 19/28 درصدی نشان دادند. در مجموع ’فلامینو‘، ’نکتارد‘ و ’هنری‘ به دلیل داشتن صفات پومولوژیک و فنولوژیک بالا به‌عنوان ارقام برتر شلیل برای کشت در شرایط اقلیمی استان خراسان رضوی قابل توصیه می­باشد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تاثیر تنش آبی بر برخی صفات مورفولوژی و فیزیولوژی دانهال ژنوتیپ‌های طبیعی مرکبات

صفحه 103-115

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69052.1027

رضا فیفائی، حسین طاهری، یحیی تاجور، اسماعیل غلامیان

چکیده مرکبات جزو میوه­های نیمه­گرمسیری و گرمسیری و از مهم­ترین محصولات باغبانی هستند. خشکی از مهم­ترین تنش­های زیستی در مرکبات است. این پژوهش به منظور بررسی اثر خشکی بر دوره بقاء، تعرق کل و برخی صفات در دانهال‌های نوسلار 10 ژنوتیپ طی دو آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در شرایط گلخانه‌ای انجام شد. در آزمایش اول 10 ژنوتیپ‌، تحت تنش شدید قرار گرفته تا دوره بقاء تعیین شود، سپس در آزمایش دوم این 10 ژنوتیپ‌ تحت تاُثیر دو تیمار‌ آبیاری (شاهد و قطع آبیاری) واقع شده و برخی صفات اندازه­گیری شدند. نتایج نشان داد در آزمایش اول پونسیروس و G11 دوره بقاء طولانی­تری (125 روز) داشته و متحمل‌تر و راف‌لمون (با 38 روز) و G12 (با 44 روز) نیز حساس‌تر بودند. کندترین زمان مصرف آب در پونسیروس و سریع‌ترین آن در راف‌لمون، همچنین بیش‌ترین میزان تعرق تجمعی در G25 و کم‌ترین آن در پونسیروس دیده شد. در آزمایش دوم بیش‌ترین کاهش وزن تر برگ (37/0 برابر)، شاخه (47/0 برابر) و کل (42/0 برابر) ناشی از خشکی در G22 و کم‌ترین کاهش در G11 بترتیب با 48/0، 54/0 و 52/0 برابر در مقایسه با شاهد، بیش‌ترین کاهش وزن تر ریشه ناشی از خشکی در G22 با 35/0 برابر و کم‌ترین کاهش در G18 با 52/0 برابر، بیش‌ترین کاهش وزن تر ریشه به شاخه ناشی از خشکی در G18 با 61/0 برابر و کم‌ترین کاهش در G23 با 65/0 برابر و بیش‌ترین افزایش وزن خشک ریشه به شاخه ناشی از خشکی در G16 با 56/1 برابر و کم‌ترین افزایش در پونسیروس با 3/1 برابر نسبت به شاهد دیده شد. در شرایط تنش G18 و G12 بترتیب با 32/32 و 37/34 درصد کم­ترین محتوای نسبی آب برگ را داشتند. همچنین G23، G22، G25، G12 و G18 از بیش­ترین و پونسیروس از کم­ترین درصد نشت یونی (85/31 درصد) برخوردار بودند. بنابراین پس از بررسی شاخص­های فوق­الذکر، می­توان راف­لمون و G12 و G18 را بعنوان حساس در برابر خشکی و پونسیروس و G11 را نیز بعنوان متحمل به خشکی معرفی نمود.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

اثر عصاره الکلی بره‌موم و هیدروکولینگ بر برخی صفات پس از برداشت خیار گلخانه‌ای ((Cucumis sativus

صفحه 117-133

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68874.1020

وحید انیسی، یحیی سلاح ورزی، مریم کمالی، بهرام عابدی

چکیده به دلیل عمر کوتاه پس از برداشت خیار و سرعت ‌بالای کاهش کیفیت آن از روش‌های مختلفی جهت حفظ مرغوبیت خیار مانند پوشش‌های خوراکی استفاده می‌شود. به منظور بررسی اثر دو عامل بره­موم به عنوان یک پوشش خوراکی و هیدروکولینگ بر ماندگاری خیار، این پژوهش به‌صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح عصاره الکلی بره‌موم (صفر، 4 و 8 درصد) و دو سطح غوطه­وری در آب در دمای 4 و 24 درجه سلسیوس، در چهار تکرار بود. پس از اعمال تیمارها، میوه­ها به مدت 21 روز در دمای 10 درجه­سلسیوس نگهداری شدند. نتایج نشان داد برهمکنش دو تیمار فوق بر درصد کاهش وزن میوه، سفتی، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، محتوای کلروفیل و مواد جامد محلول اثرگذار بود. بیشترین کاهش وزن میوه در تیمار شاهد (عدم محلول‌پاشی با بره‌موم) در هیدروکولینگ 4 درجه سلسیوس با میانگین 025/5 درصد مشاهده شد. محلول‌پاشی میوه‌ها با بره‌موم در دو غلظت 4 و 8 درصد منجر به افزایش سفتی بافت میوه نسبت به نمونه‌های شاهد در هر دو تیمار دمایی شد. بیشترین میزان کلروفیل کل بدون اختلاف معنی­دار در تیمارهای بره موم 8 درصد + دمای 24 درجه سانتی‌گراد (میانگین 96/8 میلی‌گرم بر گرم) و تیمار 8 درصد بره‌موم + دمای 4 درجه سلسیوس (با میانگین 68/8 میلی‌گرم بر گرم) و تیمار 4 درصد بره‌موم+ دمای 4 درجه سلسیوس (با میانگین 93/7 میلی‌گرم بر گرم) بود. همچنین در دمای 4 درجه سانتی‌گراد محلول‌پاشی با بره موم 4 و 8 درصد منجر به افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی شد. به طورکلی اگرچه میوه‌های تیمار شده با دمای 24 درجه سانتی‌گراد کاهش وزن بیشتری نسبت به دمای 4 درجه سلسیوس نشان دادند ولی کاربرد هر دو غلظت بره‌موم منجر به بهبود صفات مربوط به ماندگاری پس از برداشت شد، مقدار فنول میوه را کاهش داد و بر سفتی بافت و سایر صفات بیوشیمیایی اندازه‌گیری شده اثر گذاشت.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثرتنش آبی بر صفات فیزیولوژیک و فیتوشیمیایی گیاه دارویی خارمریم (Silybum marianum L.)

صفحه 135-147

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68962.1022

راحله قنبری محب سراج، مهدی بهنامیان، اسدالله احمدی خواه، وحید شریعتی، سارا دژستان

چکیده عوامل محیطی از یک طرف باعث تغییراتی در رشد گیاهان دارویی و از طرف دیگر موجب تغییر در مقدار و کیفیت مواد موثره آن‌ها می‌گردند. در این آزمایش اثر تنش آبی (بدون تنش: آبیاری کامل در حد ظرفیت زراعی، تنش ملایم: آبیاری در حد 70 % ظرفیت زراعی، و تنش شدید: آبیاری در حد 40 % ظرفیت زراعی) بر صفات فیزیولوژیک، میزان سیلی‌بین a و b و وزن هزار دانه در گیاه دارویی خارمریم در سال‌های 1397-1396 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید بهشتی بررسی شد. این آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار انجام شد. تنش آبی در مرحله گلدهی و به روش وزنی اعمال شد. نتایج حاصل نشان داد با افزایش شدت تنش آبی، مقدار سیلی‌بین a و b به ترتیب به میزان 24 و 26 درصد افزایش پیدا کرده است که مقدار این ترکیبات در تیمار آبیاری 40 % ظرفیت زراعی بطور قابل‌توجهی بالاتر از سایر تیمارها بود، بطوریکه مقدار آن نسبت به تیمار ظرفیت زراعی (به ترتیب، 07/26 و 74/40 میلی­گرم در گرم وزن خشک دانه برای سیلی بین a و سیلی بین b) و نسبت به تیمار 70 % ظرفیت زراعی (به ترتیب، 32/25 و 64/34 میلی­گرم در گرم وزن خشک دانه برای سیلی بین a و  سیلی بین b) بیشتر بود. این امر حاکی از اختصاص بیشتر کربن تثبیت شده حاصل از فتوسنتز جهت تولید متابولیت‌های ثانویه در این تیمار بود. همچنین مقدار سیلی‌بین b نسبت به سیلی‌بین a در تمامی تیمارها به نسبت 2/1 (سیلی‌بین b) : 8/0 (سیلی‌بین a)  بود. در تیمار 40 % ظرفیت زراعی مقدار سیلی‌بین a و b (به ترتیب 30/67 و 92/98 میلی‌گرم در گرم وزن تر) بطور قابل‌توجهی نسبت به سایر تیمارها افزایش داشت. بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز (16/5 واحد آنزیمی/میلی لیتر) و آسکوربات پراکسیداز (26/2 واحد آنزیمی/میلی لیتر) در تیمار تنش ملایم مشاهده شد. محتوای پرولین با افزایش شدت تنش به تدریج افزایش یافته و میزان آن در تنش شدید به حداکثر خود رسید (36/3 میکرومول بر گرم وزن تر). پراکسیداسیون لیپید در تنش شدید (40 % ظرفیت زراعی) بیشترین مقدار خود را داشت (35/8 نانومول/گرم وزن تر). وزن هزار دانه بذر نیز در تیمار تنش شدید (تیمار 40 % ظرفیت زراعی) نسبت به کنترل (تیمار ظرفیت زراعی) به میزان 8/6 گرم کاهش پیدا کرد. با توجه به نتایج آزمایش به نظر می‌رسد که می‌توان با اعمال شیوه کم آبیاری، میزان فلاونوئیدهای گیاه خارمریم را به منظور اهداف دارویی از جمله درمان بیماری‌های کبدی و انواع هپاتیت افزایش داد.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

ارزیابی تنوع برخی از شاخص‌های فیتوشیمیایی و اثرات ضدباکتریایی در عصاره ارقام ایرانی گل داوودی (Dendranthema morifolium Ramat.)

صفحه 149-161

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68860.1019

شیرین تقی پور، عبداله احتشام نیا، حامد خدایاری، حسن مومیوند

چکیده گل داوودی به دلیل حضور ترکیبات زیستی و آنتی­اکسیدانی، فعالیت ضدباکتری، ضد التهاب و ضد ویروسی در ارقام مختلف به­عنوان یکی از گیاهان دارویی در عرضه جهانی محسوب می­گردد. در این آزمایش، 25 رقم گل داوودی از نظر درصد اسانس، شاخص آنتی­اکسیدانی، میزان فنول و فلاونوئید کل و اثرات ضدباکتریایی در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه لرستان در سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که ارقام داوودی مورد مطالعه از نظر شاخص آنتی­اکسیدانی به روش DPPH، میزان فنول و فلاونوئید کل دارای تفاوت معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد بودند. بر اساس نتایج به­دست آمده در میان ارقام مختلف میزان کل ترکیبات فنلی بین 90/47-52/14 میلی­گرم گالیک­اسید بر گرم وزن خشک، میزان فلاونوئید کل بین 62/55-91/11 میلی­گرم کوئرستین در گرم وزن خشک  و IC50 بین 228-54 میکروگرم بر میلی­لیتر متغیر بودند. بیش­ترین میزان فنل کل در ارقام آوادیس و دیلا (90/47-86/45 میلی­گرم بر گرم وزن خشک) و رقم یاسمین (52/14 میلی­گرم بر گرم وزن خشک) کمترین مقدار را داشت. همچنین از نظر مقدار فلاونوئید کل، ارقام گلنار و فرحناز به­ترتیب با 62/55 و 01/53 میلی­گرم کوئرستین بر گرم دارای بیش­ترین میزان فلاونوئید کل بودند. تجزیه خوشه­ای همه ارقام مورد مطالعه را به پنج گروه تقسیم­بندی نمود. درصد اسانس در میان ارقام مختلف بین 41/0 تا 62/0 درصد متغیر بود و تنوع بالایی نیز از نظر میزان اسانس در ارقام مورد مطالعه مشاهده شد. همچنین در این مطالعه ارقام پریدخت، ثنا و اشرف از لحاظ شاخص آنتی­اکسیدانی و ضدباکتریایی مورد بررسی و ارقام فرحناز و المیرا2 از نظر میزان اسانس تولیدی برتر از سایر ارقام موجود ظاهر شدند. بنابراین می­توان انتظار داشت تلاقی ارقام اشرف، ثنا و پریدخت با گروه پنجم بتواند ارقام موجود در این گروه را به لحاظ میزان ترکیبات زیستی، آنتی­اکسیدانی و ضدباکتریایی ارتقا بخشد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

تأثیر اسید جیبرلیک و پوترسین بر رشد، گلدهی و عمر گلجای گل شاخه بریده سوسن رقم ʻLesothoʼ

صفحه 163-175

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69012.1025

مریم حجتی پور، معظم حسن پور اصیل

چکیده سوسن گیاهی دایمی با سوخ­های فلسی بدون پوشش است که متعلق به خانواده Liliaceae می­باشد. معطر و بزرگ بودن گل­ها از مشخصه­های اصلی این خانواده است. جایگاه سوسن به عنوان چهارمین گل شاخه بریده پرفروش در بازار جهانی و همچنین سیر صعودی تقاضا برای این گل در جهان، حاکی از اهمیت بهبود کیفیت و افزایش ماندگاری این گل است. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر جیبرلیک اسید و پوترسین بر رشد، گلدهی و ماندگاری گل­های شاخه بریدنی سوسن به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. پیاز سوسن Oriental×Trumpet رقم ʼLesothoʻ از شرکت Onings Holland تهیه شد. فاکتورهای مورد آزمایش شامل اسید جیبرلیک در 4 سطح صفر (شاهد)، 150، 300 و 450 میلی‌گرم در لیتر به صورت غوطه­وری پیازها قبل از کشت و پوترسین در 4 سطح صفر (شاهد)، 5/0، 1 و 2 میلی‌مولار به صورت محلول پاشی در مرحله غنچه­دهی انجام شد. آزمایش در شرایط گلخانه و محیط کشت حاوی خاکبرگ پوسیده، ماسه و پرلیت به نسبت مساوی (1:1:1) در نظر گرفته شد. در این پژوهش شاخص­های تعداد غنچه، طول ساقه گلدهنده، وزن­تر گل شاخه بریده، وزن­تر نسبی گل شاخه بریده، میزان جذب آب گل شاخه بریده، محتوای آبی ساقه گلدهنده، عمر گلجای، کلروفیل­های a، b و کل برگ، کاروتنوئید گلبرگ، درصد پایداری غشاء سلولی گلبرگ و میزان کل مواد جامد محلول گلبرگ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که استفاده از اسید جیبرلیک باعث افزایش 7 سانتی­متری ارتفاع گیاه نسبت به شاهد شد، همچنین اسید جیبرلیک و پوترسین به صورت توأم باعث بهبود صفات تعداد غنچه، پایداری غشاء سلولی از 73/69 به 71/75 درصد، افزایش کیفیت و عمر گلجای از 9روز به 11 روز گردید به طوری که بیشترین وزن­تر نسبی گل شاخه بریده و میزان جذب آب توسط گل شاخه بریده در غلظت 2 میلی‌مولار پوترسین به ترتیب به میزان 58/100 درصد و 47/2 میلی­لیتر بر گرم وزن­تر اتفاق افتاد. همچنین نتایج نشان­دهنده اثر مثبت هر دو تیمار بر میزان رنگدانه­های برگ و گلبرگ بود به گونه­ای که کلروفیل کل 20/0 و در کاروتنوئید 02/0 میلی­گرم بر گرم وزن ­تر نمونه افزایش نسبت به شاهد اتفاق افتاد. به طور کلی نتایج حاصل بیانگر تاثیر معنی­دار اسید جیبرلیک و پوترسین بر بیشتر صفات اندازه­گیری شده بود.

مقالات پژوهشی میوه کاری

ارزیابی تنوع ژنتیکی برخی از ژنوتیپ‌های زرشک وحشی (.Berberis spp) در استان‌های البرز و تهران با استفاده از نشانگرهای ریخت‌شناسی و میوه‌شناسی

صفحه 177-191

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.68493.1018

محی الدین پیرخضری

چکیده زرشک از گیاهان بومی ایران و متحمل به تنش­های محیطی بخصوص خشکی است. تنوع ژنتیکی 25 ژنوتیپ زرشک وحشی در دامنه­های شمالی استان­های تهران و البرز با استفاده از خصوصیات مورفولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت. 32 صفت کمّی و کیفی مورفولوژیکی و باغبانی بر اساس دستورالعمل UPOV (TG 68/3) ارزیابی شدند که از این تعداد 11 صفت کمی قابل اندازه­گیری شامل‌ طول و عرض برگ، طول و عرض میوه، طول دمگل، تعداد حبه در خوشه، طول خار، ویتامین ث، TA (Titratable Acidity) و TSS (Total Soluble Solid) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تعیین فاصله ژنتیکی بین ژنوتیپ­ها از روش‌های آماری چند متغیره شامل تجزیه به عامل­ها، تجزیه خوشه­ای و ضرایب همبستگی بین صفات استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس اختلاف معنی‌داری را بین ژنوتیپ‌ها برای تمام صفات کمّی مورد ارزیابی نشان داد. تعداد حبه در خوشه با 55/45 ، طول خار با 67/28 و اسید قابل تیتراسیون با 58/26 درصد بیشترین دامنه تغییرات را داشتند. ژنوتیپ­های وحشی زرشک با دارا بودن حداقل میزان 7/4 میلی­گرم ویتامین ث در صد گرم میوه تازه (ژنوتیپ آسارا یک) و بیشترین مقدار ویتامین ث 57/10 (طالقان 4) و 63/9 (چالوس 8) و 4/9 (طالقان 8) در مقایسه با میوه های معتدله مانند سیب، انگور، گیلاس و هلو قابل توجه هستند. طبق تجزیه خوشه­ای ژنوتیپ‌های زرشک وحشی به پنج گروه اصلی و ده زیر گروه و یک ژنوتیپ مستقل (چالوس 9) تقسیم شدند. در اکثر موارد ژنوتیپ‌ها با موقعیت اقلیمی یکسان رویشی در یک گروه قرار گرفتند. ژنوتیپ­های گروه یک بالاترین طول و عرض میوه، طول و عرض برگ و طول خار را داشتند. در این میان ژنوتیپ­های چالوس 8 و طالقان 8 با دارا بودن مقدار بالای ویتامین ث، در یک زیر گروه قرار گرفتند. ژنوتیپ­های طالقان4، چالوس 8 و  طالقان 8 با بیشترین میزان ویتامین ث قابل اهمیت در برنامه‌های اصلاحی هستند. تنوع مشاهده شده در بین ژنوتیپ­های زرشک وحشی زمینه مناسبی برای برنامه‌های اصلاحی و انتقال صفات مطلوب می­باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

تأثیر پوترسین و نیتریک‌اکسید بر بهبود ویژگی‌های مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و پس‌از‌برداشت رز رقم ’آوالانچ‘

صفحه 193-212

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69604.1036

رقیه عبدی، زهره جبارزاده

چکیده گل رز (Rosa hybrida ‘Avalanche’) یکی از گل­های بریدنی­ مهم دنیاست. به­منظور بررسی تاثیر محلول‌پاشی سدیم نیتروپروساید (به­عنوان منبع نیتریک­اکسید) و پوترسین بر گل رز رقم ’آوالانچ‘ پژوهشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در شرایط کشت هیدروپونیک به صورت گلدانی در گلخانه اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل چهار غلظت سدیم نیتروپروساید (صفر، 50، 100 و 200 میکرومولار) و چهار غلظت پوترسین (صفر، 1، 2 و 4 میلی­مولار) بود. شاخص­های اندازه­گیری شده شامل وزن تر و خشک ساقه گل­دهنده، کلروفیل  b ,aو کلروفیل کل، کاروتنوئید و در مرحله پس از برداشت آنزیم­های گایاکول پراکسیداز و آسکوربات پراکسیداز و خمیدگی ساقه بودند. سدیم نیتروپروساید در غلظت 50 میکرومولار همراه با پوترسین 4 میلی­مولار، وزن تر و خشک ساقه گلدهنده را نسبت به شاهد افزایش داد. غلظت 100 میکرو مولار سدیم نیتروپروساید همراه با کاربرد ۴ میلی‌مولار پوترسین باعث افزایش معنی­دار میزان کلروفیل  b ,aو کلروفیل کل و کاروتنوئید نسبت به شاهد شد. لازم به ذکر است که کاربرد قبل از برداشت سدیم­نیتروپروساید و پوترسین در بهبود ویژگی­های پس از برداشت گل رز نیز تاثیر مثبت داشت، به­طوری که بیشترین میزان فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانی (آسکوربات پراکسیداز و گایاکول پراکسیداز) و کمترین خمیدگی ساقه در غلظت­های 100 و 200 میکرومولار سدیم نیتروپروساید به تنهایی و یا همراه با کاربرد پوترسین مشاهده شد. به­طور کلی، سدیم­نیتروپروساید و پوترسین تاثیر مثبت و مطلوبی در بهبود شاخص­های رشدی و پس از برداشتی گل رز داشتند ولی غلظت موثر بسته به نوع شاخص متفاوت بود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر سلنیوم و نانوذره آهن بر رشد و عملکرد شعمدانی عطری تحت تنش شوری کلریدسدیم

صفحه 213-228

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69767.1041

لمیا وجودی مهربانی، یعقوب انوری قشلاق، علیرضا مطلبی آذر

چکیده به­منظور بررسی تأثیر محلول­پاشی با نانوذره آهن و سلنیوم بر روی گیاه شعمدانی عطری تحت تنش شوری، دو آزمایش جداگانه بصورت فاکتوریل بر مبنای طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. در آزمایش اول تاثیر محلول­پاشی با نانوذره آهن (صفر، 5/1 و 3 میلی­گرم در لیتر) و در آزمایش دوم تاثیر محلول­پاشی با سلنیوم (صفر، 5/1 و 3 میلی­گرم در لیتر) بر رشد و برخی صفات فیزیولوژیک شعمدانی عطری تحت تنش شوری (صفر، 50 و 100 میلی‌مولار کلریدسدیم) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج آزمایش اول نشان داد وزن­خشک بخش هوایی گیاه، فعالیت کاتالاز، محتوای آهن، سدیم، پراکسید هیدروژن و درصد اسانس شعمدانی تحت تاثیر اثرات مستقل تنش شوری و محلول­پاشی با نانوذره آهن قرار گرفت. نسبت پتاسیم به سدیم، محتوای فلاونوئید، پتاسیم، مالون دی­آلدئید، پرولین و فعالیت سوپراکسید دیسموتاز تحت تاثیر تنش شوری قرار گرفت. بالاترین عملکرد گیاه، محتوای آهن، نسبت پتاسیم به سدیم و فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در تیمار بدون تنش شوری مشاهده شد. بالاترین محتوای سدیم، پرولین، مالون دی­آلدئید، پراکسید هیدروژن در تنش شوری 100 میلی­مولار کلرید سدیم مشاهده شد. تیمار بدون تنش شوری و 50 میلی­مولار کلریدسدیم موجب افزایش درصد اسانس شعمدانی شد. تیمارهای محلول­پاشی با هر دو سطح نانوذره آهن موجب افزایش محتوای کاتالاز، عملکرد، محتوای فنل و درصد اسانس شد. در آزمایش دوم عملکرد گیاه، محتوای پرولین و فلاونوئید تحت تاثیر تنش شوری قرار گرفت. محتوای کاتالاز، مالون دی­آلدئید، فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و پراکسید هیدروژن تحت تأثیر اثرات مستقل تنش شوری و محلول­پاشی با سلنیوم قرار گرفت. تیمار بدون تنش شوری موجب افزایش عملکرد گیاه، فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و پتاسیم گیاه شد. با افزایش تنش شوری به 100 میلی­مولار محتوای پرولین، مالون دی­آلدئید و پراکسید هیدروژن در گیاه افزایش یافت. بیشترین فعالیت کاتالاز در تیمارهای بدون تنش شوری و تنش شوری 50 میلی­مولار کلریدسدیم مشاهده شد. محتوای سلنیوم، سدیم و نسبت پتاسیم به سدیم تحت تاثیر اثرات متقابل تنش شوری و محلول­پاشی با سلنیوم قرار گرفت. محلول­پاشی با 5/1 و 3 میلی­گرم در لیتر سلنیوم موجب افزایش محتوای کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، فنل کل و محتوای پتاسیم شعمدانی شد. نتایج حاصل از تجزیه GC/MS نشان داد که β-citronellol (5/24 -5/12 درصد) و  Citronelly acetate (39/18 – 56/1 درصد) جزء غالب اسانس شعمدانی عطری در تیمار تنش شوری 50 میلی­مولار کلریدسدیم با محلول­پاشی 5/1 میلی­گرم در لیتر سلنیوم و Citronelly formate (2/25 -75/10 درصد) جزء قالب اسانس در تیمار شاهد بود. در کل چنین می­توان نتیجه­گیری نمود که تنش شوری موجب کاهش صفات رشدی و فیزیولوژیک شعمدانی عطری شد. محلول­پاشی با سلنیوم و نانوذره آهن نقش مهمی در بهبود صفات فیزیولوژیک گیاه داشت.

مقالات پژوهشی میوه کاری

تولید پایدار محصول بِه با کاربرد محرک‌زیستی فولویک اسید و کلسیم

صفحه 229-239

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69426.1037

علی اکبر شکوهیان، سمیه محمدی شویر، شهریار عینی زاده

چکیده فولویک اسید می­تواند به عنوان یک روش عمده برای به حداکثر رساندن ظرفیت تولیدی گیاهان مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش با هدف بررسی کاربرد محرک زیستی فولویک اسید و کلات کلسیم به­صورت محلول‌پاشی بر رشد و عملکرد بِهْ رقم ’حاج آقا کیشی‘ انجام شد. آزمایش به‌صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با چهار سطح کاربرد فولویک اسید در غلظت‌های صفر، 1، 2 و 3 در هزار و سه سطح کاربرد کلات کلسیم در غلظت‌های صفر، 5/1 و 3 در هزار در چهار تکرار به اجرا درآمد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس داده­ها نشان داد که اثرات کلات کلسیم و فولویک اسید بر سطح برگ؛ طول، قطر، وزن تر و عملکرد میوه در سطح احتمال آماری یک درصد معنی­دار بود. بر اساس نتایج، فولویک اسید بر میزان کلروفیل b و کل در سطح احتمال آماری پنج درصد اثر معنی­داری داشت. شایان ذکر است که اثرات متقابل تیمارهای کلات کلسیم × فولویک اسید بر میزان سطح برگ و طول میوه در سطح احتمال آماری یک درصد  معنی­دار بود. بیشترین میزان کلروفیل کل برگ با مقدار 20/1 میلی‌گرم در گرم وزن‌تر با کاربرد فولیک‌اسید 3 در هزارو کم‌ترین میزان نیز با مقدار 79/0 میلی‌گرم در گرم وزن‌تر در برگ گیاهان شاهد بدست آمد. بیش‌ترین سطح برگ (69/5481 میلی‌متر مربع) با کاربرد توام تیمارهای کلات‌کلسیم 3 در هزار و اسید‌فولیک 3 در هزار بدست آمد که اختلاف معنی‌داری با سایر سطوح داشت. کم‌ترین میزان سطح برگ نیز در تیمار‌های شاهد مشاهده شد. نتایج مقایسه میانگین‌ها بیانگر آن بود که تیمارهای 3 در هزار کلات کلسیم و 3 در هزار فولیک‌اسید بیشترین عملکرد میوه را به‌ترتیب با 63/167 و 30/135 کیلوگرم در هر درخت حاصل نمودند. کم‌ترین عملکرد نیز مربوط به درختان شاهد بود. با توجه‌ به یافته‌های این پژوهش تیمارهای فولویک اسید و کلات کلسیم در غلظت 3 در هزار برای بهبود کارایی برگ و عملکرد میوه بِهْ رقم ’حاج آقا کیشی‘ نتیجه بهتری را نشان داد.

مقالات پژوهشی فیزیولوژی پس از برداشت

تأثیر کاربرد پس از برداشت اسید آسکوربیک بر عمر انبارمانی و کیفیت میوه‌ی خرمالو ((Diospyros kaki Thunb.

صفحه 241-257

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69745.1040

فهیمه نصر، ولی ربیعی، فرهنگ رضوی، غلامرضا گوهری

چکیده با توجه به فسادپذیر بودن میوه خرمالو در دوره پس از برداشت و محدودیت استفاده از مواد شیمیایی، معرفی روش‌های طبیعی و سالم برای حفظ کیفیت و افزایش عمرانبارمانی خرمالو ضروری می‌باشد. این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمار اسید آسکوربیک بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی میوه خرمالو رقم ’کرج‘ انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل اسید آسکوربیک در سه سطح (15، 30 و صفر (شاهد) میلی‌مولار) به عنوان فاکتور اول و زمان انبارمانی در سه سطح (15، 30 و 45 روز) به عنوان فاکتور دوم بودند. میوه‌ها به روش غوطه­وری در محلول اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار و آب مقطر تیمار شدند و در یک دوره انباری 45 روزه در سردخانه با دمای 4 درجه ‌سانتی‌گراد و رطوبت نسبی 85-90 درصد نگهداری شدند. نتایج بدست آمده حاکی از تأثیر معنی‌دار تیمارها بر صفات مورد ارزیابی بود. تیمارهای اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار موجب حفظ ویتامین ث، فلاونوئید کل، ظرفیت‌آنتی‌اکسیدانی و تانن محلول در مقایسه با شاهد شدند. تیمار اسید آسکوربیک 30 میلی‌مولار بهترین تیمار در بین تیمارهای اعمال شده در حفظ سفتی ) 6/1 کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع( تانن محلول )1889 میلی‌گرم بر کیلوگرم)، فنول (1591 میلی‌گرم بر کیلوگرم) و فلاونوئید کل (309 میلی‌گرم بر کیلوگرم) نسبت به شاهد بود. کاربرد اسید آسکوربیک 15 و 30 میلی‌مولار به طور مؤثری موجب تأخیر در افزایش مالون‌دی‌آلدهید (1/1 و 3/2 نانو مول بر گرم وزن‌تر) و کاهش وزن (8/0 و 3/1 درصد) نسبت به شاهد در طی 45 روز انبارمانی شدند. با توجه به اثرات مثبت تیمار اسید آسکوربیک بر حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه خرمالو در طی 45 روز انبارمانی، چنین به نظر می‌رسد که کاربرد این ترکیب در مقیاس وسیع به عنوان راهکار مناسب جهت افزایش کیفیت میوه خرمالو قابل توصیه باشد.

مقالات پژوهشی بیوتکنولوژی و اصلاح درختان و گل های زینتی

همبستگی کانونی صفات مورفولوژی و فیتوشیمیایی پنج رقم ارکیده فالانوپسیس

صفحه 259-269

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.69819.1042

فاطمه بیدرنامنی، سید نجم الدین مرتضوی، یعثوب شیری

چکیده ارکیده فالانوپسیس یکی از گونه­های زیبا و تجاری از خانواده ارکیده بوده و تحقیقات در زمینه خواص دارویی آن اندک است. این تحقیق با هدف ارزیابی همبستگی کانونی صفات ریخت­شناسی و فیتوشیمیایی پنج رقم ارکیده فالانوپسیس شامل ‘Dubrovnik’، ‘Memphis’، ‘Andorra’، ‘Bucharest’ و ‘Nottingham’ انجام شد. اندام­های برگ و ریشه حاصل از کشت بافت بذر 5 رقم ارکیده در محیط کشت Chen در پژوهشکده کشاورزی دانشگاه زابل در سال 1399 برداشت شد. فاکتورهای تعداد ریشه، طول ریشه، تعداد برگ و طول برگ اندازه­گیری شد. پس از تهیه عصاره اتانولی برگ و ریشه میزان فنول کل، فلاونوئید کل و فعالیت آنتی اکسیدانی و در نهایت همبستگی کانونی بین صفات مورفولوژی و فیتوشیمیایی محاسبه شد. نتایج نشان داد که دو متغیر کانونی اول معنی­دار می­باشد و متغیر سوم معنی­دار نشد. اولین متغیر کانونی دارای بیشترین مقدار ویژه 83/65 است و متغیر دوم و سوم کانونی به ترتیب دارای 59/4 و 10/0 مقادیر ویژه است. با توجه به نتایج این تحقیق، متغیر کانونی اول با بالاترین مقادیر ویژه، مربع همبستگی کانونی و بیشترین درصد تجمعی باید در تمام صفات ریخت‌شناسی و فیتوشیمیایی مورد بررسی قرار گیرد. متغیرهای کانونی معنی­دار در صفات ریخت شناسی، 94 درصد از واریانس کل متغیرهای فیزیولوژیک را برازش می­کند. در حالی که متغیرهای کانونی معنی­دار در صفات فیتوشیمیایی 100 درصد از واریانس صفات فیتوشیمیایی را برازش می­کند. با توجه به نتایج به دست آمده و درصد بالای برازش در صفات فیتوشیمیایی می­توان نتیجه گرفت صفات فیتوشیمیایی می­توانند با دقت بیشتری همبستگی بین صفات را بیان کنند. همچنین معنی­داری همبستگی کانونی بین دو گروه متغیر، ارتباط بین صفات فیتوشیمیایی و ریخت­شناسی پنج رقم ارکیده فالانوپسیس را نشان داد. به طورکلی آنالیز نتایج این تحقیق نشان داد ارقام ارکیده دارای ترکیبات فنلی و فلاونوئیدی بالایی بوده و بالاترین قدرت مهار رادیکال­های آزاد را در همبستگی کانونی داشته­اند، می­توان از آن­ها به عنوان دارو استفاده کرد.

مقالات پژوهشی میوه کاری

مدل‌سازی خطی تأثیر آفات و بیماری‌ها بر روند رشد گیاه توت فرنگی در فضای حالت

صفحه 271-283

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70888.1062

زهره عباسی، ایمان زمانی، محسن شفیعی راد، امیرحسین امیری مهرا، سید مهدی حسینی فرهی

چکیده گیاه توت فرنگی به دلیل داشتن منابع غنی از ویتامین‏ها و آنتی اکسیدان،‏ میوه‏ای با ارزش است که در سراسر جهان نیز رشد می‏کند ولی تولید آن اغلب توسط آفات مختلف تهدید می‏شود. از این‏رو، مدیریت آفات باید به عنوان یکی از مهمترین نکات در کشت و تولید گیاه توت فرنگی مورد توجه قرار گیرد. آفت تریپس به عنوان یک آفت گلخانه‏ای می‏تواند اثرات مخربی در تولید توت فرنگی داشته باشد، با این‏حال، روش‏های زیادی برای مقابله با آن‏ وجود دارد. یکی از بهترین راه‏ها رعایت بهداشت گلخانه و استفاده از سموم شیمیایی مناسب است. با این حال، پیش بینی مراحل رشد گیاه به روش های معمول برای پیش بینی زمان استفاده از سموم شیمیایی غیرممکن است. زمان وقوع هر مرحله‏ی رشد تنها با استفاده از مدل‏های شبیه‏سازی و با در نظر گرفتن عوامل موثر در رشد گیاه مانند عوامل محیطی، آفات، بیماری‏ها و تغذیه قابل پیش‏بینی است. به همین منظور، نویسندگان در این مطالعه با در نظر گرفتن تأثیر آفات و بیماری‏ها، روند رشد گیاهان توت فرنگی را مدل‏سازی می‏کنند. مشهورترین مکانیزم تجزیه و تحلیل فرآیند رشد از نظر ریاضی، مدل‏سازی است. از مدل‏ها می‏توان به عنوان جایگزینی برای تجزیه و تحلیل آماری در برداشت محصولات استفاده کرد. مدل‏سازی توان استنتاج رفتار گیاه را افزایش می‏دهد و می تواند برای ارزیابی آزمایشات مورد استفاده قرار گیرد. برای معرفی یک مدل مطلوب، شناسایی ویژگی‏های اساسی روند رشد، مورد نیاز است. در این مطالعه، پویایی رشد توت فرنگی توسط سه متغیر حالت (گل، میوه جوان، میوه کامل) مدل شده است. در همین حال، واکنش گیاه به عوامل محیطی مانند آفات (بطور خاص آفت تریپس) و عوامل مدیریت موثر بر محیط و آب و هوای ایجاد شده برای رشد گیاه مورد بررسی قرار می‏گیرد. مدل پیشنهادی با داشتن روابط ساده که در برگیرنده مفهوم کلی رشد است دارای کارآیی لازم در پیش‏بینی رشد گیاه است و همچنین ابزاری مفید به فایده برای تجزیه و تحلیل عوامل رشد گیاه است. همچنین می‏توان به محققان، پژوهشگران و تولیدکنندگان کمک کرد تا توانایی پیش‏بینی میزان و نحوه رشد گیاه، متاثر از تغییر تعداد آفات را داشته باشند. علاوه بر این، میزان بیماری و خسارت آفات برای نرخ‏های مختلف در مراحل رشد را نشان داده تا با پیش‏بینی آن بتوان میزان خسارت ناشی از آفات را با هزینه‏های کم و راه حل‏های عملی کاهش داده و آن‏ها را به مرحله اجرا درآورد. طبق نتایج به دست آمده در این مطالعه، از آنجا که عدم کنترل آفات باعث می‏شود از هر ده میوه سالم فقط چهار میوه به مرحله رشد کامل برسند، کنترل و دفع آفات ضروری است. با استفاده از مدل پیشنهادی صاحبان گلخانه‏ها و تولیدکنندگان می‏توانند در عرض چند ثانیه چندین فصل رشد را شبیه‏سازی کرده و با در نظر گرفتن اطلاعات زیست محیطی منطقه مورد مطالعه و نرخ‏های موثر در روند رشد گیاه، میزان برداشت و از بین رفتن محصول خود را پیش‏بینی کنند.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

اثر کاربرد کودهای آلی و زیستی بر خصوصیات رشدی و بیوشیمیایی رازیانه (Foeniculum vulgar Miller) در شرایط گلخانه

صفحه 285-306

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.70948.1063

سید امیرحمزه بهاری میمندی، شهرام شرف زاده، امید علیزاده، فرود بذرافشان، بهرام امیری

چکیده این پژوهش به منظور بررسی اثرات کاربرد کودهای آلی و زیستی بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی و فیتوشیمیایی رازیانه (Foeniculum vulgar Miller) انجام شد. در این مطالعه، اثر ورمی­کمپوست (صفر، 4 و 8 درصد در گلدان)، کود حیوانی (صفر، 5/7 و 15 درصد در گلدان) و قارچ مایکوریزا (تلقیح 1 درصد و عدم تلقیح) بر ویژگی­های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی رازیانه در شرایط گلخانه مورد بررسی قرار گرفت. این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا شد. نتایج نشان داد کودهای آلی و زیستی باعث بهبود خصوصیات عملکردی و فیتوشیمیایی رازیانه نظیر ارتفاع بوته، وزن دانه در بوته، وزن تر و خشک ریشه و گیاه، محتوای فنول و فلاونوئید کل، فعالیت آنتی اکسیدانی، درصد اسانس و درصد کلونیزاسیون شدند. حداکثر ارتفاع بوته، تعداد گل، چتر و دانه در بوته و وزن تر و خشک ریشه، پس از کاربرد تلفیقی 8 درصد در گلدان ورمی­کمپوست، 15 درصد در گلدان کود حیوانی و کاربرد مایکوریزا حاصل گردید.  بر اساس نتایج، بالاترین میزان فلاونوئید کل (66/177 میلی­گرم در صد گرم ماده خشک) پس از کاربرد تلفیقی 8 درصد در گلدان ورمی­کمپوست، 15 درصد در گلدان کود حیوانی و کاربرد مایکوریزا مشاهده شد. نتایج این مطالعه نشان داد بیشترین وزن تر و خشک گیاه (به ترتیب با میانگین­های 33/121 و 41/17 گرم) پس از کاربرد تلفیقی مایکوریزا و 15 درصد در گلدان کود حیوانی حاصل گردید. کاربرد مایکوریزا در ترکیب با 15 درصد در گلدان کود حیوانی نسبت به سایر تیمارها باعث افزایش معنی‌دار محتوای فنول کل در اندام هوایی با میانگین 22/73 میلی­گرم در صد گرم ماده خشک شد. افزون بر این، بیشترین میزان فعالیت آنتی‌اکسیدانی (51 درصد) پس از کاربرد تلفیقی  8 درصد در گلدان ورمی کمپوست و 15 درصد در گلدان کود حیوانی حاصل گردید. کاربرد کودهای آلی و زیستی به طور معنی­داری باعث افزایش وزن هزار دانه و درصد اسانس در گیاه رازیانه شد. پس از اعمال تیمار 15 درصد در گلدان کود حیوانی، بیشترین درصد اسانس میوه با میانگین 43/3 درصد حاصل گردید. به طور کلی بالاترین درصد اجزای تشکیل‌دهنده اسانس میوه در شرایط گلخانه، به ترتیب مربوط به (E)-Anethole (26/78 درصد)، Fenchone (15/7 درصد)، Limonene (12/6 درصد) و Methyl chavicol (85/3 درصد) بود. میزان (E)-Anethole به عنوان ترکیب غالب اسانس، در تیمار شاهد 92/66 درصد گزارش گردید. کاربرد تلفیقی مایکوریزا و 4 درصد در گلدان ورمی کمپوست محتوای (E)-Anethole موجود در اسانس را تا 72/80 درصد افزایش داد. به طور کلی ورمی­کمپوست، کود حیوانی و مایکوریزا باعث بهبود خصوصیات رشدی، بیوشیمیایی و عملکرد اسانس رازیانه شد. این کودها با در اختیار قرار دادن مقادیر زیادی از عناصر غذایی مورد نیاز و تأثیر بر جنبه­های مختلف رشد و توسعه ریشه، عملکرد گیاه را افزایش دادند. در این میان شاید نقش نیتروژن به دلیل مشارکت در پروتئین­سازی و نقش آهن در تثبیت نیتروژن، فتوسنتز و انتقال الکترون، بیشتر از بقیه نمایان باشد.

مقالات پژوهشی گیاهان زینتی و فضای سبز

بررسی اثر جیبرلیک‌اسید و طیف‌های مختلف نور LED بر کیفیت نشاء Cyclamen persicum Mill.

صفحه 307-318

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71343.1071

بدری غلامیان دهکردی، سعید ریزی، مسعود قاسمی قهساره

چکیده به­منظور بررسی تاثیر طیف­های نور LED و جیبرلیک­اسید (GA3) بر کیفیت نشاء سیکلمن (Cyclamen persicum) آزمایشی به­صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. گیاهان از مرحله جوانه­زنی به­مدت چهار ماه تحت تاثیر دو سطح از طیف­های نوری LED شامل نسبت­های 70: 20: 10 و 40: 40: 20 درصد با رنگ­های سفید: قرمز: آبی با شدت یکسان 100 میکرو­مول بر متر­مربع بر ثانیه، در محفظه­ای طراحی شده (که عوامل محیطی تا حد امکان در آن تحت کنترل بود) قرار گرفتند و GA3 در چهار غلظت صفر، 20، 40 و 60 میلی­گرم بر­لیتر و در سه نوبت روی برگ­ها افشانش شد. بر اساس نتایج، بیشترین تعداد برگ و سطح برگ به­ترتیب در تیمار 40: 40: 20 و 70: 20: 10 مشاهده شد. طول ریشه در غلظت 60 میلی­گرم بر لیتر GA3 افزایش یافت و نزدیکترین تاریخ گلدهی گیاه از برهمکنش تیمار 70: 20: 10 و غلظت صفر میلی­گرم بر لیتر GA3 بدست آمد. بیشترین مقدار کلروفیل b و قند محلول برگ از برهمکنش تیمار 40: 40: 20 و غلظت صفر میلی­گرم بر­لیتر GA3 مشاهده شد. شاخص‌های Ψ-0 (حداکثر عملکرد کوانتومی فتوشیمیایی اولیه) و φ-E0 (عملکرد کوانتومی انتقال الکترون) در غلظت صفر میلی­گرم بر لیتر GA3 و VJ (فلورسنس متغیر نسبی) در غلظت 40 میلی­گرم بر­لیتر GA3 افزایش یافت. بالاترین میزان ABS/RC (تراکم مرکز واکنش به­ازاء مقدار انرژی نورانی جذب شده) از برهمکنش تیمار 40: 40: 20 و غلظت 60 میلی­گرم بر لیتر GA3 بدست آمد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد کاربرد تجاری لامپ­های LED برای پرورش نشاء سیکلمن برای دستیابی به­نتایج مشابه با این پژوهش باید با در نظر گرفتن سایر هزینه­ها با احتیاط انجام شود.

مقالات پژوهشی گیاهان دارویی

تأثیر اشعه ماورابنفش (UV-C) بر رنگیزه‌های فتوسنتزی و پارامترهای بیوشیمیایی گیاه خرفه (Portulaca oleracea)

صفحه 319-328

https://doi.org/10.22067/jhs.2021.71685.1077

زینب السادات شاه زیدی، سعید حسامی تکلو، لیلا امجد، حکیمه زالی، علیرضا ایرانبخش

چکیده اشعه ماورا بنفش یک عامل غیرزنده مهم است که می‌تواند تولید متابولیت‌های ثانویه، از جمله ترکیبات آنتی‌اکسیدانی در گیاهان را تحریک کند. تخریب لایه ازن و پیامدهای ناشی از  آن ازجمله تابش مستقیم اشعه ماورای بنفش بر کره زمین و اثرات آن بر گیاهان زراعی و داروئی از جمله مباحثی است که مطالعات بسیار کمی روی آن صورت گرفته است. هدف از این پژوهش تاثیر اشعه ماورا بنفش در سطوح مختلف (UV-C: صفر، 100، 200، 300، 400، 500، 600 و 700 نانومتر) روی فعالیت رنگیزه‌های فتوسنتزی و صفات بیوشیمیایی گیاه خرفه در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بررسی شد. گیاهان به مدت یک هفته، به صورت یک روز در میان و هر بار به مدت 3 دقیقه توسط دو لامپ فلورسانس با طول موج 260 نانومتر در معرض تابش فرابنفش C (در فاصله‌ی 30 سانتی‌متر از منبع نور UV با شدت 27 (وات بر متر مربع) قرار گرفتند. صفات مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلروفیل a، کلروفیل b، کلروفیل کل، کاروتنوئید، فنل، فلاونوئید و فعالیت آنتی‌اکسیدانی بود. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که تیمار اشعه ماورا بنفش کلروفیل a، b، کلروفیل کل، کاروتنوئید گیاه خرفه نسبت به شاهدکاهش یافت؛ اما تیمار  اشعه ماورا بنفش گیاه خرفه باعث افزایش معنی‌دار فنل، فلاونوئید و آنتی‌اکسیدان نسبت به شاهد شد. تاثیر دوزهای مختلف اشعه ماورا بنفش بر فنل و آنتی‌اکسیدان گیاه خرفه نشان داد که بیشترین و کمترین UV-C به‌ترتیب در 700 و 100 نانومتر بود. به طور خلاصه، اعمال تنش نوری فرابنفش به صورت کنترل شده می‌تواند یک استراتژی جایگزین جدید برای افزایش بهره‌وری گیاه دارویی خرفه ارائه دهد. تعدیل نور UV-C در سیستم‌های کشاورزی ابزاری امیدوارکننده برای افزایش تولید محصولات است.