با همکاری انجمن علمی منظر ایران
دوره و شماره: دوره 27، شماره 3، پاییز 1392 
مقالات پژوهشی

مطالعه تغییرات عملکرد برگ سبز و کیفیت چای سیاه در شیوه‌های متفاوت برداشت دستی

صفحه 227-234

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26348

شیوا روفی‌گری حقیقت، احمد شیرین فکر، کلثوم چراغی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی تاثیر شیوه‌های متفاوت برداشت دستی بر عملکرد برگ سبز چای و کیفیت چای سیاه انجام شد. انواع برداشت دستی که در این پژوهش مورد ارزیابی قرار گرفت، شامل برداشت غنچه و برگ اول، غنچه و برگ دوم، غنچه و برگ سوم و غنچه و برگ چهارم بود. برگ سبز چای از ایستگاه تحقیقات چای فومن، در دو نوع هیبرید چینی بومی منطقه و کلون 100 انتخاب گردید. برداشت در مدت سه سال در فصل رشد به تناوب انجام شد. عملکرد برگ سبز در هر سال از مجموع برداشت‌های هر کرت محاسبه گردید. چای‌سازی به روش معمول در ایران (ارتدکس) انجام شد. مقدار ضایعات جدا شده از چای سیاه تعیین گردید. خصوصیات کیفی چای سیاه نظیر ترکیبات شیمیایی (کافئین، عصاره آبی، تئافلاوین، تئاروبیجین، رنگ کل و شفافیت) و امتیاز حسی روی هر کرت آزمایشی انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از طرح آزمایشی کرت‌های دوبار خرد شده در زمان، بر پایه بلوک‌های کامل تصادفی صورت گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد برگ سبز مربوط به کلون100 در برداشت به صورت غنچه و برگ سوم بوده است، در حالی که تیمار از نظر خصوصیات کیفی چای سیاه در هر دو نوع هیبرید و کلون 100 در رتبه متوسط قرار داشت. بیشترین مقدار ضایعات و کمترین مقدار ترکیبات شیمیایی موثر در کیفیت چای در تیمار یک غنچه و چهار برگ مشاهده شد. مقدار ترکیبات کیفی در کلون 100 بیشتر از نوع هیبرید بود. همبستگی مثبت و معنی‌داری بین مقدار ترکیبات شیمیایی موثر در کیفیت چای سیاه و امتیاز حسی که توسط ارزیاب‌ها بررسی شد، مشاهده گردید.

مقالات پژوهشی

مقایسه رشد، غلظت عناصر غذایی و میزان اسانس دو رقم ریحان (Ocimum basilicum) بومی ایران در دو سیستم کشت هیدروپونیک و آکواپونیک

صفحه 235-246

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26350

حمیدرضا روستا، سمیه عرب پور

چکیده آکواپونیک یکی از تکنیک های کشت بدون خاک است که در آن ماهی و گیاه بطور توام پرورش داده می شوند. ریحان گیاهی علفی و متعلق به خانواده نعناع می باشد که اسانس آن عمدتاً در صنایع غذایی، دارویی و عطرسازی مورد استفاده قرار گرفته و همچنین دارای خواص ضد میکروبی است. کشت گلخانه ای ریحان، جهت عرضه مداوم ریحان تازه به بازار، به دلیل ارزش بالای اقتصادی و تقاضای زیاد آن در حال گسترش می باشد. به منظور بررسی تاثیر سیستم های کشت بدون خاک بر عملکرد، غلظت عناصر غذایی و میزان اسانس گیاه ریحان آزمایشی بصورت فاکتوریل با دو فاکتور، سیستم (هیدروپونیک و آکواپونیک) و رقم (ریحان سبز و ریحان بنفش) و در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که وزن تر و خشک بخش هوایی و ریشه، ارتفاع، سطح برگ و تعداد گره در هر دو رقم در سیستم هیدروپونیک بیشتر از آکواپونیک بود. شاخص SPAD به طور معنی داری تحت تأثیر سیستم کشت قرار گرفت و میزان آن در سیستم هیدروپونیک 86/12 درصد بیشتر از سیستم آکواپونیک بود. میزان اسانس در بخش های هوایی تحت تاثیر سیستم کشت و رقم قرار نگرفت. پایین بودن غلظت عناصر نیتروژن، فسفر و منگنز احتمالا دلیل کاهش سبزینگی و کاهش رشد گیاهان در سیستم آکواپونیک بوده است. اگرچه بر اساس نتایج فوق رشد گیاهان در سیستم آکواپونیک کمتر از هیدروپونیک بود ولی با این وجود رشد گیاهان در این سیستم رضایتبخش بوده و هیچ گونه علائم ظاهری کمبود در گیاهان مشاهده نشد. احتمالا افزایش تعداد ماهی در واحد حجم آب و افزایش غذادهی می تواند به رفع کمبود جزئی عناصر غذائی در سیستم آکواپونیک کمک کند. بنابراین سیستم آکواپونیک ظرفیت تولید گیاهان داروئی مثل ریحان را دارا می باشد.

مقالات پژوهشی

اثرات دی‌اکسید‌کربن و رژیم‌‌های نوری بر صفات آناتومیکی و فیزیولوژیکی سه رقم گل بنفشه (Viola tricolor) در شرایط گلخانه‌ای

صفحه 247-258

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26352

محمود شور، زهرا کریمیان، مرتضی گلدانی

چکیده اثرات منفی افزایش غلظت دی‌اکسیدکربن در دنیا از یک طرف و اثرات مثبت غنی‌سازی گلخانه‌ها با این گاز از طرف دیگر امروزه از مهم‌ترین دلایل تحقیق اثرات این گاز بر روی گیاهان مختلف است. به منظور ارزیابی اثرات دی‌اکسیدکربن و رژیم‌های نوری در ژنوتیپ‌ها مختلف بنفشه، آزمایشی به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار و 18 تیمار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی در سال 1388 انجام شد. تیمارها شامل 2 غلظت دی‌اکسیدکربن (1000 و 380 میکرومول بر مول)، 3 رژیم نوری (11000 و 14000 لوکس) و نور معمولی خورشید و 3 رقم بنفشه (Yellow-Black, Bourdeaux, Sawyers Black به ترتیب دارای گل‌هایی به رنگ پر کلاغی، شرابی و زرد) بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که در بین 11 صفت اندازه‌گیری شده، در اغلب تیمارها صفات طول، عرض و تعداد روزنه و وزن خشک اندام هوایی معنی‌دار شدند. غلظت 1000 میکرومول بر مول دی‌اکسیدکربن در مقایسه با غلظت 380 میکرومول بر مول هدایت روزنه‌ای و وزن خشک را به میزان کمتری کاهش داد. اثر رژیم‌های نوری به طور کلی بر روی صفات اندازه‌گیری شده تفاوت معنی‌داری با نور معمولی خورشید نشان نداد. در بین ژنوتیپ‌ها نیز به طور کلی ژنوتیپ شرابی رنگ به دلیل تعداد روزنه کمتر و احتمالا کاهش مصرف آب مناسب‌تر بود.

مقالات پژوهشی

ارزیابی دلایل سرخشکیدگی و زردی زود هنگام درختان چنار (platanus sp.) در شهر مشهد با استفاده از تجزیه رگرسیون مکانی (GGE biplot)

صفحه 259-274

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26354

امیر لکزیان، ولی فیضی اصل، علی تهرانی فر، اکرم حلاج نیا، حدیثه رحمانی، پیام پاکدل، سید هدایت محسنی، آرزو طالبی

چکیده خشکیدگی سرشاخه‌های درختان یک مشکل جدّی در بسیاری از مناطق دنیا است و اخیراَ حفاظت و نگهداری از فضای سبز شهرهای بزرگ به چالشی مهم برای مسئولان شهری تبدیل شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی و تعیین دلایل سرخشکیدگی زود رس و زرد شدن زود هنگام برگ درختان چنار انجام شد. آزمایش در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی به صورت کرت‌های دو بار خرد شده (اسپلیت اسپلیت پلات) در 15 بلوک (مکان آزمایشی) در سال 1388 به اجرا در آمد. کرت اصلی زمان نمونه‌برداری (بهار، تابستان و پائیز)، کرت فرعی وضعیت و رنگ عمومی درخت (سبز و زرد) و کرت فرعی در فرعی محل نمونه بر روی درخت (برگ‌های لایه پایین، لایه میانی و لایه بالایی) در نظر گرفته شد. پس از تهیه، آماده‌سازی نمونه‌های برگی، نیتروژن کل، فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، روی و سدیم با استفاده روش های استاندارد آزمایشگاهی اندازه گیری و اطلاعات با استفاده از روش تجزیه رگرسیون مکانی مورد تجزیه و تفسیر قرار گرفت. نتایج نشان داد که از بین عناصر مورد مطالعه کمبود نیتروژن با شدت بیشتری در لایه‌های پائینی در تابستان رخ داد و علائم کمبود بسیار بارزتر از فصل بهار بود. همچنین کمبود بسیار شدید آهن در گروه درختان زرد در مقایسه با درختان سبز به اثبات رسید که این کمبود با کمبود روی در گیاه توأم بود. با این تفاوت که کمبود روی در بهار چندان مشهود نبوده و شدت آن در تابستان بیشتر مشاهده شد، اما کمبود آهن از همان ابتدای فصل بهار در درختان چنار شروع و با شدت بیشتری در تابستان نمایان شد. با توجه به نتایج حاصل از این آزمایش به نظر نمی‌رسد که کمبود عناصر غذایی دلیل اصلی خشکیدگی درختان چنار در شهر مشهد باشد و علت ظهور این علایم می‌تواند خشکسالی و کمبود شدید آب، سرمای شدید زمستان و اوایل فصل بهار و حمله قارچ های پارازیت چوب‌زی و ضعیف شدن گیاه و ظهور علایم زردی و سرخشکیدگی سرشاخه‌ها باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی اثر زمان برداشت بر برخی متغیرهای حسی ارقام بومی تابستانه سیب طی دوره نگهداری در انبار سرد

صفحه 275-285

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26355

حسن حاج نجاری، مهدی عشقی حسن‌آبادی

چکیده این پژوهش در سال 1386 بر میوه درختان 7 رقم سیب تابستانه بومی پرورش ‌یافته در شرایط آب و هوایی کرج، در دو زمان برداشت انجام پذیرفت. میوه‌های برداشت شده در دمای ºC 5/0 ± 0 و رطوبت نسبی 5 ± 85% نگهداری شدند. متغیرهای حسی میوه‌ شامل: عطر، طعم، شیرینی، کیفیت خوراکی گوشت و قابلیت پذیرش کلی توسط 10 آزمون‌گر باتجربه ثابت در فواصل زمانی مشخص مورد آزمون قرار گرفت و ارزیابی آنان در فرم‌های مخصوص ثبت گردید. بررسی‌های بیوشیمیایی شامل: مواد جامد محلول، اسیدیته قابل عیارسنجی و pH صورت گرفت. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج نشان داد بین دو زمان برداشت، ارقام و آزمون‌های حسی در مقاطع زمانی مختلف طی دوره انبارمانی در صفات حسی اندازه‌گیری ‌شده در سطح 1% تفاوت معنی‌‌دار وجود دارد. ارقام برتر از نظر حفظ قابلیت‌های حسی مطلوب به ترتیب در زمان برداشت اول شامل: 'مشهد'، رقم جدید 'گل بهار' و 'گلاب کهنز' و در زمان برداشت دوم شامل: 'گلاب اصفهان'، 'گلاب کهنز'، 'گل بهار'، 'قرمز رضائیه'،' مشهد' و 'عسلی' بودند. همچنین مشخص شد در زمان برداشت اول نوسانات بیشتری در روند تغییرات کیفی میوه نسبت به زمان برداشت دوم وجود دارد. با توجه به ظرفیت ژنتیکی رقم و سطوح نوسانات کیفی ثبت شده در مقاطع زمانی متوالی دوره نگهداری، بالاترین سطح فرازگرایی در مقاطع میانی انبارمانی اتفاق ‌افتاد. ارزیابی صفات حسی بر نمونه های زمان برداشت دوم، دلالت بر برتری چشم‌گیر شاخص طعم در مقاطع ابتدایی دوره انبارمانی داشت. ادامه آزمون های حسی مقایسه ای در مقاطع مختلف از دو زمان برداشت نشان داد که برتری ثبت شده در برداشت دوم نسبت به زمان اول به تدریج کاهش یافت به‌طوری ‌که در بلند مدت اختلاف معنی‌داری بین نتایج آزمون های حسی در مقاطع زمانی مشابه دو زمان برداشت مشاهده نشد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی دورۀ پذیرش کلاله در چند رقم هلو در شرایط گرده افشانی کنترل شده در مزرعه و آزمایشگاه

صفحه 286-294

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26385

شبنم فخیم رضایی، جعفر حاجی لو

چکیده به منظور ارزیابی طول دورۀ پذیرایی کلاله، در ارقام مخملی، انجیری تابستانه، انجیری مالکی، حاج کاظمی و زودرس هلو، گرده افشانی کنترل-شده در آزمایشگاه و مزرعه انجام شد. جهت انجام گرده افشانی کنترل شده از شاخه های دارای تعداد کافی جوانۀ گل در هر رقم استفاده گردید. گرده-افشانی دستی در روز اخته نمودن گل ها (روز صفر) و سپس هر دو روز (2، 4، 6 و 8 روز پس از اخته نمودن) با گردۀ خودی انجام و جهت ردیابی نفوذ لولۀ گرده مادگی های گرده افشانی شده 4 روز پس از گرده افشانی جمع آوری شده و در محلول فیکساتیو (FAA) تثبیت شدند. مادگی ها پس از شستشو به منظور نرم شدن در محلول سولفیت سدیم 5% اتوکلاو شدند. پس از رنگ آمیزی با آنیلین بلو وضعیت جوانه زنی دانۀ گرده در سطح کلاله و چگونگی رشد لوله‌های گرده در هر قسمت خامه (فوقانی و تحتانی) و همچنین داخل تخمدان بوسیلۀ میکروسکوپ فلورسنت شمارش شد. نتایج حاصل از مطالعۀ حاضر نشان می دهد که کلاله ها در تمامی ارقام مورد مطالعه در مرحلۀ شروع باز شدن گل پذیرا بوده وبه مدت 8 روز پذیرایی خود را حفظ می کند. میزان پذیرایی بین 2 تا 4 روز بعد به مطلوب ترین میزان خود می رسد. وجود نوسانات دمایی در شرایط مزرعه عکس العمل متفاوت ارقام را در زمانهای مختلف گرده افشانی به همراه داشت. با توجه به جوانه زنی گرده در سطح کلاله و در شرایط درون شیشه ای و وجود لولۀ گرده در درون تخمدان در شرایط خود گرده افشانی عدم وجود نرعقیمی و وجود خودسازگاری در ارقام مورد مطالعه مشخص گردید.

مقالات پژوهشی

بررسی اثرات دور آبیاری و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه شنبلیله (Trigonella foenum-graecum L.)

صفحه 295-300

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26386

رضا برادران، محسن شخمگر، غلامرضا موسوی، الیاس آرزمجو

چکیده به منظور بررسی اثرات دور آبیاری و نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه دارویی شنبلیله، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه آموزشی دانشگاه آزاد بیرجند در بهار سال 1388 انجام شد. تیمارها شامل دور آبیاری (4، 8 و 12 روز) به عنوان عامل اصلی و کود نیتروژن (صفر، 50، 100 و 150 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار) به عنوان عامل فرعی بودند. نتایج نشان داد عملکرد دانه در تیمارهای آبیاری پس از 4 و 8 روز تفاوت معنی داری ندارد، اما بیشترین عملکرد علوفه از تیمار آبیاری پس از 4 روز به دست آمد. افزایش نیتروژن نیز موجب افزایش عملکرد و اجزای عملکرد شد اما بین مقادیر 100 و 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار تفاوت معنی داری از لحاظ عملکرد دانه و علوفه وجود نداشت. دور آبیاری بر کلیه اجزای عملکرد به جز طول غلاف تاثیر معنی داری داشت. نیتروژن نیز تاثیر معنی داری بر ارتفاع بوته و تعداد غلاف در بوته داشت و اثر آن برای صفات تعداد دانه در غلاف، وزن هزار دانه و طول غلاف معنی دار نبود. اثر متقابل دور آبیاری و نیتروژن در این آزمایش نشان داد در زمان نبود خشکی، مقادیر 100 و 150 کیلوگرم نیتروژن در هکتار بیشترین تاثیر را بر عملکرد و اجزای عملکرد شنبلیله دارد اما با افزایش دور آبیاری به 12 روز (کاهش میزان آب مصرفی)، مقدار 100 کیلوگرم نیتروژن بیشترین تاثیر را بر کلیه صفات دارد.

مقالات پژوهشی

ارزیابی خسارت سرمای بهاره در تیپ‌های مختلف ارقام بادام و زردآلو

صفحه 301-309

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26387

جلیل دژم‌پور

چکیده سرما و یخبندان بسته به زمان وقوع و مرحله فنولوژیکی درخت خسارات جبران‌ناپذیری به درختان میوه وارد می‌نماید. بادام (Prunus amygdalus B.) و زردآلو (P. armeniaca L.) از زودگل‌ترین و حساس‌ترین درختان میوه به سرما محسوب می‌شوند. این تحقیق با هدف بررسی عوامل موثر بر سرمازدگی و نوسانات باردهی ازسال 1379 روی تیپ‌های مختلف بادام و زردآلو اجرا گردید. در این آزمایش شش رقم بادام خیلی دیرگل (سهند، شکوفه و آ200)، دیرگل (تونو و سوپرنوا)، و زودگل (منقا) و شش رقم زردآلو از تیپ‌های مختلف داخلی (اردباد، نصیری و عسکرآباد) و خارجی (کانینو، رویال و تلتون) انتخاب و برخی از صفات بیولوژیکی و فیزیولوژیکی مرتبط با تحمل به سرما در یک دوره 10 ساله مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد خسارت سرما فقط مربوط به سرمای زیر صفر نبوده و شرایط نامساعد جوی در زمان گلدهی و مکانیسم باروری رقم است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم موجب اختلال در فرآیند باروری گل‌ها و تشکیل میوه می‌گردد. ارقام خیلی دیرگل و خودسازگار (SC) بادام نظیر سهند، آ200، تونو، سوپرنوا و یا ارقام خودسازگار و پرمحصول زردآلو نظیر کانینو، رویال و تلتون از ارقامی بودند که کمتر از سرمای بهاره خسارت دیدند و در اکثر سال‌ها از محصول‌دهی عادی برخوردار بودند. در حالی که ارقام زودگل و خودناسازگار در اکثر سال‌ها از سرما آسیب دیده بودند. در این پژوهش زمان گلدهی، زمان و مدت خواب فیزیولوژیکی، خودسازگاری گل‌ها، مقاومت به سرمای اندام‌های زایشی، دوره گرده افشانی موثر (EPP)، طول دوره گلدهی ، عکس العمل دمایی جوانه های گل از عواملی بودند که بسته به نوع رقم هر یک به شکلی در سرمازدگی و باردهی موثر بودند.

مقالات پژوهشی

اثر غلظت و زمان محلول‌پاشی اسید جیبرلیک بر ترکیدگی میوه انار (Punica granatum L.) رقم ملس اصفهان

صفحه 310-317

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26388

وحید روحی، انیسه اسماعیل زاده

چکیده ترکیدگی میوه انار عارضهای است که در اکثر مناطق پرورش انار مشاهده میشود. با توجه به این که ترکیدگی میوه از جمله موانع اصلی تولید و صادرات انار است و سالانه خسارات اقتصادی زیادی را به همراه دارد، این تحقیق به منظور بررسی امکان کاهش ترکیدگی و افزایش خصوصیات کمی و کیفی میوه انار رقم ملس اصفهان با استفاده از غلظتهای مختلف اسید جیبرلیک در زمانهای مختلف محلولپاشی انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. فاکتورهای آزمایش شامل محلول‏پاشی اسید جیبرلیک با چهار غلظت 0، 150، 300 و 450 میلیگرم در لیتر در سه زمان تمام‏گل، یک ‏ماه و دو ماه پس از آن اعمال گردید. نتایج نشان دادند کاربرد اسید جیبرلیک میزان ترکیدگی میوه انار را در مقایسه با تیمار شاهد به طور معنیداری کاهش داد. مراحل مختلف محلولپاشی اسید جیبرلیک روی درصد ترکیدگی تفاوت معنی‏داری نداشت، ولی با نزدیک شدن به مرحله سوم و زیاد شدن غلطت هورمون از میزان ترکیدگی میوه‏ها کاسته شد. در مرحله اول تمام غلظت‏‏‏‏‏‏های اسید جیبرلیک باعث ایجاد پارتنوکارپی شدند و میوه‏ها رشد نکردند. اثر اسید جیبرلیک در مراحل مختلف و غلظت‏های متفاوت بر روی وزن کل و وزن تر پوست میوه معنی‏دار بود. با افزایش غلظت اسید جیبرلیک، طول و قطر میوه، اسید کل، وزن و حجم میوه افزایش یافت. غلظت 450 میلیگرم در لیتر بیشترین تاثیر را روی شاخصهای کمی و کیفی میوه داشت.

مقالات پژوهشی

تاثیر اسانس برخی گیاهان دارویی و پوشش پلی‌اتیلنی بر عمر انبارمانی و کیفیت میوه انار (رقم شیشه‌کپ)

صفحه 318-325

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26389

یحیی سلاح ورزی، علی تهرانی فر

چکیده پوسیدگی‌های انباری همواره به عنوان یکی از مهمترین موانع بر سر راه انبارمانی و صادرات میوه انار مطرح میباشند. این پوسیدگیها عمدتا به علت نفوذ وگسترش قارچهای ساپروفیتی یا پارازیتی به داخل میوه انار در قبل، زمان برداشت و یا پس از برداشت آن شکل میگیرند. بنابراین در تحقیق حاضر تاثیر اسانس گیاهان دارویی زیره سیاه (Carum carvi) و نعناع فلفلی (Mentha piperetta) با غلظت 1000 پیپیام و همچنین استفاده و یا عدم استفاده از پوشش پلیاتیلنی (LDPE) با ضخامت 20 میکرون بر کیفیت انبارمانی، درصد پوسیدگی، شاخص سرمازدگی و ویژگیهای بیوشیمیایی میوه انار مورد بررسی قرار گرفت. میوههای انار به مدت 5 ماه تحت شرایط دمایی 1±5 درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی 90-85 درصد نگهداری شدند. نتایج نشان داد که بیشترین شاخص سرمازدگی و درصد کاهش وزن به ترتیب با میانگین 45/3 و 03/17% مربوط به تیمار بدون پوشش بود. بالاترین درصد پوسیدگی و فساد میوه نیز با میانگین 41/29% در شرایط استفاده از پوشش پلیاتیلنی به تنهایی به دست آمد. این در حالی است که استفاده از هر دو نوع اسانس گیاهی توانست به خوبی افزایش آلودگی ناشی از استفاده از پوشش را به صورت معنیداری کاهش داده و بیشترین مقادیر ترکیبات فنولیک و ظرفیت آنتیاکسیدانی آب میوه را به خود اختصاص دهد.

مقالات پژوهشی

بررسی تاثیر غلظت های مختلف اسید سالیسیلیک و دماهای متفاوت بر ماندگاری، کیفیت پس از برداشت و فعالیت آنتی‌اکسیدانی میوه زردآلو (Prunus armeniaca L.) رقم "لاسگردی"

صفحه 326-334

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26390

الهام اردکانی، غلامحسین داوری نژاد، مجید عزیزی

چکیده این تحقیق به منظور بررسی اثر تیمارهای اسید سالیسیلیک و دما بر روی خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و فعالیت آنتی‌اکسیدانی میوه‌های زردآلو رقم "لاسگردی"، اجرا شد. میوه‌ها در مرحله بلوغ تجاری برداشت، و در غلظت‌های مختلف اسید سالیسیلیک و همچنین در آب مقطر (شاهد) به مدت 5 دقیقه غوطه‌ور شدند. سپس میوه‌ها در بسته‌های پلی‌اتیلنی بسته‌بندی و انبار (با دمای °c 4 و رطوبت 95%) شدند. طی دوره انبارداری، تغییرات وزن میوه، سفتی بافت میوه، درجه اسیدی، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، اسید آسکوربیک و فعالیت آنتی‌اکسیدانی میوه‌ها اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که، طی دوره انبارداری در هر دو دمای 4 و 20 درجه سانتی‌گراد وزن میوه، سفتی بافت میوه، اسیدیته قابل تیتراسیون، اسید آسکوربیک و فعالیت آنتی‌اکسیدانی کاهش معنی‌داری، در حالی که درجه اسیدی و مواد جامد محلول افزایش معنی‌داری داشته است. طی دوره انبارداری تفاوت معنی‌داری بین تیمارها (شاهد و غلظت‌های مختلف اسید سالیسیلیک) و دماهای مختلف انبارداری در تمام فاکتورهای اندازه‌گیری شده، مشاهده شد. تیمارهای اسید سالیسیلیک به طور معنی‌داری مانع از کاهش وزن و همچنین باعث حفظ سفتی بافت میوه‌ها شدند. در این شرایط، به ترتیب بیشترین وکمترین میزان اسیدیته قابل تیتراسیون، اسید آسکوربیک و فعالیت آنتی‌اکسیدانی در تیمارهای 4 میلی‌مولار اسید سالیسیلیک و شاهد مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد که، دمای 4 درجه سانتی‌گراد تاثیر مثبتی در حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری میوه‌ها در طی دوره انبارداری داشت است. براساس نتایج بدست آمده، می‌توان از اسید سالیسیلیک به عنوان یک ترکیب طبیعی و دمای 4 درجه به طور تجاری جهت افزایش ماندگاری میوه‌های زردآلود استفاده نمود.

مقالات پژوهشی

امکان‌سنجی استفاده از جذب اشعه ایکس به عنوان یک روش غیر مخرب برای تعیین برخی از شاخص های کیفی میوه انار

صفحه 335-341

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26391

فرهاد سلمانی زاده، سید مهدی نصیری، مجید راحمی، عبدالعباس جعفری

چکیده در این پژوهش عکس برداری مقطعی به وسیله جذب اشعه ایکس به عنوان یک روش غیر مخرب برای تخمین برخی شاخص های کیفی میوه انار بررسی شد. بدین منظور از سه رقم میوه انار محلی استان فارس شامل: رباب ملس، رباب ترش و خانی کازرون استفاده شد. تصاویر مقطعی حاصل از اشعه ایکس میوه های انار با استفاده از دستگاه اسکن توموگرافی کامپیوتری تهیه گردید. عدد سی تی تصاویر که بیانگر مقدار جذب اشعه ایکس است با استفاده از نرم افزار K-PACS استخراج گردید. شاخص های کیفی نظیر میزان آنتوسیانین ها، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون و میزان pH ارقام مختلف انار اندازه گیری شد. رابطه ی شاخص های کیفی و عدد سی تی بدست آمده از تصاویر توموگرافی میوه های انار در قالب مدل های رگرسیون خطی بررسی گردید. مطابق نتایج همبستگی بین عدد سی تی و شاخص های کیفی در تمامی مدل ها بیش از 900/0 به دست آمد. برای ارقام مختلف عدد سی تی همبستگی مثبتی با اسیدیته قابل تیتراسیون و همبستگی منفی با میزان آنتوسیانین ها، pH و مواد جامد محلول داشت. روابط برآورد شاخص های کیفی مربوط به رقم رباب ملس دارای بیشترین دقت بود (با ضرایب تبیین 971/0، 947/0، 963/0، 946/0 به ترتیب برای میزان آنتوسیانین ها، قند کل، اسیدیته و pH). برای همه ارقام بیشترین همبستگی بین مقدار آنتوسیانین ها و عدد سی تی مشاهده شد (با ضرایب تبیین 971/0، 943/0 و 960/0 به ترتیب برای ارقام رباب ملس، رباب ترش و خانی کازرون). نتایج کلی این پژوهش نشان داد که عدد سی تی حاصل از پرتو نگاری اشعه ایکس می تواند به عنوان یک شاخص مفید برای تخمین شاخص های کیفی میوه انار در سنجش های بلادرنگ به کار گرفته شود.

مقالات پژوهشی

تاثیر کاربرد پس از برداشت اسید سالیسیلیک و ژل آلوئه ورا بر خصوصیات کیفی و فعالیت آنتی اکسیدانی میوه انگور رقم قزل ازوم

صفحه 342-349

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26392

لیلا احدی

چکیده امروزه، به دلیل تاثیر مضر مواد شیمیایی بر سلامت انسان و محیط زیست استفاده از این مواد در تکنولوژی نگهداری محصولات کشاورزی با محدودیت هایی روبرو است .از این رو یافتن مواد سالم برای استفاده در تکنولوژی پس از برداشت میوه ها و سبزی ها ضروری می باشد. در این پژوهش اثر اسید سالیسیلیک و ژل آلوئه ورا بر ویژگی های کیفی و عمر نگهداری انگور رقم قرل ازوم بررسی شد. آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی در 6 تکرار انجام شد میوه ها با اسید سالیسیلیک در غلظت های 0، 1 و 2 میلی مولار و ژل آلوئه ورا در غلظت های 0، 25% و 33% ‘تیمار شدند و پس از 45روز نگهداری در دمای 5/0±0 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی ۸۵ تا ۹۵ درصد مورد مطالعه قرار گرفت. صفاتی شامل pH، اسیدیته کل (TA)، فنول کل، فعالیت آنتی اکسیدانی کل و مقدار ویتامین ث و مواد جامد محلول(TSS) ارزیابی شدند. اسید سالیسیلیک در غلظت 2 میلی مولار نسبت به سایر تیمار ها از افزایش pH و کاهش مواد جامد محلول جلوگیری کرد و باعث حفظ pH میوه گردید، همچنین تاثیر تیمارهای اسید سالیسیلیک 2 میلی مولار و ژل آلوئه ورا 33% بر میزان TSS و TA معنی دار بود و موجب حفظ بیشتر مواد جامد محلول شد و از کاهش اسیدهای قابل تیتراسیون و تجزیه آن به قندها جلوگیری کرد. در این مطالعه بالاترین میزان فعالیت آنتی اکسیدانی کل، فنول کل و مقدار ویتامین ث مربوط به اسید سالیسیلیک 2 میلی مولار و ژل آلوئه ورا 33% و تیمار ترکیبی اسید سالیسیلیک 2 میلی مولار و ژل آلوئه ورا 33% بود. کاربرد تیمارهای اسید سالیسیلیک و ژل آلوئه ورا می تواند جایگزین مناسبی برای مواد شیمیایی در تکنولوژی پس از برداشت انگورهای رومیزی باشد.

مقالات پژوهشی

بررسی واکنش های فیزیولوژیکی دو پایه مرکبات به تنش شوری درون شیشه ای

صفحه 350-357

https://doi.org/10.22067/jhorts4.v0i0.26393

فریبرز حبیبی، محمد اسماعیل امیری

چکیده در این آزمایش، واکنش های فیزیولوژیکی دو پایه مرکبات [نارنج (Citrus aurantium L.) و پونسیروس (Poncirus trifoliata Raf.)] به تنش شوری در شرایط درون شیشه ای بررسی شد. این پژوهش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام گردید. ریزنمونه های (گیاهچه‌های نوسلار حاصل از کشت بذر) هر دو پایه به محیط کشت پرآوری جامد موراشیگ و اسکوگ (MS) حاوی 9/8 میکرومولار BA و 5/0 میکرومولار NAA با غلظت های مختلف کلرید سدیم (صفر، 50، 100، 150 و 200 میلی مولار) در شش تکرار منتقل شدند. نتایج نشان داد که شاخص کلروفیل برگ، سرعت فتوسنتز، هدایت روزنه ای، غلظت CO2 درون روزنه ای و پروتئین کل با افزایش سطح شوری کاهش یافت. گرچه اثر متقابل پایه و شوری در پارامترهای ذکر شده فوق، معنی دار نشد. کاهش پروتئین کل، کلروفیل، فتوسنتز و غلظت CO2 درون روزنه ای در پایه پونسیروس بیشتر از پایه نارنج بود. همچنین فعالیت آنزیم پراکسیداز با افزایش سطح شوری در هر دو پایه افزایش پیدا کرد که میزان افزایش در پونسیروس بیشتر از نارنج بود. با افزایش سطوح شوری در محیط کشت، جذب یون های سدیم (Na+) و کلر (Cl-) به طور معنی داری طی شش هفته کشت در هر دو پایه افزایش یافت. در مقایسه با پونسیروس، نارنج سدیم و کلر کمتری جذب کرد. بنابر نتایج حاصله می توان اظهار نمود که مقاومت به شوری یک همبستگی منفی با غلظت سدیم و کلر در بافت گیاه دارد و گیاهانی که سدیم و کلر کمتری در بافت داشته باشند، مقاوم ترند. بنابراین پایه نارنج مقاومتر از پونسیروس به تنش شوری بود و توانست مقاومت بیشتری در غلظت های بالای شوری داشته باشد